فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۴۱ تا ۸٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1381-1363
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های متعددی نشان داده اندکه آموزش تنظیم هیجان بر متغیرهای مختلفی از جمله تاب آوری، مشکلات عاطفی و رفتارهای پر خطر مؤثر بوده است. اما در زمینه تأثیر آموزش متمرکز برتنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت و خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان تحقیقاتی صورت نگرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش متمرکز بر تنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت و خود نظم جویی تحصیلی دانش آموزان بود. روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 99-98 بودکه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 30 نفر از دانش آموزان دبیرستان بیت الزهرا انتخاب و به صورت تصادفی، 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. سپس برنامه آموزشی متمرکز بر تنظیم هیجان پکران (ستاری، پورشهریاری و شکری، 1395) برای گروه آزمایش 6 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. داده ها بوسیله دو پرسشنامه هیجانات پیشرفت پکران (2005) و راهبردهای خودنظم جویی تحصیلی پینتریچ و دیگروت (1990) جمع آوری شد و با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیری به وسیله نرم افزار 25- SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی و همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایشی و گواه در تنظیم هیجان های پیشرفت و خودنظم جویی تحصیلی وجود داشت (0/05 ˂ p ) . میزان تأثیر آموزش متمرکز بر تنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت دانش آموزان 0/22 و بر خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان 0/27 بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانش آموزان شرکت کننده در جلسات آموزشی در مقایسه با گروه گواه و در مقایسه با قبل از آموزش در مؤلفه های راهبردهای شناختی، راهبردهای فرا شناختی، مدیریت منابع، راهبردهای انگیزشی و هیجان های پیشرفت نمرات بالایی کسب کرده و در مجموع هیجان های پیشرفت و خود نظم جویی تحصیلی بهتری را تجربه کردند
نقش سبک های تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی سلامت روان شناختی و عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم مهر ۱۴۰۰ شماره ۷ (پیاپی ۶۴)
114-105
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش سبک های تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی سلامت روان شناختی و عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه این پژوهش شامل 240 نفر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 99-1398 بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) و سلامت عمومی (گلدبرگ، 1978) و برای سنجش عملکرد تحصیلی از معدل کل آنان استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام و آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از بین سبک های سازگار تنظیم شناختی هیجان، ارزیابی مجدد مثبت و از میان سبک های ناسازگار تنظیم شناختی هیجان، فاجعه انگاری قوی ترین پیش بینی کننده های سلامت روان شناختی بودند. همچنین نتایج نشان داد که راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان رابطه ی مثبت و راهبردهای ناسازگار رابطه منفی معنادار با عملکرد تحصیلی دانشجویان داشتند و راهبرد ارزیابی مجدد مثبت قوی ترین پیش بین عملکرد تحصیلی بود. یافته ی جانبی دیگر پژوهش حاضر نشان داد که پسران بیشتر از دختران از راهبردهای سرزنش خود استفاده می کردند. لذا با توجه به نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در سلامت روان شناختی و عملکرد تحصیلی، آموزش راهبردهای مناسب تنظیم شناختی هیجانی (به ویژه ارزیابی مجدد مثبت) می تواند نه تنها در افزایش سلامت روان دانشجویان بلکه در عملکرد تحصیلی آنان نیز مؤثر واقع شود.
Predicting Married Women’s Mental Health based on Quality of Life Components
حوزههای تخصصی:
Women's mental health can overshadow theirs other responsibilities; therefore, examining the role of influential factors in mental health has been considered a matter of importance. The present study aimed to investigate the role of emotional components of quality of life in predicting the mental health of married women. This study was descriptive-correlational. In this regard, 240 individuals from the married women community of Shiraz were purposefully selected and surveyed in cyberspace using the SF-36 Quality of Life Questionnaire and the General Health Questionnaire – 28 (GHQ-28). To analyze the data, multiple regression analysis (enter model) was employed. Data analysis revealed that emotional components of quality of life have a significant relationship with mental health (p< 0.01). Multiple regression analysis showed that the components of energy/fatigue, emotional well-being, and social functioning play a positive role in predicting the mental health of married women; moreover, the component of role dysfunction plays a negative part due to lack of emotional health. According to the findings of the present study, it could be concluded that the emotional well-being, happiness, and vitality of married women can play an important role in their mental health.
بررسی سبک های مقابله ای رشد پس از ضربه در بیماران مبتلا به کووید-19: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آ کووید- ۱۹ به عنوان عامل استرس زا موجب اختلالات روانشناختی و مشکلات جسمانی متعددی در سراسر جهان شده است، اما برخی افراد علی رغم این مشکلات، رشد پس از ضربه را تجربه می کنند. هدف از پژوهش حاضر، تبیین سبک های مقابله ای رشد پس از ضربه بر اساس تجربیات بیماران مبتلا به کووید ۱۹ است. مواد و روش ها: طرح پژوهش کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. ۲۵ شرکت کننده با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق مورد مصاحبه قرار گرفتند. نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها مورد استفاده قرار گرفت. داده ها مطابق با فرآیند گام به گام تحلیل مضمون بروان و کلارک و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به ۹۶ کد اولیه، ۳۱ مضمون پایه، ۱۳ مضمون سازمان دهنده شد. مهمترین سبک های مقابله ای بیماران رشد یافته از کرونا عبارت بود از: «سبک ژرف اندیشانه»، «سبک نیاشی»، «سبک متوکلانه»، «سبک امیدوارانه»، «سبک الگوگیرانه»، «سبک نرمال سازی»، «سبک پذیرشی»، «سبک مساله مدار»، «سبک معنادهی»، «سبک تعویق آگاهانه»، «سبک برون ریزی هیجانی»، «سبک شوخ طبعانه»، و «سبک حمایت طلبانه». سرانجام، روایی و پایایی سبک های شناسایی شده با استفاده از روش لینکلن و گابا در ضمن چهار شاخص اعتمادپذیری، تاییدپذیری، اتکاپذیری و انتقال پذیری تایید شد. نتیجه گیری: افراد رشد یافته از شبکه وسیعی از سبک های مقابله ای برای مقابله با استرس بیماری کووید-۱۹ استفاده می کنند. نتایج این پژوهش می تواند به طراحی مقیاس سنجش، مداخلات آموزشی و درمانی سبک های مقابله ای تسهیل کننده رشد پس از ضربه در بیماران کووید-۱۹،کمک قابل توجهی کند.
رابطه سبک های فرزندپروری با سخت رویی و جهت گیری مذهبی فرزندان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سبک تربیتی والدین نقش بسزایی در شکل گیری شخصیت فرزندان دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه سبک های فرزندپروری با سخت رویی و جهت گیری مذهبی فرزندان انجام گردید. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که بر دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان نوشهر استان مازندران و با روش نمونه گیری خوشه ای انجام شد. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه های سبک فرزندپروری شیفر، جهت گیری مذهبی آذربایجانی و سخت رویی کوباسا جمع آوری گردید. داده های به دست آمده نشان داد که بین سبک های چهارگانه فرزندپروری با سخت رویی و جهت گیری مذهبی، رابطه معناداری وجود ندارد؛ در نتیجه فرضیه اصلی پژوهش تأیید نشد؛ اما بر مبنای یافته های جانبی، بین سخت رویی و جهت گیری مذهبی همبستگی مثبت وجود دارد.
واکاوی تجارب زیسته افراد مبتلا به بیماری کرونا در روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی و راهکارهای پیشگیری و کنترل آسیب های روانی ناشی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیر بودن بیماری کووید 19 در کل کشورهای جهان، سلامت روان شناختی و جسمی افراد جوامع را به خطر انداخته است و به دلیل ماهیت سریع انتشار بودن این بیماری تأثیرات بسیاری بر روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی مردم داشته است. هدف از این پژوهش تحلیل تجارب زیسته افراد مبتلا به بیماری کرونا بر روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی و ارائه راهکارهای پیشگیری و کنترل آسیب های روانی ناشی از آن بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی در زمره پژوهش های کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. جهت نمونه گیری تعداد 16 نفر از افرادی که در دوران همه گیری به بیماری کووید 19 مبتلا شده بودند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. اطلاعات حاصل از پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و جهت تحلیل این اطلاعات از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها در سه مضمون اصلی افکار، احساسات و هیجان های منفی ناشی از بیماری (بعد روابط فردی)، تغییر رفتار اعضای خانواده (بعد روابط خانوادگی) و تغییر رفتار دیگران (بعد روابط اجتماعی) استخراج و طبقه بندی شد. در جهت پیشگیری از پیامدهای بیماری کووید 19، مضمون اصلی انسجام و استحکام ساختار خانواده به دست آمد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که شیوع بیماری کرونا روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر خود قرار می دهد و جهت پیشگیری و کنترل آسیب های ناشی از آن باید انسجام و استحکام ساختار خانواده از طریق آموزش های مرتبط و مداخلات روان شناختی مؤثر در دستور کار قرار گیرد.
اثربخشی سایکودرام بر سلامت روان و شادکامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روش نمایش گری بر سلامت روانی و شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر شیراز انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول پایه هشتم ناحیه 4 شهر شیراز در سال تحصیلی 1399-1398 بود. برای تعیین حجم نمونه 30 نفر دانش آموزان مدرسه پسرانه «اوریاد»، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه های گواه و آزمایشی گمارده شدند (گروه آزمایش: 15 نفر/ گروه گواه: 15 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه های پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، 1972) و پرسشنامه شادکامی آکسفورد هیلز و آرجیل (2002، فرم کودک) بود. برای تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری استفاده شد. نتایج تحلیل کورایانس نشان داد که نمایش درمانی (سایکودرام) بر سلامت روان و شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول مؤثر بوده است (01/0>p) ؛ به عبارت دیگر نمایش درمانی باعث افزایش میزان سلامت روانی و شادکامی دانش آموزان شده است. میزان تأثیر درمان بر بر سلامت روانی 78/0 و شادکامی 88/0 بود.
رابطه هوش اخلاقی وجرات ورزی با استرس در بانوان هیئت های مذهبی شهر تهران
حوزههای تخصصی:
بنا بر آموزه های دین اسلام؛ اخلاق، یکی از عوامل مؤثر در کاهش استرس و ایجاد آرام ش اس ت؛ همچنین شخص دارای توانایی جرأت ورزی، با ارزیابی موقعیت تصمیم می گیرد که چگونه بدون اضطراب یا احساس گناه عمل کند. آگاهی از استرس و اضطراب در افراد سبب مدیریت و کاهش اضطراب می شود. در این پژوهش محقق به دنبال پاسخگویی به این سؤال اساسی است که آیا میان هوش اخلاقی و جرات ورزی با استرس در زنان هیئت های مذهبی شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد؟ پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و به روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه پژوهش بانوان هیئت های مذهبی شهر تهران در سال 1399 و نمونه آماری شامل 195 نفر می باشد. روش نمونه گیری با استفاده از جدول کرجسی مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش برای هر سه متغیر پرسشنامه می باشد که هر سه ابزارهایی استاندارد و دارای روایی و پایایی می باشند. داده ها از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه گردید و با استفاده از نرم افزار spss تجزیه وتحلیل گردیدند. یافته ها نشان داد که هوش اخلاقی ومولفه های آن با استرس رابطه منفی و معنادار دارند. جرات ورزی و مؤلفه های آن نیز با استرس رابطه مثبت و معنادار دارند.
نقش میانجی تنظیم هیجانی در رابطه بین سلامت معنوی با وابستگی به شبکه های مجازی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷)
494 - 510
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف نقش میانجی تنظیم هیجانی در رابطه بین سلامت معنوی با وابستگی به شبکه های مجازی در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه (دختر و پسر) شهر تهران در سال 1400-1399 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای وابستگی به فضای مجازی خواجه احمدی و همکاران (1395)، سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (1982)، و تنظیم هیجانی گارنفسکی و کرایج (2006) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-V23 و Amos-V8.8 استفاده گردید. همچنین به منظور پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج نشان داد بین سلامت معنوی با وابستگی به شبکه های مجازی در نوجوانان رابطه وجود دارد. سلامت معنوی اثر غیر مستقیم بر وابستگی به شبکه های مجازی به واسطه تنظیم هیجان مثبت و منفی داشته است (05/0>p). همچنین نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم سلامت معنوی بر وابستگی به شبکه های مجازی نوجوانان به واسطه تنظیم هیجان با 95 درصد اطمینان مورد تأیید بوده است. نتیجه گیری: بنابراین، می توان گفت با توجه به اهمیت استفاده از شبکه های مجازی در زندگی امروز و در نظر گرفتن سهم هر یک از متغیرهای سلامت معنوی و تنظیم هیجانی در پیش بینی وابستگی به شبکه های مجازی می توان برای استفاده مناسب از شبکه های مجازی، طرح ریزی های دقیق انجام داد
تأثیر آموزش باورها وحالت فراشناختی بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
101 - 122
حوزههای تخصصی:
فرسودگی تحصیلی یک مشکل جدی و یک واکنش منفی احساسی، جسمی و ذهنی به مطالعه طولانی مدت است که منجر به فرسودگی، ناامیدی، عدم انگیزه و کاهش توانایی در مدرسه می شود. هدف پژوهش مشخص کردن تأثیر آموزش باورها و حالت فراشناختی بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه بیرجنداست. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه 20 نفری تحت عنوان کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای مداخله آموزشی از بسته آموزش فراشناختی سالاری فر (1391) و برای ارزیابی فرسودگی تحصیلی از پرسشنامه فرسودگی مسلش و جکسون (1984) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش کوواریانس تحلیل شد. یافته ها نشان داد، اثر آموزش باورها و حالت فراشناختی بر کاهش فرسودگی تحصیلی معنادار است. با توجه به نتایج، می توان گفت آموزش باورها و حالت فراشناختی، فرسودگی تحصیلی دانشجویان را کاهش می دهد.
نقش سیاست گذاری آموزشی در تغییر آگاهی و نگرش (درک خطر) نوجوانان و جوانان در پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۱
۱۴۴-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از تحقیق حاضر تعیین نقش سیاست گذاری آموزشی در تغییر آگاهی و نگرش (درک خطر) نوجوانان و جوانان در پیشگیری از اعتیاد افراد به مواد مخدر بود. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی بود و از روش تحقیق آمیخته با رویکرد اکتشافی استفاده شد. در ابتدا با استفاده از روش کیفی با 15 نفر از صاحب نظران حوزه آموزش و روان شناسی مصاحبه شد. در بخش کمی، جامعه هدف نوجوانان و جوانان بین 12 تا 35 سال مرد و زن شهرستان های منتخب استان اصفهان بود، که 384 نفر به صورت تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و پرسش نامه تحقیق بین آن ها توزیع شد. تحلیل داده ها با استفاده تکنیک دلفی صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل ازتکنیک دلفی، 8 شاخص (حساس سازی، آگاه سازی در جلسات آموزش خانواده، آموزش مربیان، شیوه های نوین آموزشی، رسانه های جمعی، پاکسازی محیط های آلوده، الگو سازی، و قوانین و مقررات) را شناسایی کرد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاکی از آن است که توجه به راهبردهای فرهنگی در قیاس با سایر راهبردها، با تاثیرگذاری بر نگرش جامعه هدف نقش مهمی را در محدودسازی و پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر ایفا می نماید.
اثر هم افزایی تن آرامی و تنفس آگاهی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBMR) و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (CES) بر بهبود کیفیت خواب مبتلایان به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال هفتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۴)
85 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تعیین اثر خالص و اثر ترکیبی دو تکنیک تن آرامی و تنفس آگاهی مبتنی بر ذهن اگاهی (MBMR) و تکنیک تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (CES) بر بهبود کیفیت خواب بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود. روش: مطالعه حاضر، یک ک ارآزم ایی ب الینی تص ادفی سه گروه ی دو س ر کور و از نوع طرح بین-درون آزمودنی های آمیخته است. نمونه این پژوهش، شامل 30 بیمار دیابت نوع 2 بود که به روش هدفمند از انجمن دیابت شهرستان بناب انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه 10 نفره MBMR، CES، و گروه MBMR+CES جایگزین شدند و در 10 جلسه انفرادی، مداخلات مربوط به گروه خود را اخذ کردند. کیفیت خواب بیماران، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری یکماهه، با پرسشنامه استاندارد سنجش کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های گردآوری شده با آزمون SPANOVA، تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: هرسه مداخله ی به کار رفته برای کاهش مشکلات خواب در روند زمان، مؤثر بودند. فوری ترین اثر با کمترین پایداری برای درمان MBMR، و بیشترین اثر و پایداری اثر برای درمان ترکیبی MBMR+CES رخ داده بود. نتیجه گیری: این مطالعه، کاربرد ترکیبی دو تکنیک MBMR و CES (20 دقیقه، 100 µA and 0.5 Hz) را برای بهبود سریع و پایدار کیفیت خواب بیماران دیابت نوع 2، موثر و ایمن دید.
تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه تمرکز زمان (TFS)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زندگی فرد، جدای از درکی که نسبت به موقعیت کنونی دارد، شامل آینده، حال و گذشته نیز می شود. چشم انداز زمانی به عنوان دیدگاه کلی افراد در مورد گذشته، حال و آینده در یک زمان معین در نظر گرفته می شود. مقیاس تمرکز زمانی مقیاسی است که میزان توجهی که افراد به طور مشخص به درک زمان گذشته، حال و آینده اختصاص می دهند، را اندازه گیری می کند. هدف این پژوهش، بررسی شاخص های روانسنجی پرسشنامه تمرکز زمانی بود. روش پژوهش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع هنجاریابی بود، به این منظور از بین دانشجویان دانشگاه اردکان 250 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه تمرکز زمانی TSF و پرسشنامه چشم انداز زمانی زیمباردو به عنوان فرم همتا پاسخ دادند، در نهایت داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی، همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که نسخه فارسی تمرکز زمانی TSF در نمونه ایرانی دارای همان ساختار عاملی است که در نسخه اصلی آزمون وجود دارد. روایی محتوای آزمون مورد تایید قرار گرفت، روایی سازه با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد تمامی عوامل از برازش بسیار خوبی برخوردار بودند. نتیجه گیری: در مجموع نتایج پژوهش، روایی و پایایی مطلوب نسخه فارسی پرسشنامه تمرکز زمانی را تایید می کند؛ و بیانگر این مسئله است که به آسانی می توان از این ابزار در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
اثربخشی زوج درمانی راه حل محور بر تعارض و دلزدگی زناشویی زوجین
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زوج ها باید راه های جدید برقراری ارتباط با یکدیگر را فراگیرند و فرضیات اساسی پیوند دهنده خود و همسرشان را عوض کنند. زمانی که زوج ها در انجام این امر شکست می خوردند، صمیمیت و تعهد متقابل گسسته و دلزدگی زناشویی ایجاد می شود. در این زمان باید اساس صمیمیت زوج ها اصلاح شود. اصلاح صمیمیت نیازمند بررسی پویایی های درون فردی و بین فردی است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی راه حل محور بر تعارض زناشویی و دلزدگی زناشویی زوجین انجام شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل زوج هایی بودند که به دلیل داشتن تعارضات و مشکلات ارتباطی به مرکز مشاوره گروه همراه منطقه 2 شهر تهران در بازه زمانی فروردین و اردیبهشت ماه 1396 مراجعه نموده بودند. پس از غربالگری با مقیاس تعارض زناشویی و دلزدگی زناشویی و بررسی ابتدایی (مصاحبه) 20 زوج به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب به صورت تصادفی 10 زوج (زن و شوهر) در گروه آزمایش و 10 زوج (زن و شوهر) در گروه گواه کاربندی شدند. زوجین گروه آزمایش، مداخله زوج درمانی راه حل محور مک دونالد (2007) را به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی دریافت و زوجین گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، پرسشنامه های تعارض زناشویی و دلزدگی زناشویی را پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی راه حل محور میزان تعارض زناشویی (68/10=F، 002/0=p) و دلزدگی زناشویی (58/13=F، 001/0=p) را به طور معناداری کاهش داده است و نتایج در مرحله پیگیری نیز پایدار بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که زوج درمانی راه حل محور تعارض زناشویی و دلزدگی زناشویی را در زوجین کاهش می دهد.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خودکارآمدی زنان مطلقه تحت پوشش نهادهای کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (دی) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۶
۱۷۴۷-۱۷۳۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: خودکارآمدی زنان پس از طلاق کاهش می یابد که بر مقابله آن ها با مشکلات و استرس های زندگی تأثیر می گذارد. ادبیات پژوهشی افزایش خودکارآمدی را بعد از رویکردهای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی، که جز روش های درمانی موج سوم هستند، نشان دادند اما هنوز مشخص نیست کدام یک اثربخشی بیشتری دارد. هدف: پژوهش حاضر به دنبال مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خودکارآمدی در زنان مطلقه بود. روش: این پژوهش به صورت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه شهر اقلید در سال 1398 بود که تعداد 24 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه درمان و گروه گواه (هر گروه 8 نفر)، جایگزین شدند. یکی از گروه های آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (8 نفر) و گروه دیگر مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی (8 نفر) را در 12 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. شرکت کنندگان قبل، بعد و 2 ماه پس از اجرای مداخله های درمانی، پرسشنامه خودکارآمدی شرر و آدامز (1982) را تکمیل کردند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و اثرات ساده گروه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی موجب افزایش خودکارآمدی زنان مطلقه می شوند (0/05 p<) و بین دو درمان، برتری وجود نداشت (0/05 >.p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، مداخلات گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالکتیکی می توانند به عنوان روش هایی کارآمد برای افزایش خودکارآمدی زنان مطلقه مورد استفاده قرار گیرند.
اثر آموزش ایمن سازی روانی در برابر تنیدگی بر تنظیم شناختی هیجان و مشکلات روان شناختی مادران کودکان نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان نابینا در تنظیم هیجان و واکنش های روان شناختی با مشکل مواجه هستند. به نظر می رسد که آموزش ایمن سازی روانی برای آنها مفید باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ایمن سازی روانی در برابر تنیدگی بر تنظیم شناختی هیجان و مشکلات روان شناختی مادران کودکان نابینا بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری را مادران کودکان نابینای 7 تا 10 ساله شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری در دسترس از مدارس ویژه نابینایان شهر اصفهان، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه 17 نفری جایدهی شدند. گروه آزمایش، مداخله را در 10 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کرد، ولی گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای استفاده شده، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (لاویباند و لاویباند، 1995) بود. داده ها با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش ایمن سازی روانی اثر معناداری بر نمره های افتراقی راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان در آزمودنی ها داشت (01/0P= و 91/6F=) ولی تأثیر معناداری بر راهبردهای سازش نایافته آنها نداشته است (66/0P= و 19/0F=). همچنین این برنامه تأثیر معناداری بر افسردگی (0001/0P= و 42/22F=) و تنیدگی (002/0P= و 99/10F=) آزمودنی ها داشته، ولی تأثیر معناداری بر اضطراب آنها نداشت (66/0P= و 19/0F=). نتیجه گیری: برنامه ایمن سازی روانی بر تجربه های هیجانی و واکنش های روان شناختی تأثیر می گذارد؛ بنابراین، نقش مهمی در بهبود تنظیم هیجان و مشکلات روان شناختی مادران کودکان نابینا دارد.
نقش عامل های سرشتی و منشی شخصیت در پیش بینی اعتیاد اینترنتی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش عامل های سرشتی و منشی در پیش بینی اعتیاد اینترنتی دانشجویان انجام گرفت. مواد و روش کار: جامعه آماری در پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه تبریز بود. در راستای هدف پژوهشی تعداد 320 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیر ها از پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر و پرسشنامه اعتیاد اینترنتی یانگ استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها : تحلیل داده ها نشان داد که بین ابعاد سرشتی و منش شخصیت کلونینجر و اعتیاد اینترنتی رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که نوجویی قادر است اعتیاد اینترنتی را به طور مثبت، و پاداش-وابستگی، همکاری و خودراهبری اعتیاد اینترنتی را به طور منفی پیش بینی نمایند. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاضر در روشن تر شدن علل زیربنایی اعتیاد اینترنتی راهگشا بوده و تلویحات کاربردی مفیدی در پیشگیری از اعتیاد اینترنتی دارد.
بررسی رابطه ی اضطراب ناشی از کووید-19 و اضطراب سلامت: نقش میانجی مؤلفه ی نگرانی جسمانی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدل های فعلی مؤلفه ی نگرانی جسمانی حساسیت اضطرابی را به عنوان متغیری اساسی مرتبط با پیامدهای روانشناختی ناشی از همه گیری کووید-۱۹ نشان می دهند. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی اضطراب ناشی از کووید-۱۹ و اضطراب سلامت با میانجی گری مؤلفه ی نگرانی جسمانی در طول پاندمی کووید-۱۹ انجام شد. روش: این مطالعه از نوع پژوهش های توصیفی- مقطعی و داده ها به صورت اینترنتی جمع آوری شد. بدین منظور ۵۵۴ نفر از بزرگسالان شهر تهران به وسیله یک پرسشنامه آنلاین از ۱ تا ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹، به صورت ناشناس به روش نمونه گیری در دسترس مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزارهای این مطالعه شامل سیاهه اضطراب کرونا ویروس، پرسشنامه اضطراب سلامت و پرسشنامه حساسیت اضطرابی بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری توسط نسخه ۲۵ نرم افزار SPSS و نسخه ۸/۸۰ نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: دامنه سنی شرکت کنندگان بین ۱۸ تا ۶۵ سال با میانگین و انحراف معیار ۱۲/۲۱±۳۸/۰۳ بود. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که مؤلفه ی نگرانی جسمانی و اضطراب سلامتی رابطه مثبت و معنی داری با اضطراب ناشی از کووید-۱۹ دارد (۰/۰۵>P). نتایج معادلات ساختاری نشان داد مسیر مستقیم معناداری از اضطراب سلامت به اضطراب ناشی از کووید-۱۹ برقرار است همچنین مسیر غیرمستقیم معناداری از اضطراب سلامت به اضطراب ناشی از کووید-۱۹ به واسطه مؤلفه ی نگرانی جسمانی با ضریب مسیر ۰/۱۶ درصد برقرار است. نتیجه گیری: مؤلفه ی نگرانی جسمانی ارتباط بین اضطراب سلامتی و اضطراب ناشی از کووید-۱۹ را در نمونه ی ایرانی میانجی گری می کند. این یافته ها می تواند در پیشگیری مؤثر و تبیین اثرات روانشناختی همه گیری کووید-۱۹ کمک کند.
بررسی تاثیر مداخله بازی درمانی مبتنی بر نظریه شناختی رفتاری(CBPT) برآلکسیتایمیا و فرسودگی تحصیلی درکودکان با اختلال ناتوانی یادگیری خاص (شدید)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر آلکسیتایمیا و کاهش فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان با اختلال ناتوانی یادگیری خاص(شدید) بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان مراکز ناتوانی یادگیری ابتدایی شهر کرمانشاه تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه آلکسیتایمیا تورنتو- FTAS-20(1392) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی- SBI(2005) و پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو ویلکات- CLDQ (1390) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل کوواریانس چند متغیره بود. یافته ها نشان داد که برنامه بازی درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش آلکسیتایمیا و فرسودگی تحصیلی در سطح (001/0 p<) در این کودکان شده است. در نتیجه یافته ها نشان داد که بازی درمانی می تواند به عنوان روشی مناسب در کاهش مشکلات الکسیتایمیا و زیر مولفه های آن و فرسودگی تحصیلی کودکان به کار رود.
پیش بینی سرسختی روان شناختی بر اساس الگوهای ارتباطی میان زوجین و سبک-های حل تعارض در مردان متأهل آسیب دیده از رابطه فرازناشویی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی پیش بینی سرسختی روان شناختی بر اساس الگوهای ارتباطی میان زوجین و سبک های حل تعارض در مردان متأهل آسیب دیده از رابطه فرازناشویی همسر بود. این پژوهش به لحاظ روش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش مردان متأهل آسیب دیده از رابطه فرازناشویی همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره وابسته به بهزیستی شهر مشهد در 3 ماهه اول سال 1400 بودند که از میان آنها به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 80 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سرسختی روانشناختی اهواز (AHI) (کیامرثی و همکاران، 1377)، پرسشنامه الگوی ارتباطی زوجین (CPQ) (کریستنس و سالاوای، 1991) و پرسشنامه سبک های حل تعارض(ROCI-2) (رحیم، 1983) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد الگوی ارتباطی سازنده متقابل و سبک های حل تعارض مصالحه گرانه، یکپارچگی و ملزم شده با سرسختی روان شناختی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<) و الگوهای ارتباطی توقع/ کناره گیری و اجتناب متقابل و سبک های حل تعارض اجتنابی، یکپارچگی و سلطه گری با سرسختی روان شناختی رابطه منفی و معنادار داشتند (01/0P<). همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که ارتباط سازنده متقابل، توقع/ کناره گیری و سبک های اجتناب متقابل، یکپارچگی، سلطه گری و ملزم شده توانستند 56/0 سرسختی روان شناختی را در مردان متأهل آسیب دیده از رابطه فرازناشویی همسر پیش بینی کنند (05/0 P<). با توجه به اینکه سرسختی روان شناختی در مردان متأهل آسیب دیده از رابطه فرازناشویی همسر با الگوهای ارتباطی میان زوجین و سبک های حل تعارض رابطه دارد، برگزاری کارگاه های آموزشی مبتنی بر این مفاهیم در این دسته از افراد ضروری به نظر می رسد.