فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۰۱ تا ۸٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم خرداد ۱۴۰۰ شماره ۳(پیاپی ۶۰)
111-120
حوزههای تخصصی:
نشخوار فکری بهعنوان یک راهبرد شناختی ناسازگار در اختلالات مختلف همچون افسردگی تأثیرگذار است. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه دلبستگی ناایمن اضطرابی و اجتنابی با افسردگی است. در پژوهش 120 نفر افراد مبتلا به اختلالات افسردگی، وسواس-اجبار و اضطرابی از بیمارستان مهر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. افراد به مقیاس نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارو، 1991)، پرسشنامه افسردگی بک ( ﺑﻚ و همکاران، 1961 ) و پرسشنامه تجربیات در روابط نزدیک (برنن و همکاران، 1998) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که نشخوار فکری به طور معناداری در رابطه دلبستگی ناایمن اضطرابی و افسردگی نقش میانجی را ایفا میکند. در این پژوهش رابطه بین نشخوار فکری و دلبستگی اجتنابی تأیید نشد. بر اساس نتایج پژوهش سبک دلبستگی اضطرابی میتواند با تاثیر بر میزان نشخوار فکری در شکلگیری افسردگی نقش داشته باشد.
اثربخشی درمان وابستگی سالم بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی در زوجین با روابط آشفته مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان وابستگی سالم بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی در زوجین با روابط آشفته مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران صورت گرفت. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه زوجین ناراضی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1399 بود. نمونه آماری این پژوهش 30 نفر بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند و گروه آزمایش به مدت 14 جلسه تحت درمان آموزش گروهی درمان وابستگی سالم قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و همکاران، 1982) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی نجام پذیرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار spss24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر وابستگی سالم باعث افزایش خودکارآمدی در زوجین با روابط آشفته می گردد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش گروهی وابستگی سالم باعث افزایش کیفیت زندگی و مولفه های آن (سلامت جسمانی، سلامت روان، روابط اجتماعی، سلامت محیط) در زوجین با روابط آشفته شده است. بنابراین این پژوهش نشان می دهد که وابستگی سالم می تواند به عنوان یک رویکرد موثر در جلوگیری از آسیب های روانی ناشی از طلاق در زوجین بکار گیرد.
بررسی اثربخشی مشاوره به سبک Story بر کاهش اضطراب جنسی دختران آسیب دیده سوءاستفاده جنسی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی مشاوره به شیوه Story بر کاهش اضطراب جنسی دختران آسیب دیده سوءاستفاده جنسی صورت گرفت. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه ی مورد بررسی شامل کلیه دختران دارای اضطراب جنسی ناشی از تجاوز دوران کودکی مراجعه کننده به کلینیک نوید مهر واقع در شهرک ولیعصر شهر تهران بود و تعداد نمونه 12 نفر (6 نفر گروه آزمایش و 6 نفر گروه کنترل) در نظر گرفته شد. گروه نمونه به صورت داوطلبانه و در دسترس انتخاب شدند. جهت بررسی اضطراب جنسی از پرسشنامه اضطراب رابطه جنسی استفاده شد. نتایج نشان داد مشاوره به شیوه Story بر کاهش اضطراب جنسی دختران آسیب دیده سوءاستفاده جنسی مؤثر می باشد. با توجه به اثربخشی مشاوره به شیوه Story توصیه می شود از این شیوه درمانی در کلینیک ها و مراکز تخصصی مشاوره استفاده شود.
تدوین الگوی چهار وجهی مشاوره پیش از ازدواج «آگاه» با نگاه بومی و فرهنگی، و بررسی اثربخشی آن بر آگاهی، پذیرش، مسئولیت پذیری و سازگاری زناشویی پس از ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی بومی «مشاوره پیش از ازدواج» و بررسی اثربخشی آن بر آگاهی نسبت به خود و همسر، پذیرش و مسئولیت پذیری نسبت به همسر و نیز سازگاری زناشویی است. طرح پژوهشی از لحاظ هدف، از نوع «کاربردی» و از نظر شیوه اجرا، در مرحله تدوین الگو(بخش کیفی پژوهش) از نوع «نظریه زمینه ای»، «تحلیل مضمونی» و «تجربه زیسته افراد خبره»، و در مرحله اثربخشی (بخش کمی پژوهش) از نوع «شبه آزمایشی» و به روش «پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری همراه با گواه» است. در مرحله تدوین الگو، با بررسی نظریات مربوط به ازدواج، روش های مشاوره ای متخصصان داخلی و نیز آموزه های دینی، الگوی بومی مشاوره پیش از ازدواج تدوین شد. در مرحله ارزیابی اثربخشی این الگو، تعداد 44 نفر (22زوج) از افراد متقاضی دریافت مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کننده به مرکز مشاوره ، به طور تصادفی در دو گروه مساوی تقسیم بندی شدند. گروه آزمایشی از روش مشاوره تدوین شده استفاده کردند و گروه گواه از سایر روش های مشاوره ای بهره بردند. برای جمع آوری اطلاعات از روش مصاحبه ساختارمند، قبل از مشاوره (پیش آزمون)، بعد از مشاوره (پس آزمون) و بعد از حداقل 4 ماه پس از ازدواج (پیگیری) استفاده شد. برای تحلیل نتایج از روش آماری تحلیل واریانس و آزمون t استفاده شد. در بخش اثربخشی، نتایج نشان می دهد افرادی که از این الگوی مشاوره پیش از ازدواج بهره گرفته اند، به شکل معنی دار(P≤0/001) از سطح بهتری در شاخص های مربوطه برخوردارند.
اثربخشی آموزش تاب آوری بر استرس و سلامت روان مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
205 - 228
حوزههای تخصصی:
مقدمه : استرس و مشکلات در زمینه سازگاری بخشی از مسائل خاتواده های دارای فرزند کم توان می باشد. یکی از راهبردهای مناسب برای ارتقای سلامت روان تاب آوری است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش تاب آوری بر استرس و سلامت روان مادران دارای فرزند کم توان ذهنی بوده است. روش : روش پژوهش طرح نیمه آزمایشی ، شامل پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش را مادران دارای فرزند دختر کم توان ذهنی تشکیل داده که فرزندانشان در سال تحصیلی ۱۳۹۸-۱۳۹۷ در مدارس دخترانه ابتدایی آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده اند. با روش نمونه گیری دردسترس یک گروه 30 نفری از مادران انتخاب شدند و به طور تصادفی 15نفر از آن ها در گروه آزمایش و15 نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه های استرس آبدین(PSI) و سلامت روان گلدبرگ و هیلر (GHQ) استفاده شد. یافته ها : داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری( ۰۱/۰p <) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. گروه آزمایش که تحت آموزش تاب آوری قرار گرفتند نسبت به گروه گواه که هیچ آموزشی دریافت نکردند، میانگین سطح استرس پایین تر بوده است و آموزش تاب آوری موجب افزایش سلامت روان گروه آزمایش شده است. نتیجه گیری : بنابران این برنامه آموزشی و تشکیل گروه های مشاوره و حمایتی می تواند جزء برنامه های مداخلاتی در جهت کاهش استرس و بهبود سلامت روان مادران دارای فرزند مبتلا به کم توانی ذهنی مورداستفاده قرار گیرند.
رابطه سبک زندگی اسلامی و عوامل شخصیت با شادکامی و بهباشی روان شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
97-113
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش سبک زندگی اسلامی و پنج عامل بزرگ شخصیت در بهباشی روان شناختی و شادکامی بود. جامعه پژوهش دانشجویان و طلاب شهر قم دادند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 911 دانشجو و طلبه به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسش نامه های سبک زندگی اسلامی (ILST-75)، پاسخ دادند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین سبک زندگی اسلامی و خرده مقیاس های آن، با بهباشی روان شناختی و شادکامی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین رابطه معنادار صفات شخصیت با بهباشی و شادکامی بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک زندگی اسلامی و خرده مقیاس های آن، شامل مالی، اخلاق و زمان شناسی و صفات شخصیتی برون گرایی و گشودگی، به تجربه قابلیت پیش بینی شادکامی را دارند. همچنین در پیش بینی بهباشی روان شناختی، نتایج رگرسیون نشان داد که سبک زندگی اسلامی و خرده مقیاس های اخلاق، زمان شناسی، امنیتی، عبادی، تفکر و علم و مالی و صفات شخصیتی توافق، گشودگی به تجربه، ثبات هیجانی و برون گرایی، توان پیش بینی بهباشی روان شناختی را دارند. بنابراین، تقویت پایبندی های دینی - اسلامی می تواند موجب تقویت و افزایش شادکامی و بهباشی روان شناختی در افراد شود و توجه به صفات شخصیتی افراد، می تواند بسیاری از تغییرات شادکامی و بهباشی در افراد را موجب شود.
تاثیر آموزش خودآگاهی بر مهارت های زندگی در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تأثیر آموزش خودآگاهی بر مهارت های زندگی با روش کمی و از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد واحد یادگار امام (ره)- شهرری در سال تحصیلی99_98 بود. به دلیل شیوع بیماری کرونا، 22 نفر از زنان متأهل و مجرد به روش در دسترس انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات نیز غیر تصادفی و از نوع در دسترس بود. جلسات آموزشی مهارت خودآگاهی به دلیل شیوع ویروس کرونا به جای کلاس های حضوری، به صورت مجازی تشکیل شد. ابزار پژوهش پرسشنامه مهارت های زندگی بود. روش آماری روشT همبسته بود که با توجه به نمره sig که عدد 0/29 بود و این عدد از 0/05 کوچک تر بود؛ لذا فرض صفر رد و فرض خلاف تائید گردید، درنتیجه با احتمال95 درصد رابطه معنادار است. با آموزش مهارت خودآگاهی فرد به بینشی دست پیدا می کند که می تواند مسیر یادگیری دیگر مهارت ها را برایش هموار کند و از پس چالش های زندگی برآید و کامل این مسئله در نتایج این پژوهش مشهود بود.
الگوی ساختاری عملکرد خانواده، سرمایه روان شناختی ، نیازهای روان شناختی با نشاط ذهنی: نقش میانجی مسئولیت پذیری نوجوانان در دوران بلوغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (مهر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۳
1147-1170
حوزههای تخصصی:
زمینه: رفتار مسئولانه از شاخص های انسان سالم است که تقویت و رشد آن جز با شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار مسئولانه امکان پذیر نخواهد بود. به همین منظور، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا عملکرد خانواده، سرمایه روانشناختی و ارضاء نیازهای روانشناختی نوجوانان تأثیری بر میزان مسئولیت پذیری و نشاط ذهنی آنان دارد یا خیر؟ هدف: پژوهش حاضر با هدف عملکرد خانواده، سرمایه روانشناختی نیازهای روانشناختی با نشاط ذهنی: نقش میانجی مسئولیت پذیری نوجوانان در دوران بلوغ انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش، را کلیۀ نوجوانان 14 تا 18 ساله شهر تهران در سال 1399 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 400 نفر از نوجوان مناطق 1 و 2 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های خودگزارشی عملکرد خانواده کیم و کیم (2007) نیازهای روانشناختی لاگواردیا و همکاران (2002)، سرمایه روانشناختی مک گی (2011)، مسئولیت پذیری سروش (1391) و نشاط ذهنی کی یز و همکاران (2003) گردآوری شد. داده های با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و الگویابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد، عملکرد خانواده، نیازهای روانشناختی و سرمایه روانشناختی اثر مثبت مستقیم و غیرمستقیم بر مسئولیت پذیری و نشاط ذهنی دانش آموزان دارند. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که 39 درصد از واریانس مسئولیت پذیری و 48 درصد از واریانس نشاط ذهنی توسط عملکرد خانواده، نیازهای روانشناختی و سرمایه روانشناختی و مسئولیت پذیری تبیین می شود . نتیجه گیری: شناخت عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری و نشاط ذهنی دانش آموزان امک ان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به تأمین بهداشت روانی آنان را فراهم می کند و می توان با ایجاد بستر سازی مناسب در مدارس جهت افزایش نشاط اجتماعی، هیجانی و روانشناختی گام برداشت.
اثربخشی هنردرمانی مبتنی بر نقاشی بر رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان دختر با آسیب شنوایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وجود مشکلات سازگاری در کودکان با آسیب شنوایی نیازمند مداخلات درمانی است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی هنر درمانی مبتنی بر نقاشی بر رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان دختر با آسیب شنوایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون با پیگیری سه ماهه و جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر با آسیب شنوایی بود که در مدارس استثنایی شهرکرد در سال تحصیلی 1399-1398 مشغول به تحصیل بودند. از میان آن ها 30 دانش آموز که معیار های ورود به مطالعه را داشتند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتا سازی در دو گروه آزمایش (15 نفر ) و گروه گواه (15 نفر ) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش طی پانزده جلسه بسته نقاشی درمانی اجرا شد و گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. همه آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون به وسیله پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992 ) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که هنر درمانی مبتنی بر نقاشی هم در مرحله پس آزمون و هم پیگیری موجب کاهش رفتار پرخاشگرانه و مؤلفه های خشم، پرخاشگری کلامی و رنجش می شود (0/01>p ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، هنر درمانی مبتنی بر نقاشی به عنوان یک روش روان درمانی مؤثر در جهت کاهش نشانه های بالینی اختلال رفتاری پرخاشگری دانش آموزان به درمانگران حوزه کودکان با نیاز های خاص پیشنهاد می شود
اعتبارسنجی مقیاس خودکارآمدی پدر بین پدران دارای دختر دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵)
143 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: در این مطالعه هنجاریابی، روایی و پایایی مقیاس خودکارآمدی پدر مورد بررسی قرار داده شده است. روش: روش این پژوهش توصیفی مقطعی و از نوع اعتبار سنجی بود.جامعه آماری پژوهش، کلیه پدران دارای دانش آموزان دختر ابتدایی در سال تحصیلی 1398-1399 در شهر شاهرود بودند که از بین آن ها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 346 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی به روش تجزیه به مؤلفه های اصلی و از روش آلفای کرانباخ برای بررسی میزان پایایی استفاده شد. سپس برای عوامل منتخب، شاخص های تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب پایایی همسانی درونی بررسی شدند. کلیه تحلیل های آماری توسط نرم افزارهای SPSS نسخه 25 انجام پذیرفت. یافته ها: یافته های بخش تحلیل عاملی نشان داد که با تحلیل عاملی سؤالات و چرخش نتایج با روش واریماکس چهار مؤلفه آشکار می شود که تعداد این مؤلفه-های به دست آمده و نیز سؤالاتی که با این مؤلفه ها بار عاملی بالایی داشتند تا حد زیادی با یافته های مؤلفین پرسشنامه همخوان است. همچنین مشخص شد که هم کل پرسشنامه و هم تمام آزمون های فرعی از ضریب پایایی بالایی برخوردار هستند .نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت از این پرسشنامه جهت سنجش خودکارآمدی پدر در جامعه پدران ایرانی می توان استفاده نمود.
مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد آدلری و واقعیت درمانی بر خودکارآمدی دانش آموزان دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم مرداد ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۶۲)
107-118
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد آدلری و واقعیت درمانی بر خودکارآمدی دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران انجام شد . روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری قرارگرفتند. در این پژوهش گروه آزمایش اول 10 جلسه 90 دقیقه ای برنامه آموزش مشاوره گروهی آدلری و گروه آزمایش دوم 10 جلسه 90 دقیقه ای برنامه آموزش مشاوره واقعیت درمانی را دریافت کردند. ابزار پژوهش مقیاس خودکارآمدی (شرر و کارور، 1982) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس تک متغیره، تجزیه و تحلیل شدند . یافته های پژوهش نشان داد که بین گروه آزمایش اول مشاوره گروهی آدلری، گروه آزمایش دوم واقعیت درمانی و گروه گواه در خودکارآمدی تفاوت معنی داری وجود دارد ( 001/0 P˃ ). همچنین نتایج نشان داد که مشاوره گروهی آدلری نسبت به واقعیت درمانی تاثیر بیشتری بر خودکارآمدی دارد. بنابراین می توان گفت که مشاوره گروهی آدلری روشی موثر در افزایش خودکارآمدی دانش آموزان است.
چالش ها و فرصت های مشاوران مدرسه در کار با دانش آموزان ناراضی جنسیتی: مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم مرداد ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۶۲)
163-172
حوزههای تخصصی:
اصطلاح نارضایتی جنسیتی برای کسانی به کار می رود که ناهماهنگی بارزی بین تجربه جنسیتی و جنسیت تخصیص شده در بدو تولد آن ها وجود دارد. مطالعات اخیر نشان می دهد که دانش آموزان ناراضی جنسیتی در مدرسه شرایط نامطلوبی دارند که چالش هایی برای مشاوران مدرسه ایجاد کرده است. هدف این مطالعه ارائه تصویر روشنی از فرصت ها و چالش های مشاوران مدرسه در کار با دانش آموزان ناراضی جنسیتی است. در این مطالعه مروری، به منظور یافتن منابع و مطالعات مرتبط، از پایگاه های معتبر علمی مانند: Taylor & Francis, PubMed Elsevier, Magiran, Noormags, SID استفاده شده است. همچنین برای بررسی دقیق تر ازموتورهای جستجوی Google Scholar و ScienceDirect نیز کمک گرفته شده است. جستجو با استفاده از کلمات کلیدی مانند "مشاور مدرسه"، "دانش آموزان ناراضی جنسیتی"، "دانش آموزان ترنسکشوال" و "هویت جنسیتی" در مقالات فارسی و Gender dysphoria" " Transsexual students", ''Gender identity" ,"School counselor", در مقالات انگلیسی انجام شده است. از مجموع 60 مقاله مرتبط، 7مقاله شرایط ورود به پژوهش را داشته اند. نتایج تحقیقات، اهمیت آموزش مشاوران برای کار با دانش آموزان ناراضی جنسیتی، ضرورت بررسی های بیشتر و طراحی برنامه های مداخله ای اصولی را با توجه به نیازهای این افراد نشان می دهد.
برنامه های غنی سازی ارتباطی ازدواج با برنامه پایش ازدواج: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۶ (پیاپی ۶۳)
185-198
حوزههای تخصصی:
برنامه های غنی سازی ازدواج، نتایج مثبت بسیاری نظیر سلامت جسمانی، سلامت روانی و رشد و ارتقاء اعضای خانواده را به همراه دارد . این مطالعه با هدف مرور نظام مند برنامه های غنی سازی ارتباطی و پایش ازدواج انجام شد. روش پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به لحاظ طرحی از نوع اسنادی بود. از آنجاکه مرحله ابتدایی هر مرور نظام مندی شامل جستجوی کامل و منظم پیشینۀ موجود و مرتبط است، بدین منظور میدان مورد مطالعه پژوهش، مجموعه آثار منتشرشده در قالب مقالات و پایان نامه های فارسی و انگلیسی بود. کلید واژه های پایش ازدواج، برنامه های غنی سازی ارتباطی ازدواج، بازبینی روابط همسران، برنامه ازدواج و کار با زوج در پایگاه های گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست، سیج، وایلی، سایک اینفو، سیویلیکا، نورمگز، مگ ایران، پایگاه مرکزعلمی جهاد دانشگاهی و ایران داک در بازه زمان 1398-1385 (2019-2000) جستجو شد . در مجموع 45 مطالعه فارسی و انگلیسی مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات مورد بررسی برآمده از ترکیب مجموعه تحقیقات کیفی و کمی بودند. یافته ها نشان دهنده سه متغیر مهم تنظیم روابط، ایجاد صمیمیت و بهبود سلامت در برنامه های غنی سازی ارتباطی و پایش ازدواج بود. همچنین چهارده موضوع اشتراک و یازده موضوع افتراق از این برنامه ها استخراج شد. نتایج بدست آمده از پژوهش ها مشخص شد برنامه های توانمندسازی زوجین از جمله برنامه پایش ازدواج و غنی سازی ارتباط ضمن داشتن اشتراکات و افتراقات بسیار حائز اهمیت، بر متغیرهای های مختلفی نیز اثرگذار هستند.
اثربخشی درمان چندبعدی معنوی خداسو بر معنویت ادراک شده و خودپنداره−خداپنداره در کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اثربخشی درمان چندبعدی معنوی خداسو بر معنویت ادراک شده و خودپنداره−خداپنداره در کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه بود.روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه در سال 1398 در شهر تهران بودند و از بین آنها با استفاده از نمونه گیری هدفمند30 نفر انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه شامل 15 نفر) جایگزین شدند. سپس پرسشنامه های معنویت ادارک شده رید (1986) و مقیاس خودپنداره−خداپنداره جان بزرگی (1395) توسط هر دو گروه تکمیل شد. پس ازآن درمان چندبعدی معنوی خداسو بر روی گروه آزمایش و سپس پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد درمان چندبعدی معنوی خداسو موجب افزایش نمرات معنویت ادراک شده و خودپنداره−خداپنداره و زیرمقیاس های آنها می شود (001/0P=). نتیجه پژوهش نشان داد این مداخله با اصلاح خودپنداره (تصویر ساختگی از خود) و خداپنداره (تصویر ساختگی از خدا) زمینه تقویت و ایجاد تصویر واقعی از خود و تصویر واقعی از خدا را فراهم می کند و درجات ادراک معنویت را نیز ارتقا می بخشد.
مطالعه مولفه های مهارت تفکر خلاق و تفکر انتقادی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
219 - 258
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر استخراج مؤلفه های مهارت های تفکر خلاق و انتقادی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران بود. جهت انجام این پژوهش از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شده است. نمونه آماری 12 نفر از صاحب نظران علوم تربیتی و روان شناسی بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش گردآوری داده، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی استفاده شد. یافته های پژوهش شامل 8 مقوله اصلی، 19 زیر مقوله و 88 مفهوم برای 4 مؤلفه اهداف، محتوا، روش های یاددهی– یادگیری و روش های ارزشیابی بود. ابتدا در بخش اهداف آموزش مهارت تفکر خلاق و انتقادی بر اساس نظر صاحب نظران، دو مقوله اصلی مهارت های درون فردی و برون فردی استخراج شد. در گام بعدی برای محتوای آموزشی، مقوله های اصلی استخراج شده عبارت بود از: برنامه ریزی و حل مسئله و آموزش مهارت های ارتباطی و انتقادی. عنصر بعدی روش های یاددهی- یادگیری بود که مقوله های اصلی، روش های یاددهی- یادگیری خلاق و روش های یاددهی- یادگیری انتقادی بودند. در بخش نهایی بررسی مؤلفه ها به شیوه های ارزشیابی پرداخته شد که طبق نظر کارشناسان و صاحب نظران دو مقوله اصلی شیوه ی ارزشیابی عملکردی و ارزشیابی تلفیقی استخراج گردید.
اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه کاری نوجوانان با آسیب مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه کاری نوجوانان با آسیب مغزی بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جهت اجرای این پژوهش 20 نفر از نوجوانان 18-9 سال دچار آسیب مغزی تروماتیک مراجعه کننده به مراکز درمانی در شهرک صدف شهریار (کلینیک پارندمهر) به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای اندازه گیری حافظه کاری از خرده آزمون فراخنای ارقام مقیاس وکسلر4 (سنجش شنیداری حافظه کاری) و آزمون بنتون (سنجش دیداری- فضایی حافظه کاری) استفاده گردید. گروه آزمایش تحت مداخله توان بخشی شناختی(12 جلسه 45 دقیقه ای) قرار گرفتند. جهت تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری عملکرد حافظه ی کاری تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج تفاوت معناداری بین میانگین نمرات حافظه کاری (سنجش شنیداری و سنجش دیداری- فضایی) گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون نشان داد. به علاوه معنادار نبودن تفاوت بین نمره های پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش حاکی از ماندگاری تأثیر توان بخشی شناختی بر عملکرد حافظه کاری نوجوانان مبتلابه آسیب مغزی بود. بنابراین توان بخشی شناختی اثر معناداری بر بهبود عملکرد حافظه کاری بیماران مبتلابه آسیب مغزی دارد و می توان از آن به عنوان روش مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد حافظه کاری نوجوانان مبتلابه آسیب مغزی سود جست.
اثربخشی مداخله کوتاه مدت کارکرد اجرایی مضاعف بر حل مسئله، تنظیم هیجان و توجه انتخابی در بیماران آسیب مغزی تروماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدعملکردی کارکرد اجرایی یکی از مشخصه های آسیب مغزی تروماتیک ( TBI ) است و با عوارض قابل توجهی همراه است. نقص در حل مسئله،تنظیم هیجان و توجه از متداول ترین پدیده های بعد از آسیب مغزی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله کوتاه مدت کارکرد اجرایی مضاعف بر حل مسله، تنظیم هیجان و توجه انتخابی در بیماران آسیب مغزی تروماتیک صورت گرفت. در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون توام با گروه کنترل، و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند،20 آزمودنی دچار آسیب مغزی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند (10نفر در گروه آزمایش و10نفر درگروه گواه). پس از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش مداخله کوتاه مدت کارکرد اجرایی مضاعف را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. سنجش در دو مرحله ی پیش آزمون – پس آزمون و با استفاده از مجموعه آزمون های نرم افزاری برج لندن، استروپ و پرسشنامه تنظیم هیجان جان و گراس(2003) انجام شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین گروه آزمایش، نسبت به گروه گواه، تفاوت معناداری در میانگین نمرات، در پس آزمون در تمام متغیرها وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت مداخله کوتاه مدت کارکرد اجرایی مضاعف ، اثر بخشی چشمگیری بر بهبود توجه، تنظیم هیجان و حل مسئله افراد آسیب مغزی تروماتیک دارد.
پیش بینی معنای زندگی بر مبنای خوش بینی و سبک های شوخ طبعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، پیش بینی معنای زندگی بر مبنای خوش بینی و سبک های شوخ طبعی دانشجویان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بود. نمونه شامل 233 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر اهواز بود که به صورت داوطلبانه و ازطریق شبکه اجتماعی واتس آپ انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه معنای زندگی، پرسش نامه سبک های شوخ طبعی و پرسش نامه خوش بینی استفاده شد. تحلیل داده ها ازطریق ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام صورت گرفت. نتایج نشان دادند بین خوش بینی، سبک شوخ طبعی پیونددهنده، سبک شوخ طبعی خودافزاینده و معنای زندگی رابطه مثبت معنی دار و بین سبک شوخ طبعی پرخاشگرانه و سبک شوخ طبعی خودکاهنده با معنای زندگی رابطه منفی معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند خوش بینی 16 درصد معنای زندگی و سبک های شوخ طبعی روی هم رفته 32 درصد معنای زندگی دانشجویان را تبیین و پیش بینی می کنند. به منظور ارتقای معنای زندگی در دانشجویان شایسته است درباره مسئله خوش بینی و سبک های شوخ طبعی اهتمام شود.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مفاهیم مشاوره پیش از ازدواج مبتنی بر دو رویکرد شناختی رفتاری و واقعیت درمانی بر تمایز یافتگی خود دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۹
71 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این تحقیق تعیین تفاوت اثربخشی آموزش گروهی مفاهیم مشاوره پیش از ازدواج مبتنی بر دو رویکرد شناختی- رفتاری و واقعیت درمانی بر تمایز یافتگی خود دانشجویان است. روش : این تحقیق از دسته تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پژوهشی، پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه هدف این پژوهش دانشجویان مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری و تعداد نمونه مورد مطالعه برابر با 45 نفر است. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تمایز یافتگی خود (DSI) و دوره آموزش گروهی مفاهیم مشاوره پیش از ازدواج با رویکرد شناختی- رفتاری و واقعیت درمانی در 8 جلسه 2 ساعته به آزمودنی ها استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که آموزش گروهی مفاهیم مشاوره پیش از ازدواج با دو رویکرد شناختی- رفتاری و واقعیت درمانی بر افزایش تمایز یافتگی خود دانشجویان معنادار بوده، اما این دو روش آموزش، از نظر اثربخشی، تفاوت آماری معنا داری با هم نداشته اند. نتیجه گیری: اگرچه هر دو روش آموزش مشاوره پیش از ازدواج شناختی رفتاری و واقعیت درمانی تاثیر معنا داری بر افزایش تمایز یافتگی خود داشته اند اما تفاوتی ندارد که از کدامیک از این روشها برای آموزش استفاده شود.
مقایسه اثر بخشی ذهن آگاهی (MBCT) و معنویت درمانی بر نظام های بازداری و فعال ساز رفتاری در سوء مصرف کنندگان هروئین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بر اساس نظریه حساسیت به تقویت، شخصیت بهنجار و نابهنجار در امتداد یک پیوستار قرار دارند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی معنویت درمانی و ذهن آگاهی (MBCT) در سوءمصرف کنندگان هروئین می باشد. روش : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و جامعه پژوهش شامل کلیه سوءمصرف کنندگان مواد که تعداد 300 نفر مصرف کنندگان هروئین در اردوگاه کرامت سپاه صاحب الزمان)عج) اصفهان در سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 90 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه همراه با پیش آزمون-پس آزمون تحت آموزش معنویت درمانی (30 نفر) و گروه تحت آموزش ذهن آگاهی (30 نفر) و گروه گواه (30 نفر) تقسیم شدند. گروه اول طی 8 جلسه تحت آموزش معنویت درمانی قرار گرفتند و گروه دوم طی 8 جلسه تحت آموزش ذهن آگاهی(MBCT) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ برنامه آموزشی نداشتند. ابزار اندازه گیری عبارت بود از پرسشنامه شخصیتی (گری ویلسون، 1989) ، مقیاس وسواسی جبری مصرف مواد (اینگمار فرانکن، 2002). با توجه به ملاک های ورود و خروج و همگن سازی آزمودنی ها بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی مشخص شد قبل از انجام پژوهش بین آزمودنی ها تفاوت زیادی وجود ندارد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش معنویت درمانی بر سیستم بازداری مغز اثر بخش بود (P=0/00) و آموزش ذهن آگاهی بر سیستم فعال ساز رفتاری اثر بخش بود. (P=0/001) و در گروه گواه هیچ تغییری درسیستم بازداری مغز و سیستم فعال ساز رفتاری مغز مشاهده نشد. نتیجه گیری: آموزش معنویت درمانی بر سیستم بازداری مغز اثربخش بود ولی آموزش ذهن آگاهی بر سیستم فعال ساز رفتاری اثربخش بود.