ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۹۰۱.

طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روان شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه: خشونت خانگی و خیانت زناشویی از جمله رویدادهایی است که ضمن متأثر کردن روابط زوجین به صورت منفی، می توانند موجب از هم گسیختگی خانواده و جدایی زوجین از یکدیگر شوند. مطالعات پیشین به بررسی روبط بین عملکرد عصب شناختی و سرمایه روانشناختی با خشونت خانگی و خیانت زناشویی پرداخته اند، اما تا کنون پژوهشی که گرایش به خشونت خانگی را بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بررسی کند، انجام نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی بود که با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان درگیر با مسئله خیانت زناشویی همسر بود که در سال 1401 به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه کرده بودند. 323 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش در دسترس از بین زنان درگیر در خیانت زناشویی مراکز مذکور انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش شامل چهار پرسشنامه خیانت زناشویی (ینیسری و کوکدمیر، 2006)، سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران، 2007) خشونت خانگی (محسنی تبریزی و همکاران، 1391) و توانایی شناختی (نجاتی، 1392) بود. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد (05/0 P<). بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی با میانجی گری سرمایه روانشناختی رابطه غیرمستقیم وجود دارد (05/0 P<). هم چنین مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری عامل سرمایه روانشناختی دارای برازش مطلوب است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود زوج درمانگران در جهت پیشگیری از خشونت خانگی و متعاقب آن خیانت زناشویی، از راهکارهای لازم جهت کاهش اثرات عملکرد عصب شناختی و تقویت سرمایه روانشناختی استفاده کنند.
۹۰۲.

بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
۹۰۳.

مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه: داشتن فرزند با نیازهای خاص بر عقاید، باورها، افکار و احساسات آن ها تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، تا جایی که مادران چنین کودکانی احساسات مختلفی از جمله سردرگمی، تلخ کامی، تکذیب و انکار، افسردگی، ناامیدی و بسیاری از احساسات منفی متفاوت را تجربه می کنند که این خود بر میزان تاب آوری و رفتار سرسختانه آن ها تأثیر منفی می گذارد، بررسی راهبردهای مؤثر برای تقویت سازگاری شناختی و روابط عاطفی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی و کاهش تنش های مادران ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی و مادران دارای کودکان مبتلابه کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری پنج ماهه سه گروهی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مراجعه کننده به مدارس استثنایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. شرکت کنندگان 30 نفر بودند که به صورت تصادفی در سه گروه 10 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. همه آن ها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، ۲۰۱۰) و مقیاس رابطه والد-فرزند (پیانتا، 1994) را تکمیل کردند. از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار آماری SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تأثیر آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزند و مؤلفه های آن ها در پس آزمون و پیگیری معنادار بود. اثر تعامل زمان و گروه برای انعطاف پذیری شناختی (001/0 =p، 635/66 =F)، نزدیکی (001/0 =p، 883/59 =F)، وابستگی (001/0 =p، 756/36 =F)، تعارض (001/0 =p، 428/25 =F)، رابطه مثبت کلی والد فرزند (001/0 =p، 973/39 =F) معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد هر دو مداخله تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در بهبود کلی انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزندمؤثرند، اما این اثربخشی در سطح مؤلفه های خاص محدود است. این یافته ها لزوم ترکیب روش های آموزشی و هدف گذاری مؤلفه های خاص در مطالعات آتی را پررنگ می کند.
۹۰۴.

نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
۹۰۵.

پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۰
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز درمانی دیابت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود که تعداد آن ها بر اساس آمار مراکز درمانی، 200 هزار نفر گزارش شد که از بین آنها به صورت دردسترس 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتار خوردن داچ ون اشتراین (DEBQ، 1986)، مقیاس توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (SES، 1997)، و مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده زلینسکی (PIES، 2016) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون از نوع همزمان بود. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و بی اعتبار سازی هیجانی در مجموع 9/17 درصد رفتار خوردن را تبیین می کنند (05/0>P). نتیجه گیری می شود توانمندی ایگو رفتارهای خوردن سالم تر را تسهیل می کرد، در حالی که بی اعتبارسازی هیجانی با افزایش رفتارهای خوردن هیجانی و ناسالم مرتبط بود.
۹۰۶.

How did the Mindfulness-based Cognitive Therapy (MBCT) change family employee females through Single case experimental designs (SCED)? Decreased the Work-family conflict and increased the psychological well-being(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
Objective: Managing occupational burnout facilitates the restoration of psychological well-being and is influenced by factors such as work-family conflict. Methods:  The current research aimed to determine the effectiveness of MBCT on work-family conflict and psychological well-being in women with a Single Case Experimental Design of the AB type. The statistical population comprised all employed women who sought counseling at the Mehrazin Center in 2023. For data collection, Rastegar Khaled's Work-Family Conflict Questionnaire (2006) and Ryff's Psychological Well-Being Scale (1989) were utilized. It was observed that an improvement percentage below 50% indicates the intervention is not clinically significant, except for Participant 3. Additionally, the fact that the Reliable Change Index is greater than 1.96 at P < 0.05 suggests that the intervention holds statistical significance. With 95% confidence, it can be stated that the observed change in post-test scores is statistically significant. The analysis of the data was conducted through chart analysis, the Percentage of Non-overlapping Data (PND), and the Percentage of Overlapping Data (POD). Results: The research revealed that the psychological well-being scores of the three subjects improved by 30.6% overall, and their work changes and overall improvement percentage were 36.9%. These scores indicate a change and increase in psychological well-being, as well as a reduction in work-family conflict. In all three participants, the acceptable change index (RCI) for both variables was RCI≥1.96, at the 95% confidence level, indicating that the intervention was statistically significant. Conclusion: It is recommended that this method be explored and utilized as an effective intervention for enhancing psychological well-being and reducing work-family conflict.
۹۰۷.

Presenting a Model to Reduce Infidelity in Cyber Space with Phenomenological Analysis of Individual, Interpersonal and Social factors(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
Aim: Marital infidelity is one of the important factors that threaten the marital bond between couples. Understanding the factors preventing marital infidelity is of great value in maintaining the stability and quality of marriage. The present study was conducted with the aim of explaining the effective individual, interpersonal and social indicators to reduce marital infidelity in virtual space with a qualitative approach and phenomenological method. Method: The statistical population of the research included One of the wives with a history of marital infidelity in cyberspace, referred from the family court of Urmia city in 2022, and for this purpose, a sample of 18 participants (13 women and 5 men) were selected using a non-probability and purposeful method. The tool of the current research was a semi-structured interview. The data were coded and analyzed using Brown and Clark thematic analysis . Results : the results of this research showed that there are a total of 14 sub-themes in line with the three main concepts including: individual factors with 7 sub-themes including (differentiation, avoiding extremes and excesses in common life, thinking about the consequences of uncontrolled communication, crisis management, strengthening individual competencies, having physical and mental health, and adhering to family, moral and spiritual values), Interpersonal factors with 3 sub-themes including (the ability to establish effective verbal and non-verbal communication, presence of determination in life, and dimming of interpersonal differences) and social factors with 4 sub-themes including (nature of job and economic situation, rule of strict laws, promotion of healthy lifestyle, and existence of happy and healthy programs) are effective as deterrents from extramarital relationships in the final model. Conclusion: It can be concluded that it is necessary to examine the factors that threaten the peace and stability of the family as the cornerstone of society. In the current research, it was found that a total of 14 sub-themes (including 7 sub-themes related to the individual factor, 3 sub-themes related to the interpersonal factor and 4 sub-themes related to the social factor) protect people from extramarital relationships. The results of this research can be used to help formulate preventive programs and interventions in the field of marital infidelity.
۹۰۸.

آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش حاضر آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب بود. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام نیز توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش تمام دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از بین آن ها تعداد 352 نفر به شکل دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات نیز مقیاس های آشفتگی روانشناختی (DASS؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995)؛ ناگویی هیجانی (TAS؛ بگبی و همکاران، 1994)؛ پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) و شاخص کیفیت خواب (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) بود. برای توصیف یافته ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای استنباط اطلاعات نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد نتایج این پژوهش نشان داد که این مدل پژوهشی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق میانجی گری کیفیت خواب بر پریشانی روانشناختی نوجوانان اثرگذار هستند. از این نتایج می توان برای طراحی مداخلاتی با هدف پیشگیری از پریشانی های روانشناختی استفاده نمود.
۹۰۹.

باور به دنیای خطرناک و تجربۀ هیجانات در دوران همه گیری کرونا: نقش میانجی باورهای توطئه و اعتماد به مرجع قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: باور به دنیای خطرناک باوری پایدار مبنی بر تهدیدآمیز بودن جهان است. هدف از پژوهش حاضر آزمودن نقش این باور در تعیین تجربه هیجانات در بافت همه گیری کووید-۱۹ به میانجی گری باور های توطئه و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا به عنوان مرجع قدرتِ مرتبط با این بافت بود. روش: شرکت کنندگان در این پژوهش همبستگی ۴۳۱ نفر (۷۱% زن، میانگین سنی ۷/۳۳ سال) بودند که به مقیاس باور به دنیای خطرناک، باور های توطئه پیرامون کرونا، اعتماد به ستاد مقابله با کرونا و مقیاس هیجانات مثبت و منفی پاسخ دادند. برای آزمودن نقش باور به دنیای خطرناک در پیش بینی هیجانات به میانجی گری باور های توطئه و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: آلفای کرونباخ مقیاس باور به دنیای خطرناک مطلوب (۸۰/۰) بود و حذف گویه نهم به دلیل بار عاملی ضعیف در تحلیل عاملی تأییدی پیشنهاد شد. باور به دنیای خطرناک تجربه هیجانات مثبت را به طور منفی اما هیجانات منفی را به طور مثبت پیش بینی نمود (۰۵/۰ > ps). باور های توطئه پیرامون کرونا و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا رابطه بین باور به دنیای خطرناک و هیجانات منفی (۰۵/۰ > p) اما نه مثبت را میانجی گری کردند. نتیجه گیری: رابطه باور به دنیای خطرناک با ادراکات و هیجانات پیرامون کرونا مطابق انتظار بود، اما سهم بیشتری از تجربه هیجانات منفی نسبت به مثبت پیش بینی شد که بیانگر در کار بودن سازوکار های متفاوتی برای تبیین اثرپذیری هیجانات مثبت از این باور است.
۹۱۰.

مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تهران در پاییز سال ۱۴۰۳ بودند. بر اساس مدل کلاین (۲۰۲۳) و با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۳۰۰ نفر زن مبتلا به سرطان پستان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (BDDS) هانلی و همکاران (۲۰۲۰)، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (۲۰۰۵)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNE) لری (۱۹۸۳) و مقیاس عزت نفس (RSEs) روزنبرگ (۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که عزت نفس در رابطه بین نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نشانه های اختلال بدریخت انگاری نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و عزت نفس توسط روانشناسان می تواند به تبیین نشانه های بدریخت انگاری بدن در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان پستان کمک نماید. بر این اساس یافته های پژوهش حاضر می تواند برای روانشناسان سلامت در مداخله های روان شناختی جهت کاهش نشانه های بدریخت انگاری بدن دارای تلویحات کاربردی باشد.
۹۱۱.

اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی بر خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن درسرای سالمندان کمال شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف از این پژوهش شناسایی اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی در خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن در سرای سالمندان کمال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون با یک گروه کنترل بوده است. جامعه این پژوهش را تمامی سالمندان ساکن در سرای سالمندان، تشکیل دادند. نمونه این پژوهش سالخوردگان زن و مرد ساکن در سرای سالمندان کمال، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 30 سالمند در دو گروه 15 نفری آزمایش و 15 نفری گواه قرار داده شدند. ابزار این پژوهش از پرسشنامه خلق مثبت و منفی PANAS( 1988)و خودارزشمندی کروکر CSWS ( 2003 )استفاده گردید. مدل آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تی همبسته است و یافتهها نشان داد که طراحی خانه سالمندان بر اساس عوامل فضایی معماری داخلی به ترتیب شدت اثرگذاری، در افزایش خلق مثبت، کاهش خلق منفی و احساس رضایتمندی موثر است.
۹۱۲.

The Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction on Worry, Cognitive Distortions, and Depression in Students with Insomnia Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۳
Objective: Insomnia, marked by difficulty falling or staying asleep, affects many students and contributes to increased worry, cognitive distortions, and depression, exacerbating their overall well-being and academic performance. This study evaluates the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in reducing worry, cognitive distortions, and depression in students with insomnia symptoms. Method: The research utilized a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population consisted of university students in Ardabil Province during the 2023-2024 academic year. A total of 34 students were purposefully selected based on predefined criteria (e.g., insomnia symptoms) and then randomly assigned to either the intervention group (n = 17) or the control group (n = 17). The research instruments included the Insomnia Severity Index (2001), the Penn State Worry Questionnaire (1990), the Cognitive Distortions Questionnaire (2004), and the Beck Depression Inventory (1996). The intervention group participated in eight weekly sessions of 90-minute MBSR, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance with SPSS-27. Results: The results indicated that MBSR significantly reduced worry (F = 46.86), rejection in interpersonal relationships (F = 30.07), unrealistic expectations in relationships (F = 41.54), misperception in interpersonal relationships (F = 30.38), and depression (F = 41.20) among students with insomnia symptoms (P < 0.001). Conclusion: The results highlight the potential of MBSR as a valuable non-pharmacological intervention for managing insomnia and associated psychological challenges in academic settings. Given its effectiveness, further research could explore long-term benefits and applicability across diverse student populations and settings.
۹۱۳.

رابطه عامل هاى شخصیتى با روابط فرازناشویى: نقش میانجى کیفیت رابطه زناشویى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۰
روابط فرازناشویی شکلی از رابطه عاطفی بین یکی از زوجین با فردی دیگر در خارج از چارچوب های رسمی پذیرفته شده است که در بلندمدت به آسیب دیدگی شکل، محتوا و ساختار روابط زناشویی منتهی می گردد. پژوهش حاضر  با هدف تعیین نقش میانجی کیفیت روابط زناشویی در روابط عامل های شخصیتی با روابط فرازناشویی صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود. از جامعه زوجین شهر تبریز در سال 1401، تعداد 300 نفر انتخاب شد. در این پژوهش برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه شخصیتی 5 عامل بزرگ، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی، ATIS) و کیفیت زندگی زناشویی (QMI) استفاده شد. نتایج نشان داد روان رنجورخویی  به واسطه  کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/10 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و مثبت تبیین نماید. برونگرایی  به واسطه  کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نماید. اثر گشودگی به تجربه بر روابط فرازناشویی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی از نظر آماری معنی دار نیست. وظیفه شناسی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/11 و توافق پذیری به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادرند 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نمایند. بنابراین، کیفیت زندگی زناشویی قادر است روابط عامل های شخصیت و روابط فرازناشویی را میانجی گری کند.
۹۱۴.

اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه: میزان بالای کورتیزول در بدن یکی از عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی است. بنابراین این تحقیق با هدف اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی انجام شد. روش: در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری، تعداد 30 نفر از زنان دارای بیماری قلبی-عروقی مراجعه کننده به مطب یکی از متخصصان قلب وعروق شهر قم در سال 1402، که به روش در دسترس به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. معیارهای ورود شامل ابتلا به بیماری قلبی-عروقی، داشتن سن حداقل 40 و حداکثر 55 سال و معیارهای خروج غیبت در دو جلسه از برنامه آموزشی بود. میزان سطح کورتیزول، گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آزمون اندازه گیری شد. تعداد 12 ﺟﻠﺴﻪ به ﻣ ﺪت ۲ ﺗﺎ ۳ ﺳﺎﻋﺖ در هفته برای گروه مداخله انجام شد. یک ماه پس از آن در مرحله پیگیری میزان سطح کورتیزول خون در زمان ناشتا و ساعت 8 صبح اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 آنالیز شد. یافته ها: میانگین سطح کورتیزول خون برای گروه آزمایش (مقابله درمانگری) در پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون کاهش داشت. همچنین بین مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بین گروه درمانی و گروه کنترل در میزان کورتیزول تفاوت وجود دارد. بنابراین میزان کورتیزول بین گروه آزمایش (مقابله درمانگری) و گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد(P<0.05). نتیجه گیری: اثر مقابله درمانگری باعث کاهش کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی می شود. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده در حوزه تأثیر گروه درمانی بر بهبود عملکرد بیماران قلبی عروقی، لذا پیشنهاد می شود این درمان برای بهبود کیفیت زندگی این افراد در جنبه های دیگر نیز به صورت گسترده اجرا شود.
۹۱۵.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طراحی پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بودند. در این تحقیق، ۴۵ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (هر کدام ۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) جایگذاری شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل فرم ۲ افسردگی بک (BDI-II) (۱۹۶۱)، مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و مقیاس اجتناب تجربه ای (EAQ) گامز و همکاران (۲۰۱۱) بودند. گروه آزمایش اول ۹ جلسه طرحواره درمانی هیجانی و گروه آزمایش دوم ۸ جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را به صورت هفتگی دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری در میانگین های پس آزمون مربوط به تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در سه گروه در سطح ۰۵/۰ مشاهده شد (۰۵/۰>p). همچنین، یافته ها نشان داد که بین بین اثربخشی مداخلات بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای تفاوت معناداری وجود نداشت (۰۵/۰<p)؛ بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد که هر دو نوع مداخله قادر به بهبود تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای بودند.
۹۱۶.

نقش هوش هیجانی و حمایت اجتماعی در پیش بینی بهزیستی روان شناختی زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی بهزیستی روان شناختی زنان باردار براساس هوش هیجانی و حمایت اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشت و مامایی شهر ساوه در سال 1402 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 300 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس بهزیستی روان شناختی (RSPWB، ریف، 1989)، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS، زیمت و همکاران، 1988) و سیاهه هوش هیجانی (EQ-i، بار-ان، 1980) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین هوش هیجانی و حمایت اجتماعی با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر هوش هیجانی و حمایت اجتماعی در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 54 درصد از تغییرات بهزیستی روان شناختی در زنان باردار را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که هوش هیجانی و حمایت اجتماعی تبیین کننده بهزیستی روان شناختی در زنان باردار هستند و بر اهمیت توجه به عوامل روانی-اجتماعی در بهبود سلامت روانی زنان باردار تأکید می کند و لزوم تقویت این عوامل را در برنامه های مراقبتی و حمایتی دوران بارداری نشان می دهد.
۹۱۷.

پیش بینی استرس شغلی پرستاران بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استرس شغلی پرستاران بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر مشهد در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 365 نفر از افراد واجد شرایط به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس شغلی پرستاران (NSS، گری تافت و اندرسون، 1981)، مقیاس تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) و مقیاس راهبردهای مقابله ای (WOCQ، لازاروس و فولکمن، 1988) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که سبک مقابله ای مسأله مدار (215/0- =r)، سبک مقابله ای هیجان مدار (199/0 =r)، ارزیابی مجدد (250/0- =r) و سرکوبی (161/0 =r) با استرس شغلی پرستاران رابطه معنی داری دارند (05/0>P). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که 18 درصد از واریانس استرس شغلی پرستاران، توسط ابعاد تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای تبیین می شود. در مجموع با توجه به نقش متغیرهای سبک های مقابله ای و تنظیم هیجان، میتوان گفت که استرس شغلی متأثر از سازه های هیجانی و شناختی می باشد که شناسایی آن ها میتواند در مدیریت و کنترل استرس شغلی مؤثر باشد.
۹۱۸.

تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول هیجانی- کارکردی پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی- همبستگی، نمونه ای به حجم 211 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403، به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس تحول یکپارچه پایه نوجوان (ABIDS)، مقیاس تحول یکپارچه پیشرفته نوجوان (AAIDS) و فرم کوتاه مقیاس طرح واره های ناکارآمد اولیه (SF-YSQ) بود. تجزیه وتحلیل داده با استفاده از ماتریس اهمیت- عملکرد انجام شد. یافته ها: درمجموع یافته ها نشان داد که از میان قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته، به ترتیب مبادله و حل مساله اجتماعی و صمیمیت و جذب شدن به انسان ها بیشترین تأثیر را بر طرح واره های حوزه بریدگی و طرد داشته و نیازمند مداخله جدی تری هستند. همچنین، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین نقش را در شکل گیری طرح واره های حوزه خودگردانی و عملکرد مختل ایفا کرده اند. در مورد طرح واره های مربوط به محدودیت های مختل، مؤلفه های تفکر چندعلیتی، تنظیم عواطف و رفتار، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین تأثیر را داشته اند. افزون بر این، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر مبتنی بر معیار درونی، بیشترین تاثیر را در شکل گیری طرح واره های حوزه دیگر جهت مندی داشته اند. در نهایت، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری مهم ترین سازه های تأثیرگذار بر طرح واره های حوزه گوش به زنگی بیش ازحد و بازداری شناخته شدند. نتیجه گیری: درمجموع با نظر به یافته های پژوهش به نظر می رسد که طراحی و اجرای مداخلات درمانی با هدف تقویت قابلیت های تحول هیجانی-کارکردی پایه و پیشرفته می تواند نقش بسزایی در تعدیل طرح واره های ناکارآمد نوجوانان داشته باشد
۹۱۹.

اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر انزوای اجتماعی و سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر انزوای اجتماعی و سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل مادران نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت بودند. در این پژوهش تعداد ۳۰ مادر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، انزوای اجتماعی راسل و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر استفاده شد. آموزش طبق پروتکل فرزندپروری ذهن آگاهانه ارائه شده توسط بوگلز و رستیفو، طی ۱۰ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای به صورت هفته ای یک بار و گروهی، برای گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر انزوای اجتماعی و سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت، اثربخش بود؛ بنابراین پیشنهاد می گردد دوره های آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه جهت بهبود اعتیاد به اینترنت در نوجوانان در مراکز مشاوره و مدارس توسط روان شناسان و مشاورین برگزار گردد.
۹۲۰.

مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و درمان شناختی مبتنی بر مدل مایکنبام بر کاهش کمرویی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) و درمان شناختی مبتنی بر مدل مایکن-بام بر کاهش کمرویی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه اول منطقه تبادگان شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از این میان، 45 دانش آموز مبتلا به اضطراب اجتماعی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با جای گزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه(هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش اول به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای، مداخله رفتاردرمانی دیالکتیک و گروه آزمایش دوم به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای، مداخله شناخت درمانی مبتنی بر دیدگاه مایکن بام را دریافت نمود و گروه کنترل تا پایان پژوهش، مداخله ای دریافت نکرد.. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کمرویی بریگز-چیک (1990) بود که به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط هر سه گروه، تکمیل گردید. داده ها به نرم افزار SPSS- 26 وارد شدند و با آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون های تعقیبی تحلیل گردیدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله به طور معناداری کمرویی دانش آموزان را کاهش دادند (p < 0.005)، اما گروه کنترل تغییر معناداری نشان نداد. نتیجه یگیری: این یافته ها نشان می دهد که هردو دیدگاه رفتاردرمانی دیالکتیک و شناخت درمانی مایکن بام می تواند به عنوان یک مداخله اثربخش در برنامه های مشاوره مدرسه و درمان کمرویی نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی به کار گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان