فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
63 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش درد و کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی درد دکتر سیروس مومن زاده از خرداد ۱4۰۲ تا بهمن 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 24 نفر از این افراد بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده درد مگ کیل (2009، MPQ) و پرسشنامه کفایت اجتماعی برمستر و همکاران (1998، SCQ) بود. گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون شدت درد و کفایت اجتماعی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 001/0P< وجود داشت. این نتایج بیان می کند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یک روش روان درمانی مناسب برای کاهش شدت درد و بهبود کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا است.
عوامل تسهیل کننده خانوادگی درمان اعتیاد: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
129 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تسهیل کننده خانوادگی درمان اعتیاد انجام شد. روش: مطالعه حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از همه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کمپ ها و مراکز ترک اعتیاد در شهر سنندج در سال 1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری، نمونه ای به حجم 19 فرد انتخاب و تجارب زیسته آنان از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. اطلاعات بدست آمده با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. جهت حصول دقت در مطالعه از روش های درگیرشدن طولانی مدت، بازبینی و بررسی یافته ها توسط متخصصان، مشارکت کنندگان و همکاران محقق استفاده شد. یافته ها: چهار مضمون اصلی خودنگری های تسهیل کننده خانوادگی (با مضامین فرعی نگرانی از افشای اعتیاد در خانواده، احساس گناه در قبال خانواده، ترس های آینده خانوادگی و احساس مسئولیت در قبال خانواده)، حمایت های خانوادگی (با مضامین فرعی حمایت های انگیزشی، مالی، منزلتی و عاطفی)، خانواده بالنده (با مضامین فرعی روابط زناشویی و پیوند های خانوادگی مناسب) و مشارکت خانواده در فرایند ترک (با مضامین فرعی مشارکت مستقیم و غیر مستقیم) به عنوان عوامل تسهیل کننده خانوادگی شناسایی شدند. نتیجه گیری: انتظار اینکه فرد مبتلا بتواند به تنهایی روند درمان اعتیاد خود را مدیریت کند واقع بینانه نیست. خانواده با ارائه حمایت های گوناگون، ایجاد محیطی امن و آرام در خانه و مشارکت فعال در فرایند درمان نقشی اساسی در بهبود و تداوم درمان اعتیاد ایفا می کند. مضامین اصلی و فرعی این پژوهش نیز می توانند به طور روشن به اهدافی کاربردی برای مداخلات خانوادگی تبدیل شوند، اهدافی که به ارتقای آمادگی، افزایش توان حمایتی و تقویت نقش خانواده در مسیر درمان کمک می کنند.
پیش بینی نشخوار فکری، بر اساس فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایز یافتگی خود در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
183 - 199
حوزههای تخصصی:
زمینه: نشخوارفکری به عنوان یک فرآیند افکار تکراری تعریف می شود، پژوهش حاضر براین ادعا است که فراشناخت مجموعه ای از توانایی های فکری است که به درک پدیده ها کمک نموده و فرد می تواند منبع رنجش خود را شناسایی کند و فرض این پژوهش براینست که توانایی برای شناسایی حالات فکری و ذهنی خود و درک تأثیر فرآیندهای فکری بر رفتار، عمل و استدلال و مدیریت هیجانات با درک منبع هیجانات می توانند نشخوار فکری را کاهش دهند. بنابراین مطالعه نشخوار فکری در زنان متأهل با توجه به متغیرهای فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایز یافتگی خود، برای ارتقای کیفیت زندگی افراد و بالطبع جامعه امری ضروری است. هدف: هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی نشخوار فکری بر اساس فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایزیافتگی خود در زنان متأهل شهر تهران بود. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع تحقیقات کاربردی، از لحاظ روش، پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را زنان متأهل شهر تهران در سال (۱۴۰۳-۱۴۰۲)، تشکیل دادند. تعداد 400 زن متأهل براساس نظر استیونس (1995)، با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه آماری تعیین و انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس نشخوار فکری تراپنل (1999)، فراشناخت ولز (2004)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و تمایز یافتگی خود اسکورن و فریدلندر (1989) استفاده گردید. داده ها از طریق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS22 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از لیزرل 5/8 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشخوار فکری براساس فراشناخت، تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود قابل پیش بینی است و 29% نشخوارفکری با این سه متغیر تبیین می شود (545/0 R=). بین نشخوارفکری و فراشناخت همبستگی منفی (31/0-)، بین نشخوارفکری و تنظیم هیجان همبستگی منفی (336/0-) و بین تمایزیافتگی خود و نشخوارفکری همبستگی منفی وجود دارد (365/0-). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، نتیجه گیری می شود، که متغیرهای فراشناخت، تنظیم هیجان و تمایز یافتگی خود می توانند در پیشگیری یا کاهش نشخوار فکری مؤثر واقع شوند.
اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به پرخوری دارای افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
160 - 172
حوزههای تخصصی:
امروزه اختلال پرخوری عصبی یکی از معضلات بهداشت و سلامت و عامل خطر برای بسیاری از بیماری ها است. پرخوری عصبی نه تنها ازنظر سلامتی و تأثیرات منفی آن در بعد جسمی اهمیت دارد بلکه از لحاظ روانی، اقتصادی و اجتماعی و صرف هزینه های پزشکی نیز قابل توجه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در افراد مبتلابه پرخوری دارای افسردگی بود. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی است که در آن از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به بخش تغذیه و رژیم درمانی کلینیک بعثت شهر رشت، در سال 1400 بود که 20 نفر شرکت کننده بر اساس تشخیص متخصص تغذیه و مصاحبه تشخیصی مبتنی DSM-5 برای اختلالات خوردن به صورت هدفمند انتخاب شدند. شرکت کننده ها به مدت 6 جلسه درمان مصاحبه انگیزشی دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس رفتار خوردن داچ (ون استرین، فریجترز، برگرز و دفارس، 1996)، افسردگی (بک، 1996)، تبعیت درمان (مدانلو، 1392) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1996) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مصاحبه انگیزشی موجب افزایش مؤلفه ها می شود به طوری که بین نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در تبعیت از درمان و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت که این تغییر در مرحله پس آزمون از پیش آزمون و پیگیری بیشتر بود (0/005>p). بنابراین با توجه به تأثیر مصاحبه انگیزشی از این روش می توان به عنوان یک مداخله درمانی جایگزین و مکمل در کنار سایر روش ها استفاده کرد. یافته ها نشان دادند مصاحبه انگیزشی منجر به افزایش تبعیت از درمان و بهبود کیفیت زندگی در افراد تحت درمان خواهد شد.
اثربخشی چند رسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
189 - 203
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنجش اثربخشی ارائه چندرسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان چهارم ابتدایی شهرستان ایوان غرب در نیم سال اول تحصیلی 1402 - 1403 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از بین 15 مدرسه شهرستان، یک مدرسه به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد و دانش آموزان آن (32 نفر) به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16نفر) و گروه کنترل (16 نفر) گمارده شدند. ابتدا از نمونه ها پیش آزمون یادگیری گرفته شد. سپس، آموزش به هر دو گروه به ترتیب با استفاده از ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی عاطفی و ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی ساده و عاری از عناصر عاطفی انجام شد. آموزش در هر دو گروه در 8 جلسه ارائه شد. در پایان آموزش، پس آزمون یادگیری و پرسشنامه نگرش کنکتا و همکاران (2020) اجرا شد، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی دو گروهی مستقل استفاده شد. مقایسه نمرات یادگیری در گروه های آزمایش و کنترل نشان داد که یادگیری پس از اجرای آموزش در گروه چندرسانه ای عاطفی به شکل معناداری افزایش یافته است (0/01>p) و نگرش به درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل بهتر شده است (0/01>p). براساس یافته های این پژوهش، معلمان در صورت استفاده از آموزش چندرسانه ای با طراحی عاطفی در درس علوم تجربی ضمن افزایش کیفیت آموزش به ارتقای یادگیری و بهبود نگرش دانش آموزان کمک موثری می کنند.
روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
119 - 130
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام شده است. روش این مطالعه از نوع همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که از میان آنها 203 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. در این مطالعه از سیاهه شخصیت DSM-5 (PID-5؛ کروگر و همکاران، 2012)، سیاهه تجدیدنظر شده اختلال وسواسی - جبری (OCI-R؛ فوا و همکاران، 1998) و پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ؛ گامز و همکاران، 2011) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد علائم وسواسی - جبری (0/84 = β) و اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر اجتناب تجربه ای مثبت و معنادار بود (0/26 = β). همچنین اثر مستقیم اجتناب تجربه ای بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/15 = β). اثر غیرمستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/80 = β). در این پژوهش بررسی ابعاد مرضی شخصیت به عنوان عوامل پایدار و تأثیر گذار بر ابعاد نشانه های وسواسی - جبری و نیز بررسی نقش سایر متغیرهای میانجی می تواند برای درمانگران تلویحات بالینی مختلفی در جهت تشخیص عوامل خطرساز این اختلال و نوع مقاوم به درمان آن داشته باشد.
اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس اشتیاق مندی تحصیلی برای نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
176 - 152
حوزههای تخصصی:
اشتیاق مندی تحصیلی یکی از عناصر اساسی فزونی تجارب موفقیت آمیز تحصیلی و کاهنده میزان افت تحصیلی در یادگیرندگان تلقی می شود. بنابراین، دسترسی به ابزارهای روا و پایا برای سنجش این فراسازه چندوجهی از اهمیت زیادی برخوردار است. بر این اساس، این پژوهش با هدف تحلیل روان سنجی نسخه فارسی مقیاس اشتیاق مندی تحصیلی برای نوجوانان (مارتینز و پرز فیونتیز، 2024)، انجام شد. در این مطالعه توصیفی پیمایشی، از جامعه آماری دانش آموزان متوسطه اول منطقه 4 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402، تعداد 350 نوجوان (180 دختر و 170 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس علاقه تحصیلی برای نوجوانان (لیو، دانگ و اکوی، 2019) و مقیاس پایستگی انگیزشی (کنستانتین، هالمن و هاجباتا، 2011)، پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل عاملی تاییدی و به کمک نرم افزار AMOS-20 تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقیاس اشتیاق مندی تحصیلی برای نوجوانان با ساختاری مشتمل بر سه بُعدِ اشتیاق مندی شناختی، اشتیاق مندی عاطفی/هیجانی و اشتیاق مندی رفتاری، از روایی عاملی خوبی برخوردار بود. علاوه بر این، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد اشتیاق مندی تحصیلی برای نوجوانان با پایستگی انگیزشی و علاقه تحصیلی در آنها، از روایی ملاکی نسخه فارسی مقیاس اشتیاق مندی تحصیلی، حمایت کرد (001/0>P). در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن حمایت از مواضعِ نظری مدل مفهومی سه وجهی در قلمرو مطالعاتی اشتیاق مندی تحصیلی، نشان داد که نسخه فارسی مقیاس اشتیاق مندی تحصیلی برای نوجوانان، به مثابه ابزاری چندوجهی، برای سنجش فراسازه اشتیاق مندی تحصیلی نوجوانان ایرانی، ابزاری روا و پایا، بود.
رابطه هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با قصد کارآفرینانه: نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین میزان برازش مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطه ای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی بود. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و جامعه آماری شامل مدیران مدارس شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 400 نفر بود؛ که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 196 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ی پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و همکاران، پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینانه دی نابل و همکاران، پرسشنامه هوش فرهنگی آنگ و همکاران و پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال بود و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و ضرایب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر خودکارآمدی کارآفرینانه، خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی با میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنی دار بوده است (t ≥ 1.96; P ≤ 0.05)؛ اما ضریب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر خودکارآمدی کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم هوش فرهنگی به واسطه خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنی دار نبود. نتیجه گیری: مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطه ای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی برازش دارد و سرمایه اجتماعی از طریق خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی داری دارد اما خودکارآمدی کارآفرینانه میانجی معنی داری برای هوش فرهنگی و قصد کارآفرینانه در این پژوهش نیست.
واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
88 - 102
حوزههای تخصصی:
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
Global Trends and Evolution in Eye Tracking Research: A Scientometric Analysis Using VOS Viewer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction and Objective: Eye-tracking has emerged as a powerful tool in psychology, education, and technology, and understanding its global research trends is essential for mapping its scholarly evolution. This study aims to explore the global trends and developmental trajectory of Eye Tracking research by employing a scient metric analysis to offer a holistic overview of its scholarly growth and impact. Research Methodology: A systematic search was conducted in the Web of Science database, retrieving 4,370 relevant articles published between 1990 and 2021. The data were analyzed using VOS viewer software through co-authorship networks, keyword co-occurrence mapping, and trend visualization techniques. Findings: The results reveal a significant and accelerating growth in Eye Tracking publications, particularly over the past decade. Prominent keywords such as Eye-tracking, Movements, Information, Attention, Perception, Children, and Performance reflect the field's thematic diversity and growing relevance across various disciplines. A notable shift in research focus is observed—from early investigations into psychological disorders to more recent emphasis on cognitive processes and executive functions. Conclusion: This study provides a comprehensive roadmap of the evolution of Eye Tracking research, offering valuable insights into past trends, present hotspots, and future directions, with implications for its application in domains such as education, marketing, and technology. Value: The novelty of this research lies in its integrative use of scient metric tools to identify emerging topics, map interdisciplinary connections, and highlight underexplored areas in Eye Tracking studies.
انطباق فرهنگی در روان درمانی و مشاوره: مروری بر مدل ها و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: درمانگران متوجه شده اند که درمان باید با شخصیت بیمار و زمینه منحصر به فرد او متناسب باشد. رویکردهای روان درمانی و مشاوره ای که زمینه های فرهنگی را در نظر نگیرند، ممکن است حتی مراجعان را در معرض آسیب قرار دهند. لذا انطباق فرهنگی که یک روند سیستماتیک است، برای متناسب کردن درمان با زمینه فرهنگی مراجعان ضرورتی است که باید طبق مدل های علمی انجام شود. هدف: مطالعه حاضر با هدف مروری روایتی بر مدل ها و الگوهای انطابق فرهنگی در روش های روان درمانی و مشاوره انجام شد. روش: این پژوهش به روش مرور روایتی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتاب ها و مقالات منتشر شده انگلیسی در پایگاه های اطلاعاتی شامل APAPsycNet, Google Scholar, PubMed با کلیدواژه های انطباق فرهنگی، مداخلات روان درمانی، مدل ها و روش ها در بازه زمانی (1990-2023) بود که براساس معیارهای ورود و خروج مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: این مقاله ادبیات مربوط به مسائل فرهنگی مداخلات روان درمانی و همچنین تعریف و انواع تطابق فرهنگی، مؤلفه های اساسی آن و در پایان 8 مدل انطباق فرهنگی را مرور می کند شامل: 1) مدل اعتبار اکولوژیکی، 2) مدل چند بعدی برای درک روان درمانی های پاسخگوی فرهنگی، 3) مدل تأثیر فرهنگ بر درمان، 4) مدل فرآیندی انطباق فرهنگی، 5) مدل برنامه پیشگیری ترکیبی، 6) مدل اقامت فرهنگی لئونگ، 7) چارچوب انطباقی درمان انتخابی و هدایت شده و 8) چارچوب اکتشافی. نتیجه گیری: انطباق فرهنگی یک فرآیند سیستماتیک است که باید طبق اصول و پروتکل های تدوین شده در متون علمی انجام شود و اکثر صاحب نظران خواستار یک فرآیند سیستماتیک و دقیق هستند. مدل های انطباق فرهنگی به اصلاح فرآیند و محتوای درمان ها برای افزایش تعامل، قابلیت پذیرش و همخوانی درمان با فرهنگ درمانجو می پردازند. در این مقاله تلاش شد ضرورت پرداختن به انطباق فرهنگی برجسته گردد و مروری بر تلاش ها و مدل های ارائه شده فعلی صورت گیرد تا زمینه ساز آگاهی اولیه در این حوزه باشد و متخصصان و پژوهشگران ایرانی با استفاده از مدل های ارائه شده، در جهت انطباق مداخلات روان درمانی و مشاوره جهت افزایش اثربخشی این خدمات در حد امکان گام بردارند.
پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی بر اساس ابعاد پنج گانه شخصیت با نقش میانجی خودپنداره در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۱۷۶-۱۵۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: توانایی حل مسئله یکی از اهداف والا در نظام های آموزشی است. از طرفی پرورش روحیه کمک طلبی در ابعاد مختلف در اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است. با بررسی ادبیات این حوزه کمتر مطالعه ای را می توان یافت که زمینه را برای ارائه مدلی برای مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با در نظر گرفتن نقش خودپنداره فراهم ساخته باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی برای پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با میانجی گری خودپنداره بود. روش: طرح پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تهران به تعداد 98237 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود. مطابق با جدول مورگان 538 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت پایه تحصیلی دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1986)، حل مسئله (هپنر، 2012)، کمک طلبی تحصیلی (ریان و پنتریچ، 2007) و مقیاس خودپنداره (راجرز، 1975) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای Spss25، و Amos24 انجام شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که میان ابعاد پنج گانه شخصیت (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی در برابر تجربه، سازگاری و توافق، وظیفه شناسی) و مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، به طوری که ابعاد پنج گانه شخصیت به صورت همزمان 285/0 از واریانس مهارت حل مسئله دانش آموزان و 38/0 از کمک طلبی را تبیین می کنند (05/0 >P). همچنین نقش میانجی خودپنداره
Depression vs. Neuroticism, the Relationships with Past and Present Life Satisfaction and Presence of Meaning in Life(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: دوران سالمندی یکی از دوره های مهم و حساس هر شخص می باشد، سبک زندگی و نشاط معنوی به عنوان مولفه هایی تاثیرگذار بر اختلال آلزایمر در این دوره سنی می تواند نقش آفرینی کند. مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در مبتلایان به اختلال آلزایمر با افراد بدون اختلال آلزایمر از نوآوری های پژوهش حاضر بود. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در سالمندان بالای 80 سال با و بدون اختلال آلزایمر بود. روش: پژوهش حاضر از نظرروش علی _ مقایسه ای و به لحاظ شیوه ی گردآوری داده ها پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان (با اختلال آلزایمر و بدون اختلال آلزایمر) شهرستان قلعه گنج بود. که از بین آنها نمونه ای شامل 80 نفر سالمند در نظر گرفته شد. ابزارهای اندازه گیری پژوهش نیز پرسشنامه سنجش و اندازه گیری سبک زندگی اسحاقی و همکاران (1388)، پرسشنامه نشاط معنوی افروز (1395) که بین افراد توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس تک متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی سبک زندگی از نظر آماری تفاوت معنی داری بود (54/61 F=؛ 013/0 P=؛ 99/0=لامبدای ویلکز؛ و 02/0 =مجذور اتای تفکیکی). بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی در متغیر نشاط معنوی از نظر آماری تفاوت معنی داری بود (72/41 F=؛ 019/0 P=؛ 99/0 =لامبدای ویلکز؛ و 03/0 =مجذور اتای تفکیکی). نتیجه گیری: مطابق یافته های پژوهش، سبک زندگی و مولفه های آن و نشاط معنوی تاثیر مثبتی بر پیشگیری از اختلال آلزایمر در سالمندان دارد و می-تواند باعث کاهش آلزایمر در سالمندی گردد. گسترش مهارت آموزی و اصلاح سبک زندگی و ارتقای نشاط معنوی بخصوص در سالهای جوانی و کودکی و ارتقای روزبه روز آنها در کشور می تواند برنامه مقابله ای خوبی جهت پیشگری از آلزایمر در جمعیت
واکاوی بسترهای زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی با طرحواره ناسازگاری خودگردانی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
43 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی بسترها ی زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی با طرحو اره های ناسازگاری خود گردانی در زنان بود. جامعه آماری تمامی زنان (18 تا 40 ساله) شهر اهواز .بود. نمونه پژوهش27 نفر از زنان از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختار استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که 11 مضمون اولیه براساس مفاهیم مشترک استخراج شد که شامل تمایلات ظاهر پسندانه مردان، تمایلات ظاهر پسندانه زنان، نابرابری ایجاد شده توسط ظاهر، قبح زدایی اجتماعی عمل های زیبایی، دسترسی آسان به عمل های زیبایی، خود زشت انگاری زنان، فرار از روزمرگی، پسند شدن و ازدواج، رقابت جویی در زیبایی، کمال گرایی در زیبایی و کلیشه های جنسیتی در مورد زیبایی بود. پیامد های جراحی زیبایی زنان شامل افزایش عزت نفس، تسهیل اجتماعی، تزلزل سرمایه اجتماعی و شئ انگاری بدن بود. هم چنین نتایج نشان داد طرحواره ناس ازگار خودگردانی بیش ترین تاثیر را بر گرایش به جراحی زیبایی دارد. زنانی که متقاضی جراحی هستند طرحواره های ناسازگار مانند بی ثباتی، بی اعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص و شرم، انزوای اجتماعی و بیگانگی، طرد، خودگردانی مختل، محدودیت های غیرمنطقه ای، وابستگی و بازداری دارند. برخی از زنان متقاضی جراحی طرحواره تسلیم دارند و به درست بودن آن گردن می نهند و هیچ گاه سعی نمی کنند با طرحواره بجنگند یا از آن اجتناب کنند، بلکه می پذیرند که طرحواره ها درست هستند. بنابراین برای جلوگیری از افزایش بیشتر این مسئله اجتماعی و فرهنگی لازم است مشاوره تخصصی روان شناختی به زنان متقاضی جراحی زیبایی جهت کاهش طرحواره های ناسازگار ارایه شود.
Screen Time vs. Quality Time: Examining the Relationship between Multi-screen Addiction and Marital Relationship Quality through the Lens of maintenance-oriented relationship commitment(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to investigate the predictive model of marital relationship quality based on multi-screen addiction with the mediating role of maintenance-oriented relationship commitment in married individuals.Methods: The current research method was applied in terms of purpose, descriptive in data collection, and correlational based on the analysis process. The statistical population of the present study was the married teachers of Zanjan province in 2023, and 402 teachers participated in this research through convenience sampling. Data collection tools included the Relationship Quality Questionnaire (RQ) by Chonody et al. (2016), the maintenance-oriented relationship commitment Scale (MORC) by Schoebi et al. (2015), and the Multiple screen Addiction Scale (MSAS) by Saritepeci (2021). Data analysis was conducted using Pearson correlation tests, confirmatory and exploratory factor analyses, and structural equation modeling with SPSS 27 and AMOS 26 software.Results: The results revealed that all scales had appropriate reliability. According to the Pearson correlation matrix, there was a significant positive relationship between MORC and RQ (r=0.593, P<0.01), as well as between MSA and RQ (r=-0.237, P<0.01). Structural equation modeling also indicated a good fit of the research conceptual model with the data (RMSEA=0.074).Conclusion:It can be concluded that maintenance-oriented relationship commitment mediates the relationship between multi-screen addiction and marital relationship quality, suggesting that considering these factors in therapeutic interventions and marital enrichment programs can be beneficial.
Design and validation of pessimism questionnaire in married people(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study was conducted with the aim of designing and validating a pessimism questionnaire in married people.Methods: The research method was based on the applied objective and the mixed research method (qualitative-quantitative). The socio-statistics of the research were all professors and experts of clinical psychology and family counselors of Ardabil province in 2022. Among the statistical population, 15 people (11 men and 4 women) were selected based on the principle of opinion saturation as a statistical sample of the qualitative part, and 250 people (136 men and 114 women) were selected as a sample of the quantitative part as a non-random sampling available (easy access) became Interviews and researcher-made questionnaires were used to collect information. Thematic analysis was used with MAXQDA 2018 software to code the interview texts. Additionally, Cronbach's alpha method, construct validity (convergent and discriminant validity), and partial least squares (PLS) were used to analyze the data from the researcher-made questionnaire using SPSS and SmartPLS software.Results: The results indicated that the reliability and validity of the structure (convergence and divergence) were confirmed at an excellent level, and then the confirmatory factor analysis models were confirmed both in the mode of standard coefficients and the mode of absolute significance (p<0/05). Based on the results of this research, it is suggested that due to the innovation of this questionnaire, this questionnaire should be administered to couples before marriage in counseling centers and psychotherapy under the supervision of experienced professors with university experience and couples with pessimism problems before starting life.Conclusion: The joint should be examined and treated during effective protocols to prevent the problems caused by pessimism, which sometimes leads to the disintegration of the joint life if it is aggravated.
الگوی پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روان شناختی و نقش میانجی سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان بر دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (مهر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
۳۰۱-۲۸۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: اعتیاد به اینترنت، معضلی است که سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان را تهدید می کند. شناسایی و درک عواملی که منجر به اعتیاد به اینترنت می شود، بسیار حائز اهمیت است. در مورد نقش سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روانشناختی دانش آموزان دوره متوسطه، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، تدوین الگوی پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس شیوه فرزندپروری و کنترل روانشناختی و نقش میانجی گر سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه بود. روش: روش این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 384 نفر از دانش آموزان مدارس دوره متوسطه شهر کرمانشاه انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998)، شیوه های فرزندپروری (بامریند، 1991)، کنترل روانشناختی وابسته مدار و پیشرفت مدار (سوننز و همکاران، 2010)، سواد رسانه ای (تامن، 1995) و تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006) بود. هم چنین داده های این پژوهش از طریق روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SMARTPLS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت از طریق شیوه های فرزندپروری به طور مستقیم و با نقش میانجی گر سواد رسانه ای و تنظیم شناختی هیجان قابل پیش بینی است (05/0 >P)، ولی از طریق کنترل روانشناختی به طور مستقیم و با نقش میانجی گر تفسیر نمی شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی در مدارس جهت آگاهی بیشتر والدین نسبت به تأثیرات مخرب استفاده زیاد از اینترنت بر فرزندان شان در نظر گرفته شود. هم چنین با توجه تأیید تأثیر شیوه فرزندپروری بر وضعیت اعتیاد به اینترنت در این پژوهش، این آموزش ها می تواند به والدین در شیوه های مؤثر فرزندپروری کمک کند.
ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۱۵۱-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
تأثیر مداخله آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) بر خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم: آزمایشی بر اساس مدل پینتریچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: یادگیری خودتنظیمی، فرآیند فعالانه مدیریت شناخت، هیجان و رفتار برای بهبود یادگیری است. اگرچه این مهارت برای موفقیت تحصیلی حیاتی است، اما نظام آموزشی ایران به دلیل تأکید بر محفوظات و نبود برنامه های مدون، در پرورش آن ضعف دارد. این پژوهش با طراحی یک مداخله ترکیبی (فراشناختی-انگیزشی) بر اساس مدل پینتریچ، درصدد پر کردن این شکاف و ارتقای کیفیت یادگیری است. هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) مبتنی بر مدل خود تنظیمی پینتریچ و اثربخشی آن بر خودتنظیمی دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش به صورت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه دهم رشته علوم تجربی شهر سمنان بودند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. دو مدرسه داوطلب همکاری انتخاب شد. برای جلوگیری از اثر انتشار، به صورت تصادفی یکی از مدارس به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. از بین 60 دانش آموز، تعداد 10 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (5 =n) و کنترل (5 =n) قرار گرفتند. مداخله آموزشی 7 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. آموزش های گروه کنترل به صورت رقیق شده بود. همه دانش آموزان پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (پینتریچ و همکاران، 1991) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکووا) در نرم افزار Spss22 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) استفاده از راهبردهای انگیزشی برای یادگیری را در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار افزایش داد (001/0 p<، 83/0 =ƞ2). نتیجه گیری: یرنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در سیستم های آموزشی برای تقویت راهبردهای انگیزشی برای یادگیری دانش آموزان به کار گرفته شود. این نتیجه بر استفاده عملی از یافته ها در محیط های آموزشی واقعی (مدارس، دانشگاه ها) و تأثیر آن بر ارتقای یادگیری تأکید دارد.
اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد مبتلا به ناتوانی جسمی- حرکتی، روانی و ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (شهریور) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
۳۳۶-۳۲۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: ارزیابی انگیزش اجتماعی می تواند به درک بهتر نیازها، توانمندی ها و موانع روانی و اجتماعی افراد دارای ناتوانی کمک کند. با این حال، ابزارهای مستقیم اندکی برای سنجش انگیزش اجتماعی در مورد جمعیت ناتوان وجود دارد. علی رغم اهمیت انگیزش اجتماعی در افراد مبتلا به ناتوانی جسمی- حرکتی، روانی و ذهنی و داشتن ابزاری پایا برای سنجش آن، مقیاس استانداردی در ایران جهت ارزیابی این سازه برای افراد دارای ناتوانی وجود ندارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد مبتلا به ناتوانی جسمی- حرکتی، روانی و ذهنی در شهر یزد بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی- مقطعی از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی تمامی افراد 18 تا 40 سال دارای ناتوانی جسمی- حرکتی، روانی و ذهنی در شهر یزد به تعداد 1540 نفر در سال 1403 بود. بر اساس روش کلاین (2023) با توجه به این که تعداد سؤالات مقیاس مورد مطالعه (مقیاس انگیزش اجتماعی) 26 سؤال بود، حجم نمونه پژوهش، 520 نفر در نظر گرفته شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس انگیزش اجتماعی (فیلیپس و همکاران، 2021) بود. پس از ترجمه و تطبیق های لازم، نسخه نهایی با روش نمونه گیری تصادفی ساده بر روی 520 از افراد دارای ناتوانی در شهر یزد اجرا شد. هم چنین برای تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون ضریب همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده های این پژوهش نشان داد که مقیاس انگیزش اجتماعی از روایی صوری و محتوایی مناسب برخوردار بود. هم چنین داده ها حاکی از آن بود که این مقیاس در افراد مبتلا به ناتوانی جسمی- حرکتی، روانی و ذهنی از ساختار پنج عاملی برخوردار است و این مدل پنج عاملی مقیاس از برازش مطلوب برخوردار بود. ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس ها در دامنه 77/0 تا 93/0 و برای نمره کل برابر 88/0 بود. نتایج هم چنین نشان داد که بار عاملی تمامی سؤالات مقیاس بالاتر از 60/0 بود. نتیجه گیری: در مجموع نتایج نشان داد این مقیاس این مقیاس از اعتبار مناسب برای سنجش انگیزش اجتماعی در افراد مبتلا به ناتوانی جسمی- حرکتی، روانی و ذهنی در بین نمونه ایرانی برخوردار است و می توان ازآن برای مقاصد مشاوره ای و توانبخشی در افراد دارای ناتوانی استفاده کرد.