فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
206 - 215
حوزههای تخصصی:
با توجه به نیاز کودکان و نوجوانان به خانواده مناسب و گسترش انتخاب فرزندپذیری ، این پژوهش به امید افزایش بهزیستی کودک و خانواده و با هدف شناسایی مشکلات روانشناختی خانواده های فرزندپذیر ایرانی و ارائه راهکارهای سازگاری با مشکلاتشان انجام شد. به روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری طبق نظریه اشتراوس و کوبین، در ابتدا جهت یافتن مشکلات خانواده های فرزندپذیر، مصاحبه با یک نماینده از والدین هر 13 خانواده در سال 1401 انجام شد. در مرحله بعدی، نتایج مرحله اول پژوهش در اختیار متخصصان قرار گرفت و راهکارهای پیشنهادی ایشان، بدست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار maxqda2020 انجام شد. روایی و پایایی این پژوهش بسیار مطلوب ارزیابی شد. الزامات اخلاقی رعایت شد. در مرحله اول شناسایی مشکلات، 4 مفهوم بدست آمد. مسائل مربوط به رشد کودک در محیط آسیب های اجتماعی، مشکلات حقوقی-روانشناختی، مسائل مربوط به نگرش و جهان بینی، مشکلات مرتبط با تاب آوری زوجین. از مرحله بعدی، 4 گروه راهکار سازگاری با مشکلات استخراج شد، شامل تبیین چیستی و چگونگی و چرایی فرزندپذیری در ایران (غنای دانش)، راهکارهای اجرایی جهت حل مشکلات، راهکارهای مداخله ای جهت تاب آوری خانواده، راهکارهای تغییر نگرش. مشکلات مربوط به نگرش و جهان بینی شرایط علّی سایر مشکلات بود. در انتها الگوی نهایی ارائه شد. غنای دانش، اصلاح و بهبود نگرش، افزایش تاب آوری والدین، رفع موانع اجرایی، باید اولویت کاری این حیطه قرار گیرد.
مقیاس استحکام روانی نوجوانان: ویژگی های روان سنجی و رابطه ی آن با اهمال کاری و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
6 - 37
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ویژگی های روان سنجی مقیاس استحکام روانی نوجوانان McGeown و همکاران (2016) و آزمون رابطه ی آن با اهمال کاری تحصیلی، اضطراب فراگیر و اضطراب ریاضی در قالب تحلیل مسیر بود. نمونه آماری پژوهش شامل 455 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر زنجان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت حضوری و اجرای کلاسی به مقیاس های مربوطه پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها، به صورت دوفازی و با به کارگیری روش های آماری تحلیل عاملی و تحلیل مسیر انجام شد. در فاز اول پژوهش به بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس استحکام روانی پرداخته شد. نتایج نشان داد یک راه حل شش عاملی، مطابق با شش ویژگی پیشنهادی استحکام روانی یعنی چالش، تعهد، کنترل (زندگی و هیجان) و اعتمادبه نفس (توانایی ها و بین فردی)، نسبت به مدل های رقیب بهترین برازش مدل را دارد. به علاوه همسانی درونی کل مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد. در فاز دوم پژوهش به آزمون اثرات مستقیم و غیرمستقیم استحکام روانی بر اضطراب (فراگیر و ریاضی) و اهمال کاری تحصیلی با به کارگیری تکنیک آماری تحلیل مسیر پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان که استحکام روانی اثر مستقیم بر اضطراب فراگیر، اضطراب ریاضی و اهمال کاری تحصیلی دارد به علاوه استحکام روانی با میانجی گری اضطراب فراگیر بر اهمال کاری تحصیلی و اضطراب ریاضی اثر غیرمستقیم دارد. پیامد یافته های پژوهش ازجمله کاربرد نتایج در مدارس و محیط های تحصیلی و پیشنهاد های پژوهشی برای مطالعات آتی موردبررسی قرار گرفت.
اثربخشی تفکر انتقادی برروی صفات سه گانه تاریک(ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و خودشیفتگی) شخصیتی دانشجویان نخبه ی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
176-204
حوزههای تخصصی:
سه گانه تاریک شخصیت از مشکلات شناختی دانشجویان ورزشکار نخبه است که می تواند علاوه بر عملکرد ورزشی در تمرین و رقابت حتی بر زندگی شخصی فرد نیز اثر گذار باشد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات آموزش تفکر انتقادی بر بهبود سه گانه تاریک شخصیت دانشجویان ورزشکار نخبه انجام شد. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری تحقیق پسر نخبه ورزشکار و به-صورت در دسترس 30 نفر (10 نفر در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه کنترل) انتخاب شدند و به عنوان نمونه در تحقیق مشارکت کردند. در پیش آزمون تمامی ازمودنی ها پرسشنامه های تفکر انتقادی (هایپل (2005) و فیشر (1986) و سه گانه تاریک شخصیت (جنیسون و وبستر )را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش در هشت جلسه ی 90 دقیقه ای مداخله تفکر انتقادی را دریافت کردند. نتایج نشان داد . نمرات رگه های شخصیتی ماکیاولیسم و جامعه ستیزی در گروه آزمایش به ترتیب 502/7 و 610/6 بوده است که مقایسه آنها با مقادیر گروه کنترل به ترتیب 498/11 و 323/12 بیانگر معنی دار بودن اثر مداخله آموزش تفکر انتقادی در بین ورزشکاران نخبه بوده است (992/31=F(1,25)، 001/0p< و 353/62=F(1,25)، 001/0p<). همجنین نتایج بیانگر این حقیقت است که اثر مداخله در کاهش خودشیفتگی در گروه ازمایش نسبت به گروه کنترل معنی دار نبوده است مقادیر خودشیفتگی در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب برابر است با 435/20 و 298/20. ( 174/0=F(1,25)، 682/0p<). لذا می توان پیشنهاد داد برای افزایش عملکرد ورزشکاران نخبه دارای سه گانه تاریک شخصیتی از روش تفکر انتقادی استفاده شود.
رابطه بین ادراک کیفیت دلبستگی و اضطراب اجتماعی نوجوانان: نقش واسطه ای بهزیستی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
71 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش بررسی رابطه ادراک کیفیت دلبستگی و اضطراب اجتماعی نوجوانان با نقش واسطه ای بهزیستی معنوی بود. روش پژوهش حاضر از نوع پژوهش های همبستگی است که در آن از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان در حال تحصیل در مقطع متوسطه مدارس استان مازندران، ایران در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه آماری در این پژوهش شامل 300 دانش آموز بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های دلبستگی به والدین و همسالان، بهزیستی معنوی و اضطراب اجتماعی نوجوانان را تکمیل نمودند نتایج تحلیل آماری، معادلات ساختاری، رابطه معنا دار اضطراب اجتماعی نوجوانان و کیفیت ادراک دلبستگی را با واسطه گری بهزیستی معنوی نشان داد. علاوه بر آن بین ادراک کیفیت دلبستگی و بهزیستی معنوی و بین بهزیستی معنوی و اضطراب اجتماعی نوجوانان رابطه معنادار وجود دارد. همچنین اثرمستقیم ادراک کیفیت دلبستگی بر اضطراب اجتماعی نوجوانان نیز مورد تائید قرار گرفت. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود متخصصان حوزه روان شناسی، در مداخلات درمانی اضطراب اجتماعی در نوجوانان به نقش متغیرهای تأثیرگذار از جمله ادراک کیفیت دلبستگی و بهزیستی معنوی توجه ویژه داشته باشند.
اثربخشی آموزش مهارت های اساسی زندگی بر سرمایه روانشناختی، تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر زندانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
71-82
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش های اندکی بر روی زنان دارای همسر زندانی یا سرپرست خانوار انجام شده و لازم است پژوهش هایی با هدف بهبود سرمایه روانشناختی، تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی آنان انجام شود. در نتیجه، هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اساسی زندگی بر سرمایه روانشناختی، تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر زندانی بود. روش و مواد: مطالعه حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این مطالعه همه زنان دارای همسر زندانی شهر تهران بودند. حجم نمونه برای هر گروه 15 نفر در نظر گرفته شد و بر همین اساس 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 120 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های اساسی زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1998) قرار گرفت و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سرمایه های روان شناختی (لوتانز و همکاران، 2007)، دشواری در تنظیم هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و فرم کوتاه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بودند. داده های این مطالعه با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های اساسی زندگی باعث افزایش معنادار سرمایه روانشناختی و کیفیت زندگی و کاهش معنادار دشواری در تنظیم هیجانی در زنان دارای همسر زندانی شد (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های اساسی زندگی نقش موثری در افزایش سرمایه روانشناختی و کیفیت زندگی و کاهش دشواری در تنظیم هیجانی در زنان دارای همسر زندانی داشت. بنابراین، برای بهبود ویژگی های روانشناختی در گروه های آسیب پذیر از جمله زنان دارای همسر زندانی می توان از روش آموزش مهارت های اساسی زندگی استفاده کرد.
Effectiveness of Mentalization-Based Training and Positive Thinking for Parents of Children with Autism on Their Reflective Functioning and Aggression in Their Children(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to determine the effectiveness of mentalization-based training and positive thinking for parents of children with autism on their reflective functioning and their children's aggression. Methods: This quasi-experimental study employed a pretest-posttest design with a control group and a three-month follow-up. The statistical population included all parents of children with autism spectrum disorder (ASD) enrolled in day centers for education and rehabilitation of individuals with ASD in Tehran during the 2022-2023 academic year, and their children. A total of 32 parent-child pairs were selected using purposive sampling and were randomly assigned to either the experimental group (16 parents) or the control group (16 parents). Data collection tools for parents included the Reflective Functioning Questionnaire (Fonagy, 2016), and for children, the Achenbach Child Behavior Checklist Aggression Scale (2001) Parent Form. Initially, a pretest was administered to both groups, and the Aggression Scale was completed by the parents for their children. The mentalization-based and positive thinking training package (Fonagy) was then conducted in 12 sessions of 120 minutes each for the experimental group. Subsequently, a posttest was administered to both groups, and the Reflective Functioning Questionnaire and Positive Beliefs Questionnaire were completed by the mothers, while the Aggression Scale was again completed by the parents for their children. A follow-up phase occurred three months later. Data analysis was conducted using repeated measures analysis of variance. Findings: The results indicated that the impact of mentalization-based and positive thinking training on the components of reflective functioning (F = 14.35) and aggression (F = 7.17) in children was significant (P < 0.01), and this effect persisted through the follow-up phase. Conclusion: Given the results, it appears that mentalization-based and positive thinking training, by enhancing reflection on mental states, emotional regulation, and the ability to enjoy pleasant events, provides a suitable context for reflective functioning. This, in turn, leads to a reduction in aggression in children with autism.
Structural Model Presentation of Psychological Maladjustment Based on Post-Traumatic Stress Symptoms with the Mediating Role of Ego Strength in Individuals with Chronic Pain(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to present a structural model of psychological maladjustment based on post-traumatic stress symptoms with the mediating role of ego strength in individuals suffering from chronic pain. Methods: The research method was descriptive, correlational, and structural equation modeling was used. The study population included all patients suffering from chronic pain who had visited specialized pain clinics in Tehran from February 2021 to May 2021. Using the Tabachnick and Fidell (2007) formula, the sample size was determined to be 330, selected through convenience sampling. Research instruments included the Psychological Adjustment Questionnaire (Rohner & Khaleque, 2005), the Mississippi Scale for Post-Traumatic Stress Disorder (1998), and the Psychological Ego Strength Scale (Markstrom et al., 1997). Data analysis was conducted in two parts: descriptive (central and dispersion indices, skewness, and kurtosis) and inferential (structural equation modeling) using SPSS-V23 and LISREL-V8.8 software. Findings: The results indicated that the model has a good fit. Additionally, the results showed that there is a significant direct and indirect relationship (mediated by ego strength) between post-traumatic stress and psychological maladjustment in individuals with chronic pain. The results suggest that the effect of post-traumatic stress indirectly influences psychological maladjustment positively through ego strength, with a magnitude of 0.81. Conclusion: Therefore, through individual and group therapy sessions, assistance should be provided to patients with chronic pain suffering from post-traumatic stress disorder symptoms, enabling them to fairly assess their functioning in life, free the individual from potential guilt at the time of the incident, and the lack of positive individual performance. Thus, by increasing ego strength and reducing avoidance behaviors, a lesser degree of psychological maladjustment can be expected in the individual.
پیوستگیِ آگاهی و مدل امتدادی تجربه های زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم پیوستگی آگاهی می پردازد و بین سه جنبه آگاهی: حالت، محتوا و جریان آگاهی تمایز قائل می شود. دو مفهوم اصلی پیوستگی مورد بحث قرار می گیرند: پیوستگی معتدل که مقتضی عدم شکاف در جریان آگاهی است، و پیوستگی قوی، که مقتضی یک پیوند پدیداری بین هر گام تجربی است. در این مقاله بحث می شود که به دلیل محدودیت های درون نگری و شواهدی مانند سرکوبِِ چشم پرشی، که در آن پردازش بصری در طول حرکاتِِ سریع چشم سرکوب می شود، پیوستگی قوی اثبات نمی شود. سپس به منظور مقایسه مدل های تجربه های زمانی در تبیین پیوستگی جریان آگاهی، به اجمال مسئله تجربه های زمانی را بررسی می کنیم؛ تجربه ادراکی مستقیم و بی واسطه ما از ویژگی ها و روابط زماناًً ممتد. دو مدل متضاد ارائه می شود: مدل نمای لحظه ای نشان می دهد که ما جهان را در نماهای لحظه ای ایستا تجربه می کنیم و بعداًً توالی و ترتیب را استنتاج می کنیم، در حالی که مدل های حالِِ ظاهری مدعی تجربه ای مستقیم از محتواهای زماناًً ممتد هستند. سپس بر آموزه حال ظاهری متمرکز می شویم، بازه زمانی کوتاه مدتی که می توانیم رویدادهای غیره همزمان را یکپارچه درک کنیم. دو مدل ساختار آن را توضیح می دهند: مدل نگهداشتی که طبقِِ آن، محتوای زماناًً ممتد توسط یک تجربه کوتاه مدت بازنمایی می شود، در حالی که مدل امتدادی پیشنهاد می کند که ساختار زمانی محتوا با ساختار زمانی خود تجربه تطابق دارد. به نظرِِ Dainton ، مدل همپوشانی به طور مؤثر پیوستگیِِ درک شده جریانِِ آگاهی را بر اساس هم آگاهی و همپوشانی اجزای تجربی توضیح می دهد. استدلال می شود که مدلِِ او به اشتباه پیوستگی قوی را مسلّّم فرض کرده است و حتی اگر مفروض او در محلّّ خود باشد، نتیجه ای که می گیرد بحث انگیز است. در نهایت، صرفاًً از منظر پیوستگیِِ آگاهی، مدل های تجربه های زمانی در تبیینِِ آن هم ترازََند.
راهکارهای توسع حرفه ای با تأکید بر رفتار کاری نوآورانه معلمان تربیت بدنی استان خراسان جنوبی
حوزههای تخصصی:
زمینه: معلمان تربیت بدنی از عناصر مهم آموزش و تربیت در زمینه فعالیت بدنی و ارتقاء سلامتی هستند که با توجه به جامعه در حال تغییر، توسعه حرفه ای مبتنی بر نوآوری های روز، به بخش اجتناب ناپذیر زندگی حرفه ای آن ها تبدیل گردیده است. هدف: هدف از این پژوهش، کشف راهکارهای توسعه حرفه ای با تأکید بر رفتار کاری نوآورانه معلمان تربیت بدنی استان خراسان جنوبی بود. روش: روش پژوهش حاضر، کیفی و با رویکرد اکتشافی بود؛ که پژوهشگر طی مصاحبه با معلمان تربیت بدنی به بررسی راهکارهای توسعه حرفه ای با تأکید بر رفتار کاری نوآورانه پرداخت. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه معلمان تربیت بدنی استان خراسان جنوبی در سال 1404-1403 بود. نمونه های این پژوهش به صورت هدفمند بر اساس سابقه کاری، مدرک تحصیلی و آشنایی با مباحث نوآوری انتخاب شد. لذا جمع آوری داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته تا زمانی که اشباع داده ها حاصل گردید، ادامه یافت که از طریق مصاحبه با 14 نفر از معلمان تربیت بدنی استان خراسان جنوبی، اشباع نظری حاصل شد؛ اما برای اعتباربخشی به داده ها، فرآیند مصاحبه تا 19 نفر ادامه یافت. اطلاعات به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از روش بنیادبخشی نظریه گلیزر و نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تجزیه و تحلیل مصاحبه های انجام شده در قالب کدگذاری باز، محوری و انتخابی منجر به شناسایی 311 گزاره گردید. کدهای حاصل از مصاحبه ها در قالب، 34 کد محوری و 5 کد انتخابیِ راهبردهای حمایتی سازمان (9 راهکار)، ارزیابی و خودآگاهی (4 راهکار)، دوره های آموزشی (11 راهکار)، امکانات و فناوری های آموزشی (4 راهکار) و فرهنگ جامعه (6 راهکار) به عنوان راهکارهای توسعه حرفه ای معلمان تربیت بدنی با تأکید بر رفتار کاری نوآورانه تبیین گردید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزش و پرورش می توانند با بهره گیری از راهکارهای ارائه شده، اهداف از پیش تعیین شده مربوط به حوزه معلمان تربیت بدنی را متناسب با نیازهای روز محقق سازند و تأثیرات منفی نبود راهکارهای توسعه حرفه ای با تأکید بر رفتار کاری نوآورانه برای معلمان تربیت بدنی را تعدیل نمایند.
تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان با رویکرد مبتنی بر مدرسه و بررسی اثربخشی آن بر گرایش به اعتیاد در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
۱۰۸-۷۹
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتیاریابی بسته آموزشی پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان با رویکرد مبتنی بر مدرسه و بررسی اثربخشی آن بر گرایش به اعتیاد در دانش آموزان انجام گرفت. روش: روش پژوهش در بخش کیفی شامل تحلیل مضمون بود و در بخش کمی روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه مورد استفاده بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر کرج در سال 1402 بود. از این بین، 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. به منظور شناسایی مؤلفه های بسته آموزشی از روش تحلیل مضمون استفاده شد. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه بسته تدوین شده آموزشی پیشگیری از اعتیاد را دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های آمادگی به اعتیاد و رفتارهای پرخطر استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و داده های کیفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در قسمت یافته های بخش کیفی، حدود 134 مضمون اولیه استخراج شد که درنهایت در قالب 4 مضمون فراگیر و 18 مضمون میانی تدوین شد. در قسمت یافته های کمی، نتایج نشان داد که بسته آموزشی پیشگیری از اعتیاد بر گرایش به اعتیاد دانش آموزان اثربخش بود. همچنین نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثرات مثبت مداخله با گذشت زمان حفظ شد. نتیجه گیری: طبق نتایج، استفاده از این مداخله آموزشی توسط سازمان بهزیستی، مراکز روانشناسی و دیگر سازمان های آموزشی و فرهنگی برای ارائه آموزش های پیشگیری از اعتیاد توصیه می شود.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس انگیزه خواندن (RMQ) در دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
41 - 67
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه انگیزه خواندن انجام شده. طرح پژوهش حاضر در زمره پژوهش های پیمایشی و توسعه ابزار به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ششم شهرستان یزد بود. شرکت کنندگان شامل یک گروه نمونه 300 نفری از دانش آموزان پایه ششم شهر یزد سال تحصیلی 1401-1400 بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه انگیزش خواندن شیفل و شافنر (2016) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش های تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS26 و Smart PLS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که پرسشنامه از هفت عامل تشکیل شده و از شاخص های برازش مناسبی برخوردار است . ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و ابعاد آن بین 77/0 تا 92/0 نوسان داشت. در نهایت، نسخه فارسی پرسشنامه "انگیزش خواندن"، برای سنجش دلایل مختلفی که دانش آموزان ایرانی به خواندن می پردازند، از خصوصیات روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در موقعیت های پژوهشی، آموزشی و بالینی استفاده کرد .
اثربخشی آموزش نیک زیستی روانشناختی براساس مدل پرما به دختران 14 تا 16 ساله با علائم اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیک زیستی ترکیبی از احساس خوب و عملکرد مؤثر است که در معنای گسترده تر آن یعنی بالندگی، از پیگیری موفقیت آمیز پنج مولفه پرما شامل احساسات مثبت، مجذوبیت و اشتغال، روابط، معنا و دستاورد به دست می آید. با توجه به اینکه اضطراب و استرس ازجمله مشکلات هیجانی در نوجوانی هستند که می تواند باعث کاهش نیک زیستی روانی و رضایت از زندگی شود، هدف از انجام این پژوهش آموزش مدل پرما به دختران 14 تا 16 ساله با علائم اضطراب بود. بدین منظور، نمونه گیری غیر تصادفی از نوع دردسترس و هدفمند از دانش آموزان دختر پایه نهم و دهم (دوره اول و دوم متوسطه) شهر تهران انجام گرفت. پژوهش از نوع شبه آزمایشی یک گروه با طرح پیش آزمون - پس آزمون و آزمون پی گیری بود. پرسش نامه خودسنجی آخنباخ برای تعیین نمونه ها با علائم اضطرابی و پرسش نامه پرما در ابتدا و انتهای دوره آموزشی و پیگیری پس از گذشت سه ماه اجرا شد. دوره آموزشی در 6 جلسه هفتگی یک و نیم ساعته برگزار شد. یافته ها نشان داد نمره کل پرما و مؤلفه های هیجان مثبت، مجذوبیت، روابط مثبت و معنا پس از دوره آموزشی افزایش معنادار و نمره علائم اضطراب، کاهش معنادار داشت. در پیگیری سه ماهه نیز تغییرات در هجان مثبت و روابط مثبت ماندگار و مؤلفه مجذوبیت افزایش معنادار یافت. با وجود بهبود در مؤلفه دستاورد، تغییرات به سطح معناداری نرسید. براساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت، آموزش مدل پرما باعث افزایش نیک زیستی و کاهش علائم اضطراب در نوجوانان دختر 14 تا 16 ساله می شود و این تغییرات در طول زمان ماندگار است.
نوآوری در روش های پژوهش ترکیبی: روش شناسی یا روش پرستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
92 - 114
حوزههای تخصصی:
گرایش فزاینده به استفاده از روش های ترکیبی در رساله های دکتری، نگرانی درباره استفاده مناسب از این روش ها در تحقیقات علوم اجتماعی و رفتاری را مطرح ساخته است. این پژوهش توصیفی با هدف بررسی رویکرد، طرح و روش های پژوهش به کاررفته در رساله های دکتری مدیریت آموزشی و آموزش عالی در دهه اخیر (1390-1400) انجام شده است. در راستای پاسخگویی به سؤالات پژوهش، چکیده و فصل سوم 85 رساله دکتری پایان یافته در بازه زمانی فوق بررسی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد نزدیک به سه چهارم (درمجموع 73 درصد) پژوهش ها با هدف ارائه الگو و مدل و 63 درصد آن ها بر مبنای رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی انجام شده اند. همچنین در 60 درصد موارد از طرح نظریه زمینه ای در مرحله کیفی و همبستگی چند متغیری در مرحله کمی پژوهش استفاده شده است. نتایج پژوهش ضمن آشکار کردن نشانه های روش پرستی، دلالت های برای تدریس روش های پژوهش کمی، کیفی و ترکیبی در دوره دکتری و لزوم نوآوری در طرح های پژوهش مورداستفاده در رساله های دکتریِ رشته های علوم رفتاری را خاطرنشان می سازد.
پیش بینی قلدری دانش آموزان متوسطه: نقش خودکنترلی و فرصت های رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی قلدری دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تبریز، براساس میزان خود کنترلی، فرصت ها و زمینه های منجر به رفتار قلدری انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 99-98 بودند. نمونه پژوهش شامل ۲۸۵ نفر از دانش آموزان بودند،که به روش غربالگری و نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برگزیده شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، مقیاس های قلدری مون و فیفتال آلارید، چک لیست محقق ساخته فرصت با اقتباس از مون و فیفتال آلارید و مقیاس خودکنترلی تاجنی، بامیستر و لوزیوبون مورد استفاده قرار گرفتند. از روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون چند گانه جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد، با افزایش فرصت های فراهم شده توسط والدین و خودکنترلی، از میزان رفتارهای قلدری کاسته می شود. به علاوه با افزایش فرصت های فراهم شده در مدرسه و فرصت های فراهم شده توسط معلم، میزان رفتارهای قلدری افزایش می-یابد. افزون بر آن یافته ها نشان داد، خود کنترلی، فرصت های فراهم شده توسط والدین و مدرسه، پیش بینی کننده های معنادار قلدری هستند. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد خودکنترلی و فرصت داشتن برای انجام رفتارهای قلدرانه، قلدری دانش آموزان را پیش بینی می کنند. لذا باید در جهت آگاه سازی معلمان و والدین از این متغیرها در جهت پیشگیری از قلدری، برنامه ریزی شود.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر همجوشی شناختی و خودتنظیمی هیجانی همسران جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۳
47 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر همجوشی شناختی و خودتنظیمی هیجانی همسران جانبازان انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحله ای (پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری) و دوره پیگیری دو ماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری را همسران جانبازان اعصاب و روان مراجعه کننده به مرکز مشاوره شاهد (تحت نظر بنیاد شهید و امور ایثارگران) شهر مشهد در فصل تابستان و پاییز سال 1401 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 51 همسر جانباز با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش (26 نفر) و گواه (25 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش درمان هیجان مدار را طی هشت هفته در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران، 2010) (CFQ) و پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (گروس و جان، 2006) (ESRQ) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار بر همجوشی شناختی (0/001>P؛ 0/61=Eta؛ 76/34=F) و خودتنظیمی هیجانی (0/001>P؛ 0/50=Eta؛ 49/07=F) همسران جانبازان تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار با بکارگیری مفهوم سازی آگاهی هیجانی و معرفی روش های دستیابی به آن، ایجاد تغییر هیجانی و ایجاد هیجان خودتسکینی مقابله ای می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش همجوشی شناختی و بهبود خودتنظیمی هیجانی همسران جانبازان مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی هنر درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب و تنظیم هیجان پرستاران زن دارای علائم اضطرابی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
38 - 48
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی هنر درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و اضطراب پرستاران زن دارای علائم اضطرابی شهر اهواز انجام گرفت. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران دارای علائم اضطرابی بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپوراهواز در سال 99- 1400 بودند که به شکل نمونه گیری در دسترس 24 آزمودنی که نمره اضطراب بین 16 تا 25 داشته اند انتخاب و در دو گروه 12 نفره گواه و آزمایش گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس اضطراب بک (BAI) و دشواری در تنظیم هیجان گراتس و روئمر (DERS) استفاده شد. هر دو گروه قبل، بعد و در پیگیری دو ماهه مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. با توجه به اثربخشی هنر درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب و تنظیم هیجان پیشنهاد می شود تا این درمان برای پرستاران زن مضطرب به همراه سایر روش های درمانی اجرا شود.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس پذیرش پنداره های مدرن در مورد پرخاشگری جنسی (AMMSA) در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
28 - 38
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پرخاشگری جنسی و تجاوز جنسی یکی از مفاهیم پر چالش در عصر کنونی است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس پذیرش پنداره های مدرن پرخاشگری جنسی (AMMSA) در جمعیت ایرانی بود. برای این منظور ساختار عاملی، اعتبار و روایی این مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: برای بررسی هدف پژوهش گروه نمونه به حجم ۹۳۷ نفر از افراد ایرانی که بین 20 تا 50 سال داشتند و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، مقیاس پذیرش پنداره های مدرن پرخاشگری جنسی را تکمیل کردند. جهت بررسی ساختار عاملی مقیاس از تحلیل عاملی تأییدی، برای بررسی روایی از ضریب همبستگی پیرسون و برای تعیین همسانی درونی مؤلفه های این مقیاس، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین برای بررسی پایایی بازآزمایی، ضریب همبستگی درون رده ای مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس (AMMSA) از ساختار عاملی قابل قبولی برخوردار است. ضرایب آلفای کرونباخ به دست آمده از همه مؤلفه ها (بالای 9/0) نیز نشان داد این مقیاس از همسانی درونی مناسبی دارد و همچنین ضرایب همبستگی مقیاس واکنش پذیری بین فردی و مقیاس جنسیت گرایی دوسوگرا ، به ترتیب روایی واگرا و همگرای مقیاس را تائید کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مقیاس پذیرش پنداره های مدرن پرخاشگری جنسی (AMMSA) در جامعه ایرانی از روایی و اعتبار خوبی برخوردار است.
کیفیت روان سنجی مقیاس اهمال کاری غیرعمدی در نمونه ای از دانش آموزان ایرانی
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۲۹۵-۲۸۴
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاس اهمال کاری غیرعمدی در دانش آموزان بود. مطالعه حاضر از نوع اعتباریابی و روان سنجی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه دوره اول ناحیه دو قم بودند که از بین آن ها 305 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و از آنان خواسته شد مقیاس اهمال کاری غیرعمدی فرین و همکاران، مقیاس خودکارآمدی جینکیس-مورگان را تکمیل کنند. ضرایب اعتبار پرسشنامه مقیاس اهمال کاری غیرعمدی از طریق ضریب آلفای کرونباخ و تصنیف اسپیرمن-براوون محاسبه شد. برای بررسی روایی سازه و ساختار عاملی مقیاس اهمال کاری غیرعمدی از تحلیل عاملی به روش مؤلفه های اصلی و به منظور تائید عامل های استخراج شده از مدل تحلیل عامل تأییدی استفاده شد. تحلیل عاملی مقیاس اهمال کاری غیرعمدی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی یک عامل استخراج نمود. سایر شاخص های روایی مثل هم زمان در حد قابل قبولی بود. همه این شاخص های روایی هنجار این مقیاس در نمونه دانش آموزان ایرانی را نشان داد. نتیجه حاکی از این است که مقیاس اهمال کاری غیرعمدی فرین و همکاران در جامعه ایرانی از روایی و پایایی کافی برخوردار است و می توان در مطالعات روانشناسی و آموزش مورداستفاده قرار گیرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری نوجوانان در برابر اعتیاد با میانجی گری محیط مدرسه (مورد مطالعه: دبیرستان های هشتگرد)
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۵۸۰-۵۷۱
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری نوجوانان در برابر اعتیاد با میانجی گری محیط مدرسه (موردمطالعه: دبیرستان های هشتگرد) در سال تحصیلی 1402-1401 بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی و به روش همبستگی بود. جامعه آماری موردپژوهش حاضر، شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های شهرستان هشتگرد می باشد. نمونه تحقیق با استفاده از فرمول کوکران و حجم جامعه 269 نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه استعداد اعتیاد نوجوانان (ASQ-AV) به صورت مجازی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که مقدار خی دو برابر 582/63، درجه آزادی برابر 9 و سطح معنی داری 0/001 است. چون سطح معنی داری کمتر از 0/05 فرض صفر رد می شود؛ بنابراین بین میانگین رتبه های مؤلفه های استعداد اعتیاد اختلاف معنی داری وجود دارد. مؤلفه های استعداد اعتیاد به ترتیب از زیاد به کم به صورت زیر می باشد: رفتارهای مخاطره آمیز، نارضایتی درونی، خودمحوری، روابط مخاطره آمیز با دوستان، ایمان و معنویت پایین، غیرقابل اعتماد بودن، نارضایتی از خانواده، خودنمایی، انحراف از هنجارها و افکار مثبت نسبت به مواد؛ بنابراین نتایج این پژوهش می تواند موردتوجه سازمان آموزش وپرورش، معلمان، والدین و دانش آموزان جهت کاهش آسیب پذیری در برابر اعتیاد قرار گیرد.
مولفه های ارزیابی اثربخشی عوامل موثر بر سکوت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه : رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مبانی مهم در فرآیند تدریس و آموزش تعاملات آموزشی است که زمینه بهبود آموزش را فراهم می آورد، سکوت تحصیلی پدیده ای روان شناسی است که مانع تعامل و مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس درس می شود. از این رو منجر به کاهش کارآیی تدریس در محیط های آموزشی می شود. هدف پژوهش حاضر شناخت مؤلفه های مؤثر بر سکوت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه در محیط های آموزشی است. روش پژوهش حاضر تحلیل مضمون است، جامعه موردمطالعه این پژوهش کلیه دست اندرکاران آموزش و ذی نفعان در دوره متوسطه شهر زاهدان بودند. مشارکت کنندگان در پژوهش از طریق نمونه گیری هدفمند - ملاک محور انتخاب شدند و فرآیند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 15 نفر از معلمان دوره متوسطه 9 نفر از دانش آموزان بودند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جمع آوری داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام گرفت. رویکرد تحلیل مضمون در این پژوهش، رویکرد شبکه مضامین بوده است. جهت بررسی اطمینان پذیری و اصالت یافته از معیارهای روش گوبا و لینکلن (1980) استفاده شد. تحلیل نتایج نشان دهنده چهار بُعد اصلی مؤثر بر سکوت کلاسی دانش آموزان شامل، عوامل فردی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری و عوامل فرهنگی است. با توجه به نتایج می توان نتیجه گرفت سکوت تحصیلی دانش موزان به عوامل مختلفی وابسته است که نیازمند توجه است.