ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۴۱ تا ۸٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۸۶۴۱.

رابطه توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاران بورس با میانجی گری خودکارآمدی مالی و سواد مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۳۷۷
زمینه: پژوهش های متعددی به پیش بینی رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری به عنوان یکی از مهم ترین تصمیمات افراد و اثرات سواد مالی بر آن پرداخته اند. اما پژوهشی که به نقش هم زمان میانجی خودکارآمدی مالی و سواد مالی در رابطه توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رابطه میان توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران با نقش میانجی گر خودکارآمدی مالی و سواد مالی انجام شد. روش: در پژوهش توصیفی - همبستگی حاضر، جامعه مورد مطالعه کلیه سرمایه گذاران فعال در بازار سرمایه ایران می باشند. از این جامعه آماری 380 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در طی فرآیند نمونه گیری سعی گردید تا سرمایه گذارانی با حداقل یک سال سابقه فعالیت انتخاب شوند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (1392)، پرسشنامه خودکارآمدی مالی لون (2011)، پرسشنامه سواد مالی بونگومین و همکاران (2016) و پرسشنامه رفتار تصمیم گیری لیم (2012) است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد که توانایی های شناختی با رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری رابطه مثبت و معنی داری دارد (0/05>p). همچنین نتایج بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی مالی و سواد مالی می توانند رابطه میان توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری را میانجی گری کنند (0/05 >p). نتیجه گیری: بهبود مهارت ها و توانایی های شناختی، خودکارآمدی مالی بالا و سواد مالی بالا، می توانند کیفیت رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین لزوم توجه به این عوامل در بهبود کیفیت رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری ضروری است
۸۶۴۲.

پیش بینی طلاق براساس طرحواره های ناسازگار اولیه، مهارت ارتباط و الگوی ارتباط در زوجین عادی و متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۹ تعداد دانلود : ۴۳۳
زمینه: مهارت ارتباط، الگوهای ارتباط و طرحواره های ناسازگار اولیه ازجمله عوامل پیش بینی کننده طلاق هستند که پژوهش های متعددی نقش آن ها را به تنهایی در طلاق بررسی کرده اند. اما تاکنون پژوهشی که نقش این سه عامل را همزمان در زوجین متقاضی طلاق و عادی مقایسه کند، انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی طلاق براساس طرحواره های ناسازگار اولیه، مهارت ارتباط و الگوی ارتباط در زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره پیش از طلاق و زوجین عادی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علّی - مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 400 نفر زوج متقاضی طلاق منطقه 4 تهران بود که در شش ماهه نخست سال 1399 توسط محاکم خانواده به مراکز مشاوره پیش از طلاق ارجاع شدند و 400 زوج عادی نیز به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه طرحواره یانگ (FS-QS) 1998، مهارت های ارتباطی کوئین دام (CSTR) 2004 و الگوهای ارتباطی (CPQ) 1991 بود که توسط نمونه های پژوهش پاسخ داده و با استفاده از آزمون مانوا و رگرسیون لجستیک تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 53 تا 70 درصد واریانس طلاق توسط طرحواره های ناسازگار اولیه، 45 تا 61 درصد توسط مهارت ارتباط و 17 تا 22 درصد طلاق توسط الگوهای ارتباط تبیین می شود. مهارت ارتباط زوجین متقاضی طلاق ضعیف تر از زوجین عادی بود و الگوهای ارتباطی کناره گیری - توقع و اجتناب متقابل در زوجین متقاضی طلاق بیشتر از زوجین عادی بود. طرحواره های زوجین متقاضی طلاق تنها در دو طرحواره ناسازگار اولیه بی اعتمادی و خودکنترلی ناکافی کمتر از زوجین عادی بود و میانگین 13 طرحواره دیگر آن ها بیش تر بود. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده می توان بیان کرد در مشاوره های پیش از ازدواج، با آموزش و ارتقاء مهارت ارتباط و الگوی ارتباط، همچنین طرحواره درمانی می توان میزان تقاضای طلاق را کاهش داد.
۸۶۴۳.

مطالعه ی کیفی الگوهای ارتباطی زنان قربانی خشونت مکرر براساس بن مایه ی تعارضی ارتباط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۳۰
قربانیان خشونت مکرر افرادی هستند که بارها تحت خشونت قرار گرفته و از رابطه خارج نشده اند. این دسته از قربانیان ویژگی های منحصربه فردی دارند که به تعاملات پیشین شان وابسته است. این ویژگی ها گرچه بر ارتباطات فرد اثرگذارند اما پژوهش ها مشخصاً به بررسی الگوهای ارتباطی این دسته از افراد نپرداخته بودند. هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوهای ارتباطی از طریق بن مایه ی تعارضی ارتباط بود تا بدین شکل تاثیر احتمالی گذشته افراد را ردیابی شود و از روش کیفی پایه استفاده شد. جامعه ی مورد مطالعه، شامل زنان قربانی خشونت مکرر شهر تهران در سال 1400 بود و نمونه گیری پژوهش حاضر پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با نفر هشتم به اشباع رسیده و پایان یافت. یافته ها نشان داد این افراد عمده ی روابطشان را تنها بر حسب نیاز به دوست داشته شدن شکل داده اند و آرزوهایشان تنوع چندانی ندارد. به علاوه در روابط فعلی این افراد یک ترومای ارتباطی دیده شد که از خانواده مبدأ نشئت گرفته و روابط فعلی را تحت تاثیر قرار داده بود. تروما به طور کلی منتقل شده بود اما در ارتباط با افراد گوناگون ویژگی های متفاوتی نشان می داد. برای مثال الگوهای ارتباطی والدین و همسر کاملا مشابه بود اما رابطه با دوست شکل دیگری داشت. نیاز به خوداظهارگری و مستقل بودن تنها در روابط اجتماعی فرد حضور داشت و می توان گفت روابط اجتماعی فرد نزیسته ی زندگی شخصی و عاطفی این دسته از افراد است. به نظر می رسد آنچه سبب شده بود ارتباطات اجتماعی اندکی از کلیشه های آن ها فاصله بگیرد این بود که فرد در این روابط احساس عاملیت می کرد و احساس می کرد در رابطه ی برابرتری قرار گرفته است. در نتیجه اگر بناست تکرار خشونت متوقف شود، باید عاملیت و اثرگذاری ای که این افراد می توانند داشته باشند را به تجربه دریابند.
۸۶۴۴.

مقایسه اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس و آموزش خودشفقت ورزی بر حس عاملیت، تنظیم هیجانی در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۲۹
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس و آموزش خودشفقت ورزی بر حس-عاملیت، تنظیم هیجانی در نوجوانان پسر شهر اهواز بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزم ون و گ روه گواه و مرحله پیگیری دوماهه ب ود. جامعه آماری پژوهش کلیه نوجوانان پسر شهر اهواز در سال تحصیلی 1401-1400 بود، که از میان آنها 75 دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم، بصورت روش تصادفی مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر گروه 25 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش اول تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس مایکنباوم (2008) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای و گروه آزمایش دوم تحت آموزش خودشفقت ورزی گیلبرت (2009) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتندوبرای گروه گواه مداخله ای انجام نشد. ابزارهای م ورد اس تفاده شامل مقیاس حس-عاملیت وودی (2013) و پرسش نامه سبک های تنظیم شناختی هیجان فرم کوتاه گارنفسکی و کرایج (2002) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. نتای ج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس و آموزش خودشفقت ورزی ب ر حس عاملیت، تنظیم هیجانی مثبت و منفی نسبت به گروه گواه در نوجوانان پسر تأثیر داشته(001/0>p) و هم چنین مشخص شد آموزش ایمن سازی در برابر استرس در افزایش حس عاملیت و تنظیم هیجانی مثبت و کاهش تنظیم هیجانی منفی، نسبت به آموزش خودشفقت ورزی اثربخشی بیشتر داشته است (001/0>p). نتایج در مرحله پیگیری نیز پایدار بود. ازاین رو بکارگیری روش آموزش ایمن-سازی در برابر استرس به عنوان یک مداخله مؤثرتر می تواند جهت افزایش حس عاملیت و تنظیم هیجانی مثبت و کاهش تنظیم هیجانی منفی نوجوانان پسر مورد استفاده قرار گیرد.
۸۶۴۵.

The Effectiveness of Schema Therapy in Experiential Avoidance and Anxiety Sensitivity of Students with Academic Procrastination(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۳۱۰
Aim : The aim of this study was to examine the effectiveness of schema therapy in experiential avoidance and anxiety sensitivity of students with academic procrastination at Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences. Methods : It was a quasi-experimental study with a pretest-posttest design with a control group. The statistical population included students with academic procrastination studying at Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences in the academic year 2021-2022. The first sample of the research consisted of 500 students who were selected by the multi-stage cluster sampling method. These people answered the academic procrastination questionnaire of Solomon and Roth Bloom (1984), and 152 of them who got  at least one score higher than the standard deviation score were separated from Among them, 42 people who met the criteria for entering the research were selected and placed in two groups of 21 people (experimental and control group). The experimental group received schema therapy; however, the control group did not receive any intervention. Other tools of this research include. Reiss et al. (1986) Anxiety Sensitivity questionnaire, and Gamez et al.’s (1988) Multidimensional Experiential Avoidance questionnaire. the research hypotheses were tested through multivariate analysis of covariance (MANCOVA) through SPSS software (version 25). Results: The results showed that there was a significant difference between the experimental and the control groups in the post-test phase in terms of experiential avoidance (p <0.0001, F = 42.81) and anxiety sensitivity (p <0.037, F = 4.67). This difference was also observed in the follow-up phase. Conclusion: Therefore, according to the findings of this study, schema therapy can be used to reduce experiential avoidance and the anxiety sensitivity of students with academic procrastination. 
۸۶۴۶.

Cognitive-behavioral therapy (CBT) in the form of Emotive Behavior Therapy (REBT) Intervention on irrational Beliefs and Anxiety of adolescent girls with social anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۳۴۹
The current study used cognitive-behavioral therapy (CBT) in the form of rational emotive behavior therapy (REBT) intervention on irrational beliefs and anxiety of adolescent girls with social anxiety. A quasi-experimental design was utilized in this study, which involved a control group, a pre-test, and a post-test of samples taken from clinics in Tehran, of which 28 adolescent girls with social anxiety were selected through a purposive sampling method from November to January 2020. There were 14 participants in each of the experimental and control groups. Afterward, they were randomly assigned to experimental and control groups. The Hamilton Anxiety Rating Scale (HARS) and The Attitudes and Belief Scale 2 (ABS-2) were applied as pre-intervention phases. The experimental group (n=14) was treated with rational-emotive behavior therapy, for ten weekly 90 minutes sessions, while the control group (n=14) did not receive any treatment. As part of descriptive statistics, we used indices such as means and standard deviations that assessed central and dispersion. The test for inferential statistics was the repeated measure ANCOVA. Statistical analysis was performed using SPSS software (version 25). The significance level of the analysis was 0.05. Considering the results, there was a significant difference between the pretest and post-test results for irrational belief (89.44±34.82) and anxiety (81.67±27.09)indicating that the experimental group’s post-test scores were higher relative to their pre-test scores. Moreover, the experimental group’s post-test scores of anxiety decreased from the pre-test (81.67±27.09) to the post-test (52.48±15.54).
۸۶۴۷.

مقایسه اثربخشی پروتکل توانبخشی شناختی مبتنی بر تکالیف رایانه ای با و بدون تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای (tDCS) در بهبود حافظه فعال بیماران دچار سکته مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۴ تعداد دانلود : ۳۶۳
نقص در حافظه فعال یکی از شکایات رایج در بیماران دچار سکته مغزی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر استفاده همزمان از تحریک دو موضعی یک نیمکره ای مستقیم فراجمجمه ای (a-tDCSUHCDS) ، توانبخشی شناختی رایانه ای و تحریک تک موضعی (a-tDCS ) در مقایسه با توان بخشی شناختی رایانه ای بدون tDCS بر روی حافظه فعال بیماران دچار سکته بود. روش: 32 بیمار ( شامل 21 مرد و 11 زن، با دامنه سنی 40-65 سال) سکته ای به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در یکی از سه گروه آزمایشی و یک گروه تحریک کاذب قرار گرفتند. تمامی گروه ها تحت آموزش تکلیف N back قرار گرفتند، گروه a-tDCSUHCDS تحریک آنودال را بر روی DLPFC چپ و M1 دریافت کرده و گروه تک موضعی a-tDCS تحریک آنودال را بر روی DLPFCچپ در حین توانبخشی شناختی دریافت کردند. نتایج: تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که گروه a-tDCSUHCDS بهبودی بیشتری را در تکالیف حافظه فعال نشان داده اند. همچنین،پس از 8 هفته پیگیری، گروه a-tDCSUHCDS بهبودی بیشتری را در تکالیف ذکر شده نشان داد .نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که استفاده همزمان از tDCS و توان بخشی شناختی رایانه ای به واسطه افزایش تحریک پذیری شبکه های قشری در نواحی مغزی که نقش مهمی در کارکردهای اجرایی دارند، باعث افزایش کارآمدی برنامه های توان بخشی شناختی در بیماران سکته ای می شود.
۸۶۴۸.

الگوی میانجیگری ذهن آگاهی در رابطه بین احساس تنهایی و بهزیستی روانشناختی: یک رویکرد میانجیگری تعدیل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۳۷۵
با توجه به اهمیت بهزیستی روانشناختی بر سلامت روانی و جسمانی افراد و اثرات مخرب احساس تنهایی بر بهزیستی روانشناختی، این مطالعه به بررسی نقش میانجیگری ذهن آگاهی در رابطه بین احساس تنهایی و بهزیستی روانشناختی پرداخته است. همچنین، در این مطالعه نقش جنسیت در تعامل بین ذهن آگاهی و بهزیستی روانشناختی بررسی شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی است که در بستر اینترنت انجام شد و تحلیل ها از نوع تحلیل رگرسیون تعدیلگری بود. نمونه ای شامل 412 بزرگسال علاوه بر ارائه اطلاعات جمعیت شناختی شامل سن و جنسیت، سه پرسشنامه شامل مقیاس احساس تنهایی، نسخه کوتاه بهزیستی روانشناختی و مقیاس ذهن آگاهی را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند 48% از واریانس بهزیستی روانشناختی در مدل ارئه شده تبیین می شود. تمامی اثرات مستقیم شامل اثر احساس تنهایی بر بهزیستی روانشناختی، اثر احساس تنهایی بر ذهن آگاهی و اثر مستقیم ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم احساس تنهایی بر بهزیستی روانشناختی ازطریق ذهن آگاهی معنادار بود. به عبارتی، ذهن آگاهی نقش میانجیگری در تأثیر بین احساس تنهایی و بهزیستی روانشناختی دارد. احساس تنهایی با کاهش ذهن آگاهی به کاهش بهزیستی روانشناختی افراد منجر می شود. نتایج نقش تعدیل گری جنسیت در اثر ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی را تأیید کردند؛ به طوری که تأثیر ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی در میان زنان شدت بیشتری داشت. یافته های این مطالعه برای ایجاد راهکاری در جهت کاهش اثرات مخرب احساس تنهایی بر بهزیستی روانشناختی قابل بهره وری است .  
۸۶۴۹.

تأثیر آموزش گروهی مثبت نگری بر بهزیستی روانی و رضایت زناشویی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۲۹۲
این پژهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی مثبت نگری بر رضایت زناشویی و بهزیستی روانی در زنان متأهل بسیجی شهرستان آران و بیدگل انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه گواه بود. تعداد 28 زن متأهل به روش نمونه گیری دردسترس، انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه 14نفری آزمایش و 14 نفری کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های رضایت زناشویی و بهزیستی روانشناختی بود. آموزش گروهی مثبت نگری برای گروه آزمایش در 8 جلسه یک ساعته به اجرا گذاشته شد و در پایان مداخلات آموزشی و بعد از سه ماه در مرحله پیگیری، هر دو گروه مجدداً با پرسشنامه های پژوهش ارزیابی شدند. داده ها ازطریق تحلیل کواریانس تک متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان دادند آموزش مثبت نگری بر نمرات رضایت زناشویی زنان متأهل تأثیر مثبت داشته و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده است؛ اما آموزش مثبت نگری بر نمرات بهزیستی روانی زنان متأهل تأثیر نداشته است؛ بنابراین، پیشنهاد می شود درمانگران در مراکز مشاوره ازدواج، از این برنامه آموزشی برای بهبود رضایت زناشویی مراجعان بهره ببرند.  
۸۶۵۰.

ویژگی های روان سنجی مقیاس کشمکش های مذهبی و معنوی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۴ تعداد دانلود : ۳۱۹
هدف : هدف از پژوهش حاضر وارسی ویژگی های روان سنجی مقیاس کشمکش های مذهبی و معنوی [1] (RSSS) اکسلاین و همکاران (2014) در جامعه ی ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع ارزشیابی است. نمونه ی پژوهش حاضر متشکل از 486 نفر از افراد بزرگسال ایرانی در محدوده ی سنی 14 تا 75 سال بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. نسخه ی فارسی مقیاس همراه با پرسشنامه های به زیستی معنوی الیسون (1983) و تنیدگی ادراک شده کوهن و همکاران (1994) اجرا گردید. برای بررسی روایی مقیاس از روش تحلیل عامل تأییدی و روایی همگرا و واگرا از طریق محاسبه ی همبستگی پیرسون استفاده شد و برای بررسی اعتبار آن نیز از روش محاسبه ی آلفای کرونباخ بهره گرفته شد. جهت بررسی پایایی مقیاس نیز از روش ؛آزمون باز-آزمون استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تأییدی حاکی از برازش و مطلوب بودن مدل شش عاملی بود. همبستگی های معنادار میان این مقیاس و مقیاس های به زیستی معنوی و تنیدگی ادراک شده نیز روایی واگرا و همگرای این مقیاس را تائید می کرد. اعتبار مقیاس با استفاده از محاسبه ی ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس ۸/۰ و برای عامل های آن در دامنه ی ۷۳/۰ تا ۹۱/۰ و اعتبار مرکب عوامل در دامنه ی ۸1/۰ تا ۹۴/۰ و ضریب همبستگی آزمون-بازآزمون ۹/۰ به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به مطلوب بودن خصوصیات روان سنجی مقیاس فارسی کشمکش های معنوی می توان از آن به عنوان یک ابزار معتبر در جامعه ایران استفاده کرد.  
۸۶۵۱.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی با درمان شناختی رفتاری گروهی بر رضایت زناشویی و خودکنترلی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۰۸
هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی با درمان شناختی رفتاری گروهی بر رضایت زناشویی و خودکنترلی زنان دارای تعارض زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زنان دارای تعارض زناشویی بود که در سال 1398 به مراکز مشاوره منطقه 7 شهر تهران مراجعه کرده بودند، که از میان آنها 60 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جلسات واقعیت درمانی به صورت گروهی هفته ای یک جلسه دو ساعته طی 7 هفته برگزار شد. جلسات درمان شناختی رفتاری به صورت گروهی هفته ای یک جلسه دو ساعته طی 8 جلسه برگزار شد. شرکت کنندگان جهت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس رضایت زناشویی انریچ (1982) و مقیاس خودکنترلی تانجنی و همکاران (2004) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد اثر متقابل زمان * گروه ها موجب افزایش رضایت زناشویی و خودکنترلی (001/0=P) در گروه های آزمایش نسبت به گروه گواه شد. نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی حاکی از تفاوت معنادار درمان شناختی- رفتاری و واقعیت درمانی با گروه گواه برای متغیرهای رضایت زناشویی و خودکنترلی بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد واقعیت درمانی و درمان شناختی- رفتاری هر دو، به زنان متأهل با بهبود خودکنترل گری به آنها کمک می کند تا روابط زناشویی خود را بهبود بخشند.
۸۶۵۲.

ارائه مدل شایستگی آموزشی دانشجویان دانشگاه فنی و حرفه ای با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۲۷۸
پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل شایستگی آموزشی در دانشجویان دانشگاه فنی و حرفه ای انجام شد. روش انجام پژوهش، آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری شامل رؤسای دانشگاه، معاونین، مدیران گروه، اعضای هیئت علمی و اساتید واحدهای مختلف دانشگاه های فنی و حرفه ای استان فارس به تعداد 1285 نفر بود. روش نمونه گیری بخش کیفی، هدفمند معیاری با حجم نمونه 22 نفر بود. همچنین در بخش کمی از روش نمونه گیری تصادفی با حجم 295 نفر استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، در بخش کیفی شامل دو بخش، مصاحبه نیمه ساختار یافته در بخش میدانی و بررسی و کنکاش اسناد بالادستی و آموزش فنی وحرفه ای در بخش کتابخانه ای و سند کاوی بود، در بخش کمی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تحلیل مضمون انجام شد. در بخش کمی، برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین برازش مدل از مدل یابی معادلات ساختاری و از نرم افزارهای Spss-25 و Amos-24 استفاده گردید. بر اساس نتایج به دست آمده ابعاد مدل به ترتیب اثرگذاری عبارت اند از: عوامل راهبردی شایستگی، شایستگی فنی، شایستگی غیر فنی و با توجه به شاخص های محاسبه شده می توان برازش مطلوب مدل را نتیجه گرفت. تما می ابعاد و مولفه های مدل می توانند سبب تضمین کیفیت در حرفه گرایی و چرخش تحولی در روند آموزشی دانشگاه فنی و حرفه ای به منظور خلق آینده رقابتی و برتر با توجه به تحولات نوپدید را فراهم نماید.
۸۶۵۳.

روانشناسی شخصیت؛ تاثیر جریانات فکری چالش مدرنیسم، ناسیونالیسم و اسلام گرایی در دو شخصیت اصیل مشروطه (کسروی و تقی زاده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۴۱۹
مدرنیسم از صدر مشروطه تا امروز به عنوان بازیگر اصلی موثر جریان ها در ایران بوده است . نفوذ عقل گرایی و احساس تعلق و سروری به دنیا که بر گرفته از پوزیتویسم قرن نوزدهم بوده باعث ترک خوردن سنت در جامعه ایران گردید . چالش مدرنیته با اسلام گرایی و ناسیونالیسم ایرانی ، جریان ها و گفتمان های مختلفی را در جامعه ایجاد نمود . جریان روشنفکری سکولار نمونه ای از این چالش می باشد . بطور نمونه تحول روانشناسی در دو شخصیت روحانی سید احمد کسروی و سید حسن تقی زاده قابل مشاهده می باشد این دو نفر در یک خانواده روحانی سنتی متولد شده و در اثر این تحول رخت روحانیت را بر انداخته پرچمدار تجددطلبی می شوند . دیدگاه ها و مواضع هر سه جریان اسلامگرایی ، تجدد طلبی و ناسیونالیسم ایرانی در چالش میان سنت و تجدد در حین و پس از مشروطه برای اولین بار در ایران ظهور یافت.
۸۶۵۴.

اثربخشی آموزش رفتارهای خودمراقبتی بر سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و کنترل هموگلوبین A1C بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۳۲
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش رفتارهای خودمراقبتی بر رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و کنترل هموگلوبین A1C بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود. جامعه مورد مطالعه شامل تعداد 30 نفر مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک دیابت پارسیان واقع در شهر مشهد بوده که در مطالعه ی کارآزمایی بالینی حاضر به روش هدفمند انتخاب و بر اساس روش تصادفی طبقه بندی در دو گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برنامه ی آموزش گروهی طراحی شده در گروه مداخله طی 6 جلسه ی 60 دقیقه ای به مدت 12 هفته اجرا گردید؛ در حالی که گروه کنترل، مراقبت های معمول کلینیک را دریافت کردند. داده ها با استفاده از فرم سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و اطلاعات جمعیت شناختی و بیماری و مقیاس تجدیدنظرشده رفتارهای خودمراقبتی دیابت و آزمایش هموگلوبین گلیکوزیله در بدو ورود به مطالعه و 12 هفته بعد، جمع آوری شدند و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺪند. یافته ها نشان داد که در مراحل پس آزمون و پیگیری بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و هموگلوبین A1C تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی آموزش رفتارهای ارتقادهنده سلامت باعث کاهش معنادار هموگلوبین A1C و افزایش رفتارهای ارتقادهنده سلامت شده است. با اجرای برنامه های آموزش خودمراقبتی با استفاده از روش های متنوع و آموزش به کمک افراد متخصص می توان میزان کیفیت زندگی و خودمراقبتی افراد مبتلا به دیابت فاقد رفتارهای خودمراقبتی را بهبود بخشید و میزان قند خون آنان را کاهش داد.
۸۶۵۵.

اثربخشی آموزش مثبت نگری مبتنی بر خیرباوری بر رضایت از زندگی و امیدواری زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۲۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری مبتنی بر خیرباوری بر رضایت از زندگی و امیدواری زنان نابارور انجام شد. در این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل 30 نفر از زنان نابارور که در سال 1398 به کلینیک های ناباروری شهر مشهد مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل(هر کدام 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل ﻣﻘﯿﺎس رﺿﺎﯾﺖ از زندگی (SWLS) و پرسشنامه امیدواری اشنایدر می باشد. آموزش مثبت نگری مبتنی بر خیرباوری در هشت جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. پرسشنامه ها قبل و بعد از آموزش در هر دو گروه تکمیل شد. به منظور بررسی میزان ماندگاری آموزش ارائه شده، یک ماه پس از آموزش، از هر دو گروه، مجددا آزمون به عمل آمد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر حاکی از این بود که رضایت از زندگی و امیدواری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش معنادار داشته است(01/0>p)، و این نتایج تا یک ماه پس از مداخله نیز تداوم یافت. بنابراین آموزش مثبت نگری مبتنی بر خیرباوری یک روش مؤثر در افزایش رضایت از زندگی و امیدواری زنان نابارور است.
۸۶۵۶.

مقایسه اثربخشی آموزش سنتی، الکترونیکی و ترکیبی (الکتروسنتی) بر بار شناختی دختران نوجوان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۷۶
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین مقایسه اثربخشی آموزش سنتی، الکترونیکی و ترکیبی بر بار شناختی دختران نوجوان تیزهوش بود. روش پژوهش: این پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود؛ جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی دختران نوجوان تیزهوش دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر کرمان بود که از بین به 2500 نفر 60 نوجوان دختر تیزهوش در رده سنی 18 سال به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در چهار گروه آزمایش آموزش سنتی، الکترونیکی، ترکیبی و گواه (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی کاربندی شدند. برای اجرای این پژوهش در آغاز دوره ی ارزشیابی بار شناختی بر مبنای آموزش سنتی، الکترونیکی و ترکیبی طراحی و سپس بر روی دانش آموزان گروه های آزمایشی اجرا شد. گروه گواه نیز همین ارزشیابی را در مرحله پیش آزمون به شکل متداول سپری کرد. به منظور ارزیابی اثربخشی این سه روش آموزشی از پرسشنامه بار شناختی پاس وون مرینبوئر (1994) استفاده شد. دادهها با استفاده از واریانس اندازههای مکرر تحلیل شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که هر سه آموزش بر بار شناختی (82/111=F، 001/0=P) موثر بود؛ همچنین نتایج نشان داد که میزان رضایت فراگیران از رویکرد ترکیبی به طور معناداری بیش از دو گروه دیگر است (05/0<01/0= P). نتیجهگیری: آموزش نوجوانان به ویژه تیزهوشان باید به شیوه چندرسانه ای و فناوری های نوین صورت گیرد و در آن به اصول پردازش و اثرات بار شناختی در جهت کاهش بار شناختی بیرونی، حفظ بار شناختی مطلوب و مدیریت بار شناختی درونی در جهت حداکثر کارایی دانش آموزان در زمینه پیشرفت تحصیلی توجه ویژه شود.
۸۶۵۷.

اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی زوجین در مرحله عقد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۲۴
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی زوجین در مرحله عقد بود. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود؛ جامعه آماری پژوهش 612 زوج در مرحله عقد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بوشهر در سال 1399 بود که از میان آن ها تعداد 16 زوج به روش داوطلبانه انتخاب و پس از همتاسازی آزمودنی ها، ملاک های ورود و خروج به صورت تصادفی بین دو گروه آزمایشی (8 زوج=16 زن و شوهر) و گواه (8 زوج=16 زن و شوهر) گمارش شدند. گروه آزمایش پس از اجرای پیش آزمون به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی آموزش صمیمت با رویکرد اسلامی زارعی محمودآبادی و همکاران (1397) را دریافت کردند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه های معنای زندگی استگر و همکاران (2006) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس اندازه های مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر نمره معنای زندگی (86/8=F، 006/0 =P)، نمره وجود معنا در زندگی (42/9=F، 004/0 =P)، جستجو برای یافتن معنا (27/4=F، 047/0 =P)، نمره انعطاف پذیری شناختی (79/7=F، 009/0 =P)، بر نمره ادراک (51/8=F، 007/0 =P)، نمره ادراک کنترل پذیری (02/6=F، 021/0 =P) و نمره ادراک توجیه رفتار (61/8=F، 006/0 =P) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: نتایج کلی این پژوهش بیانگر اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر زوجین در مرحله عقد است که در نهایت منجر به افزایش انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی زوجین می شود که این مساله می بایست به طور مداوم جزء برنامه های اصلی مراکز مشاوره قرار بگیرد
۸۶۵۸.

ارائه الگوی آموزش خلاقیت مبتنی بر مدل غنی سازی در سطح آموزشگاه (SEM) ویژه دانش آموزان استعدادهای درخشان: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۳۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی آموزش خلاقیت مبتنی بر مدل غنی سازی در سطح آموزشگاه (SEM) ویژه دانش آموزان استعدادهای درخشان انجام شد. روش: روش پژوهش، کیفی و رویکرد داده بنیاد بود. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از بین متخصصان (3نفر)، مدیران (2نفر)، معلمان (4نفر) و دانش آموزان (6نفر) مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان انتخاب شدند و دیدگاه آنان مورد بررسی قرار گرفت. ابزار: ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که داده ها با 15 مصاحبه به اشباع رسید و با استفاده از رهیافت نظام مند استراووس و کوربین (2008) تحلیل گردید. یافته ها : یافته ها شامل 156 مفهوم (کدگذاری باز)، 23 مولفه (کدگذاری محوری) و 8 مقوله (کدگذاری گزینشی) می باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد مقولات انطباق و بسط آموزش (پدیده محوری)؛ انعطاف پذیری در محتوا؛ عدم سکون فکری عوامل آموزشی؛ توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان (عوامل علی)؛ سیالی فرآیندهای ذهنی و روانی(راهبرد)؛ پیوستار خلاقیت پرور (عامل زمینه ای)؛ ناآگاهی و مقاومت در پذیرش تغییر و نوآوری (مداخله گر)؛ توسعه نوآوری، ابتکار و تولید در جامعه (پیامد) در تدوین الگوی آموزش خلاقیت به دانش آموزان استعدادهای درخشان حائز اهمیت می باشند. جهت اعتباریابی یافته ها، معیارهای تطابق همگونی داده ها و گروه خبرگان به کار گرفته شد. از آنجایی که جامعه امروزی نیازمند پرورش افراد خلاق و مولد است، پیشنهاد می شود طراحان سیستم های آموزشی، با توجه به مشکلات و با به کارگیری راهبردهای ارائه شده، گام موثری در ارتقاء خلاقیت دانش آموزان استعدادهای درخشان بردارند
۸۶۵۹.

تدوین بسته آموزشی بومی کارت های ذهنیت طرحواره ای و بررسی اثربخشی آن بر تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۴۱۷
هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین بسته آموزشی بومی کارت های ذهنیت طرحواره ای و تعیین اثربخشی آن بر تعارض زناشویی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود؛ و جامعه آماری پژوهش حاضر 32 زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهراز، آرام، زندگی عاقلانه در شش ماهه اول سال 1399 بود که پس از غربالگری با پرسشنامه راهبردهای حل تعارض اشتراوس (1979) 18 زوجی که شرایط شرکت در پژوهش را داشتند به شیوه در دسترس انتخاب و در گروه آزمایش (8 زوج) و گروه گواه (8 زوج) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه 90 دقیقه ای به صورت زوجی تحت مداخله بسته تدوین شده کارت های ذهنیت طرحواره ای قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط اندازه های مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله بسته آموزشی بومی کارت های ذهینت طرحواره ای بر نمره کل تعارض زناشویی (52/14 =F، 001/0 =P)، بعدکلامی (31/26 =F، 001/0 =P)، بعد غفلت (73/41 =F، 001/0 =P)، بعد صداقت (08/47 =F، 001/0 =P)، بعد خاتمه دادن (85/40 =F، 001/0 =P) و بعد بدرفتاری (74/12 =F، 001/0 =P) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که بسته آموزشی تدوین شده فلش کارت های ذهنیت طرحواره ای علاوه بر داشتن روایی، بر کاهش تعارضات زناشویی در همسران دچار تعارض زناشویی روش مناسبی است.
۸۶۶۰.

نقش پیچیدگی خود، ساختار ارزش گذاری خودپنداره و وضوح خودپنداره در پیش بینی انعطاف پذیری شناختی در نوجوانان مهاجر افغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۳۵۱
مقدمه: نوجوانان مهاجر از آسیب پذیرترین قشرهای اجتماعی بوده و بررسی عواملی که به ارتقای سازگاری این گروه کمک کند حائز اهمیت است. این پژوهش با هدف پیش بینی انعطاف پذیری شناختی بر مبنای ویژگی های خود ساختاری انجام شد. روش کار: این مطالعه از نوع همبستگی بود. سه ویژگی خود ساختاری شامل پیچیدگی خود، وضوح خودپنداره و ساختار ارزش گذاری خودپنداره به عنوان متغیرهای پیش بین و انعطاف پذیری شناختی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شدند. جامعه آماری شامل تمام نوجوانان مهاجر افغان با سواد خواندن و نوشتن در دامنه سنی 11 تا 19 سال که در ایران سکونت دارند بود. نمونه ای به حجم 147 نفر از چهار شهر تهران، قم، سمنان و مشهد به شیوه نمونه گیری نوع در دسترس وارد مطالعه شدند. برای گردآوری داده ها از تکلیف دسته بندی اسنادهای خود توصیفی Linville (1985)، مقیاس وضوح خودپنداره Campbell (1996) و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین (1993) استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS-22 و با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام انجام شد. یافته ها:. با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون از میان ویژگی های خود ساختاری، دو ویژگی وضوح خودپنداره و ساختار ارزش گذاری می توانند در پیش بینی انعطاف پذیری شناختی نقش داشته باشند. این دو ویژگی در مجموع توانستند 8/10 درصد از واریانس شاخص تعداد طبقات تکمیل شده و 7/11 درصد از واریانس شاخص تعداد پاسخ های منفی آزمون ویسکانسین را تبیین کنند. از بین ویژگی های خود ساختاری صرفا ساختار ارزش گذاری توانست در مجموع 9/4 درصد از واریانس شاخص تعداد خطاهای درجاماندگی را پیش بینی کند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، دو ویژگی خود ساختاری شامل وضوح خودپنداره و ساختار ارزش گذاری خودپنداره با انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مهاجر افغان مرتبط بوده و قادر به پیش بینی آن هستند که می توانند در برنامه ریزی برای ارتقا سازگاری، آنها را مد نظر قرار داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان