فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همبودی نشانه های اختلالات روانی در شیوه ظهور و گسترش آن ها موثرند. پژوهش حاضر با هدف بررسی همبودی نشانه-های اختلالات روانی در مراجعان خدمات روان شناختی شهر تهران بود. روش: تحقیق حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه تحقیق مراجعان کلینیک روان شناختی نسیم آرامش و بهنوش در تهران بود. حجم نمونه با فرمول کوکران 3۲0 نفر در سنین ۱۸ تا ۴۰ از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ که با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد و ابزارآزمون SCL90 بود. یافته ها: نشان داد بیشترین همبودی نشانه های شکایات جسمانی با افسردگی، اضطراب و وسواس و اجبار؛ اختلال وسواس و اجبار با افسردگی، اضطراب و افکار پارانوئیدی؛ اختلال حساسیت در روابط متقابل با افسردگی، افکار پارانوئیدی و وسواس و اجبار؛ نشانه های اختلال افسردگی با افکار پارانوئیدی، اضطراب و وسواس و اجبار؛ اختلال اضطراب با اختلال افسردگی، افکار پارانوئیدی و وسواس و اجبار؛ اختلال پرخاشگری با اضطراب، افکار پارانوئیدی و افسردگی؛ اختلال ترس مرضی با نشانه های افسردگی، اضطراب و افکار پارانوئیدی؛ اختلال افکار پارانوئیدی با افسردگی، اضطراب و وسواس و اجبار؛ اختلال روان پریشی با افسردگی، اضطراب و افکار پارانوئیدی بود. همبستگی اختلالات با ضریب همبستگی پیرسون بیان گر معناداری ارتباط آن ها با هم هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های موجود همبودی های اختلالات روان شناختی را بیان کرد که بیانگرطیفی بودن اختلالات است. در نتیجه، روان شناسان می توانند در درمان، با احتمال آغاز یا عود نشانه های اختلال روانی توجه کنند تا از بروز نشانه های اختلال جانبی در کنار اختلال مرکزی جلوگیری شود.
فراتحلیل مداخلات روانشناختی آموزشی و درمانی بر انعطاف پذیری شناختی کودکان و نوجوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ترکیب پژوهش های انجام شده درزمینه تعیین اثربخشی مداخلات روانشناختی آموزشی و درمانی بر انعطاف پذیری شناختی کودکان و نوجوانان ایرانی با روش فراتحلیل انجام شده است. جامعه آماری فر اتحلیل حاضر پژوهش های در دسترس در رابطه با اثربخشی مداخلات روانشناختی آموزشی و درمانی بر انعطاف پذیری کودکان و نوجوانان است که در بین سال های 1392 تا 1402 منتشرشده اند. بر اساس ملاک های تعریف شده ورود و خروج برای پژوهش های اولیه و نیز تحلیل حساسیت 61 اندازه اثر از 43 مطالعه اولیه توسط نرم افزار CMA ویرایش 2مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که اندازه اثر خلاصه مدل تصادفی برابر با 964/1 بود که ازنظر آماری معنی دار بوده و بیانگر اثر مثبت مداخلات روانشناختی آموزشی و درمانی بر انعطاف پذیری شناختی است. همچنین نتایج نشان داد بین انواع مداخله، ابزار پژوهش و سن و جنسیت آزمودنی ها تفاوت معنی داری وجود دارد. درنتیجه با توجه به اثربخشی مطلوب ارائه مداخلات آموزشی و درمانی در راستای ارتقاء انعطاف پذیری شناختی کودکان و نوجوانان، پیشنهاد می شود به منظور بهره مندی از مزایای بالقوه آن در طول عمر، به عنوان یک ضرورت بیش ازپیش مورد ملاحظه دست اندرکاران تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان قرار گیرد.
تدوین و اعتبارسنجی بسته آموزش راهبردهای انگیزشی و مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر رشد اجتماعی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
123 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزش راهبردهای انگیزشی و مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر رشد اجتماعی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه است. در بخش تدوین بسته آموزشی، نخست اهداف محتوی مناسب تهیه و در نهایت پس از اعمال نظر متخصصان این حوزه، بسته اموزشی تدوین گردید. میزان شاخص روایی (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) برای تمامی هدف ها در این بسته آموزشی بالا بود. از این رو، بسته آموزش راهبردهای انگیزشی در 8 جلسه نود دقیقه ای تدوین گردید. در بخش بررسی اثربخشی روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران در حال تحصیل در دوره دوم متوسطه در شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1402-1403 بود. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه رشد اجتماعی وایتزمن بود. در تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس اندازگیری مکرر طرح آمیخته برای بررسی معنی داری اختلاف میانگین در گروه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات متغیر رشد اجتماعی به صورت (223/57=F ، 000/0= P) و میزان اثر 732/0 به دست آمد که بیانگر آن است که بین گروه های آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، بین میانگین نمرات متغیرها در گروه های آزمایش با گواه تفاوت معناداری وجود داشته است (05/0> P)؛ به طوری که مشخص شد اثرگذاری دو روش آموزش راهبردهای انگیزش و تنظیم هیجان را بر رشد اجتماعی و مؤلفه های آن تایید می کند. روش آموزش راهبردهای انگیزشی در رشد اجتماعی به طور معناداری از روش تنظیم هیجان موثرتر بوده است و پایداری اثر آموزش تایید شد.
Motivation and Anxiety of Iranian Intermediate EFL Students as Predictors of Progress in Task-Based Speaking Courses(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objectives: Task-based speaking courses have gained prominence in language education as an effective approach to enhancing communication skills and learner engagement. By focusing on tasks and interactions, these courses not only promote language proficiency but also foster collaboration among students. The present study was to find whether motivation and anxiety predicted the Iranian EFL learners’ progress in task-based speaking courses. Methods: A total number of 120 intermediate Iranian EFL learners of Safir-e-Andisheh Language Institute in Isfahan, Iran, were selected by convenience sampling following the administration of the Oxford Quick Placement Test (OQPT). Afterward, a ten-session task-based speaking training was conducted using the speaking tasks presented in American English File-Book 2. The data were collected using the Motivation in Foreign-Language Learning Questionnaire, the Foreign Language Classroom Anxiety Scale, and a speaking test. A speaking assessment rubric, comprising vocabulary, grammar, intonation, pronunciation, and fluency, was used to assess speaking on a scale of 1-10. The obtained data were analyzed by standard multiple regression. Results: The findings revealed that interest in foreign languages, pragmatic benefits, and English for professional reputation predicted the speaking progress of EFL learners; furthermore, communication apprehension and fear of negative evaluation significantly predicted the speaking progress of EFL learners. Conclusion: In conclusion, the study highlights the significant role of both motivation and anxiety in predicting the progress of Iranian EFL learners in task-based speaking courses. By understanding these factors, educators can better design programs that enhance learner engagement and improve speaking proficiency.
هنجاریابی و کفایت شاخص های روان سنجی پرسشنامه خطای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
249 - 270
حوزههای تخصصی:
این مقاله به منظور هنجاریابی و بررسی کفایت شاخص های پرسشنامه ی خطای شناختی (CEQ) انجام گرفته است. این مقیاس دارای 24 سوال است و در دو کشور آلمان و آمریکا توسط لوفور و پاسل در سال های 1981 و 2009 هنجار شده است و شامل 4 زیر مقیاس فاجعه-سازی، تعمیم افراطی، شخصی سازی و انتخاب انتزاعی می باشد. شیوه پژوهش از جهت اعتباریابی و هنجاریابی از نوع پژوهش های روان سنجی و از جهت شناسایی خطاهای شناختی جز پژوهش های توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مردان و زنان متأهل ایرانی بود. حجم نمونه ی مورد مطالعه 439 نفر می باشد که از 5 کلانشهر انتخاب گردیده اند. برای انجام تحلیل از نرم افزارهای Spss و Lisrel استفاده شد. نتایج، ساختار چهار عاملی مفروض بر نظریه ی خطای شناختی را تأیید کرد. نرم مقیاس ها برای زنان و مردان متأهل ایرانی نیز به دست آمد. و مشخص شد پایایی های بدست آمده و اعتبار سازه از ضریب بالا و مطلوبی برخوردار است که نشان دهنده مورد اعتماد و کاربردی بودن پرسشنامه در مراکز مشاوره و همچنین استفاده در تحقیقات میدانی است.
نقش ممیزی ویژگی های شخصیتی در تشخیص شیوه تجربه و بیان خشم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ممیزی ویژگی های شخصیتی در تشخیص سبک های تجربه و بیان خشم می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت کمی، از نظر هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری افراد ایرانی بین 18-62 سال فعال در فضای مجازی در سال 1399-1400 تشکیل دادند. 241 آزمودنی به روش در دسترس انتخاب شدند و به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه نئو (Costa & McCrae) و بیان حالت هیجانی و صفت شخصیتی خشم (Spielberger) به صورت آنلاین استفاده شد. نتایج تحلیل ممیزی نشان داد به ترتیب 4 ویژگی روان رنجوری، وظیفه شناسی، برون گرایی و سازگاری به طور معنی داری قادر به تمییز افراد به لحاظ شیوه تجربه و بیان خشم می باشند اما در ارتباط با تجربه گرایی ارتباط معنی دار نبود. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که تفاوت های افراد به لحاظ ویژگی های شخصیتی در نحوه ای که فرد خشم را تجربه و ابراز می کند تأثیر می گذارد.
شیوه های مدیریت افراد وابسته به مواد متجاهر در دنیا: ترسیم نقشه مفهومی و مطالعه مروری نظام مند، گامی به سوی طراحی و مداخله در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
165 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی شیوه های مدیریت افراد وابسته به مواد متجاهر در دنیا به منظور طراحی برنامه های مداخله ای برای ایران بود. روش: طرح پژوهش از نوع مطالعه نظام مند تحلیلی بود. در این راستا، برای یافتن مستندات مربوط به شیوه های مدیریت افراد وابسته به مواد متجاهر در دنیا، جستجوی یکپارچه و تجزیه وتحلیل مقالات منتشر شده تا سال 2023 در پایگاه های اطلاعاتی Pubmed، Springer، Scopus، ProQuest، Elsevier، Science direct، National Institutes of Health، Google Scholar ، انجام شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تمرکز بیشتر متون بر روی موضوعات مدیریت درد، خود-مدیریتی، مصاحبه انگیزشی، مراقبت های اولیه، موانع خدمات بهداشتی، آموزش، مراقبت بیمار-محور، کیفیت زندگی و سلامت روانی بود. نتیجه گیری: مطابق با یافته های شواهد-محور، مداخلات جامع رفتاری و دارویی، مداخلات مبتنی بر اقامت یا اسکان، مداخلات کاهش آسیب، برنامه های راهنمایی همتایان، درمان های جایگزین، برنامه های اشتغال و آموزش حرفه ای، مداخلات مبتنی بر ایمان و مداخلات مبتنی بر عدالت کیفری برای افراد وابسته به مواد متجاهر ایران پیشنهاد می شود.
The 3* 2 Achievement Goals Model and University Students' Agentic Engagement: The Mediating Role of an Epistemic Emotion(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Previous studies generally showed that achievement goals are linked with academic engagement. However, the association between the newly-developed model of achievement goals (i.e. the 3*2 model) and agentic engagement has received relatively little attention. Furthermore, the underlying mechanism of this relationship is unclear, more specifically, among university students. Guided by the assumptions of the control-value theory of emotions, epistemic curiosity could be a potential mediator. The current study aimed to explore the mediating role of epistemic curiosity in the relationship between achievement goals and agentic engagement among 350 university students from Ferdowsi University of Mashhad in the academic year of 2019-2020. Participants completed the measures of the Achievement Goals Questionnaire, Epistemic Curiosity Scale, and Agentic Engagement Scale. Data analysis was performed using SPSS version 24.0 and AMOS software. The findings showed that epistemic curiosity significantly mediated the association between approach goals and avoidance goals with agentic engagement (P<0.001). Overall, the findings offer new evidence on the association between variables of the present study and shed light on the underlying processes. Theoretical and practical implications are also discussed.
ناایمنی های دلبستگی و صفات اختلال شخصیت مرزی: نقش میانجی تفکر دوپاره و اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
100 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تفکر دوپاره و اعتماد اجتماعی در ارتباط بین ابعاد دلبستگی ناایمن و صفات اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش متشکل از دانشجویان دانشگاه های 20 استان ایران بود. جمع آوری داده ها از بهمن 1399 تا اسفند 1399 ادامه یافت. با به کارگیری طرح همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری و نمونه گیری در دسترس، 436 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شدند. شرکت کنندگان مجموعه ای از پرسشنامه های خودگزارش دهی، شامل سیاهه سنجش شخصیت– خرده مقیاس مرزی، سیاهه دلبستگی بزرگسال، پرسشنامه اعتماد اجتماعی و سیاهه تفکر دوپاره را تکمیل کردند. از مدل یابی معادلات ساختاری برای آزمون مدل پیشنهادی استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل میانجی گری سریالی نشان داد که تفکر دوپاره، میانجی گر رابطه ابعاد دلبستگی ناایمن و اعتماد اجتماعی بود و از سوی دیگر، اعتماد اجتماعی صفات مرزی را پیش بینی می کرد. متغیرهای پیش بین به ترتیب 4، 49 و 60 درصد از واریانس تفکر دوپاره، اعتماد اجتماعی و صفات شخصیت مرزی را تبیین می کردند. نتیجه گیری: مسیری که ناامنی های دلبستگی از طریق آن بر صفات اختلال شخصیت مرزی تأثیر می گذارند، برای هر یک از ابعاد دلبستگی متفاوت است. به علاوه، بی اعتمادی اجتماعی، و نه تفکر دوپاره، سازوکاری است که ناایمنی دلبستگی از مسیر آن به صفات اختلال شخصیت مرزی منجر می شود. بنابراین، پرداختن به بی اعتمادی اجتماعی می تواند به درک جامع تری از اختلال شخصیت مرزی بیانجامد.
بررسی روابط ساختاری سه گانه تاریک شخصیت و پرستش افراد مشهور با تأکید بر نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش چشمگیر درآمیختگی با افراد مشهور در سال های اخیر، پرسش های بسیاری در رابطه با مشخصه های شخصیتی و هیجانی اشخاص علاقه مند به افراد مشهور به وجود آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه صفات تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور با نقش میانجی گری دشواری در تنظیم هیجان انجام شد.
روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود، از این میان، ۴۵۷ نفر از دانشجویان آقا و خانم از طریق شبکه های مجازی دانشجویی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه دوجین کثیف (جوناسون و وبستر، ۲۰۱۰) و فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (بجوربرگ و همکاران، ۲۰۱۶) استفاده شد و داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شدند.
یافته ها: نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد سه گانه تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور رابطه مستقیم و معناداری ندارد، درحالی که در مسیر غیرمستقیم دشواری در تنظیم هیجان این ارتباط را به طور معناداری میانجیگری می کند (05/0p< ،601/0= b).
نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که سه گانه تاریک شخصیت الزاماً با پرستش افراد مشهور همراه نیست. بلکه در واقع، مشکلات تنظیم هیجانی در افراد با سطوح بالاتر صفات تاریک شخصیت می تواند مؤلفه ای تعیین کننده در افزایش درآمیختگی با افراد مشهور موردعلاقه باشد.
تدوین مدل ساختاری همدلی زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی بر اساس باور دنیای عادلانه مبتنی بر نقش میانجی رفتارهای یاری رسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
27 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری همدلی زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی بر اساس باور دنیای عادلانه مبتنی بر نقش میانجی رفتارهای یاری رسان، انجام گرفت.روش: بر این اساس روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی شهر اصفهان بود که حداقل یک سال از محکومیت آن ها می گذرد. در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد، بدین صورت که در مرحله اول از بین تعداد کل زنان زندانی در فاصله بهار و تابستان 1402، پس از اجرای مصاحبه بالینی و اجرای آزمون میلون 3، تعداد افرادی که تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی گرفتند به عنوان گروه هدف و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که تعداد آن ها 128 نفر بود و جهت شرکت در پژوهش به پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه بالینی چند محوری میلون 3، پرسشنامه باور دنیای عادلانه، پرسشنامه فهرست واکنش های بین فردی و پرسشنامه شخصیت جامعه پسند، پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل آماری به شیوه معادلات ساختاری، از نرم افزار Amous استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد در در بین ضرایب استاندارد کل و مستقیم رابطه باور به دنیای عادلانه بر رفتارهای یاری رسانی به میزان 519/0، رفتارهای یاری رسانی بر همدلی 444/0 و باور به دنیای عادلانه بر همدلی به ترتیب 537/0 و 307/0 به دست آمد. همچنین در بین ضرایب غیر مستقیم میزان تأثیر متغیر باور به دنیای عادلانه بر همدلی 230/0 به دست آمد.نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش رفتار یاری رسان در تبیین همدلی زنان زندانی دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی، بر اساس باور دنیای عادلانه نقش میانجی دارد.
بررسی نقش واسطه ای احساس تنهایی و سبک های دلبستگی در رابطه اعتیاد به اینترنت با صفات چهارگانه تاریک شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
77 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای احساس تنهایی و سبک های دلبستگی در رابطه اعتیاد به اینترنت با صفات چهارگانه تاریک شخصیت انجام شد. روش پژوهش نوع توصیفی_ همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 395 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه صفات چهارگانه تاریک شخصیت، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت، پرسشنامه سبک های دلبستگی و پرسشنامه احساس تنهایی بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. شاخص های برازندگی نشان دادند که مدل طراحی شده از برازش مناسبی برخوردار است. یافته ها نشان داد بین صفات تاریک شخصیت با اعتیاد به اینترنت رابطه مستقیم و معنا داری وجود دارد. همچنین اثر غیرمستقیم صفات تاریک دیگرآزاری و جامعه ستیزی به واسطه احساس تنهایی و اثر غیرمستقیم ماکیاولیسم به واسطه دلبستگی ناایمن اضطرابی بر اعتیاد به اینترنت مثبت و معنادار بود. درنتیجه احساس تنهایی و سبک های دلبستگی رابطه بین اعتیاد به اینترنت با صفات چهارگانه تاریک شخصیت را میانجی گری می کنند. نتایج پژوهش حاضر می تواند درمانگران را جهت طراحی درمان های مناسب و پیشگیری از اعتیاد به اینترنت یاری رساند.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تجربه شرم بیرونی و درونی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
111 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تجربه شرم بیرونی و درونی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی شمال شهر تهران در زمستان سال 1402 بود. در مرحله اول تعداد 45 نفر با نمره 19 و بالاتر در مقیاس اختلال اضطراب اجتماعی انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس افراد گروه های آزمایش تحت درمان هیجان مدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از سیاهه اضطراب اجتماعی (SPIN) کانر و همکاران (2000)، مقیاس شرم بیرونی (OAS) گاس و همکاران (1994) و مقیاس شرم درونی (ISS) کوک (1988) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر کاهش شرم بیرونی و شرم درونی داشته اند (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>P). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان مشکلات افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی با درمان هیجان مدار است.
پیش بینی گرایش به اعتیاد بر اساس تمایزیافتگی خویشتن، خود میان بینی و راههای مقابله ای در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی پیش بینی گرایش به اعتیاد بر اساس تمایزیافتگی خویشتن، خودمیانبینی و سبک های مقابله ای پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی عوامل روان شناختی مؤثر بر گرایش به اعتیاد و تحلیل روابط میان این متغیرها است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور قم در سال ۱۴۰۰ بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد و در مجموع ۲۸۵ دانشجو از دانشکده های مختلف این دانشگاه در مطالعه شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد شامل مقیاس گرایش به اعتیاد، تمایزیافتگی خویشتن، خودمیانبینی و سبک های مقابله ای جمع آوری و با روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.نتایج نشان داد که تمایزیافتگی خویشتن، خودمیانبینی و سبک های مقابله ای به طور معناداری گرایش به اعتیاد را پیش بینی می کنند. در میان این متغیرها، سبک های مقابله ای با ضریب پیش بینی ۰.۵۰ بیشترین تأثیر را داشتند، در حالی که تمایزیافتگی خویشتن (۰.۴۵) و خودمیانبینی (۰.۳۲) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد افرادی که تمایزیافتگی خویشتن پایین تر و سبک های مقابله ای ناکارآمدتری دارند، بیشتر در معرض گرایش به اعتیاد هستند.این پژوهش با تأکید بر نقش عوامل روان شناختی، کاربردهای مهمی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی مرتبط با اعتیاد دارد. نتایج می تواند به عنوان پایه ای علمی برای ارتقاء سلامت روانی و کاهش رفتارهای پرخطر مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه خرده مقیاس های نسخه پنجم آزمون هوش استنفورد–بینه در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در خواندن و ریاضیات: یک رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه خرده مقیاس های شناختی شامل استدلال سیال، حافظه فعال و پردازش دیداری-فضایی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در خواندن و ریاضیات، با تأکید بر رویکرد شناختی انجام شد. این مطالعه از نوع علّی-مقایسه ای بود و در ابتدا نمونه ای متشکل از ۹۰ دانش آموز (۳۰ نفر با اختلال خواندن، ۳۰ نفر با اختلال ریاضی، و ۳۰ نفر بدون اختلال یادگیری به عنوان گروه عادی) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناسی شهر تهران انتخاب شدند. پس از حذف ۱۲ مورد دارای داده های ناقص، تحلیل نهایی بر روی ۷۸ دانش آموز انجام شد. به منظور سنجش مؤلفه های شناختی، از آزمون هوش استنفورد–بینه (نسخه پنجم) استفاده گردید و داده ها با تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون های تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در خرده مقیاس های استدلال سیال، حافظه فعال و پردازش دیداری-فضایی به طور معناداری پایین تر از گروه دانش آموزان عادی بود (p<0.05)، در حالی که بین دو گروه اختلال خواندن و اختلال ریاضی تفاوت معناداری مشاهده نشد. این نتایج نشان می دهد که نارسایی در مؤلفه های شناختی مورد سنجش، در هر دو نوع اختلال یادگیری خاص وجود دارد و می تواند در تضعیف عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش داشته باشد. در مجموع، یافته های این پژوهش با تأکید بر نقش خرده مقیاس های شناختی آزمون هوش استنفورد–بینه در تبیین مشکلات یادگیری، بر ضرورت طراحی مداخلات شناخت محور جهت بهبود این مؤلفه ها تأکید می ورزد؛ مداخلاتی که می توانند زمینه ارتقاء عملکرد تحصیلی و کاهش علائم اختلالات خواندن و ریاضی را فراهم سازند.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری این پژوهش 30 نفر که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفره) قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تکانشگری بارات (1995)، پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی (1395) بود. درمان هیجان مدار (9 جلسه 45 دقیقه ای) توسط متخصص روانشناس برای گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) جهت بررسی فرضیه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که پس از حذف اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری در ترکیب خطی متغیرهای وابسته دو گروه مورد بررسی وجود داشت . آزمونهای تک متغیری تحلیل کواریانس نیز نشان داد که نوجوانان گروه آزمایش نسبت به نوجوانان گروه کنترل بهبود معناداری در پس آزمون نمرات تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی نشان داده اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار می تواند درمان موثری در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی باشد.
نقش میانجیگر تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت و اختلالات طیف برونی ساز در مردان دارای اختلال مصرف مواد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجیگر تکانشگری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت با اختلالات طیف برونی ساز در افراد دارای سابقه مصرف مواد انجام شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر مقطعی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل افراد دارای سابقه مصرف مواد در شهر سنندج بود که در مراکز سرپایی درمان وابستگی به مواد تحت قرار داشتند، از میان آن ها نمونه ای به حجم 349 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده سیاهه شخصیت برای DSM-5 (PID-5)، سیاهه اختلالات طیف برونی سازی (ESI)، مقیاس تکانشگری بارت (BIS) بود. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS به ترتیب نسخه های 22 و 24 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نتایج مطالعه نشان داد ابعاد مرضی شخصیت شامل مخالفت جویی (β=0/593, P=0/001)، دل گسستگی (β=0/513, P=0/001)، مهارگسستگی (β=0/616, P=0/001)، عاطفه منفی (β=0/565, P=0/001) و روان گسستگی (β=0/541, P=0/001) رابطه مثبت و معنی داری با علائم اختلالات طیف برونی ساز دارند. علاوه براین، نتایج بوت استراپ نشان داد ابعاد تکانشگری شناختی، حرکتی و عدم برنامه ریزی نقش میانجیگر معنی داری در ارتباط بین ابعاد مرضی شخصیت و اختلالات طیف برونی ساز در افراد دارای مصرف مواد ایفا می کند. نتیجه گیری نظر به اینکه ابعاد مرضی شخصیت از طریق عامل میانجیگر تکانشگری نقش مؤثری بر علائم اختلالات طیف برونی ساز دارند، توجه بیشتر به این سازه ها می تواند در زمینه پیشگیری و درمان اختلالات مرتبط با مصرف مواد تلویحات کاربردی به دنبال داشته باشد.
تجربۀ زیستۀ استادیاران نو استخدام از قلدری در دانشگاه: تحلیل پیامدها و راهبردهای مقابله ای
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه قلدری سازمانی یکی از معضلات جدی در محیط های آموزشی است و می تواند پیامدهای روانی، جسمانی و سازمانی متعددی برای قربانیان به همراه داشته باشد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای قلدری سازمانی برای استادیاران نواستخدام و راهبردهای مقابله ای آنان در محیط دانشگاهی انجام شده است. این پژوهش به دنبال شناسایی و تحلیل این پیامدها و راهکارهای اتخاذی اعضاء هیئت علمی برای مقابله با این پدیده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان پژوهش را استادیاران نواستخدام دانشگاه گیلان که به باور خود مورد قلدری واقع شده بودند، در سال 1401 تشکیل دادند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر هدفمند و گلوله برفی بود و داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 مرد و 8 زن، جمع آوری شد و نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه داشت. داده ها به روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. یافته ها: از تحلیل داده ها، 15 کد باز، 4 مقوله فرعی و 2 مضمون اصلی به دست آمد. مضامین اصلی برای پیامدهای قلدری سازمانی شامل پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی بودند. مقولات مربوط به پیامدهای فردی، شامل پیامدهای جسمی و پیامدهای روان شناختی و مقولات مربوط به پیامدهای سازمانی، شامل کاهش بهره وری و تضعیف فرهنگ سازمانی بود. همچنین، 13 کد باز، 4 مقوله فرعی و 2 مضمون اصلی از راهبردهای مقابله ای با قلدری سازمانی به دست آمد که مضامین اصلی شامل راهبردهای مقابله ای فردی با مقولات پذیرش و کناره گیری و دریافت حمایت اجتماعی با مقولات جستجوی حمایت از همتایان و جستجوی حمایت در خانواده بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلدری سازمانی تأثیرات منفی عمیقی بر سلامت جسمانی و روانی اعضاء هیئت علمی دانشگاه دارد. این پیامدها شامل سردرد، حملات میگرنی و غیره می باشد. از سوی دیگر تجربه مورد قلدری واقع شدن، منجر به پیامدهای سازمانی از جمله کاهش بهره وری افراد و تضعیف فرهنگ سازمانی در دانشگاه می شود. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند ایجاد محیط های حمایتی و آموزشی، تقویت مدیریت تعارض و افزایش آگاهی نسبت به پیامدهای قلدری است تا افراد قادر به واکنش مؤثرتر و مثبت تری باشند. همچنین نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی همکاران و خانواده نقش کلیدی در کاهش اثرات منفی این پدیده ایفا می کند.
اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان: مروری نظام مند بر پژوهش های داخلی
حوزههای تخصصی:
زمینه: دانش آموزان نارساخوان در کارکردهای اجرایی خود از جمله حافظه کاری، توجه، پردازش اطلاعات، انعطاف پذیری شناختی و بازداری پاسخ بیشترین ضعف را دارند. توان بخشی شناختی با تأثیر بر روی عملکرد مغز، ظرفیت های شناختی از دست رفته فرد را بهبود بخشیده و بر روی حوزه های مختلف شناخت از جمله حافظه، توجه و کنش های اجرایی و مهارت های خواندن مؤثر است. هدف: هدف پژوهش حاضر مرور نظام مند مداخلات توان بخشی شناختی بر روی بهبود کارکرد های اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان بود تا ویژگی های معتبرترین مداخلات را برجسته کند و پژوهش های آینده را راهنمایی کند. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری نظام مند بود. نتایج این مطالعه بر اساس مقالات پژوهشی منتشر شده به زبان فارسی کسب گردید. در این پژوهش کلیه مقالات انتشار یافته در بازه زمانی (فروردین 1393 الی مرداد 1403) طی جستجو در پایگاه اطلاعاتی فارسی SID, Google Scholar, Magiran, Ensani انتخاب شدند. جستجوی مقالات فارسی با یک راهبرد مشخص شد به این صورت که در گام اول تمام مقالاتی که در عنوان یا چکیده آن ها، کلید واژه های ذکر شده یا مشابه یا مرتبط با موضوع بودند، استخراج شدند؛ در این مرحله در قسمت جستجوی پیشرفته پایگاه اطلاعاتی کلید واژه های (نارساخوانی یا اختلال خواندن یا اختلالات خواندن یا خوانش پریشی یا خواندن پریشی یا مشکلات خواندن یا ناتوانی خواندن) و (توان بخشی شناختی یا مداخلات شناختی یا تمرینات شناختی یا آموزش شناختی) به صورت ترکیبی مورد جستجو قرار گرفت. در این مرحله تعداد 603 مقاله فارسی جمع آوری گردید. در گام دوم تعداد 455 مقاله تکراری و سپس تعداد 118 مقاله که با ملاک های ورود و خروج هماهنگی نداشتند، حذف شدند. در این بخش تعداد 30 مقاله فارسی جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخلات توان بخشی شناختی با بهره گیری از تمرین های هدفمند و مبتنی بر اصول شکل پذیری عصبی مغز، تأثیر قابل توجهی بر بهبود جنبه های مختلف شناختی نظیر توجه، حافظه، کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن از جمله خواندن کلمات، ناکلمات، زنجیره کلمات، درک مطلب، هجی کردن و پردازش دیداری-واج شناختی، بهبود عملکرد کلی خواندن و کاهش علائم نارساخوانی دارد. پژوهش ها نشان دادند که توان بخشی شناختی، چه به صورت رایانه ای و چه به صورت غیررایانه ای، می تواند در بهبود مشکلات کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان مؤثر واقع شود. همچنین، توان بخشی شناختی رایانه ای نسبت به روش های غیررایانه ای از کارایی بیشتری برخوردار است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی توان بخشی شناختی رایانه ای و غیررایانه ای در کارکردهای اجرایی و مهارت های خواندن دانش آموزان نارساخوان توصیه می شود تا متخصصان، روان شناسان و مشاوران در حوزه اختلالات یادگیری، مسئولان مدارس و مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی آموزش و پرورش تلاش کنند تا با استفاده عملی از توان بخشی شناختی به صورت های گوناگون، روند یادگیری و عملکرد تحصیلی این دانش آموزان را بهبود بخشند.
Comparison of Emotion Regulation in Gastric Ulcer Sufferers and Non-Sufferers
حوزههای تخصصی:
Subjective : Psychological problems are involved in many psychosomatic disorders. Gastric ulcer is also related to psychological problems as one of the psychosomatic disorders. This research was conducted with the aim of comparison of emotion regulation in gastric ulcer sufferers and non-sufferers. Methods : This research is descriptive and causal-comparative. 100 patients with gastric ulcer and referred to Imam Hussein Hospital in Tehran in 2022 were selected by convenience sampling method and compared with 100 of their companions who did not have gastric ulcer. Both groups responded to Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). Data were analyzed with multivariate analysis of variance and SPSS-21 software. Results : The findings showed that the total score of difficulties in emotion regulation and its subscales (non-acceptance of negative emotions, difficulties engaging in goal-directed behaviors, difficulties controlling impulsive behaviors, limited access to effective emotion regulation strategies, lack of emotional awareness, lack of emotional clarity) in patients with gastric ulcer is significantly higher than of non-afflicted people (P<0.001). Conclusion : According to this finding, it can be concluded that the difficulty in regulating emotions may play a role in gastric ulcers. It seems that patients with gastric ulcer are less able to identify and understand their emotions and less able to manage their emotions properly. Therefore, the accumulation of psychological pressure caused by negative emotions can cause their symptoms to appear or intensify.