فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۲۱ تا ۷٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ضمن معرفی الگوی جدیدی از جهت گیری دینی، با نام «جهت گیری دینی چرخشی»، نقش تعهد و تأمل دینی و سه گانه تاریک شخصیت (یعنی خودشیفتگی، ماکیاول گرایی، و جامعه ستیزی)، در پیش بینی بنیان های اخلاقی، گروهی از دانشجویان بررسی شد. 190 دانشجوی در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به «پرسش نامه بنیان های اخلاقی»، «مقیاس دوازده کثیفِ سه گانه تاریک شخصیت»، و «پرسش نامه جهت گیری دینی چرخشی» پاسخ دادند. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است. یافته های پژوهش نشان داد که بنیان اخلاقی انصاف/ مقابله به مثل، توسط جهت گیری دینی اجتماعی و بنیان اخلاقی قدرت/ احترام، توسط جهت گیری های دینی مرکزیت و نفع و بنیان اخلاقی پاکی، توسط جهت گیری های دینی مرکزیت، نفع، و شک و رگه شخصیتی جامعه ستیزی، توانست بنیان اخلاقی انصاف را پیش بینی می کنند. جهت گیری دینی مرکزیت، با رگه های شخصیتی جامعه ستیزی و ماکیاول گرایی، رابطه منفی داشت. بین جهت گیری دینی شخصی و رگه شخصیتی جامعه ستیزی، رابطه منفی وجود داشت. جهت گیری دینی اجبار، با رگه شخصیتی جامعه ستیزی رابطه مثبت داشت. این یافته ها، حاکی از ارتباط پیچیده اخلاق دینداری، و شخصیت است.
مقایسه سطح حافظه کاری در دانش آموزان ابتدایی نارساخوان ادراکی، زبان شناختی و عادی در خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۳
149 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه حافظه کاری دانش آموزان ابتدایی نارساخوان ادراکی، زبان شناختی و عادی در خواندن بود. روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. این پژوهش شامل سه جامعه آماری دانش آموزان پسر ابتدایی پایه سوم و چهارم نارساخوان ادراکی، نارساخوان زبان شناختی و عادی در خواندن در شهر مشهد در سال تحصیلی 99-98 بود که از هر جامعه 15 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونه برای جامعه اول و دوم به صورت هدفمند و برای جامعه سوم به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. نمونه ها از نظر هوش همتاسازی شدند. ابزارهای پژوهش آزمون های هوش ریون (1956)، ارزیابی خواندن فارسی پوراعتماد (1380)، تکلیف دیداری کیم کاراد (1945) و حافظه مستقیم و معکوس وکسلر (1945) بودند. داده ها با آزمون تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد سطح حافظه کاری در سه گروه مورد مطالعه تفاوت معناداری دارد (001/0P). سطح عملکرد دو گروه نارساخوان در متغیرهای حلقه واج شناختی، لوح دیداری- فضایی و مجری مرکزی به طور معناداری پایین تر از دانش آموزان عادی بود. همچنین سطح عملکرد دانش آموزان نارساخوان زبان شناختی از نارساخوان ادراکی در متغیر حلقه واج شناختی به طور معناداری پایین تر بود و تفاوت معناداری بین دانش آموزان نارساخوان ادراکی و نارساخوان زبان شناختی در سایر متغیرها مشاهده نشد. بنابراین بر اساس یافته ها، می توان گفت سطوح حافظه کاری دانش آموزان نارساخوان و عادی با یکدیگر متفاوت است و با تقویت حافظه کاری می توان عملکرد خواندن آنان را افزایش داد. همچنین از آن جا که دانش آموزان نارساخوان زبان شناختی نقص بیشتری در حلقه واج شناختی دارند، باید به طور خاص از این نظر مورد توان بخشی های دقیق تر قرار گیرند.
پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی با میانجی-گری بهزیستی روان شناختی در دانشجویان کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۵
23 - 42
حوزههای تخصصی:
اﻫﻤﺎلﮐﺎری ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ بیانگر ﺗﺄﺧﯿﺮ عمدی وﻇﺎﯾﻒ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ است ﮐﻪ در یادگیرندگان وجود دارد و ناشی از تعامل پیچیده ای از عوامل شناختی ، عاطفی و رفتاری است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی با میانجی گری بهزیستی روان شناختی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه ی آماری شامل دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در سال تحصیلی 95-96 بودد. چهارصد و بیست شرکت کننده به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی (سواری،۱۳۹۰)، ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی(دسی ورایان،2000) و ﺑﻬﺰﯾﺴﺘﯽ روان شناختی (ریف، ۱۹۹۵) را تکمیل کردند. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که همه شاخص های برازندگی در دامنه مورد قبول قرار دارند و مدل مفروض با داده های گردآوری شده برازش دارد. اثرکل نیازهای بنیادین روان شناختی، و بهزیستی روان شناختی بر اهمال کاری تحصیلی دانشجویان منفی و معنادار (05/0P<) بود. همچنین، بهزیستی روان شناختی ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﻨﻔﯽ و ﻣﻌﻨﺎدار(01/0P< ) اﺛﺮنیازهای بنیادین روان-شناختی ﺑﺮ اهمال کاری ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ را ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﮔﺮی می کرد. یافته های این پژوهش، نقش بهزیستی روان شناختی و نیازهای اساسی روان شناختی را در تبیین اهمال کاری تحصیلی آشکار می سازند.
مدلسازی بین راهبردهای انگیزشی و خودتنظیمی فراشناختی با یادگیری از طریق همسالان در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
91 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه بین راهبردهای انگیزشی و خودتنظیمی فراشناختی با یادگیری از طریق همسالان در دانش آموزان متوسطه آمل بود. جامعه آماری شامل 2958 نفر از دانش آموزان متوسطه شهرستان آمل بود. 333 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. برای گردآوری پژوهش از پرسشنامه راهبردهای انگیزش برای یادگیری پینتریچ، شامل راهبردهای انگیزشی، خودتنظیمی فراشناختی و یادگیری از همسالان استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 و LISREL8.8 و با روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان داد بین راهبردهای انگیزشی با یادگیری از همسالان رابطه معناداری وجود دارد. بین خودتنظیمی با یادگیری از همسالان نیز رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که باور کنترل یادگیری، جهت گیری هدف درونی و ارزش تکلیف از طریق متغیر خودتنظیمی بر یادگیری از طریق همسالان اثر غیرمستقیم می گذارد و خودتنظیمی بر یادگیری از طریق همسالان دانش آموزان اثر مستقیم می گذارد. با توجه به یافته های به دست آمده، بر رشد و گسترش یادگیری از طریق همسالان و راهبردهای انگیزشی و خودتنظیمی در مدارس با توجه به علایق و توانایی های دانش آموزان تاکید می شود.
مقایسه اثربخشی بسته آموزشی مدیریت حافظه هیجانی بر هوش هیجانی در زنان و مردان با علائم افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
179 - 197
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین اثربخشی بسته آموزشی مدیریت حافظه هیجانی بر هوش هیجانی در زنان و مردان با اختلالات خلقی(افسردگی) بوده است. روش : این پژوهش، کاربردی و از نوع تحقیقات کمی، نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری، مردان و زنان 25- 35 ساله از پرسنل و خانواده های پرسنل نظامی در تهران، متأهل، با تحصیلات دانشگاهی که به دلیل علایم افسردگی به کلینیک روان شناسی مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین از روش نمونه گیری در دسترس و جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های هوش هیجانی بار-آن (رون بارون، 1980) و افسردگی بک (آرون بک 1961-1996) و نیز از برنامه آموزش مدیریت حافظه هیجانی که بر اساس مرور منابع تدوین شده بود استفاده گردید. برای بررسی تأثیر متغیر مستقل بر وابسته از تحلیل کواریانس و جهت بررسی پایداری اثربخشی برنامه آموزشی در دوره پیگیری 90 روزه، از آزمون t هم بسته با سطح معنی دار 01/0=α و محاسبات آماری از spss استفاده شد. نتایج: اثر بخشی آموزش مدیریت حافظه هیجانی بر هوش هیجانی در مردان و زنان تفاوت معناداری داشته است. بحث: این آموزش بر مقیاس های خودآگاهی هیجانی، خوش بینی، انعطاف پذیری و همدلی در زنان بیشتر و در مقیاس های واقع گرایی و کنترل تکانه در مردان بیشتر بوده، لذا این آموزش با ارتقای هوش هیجانی تأثیر مثبتی در کاهش اختلالات خلقی(افسردگی) داشته است.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت CFT بر کیفیت زندگی وتوانمندسازی روان شناختی سربازان وظیفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
77 - 91
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر کیفیت زندگی و توانمندسازی روان شناختی سربازان وظیفه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی سربازان وظیفه نیروی انتظامی شهر بوکان در سال 1400-1399 بود که از طریق روش نمونه گیری در دسترس از بین افراد داوطلب واجد شرایط تعداد 30 نفر وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1998) و توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) بود. گروه آزمایش 10 جلسه 75 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه ۲3 صورت گرفت. سطح معناداری آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر درمان مبتنی بر شفقت بر کیفیت زندگی و توانمندسازی روان شناختی معنادار بود (01/0>p). بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت درمان مبتنی بر شفقت روش مداخله ای مناسبی برای افزایش کیفیت زندگی و توانمندسازی روان شناختی سربازان وظیفه است. بنابراین به کارگیری این روش درمانی به تنهایی یا در ترکیب با سایر برنامه های مداخله ای می تواند موجب افزایش کیفیت زندگی و توانمندسازی روان شناختی سربازان شود.
تجربیات و ادراکات معلمان در باب مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه در شهرستان تبریز
منبع:
مطالعات روانشناختی نوجوان و جوان سال سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۶ ویزه نامه تحصیلی)
۵۲-۳۶
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین دغدغه های نظام آموزشی، تربیت انسان مسئولیت پذیر است که این موضوع برای آینده و زندگی دانش آموزان بسیار مهم است. مسئولیت پذیری دانش آموزان از موضوعات قابل توجه و جدی است که در برنامه درسی همه نظام های آموزشی به اشکال مختلف وجود دارد. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بازنمائی تجربیات و ادراکات معلمان در باب مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه در شهرستان تبریز بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر، کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. جامعه آماری پژوهش معلمان شهرستان تبریز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، تعداد 18 نفر؛ نمونه ی پژوهش را تشکیل دادند. اشباع ایده ی نظری ملاک تعداد نمونه بود. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد.پس از ضبط مصاحبه ها و پیاده سازی آن ها، داده ها و اطلاعات به روش دیکلمن، تانر و الن (1989) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. جهت صحت و استحکام داده ها و اطلاعات در پژوهش حاضر از 4 معیار مقبولیت، قابلیت اعتماد، تائید پذیری و انتقال پذیری استفاده شد. یافته ها: از تجربیات و ادراکات معلمان در باب مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه 7 مضمون اصلی شامل معنا و مفهوم مسئولیت پذیری، ابعاد مسئولیت پذیری، ضرورت مسئولیت پذیری، الزامات آموزش مسئولیت پذیری، برنامه درسی مسئولیت پذیری و راهبردهای ارتقای آموزش مسئولیت پذیری و 19مضمون فرعی شناسایی شدند. نتیجه گیری: تربیت انسان مسئول غایت اکثر جوامع و نظام های تربیتی است. آموزش مسئولیت پذیری چه در قالب آموزش رسمی و چه در قالب آموزش های غیررسمی باید بیش ازپیش مورد توجه مسئولین تربیتی و والدین قرار بگیرد.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر درماندگی روانشناختی و ارتقای سرمایه روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت استان گیلان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر درماندگی روانشناختی و ارتقای سرمایه روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت استان گیلان در سال 1400 بود. روش مورد استفاده در این پژوهش برحسب هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و گمارش تصادفی آزمودنی ها بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم زن دارای پرونده در درمانگاه تخصصی دیابت سیمرغ گیلان بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند تعداد 30 نفراز بیماران مبتلا به دیابت در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه آموزش مهارت های زندگی دیدند و گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. به منظور گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه درماندگی روانشناختی (بوند، 1995) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی ( مک گی، 2011) استفاده شد. به منظور سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و مقدار این ضریب برای هر دو پرسشنامه بالای 0.7 به دست آمد. هم چنین به منظور سنجش روایی از روایی محتوا استفاده شد که برای این منظور پرسشنامه به تأیید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد، آموزش مهارت های زندگی باعث کاهش درماندگی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت، هم چنین براساس نتایج یافته ها، آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش سرمایه روانشناختی و مولفه های آن در بیماران مبتلا به دیابت شد. بنابراین به نظر می رسد، آموزش مهارت های زندگی می تواند باعث کاهش درماندگی روانشناختی بیماران و تکنیک های موثری را برای افزایش سرمایه روانشناختی ارایه کند.
پیش بینی حساسیت بین فردی بر اساس باورپذیری افکار و احساسات اضطرابی: نقش واسطه ای انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم بهمن ۱۴۰۱ شماره ۱۱ (پیاپی ۸۰)
۱۸۴-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی حساسیت بین فردی بر اساس باورپذیری افکار و احساسات اضطرابی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری شناختی بود. جامعه آماری پژوهش کارمندان سازمان صدا و سیما شهر تهران در سال 1401-1400 بود که 278 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به صورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های باورپذیری افکار و احساسات اضطرابی-(باورپذیری افکار)-(BAFT) (هرزبرگ و همکاران، 2012)، حساسیت بین فردی-(IPSM) (بویس و پارکر، 1989) و انعطاف پذیری شناختی-(CFI) (دنیس و واندروال، 2010) پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار Spss 22 و Lisrel 8.8 استفاده شد. شاخص های برازش نشان دهنده برازش قابل قبول داده ها با مدل اصلاح شده بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی با باورپذیری افکار و حساسیت بین فردی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. (01/0 p<). همچنین بین باورپذیری افکار و حساسیت بین فردی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون سوبل نشان داد که متغیر انعطاف پذیری شناختی در ارتباط بین باورپذیری افکار و حساسیت بین فردی نقش واسطه ای معناداری دارد(01/0 p<). نتایج نشان دادند که باورپذیری افکار علاوه بر اثر پیش بینی مستقیم، می توانند به واسطه ی انعطاف پذیری شناختی بر حساسیت بین فردی کارمندان اثر پیش بینی غیرمستقیم داشته باشند(01/0 p<). از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که باورپذیری افکار و انعطاف پذیری شناختی می توانند نقش مهمی در پیش بینی حساسیت بین فردی کارمندان داشته باشند.
مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه با درمان شناختی رفتاری بر سازش یافتگی اجتماعی و حرمت خود در کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از جمله مشکلات اصلی کودکان کار مشکل در سازش یافتگی اجتماعی و حرمت خود است. یکی از روان درمانی های موجود، درمان شناختی رفتاری و درمان فراتشخیصی یکپارچه است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف مقایسه ای اثربخشی پروتکل فراتشخیصی یکپارچه با درمان شناختی رفتاری بر سازش یافتگی اجتماعی و حرمت خود در کودکان کار انجام شد. روش : پژوهش حاضر یک مطالعه شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی دختران آسیب دیده اجتماعی (کودکان کار) شهر تهران در سال 1398 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند و به تصادف در دو گروه درمان فراتشخیصی یکپارچه و درمان شناختی رفتاری جایدهی شدند. نخست پرسشنامه ساز ش یافتگی اجتماعی (سینها و سینگ، 1993) و مقیاس حرمت خود (پوپ و همکاران، 1998) به عنوان پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. گروه آزمایش یکم، درمان شناختی رفتاری را به مدت هجده جلسه 90 دقیقه ای و گروه آزمایش دوم، درمان فراتشخیصی را در پانزده جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. داده ها با روش آزمون تحلیل واریانس با تکرار سنجش و نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هر دو درمان، موفق به افزایش معناداری در سازش یافتگی اجتماعی و حرمت خود در مراحل پس آزمون و پیگیری در کودکان کار شدند. سپس از هر دو گروه پس آزمون به گرفته شد پس از سه ماه، پیگیری انجام شد. با وجود این مقایسه اثربخشی بین دو درمان یکپارچه نگر و شناختی رفتاری نشانگر آن است که اثربخشی پروتکل فراتشخیصی یکپارچه در حرمت خود (34/0=partial ƞ؛01 /0P<؛ 46/14=F) و سازش یافتگی اجتماعی (16/0=partial ƞ2؛ 05/0P<؛ 33/11=F) نسبت به درمان شناختی رفتاری بیشتر بود. نتیجه گیری: درمان فراتشخیصی کودکان در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در بهبود میزان سازش یافتگی اجتماعی و حرمت خود از اثربخشی بیشتری برخوردار بود. اگرچه درمان فراتشخیصی نتایج امیدوارکننده ای را نشان داد، اما کارآزمایی های بالینی بیشتری برای ارزیابی اثربخشی در جوامع مختلف و سایر وضعیت های روانی همزمان مورد نیاز است.
پیش بینی کارکرد خانواده براساس ادراک زوجین از حضور خدا در زندگی با واسطه گری تاب آوری فردی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
خانواده، یکی از مهم ترین نهادهای جامعه و شکل دهنده ی شخصیت آدم ی اس ت. کارکرد بهینه ی خانواده، عامل بسیار تاثیرگذاری در ش کوفایی، رش د و پیش رفت اعضای خانواده است . هدف این پژوهش پیش بینی کارکرد خانواده براساس ادراک زوجین از حضور خدا در زندگی با واسطه گری تاب آوری فردی بود. پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است که طبق مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986) و از روش رگرسیون استفاده شده است. بدین منظور 170 معلم از معلمان شهرستان بیرجند استان خراسان جنوبی با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه تصور از خدا (لارنس، 1997)، مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مقیاس کارکرد خانواده مک مستر(1983) استفاده شد. نتایج تحلیل های آماری نشان داد که بین ادراک حضور خدا در زندگی با تاب آوری رابطه معنادار مثبت 437 = R و با کارکرد ناسالم خانواده رابطه معنادارمنفی476 = R وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد ادراک حضور خدا 22.1درصد از کارکرد خانواده را تبیین می کند. نتایج حاصل از بررسی فرضیه اصلی پژوهش طبق روش بارون و کنی (1986) نیز نشان داد که تاب آوری رابطه ادراک زوجین از خدا در زندگی با کارکرد خانواده را واسطه گری جزئی (0.304- = ) می کند.
ساخت، اعتباریابی و رواسازی پرسشنامه ارزشیابی کیفیت سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی بر مبنای استاندارد ایزو9126(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
87 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت، اعتباریابی و رواسازی پرسشنامه ارزشیابی کیفیت سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی بر مبنای استاندارد ایزو 9126 بود. بدین منظور، پرسشنامه ای بر اساس مرور نظام مند مبانی نظری و با در نظر گرفتن شاخص های ایزو 9126 طراحی شد. برای تحلیل سئوالات از روش های محاسبه درجه دشواری، ضریب تمیز و روش لوپ و برای اعتباریابی از روش های روایی صوری، روایی محتوی و روایی سازه استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصین تایید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 907/0 به دست آمد. نمونه گیری، به روش تصادفی ساده انجام و حجم نمونه براساس دیدگاه کلاین برای هر عامل 40 نفر و کل نمونه به تعداد 350 نفر محاسبه شد. جامعه آماری، شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه های علم و صنعت ایران و صنعتی خواجه نصیر بود. نتایج نشان داد پرسشنامه ارزشیابی کیفیت سامانه مدیریت یادگیری بر مبنای ایزو 9126 در عامل ها و شاخص های عملیاتی بودن، قابلیت استفاده، کارآیی و قابلیت اطمینان از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار بوده و عوامل به دست آمده از تحلیل عاملی می تواند کیفیت سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی را ارزشیابی کند.
بازشناخت ملاک های اخلاقی مقدار رابطه زناشویی بهنجار با تأکید بر اصول اخلاق جنسی اسلام(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
160-174
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: دانش اخلاق جنسی به منظور الگودهی رفتاری ساحت جنسی انسان، در نتیجه کنترل و هدفمندسازی رفتار جنسی شکل گرفته است. ازاین رو این دانش هنجارهای اخلاقی رفتار جنسی را بررسی می کند. یکی از مسائل مهم در این حیطه تعیین مقدار مطلوب رابطه جنسی است. در این باره از دیدگاه های گوناگون پزشکی و روان شناختی پژوهش هایی انجام گرفته است، اما تاکنون مرزهای اخلاقی رابطه خوب از دیدگاه اسلام به صورت روشمند بررسی نشده است. هدف پژوهش حاضر بازشناخت ملاک های اخلاقی مقدار رابطه زناشویی بهنجار با تأکید بر اصول اخلاق جنسی اسلام بود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع اسنادی-تحلیلی است که بر پایه منابع اسلامی (آیات و روایات) انجام شده است. به دلیل اتکای این پژوهش بر آیات و روایات، تعداد زیادی از منابع اصیل و قدیمی به عنوان مرجع تحقیق بررسی شد ولی در بخش تحلیل و طبقه بندی اطلاعات علاوه بر روش فهم متون دینی به دیدگاه های معاصر نیز توجه شده است. مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: از اَسناد مکتوب و تحلیل محتوای آنها چهار دسته روایت درباره موضوع پژوهش به دست آمده است. بررسی این روایات به استنباط چندی از اصول اخلاقی و کدهای برآمده از آنها منتهی شد و در پی آن مرزهای اخلاقی رابطه جنسی زناشویی بهنجار تبیین گردید. نتیجه گیری: بر اساس کدهای اخلاقی ارائه شده، رابطه جنسی-عاطفی مطلوب بین زوجین محصور به چارچوب های اخلاقی است. توجه به مرزهای اخلاقی رابطه، علاوه بر فضیلتمندکردن آن می تواند به پایدارشدن خانواده و رضایت زناشویی کمک نماید.
اثربخشی مداخله شناختی بر عود اعتیاد و سلامت عمومی افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کنگره 60 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم مهر ۱۴۰۱ شماره ۷ (پیاپی ۷۶)
۱۸۸-۱۷۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله شناختی بر عود اعتیاد و سلامت عمومی افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کنگره 60 شهر تهران انجام گرفت. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مرد با سوء مصرف مواد مراجعه کننده به کنگره 60 شهر تهران در سال 1399 بود. از جامعه فوق 30 نفر با توجه به معیارهای ورود و خروج از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) آموزش مداخله شناختی را دریافت کردند و در این فاصله گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس پیش بینی بازگشت (PRC) رایت (1993) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) گلدبرگ (1972) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله شناختی بر عود اعتیاد و سلامت عمومی افراد وابسته به مواد تاثیر معناداری دارد (05/0>p). بنابراین مداخله شناختی روشی کارآمد برای کاهش عود اعتیاد و افزایش سلامت عمومی افراد وابسته به مواد کنگره 60 است.
رابطه توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاران بورس با میانجی گری خودکارآمدی مالی و سواد مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ پاییز (آبان) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۶
۱۵۸۰-۱۵۶۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های متعددی به پیش بینی رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری به عنوان یکی از مهم ترین تصمیمات افراد و اثرات سواد مالی بر آن پرداخته اند. اما پژوهشی که به نقش هم زمان میانجی خودکارآمدی مالی و سواد مالی در رابطه توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رابطه میان توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران با نقش میانجی گر خودکارآمدی مالی و سواد مالی انجام شد. روش: در پژوهش توصیفی - همبستگی حاضر، جامعه مورد مطالعه کلیه سرمایه گذاران فعال در بازار سرمایه ایران می باشند. از این جامعه آماری 380 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در طی فرآیند نمونه گیری سعی گردید تا سرمایه گذارانی با حداقل یک سال سابقه فعالیت انتخاب شوند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (1392)، پرسشنامه خودکارآمدی مالی لون (2011)، پرسشنامه سواد مالی بونگومین و همکاران (2016) و پرسشنامه رفتار تصمیم گیری لیم (2012) است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد که توانایی های شناختی با رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری رابطه مثبت و معنی داری دارد (0/05>p). همچنین نتایج بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی مالی و سواد مالی می توانند رابطه میان توانایی های شناختی و رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری را میانجی گری کنند (0/05 >p). نتیجه گیری: بهبود مهارت ها و توانایی های شناختی، خودکارآمدی مالی بالا و سواد مالی بالا، می توانند کیفیت رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین لزوم توجه به این عوامل در بهبود کیفیت رفتار تصمیم گیری سرمایه گذاری ضروری است
طراحی مدل استقرار غنی سازی شغلی با تأکید بر بعد رفتاری کارکنان در سازمان های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ پاییز (آبان) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۶
۱۶۴۸-۱۶۳۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش هایی که طی سال های اخیر در زمینه غنی سازی شغلی انجام شده است، عموماً متمرکز بر مدل ویژگی های شغلی هاکمن و اولدهام بوده است. این پژوهش با نگاهی گسترده تر و با ترکیب دو تئوری دیگر از قبیل تئوری اسنادی کار و مدل پردازش اطلاعات اجتماعی به بررسی موضوع غنی سازی شغلی پرداخته است. هدف: هدف این مطالعه طراحی مدل استقرار غنی سازی شغلی با تأکید بر بعد رفتاری در سازمان های عمومی کشور است. روش: این مطالعه یک پژوهش کیفی است و به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شد. مصاحبه شوندگان شامل دو گروه خبرگان دانشگاهی متخصص در زمینه مدیریت منابع انسانی و مدیران و معاونین در سازمان های عمومی با تأکید بر سازمان تأمین اجتماعی، بودند. یافته ها: یافته های پژوهش بر چندین مقوله ی بنیادین و توسعه ای در راستای پیاده سازی و توسعه مفهوم غنی سازی شغلی در سازمان های عمومی، تأکید داشتند. از جمله می توان به مقوله ی سیاست گذاری های شغلی به عنوان عاملی اساسی و بنیادین در فرآیند غنی سازی شغلی، مقوله ی گرایش ها به غنی سازی شغلی به عنوان محورهای اصلی در طی این فرآیند؛ ادراکات روانشناختی کارکنان و پیامدهای شغلی به عنوان نتایج رفتاری و روانی حاصل از فرآیند غنی سازی شغلی و در نهایت عوامل محیطی به عنوان مقوله ای زمینه ای و مؤثر اشاره داشت. نتیجه گیری: آنچه که یافته ها در قالب مدل مفهومی نشان دادند اهمیت نگاه دیالکتیکی با قابلیت پویایی به موضوع غنی سازی شغلی بوده است. به طوری که، سازمان های عمومی به منظور افزایش ضریب تحقق پذیری غنی سازی شغلی در چارچوب شغلی و منابع انسانی، نیازمند توجه به دو عامل سیاست گذاری های شغلی و عوامل محیطی درون سازمانی هستند. چرا که، هر دوی عوامل می توانند جهت و سمت و سوی جزئیات غنی سازی شغلی به ویژه محورهای آن را در مسیر موفقیت و یا نقطه مقابل آن دستخوش تغییرات کنند.
اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر سازگاری و سلامت روان نوجوانان بزهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
7 - 20
حوزههای تخصصی:
نوجوانی دوره حساسی از زندگی می باشد و نوجوانان بزهکار در معرض آسیب های روان شناختی بسیاری هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش گروهی مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر سازگاری و سلامت روان نوجوانان بزهکار شهر تهران بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان بزهکار 18- 14 ساله کانون اصلاح و تربیت شهر تهران در سال بود که از بین آنان تعداد 24 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 12 نفر) جایگزین شدند از پرسش نامه های سلامت روان، سازگاری اجتماعی و سنجش نگرش به بزهکاری استفاده شد. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای یک بار در هفته تحت مشاوره گروهی با رویکرد راه حل محور قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش گروهی مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر سازگاری و سلامت روان نوجوانان بزهکار تأثیر معنا دار دارد. نتایج پژوهش حاضر قابلیت این را دارد که مورداستفاده نظری و کاربردی مشاوران، روان شناسان و سازمان های ذی ربط قرار بگیرد.
اثربخشى درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، تصویر بدن و تاب آورى زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
121 - 134
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ناباروری منجر به مشکلات فردی و اجتماعی در زنان می شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشى درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، تصویر بدن و تاب آورى زنان نابارور بود . روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش همه زنان نابارور مراجعه کننده به بیمارستان غدیر شیراز در سال 1398 بود که با روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای دهی شدند. در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی استفاده شد. پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت درمان تعهد و پذیرش قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ایی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس چندمتغیری با نرم افزار SPSS - 22 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیرهای راهبردهای تنظیم هیجان سازش یافته (173/18=F)، راهبردهای تنظیم هیجان سازش نایافته (163/16=F)، تصویر بدن (593/17=F) و تاب آوری (826/16=F) در سطح 01/0=P تفاوت معنادار وجود دارد . نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، می توان از درمان تعهد و پذیرش در جهت بهبود راهبردهای تنظیم هیجان، تصویر بدن و تاب آوری زنان نابارور بهره برد.
بررسی رابطه بین صفات تاریک شخصیت با همدلی سرد با میانجیگری نظریه ذهن شناختی-عاطفی در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
129 - 142
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین صفات تاریک شخصیت با همدلی سرد با میانجیگری نظریه ذهن شناختی-عاطفی در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی صورت گرفته است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات بنیادی (توصیفی-همبستگی) است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال 99-98 تشکیل می داد. بر اساس روش نمونه گیری در دسترس، 115 نفر با کسب نمره برش در پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی، برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. در جهت گردآوری داده ها، از پرسشنامه شخصیت مرزی، پرسشنامه چهارگانه تاریک شخصیت، مقیاس همدلی بهر، آزمون تشخیص لغزش و فرم بزرگسالان آزمون چشمها بازبینی شده استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین صفات تاریک شخصیت با همدلی سرد رابطه معنی داری وجود ندارد؛ اما بین صفات تاریک شخصیت با نظریه ذهن عاطفی و شناختی رابطه معنی داری وجود دارد و صفات تاریک شخصیت با میانجیگری نظریه ذهن عاطفی و شناختی تاثیر غیرمستقیم بر همدلی سرد دارد. بر اساس یافته ها چنین استنباط می شود که می توان از توانایی نظریه ذهن برای تاثیر بر همدلی افراد دارای صفات تاریک شخصیت استفاده کرد.
روایابی نسخه فارسی مقیاس پذیرش بیماری در بین زنان 18 سال به بالا در دوره شیوع کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
131 - 142
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف روایابی نسخه فارسی مقیاس پذیرش بیماری (PDAS) در بین زنان 18 سال به بالا در دوره شیوع کووید-19 در پاییز سال 1400 انجام شد. ابزار مورد استفاده نسخه اصلاح شده مقیاس پذیرش بیماری (لئونگ و همکاران، 2021) بوده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل عاملی اکتشافی؛ تحلیل عاملی تاییدی و ضریب آلفای کرونباخ بوده است. نتایج نشان داد شاخص های برازندگی در ساختار عاملی بدست آمده طی تحلیل اکتشافی دارای NFI، NNFI، GFI، CFI، IFI، RFI در محدوده 9/0 بوده است که در سطح خطای RMSEA مورد تایید واقع شد. این مطلب بیانگر تایید روایی سازه نسخه فارسی ابزار مورد بررسی بوده است. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای تک تک خرده مقیاس ها و نیز مقیاس کل بالاتر از 7/0 حاصل شد. در خصوص سطوح پذیرش بیماری نیز، یافته ها نشان داد 8/48 درصد سطح پایین پذیرش بیماری، 8/43 درصد سطح متوسط پذیرش بیماری و 5/7 درصد سطح پذیرش خوب از بیماری را دارا هستند. با توجه به اینکه روایی این ابزار مورد تایید واقع شده است، استفاده از این ابزار در مراکز مشاوره خانواده، مراکز نگهداری افراد دارای بیماری زمینه ای، بیماران مبتلا به بیماری های صعب العلاج یا افراد دارای نیازهای ویژه جهت اندازه گیری میزان پذیرش بیماری افراد پیشنهاد می گردد.