ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۶۲۱.

Personality and Relationship Satisfaction Across Cultures: A Comparative Review of Collectivist and Individualist Contexts

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۹
Objective : This review examines how personality traits, particularly those outlined in the Five-Factor Model (FFM), impact relationship satisfaction across diverse cultural contexts. The study highlights the cultural dimensions of collectivism and individualism in shaping how traits such as conscientiousness, agreeableness, extraversion, and neuroticism affect relational outcomes. Methods : A comparative analysis of Persian and Western literature was carried out to evaluate how personality traits predict satisfaction in romantic, familial, and parent-child relationships. The review integrates meta-analytical findings, theoretical frameworks such as self-construal theory, and cross-cultural assessments using tools such as the NEO-FFI and EPQ, while addressing methodological challenges in cross-cultural measurement. Finding : Neuroticism was found to have a universally negative effect on relationship satisfaction across cultures. In a collectivist context such as Iran, conscientiousness and agreeableness emerged as the strongest predictors of relational harmony, while in individualist cultures, extraversion and personal autonomy played more significant roles. The study also revealed measurement biases and the underrepresentation of non-romantic relationships in prior research. Conclusion : Cultural values profoundly moderate the impact of personality on relationships. This review underscores the importance of culturally sensitive assessment tools and intervention strategies. It calls for future research involving direct cross-cultural comparisons, mixed-methods approaches, and broader relational contexts to build more inclusive psychological models and effective clinical practices.
۱۶۲۲.

The Effectiveness of Transactional Analysis Therapy on Anxiety and Quality of Life in Students with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
  Objective : This study aimed to investigate the effectiveness of Transactional Analysis Therapy on the quality of life and anxiety in children diagnosed with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD). Methods : A quasi-experimental design, utilizing a pre-test, post-test, and follow-up with a control group, was employed. The statistical population comprised students with ADHD in exceptional schools in Rasht during the 2023-2024 academic year. A total of 30 participants were selected using purposive sampling and randomly assigned to either the experimental or control group. Research instruments included Short Form-36 Health Survey (SF-36) and the Beck Anxiety Inventory (BAI). The experimental group received 8 one-hour sessions of Transactional Analysis Therapy, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA), univariate analysis of covariance (ANCOVA), and Tukey's post-hoc test via SPSS software, with a significance level set at p<.01. Results : The findings indicated that Transactional Analysis Therapy had a significant positive effect on improving both anxiety and quality of life in the experimental group (p<.01). These positive effects were maintained during the two-month follow-up phase. Conclusion : It can be concluded that Transactional Analysis Therapy is effective in enhancing the quality of life and reducing anxiety in children with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder.
۱۶۲۳.

ویژگی های روان سنجی مقیاس تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس تاب آوری تحصیلی کوی و همکاران(2023) انجام شد. روش این پژوهش همبستگی و تحلیل ماتریس واریانس-کوواریانس بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه تهران بوده که با نمونه گیری طبقه ای 400 نفر از آن ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول استفاده شد که شاخص های برازش آن مقادیر قابل قبولی داشت (GFI=90/0، AGFI=87/0، CFI=89/0، TLI=87/0، RMSEA=06/0 و CMIN/DF=61/2). تحلیل چندگروهی بر اساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی برای چهار مدل تغییرناپذیری انجام و مشخص شد این ابزار در این دو گروه تفاوت معناداری ندارد. جهت روایی همگرا از پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو(2013) استفاده شد که همبستگی بین این دو ابزار مثبت و معنادار(618/0+) بود. برای بررسی روایی واگرا از مقیاس اهمال کاری تحصیلی سواری (1390) استفاده شده که همبستگی رابطه منفی و معناداری (591/0-) داشت. به منظور سنجش پایایی ضریب آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد محاسبه شد که پایایی مطلوبی را نشان داد. در مجموع نتایج نشان داد نسخه فارسی مقیاس تاب آوری تحصیلی برای سنجش تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ایرانی مناسب است.
۱۶۲۴.

عناصر برنامه درسی مطلوب برای توسعه کنشگری اجتماعی زنان از طریق آموزش وپرورش رسمی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عناصر برنامه درسی مطلوب در توسعه کنشگری اجتماعی زنان در آموزش وپرورش رسمی ایران است. برای رسیدن به این هدف، از روش تحقیق کیفی پدیدارشناختی و درک تجربه زیسته مدیران آموزش وپرورش و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی، استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان، برای کدگذاری و تحلیل داده ها از روش استراس و کوربین (۱۹۹۸) و جهت ارزیابی قابلیت اعتماد یافته های کیفی از مدل گوبا و لینکلن (۱۹۸۲) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، مشتمل بر ۸۵ مفهوم، ۱۳ مؤلفه و چهار مضمون است. مطابق با دیدگاه های مشارکت کنندگان پژوهش، برنامه های درسی شامل چهار عنصر اصلی هدف، محتوا، روش ها و فعالیت های یاددهی _ یادگیری و ارزشیابی آموزشی است. عنصر هدف شامل مؤلفه های اعتباربخشی به جایگاه کنشگری اجتماعی زنان، تربیت زنان به عنوان شهروند مسئول و فعال، رشد توانمندی های عاطفی دانش آموزان است. عنصر محتوا شامل انتخاب محتوای مناسب جهت رشد کنشگری اجتماعی دانش آموزان دختر و توجه به اصول سازماندهی محتوای برنامه درسی، عنصر روش ها و فعالیت ها شامل آموزش مشارکت محور، تناسب فعالیت های یاددهی _ یادگیری با واقعیت های اجتماعی، استفاده از الگوهای آموزش حل مسئله در آموزش و حمایت روانی _ عاطفی معلم از فراگیران و عنصر ارزشیابی شامل ارزیابی بر مبنای کیفیت رشد اجتماعی، مؤلفه سنجش همسالان، استفاده از پوشه کار و خودارزشیابی است. با توجه نتایج تحقیق، جهت ارتقا کنشگری اجتماعی دختران و زنان، انتظار می رود نظام آموزش وپرورش و برنامه ریزان درسی، نسبت به بهسازی و اصلاح برنامه های درسی رسمی در آموزش وپرورش بر اساس عناصر چهارگانه برنامه درسی اقدام نمایند تا زمینه توسعه توانایی های دانش آموزان دختر جهت مشارکت فعال و سازنده در عرصه های اجتماعی و فرهنگی، فراهم گردد.
۱۶۲۵.

نقش ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی در خودمدیریتی دیابت و هموگلوبین گلیکوزیله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است. روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (p<0/001). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (p<0/001،β= -0/35) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (p<0/001،β=0/17) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (p<0/031،β=0/11) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (0/05 <P). نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود. زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است. روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (001/0 P<). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (35/0- =β، 001/0 P<) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (17/0 =β، 001/0 P<) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (11/0 =β، 031/0 P<) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (05/0 <P). نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود.
۱۶۲۶.

چالش های خانوادگی زوجین شاغل در شرایط بحران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۸
افزایش تعارض میان زیرمنظومه های زن و شوهری، والدینی و فرزندان از جمله پیامدهای منفی قرنطینه خانگی ناشی از شیوع ویروس کرونا، بویژه در زوج های هر دو شاغل است. از اینرو مطالعه حاضر با هدف شناسایی چالش های خانوادگی زوجین شاغل در شرایط بحران و به روش پدیدارشناسانه انجام شده است. جامعه مورد مطالعه برابر است با مشارکت کنندگان پژوهش که زوج های شاغل شهر تهران در سال 1399 که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند را شامل شد. نمونه شامل 16 نفر از زوجین هر دو شاغل بود که بر اساس منطق نمونه-گیری هدفمند و به شیوه دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع ادامه یافت. تحلیل و تجزیه داده ها با استفاده از روش توصیفی کلایزی انجام شد. یافته های پژوهش حاضر "تجربه عواطف منفی و ناخوشایند روانی، نگرانی های وسواس گونه نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی، تجربه آشفتگی در رابطه زناشویی، تجربه تعارض والدگری، تجربه تعارض خواهر- برادری، سرریز شدن تعارض کار- خانواده، سرریز شدن تعارض خانواده- کار، تجربه چالش و تنگنای مالی- اقتصادی، چالش های والدگری مدرسه محور، تجربه مشکلات جسمانی و آشفتگی در اوقات فراغت" می باشد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که زوج های هر دو شاغل در شرایط بحران طیفی از چالش های خانوادگی چند وجهی که از یک سو کاملا درون فردی و از سوی دیگر طیف کاملا میان فردی است را تجربه می کنند که با اضافه شدن مسائل شغلی، فرسودگی چند وجهی مضاعفی را ادراک دارند.
۱۶۲۷.

رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی: تعیین نقش تعدیلگر نیاز به خودمختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۹
هدف این پژوهش بررسی رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی و نقش تعدیلگری نیاز به خودمختاری بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 1401_1400 بودند ( 8858 = N). از روش نمونه گیری داوطلبانه استفاده شد. همه آنها پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو (1985)، هوش هیجانی شرینگ (1999)، خودمختاری گاردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل مسیر و تحلیل فرآیند شرطی آزمون شدند. یافته ها نشان داد که وظیفه شناسی بر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی در رابطه بین وظیفه شناسی و پیشرفت ریاضی نقش میانجی ایفا می کرد. نقش تعدیلگر نیاز به خود مختاری در رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی تایید شد. بیشترین رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی در سطوح پایین نیاز به خودمختاری بود با افزایش نیاز به خودمختاری رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی ضعیف تر می شد. در نتیجه پیشایندهای پیشرفت ریاضی روابط ساختاری پیچیده ای دارند. هوش هیجانی و خودمختاری به همراه وظیفه شناسی نقش موثری بر پیشرفت ریاضی ایفا می کردند. تلویحات کاربردی یافته ها مورد بحث قرار گرفت.
۱۶۲۸.

اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر طرح واره بر پذیرش والدینی و خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر طرح واره بر پذیرش والدینی و خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی انجام شد. این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. روش: جامعه آماری شامل همه مادران دانش آموزان کم توان هوشی شهر اصفهان می شد که 30 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آن ها با روش تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم و دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه در برنامه فرزندپروری مبتنی بر طرح واره لوئیس و لوئیس (2017) شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس پذیرش والدینی پروتر (1954) و مقیاس خستگی اسمتس و همکاران (1995) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط در نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پذیرش والدینی و خستگی گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری به ترتیب بیشتر و کمتر از گروه کنترل بود (001/0P=)، در حالی که بین مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: با توجه به این که برنامه فرزندپروری مبتنی بر طرح واره سبب بهبود پذیرش والدینی و کاهش خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی در مراحل پس آزمون و پیگیری شد. بنابراین، برنامه ریزی برای آموزش برنامه فرزندپروری مبتنی بر طرح واره نقش مهمی در افزایش پذیرش والدینی و کاهش خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی دارد.
۱۶۲۹.

ساخت پرسش نامه هوش هیجانی قرآن بنیان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسش نامه سنجش هوش هیجانی قرآن بنیان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری، مردان و زنان بالای 20 سال از شهرهای قم، تهران، اصفهان، مشهد و یزد بودند. این پرسش نامه بر پژوهش قبلی مؤلف استوار شده است که در آن مؤلفه های هوش هیجانی قرآن بنیان استخراج و به تأیید رسیده است. در مرحله اول بر اساس مؤلفه های به دست آمده، گویه هایی طراحی و جهت بررسی روایی محتوایی در اختیار کارشناسان قرار گرفت. شاخص روایی محتوا (79/0) و ضریب نسبی (49/0) نشان دهنده روایی محتوایی گویه ها بود؛ در مرحله بعد پرسش نامه در نمونه ای به اندازه 840 نفر برای بررسی پایایی و روایی سازه اجرا شد. یافته ها نشان داد: الف) پرسش نامه هوش هیجانی قرآن بنیان از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است؛ ب) پایایی پرسش نامه با روش آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 97/0، و برای هریک از مؤلفه های: باورهای ایمانی (96/0)، کنترل هیجانات بین فردی (85/0)، همدلی(81/0)، کنترل هیجانات درون فردی (85/0)، تأثیرناپذیری (78/0)، القائات الهی (72/0)، مسئولیت پذیری دینی (84/0) و بخشش (74/0) می باشد؛ ج) نتایج تحلیل عاملی نشان داد پرسش نامه از روایی سازه مطلوبی برخوردار است؛ لذا این ابزار دارای عوامل زیربنایی خوبی برای سنجش هوش هیجانی بوده و می توان از آن در تحقیق و سنجش استفاده کرد.
۱۶۳۰.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۱۶۳۱.

پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: در سال‌های اخیر، تغییرات فرهنگی و اجتماعی بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج تأثیر گذاشته و گاه موجب کاهش تمایل به ازدواج شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، یک پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. در این پژوهش از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. مصاحبه‌ها به صورت نیمه‌ساختاریافته و عمیق انجام شد و گردآوری داده‌ها تا زمان اشباع نظری ادامه یافت؛ در مجموع، ۱۴ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل و تفسیر داده‌ها از شیوه تحلیل تفسیری کلایزی و دیکلمن استفاده شد. یافته‌ها: درمجموع از بررسی کدگذاری‌ها و استخراج مضامین 5 مضمون اصلی، 14 زیر مضامین و 103 واحد معنایی حاصل شد. مضامین اصلی عبارت اند از: 1. نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده 2. رشد فردی از طریق ازدواج 3. پیشرفت اجتماعی و مالی از طریق ازدواج 4. تأثیر خانواده و جامعه و 5. مسائل مذهبی. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که این عوامل در شکل‌گیری دیدگاه‌های مثبت نسبت به زندگی مشترک نقش دارند. بر این اساس، برنامه‌های آموزشی و فرهنگی می‌توانند در تقویت این نگرش‌ها مؤثر باشند.
۱۶۳۲.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دختران ۱۱ تا ۱۳ سال مبتلا به بلوغ زودرس مراجعه کننده به کلینیک غدد کودکان شهرستان ساری بودند، که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دختران به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، 2005)، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (ﻟﺮی، 1983) و پرسشنامه روابط با همسالان (هادسون، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 2 ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به نقل از بحرینی و همکاران (2022) را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیر های نگرانی از تصویر بدنی (05>0P = ، 07/21F = )، ترس از ارزیابی منفی (05>0P = ، 29/50F = ) و روابط با همسالان (05>0P = ، 19/58F = ) در دختران مبتلا به بلوغ زودرس وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند سبب کاهش نگرانی از تصویر بدن، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان دختران دارای بلوغ زودرس شود و می توان این مداخله را به دختران دارای بلوغ زودرس، روان شناسان و مشاوران کودک و نوجوان  توصیه کرد.
۱۶۳۳.

مدل علّی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان: نقش انسجام کلاسی با نقش واسطه ای رضایت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
هدف از پژوهش حاضر، تدوین یک مدل علّی برای اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بر اساس انسجام کلاسی، با نقش واسطه ای رضایت تحصیلی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی استان خراسان جنوبی بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، نمونه ای متشکل از ۳۵۰ دانش آموز از شهرستان درمیان انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه انسجام کلاسی، مقیاس رضایت تحصیلی و مقیاس اشتیاق تحصیلی گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای SPSS.27 و AMOS.24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج بیانگر آن بود که انسجام کلاسی تأثیر مستقیم و معناداری بر اشتیاق تحصیلی دارد. علاوه بر این، رضایت تحصیلی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین انسجام کلاسی و اشتیاق تحصیلی ایفا کرد. این یافته ها بر اهمیت ایجاد محیط های کلاسی منسجم و حمایتی در جهت افزایش اشتیاق و رضایت تحصیلی دانش آموزان تأکید دارند.
۱۶۳۴.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر واقعیت مجازی و آموزش نوروفیدبک بر بهبود اضطراب و تنظیم هیجان افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر واقعیت مجازی و آموزش نوروفیدبک بر بهبود اضطراب و تنظیم هیجانی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه انجام شد. روش کار: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دارای اختلال استرس پس از سانحه مشغول تحصیل در مدارس متوسطه اول شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه آماری شامل 45 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفری) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5)، پرسشنامه اضطراب بک و پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در برنامه SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: یافته فرضیه پژوهش نشان داد که مداخله مبتنی بر واقعیت مجازی و آموزش نوروفیدبک منجر به کاهش نمرات اضطراب و بهبود نمرات تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است (05/0P<). یافته دیگر پژوهش نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله واقعیت مجازی و آموزش نوروفیدبک در متغیر اضطراب و تنظیم هیجانی تفاوت معناداری از نظر آماری وجود ندارد (05/0P>). نتیجه گیری: این یافته نشان می دهد که اثربخشی مداخله واقعیت مجازی و آموزش نوروفیدبک در کاهش نمرات اضطراب و بهبود تنظیم هیجان یکسان است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله واقعیت مجازی و آموزش نوروفیدبک می توانند به عنوان روش های موثری در کاهش اضطراب و بهبود تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه استفاده شوند.
۱۶۳۵.

مقایسه اثربخشی آموزش تاب آوری و آموزش تنظیم شناختی هیجان بر پردازش هیجانی و اضطراب کودکان با ضرب آهنگ شناختی کند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش تاب آوری و آموزش تنظیم شناختی هیجان بر پردازش هیجانی و اضطراب کودکان با ضرب آهنگ شناختی کند بود. روش شناسی: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی پسر 9 تا 12 ساله مبتلا به ضرب آهنگ شناختی کند شهر تبریز در سال 1402 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در گرو ه های آزمایش و گواه جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی اول آموزش تاب آوری طی 10 جلسه 45 دقیقه ای در طول چهار هفته و برای گروه آزمایشی دوم، آموزش تنظیم شناختی هیجان طی 10 جلسه 45 دقیقه ای در طول چهار هفته اجرا شد. در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ضرب آهنگ شناختی کند، مقیاس پردازش هیجانی و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تاب آوری و آموزش تنظیم شناختی هیجان بر پردازش هیجانی و اضطراب کودکان با ضرب آهنگ شناختی کند تاثیر دارد (05/0p<). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین دو روش درمانی در پردازش هیجانی و اضطراب تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0p>). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت استفاده از مداخلات روان شناختی هدفمند مانند آموزش تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان را در بهبود مؤلفه های هیجانی کودکان با ضرب آهنگ شناختی کند نشان می دهد و بر لزوم توجه به این کودکان در برنامه های آموزشی تأکید دارد.
۱۶۳۶.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج بود. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. ۷۵ نفر از دانشجویان ورودی مهرماه ۱۴۰۲ دانشگاه آزاد اسلامی واحد الهیه مشهد به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه ۲۵ نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروه درمانی وجودی در قالب ۱۰ جلسه و گروه درمانی پذیرش و تعهد در قالب ۸ جلسه گروهی برگزار شد. ابزار پژوهش، مقیاس احساس تنهایی UCLA بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین گروه ها از نظر کاهش احساس تنهایی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01). هر دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری در احساس تنهایی نشان دادند و این کاهش در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری حفظ شد. همچنین، مقایسه میانگین ها نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد اثربخشی بیشتری نسبت به گروه درمانی وجودی داشت. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هر دو رویکرد درمانی می توانند در کاهش احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج مؤثر باشند، اما مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد کارایی بیشتری دارد. بر این اساس، می توان از این روش ها در برنامه های مشاوره و سلامت روان دانشگاهی بهره گرفت.
۱۶۳۷.

پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس خودکارآمدی تحصیلی، دشواری در تنظیم هیجان و ناگویی خلقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
زمینه و هدف: اضطراب امتحان یکی از مشکل ها و چالش هایی است که دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دختر با آن مواجه هستند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس خودکارآمدی تحصیلی، دشواری در تنظیم هیجان و ناگویی خلقی انجام شد. روش و مواد: پژوهش حاضر مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه این مطالعه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر مشهد در سال تحصیلی 4-1403 بودند که از میان آنها 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزارهای پژوهش حاضر شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه اضطراب امتحان (ساراسون، 1957)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان، 1999)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) بودند. داده های این مطالعه با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS-27 در سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که خودکارآمدی تحصیلی با اضطراب امتحان رابطه معنادار منفی و دشواری در تنظیم هیجان و ناگویی خلقی با اضطراب امتحان رابطه معنادار مثبت داشت (01/0P<). همچنین، متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی، دشواری در تنظیم هیجان و ناگویی خلقی به طورمعناداری توانستند 55 درصد از تغییرهای اضطراب امتحان را پیش بینی نمایند که سهم خودکارآمدی تحصیلی بیشتر از سایر متغیرها بود (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، برای کاهش اضطراب امتحان می توان از طریق کارگاه های آموزشی زمینه را برای افزایش خودکارآمدی تحصیلی و کاهش دشواری در تنظیم هیجان و ناگویی خلقی فراهم نمود.
۱۶۳۸.

Assessing the Impact of a Strength-Based Parenting Program on Family Cohesion and Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a strength-based parenting program in enhancing family cohesion and reducing marital conflicts among parents. Methods: A randomized controlled trial design was employed with 30 participants (15 in the intervention group and 15 in the control group), all of whom were parents residing in Italy. The intervention group participated in a nine-session, strength-based parenting program delivered over nine weeks, while the control group received no intervention during the study period. Both groups completed assessments at three time points: pretest, posttest, and a five-month follow-up. The standardized tools used included the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales IV (FACES IV) to measure family cohesion and the Marital Conflict Questionnaire (MCQ) to assess marital conflicts. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS version 27. Findings: The repeated measures ANOVA indicated significant time × group interaction effects for both family cohesion (F(2,56) = 16.63, p < .001, η² = .39) and marital conflicts (F(2,56) = 18.38, p < .001, η² = .41). Post-hoc comparisons revealed that the intervention group experienced significant increases in family cohesion from pretest to posttest (Mean Difference = 6.87, p < .001) and follow-up (Mean Difference = 6.14, p < .001). Similarly, marital conflicts significantly decreased in the intervention group from pretest to posttest (Mean Difference = -10.85, p < .001) and remained lower at follow-up (Mean Difference = -11.19, p < .001), with no significant changes observed in the control group. Conclusion: The strength-based parenting intervention proved effective in promoting family cohesion and reducing marital conflict over time, with sustained benefits evident at a five-month follow-up. These findings highlight the value of strengths-focused approaches in enhancing family relationships and emotional well-being.
۱۶۳۹.

Father Involvement and Mother–Father Coordination as Predictors of Child Social Competence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
Objective: This study aimed to examine the predictive roles of father involvement and mother–father coordination on child social competence in a sample of Mexican families. Methods: A correlational descriptive design was used to explore the relationships between father involvement, mother–father coordination, and social competence in children. The sample consisted of 432 parents from urban and semi-urban regions of Mexico, selected based on the Morgan and Krejcie sample size table. Standardized instruments were used to assess each variable: the Inventory of Father Involvement (IFI), the Coparenting Relationship Scale (CRS), and the Social Skills Rating System (SSRS). Data analysis was conducted using SPSS-27. Pearson correlation was used to evaluate the relationships between each independent variable and the dependent variable, and multiple linear regression was performed to determine the combined and unique predictive effects of the two independent variables on child social competence. Findings: Pearson correlation coefficients revealed that father involvement (r = .43, p < .01) and mother–father coordination (r = .47, p < .01) were both significantly and positively associated with child social competence. The multiple linear regression model was statistically significant (F(2, 429) = 61.42, p < .01), with an R² of .34, indicating that 34% of the variance in social competence was explained by the predictors. Both father involvement (B = 0.06, β = .25, p < .01) and mother–father coordination (B = 0.08, β = .31, p < .01) made significant unique contributions to the model. Conclusion: The findings highlight the critical roles of both direct paternal engagement and coordinated coparenting in fostering children’s social competence. Interventions aiming to enhance children’s social skills should incorporate strategies that support father involvement and strengthen collaborative parenting dynamics.
۱۶۴۰.

The Role of Modern Marital Therapies: A Comparative Analysis of the Effectiveness of the Gottman Approach and Cognitive-Behavioral Therapy on Marital Satisfaction (A Case Study of Married Students at Islamic Azad University, Hamedan Branch)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of Gottman couple therapy and cognitive-behavioral couple therapy in improving marital satisfaction among married students at Islamic Azad University, Hamedan Branch. Methods: The study utilized a quasi-experimental pretest-posttest design with a control group. A total of 45 married students were selected through convenience sampling and randomly assigned into three groups: Gottman couple therapy (n = 15), cognitive-behavioral couple therapy (n = 15), and a control group (n = 15). The intervention groups received 10 sessions of Gottman couple therapy or 8 sessions of cognitive-behavioral couple therapy, while the control group received no intervention. The ENRICH Marital Satisfaction Questionnaire (47-item short form) was used to assess marital satisfaction before and after the interventions. Data were analyzed using SPSS-24 software, employing multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and one-way analysis of variance (ANOVA) to compare the effects of the interventions. Findings: The results indicated that both Gottman couple therapy and cognitive-behavioral couple therapy significantly improved marital satisfaction compared to the control group (p < 0.05). The effect size analysis revealed that Gottman couple therapy had a greater impact (η² = 0.789) compared to cognitive-behavioral couple therapy (η² = 0.721), particularly in areas related to emotional communication, conflict management, and decision-making. However, the ANOVA results showed no statistically significant difference between the two intervention groups (p > 0.05), indicating that both approaches were similarly effective in enhancing marital satisfaction. Conclusion: Both Gottman couple therapy and cognitive-behavioral couple therapy were effective in increasing marital satisfaction among married students, with Gottman couple therapy demonstrating a slightly greater impact. Given the shared principles of these approaches, future research should explore the potential benefits of integrating them to create a more comprehensive intervention for couples.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان