فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۸۶۱ تا ۶٬۸۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
33 - 51
حوزههای تخصصی:
امید از مهمترین عناصر روان درمانی به شمار می رود و وجود آن در اثر بخشی درمان ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روا ن سنجی مقیاس امید درمانگران در نمونه ایرانی انجام گرفت. این مطالعه از نظر هدف کاربردی است که به روش پیمایشی انجام شد. ۳۱۰ نفر از جامعه مشاوران و روانشناسان ایرانی از طریق فراخوان اینترنتی در این پژوهش شرکت داشتند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از : مقیاس های امید به مراجع (بارتولومیو و همکاران، ۲۰۱۹)، شکوفایی (دینر، ۲۰۱۰) و حالت امید (اشنایدر، ۱۹۹۶). بررسی روایی سازه به روش تحلیل عاملی تاییدی انجام شد. پایایی سازه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی تاییدی، برازش مطلوب شاخصها و ساختار سه عاملی پرسشنامه را تایید کرد. همبستگی نمرات مقیاس امید درمانگر به مراجع با مقیاس حالت امید و مقیاس شکوفایی، روایی همگرای مقیاس را تایید کرد. در بررسی پایایی، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و ابعاد آن در حد مطلوب بود. بر اساس نتایج، نسخه فارسی مقیاس امید به مراجع درمانگران از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می تواند در نمونه مشاوران و روانشناسان ایرانی مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه مدل ساختاری درگیری تحصیلی بر اساس نگرش به تحصیل و آینده شغلی و خودباوری تحصیلی: نقش میانجی گری پایستگی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۶
287 - 299
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه مدل ساختاری درگیری تحصیلی بر اساس نگرش به تحصیل و آینده شغلی و خودباوری تحصیلی: نقش میانجی گری پایستگی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز بود. به این منظور تعداد 299 دانشجو به روش نمونه-گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند؛ و پرسشنامه های درگیری تحصیلی ریو (2013)، نگرش به تحصیل و آینده شغلی حسنلو، حسن نژاد و خزائی پول (1396)، خودباوری تحصیلی نوری، جعفری و سعادتمند (1394) و پایستگی تحصیلی ساموئلز (2004) در بین آنها توزیع شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. جهت آزمون روابط غیرمستقیم از آزمون بوت استراپ استفاده شد. نتایج نشان داد تمام مسیرهای مستقیم بجز مسیر نگرش به تحصیل و آینده شغلی با درگیری تحصیلی در سطح p<0.01 معنادار شدند. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق پایستگی تحصیلی با درگیری تحصیلی در سطح p<0.01 معنادار شدند. بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر در درگیری و انگیزش تحصیلی دانشجویان محسوب می شود و می تواند به عنوان الگویی مناسب برای تدوین و طراحی برنامه های پیشگیری از افت تحصیلی دانشجویان، مفید فایده باشد.
مقایسه اثربخشی آموزش واقعیت درمانی و مثبت اندیشی بر خودناتوان سازی و جهت گیری منفی به مشکل، با نقش تعدیل کننده جنسیت در نابینایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۷
287 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش واقعیت درمانی و مثبت اندیشی بر خودناتوان سازی و جهت گیری منفی به مشکل، با نقش تعدیل کننده جنسیت در دانش آموزان نابینای مقطع متوسطه دوم در شهر اردبیل بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری متشکل از دانش آموزان دختر و پسر نابینای مقطع متوسطه دوم شهر اردبیل (سال تحصیلی ۱۳۹۹) بود. ۶۶ نفر داوطلب بصورت هدفمند و به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۲۲ نفر) انتخاب شدند، آموزش مداخله ای برای گروه واقعیت درمانی ۱۰ جلسه و مثبت اندیشی ۸ جلسه در نظر گرفته شد. نابینایی مطلق و تحصیل در مقطع متوسطه دوم به عنوان ملاک ورودی و تحت نظر روانپزشک نبودن، عدم مصرف دارو و عدم حضور در بیش از 3 جلسه، به عنوان ملاک های خروجی در نظر گرفته شد. داده ها با پرسشنامه خودناتوان سازی، و جهت گیری منفی به مشکل جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کووارایانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی بوسیله نرم افزار 21 spssاستفاده شد. یافته ها بیانگر آن بود که مداخله درمانی مثبت اندیشی و واقعیت درمانی موجب ظهور تفاوت بین دوگروه آزمایش و گروه گواه با نقش تعدیل کننده جنسیت در خودناتوان سازی و جهت گیری منفی به مشکل بود، که البته در دوره پیگیری نیز ماندگار بود (05/0 P<). می توان نتیجه گرفت که آموزش واقعیت درمانی و مثبت اندیشی در بهبود وضعیت گروه آزمایش در حوزه خودناتوان سازی و جهت گیری منفی به مشکل موثر بوده، لذا بکارگیری آن در دانش آموزان نابینا مورد تاکید قرار دارد.
واکاوی تجربه زیسته اساتید دانشگاه فردوسی مشهد از رفتارهای نامحترمانه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
63 - 78
حوزههای تخصصی:
رفتارهای نامحترمانه به عنوان پیامد ارتباطی نامناسب بین استاد و دانشجو می تواند به شدت فرایند یاددهی و یادگیری را مختل نماید و به ایجاد تنش میان آنها منجر شود. این مطالعه با هدف واکاوی رفتارهای نامحترمانه دانشجویان نسبت به اساتید و بررسی علل آن انجام شد. در این مطالعه ی پدیدارشناختی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با اعضای هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با حداقل رتبه علمی دانشیاری و سابقه کاری بیش از 10 سال صورت گرفت. نمونه گیری به صورت هدفمند بود و تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها براساس مدل هفت مرحله ای کلایزی صورت گرفت. از دیدگاه اساتید رفتارهای نامحترمانه دانشجویان شامل دیر آمدن دانشجو به کلاس درس، غیبت، استفاده از تلفن همراه در کلاس، بی احترامی کلامی به استاد و عدم همراهی با کلاس بوده است. علل بروز این رفتارها در قالب طبقاتی شامل اساتید، دانشجو، دانشگاه، خانواده و جامعه دسته-بندی گردید. به دلیل پیامدهای مخرب این نوع رفتارها، بکارگیری راهکارهایی برای کاهش میزان بروز این رفتارها در دانشجویان به منظور ایجاد محیط های یادگیری و یاددهی مطلوب، ضروری است.
سازه کمال گرایی نسبت به همسر با رویکرد نظریه زمینه ای: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: کمال گرایی افراطی ابعادی دارد. یک بعد آن، کمال گرایی افراطی نسبت به همسر است که نقش به سزایی در تعارضات زناشویی دارد. هدف این پژوهش، ارائه سازه و مولفه های کمال گرایی افراطی نسبت به همسر بود تا بستر مناسبی برای پژوهش ها در این حیطه فراهم کند. روش کار: با توجّه به اینکه در پژوهش های گذشته سازه کمال گرایی نسبت به همسر بطور مستقل ارائه نشده است، در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه با افراد و برای تحلیل داده ها از رویکرد نظریه زمینه ای استفاده شد. بدین منظور ابتدا با روش نمونه گیری هدفمند از میان مراجعین مراکز مشاوره، افرادی که به تشخیص مشاور خانواده، رضایت زناشویی پایین و کمال گرایی افراطی بالایی داشتند، انتخاب و مصاحبه شدند. مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع داده ها ادامه یافت و در نهایت با 34 نفر مصاحبه شد. سپس داده ها با رویکرد نظریه زمینه ای کدگذاری و تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سازه کمال گرایی نسبت به همسر، دارای سه مؤلفه اصلی و ده ریز مؤلفه است: 1) خودمحوری: انتظارات بالا از همسر، سلطه جویی نسبت به همسر، عدم تمایزیافتگی از همسر. 2) عدم انعطاف پذیری: ناتوانی در بخشش، عدم توجّه به افکار و احساسات همسر، مشکل با خانواده همسر. ....
اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر اهمال کاری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر اهمالکاری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران در سال 1400 بود. روش مورد استفاده در این پژوهش برحسب هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و گمارش تصادفی آزمودنی ها بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 30 نفراز دانش آموزان در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه آموزش مهارت های هوش هیجانی دیدند و گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. به منظور گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه اهمالکاری (سولومون و راث بلوم، 1984) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (حسین چاری و دهقانی زاده، 1391) استفاده شد. به منظور سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و مقدار این ضریب برای هر دو پرسشنامه بالای 0.7 به دست آمد. هم چنین به منظور سنجش روایی از روایی محتوا استفاده شد که برای این منظور پرسشنامه به تأیید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد، آموزش هوش هیجانی باعث کاهش اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان شده، هم چنین براساس نتایج یافته ها، آموزش هوش هیجانی باعث افزایش سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان شد. بنابراین به نظر می رسد، آموزش مهارت های هوش هیجانی می تواند باعث کاهش اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان شده و تکنیک های موثری را برای افزایش سرزندگی تحصیلی ارایه کند.
Prediction of the tendency to cosmetic surgery based on early maladaptive schemas and marital intimacy among applicants married men and non-applicant(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to predict the tendency toward cosmetic treatments based on early maladaptive schemas and marital intimacy among married men applying for cosmetic surgery and non-applicant in the province of Yazd in 2020. The descriptive-correlation method is used. The statistical population of this study was all married men who applied for cosmetic surgery referred to relevant clinics and non-applicant married men in Yazd. According to this, a sample of 200 people, including 100 applicants and 100 non- applicant who were selected by available sampling. Then, Early maladaptive Schemas scale (Yang, 1998) and Bagarozzi's marital intimacy questionnaire (2001) were distributed among the subjects and after completing the questionnaires, the results were analyzed through logistic and Pearson correlation calculation. There is a significant relationship between different domains of early maladaptive schemas and intimacy of couples; Also, The findings showed that early maladaptive schemas and marital intimacy predict the tendency for cosmetic surgery in married men. The results of multiple regression analysis showed that the three maladaptive schemas of autonomy and dysfunctional functioning, acceptance, cut and rejection, as well as the interference component in social performance of body image, respectively, had the highest share in predicting the tendency for cosmetic surgery, respectively. The schemas in a person's life act as lenses that shape the interpretation, selection, and evaluation of one's experiences. Considering the role of early maladaptive schemas and marital intimacy in predicting the tendency to cosmetic surgery in this study, it is suggested to provide psychological treatments, especially schema therapy and couple therapy, before cosmetic surgery.
تأثیر بازی های رایانه ای و بازی های حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال هشتم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۱)
39 - 49
حوزههای تخصصی:
زمینه: کارکردهای اجرایی در کودکان دبستانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است زیرا می تواند دارای نقش تعیین کننده ای در بهبود عملکرد کودکان در مدرسه و حتی برای آینده آنها باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازی های رایانه ای و بازی های حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان مقطع ابتدایی بود. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان ابتدایی 7 تا 9 ساله مدارس شهرستان بابل در سال 1401 بودند. برای انتخاب نمونه از طریق نمونه گیری تصادفی سه مدرسه انتخاب شدند. تعداد 15 نفر از هر مدرسه به طور تصادفی در سه گروه (بازی های حرکتی، بازی های رایانه ای و کنترل) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF بود. برنامه های گروه حرکتی و رایانه ای برای مدت 12 جلسه (4 هفته و سه جلسه در هفته) انجام گردید. گروه کنترل برنامه های معمول خود را ادامه دادند. آزمون تحلیل کوواریانس و همچنین آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0 < p اجرا شدند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد با در نظر گرفتن نمره های پیش آزمون به عنوان متغیر کنترل، مداخلات تمرینی(بازی های رایانه ای و بازی های حرکتی) موجب تفاوت معنادار بین گروه های آزمایش و کنترل شد. بر اساس نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی، تفاوت در متغیر کارکردهای اجرایی بین دو گروه تجربی با گروه کنترل معنادار(001/0 p<) ولی با یکدیگر غیر معنادار بود(05/0 p>). نتیجه گیری: می توان با برنامه ریزی مناسب در مدارس از بازی های حرکتی و رایانه ای به عنوان گزینه ای کاربردی در راستای ارتقای کارکردهای اجرایی کودکان استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی نوروفیدبک و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سازگاری اجتماعی، سازگاری هیجانی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی نوروفیدبک و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سازگاری اجتماعی، هیجانی، تحصیلی دانش آموزان انجام پذیرفت. روش بررسی: در این پژوهش جامعه آماری دربرگیرنده 108 نفر از دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر مشهد که در سال تحصیلی 1399-1400در شهر مشهد مشغول به تحصیل بودند. با توجه به جامعه آماری و با توجه به محدودیت های ناشی از شیوع کرونا در این پژوهش از نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. حجم نمونه با توجه به معیارهای ورود و خروج، تعداد 45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی، در سه گروه آزمایش نوروفیدبک، آزمایش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و گروه کنترل قرارگرفتند. ابتدا با استفاده از روش های آمارتوصیفی مانند میانگین و انحراف معیار، داده ها توصیف و سپس برای بررسی مقایسه ای اثربخشی نوروفیدبک و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سازگاری اجتماعی، هیجانی، تحصیلی دانش آموزان(پرسشنامه سازگاری سینها و سینگ)، با استفاده از روش های آمار استنباطی(تحلیل کواریانس چند متغیره گام به گام) فرضیه ها مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها: طبق نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری استفاده از تمرینات نوروفیدبک و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت معناداری باعث افزایش سازگاری هیجانی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان می گردد . با این حال بین اثربخشی روش نوروفیدبک و روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فاکتورهای سازگاری دانش آموزان تفاوت معنی داری وجود ندارد.
مدل مفهومی انگیزش پیشرفت در منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مدل مفهومی انگیزش پیشرفت در منابع اسلامی، صورت گرفته است. روش به کار رفته در این پژوهش، "تحلیل کیفی محتوای متون دینی" بود که برای فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد. بدین منظور ابتدا مفاهیم و گزاره های مرتبط با انگیزش پیشرفت در منابع اسلامی بررسی و گردآوری شد. در مرحله بعد، مفاهیم و گزاره های گردآوری شده با استفاده از اصول پیش پردازش متن،مانند هم معنایی، چندمعنایی و حوزه معنایی مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام، 5 مؤلفه برای انگیزش پیشرفت شناسایی شد که شامل "میل به پیشتازی"، "فایده نگری"، "احتمال موفقیت"، "نیرومندی انگیزه" و "حمایت معنوی ادراک شده" است. در مرحله بعد به منظور بررسی روایی محتوایی، مؤلفه ها و مستندات آن ها در قالب یک فرم نظرسنجی در اختیار 13 نفر از کارشناسان حوزه علوم دینی و روان شناسی قرار گرفت و از آن ها خواسته شد تا نظر خود را در مورد برداشت های انجام شده از مستندات و مؤلفه های مفهومی بدست آمده برای انگیزش پیشرفت، در یک مقیاس چهار درجه ای از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم مشخص کنند. نظر کارشناسان بررسی و یافته ها با دقت بالای 0.85 درصد تأیید شد. بر اساس این پژوهش می توان انگیزش پیشرفت را زیرمجموعه انگیزش درونی دانست که معطوف به اهداف پیش رو در زندگی بوده و جهت گیری رفتار فرد را تعیین می کند.
رابطه بین خود تنظیمی و بهزیستی روانشناختی: نقش واسطه ای همسازی با هدف
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گر همسازی با هدف در رابطه بین خودتنظیمی و بهزیستی روان شناختی در بین دانشجویان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1389-1399 بودند. تعداد افراد نمونه 508 نفر که با روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. بدین صورت که پرسشنامه ها به صورت آنلاین تهیه شد و در گروه های مجازی دانشجویان دانشگاه توزیع شد. ابزار پژوهش شامل مقیاس همسازی با هدف ورسک و همکاران (2003)، پرسشنامه خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1995) بودند. بین مؤلفه های خودتنظیمی و بهزیستی روان شناختی و همسازی با هدف رابطه مثبت معنادار است و نتایج هر دو عامل همسازی با هدف به صورت مثبت و معنادار رابطه بین خودتنظیمی و بهزیستی روان شناختی را میانجی گری می کند. افراد با توانایی خودتنظیمی بالا به صورت هدفمندتر عمل می کنند، اهداف غیرقابل دستیابی خود را رها می کنند و اهدافی جایگزین برای خود تعیین می کنند. این توانایی رها کردن اهداف غیرقابل دستیابی به فرد کمک می کند تا از اضطراب و حالت درماندگی نرسیدن به اهداف خود رها شوند که این خود به بهزیستی روان شناختی بالاتر می انجامد. نتایج به دست آمده می تواند زمینه ای برای تدوین دوره های کاربردی و آموزشی در راستای ارتقا بهزیستی روان شناختی باشد.
اثربخشی درمان شناختی -رفتاری گروهی بر کاهش میزان پرخاشگری کلامی ، اضطراب و افزایش سرسختی روانشناختی معلمان شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، باهدف اثربخشی درمان شناختی -رفتاری بر کاهش میزان پرخاشگری کلامی ، اضطراب و افزایش سرسختی روان شناختی معلمان شهر شیراز در سال 400- 1399 انجام شده است . پژوهش حاضر، جز طرح های آزمایشی و از نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل است . شرکت کننده های گروه آزمایش ٨ جلسه درمان شناختی رفتاری و گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت . تحلیل یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) نشان داد که درمان شناختی رفتاری باعث بهبود میزان اضطراب ، پرخاشگری کلامی و افزایش سرسختی روان شناختی معلمان شده است . مهم ترین نتایج این پژوهش ، مؤثر و مفید بودن درمان شناختی -رفتاری بر کاهش میزان پرخاشگری کلامی ، اضطراب و افزایش سرسختی روان شناختی معلمان می باشد. نتیجه گیری می شود که درمان شناختی رفتاری بر بهبود نشانه های اضطراب و پرخاشگری کلامی و بهبود میزان سرسختی می تواند مؤثر واقع شود.
ارائه مدل سازگاری زناشویی بر اساس ساختار قدرت در خانواده با میانجی گری عدالت زناشویی در زوجین شاغل در نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
11 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه مدل سازگاری زناشویی بر اساس ساختار قدرت در خانواده با میانجی گری عدالت زناشویی در زوجین شاغل بود. روش: جامعه این پژوهش را زوجین شاغل در نیروهای مسلح شهر تهران در سال 1400-1399 تشکیل دادند که از این جامعه ، 300 زوج به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار این پژوهش را پرسش نامه ساختار قدرت در خانواده سعیدیان (2003)، پرسش نامه ادراک عدالت در روابط زناشویی پری (2004) و سازگاریی زناشویی (اسپانیر (1976)) تشکیل دادند. داده ها به وسیله نرم افزار آماری SPSS22 و ایموس با روش آماری همبستگی و تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد ساختار قدرت خانواده دارای تأثیر مستقیم مثبت بر سازگاری زناشویی (81/0= β و 01/0>P) است. از سویی ساختار قدرت بر عدالت زناشویی دارای اثر مثبت و مستقیم است (55/0= β و 01/0>P) و اثر مثبت و مستقیم عدالت زناشویی بر سازگاری زناشویی مورد تأیید قرار گرفت (18/0= β و 01/0>P). همجچنین بررسی نقش میانجی حاکی از آن است که عدالت دارای نقش واسطه گری در بین ساختار قدرت خانواده و سازگاری زناشویی (10/0= β و 01/0>P) است. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان می دهد که مدل پژوهش مبنی بر رابطه ساختار قدرت در خانواده با سازگاری زناشویی و میانجی گری عدالت زناشویی در زوجین از برازش مطلوب برخوردار است.
اثربخشی آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر صمیمیت زناشویی، باورهای ارتباطی و عملکرد خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی «آموزش یکپارچه نگر توحیدی» بر صمیمیت زناشویی، باورهای ارتباطی و عملکرد خانواده است. روش این پژوهش «نیمه آزمایشی» با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بوده است. جامعه آماری مطالعه والدین دانش آموزان یکی از مدارس پسرانه دوره ابتدایی در سال تحصیلی 96 97 شهر سبزوار بود که با استفاده از روش «نمونه گیری در دسترس» تعداد سی تن انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 تن) و کنترل (15 تن) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش هشت جلسه گروه درمانی 90 دقیقه ای به شیوه «یکپارچه نگری توحیدی» برگزار شد، ولی برای گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. ابزار پژوهش سه مقیاس «صمیمیت زناشویی» «باورهای ارتباطی» و «عملکرد خانواده» بود که در جلسات پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری در دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون «بن فرونی» استفاده گردید. نتایج نشان داد «آموزش یکپارچه نگر توحیدی» موجب بهبود صمیمیت زناشویی، باورهای ارتباطی و عملکرد خانواده گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (0005/0>P). بنابراین، می توان از «آموزش یکپارچه نگر توحیدی» برای ارتقای صمیمیت زناشویی، باورهای ارتباطی و عملکرد خانواده استفاده نمود.
نقش کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران در احساس مسئولیت دانش آموزان: نقش میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۴
175-198
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش کمال گرایی مادران (سازگارانه و ناسازگارانه) در مسئولیت پذیری فرزندان با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی آنها بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر یزد و مادران آن ها در سال تحصیلی 1401 -1400، که تعداد آنها 16800 نفر بود. به منظور انتخاب نمونه، با استفاده از جدول مورگان و با توجّه به حجم جامعه، تعداد 342 دانش آموز دختر مقطع متوسطه دوره اوّل و دوّم و مادران این دانش آموزان، به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کمال گرایی هیل (2004)، خودکارآمدی جینگز و مورگان (1999) و مسئولیت پذیری در خانه و مدرسه کردلو (1387) بود. تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار لیزرل، نشان داد، بین کمال گرایی سازگارانه و خودکارآمدی رابطه مثبت، مستقیم و معنی دار (405/0 r=) و بین خرده مقیاس کمال گرایی سازگارانه و مسئولیت پذیری رابطه مثبت، مستقیم و معنی دار (453/0 r=) وجود دارد. بین خرده مقیاس کمال گرایی ناسازگارانه و خود کارآمدی، رابطه مثبت، مستقیم و معنی دار (102/0- r=) و بین خرده مقیاس کمال گرایی ناسازگارانه و مسئولیت پذیری، رابطه منفی، مستقیم و معنی دار (258/0- r=) وجود دارد. بین خودکارآمدی و مسئولیت پذیری رابطه مثبت، مستقیم و معنی دار (378/0 r=) وجود دارد.کمال گرایی سازگارانه والدین از طریق متغیر میانجی خودکارآمدی بر مسئولیت پذیری ارتباط مثبت، غیرمستقیم و معنی دار دارد. وکمال گرایی ناسازگارانه والدین از طریق متغیر میانجی خودکارآمدی بر مسئولیت پذیری ارتباط غیرمستقیم و غیرمعنی دار دارد. همچنین نتایج همبستگی برای زیرمقیاس ها نشان داد، تلاش برای عالی بودن، نظم و سازماندهی، هدفمندی، به عنوان کمال گرایی سازگارانه، رابطه مثبت و معنی دار با خودکارآمدی دارند و استانداردهای بالا برای دیگران، حساسیت بین فردی به عنوان.
رابطه حل مسأله اجتماعی با پذیرش و استفاده از منابع مبتنی بر وب در فعالیت های آموزشی- پژوهشی بر اساس مدل پذیرش فناوری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حل مسأله یکی از مسائل مهم در حوزه روانشناسی است. به نظر می رسد حل مسأله اجتماعی به عنوان یک متغیر بیرونی نقش مهمی در پذیرش فناوری اطلاعات دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، رابطه حل مسأله اجتماعی با استفاده و پذیرش منابع مبتنی بر وب در فعالیت های آموزشی-پژوهشی بر اساس مدل پذیرش و فناوری بود. روش ها: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی بود. حجم نمونه پژوهش برابر با 311 نفر از دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه بودند. ابزار گردآوری داده ها بر اساس دو پرسشنامه انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد متغیر حل مسأله اجتماعی به عنوان متغیر بیرونی مدل پذیرش فناوری بر برداشت ذهنی از سودمندی و برداشت ذهنی از سهولت استفاده از منابع وبی تأثیر داشت. همچنین کلیه سازه های مدل پذیرش فناوری توانستند متغیر استفاده واقعی از منابع وبی را تبیین کنند. نتیجه گیری: نتایج کلی نشان داد حل مسأله اجتماعی رابطه مستقیمی با استفاده از منابع وبی جهت رفع نیازهای اطلاعاتی آموزشی و پژوهشی دانشجویان علوم پزشکی دارد. به طوری که دانشجویان هنگام مواجهه با مشکلات از سبک حل مسأله اجتماعی استفاده می کنند.
مقایسه اثربخشی آموزش ازدواج موفق و آموزش نظریه انتخاب بر بهزیستی روانشناختی زوج های جوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف : ازدواج و بهزیستی در مراحل مختلف زندگی دو پدیده در هم تنیده هستند. آموزش ازدواج موفق و آموزش نظریه انتخاب برای تصمیم گیری مناسب به نظر می رسد عناصری حیاتی در تامین بهزیستی روان شناختی برای زوج های جوان هستند. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ازدواج موفق و آموزش نظریه انتخاب بر بهزیستی روان شناختی زوج های جوان انجام شد. روش : روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه گروه و در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش شامل زوج های تازه عقد کرده بودند (بین یک تا شش ماه گذشته از عقد ازدواج) که به مراکز مشاوره در شهر اصفهان در تابستان 1398 مراجعه کردند. از جامعه آماری مورد اشاره 45 زوج از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 زوج) و یک گروه کنترل (15 زوج) گمارده شدند. از پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1980) استفاده شد. گروه آموزش ازدواج موفق مطابق با پکیج خانبانی (2019) و گروه آموزش نظریه انتخاب مطابق با نظریه انتخاب گلاسر (2000) هر یک طی 5 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک جلسه تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. داده ها از طریق آزمون خی دو، تحلیل واریانس اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار اس پی اس اس، نسخه 25 تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد، آموزش ازدواج موفق بر بهزیستی روان شناختی زوج های جوان موثر بود (01/0>P ). همچنین بر اساس نتایج، آموزش نظریه انتخاب بر بهزیستی روان شناختی زوج های جوان دارای تاثیر معناداری نبود (05/0<P). مقایسه دو روش نشان داد، آموزش ازدواج موفق بر بهزیستی روان شناختی نسبت آموزش نظریه انتخاب موثرتر بود. نتیجه گیری : آموزش ازدواج موفق برای ارتقاء بهزیستی روان شناختی زوج های جوان، از زمره آموزش های احتمالی است که می تواند برای زوج های جوان مد نظر قرار گیرد.
مراقبه و ذهن آگاهی: کاهش دفاع های آنی و درنگیده در برابر اندیشۀ مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها همبستگی منفی ذهن آگاهی با واکنش های دفاعی به یادآوری/اندیشه مرگ را نشان داده اند و هدف پژوهش کنونی این بود که با روش آزمایشی، اثر مراقبه و ذهن آگاهی بر این واکنش ها را روشن کند. فراخوان شرکت در پژوهش به 30 هزار مشترک همراه اول و ایرانسل شهر تهران پیامک شد و با روش دسترس، 127 نفر از آنها (53 مرد) با میانگین سنی 37 سال برای شرکت در این پژوهش گزینش و به گونه تصادفی به چهار گروه مراقبه-اندیشه مرگ، مراقبه-بدون اندیشه مرگ، بدون مراقبه-اندیشه مرگ، و بدون مراقبه-بدون اندیشه مرگ گمارده شدند. پس از آموزش مراقبه تنفس ذهن آگاهانه بودایی و اندازه گیری ذهن آگاهی با مقیاس ذهن آگاهی تورونتو، اندیشه مرگ با روش بورک و همکاران (2010) در آزمودنی ها به وجود آمد و آنگاه فرونشانی اندیشه مرگ به عنوان یک دفاع آنی با روش آرنت و همکاران (1997) یک بار پس از به وجود آوردن اندیشه مرگ و یک بار پس از یک درنگ، و دفاع از جهان بینی خویش به عنوان یک دفاع درنگیده با روش گرینبرگ و همکاران (1990) پس از یک درنگ اندازه گیری شد. تحلیل های واریانس نشان دادند که مراقبه، ذهن-آگاهی را افزایش داده و توانسته است از اثر اندیشه مرگ بر فرونشانی اندیشه مرگ و دفاع از جهان بینی خویش جلوگیری کند. پس مراقبه می تواند با افزایش ذهن آگاهی، واکنش های دفاعی به اندیشه و اضطراب مرگ، که اثرهای زیان بار این واکنش ها برای فرد و جامعه ثابت شده است، را کاهش دهد.
نقش ابعاد دلبستگی بر ارج نهادن به بدن و انگیزه خودبهسازی با واسطه گری شفقت به خود در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۲۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
189 - 210
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای شفقت به خود در رابطه بین ابعاد دلبستگی (اجتناب و اضطراب) با ارج نهادن به بدن و انگیزه خود بهسازی صورت پذیرفت. مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 394 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه یزد در سال تحصیلی 98-1397 بود که به روش نمونه-گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور مطالعه ی متغیرهای مورد پژوهش از مقیاس ابعاد دلبستگی کولینز، پرسشنامه شفقت به خود نف، پرسشنامه ارج نهادن به بدن آوالوس و همکاران و پرسشنامه انگیزه خودبهسازی برینز و چن استفاده شد. تحلیل دادهها با کمک روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos ویراست 24 انجام شد. جهت آزمودن اثرات واسطه ای در الگوی پیشنهادی نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. الگوی پیشنهادی پژوهش از برازش خوبی با داده ها برخوردار بود. یافته ها حاکی از آن بود که در مسیرهای مستقیم، بعد اضطراب دلبستگی به طور منفی و معنادار شفقت به خود و ارج نهادن به بدن را پیش بینی می کند و بعد اجتناب دلبستگی تنها توانست انگیزه خودبهسازی را بصورت مثبت و معنی دار پیش بینی کند. علاوه بر این شفقت به خود نیز به طور مثبت و معنادار ارج نهادن به بدن و انگیزه خودبهسازی را پیش بینی می کند. همچنین نتایج مسیرهای غیرمستقیم نشان داد که شفقت به خود در رابطه بین اضطراب دلبستگی با ارج نهادن به بدن و انگیزه خودبهسازی دارای نقش واسطه ای است.
بررسی نقش واسطه ای بحران هویت و انسجام خانواده در تعیین رابطه مشارکت در شبکه های اجتماعی با نگرانی از تصویر بدنی در میان دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۱
۲۸۰-۲۵۶
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای بحران هویت و انسجام خانواده در تعیین رابطه مشارکت در شبکه های اجتماعی با نگرانی از تصویر بدنی در میان دانش آموزان صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مدارس دولتی متوسطه اول شهر رشت در سال تحصیلی 99-98 است. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مجازورزی شبکه ای (بلند، 1399)، بحران هویت (احمدی، 1376)، انسجام خانواده (سامانی، 1381) و نگرانی از تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) استفاده شد. پرسشنامه ها به صورت آنلاین در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و تعداد 674 نفر به آن پاسخ دادند که در نهایت 497 پرسشنامه مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد مشارکت در شبکه های اجتماعی بر نگرانی از تصویر بدن (41/0- =β و 001/0 >P)، انسجام خانواده (25/0- =β و 001/0 >P) و بحران هویت (16/0- =β و 001/0 >P) اثر مستقیم دارد. بحران هویت به طور مستقیم و معناداری نگرانی از تصویر بدنی را پیش بینی می کند (13/0- =β و 001/0 >P). انسجام خانواده به طور مستقیم و معناداری نگرانی از تصویر بدنی را پیش بینی می کند (17/0- =β و 001/0 >P). همچنین مشارکت در شبکه های اجتماعی با میانجیگری بحران هویت بر نگرانی از تصویر بدنی اثر غیر مستقیم (06/0=β و 001/0 >P) دارد. اما اثر غیر مستقیم متغیر واسطه ای انسجام خانواده در رابطه مشارکت در شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدنی از نظر آماری معنادار نیست. نتیجه گیری: بنابراین، اصلاح میزان و شیوه استفاده نوجوانان از شبکه های اجتماعی و برگزاری جلسات آموزشی جهت تسهیل گذار از مرحله بلوغ و پیشگیری از بحران هویت دارای اهمیت است تا زمینه کاهش نارضایتی از تصویر بدن و ارتقاء سلامت روانی نوجوانان فراهم گردد.