ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۸۱ تا ۵٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۵۷۸۱.

مقایسه اثربخشی آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی برمهارت ارتباطی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۲۳
پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی بر مهارت ارتباطی در افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل ناهمسان می باشد. جامعه آماری شامل تمام افراد مصرف کننده مواد مراجعه کننده به تنها کمپ ترک اعتیادشهرستان زابل بود تعداد 45 نفر از افراد ساکن که نمره آنان در پرسشنامه مهارت ارتباطی 5/1 واحد انحراف معیار بالاتر از میانگین بود شناسایی و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایابی شدند. گروه آزمایش اول، آموزش بخشایش12 جلسه و گروه آزمایش دوم، آموزش ذهن آگاهی 8 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مهارت ارتباطی کویین دام (2004) گردآوری شد. و با استفاده از روش تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری مکرر(طرح آمیخته ساده) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی بر مهارت ارتباطی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد تأثیر مثبت دارند. از طرف دیگر بین اثربخشی آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی بر مهارت ارتباطی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد تفاوت وجود دارد و اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بیشتر از آموزش بخشایش است. با توجه به اثربخشی دو روش آموزش بخشایش و ذهن آگاهی می توان از این روش برای افزایش مهارت ارتباطی افراد دارای سوءمصرف مواد استفاده کرد
۵۷۸۲.

Mothers’ lived experiences during COVID-19 pandemic (A qualitative study using a phenomenological approach)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
Objective:  This research aimed to study mothers' lived experiences during the COVID-19 pandemic. Methods: The research methodology was qualitative, and the research type was phenomenological. The statistical population of the study consisted of mothers with student children who had high levels of depression, anxiety, and stress based on the DASS-24 questionnaire due to the experience of the coronavirus pandemic in 2021 The sampling method was purposeful and continued until theoretical saturation was reached (30 people). Collaizi's seven-step analysis method was applied to analyze the interviews. The gathering and analysis of the data were handled simultaneously. Results:  1177 codes were extracted and eventually categorized into 6 components. The findings indicate that we can study mothers' lived experiences during the spread of COVID-19 from six perspectives: constructive lived experiences during the COVID-19 pandemic, emergence, and development of psychological issues, social issues, educational and cultural issues, family issues, and physical and systemic issues. Conclusion: The findings of the current research showed that the widespread of the COVID-19 disease had created problems in the different fields of life from the mothers' point of view, But the spread of this disease has provided them with positive experiences such as self-improvement and personal growth.
۵۷۸۳.

اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر فراهیجان، ذهن آگاهی و سرمایه های عاطفی زنان با بیماری مالتیپل اسکلروزیس اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
مقدمه: این پژوهش با هدف اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر فراهیجان، ذهن آگاهی و سرمایه های عاطفی زنان با بیماری مالتیپل اسکلروزیس اصفهان انجام پذیرفت. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل زنان دارای بیماری مالتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی شهر اصفهان در سال 1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس که مایل به همکاری بودند، بر اساس ملاک های ورود به پژوهش انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایشی و کنترل گمارده شدند(15 نفر هر گروه). داده ها با پرسشنامه های فراهیجان میتمانسگروبر(2009)، پنج وجهی ذهن آگاهی بائر(2006) و سرمایه هیجانی گل پرور(1395) جمع آوری شدند. روش درمان متمرکز بر هیجان براساس پروتکل گرینبرگ و گلدمن (2019) در 12 جلسه به مدت 60 دقیقه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری و نرم افزار SPSS 24 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان به طور معناداری بر فراهیجان، ذهن آگاهی و سرمایه عاطفی افراد گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل اثربخش بود(001/0>p). همچنین نتایج حاکی از اثربخش بودن درمان متمرکز بر هیجان بر مولفه های فراهیجان، ذهن آگاهی و سرمیه های عاطفی داشت(001/0>p). نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان بر بهبود فراهیجانی مثبت، ذهن آگاهی و سرمایه های عاطفی در بیماری مالتیپل اسکلروزیس اصفهان موثر است. بنابراین، استفاده از این رویکرد جهت افزایش فراهیجان مثبت، ذهن آگاهی و سرمایه عاطفی پیشنهاد می گردد.
۵۷۸۴.

اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی گروهی بر متعادل سازی صفت تاریک شخصیت، افزایش شکفتگی و انعطاف پذیری شناختی زنان سرپرست خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف: سرپرست شدن زنان از جمله شایع ترین مسائل روانی و اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی گروهی بر متعادل سازی صفت تاریک شخصیت، افزایش شکفتگی و انعطاف پذیری شناختی زنان سرپرست خانواده بود.روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر زنان سرپرست خانواده طبقه پایین اقتصادی اجتماعی بودند. از میان آن ها، 30 نفر با روش نمونه گیری به شیوه هدفمند و در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسش نامه صفت تاریک شخصیت (جانسون و وبستر، 2010)، پرسش نامه شکفتگی (دینر و همکاران، 2009) و پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) را تکمیل کردند. گروه آزمایش 10 جلسه طرحواره درمانی هیجانی گروهی و گروه کنترل آموزش شیرینی پزی (مداخله نما) را دریافت کردند. دو گروه پرسشنامه ها را در دو مرحله قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر صفات تاریک شخصیت، شکفتگی و انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<).بحث و نتیجه گیری: بنابراین طرحواره درمانی هیجانی گروهی می تواند به متعادل سازی صفت تاریک شخصیت، افزایش شکفتگی و انعطاف پذیری شناختی زنان سرپرست خانواده کمک کند.
۵۷۸۵.

بازنویسی تصویر برای افسردگی: پیشرفت های اخیر و جهت گیری های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف: افسردگی یک اختلال روانی شایع و عود کننده و یکی از علل اصلی ناتوانی در سراسر جهان است. تعداد زیادی از افراد افسرده خاطرات منفی مزاحم را گزارش می کنند این در حالی است که استراتژی درمانی مشخصی وجود ندارد که به طور خاص این خاطرات را هدف قرار دهد. در این راستا بازنویسی تصویر یک تکنیک روان درمانی است که به خاطرات و تجربیات قبلی می پردازد و هدف آن بهبود احساسات منفی از طریق تغییر بازنمایی درونی خاطرات و تصاویر منفی است. گرچه این درمان در ابتدا برای افراد تروماتیک پیشنهاد شد، اما مداخلات متعدد نتایج امیدوارکننده ای را برای مبتلایان به سایر اختلال های روان شناختی به همراه داشته است. همچنین به نظر می رسد که علاقه به بازنویسی تصویر و کاربردهای آن برای افسردگی به سرعت در حال افزایش است. در این راستا هدف از این مطالعه، مروری بر مطالعات بالینی برای ارزیابی اثرات بازنویسی تصویر بر افسردگی و فرآیندهای احتمالی زیربنایی آن است.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع مقالات مروری است که با مطالعه 37 مقاله در زمینه بازنویسی تصویر، بازنویسی، تصویرسازی، تصویرسازی ذهنی، تصاویر ذهنی، خاطرات مزاحم و افسردگی گردآوری شده است.یافته ها: در مجموع مرور انجام شده نشان می دهد که بازنویسی تصویر با کاهش علائم شناختی، عاطفی و رفتاری افسردگی و پریشانی مرتبط با آن همراه است و مداخله ای مؤثر برای افسردگی، پریشانی خاطرات مزاحم و سایر متغیرهای مرتبط است.بحث و نتیجه گیری: با این حال به نظر می رسد که تحقیقات بیشتری برای مقایسه پروتوکل های مختلف بازنویسی تصویر، بررسی مکانیسم های تغییر، ارزیابی عوامل تعدیل کننده و تغییرات درمانی برای کارایی بیشتر آن مورد نیاز است. لذا، بر اساس مرور انجام شده یک دستور کار تحقیقاتی آینده پیشنهاد می شود تا بستری برای پژوهش های بیشتر در جامعه ایران ایجاد گردد.
۵۷۸۶.

اثربخشی درمان گروهی روان شناسی مثبت نگر بر تاب آوری و اضطراب مرگ در بین افراد مبتلابه بیماری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر درمان گروهی روان شناسی مثبت نگر بر تاب آوری و اضطراب مرگ در بین افراد مبتلابه بیماری کرونا بود.روش شناسی پژوهش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی از نوع پژوهش های نیمه از مایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران بستری در بیمارستان قائم واقع در شهر مشهد در سال ۱۴۰۰ بود. با توجه به جامعه آماری تعداد ۳۰ نفر (هر گروه ۱۵ نفر) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. جهت سنجش متغیرها از ابزار پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (۱۹۷۰) و تاب آوری کو نور و دیوید سون (۲۰۰۳) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-23 و روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر مثبت نگری بر تاب آوری با ۷۹۹/۳۱=F(1,37) و اضطراب مرگ با ۴۶۷/۴۶=F(1,37) افراد تأثیر داشته است که این مقادیر (۰٫۰۱α≤) معنادار بوده است.بحث و نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان گفت درمان روان شناسی مثبت نگر برافزایش تاب آوری و کاهش اضطراب مرگ مؤثر بوده و می توان از این درمان در جهت افزایش تاب آوری و کاهش اضطراب مرگ در افراد مبتلابه بیماری کرونا استفاده کرد.
۵۷۸۷.

رابطه ساختاری سبک های دلبستگی ناایمن با آسیب به خود: نقش میانجی تاب آوری و ذهنی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
بنابر یافته های پژوهشی آسیب به خود در نوجوانی، بیش از هر برهه ی تحولی دیگری اتفاق می افتد. این اختلال در کنار تحت تأثیر قرار دادن کارکردهای اجتماعی و تحصیلی، می تواند خطرات جانی را در پی داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختاری سبک های دلبستگی ناایمن با آسیب به خود، با میانجی گری تاب آوری و ذهنی سازی انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل دانش آموزان متوسطه ی اول و دوم ناحیه ی یک آموزش و پرورش زاهدان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین دانش آموزان این کلاس ها 305 دانش آموزی که پس از تکمیل پرسشنامه ی آسیب به خود (سانسون، 1998) نمره ی پنج یا بالاتر گرفتند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس دلبستگی بزرگسالان(کولینز و رید، 1990)، پرسشنامه تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) و پرسشنامه ذهنی سازی (دیمیتروویچ، 2017) استفاده شد. داده ها با معادلات ساختاری وبا نرم افزارهای AMOS23 و SPSS23 تحلیل شدند. ارزیابی مدل نشان از برازش قابل قبول آن با داده های به دست آمده داشت. سبک های دلبستگی ناایمن با میانجیگری تاب آوری و ذهنی سازی اثرمعناداری بر آسیب به خود در نوجوانان داشتند(P<0/05). همچنین تاب آوری و ذهنی سازی بر آسیب به خود تأثیر مستقیم داشتند(P<0/05 ). نتایج پژوهش حاکی از آن است که سبک های دلبستگی ناایمن به واسطه ی تاب آوری و ذهنی سازی پیش بین قوی برای آسیب به خود در نوجوانی باشد.با توجه به ارتباط معنادار متغیرهای پژوهش با این اختلال، پیشنهاد می گردد با برگزاری کارگاه های آموزشی برای والدین، از انتقال بین نسلی سبک دلبستگی ناایمن و به تبع آن از آسیب به خود جلوگیری کرد.
۵۷۸۸.

اثربخشی توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود سوگیری توجه و علائم وسواسی جبری در نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی – جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۹۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود سوگیری توجه و علائم وسواسی جبری در نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی - جبری انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل و تخصیص تصادفی آزمودنی ها بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از نوجوانان دختر و پسر (14 تا 18 سال) مبتلا به اختلال وسواسی - جبری شهر اهواز در سال 1401-1400 که از این میان، 30 نفر انتخاب و در 2 گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی تخصیص داده شدند. شرکت کنندگان از طریق آزمون استروپ هیجانی و مقیاس وسواس - بی اختیاری ییل براون ارزیابی شدند. پس از ارزیابی، افراد گروه آزمایش 12 جلسه و هر جلسه 45 دقیقه تحت درمان توان بخشی شناختی قرار گرفتند که در طول این 45 دقیقه، هم زمان با انجام تکالیف توان بخشی شناختی به مدت 20 دقیقه تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای نیز انجام می شد. افراد گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. پس از اتمام مداخلات و همچنین، پس از 3 ماه، شرکت کنندگان دوباره ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها و پاسخ به فرضیه های پژوهش از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و همچنین تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد درمان توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای می تواند به طرزی معنادار به بهبود سوگیری توجه و کاهش شدت علائم وسواسی - جبری منجر شود (05/0>P). توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای می تواند به عنوان یکی از درمان ها در اختلال وسواسی - جبری استفاده شود. 
۵۷۸۹.

دو زبانگی و کنترل عاطفی: مقایسه ظرفیت حافظه کاری هیجانی در کودکان دختر تک زبانه (فارسی) و دوزبانه (ارمنی- فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف از این پژوهش مقایسه ظرفیت حافظه کاری هیجانی در کودکان دختر 7 تا 9 سال و 11 ماه و 29 روز تک زبانه (فارسی) و دوزبانه (ارمنی- فارسی) شهر تهران بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر، دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی با دامنه ی سنی 7 الی 9 سال و 11 ماه و 29 روز نیمسال دوم تحصیلی 1401-1402 مدارس منطقه 6 تهران بودند. نمونه آماری شامل 30 دانش آموز دختر یک زبانه (فارسی) و 30 دانش آموز دختر دوزبانه (ارمنی- فارسی) بود که از میان دانش آموزان پایه اول تا سوم مدارس دولتی و با روش نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات، از آزمون سنجش ظرفیت حافظه کاری هیجانی کودکان و آزمون ظرفیت عدد (فراخنای ارقام رو به جلو و معکوس) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون کلمگروف اسمیرونف جهت بررسی نرمال بودن داده ها و  جهت مقایسه ی دو گروه آزمون تی مستقل و رگرسیون لوجستیک، در نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین کودکان یک زبانه و دوزبانه در گروه های سنی بین 7 سال و 6 ماه تا 8 سال و 11 ماه و 29 روز تفاوت معنی داری وجود دارد (p<0.05)، اما در سایر گروه های سنی تفاوت معناداری مشاهده نشد (p>0.05). همچنین، افزایش سن (به میزان یک واحد) موجب کاهش 5/80 درصدی تفاوت نمرات افراد یک زبانه و دوزبانه شد (p>0.01). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت دو زبانگی نسبت به تک زبانگی بر ظرفیت حافظه کاری هیجانی و کارکردهای شناختی- هیجانی کودکان اثرگذار است و می بایست در برنامه ریزی آموزشی و شغلی بدان توجه شود.
۵۷۹۰.

مقایسه اثربخشی روش تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم (tDCS) و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاه مدت بر سیالی کلامی و توانایی دیداری فضایی در بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۴۷
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روش tDCS و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاه مدت بر سیالی کلامی و توانایی دیداری فضایی در سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف بود. روش: روش پژوهش، آزمایشی گسترش یافته با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود که با استفاده از روش پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری سالمندان بالای 65 سال مبتلا به آلزایمر خفیف که در اردبیل زندگی می کردند را شامل می شد که در سال 1401 به پزشک مغز و اعصاب مراجعه کرده بودند که از بین این افراد،60 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. سپس روش tDCS به مدت 10 جلسه 20دقیقه ای روی یک گروه آزمایش و برنامه توانبخشی شناختی کوتاه مدت به تعداد 9 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش دوم اعمال شد و بر روی گروه سوم مداخله ای انجام نشد. پس آزمون با فاصله یک هفته اجرا شد. بعد ازیک ماه مجدد گروه های مورد مطالعه مورد پیگیری قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از آزمون شناختی آدن بروک نسخه تجدید نظر شده استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که tDCS موجب بهبود معنی دار در مؤلفه دیداری و روش توانبخشی شناختی موجب بهبود توانایی ادراک می شود. در مجموع به نظر می رسد مداخله های انجام شده موجب بهبود توانایی دیداری فضایی در سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف شد در حالی که بر روی متغیر سیالی کلامی تأثیر معناداری نداشتند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که از هر دو روش می توان در جهت بهبود توانایی دیداری فضایی سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف بهره جست
۵۷۹۱.

تدوین و اعتباریابی بسته توانبخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر آگاهی واجی کودکان دارای اختلالات یادگیری خاص با مشخصه خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف: هدف از این پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته توانبخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر آگاهی واجی کودکان دارای اختلالات یادگیری خاص با مشخصه خواندن بود.  روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) بود. در مرحله کیفی طی مرور نظام مند برنامه فست فورورد بررسی شد و بر اساس آن برنامه در 10 تمرین طراحی و در مرحله کمی روی نمونه اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 10 ساله شهرستان شادگان با تشخیص اختلال یادگیری خواندن بود که 30نفر از این دانش آموزان (15نفر گروه آزمایش و 15نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. در مرحله پیش آزمون افراد نمونه به آزمون تشخیص آگاهی واجی دستجردی کاظمی و سلیمانی (1384) پاسخ دادند. جهت آزمون فرضیه ها از روش تحلیل واریانس آمیخته در نرم افزار آماری spss23 استفاده شد.  یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد برنامه توانبخشی شناختی یافتن سریع کلمه بر مؤلفه تشخیص تجانس، تشخیص قافیه، ترکیب واجی، شناسایی کلمات واج آغازین یکسان،شناسایی کلمات واج پایانی یکسان، تقطیع واجی، نامیدن و حذف واج پایانی، حذف واج میانی و نامیدن و حذف واج آغازین در سطوح مختلف آن اثرگذار است. به منظور پایداری تغییرات از آزمون زوجی بونفرونی استفاده شد و نتایج نشان داد مؤلفه شناسایی کلمات واج پایانی یکسان و تقطیع واجی تغییرات تا مرحله پیگیری حفظ شد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصله می توان گفت که برنامه شناختی یافتن سریع کلمه می تواند در ارتقای آگاهی واجی و نهایتاً کاهش اختلالات یادگیری اثرگذار باشد.
۵۷۹۲.

اثربخشی درمان گروهی سایکودراما و بازی درمانی شناختی رفتاری بر روی کارکردهای اجرایی (حافظه فعال، بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی و خودتنظیمی هیجانی) در دانش آموزان پسر دارای اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۸۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان گروهی سایکودراما و بازی درمانی شناختی رفتاری بر روی کارکردهای اجرایی (حافظه فعال، بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی و خودتنظیمی هیجانی) در دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی در شهر اردبیل در سال تحصیلی 1402-1401 را شامل شد. نمونه ی این پژوهش شامل 45 نفر از دانش آموزانی که دارای اختلال اضطراب اجتماعی بودند تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در 3 گروه قرار داده شدند که هر گروه شامل 15 آزمودنی بود (سایکودراما 15 نفر، بازی درمانی شناختی رفتاری 15 نفر و کنترل 15 نفر). هر آزمودنی به صورت تصادفی در 2 گروه درمان (سایکودراما، بازی درمانی شناختی رفتاری) و کنترل قرارگرفته شدند. ابزار و پرسشنامه این پژوهش شامل آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) بود. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان گروهی سایکودراما و بازی درمانی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی و تنظیم هیجان دانش آموزان پسر مبتلا به اضطراب اجتماعی مؤثر می باشد در سطح معناداری (0.05)؛ در میان نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل تفاوت معناداری یافت نشد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد که اثربخشی درمان سایکودراما در بهبود بخشیدن کارکردهای اجرایی و تنظیم هیجانی مؤثرتر می باشد. نتیجه گیری: با توجه به جلسات و نتایج به دست آمده درمان گروهی سایکودراما و بازی درمانی شناختی رفتاری در بهبود کارکردهای اجرایی تأثیر مثبت داشت.
۵۷۹۳.

تأثیر تمرینات بادی پرکاشن بر عملکرد اجرایی و مهارت های حرکتی بنیادی کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات بادی پرکاشن بر عملکرد اجرایی و مهارت های حرکتی بنیادی کودکان کم توان ذهنی بود. جامعه آماری شامل کودکان مبتلابه کم توانی ذهنی شهرستان چادگان بود که از بین آن ها 30 نفر (15 نفر گروه تجربی، 15 نفر گروه کنترل) با دامنه سنی 8 تا 10 سال انتخاب و با انجام آزمون عملکرد پیوسته (توجه پایدار)، رنگ- واژه استروپ (بازداری پاسخ) و آزمون مهارت های حرکتی درشت اولریخ 2015 (مهارت های حرکتی بنیادی) به صورت پیش آزمون- پس آزمون در این پژوهش شرکت کردند. گروه تجربی طی 8 هفته، هر هفته 2 جلسه 45 دقیقه ای به صورت گروهی برنامه مداخله ای منتخب بادی پرکاشن را دریافت کردند. اما گروه کنترل فعالیت های معمول مدرسه را انجام دادند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره در سطح معنی داری 05/0 p≤ انجام شد. نتایج نشان داد اثر تمرینات بادی پرکاشن بر توجه پایدار (001/0=P)، بازداری پاسخ (001/0=P) و مهارت های حرکتی بنیادی (001/0=P) معنادار است و شرکت کنندگان گروه تجربی عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند (001/0=P). باتوجه به یافته ها به نظر می رسد تمرینات بادی پرکاشن مداخله ای سودمند جهت بهبود مهارت های حرکتی و شناختی در کودکان با کم توان ذهنی است؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این تمرینات در برنامه های تربیت بدنی مدارس استثنایی و مراکز توان بخشی استفاده شود.
۵۷۹۴.

مقایسه فعالیت نظام های مغزی/ رفتاری، سوگیری توجه در افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۹
پژوهش حاضر به منظور مقایسه فعالیت نظام های مغزی/رفتاری، سوگیری توجه در افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب و عادی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه علی مقایسه ای است که جامعه آماری آن ۴۸۰ نفر از دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه آزاد ساری که از طریق جدول کرجسی و مورگان تعداد ۲۱۴ نفر به روش طبقه ایی انتخاب می شوند. روش نمونه گیری در این مرحله در دسترس می باشد. همتا بودن دو گروه موردمطالعه ازنظر سن، جنسیت، تحصیلات و تأهل رعایت شده. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های استانداردشده اضطراب بک، افسردگی بک، شخصیتی گری ویلسون و سوگیری توجه جهت سنجش استفاده گردید برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss 21 و آزمون تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که میان فعالیت نظام های مغزی/رفتاری، سوگیری توجه در افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب و عادی تفاوت وجود دارد. از یافته ها می توان نتیجه گرفت که نظام های مغزی -رفتاری اساس، تفاوت های فردی می باشند و به نظر می رسد افراد مضطرب و افسرده در مقایسه با افراد سالم، تهدیدهای بیشتری را در محیط خود ادراک می کنند همچنین اصلاح سوگیری توجه در تشخیص و درمان اضطراب و یا افسردگی مؤثر است.
۵۷۹۵.

طراحی بسته آموزشی صفات ثبوتی خداوند و اثربخشی آن بر ابعاد اضطراب مرگ دانش آموزان نوجوان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف از پژوهش حاضر، طراحی بسته آموزشی صفات ثبوتی خداوند و اثربخشی آن بر ابعاد اضطراب مرگ دانش آموزان نوجوان بود. روش پژوهش حاضر، در بخش کیفی، استفاده از تحلیل مضمون و تعیین روایی محتوایی بر اساس دیدگاه والتز و باسل و در بخش کمی، روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه اول در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری، یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه، گمارده شدند. گروه آزمایش هشت جلسه 45 دقیقه ای بسته آموزشی صفات ثبوتی را دریافت اما گروه گواه مداخله ای را دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس اضطراب مرگ تمپلر پاسخ دادند. داده های به شیوه تحلیل کوواریانس تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش بر اساس صفات ثبوتی بر ابعاد اضطراب مرگ شامل ترس از مردن و افکار مربوط به مرگ اثر مثبت و معنی دار داشته است (p<00/5) اما بر مولفه های ترس از درد و بیماری ، ترس از کوتاهی زمان و زندگی و ترس از آینده معنی دار نبوده است.
۵۷۹۶.

رابطه هیجان های پیشرفت مثبت تحصیلی، هیجان های پیشرفت منفی تحصیلی، و راهبردهای یادگیری با نقش واسطه ای رضایتمندی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هیجان های پیشرفت مثبت و منفی تحصیلی با راهبردهای یادگیری با واسطه گری رضایتمندی تحصیلی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را تمام دانش آموزان دبیرستان های شهرستان کوهبنان استان کرمان تشکیل دادند که از بین آنها 450 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و درون هر خوشه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری، پرسشنامه هیجان های پیشرفت و مقیاس بهزیستی تحصیلی استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهند رضایتمندی تحصیلی نقش واسطه گری معناداری را بین هیجان های پیشرفت مثبت، هیجان های پیشرفت منفی و راهبردهای یادگیری داشت. همچنین، نتایج حاکی از این بود که بین متغیرهای ذکرشده به جز هیجان های پیشرفت منفی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، یعنی هیجان های پیشرفت منفی رابطه منفی و معناداری با رضایتمندی تحصیلی و راهبردهای یادگیری داشتند؛ بنابراین، همه روابط مستقیم و معنادار هستند و نقش واسطه ای رضایتمندی تحصیلی در مدل پیشنهادی نیز تأیید شد؛ ازاین رو، نتیجه گرفته می شود که ارتقای هیجان های مثبت تحصیلی و کاهش هیجان های منفی تحصیلی دانش آموزان، زمینه افزایش رضایتمندی تحصیلی دانش آموزان و به کارگیری راهبردهای یادگیری آنها را فراهم می کند. 
۵۷۹۷.

اثربخشی مداخله پروتکل نوروفیدبک بتا بر پرخاشگری رقابتی و بدتنظیمی هیجانی بازیکنان فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر پرخاشگری رقابتی، بدتنظیمی هیجانی بازیکنان فوتبال انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش ورزشکاران فوتبالیست شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1400 بودند که از این جامعه آماری تعداد 24 نفر از پسران نوجوان به صورت در دسترس انتخاب شده و پس از همتا سازی بر اساس سن و سطح تحصیلات به صورت تصادفی به 2 گروه 12 نفره گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند و پرسشنامه های پرخاشگری رقابتی ماکسول و موریس(2007) و دشواری در تنظیم هیجان گرتز و روئمر(2004) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. به گروه دریافت کننده آموزش نوروفیدبک طبق پروتکل درمانی 15 جلسه 30 دقیقه ای، آموزش موج بتا ترینینگ داده شد. نتایج تحلیل نشان داد که تفاوت میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک با گروه گواه در مرحله پس-آزمون در مؤلفه های خشم (001/0 P<) و پرخاشگری (001/0 P<) معنادار می باشد. تفاوت میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک با گواه در مرحله پس آزمون بر نمره کل بدتنظیمی هیجانی معنادار بود (001/0P<). این سطوح معنادار در تمامی مؤلفه های بدتنظیمی هیجانی به استثنای فقدان آگاهی هیجانی (155/0 P>) معنادار تکرار شد. بنابراین می توان گفت آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر کاهش پرخاشگری رقابتی و بدتنظیمی هیحانی ورزشکاران فوتبالیست موثر بوده است.. به بیان دیگر پاداش دهی به امواج مطلوب مغز، باعث می شود که افراد بیاموزند چطور امواجی که منجر به عملکرد مطلوب می شود را تولید کند.
۵۷۹۸.

مزایا، عوامل ایجادکننده و موانع دانشگاه تاب آور: مطالعه پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۰۳
زمینه: دانشگاه ها در شرایط رقابتی و ناپایدار فعالیت می کنند. در این شرایط دائماً در حال تغییر، لازم است دانشگاه ها تاب آوری خود را ارتقاء دهند تا بتوانند با موقعیت های غیرمنتظره به طور مؤثر برخورد کنند، بحران ها را به خوبی مدیریت کنند و موفقیت های آینده را تضمین کنند. پژوهش های نسبتاً زیادی تاب آوری سازمانی را بررسی کرده اند ولی دانشگاه تاب آور کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در شرایط متحول شونده جامعه، دانشگاه ها برای بقاء و حفظ شرایط فعلی شان نیازمند توجه به شاخص های مورد نیاز برای تاب آوری هستند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ادراک دانشگاهیان از مزایا، عوامل ایجاد کننده و موانع تاب آوری دانشگاهی است. روش: طرح پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. مورد مطالعه تمامی اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشگاه بیرجند بودند که با روش نمونه گیری هدفمند به تعداد 23 نفر (13 نفر اعضای هیأت علمی و 10 نفر کارمند) انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. پس از مصاحبه چهاردهم اشباع نظری داده ها حاصل شد اما به دلیل اعتباربخشی به داده ها فرآیند مصاحبه تا بیست و سومین نفر ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای Collaizi و نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. یافته ها: در تحلیل داده ها سه محور اصلی مزایا، عوامل ایجاد کننده و موانع تاب آوری شناسایی شدند: محور مزایای تاب آوری دانشگاهی با دو مضمون اصلی، حرکت در مسیر رسالت دانشگاه و ارتقا شرایط جامعه و هشت زیر مضمون فرعی؛ محور عوامل ایجاد کننده تاب آوری دانشگاهی شامل پنج محور اصلی، ویژگی های اخلاقی و شخصیتی اعضای مجموعه، مدیریت کارآمد، عوامل برون سازمانی، عوامل فیزیکی، پیش بینی و برنامه ریزی، و بیست زیر مضمون فرعی؛ و محور موانع تاب آوری دانشگاهی با سه مضمون اصلی سطح ویژگی های فردی، سطح ویژگی های سازمانی و سطح برون سازمانی و سیزده زیر مضمون فرعی مطرح و تبیین شده است. نتیجه گیری: محورهای حاصل از این پژوهش می تواند در جهت تقویت تاب آوری دانشگاهی به کار گرفته شود. ساخت و اعتباریابی بسته آموزشی دانشگاه تاب آور برای آموزش مدیران و اعتباریابی مقیاس سنجش دانشگاه تاب آور در پژوهش های آینده توصیه می گردد.
۵۷۹۹.

عوامل مؤثر بر پایداری رابطه و رضایتمندی زوجین سازش یافته بعد از تقاضای طلاق: مطالعه پدیدارشناختی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: زوج هایی که بعد از تقاضای طلاق بتوانند مجددا به سازگاری برسند، ممکن است رابطه متزلزلی داشته باشند که نیاز است با شناسایی و تقویت عوامل موثر بر رابطه، ثبات و رضایت از رابطه را بالا برد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی عوامل موثر بر پایداری رابطه و رضایتمندی زوجین سازش یافته بعد از تقاضای طلاق انجام شد. روش: روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش، شامل کلیه زوج های سازش یافته بعد از تقاضای طلاق شهر بیرجند از سال 1396 تا 1401 و مراجعه کننده به مرکز مشاوره راه نو بودند. بر اساس ملاک های ورود به پژوهش، 7 زوج (14 نفر) به صورت هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. فرایند انتخاب نمونه ها تا مرحله اشباع نظری پیش رفت. داده های به دست آمده توسط روش کولایزی و نرم افزار مکس کیودا مورد تحلیل قرار گرفتند. کدگذاری داده ها به صورت باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته ها: در تحلیل تجارب مشارکت کنندگان 16 مضمون فرعی و 5 درون مایه اصلی شامل ویژگی های فردی، ویژگی های تعاملی/ارتباطی، عوامل خانوادگی، عوامل فرهنگی-اجتماعی و پایبندی به ارزش ها شناسایی شد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که مجموعه ای از عوامل فردی، بین فردی و اجتماعی در پایداری و رضایت زوج های سازش یافته بعد از درخواست طلاق اثرگذار است.
۵۸۰۰.

معادله ساختاری رضایت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیتی (FFI-NEO) و سبک های دلبستگی بر اساس نقش میانجی گرانه خودشفقتی در میان زوجین دهه دوم زندگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
زمینه و هدف: رضایت زناشویی در دهه دوم زندگی از اهمیت بالای برخوردار است. از همین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی معادله ساختاری رضایت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیتی (FFI-NEO) و سبک های دلبستگی بر اساس نقش میانجی گرانه خودشفقتی در میان زوجین دهه دوم زندگی انجام شد. مواد و روش ها: روش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین شهر اصفهان بودند که در دهه دوم زندگی مشترک خود به سر می بردند. حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ زوج (۷۶۸ نفر) مشخص و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (۱۹۸۹)، پرسشنامه پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کرا (۱۹۹۷)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان هزن و شیور (۱۹۸۷) و پرسشنامه شفقت نف (۲۰۰۳) گردآوری و با نرم افزار PLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد معادله ساختاری رضایت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیتی (FFI-NEO) و سبک های دلبستگی بر اساس نقش میانجی گرانه خودشفقتی قابل پیش بینی است. دیگر یافته پژوهش نشان داد معادله ساختاری رضایت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیتی (FFI-NEO) بر اساس نقش میانجی گرانه خودشفقتی قابل پیش بینی است. نهایتاً معادله ساختاری رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی بر اساس نقش میانجی گرانه خودشفقتی قابل پیش بینی است. نتیجه گیری: به نظر می رسد خودشفقتی می تواند باعث تأثیر در رضایت زناشویی شود و از طرفی دیگر نیز ویژگی های شخصیتی مطلوب و سبک دلبستگی ایمن می تواند رضایت زناشویی را افزایش دهد. تازه های تحقیق فهیمه نامدارپور: Google Scholar, Pubmed

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان