فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
"هدف: این پژوهش به منظور بررسی چگونگی تحول روانی واژگان کلامی و مقوله ای کودکان دوزبانه (ترک – فارس و کرد – فارس) انجام شد.
روش: در این پژوهش که جزو مطالعات بنیادی است، هزار دانش آموز دبستانی دوزبانه ترک – فارس و کرد – فارس به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبتی، از میان دانش آموزان دبستانی دو شهر تبریز و سنندج انتخاب شدند. این دانش آموزان در دو آزمون نشانه ادراکی (حروف اولیه) و نشانه های مفهومی (مقوله های معنایی) شرکت کردند.
یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تعداد واژگان فارسی در طول پایه های تحصیلی اول تا پنجم دبستان هر دو شهر روند افزایشی و صعودی دارد، و این روند در آزمون نشانه های مقوله ای منظم تر از آزمون نشانه های ادراکی است. دانش آموزان ترک – فارس و کرد – فارس در هیچ یک از سال های دبستان تفاوت معناداری نشان ندادند، ولی الگوی تغییرات و تحولات تعداد واژگان آنها در آزمون مقوله ای در طول دوره ابتدایی متفاوت است. همچنین در مجموع در هر دو آزمون، دانش آموزان پسر نسبت به دانش آموزان دختر عملکرد بهتری از خود نشان دادند. در نشانه های ادراکی نیز دانش آموزان تبریزی بیش از دانش آموزان سنندجی واژه فارسی تولید کردند.
نتیجه گیری: الگوی تحول تعداد واژگان دانش آموزان دوزبانه ترک – فارس و کرد – فارس را می توان در آزمون نشانه های مقوله ای متفاوت از هم درنظر گرفت، ولی در الگوی تحول تعداد واژگان آزمون نشانه های ادراکی چنین تفاوتی مشاهده نشد."
مطالعه مقدماتی برای انطباق و هنجاریابی پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر
حوزههای تخصصی:
این مطالعه برای انطباق پرسشنامه سرشت و منش (تی .سی .آی ـ 125) و هنجاریابی آن در جمعیت جوان ایرانی صورت گرفت. پس از ترجمه، انطباق محتوایی و وارسی فرهنگی، آزمون مزبور در یک نمونه از آزمودنی های جوان تهرانی و شیرازی اجرا گردید. نتایج نشان داد که فرم فارسی پرسشنامه تی .سی .آی ـ 125 می تواند ابعاد چهارگانه سرشت و ابعاد سه گانه منش (مبتنی بر نظر کلونینجر) را در جمعیت جوان ایرانی مورد سنجش قرار دهد. ضریب همبستگی برای نمرات آزمون ـ بازآزمون، نشانگر پایایی قابل توجه این پرسشنامه است.
این مطالعه نشان داد که پرسشنامه سرشت و منش را می توان را با اعمال محدودیت هایی، در جامعه ایرانی به کار گرفت. ضمنا درباره محدودیت های روش شناختی این تحقیق و نکات کاربردی آن بحث خواهد شد.
ماهیت و فرایند به کارگیری استراتژی های فراشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی ماهیت و فرایند به کارگیری استراتژی های فراشناختی در ارتباط با موقعیت های آموزش زبان انگلیسی شامل نظامهای دموکراتیک- نیمه دموکراتیک و اقتدار ملی در نظام آموزش عالی ایران بوده است، بدین معنا که آیا به کارگیری استراتژی های مذکور از منظر فراوانی و نوع تحت تاثیر موقعیت یادگیری قرار می گیرند یا نه. ضمنا تلاش گردید تا موضوع از زاویه بررسی کمی و کیفی بعنوان دو رویکرد متداول انجام تحقیقات علمی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. براین اساس دو فرضیه مطرح و به شیوه تجربی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج حاصله را در دو مقوله موقعیت- محور به کارگیری استراتژی های مذکور و روش- محور تحلیل داده ها می توان تقسیم بندی کرد و نتایج حاصله موید تاثیر نسبی موقعیت های یادگیری و ماهیت مکمل و مانعه الجمع نبودن دو روش تحقیق بوده و معلوم گشت که نظام آموزشی استوار بر اصول اعتدالی زمینه رشد بیشتری را فراهم می آورد و اکتفا صرف به روش تحقیق کمی نمی تواند همیشه نتایج قانع کننده ای را ارایه دهد.این تحقیق دارای کاربردهای نظری و عملی نیز می باشد به طوری که از حیث نظری معلوم گشته که (1) استراتژی های فوق یک سازه یک بعدی است، (2) استراتژی های فراشناختی مرتبط با استراتژی های شناختی است، (3) استراتژی های فراشناختی پارامترهای متفاوتی را در موقعیت های مختلف نشان می دهند و (4) استراتژی های فراشناختی ماهیتی پیچیده دارند که نیازمند بررسی بیشتر می باشد. از نظر کاربرد آموزشی نیز واقعیت تعدد در نظام آموزش زبان انگلیسی در ایران تایید شد که این وضعیت بر کل فرایند یادگیری زبان های خارجی اثر می گذارد. براین اساس افق های جدیدی در سطح کلان آموزشی شامل سیاستگذاری و برنامه ریزی آموزشی زبان های خارجی در سطح ملی و همچنین در مقیاس خرد یعنی مدیریت کلاسی و اجرای برنامه ها و سیاست های آموزشی گشوده می شود.
تشخیص اولیه ی اختلال هویت جنسی: گزارش موردی
حوزههای تخصصی:
رابطه باورهای دنیای عادلانه برای دیگران و خود با سلامت عمومی، رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی و افکار خودکار
حوزههای تخصصی:
"هدف این پژوهش بررسی رابطه بین باورهای دنیای عادلانه با سلامت عمومی، رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی و افکار خودکار بود. بهمنظور دستیابی به این هدف، از جامعه آماری (زنان و مردان ساکن شهر اصفهان) 300 نفر بهعنوان گروه نمونه با استفاده از روش نمونهگیری چند مرحلهای برای پاسخگویی به ابزارهای پژوهش انتخاب شدند. از پنج پرسشنامه سلامت عمومی (با چهار زیرمقیاس)، رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و منفی، افکار خودکار و پرسشنامه باورهای دنیای عادلانه برای دیگران و خود بهمنظور دستیابی به دادههای مورد استفاده در پژوهش استفاده شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان و گام بهگام مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین زیرمقیاسهای سلامت عمومی (GHQ) با باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران رابطه منفی و معنادار (P<0/01)وجود دارد. رابطه بین باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران با رضایت از زندگی منفی و معنادار (P<0/01) بود. رابطه بین عاطفه مثبت و باورهای دنیای عادلانه برای خود منفی و معنادار (P<0/01) و رابطه بین عاطفه منفی و باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران مثبت و معنادار(P<0/01) بود. افکار خودکار نیز با باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران دارای رابطه مثبت و معنادار (P<0/01) بود. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که از کل متغیرهای پژوهش، فقط رضایت از زندگی قادر به پیشبینی باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که باورهای دنیای عادلانه برای دیگران و خود، رضایت از زندگی و افسردگی توان پیشبینی معنادار داشتند.
"
پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی و مولفههای تمایزیافتگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خانواده، یک نظام اجتماعی طبیعی است که در همهی مراحل تکوین آن زوجین، خرده نظام اصلی بوده و عوامل متعددی مانند سبکهای دلبستگی و مولفههای تمایزیافتگی در رضایت زناشویی آنها نقش دارند. هدف این پژوهش پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس سبکهای دلبستگی و مولفههای تمایزیافتگی است.
روشکار: پژوهش به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوهی جمعآوری دادهها از نوع توصیفی بود که در چهارچوب یک طرح همبستگی پیشبین انجام شد. جامعهی آماری پژوهش حاضر، کارکنان متاهل دانشگاه تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 89-1388 بودند. از این جامعهی آماری با توجه به جنسیت 200 نفر انتخاب شدند. پس از حذف موارد ناقص حجم نمونه به 184 نفر کاهش یافت. دامنهی سنی آزمودنیها از 23 تا 54 سال بود. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای رضایت زناشویی انریچ، تمایزیافتگی خود اسکوورون و دلبستگی بزرگسال هازن و شیور استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد.
یافتهها: از بین مولفههای تمایزیافتگی خود، موقعیت منو از مولفههای سبک دلبستگی، سبک دلبستگی دوسوگرا (001/0P<)بهترین پیشبینیکنندههای رضایت زناشویی هستند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش از این باور حمایت میکند که روابط اولیهی افراد در محیط خانواده به شکلگیری سبک دلبستگی خاص و سطوح بالا یا پایین تمایزیافتگی منجر میگردد و این تجارب اولیه بر روابط بین فردی زوجین در بزرگسالی تاثیر مستقیم میگذارد.
روایی وپایایی پرسشنامه ارزشیابی استادان توسط دانشجویان
حوزههای تخصصی:
اهداف: به منظور استفاده کارآمد از نظرات دانشجویان برای ارزشیابی عملکرد استادان، باید پرسش نامه هایی جامع که دارای سئوال های تعمیم پذیر و مبین متغیرهای اصلی مورد آزمون باشد، طراحی شوند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی پرسش نامه ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان بود.
روش ها: این مطالعه پیمایشی در جامعه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 89-1388 انجام شد و 626 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی از 5 دانشکده انتخاب شدند. برای سنجش روایی هر پرسش فرم ارزشیابی اساتید، از پرسش نامه محقق ساخته شامل 99 سئوال بسته پاسخ استفاده شد. برای تعیین پایایی با روش ضریب توافق از فرم های تکمیل شده ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان، 26 نمونه از دانشکده فنی، 42 نمونه از دانشکده های کشاورزی، علوم پایه و تربیت بدنی و 66 نمونه از دانشکده علوم انسانی به تناسب جمعیت دانشکده ها مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: روایی محتوایی برخی از مولفه های سئوال های اصلی کمتر از 30% بود و ارتباط کمی با سئوال اصلی داشت. ضریب توافق به دست آمده برای همه سئوال ها بالا بود. در دانشکده فنی- مهندسی، سئوال 11، در دانشکده های کشاورزی، تربیت بدنی و علوم پایه سئوالات 13 و 14 و در دانشکده علوم انسانی سئوالات 6، 12، 13 و 14 پرسش نامه ارزشیابی از بالاترین توافق برخوردار بودند.
نتیجه گیری: روایی محتوایی پرسش نامه ارزشیابی اساتید دانشگاه گیلان در بعضی از سئوالات پایین است. درخصوص پایایی (ضریب توافق) سئوالات پرسش نامه نیز گرچه همه آنها از پایایی بالایی برخوردارند، ولی این درجه توافق از دانشکده ای به دانشکده دیگر متفاوت است.
بررسی شاخص های روان سنجی پرسشنامه باورهای اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور ارزیابی ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی پرسشنامه باورهای اختلال خوردن کوپر و همکارانش (1997) انجام شد
روش: نمونه آماری این پژوهش دانش آموزان سال دوم دبیرستان 18 کلاس (403 نفر) بودند که از میان دبیرستان های دولتی دخترانه شهر تهران، به شیوه خوشه ای مرحله ای انتخاب شده بودند. تمام آزمودنی ها به نسخه فارسی پرسشنامه باورهای اختلال خوردن و نسخه کوتاه پرسشنامه طرح واره ها یا باورهای ناسازگار هسته ای یانگ (1998) پاسخ دادند.
یافته ها: روایی این پرسشنامه به وسیله شاخص های روایی همگرا و همزمان، و تحلیل عاملی بررسی شد. نتایج تحلیل عوامل با استفاده از روش های مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس نشان داد که این پرسشنامه از چهار عامل خودباوری های منفی، کنترل پرخوری، خودپذیری و پذیرش به وسیله دیگران تشکیل شده است. این عوامل بیش از 26/46 درصد واریانس کل را تبیین می کنند. روایی همگرای این پرسشنامه با محاسبه ضریب همبستگی زیرمقیاس های این پرسشنامه با یکدیگر و با کل پرسشنامه تایید شد که این ضرایب بین 31/0 تا 84/0 متغیر و معنادار بودند. روایی همزمان نیز با به کارگیری مقیاس باورهای ناسازگار اولیه برآورد شد که ضریب همبستگی میان این دو پرسشنامه 48/0 بود. اعتبار پرسشنامه باورهای اختلال خوردن با روش های آلفای کرونباخ و روش دونیمه سازی تحلیل شد که به ترتیب ضرایب 89/0و 72/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: با در نظر گرفتن نتایج این پژوهش، می توان گفت آزمون باورهای اختلال خوردن به طور کلی می تواند ابزاری معتبر در ارزیابی باورهای اختلال خوردن در جمعیت ایرانی باشد.
اعتبار و روایی فهرست شادکامی آکسفورد در ایرانیها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
به منظور بررسی اعتبار و روایی فهرست شادکامی آکسفورد (OHI؛ آرگیل، 2001) نمونهای متشکل از 142 مرد و 227 زن ایرانی، 18 تا 53 سال (میانگین = 25)، فهرست شـادکامی آکسفورد (OHI)، پرسشنـامه شخصیتی آیزنک (EPQ، 1999) و فهرست افسردگی بک (BDI؛ بک و دیگران، 1979) را تکمیل کردند. بررسی همسانی درونی فهرست شادکامی آکسفورد نشان داد که تمام 29 گزاره این فهرست با نمره کل همبستگی بالایی داشتند. آلفای کرونباخ برای کل فهرست برابر با 91/0 بود. همبستگی پیرسون بین فهـرست شادکامی آکسفورد با فهرست افسردگی بک و زیر ـ مقیاسهای برونگردی و نوروزگرایی EPQ به ترتیب برابر با 48/0- ، 45/0 و 39/0- بود که روایی همگرا و واگرای فهرست شادکامی آکسفورد را تأیید کرد. نتایج تحلیل عاملی با استخراج 5 عامل رضایت از زندگی، حـرمت خود، بهزیستی فاعلی، رضایت خاطر و خلق مثبت توانستند با ارزش ویژه بزرگتر از 1 در مجموع 7/49% واریانس کل را تبیین کنند. میانگین نمرههای آزمودنیهای ایرانی در فهرست شـادکامی آکسفورد (07/42) با یافتههای پژوهش آرگیل (6/35 = M) متفاوت بود. یافتههای پژوهش نشان دادند که OHI برای اندازهگیری شادکامی در جامعه ایرانی از اعتبار و روایی مناسب برخوردار است.
"
میزان آمادگی یادگیری خودراهبر در دانشجویان رشته پزشکی
حوزههای تخصصی:
اهداف: در جهان امروز که دانش دایماً در حال تغییر و ارتقاست و سروکار داشتن با مفاهیم نوظهور و تازه، جنبه ای مهم در رویارویی با بیماران است، مهارت های یادگیری خودراهبر برای موفقیت فراگیران در حرفه پزشکی ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی میزان آمادگی یادگیری خودراهبر دانشجویان پزشکی (مقاطع علوم پایه، فیزیوپاتولوژی و کارآموزی) انجام شد.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 182 نفر از دانشجویان پزشکی (مقاطع علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، کارآموزی) به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای از میان دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در بهمن تا اسفندماه 1390 انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه ""آمادگی یادگیری خودراهبر فیشر"" با شاخص های سن، جنسیت، معدل دیپلم، نمره علوم پایه، مقطع تحصیلی و معدل تا زمان مطالعه بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 19 و آزمون T مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و آماره کوهن انجام شد.
یافته ها: دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر از مهارت خودمدیریتی بهتری برخوردار بودند و نمره کل یادگیری خودراهبر بهتری داشتند. ارتباط معنی داری بین ویژگی های فردی و حرفه ای دانشجویان و مهارت های یادگیری خودراهبر مشاهده نشد.
نتیجه گیری: مهارت خودمدیریتی و همچنین نمره کل یادگیری خودراهبر در دانشجویان دختر و پسر متفاوت است و در پسران وضعیت بهتری دارد. ویژگی های فردی و حرفه ای دانشجویان تاثیری در مهارت های یادگیری خودراهبر ایشان ندارد. دانشجویان هنوز ترجیح می دهند مواد درسی را از طریق فعالیت هایی با راهنمایی استاد یاد بگیرند.
تاثیر آموزش روش ذهن آگاهی بر میزان علایم اختلال وسواس - اجبار در زنان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش روش ذهن آگاهی بر میزان علایم اختلال وسواس - اجبار در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان اجرا گردید. بدین منظور تعداد 18 بیمار مبتلا به اختلال وسواس - اجبار که بر اساس مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی و روانپزشک معرفی شده بودند و دارو مصرف می کردند، به روش تصادفی ساده از میان جامعه پژوهش انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 9 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس - اجبار مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد هر دو گروه اجرا شد. آزمودنی های گروه آزمایش به صورت فردی و به مدت شش جلسه در معرض برنامه درمانی آموزش روش ذهن آگاهی قرار گرفتند. این برنامه شامل توضیح ماهیت اختلال وسواس - اجبار و انواع آن، مراحل چهارگانه ذهن آگاهی و ارایه تکالیف خانگی با استفاده از روش ذهن آگاهی بود که از طریق کتابچه راهنمای محقق ساخته و با هدایت پژوهشگر به هر بیمار آموزش داده شد. در طول درمان علاوه بر جلسات حضوری هفتگی، بیماران از طریق تماس تلفنی با پژوهشگر در ارتباط بوده و به منظور برطرف نمودن مشکلات احتمالی در انجام تکالیف، راهنمایی های لازم را دریافت نمودند. آزمودنی های گروه کنترل فقط دارو دریافت کردند و هیچ نوع درمان روانشناختی بر آنها اعمال نشد. نتایج تحلیل کواریانس دال بر تاثیر آموزش روش ذهن آگاهی در بهبودی معنادار علایم کلی وسواس در مرحله پس آزمون و آزمون پیگیری بود (P<0.001). همچنین نتایج، حاکی از تاثیر این روش در بهبودی معنادار علایم شستشو، وارسی، کندی وسواسی، تردید وسواسی و نشخوار ذهنی در مرحله پس آزمون و آزمون پیگیری بود (P<0.05).
بررسی مشکلات اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مشکلات اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی در پایه های اول تا سوم مدارس ابتدایی، به روش توصیفی- پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش محدود به معلمان و مدیران آموزشگاه های مجری ارزشیابی کیفی توصیفی در ناحیه ی چهار اصفهان (663 نفر) است. نمونه آماری پژوهش شامل 113 نفر معلم و 27 نفر مدیر آموزشگاه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب گردید. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی پرسشنامه توسط افراد صاحب نظر تأیید و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به میزان 875/0 تعیین گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کمک آزمون t مستقل و نیز t تک متغیره برای متغیرهای دو سطحی و آزمون تحلیل واریانس برای متغیرهای چند سطحی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد: میزان مشکلات اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی در ارتباط با هر چهار مؤلفه مورد بررسی بالاتر از حد متوسط است. همچنین، بین دیدگاه پاسخگویان با توجه به عوامل جمعیت شناختی(جنس، سمت، تحصیلات و سابقه خدمت)تفاوت معناداری ملاحظه نشده است. مؤلفه های بررسی شده عبارتند از: 1) عناصر برنامه درسی شامل: اهداف، محتوا، روش های یاددهی یادگیری و زمان؛ 2) فراهم سازی پیش نیازها، شرایط، امکانات محیط و منابع آموزشی؛ 3) دانش، مهارت های فعلی معلمان و مدیران و آموزش های ضمن خدمت و 4) روش ها و ابزارهای گردآوری، نگهداری و سامان دهی داده ها هستند.
اصول فرزندپروری در سبک زندگی اهل بیت(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش عبارت بود از استخراج اصول فرزندپروری در سبک زندگی اهل بیت(ع)؛ به این منظور از روش تحلیل نظری رفتار و گفتار آنان، به عنوان الگوی رفتاری، استفاده شد؛ از جمله دستاوردهای پژوهش، عبارت است از اصولی مانند: زمینه سازی (چون تربیت پیچیده و پیوسته است، باید در هر مقطع سنی، مقدمات تربیت در مقطع بعد فراهم شود)، پیشگیری (باید به آسیب های احتمالی در فرایند تربیت و راه اجتناب از آن توجه شود)، تکریم (هر نوع اقدامی که موجب خدشه دار شدن حرمت فرزند می گردد نامطلوب است)، تدریج ( باید برنامه تربیتی به صورت گام به گام، متناسب با اقتضائات سنی، جنسیتی و... طراحی و اجرا گردد)، توجه به توانایی و ظرفیت متربی (برنامه ها باید تناسب با مراحل رشدیِ فرزندان داشته باشد)، عدم تحمیل بر کودک (والدین باید فرزندان را تا قبل از سن تمییز در انجام فعالیت های مورد علاقه و تجربه آموزی آزاد بگذارند).
مقایسه تاثیر روشهای درمان رفتاری ـ شناختی و رفتاری ـ فراشناختی در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس ـ اجبار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی میزان اثربخشی درمان شناختی و فراشناختی در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس- اجبار بوده است.
روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون استفاده شده است. گروه های آزمایشی شامل دو گروه رفتاری- شناختی (18n=) و رفتاری- فراشناختی (11n=) بودند. مداخله های رفتاری- شناختی و رفتاری- فراشناختی روی دو گروه آزمایشی انجام و سپس بیماران توسط پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی (MOCI) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: اندازه اثر درمان رفتاری- شناختی برابر 6/1 و اندازه اثر درمان رفتاری- فراشناختی برابر 4/1 به دست آمد که نشان دهنده میزان تاثیر زیاد درمانی هر دو گروه است. اما در مقایسه نتایج دو گروه با روش تحلیل کواریانس تفاوت معنی داری به دست نیامد.
نتیجه گیری: مطابق یافته های این پژوهش تمرکز درمان روی تحریفات شناختی و باورهای فراشناخت هر دو منجر به کاهش علائم وسواس- اجبار در بیماران OCD می شود و میزان تاثیر دو روش رفتاری- شناختی و رفتاری- فراشناختی تفاوت معنی داری با یکدیگر ندارد.
مقایسه میزان و نوع استفاده از اینترنت در رابطه با سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش حاضر بررسی و مقایسه میزان و نوع استفاده از اینترنت در رابطه با سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر مقطع دوم دبیرستان های شهر تهران در سال تحصیلی 1387بود. برای اجرای این پژوهش نمونه ای با حجم 250 نفر دانش آموز (126 دختر و 124 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سلامت عمومی فرم 28 سؤالی گلدبرگ و هیلدگ (1979)، پرسشنامه استفاده از اینترنت المتریف(2000) و پرسشنامه محقق ساخته(1387)، استفاده شد. در این پژوهش از معدل ترم اول دانش آموزان سال دوم دبیرستان به عنوان ملاک عملکرد تحصیلی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده از روش ضریب همبستگی، تحلیل واریانس یک راهه، آزمون شفه و آزمون T مستقل استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که بین میزان و نوع استفاده از اینترنت با عملکرد تحصیلی رابطه معکوس معنی دار وجود دارد و همچنین بین میزان و نوع استفاده از اینترنت با سلامت روان همبستگی معکوس معنی داری دیده می شود، اما در این پژوهش تفاوتی بین دو جنس در میزان و نوع استفاده از اینترنت مشاهده نشد. به طور کلی پژوهش حاضر نشان داد با افزایش میزان استفاده از اینترنت عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان کاهش مییابد و نیز هر چه افراد استفاده ارتباطی و تفریحی بیشتری با اینترنت داشته باشند عملکرد تحصیلی و سلامت روان آنها کاهش مییابد.
مقایسه باورهای وسواسی در بیماران مبتلا به وسواس و سایر اختلالات اضطرابی با گروه شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر، تحقیقات بسیاری در ادبیات وسواس به شناسایی عوامل شناختی موثر در شکل گیری اختلال وسواس فکری - عملی پرداخته اند، تا تعیین کنند که کدام یک از شناختارها (اهمیت و کنترل افکار (ICT)، احساس مسوولیت و ارزیابی احساس خطر و تهدید (RT)، کمال طلبی و عدم قطعیت (PC))، در ایجاد و بقای علایم و نشانه های وسواس نقش دارند. هدف مطالعه اخیر مقایسه باورهای وسواسی در بیماران وسواسی، اضطرابی و سالم بود.
روش: سه گروه آزمودنی شامل بیماران وسواسی، بیماران اضطرابی و افراد سالم پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه های MOCI، BDI-II، STAI، BAI، OBQ-44 و Y-BOCS (درمورد بیماران وسواسی) را تکمیل نمودند.
یافته ها: نمرات OBQ-44 کل و خرده مقیاس های PC و RT در دو گروه وسواسی و اضطرابی بیشتر از گروه سالم بود، ولی تفاوت بین دو گروه وسواسی و اضطرابی معنی دار نبود. در خرده مقیاس ICT نمرات گروه وسواسی از دو گروه سالم و اضطرابی بیشتر بود، اما تفاوت بین گروه های اضطرابی و سالم معنی دار نبود. به عبارتی OBQ-44 کل، مقیاس مناسبی برای سنجش افکار مختص وسواس است، به طوری که مقیاس های فرعی RT و PC برای وسواس و اضطراب و مقیاس فرعی ICT صرفا برای وسواس اختصاصی است. میانگین، انحراف معیار و آزمون معنی داری نمرات سه گروه در مواد آزمون OBQ-44 محاسبه گردید و 27 ماده به عنوان مواد سنجش باورهای شناختی مختص وسواس تشخیص داده شد.
نتیجه گیری: خرده مقیاس های PC و RT (OBQ-44) در اختلال وسواس و اختلال اضطرابی مشترک ولی خرده مقیاس ICT مختص اختلال وسواس می باشد. بنابراین یافته های اخیر پیشنهاد می کند که OBQ-44 نقطه شروع معتبری برای بررسی ساختار و محتوای شناختی وسواس می باشد.
طرح مردمی کردن آموزش و پرورش
منبع:
پیوند ۱۳۵۹ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین شادکامی و گرایش های معنوی در دانشجویان دانشگاه اصفهان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطة بین معنویت و شادکامی در دانشجویان دانشگاه اصفهان با این فرضیه بود که «بین شادکامی و گرایش های معنوی، رابطه و بین میزان شادکامی و گرایش معنوی دختران و پسران تفاوت وجود دارد». به این منظور، در قالب طرح پژوهشی از نوع همبستگی، 230 نفر (115 دختر و 115 پسر) از دانشجویان دانشگاه اصفهان، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به «سیاهه شادکامی آکسفورد» و پرسشنامه گرایش های معنوی پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین شادکامی و گرایش های معنوی، ارتباط مثبت و معنا داری هست (0001/0>P, 358/0=r) و بین میزان شادکامی و گرایش های معنوی دختران و پسران، تفاوت معنا داری نیست. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که خودشکوفایی معنوی، تنها زیرمقیاسی است که شادکامی را به طور معنادار پیش بینی می کند. پس مذهب، از طریق ایجاد گرایش های معنوی بیشتر، موجب شادکامی بیشتر می شود.
تعیین اثربخشی نوروفیدبک بر عملکرد هوشی کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش نوروفیدبک و مقایسه آن با ریتالین و درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین توأم در کاهش علائم اختلال بیش فعالی / کمبود توجه انجام شده، یعنی اثربخشی این روشهای درمانی را بر افزایش نمرات هوشی آزمودنیها مد نظر قرار داده است.
روش بررسی: در این پژوهش شبه تجربی که به شکل (Case series) انجام شد، تعداد 16 نفر آزمودنی مبتلا به اختلال بیش فعالی – کمبود توجه نوع مرکب که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، در 4 گروه مختلف به مدت 10 هفته تحت درمان با هر یک از سه رویکرد فوق قرارگرفتند. گروه چهارم هیچ درمانی نگرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین در هر 4 آزمودنی موجب افزایش هوشبهر شده است. درمان با ریتالین به تنهایی نیز در هر 4 آزمودنی موجب افزایش نمرات هوشی گردید، اما این میزان در برخی موارد خیلی قابل توجه نبود. روش درمانی نوروفیدبک نیز در 3 نفر از آزمودنیها موجب افزایش نمره هوشبهر گردید. در گروه چهارم تغییراتی حاصل نشد.
نتیجه گیری: اثربخشی درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین در افزایش نمرات کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی / نقص توجه در آزمون هوشی تجدید نظر شده وکسلر کودکان بیشتر از هریک از دو روش دیگر به تنهایی است. "