ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۸۱ تا ۳٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۸۸۱.

رابطه کفایت مندی اجتماعی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان: مدل یابی میانجیگری نظم بخشی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف: در رویکردهای کارآمد درباره چالش های سلامت روانی نوجوانان بر فهمِ عمیقِ عللِ مراقبت گرِ تحول بهینه، بهزیستی و بالندگیِ نوجوانان، تاکید می شود. بر این اساس، در این پژوهش، محققان با هدف پیش بینی اضطراب اجتماعی نوجوانان از طریقِ کفایت مندی اجتماعی آنها بر نقش میانجیگرِ نظم بخشی هیجانی، اصرار ورزیدند. روش: در این پژوهش هبستگی، 449 نوجوان (251 دختر و 198 پسر) در بازه سنی 14 تا 17 سال، که با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند، به مقیاس اضطراب اجتماعیِ نوجوانان (پاکلک، 2004)، پرسشنامه شایستگی اجتماعی (ژو و ای، 2012) و پرسشنامه نظم بخشی هیجانی (گراس و جان، 2003) پاسخ دادند. به منظور آزمون مدل علّی میانجیگری نسبی، از روش آماری مدل یابی معادله ساختاری، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل مفروض میانجیگری نظم بخشی هیجانی در رابطه کفایت مندی اجتماعی با اضطراب اجتماعی در نوجوانان، با داده ها برازش مطلوبی داشت. در مدل پیشنهادی، تمامی ضرایب مسیر بین متغیرها از نظر آماری، معنادار بودند و 50 درصد از واریانس نمرات اضطراب اجتماعی از طریق کفایت مندی اجتماعی و نظم بخشی هیجانی، تبیین شد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج نشان داد که کفایت مندی اجتماعی به مثابه یک خصیصه بسیط با شمول همزمان وجوه و قلمروهایِ چندگانه شناختی، هیجانی، انگیزشی و رفتاری، از نوجوانان در برابرِ مشکلات درونی سازِ آسیب روانی مانند اضطراب اجتماعی، مراقبت می کند.
۳۸۸۲.

Comparison of the Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction Group Exercises with Emotion-Focused Group Therapy on Authentic Happiness in Critically Ill Inpatients and Recovered COVID-19 Patients(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) group exercises and Emotion-Focused Group Therapy (EFGT) on the authentic happiness of critically ill inpatients and those recovered from COVID-19. Methods: The research utilized a quasi-experimental design with three groups (one control group and two experimental groups), conducted in three phases (pre-test, post-test, and three-month follow-up). The study population included all critically ill patients hospitalized and then recovered from COVID-19 during the second quarter of 2021 at Imam Reza Hospital in Mashhad. A sample size of 15 patients per group, totaling 45 patients, was considered. Patients were randomly assigned to three groups using a convenience sampling method. The training group (1) received eight 45-minute sessions of Emotion-Focused Group Therapy by Greenberg, Warwar, and Malcolm (2008), and training group (2) underwent eight 120-minute sessions of MBSR by Kabat-Zinn (2005), while the control group did not receive any treatment. Data were collected using Rashid's (2008) Authentic Happiness Inventory and analyzed using mixed ANOVA with repeated measures through SPSS-23 software. Findings: Results indicated that although both treatments had an effect on authentic happiness and its components up to the follow-up stage (p < 0.01), no significant difference in the effectiveness of the two treatments on authentic happiness in patients was observed. Conclusion: This research could broadly benefit the psychological state improvement in critically ill inpatients and those recovering from acute or chronic illnesses.
۳۸۸۳.

مقایسه اثربخشی بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و آموزش تنظیم هیجان بر احساس تنهایی وانعطاف پذیری روان شناختی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف ازپژوهش حاضر مقایسه تأثیر بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و آموزش تنظیم هیجان براحساس تنهایی و انعطاف پذیری روانشناختی در دختران نوجوان بود.روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری دختران ناحیه 2 اصفهان در پاییز1401 بودند.60 نفر از جامعه مذکور برحسب معیارهای ورود به مطالعه وبه صورت هدفمند انتخاب و از طریق گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و ونادروال (2010) و پرسشنامه احساس تنهایی راسل و همکاران(1980) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. گروه های آزمایش 8 جلسه تحت آموزش تعامل کارآمد مادر- نوجوان و تنظیم هیجان قرار گرفتند و در این مدت گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و تنظیم هیجان در مراحل پس آزمون وپیگیری نسبت به گروه کنترل بر متغیر احساس تنهایی و نمرات انعطاف پذیری روانشناختی تأثیر معنادارداشته اند (05/0>P). همچنین تعامل کارآمد مادر- نوجوان تاثیربیشتری را برانعطاف پذیری روانشناختی داشته است. بر اساس یافته ها،بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و تنظیم هیجان برای کاهش احساس تنهایی وارتقاء انعطاف پذیری روانشناختی قابل استفاده است.
۳۸۸۴.

مدل ساختاری بلوغ عاطفی بر اساس سبک های هویت با نقش میانجی گری معنای زندگی در نوجوانان متوسطه دوم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۳۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای معنای زندگی در رابطه بین سبک های هویت با بلوغ عاطفی شده انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای تعداد 289 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس بلوغ عاطفی (EMS، سینگ و بهارگاوا، 1990)، سیاهه سبک هویت (ISI، برزونسکی، 1992) و پرسشنامه معنای زندگی (MLQ، استگر و همکاران، 2006) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک های هویت اطلاعاتی و متعهد به صورت مستقیم قادر به پیش بینی بلوغ عاطفی بودند (۰01/۰p‹). همچنین سبک های هویتی سردرگم و هنجاری به صورت غیرمستقیم از طریق معنای زندگی توانستند بلوغ عاطفی را پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک های هویت با توجه به نقش مهم معنای زندگی می توانند تبیین کننده بلوغ عاطفی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
۳۸۸۵.

Effectiveness of Solution-Focused Couples Therapy on Psychological Well-being and Distress Tolerance among Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
Objective: The current study aimed to investigate the effectiveness of solution-focused couples therapy on psychological well-being and distress tolerance. Methods: This was a quasi-experimental study using a pre-test and post-test design with a control group and a follow-up phase. The population consisted of all couples attending counseling centers in Tehran during the last two months of the year 2021. A sample of 30 couples was selected using convenience sampling and randomly assigned to an experimental group (15 couples) and a control group (15 couples). The research instruments included the Ryff Psychological Well-being Scale (1988) and the Simons and Gaher Distress Tolerance Scale (2005). The experimental group received eight sessions of McDonald's (2007) solution-focused training in a group setting, whereas the control group received no intervention. Data were analyzed using covariance analysis with SPSS software version 21. Findings: The results showed that solution-focused couples therapy had a significant effect on the dimensions of psychological well-being (F = 15.78, p = .001) and distress tolerance (F = 12.00, p = .001); these effects were maintained during the follow-up phase (p < .001). Conclusion: Given the results, therapists can employ solution-focused couples therapy to enhance psychological well-being and distress tolerance among couples, which significantly affects the stability and strength of families.
۳۸۸۶.

پردازش شنیداری جمله و پلنیوم گیجگاهی: شواهدی از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی در دوزبانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۷
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ناحیه پلنیوم گیجگاهی چپ و راست در پردازش شنیداری جملات زبان اول و دوم در افراد دوزبانه اجرا شد. روش کار: جامعه آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دوزبانه ترکی_فارسی شهر تهران در سال 1398 بود. داده های 36 فرد دوزبانه که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، در حین اجرای یک تکلیف شنیداری دوزبانه به روش تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) اخذ شد. به منظور شناسایی الگوی فعالیت محرک های دستوری_نادستوری زبان اول و دوم در ناحیه پلنیوم گیجگاهی، آنالیزی بر مبنای ناحیه مطلوب (ROI-based) در نرم افزار FSL اجرا شد و درصد تغییر سیگنال به عنوان معیار «شدت» برای هر شرکت کننده استخراج و در نرم افزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل آماری شد. یافته ها: اگرچه معناداری اثر دستوری بودگی برای هر دو زبان اول و دوم در پلنیوم گیجگاهی چپ و راست مشاهده شد (0/001>P)، برانگیختگی پلنیوم گیجگاهی چپ بیشتر بود. افزون بر این، پاسخ مغزی بزرگتر به جملات نادستوری زبان اول در مقایسه با جملات نادستوری زبان دوم در پلنیوم گیجگاهی چپ محرز شد. نتیجه گیری: هم پوشانی همبسته های نورونی دو زبان در پلنیوم گیجگاهی، به عنوان یک واسط محاسباتی، سطح بالای بسندگی دوزبانه های حاضر به زبان دومشان را که در سن 7 سالگی آموخته بودند، تأیید می کند. پلنیوم گیجگاهی چپ نقش برجسته تری در پردازش شنیداری جملات در افراد دوزبانه دارد که ممکن است دال بر یک سویه شدگی این ناحیه باشد. فعالیت بیشتر زبان اول نسبت به زبان دوم در پلنیوم گیجگاهی چپ، حاکی از این است که در حالت دوزبانه و در شرایطی که فرد دوزبانه به هر دو زبان اول و دوم خود به یک میزان مسلط است، زبان اول به عنوان زبان پایه عمل می کند که مستلزم صرف زمان و منابع شناختی بیشتر برای مهار و فعال سازی مجدد این زبان است.
۳۸۸۷.

رابطه هوش معنوی و بخشودگی بین فردی با نقش میانجی تاب آوری در همسران افراد تحت درمان نگهداره متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
این مطالعه با هدف تعیین رابطه هوش معنوی و بخشودگی بین فردی با نقش میانجی تاب آوری در همسران افراد تحت درمان نگهداره متادون انجام شد. این مطالعه توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه همسران افراد تحت درمان نگهدارنده متادون شهر رودسر در سال 1402 بود که به روش دردسترس 219 نفر در این مطالعه شرکت کردند و به پرسشنامه خود گزارشی هوش معنوی (SISRI؛ کینگ، 2008)، مقیاس بخشودگی بین فردی (IFS؛ احتشام زاده و همکاران، 1389) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2023) پاسخ دادند و در مجموع 219 پرسشنامه قابل تحلیل بوده است. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. یافته ها نشان داد که اثرات مستقیم هوش معنوی بر بخشودگی بین فردی، هوش معنوی بر تاب آوری و تاب آوری بر بخوشدگی بین فردی معنادار بود (05/0>P). یافته های حاصل از بوت استرپ نشان داد که تاب آوری در رابطه بین هوش معنوی و بخوشدگی بین فردی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج حاکی از این است که هوش معنوی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تاب آوری بر افزایش بخشودگی بین فردی اثر دارد.
۳۸۸۸.

نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه هوش فرهنگی و سازگاری اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه هوش فرهنگی و سازگاری اجتماعی دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان واحد گرگان دانشگاه آزاد در سال تحصیلی 1400-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سازگاری اجتماعی (SAQ) سهرابی و سامانی (1390)، پرسشنامه هوش فرهنگی (CIQ) آنگ و همکاران و مقیاس خود کارآمدی عمومی (GSE-10) شواتزر و جروسلم (1991) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم هوش فرهنگی بر خودکارآمدی (002/0=P) و اثر مستقیم خودکارآمدی بر سازگاری اجتماعی (008/0=P) بود. اما اثرمستقیم هوش فرهنگی بر ساگاری اجتماعی معنادار نبود (05/0<P). همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم هوش فرهنگی بر سازگاری اجتماعی با میانجی گری خودکارآمدی بود (004/0=P). این نتایج نشان می دهد که خودکارآمدی با توجه به نقش هوش فرهنگی می تواند تبیین کننده سازگاری اجتماعی دانشجویان باشد.
۳۸۸۹.

Relationship of Spiritual Intelligence and Hardiness with Quality of Work Life in University Employees

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
The present study aimed to ascertain the relationship of spiritual intelligence and hardiness with quality of work life in employees of University of Sistan and Baluchestan. The sample consisted of 240 employees (125 female and 115 male) that were selected at random. To collect the data Spiritual Intelligence, Hardiness and Quality of Work Life questionnaires were applied. For analyzing data, Pearson correlation coefficient and stepwise regression analysis were used. Results of Pearson correlation coefficient demonstrated that spiritual intelligence and hardiness were positively correlated with overall score of quality of work life. Moreover, results of stepwise regression analysis revealed that transcendental awareness (a dimension of spiritual intelligence) and overall scores of hardiness were positive predictors of overall score of quality of work life. Findings of the present study indicated that spiritual intelligence of the employees of University of Sistan and Baluchestan was significantly related to their hardiness and quality of work life. Therefore, it can be concluded that spiritual intelligence plays a key role in determination of employees' hardiness and quality of work life.
۳۸۹۰.

بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری در دانشجویان با تفکیک جنسیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری و هریک از خرده مقیاس های آن در دانشجویان مذکر و مؤنث، به صورت تفکیک شده انجام شده است. روش: جامعه آماری این پژوهش شامل آن دسته از دانشجویان مؤسسه آموزش عالی کوشیار رشت بود که در سال تحصیلی 1402-1401 اشتغال به تحصیل داشتند. بر اساس قاعده سرانگشتی گرین (۱۹۹۱)، اندازه نمونه برابر با 220 نفر در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز ، دانشجویان واجد شرایط، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند تا پرسش نامه اعتیاد به اینترنت Young (1996) و پرسش نامه پرخاشگری Buss & Perry (1992) را تکمیل نمایند. یافته ها: با توجه به یافته های آماری، معلوم گردید که بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری دانشجویان رابطه معناداری برقرار است (r=0/495). ضمن در نظر گرفتن تفکیک جنسیتی، میزان همبستگی بین اعتیاد به اینترنت و پرخاشگری در دانشجویان مونث (r=0/499) و دانشجویان مذکر (r=0/332) بود. بررسی جزئی تر یافته ها نشان داد که اعتیاد به اینترنت با تمامی خرده مقیاس های پرخاشگری از قبیل بدنی، کلامی، خشم و خصومت ارتباط معناداری داشت. اما با در نظر گرفتن تفکیک جنسیتی، همبستگی اعتیاد به اینترنت با پرخاشگری بدنی و کلامی، تنها در دانشجویان مؤنث معنادار بود . همچنین رابطه معناداری بین اعتیاد به اینترنت با خرده مقیاس خشم و خصومت، در هر دو جنسیت وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که دانشجویانی که شدت اعتیاد به اینترنت در آن ها بیشتر است، بیشتر در معرض خطر تجربه تمایلات خشونت آمیز و ارتکاب رفتارهای پرخاشگرانه هستند.
۳۸۹۱.

موانع تحقق اجرای تربیت علمی و فناوری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در مدارس و ارائه راهکارها از منظر معلمان و متخصصان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
زمینه : در عصر حاضر، تمرکز بر توسعه و پیشرفت مهارت های مختلف از جمله ارتباطات، تفکر خلاق و سازگاری با محیط اطراف، ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، مطالعه تجارب زیسته معلمان و اساتید دانشگاه در حوزه چالش های مرتبط با تربیت فناورانه و ارائه راهکارهایی برای اصلاح آن ها است. روش: روش پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. مصاحبه شوندگان پژوهش، شامل معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. برای انتخاب شرکت کنندگان، نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به حد اشباع انجام شد. مصاحبه از معلمان به صورت حضوری با تعداد 16 نفر و پنج نفر غیرحضوری و در میان متخصصان 15 نفر حضوری و چهار نفر غیرحضوری صورت گرفت. دلیل این نوع مصاحبه های غیرحضوری، بهره مندی از تجارب شناخته شده در سظح استان و محدودیت های دسترسی بود. یافته ها : در مصاحبه ها اغلب معلمان و اساتید بر وجود چالش هایی در مدارس بر حوزه تربیت علمی و فناوارنه تأکید کردند. این چالش ها در ابعاد مختلفی مانند استفاده مسئولانه و تصرف طبیعت، اصول خلاقیت، نوآوری، تفکر انتقادی، و توجه متعادل به علوم نظری و ارتباط محتوا با زندگی فردی و اجتماعی حال و آینده دانش آموزان ظاهر شدند. همچنین، راهکارهایی برای غلبه بر این چالش ها ارائه شد. نتیجه گیری: به طور کلی، تربیت فناورانه در سطح مدارس با چالش هایی روبرو است که نیازمند راهکارهای متنوع و نوین برای رفع آن ها است. پیشنهاد می شود عوامل مدرسه و همچنین والدین، با طرح مسائل و چالش های مرتبط در مفاهیم درسی و حوزه های دیگر، دانش آموزان را به تفکر خلاق و حل مسئله ترغیب کرده و زمینه رشد استعدادهای آنان را فراهم آورند.
۳۸۹۲.

سنخ شناسی مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه: مشارکت مادران در آموزش کودکان دارای اختلال رشدِ عقلانی گونه های متنوعی دارد. این تنوع روش ها، نشان دهنده دغدغه مادران نسبت به تکمیل وظایف مادری است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی گونه های مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان بود. روش: در این پژوهش از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون و کدگذاری مضمونی برای تحلیل و سنخ شناسی داده های پژوهش استفاده شد. جامعه آماری مادرانِ کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در مدرسه کودکان با نیاز ویژه (آموزشگاه دکتر خزائلی) شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1402 بود. شرکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری برای تعیین حجم نمونه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در پایان تعداد شرکت کنندگان به 20 نفر رسید. در پایان مصاحبه، برای اعتبار پژوهش، موافقت مصاحبه شوندگان از محتویات اظهاراتشان دریافت شد. یافته ها: نتایج مصاحبه ها پس از استخراج، در 5 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی طبقه بندی شد. مضامین اصلی، پیرامون انواع مشارکت مادران شامل رجوع به مدرسه، تمسک به مؤسسات خصوصی، تسکین توسط جادو، مقابله های مذهبی تفویضی و انفعال بود. هر یک از این مضامین، از طریق تحلیل و ترکیب چند زیرمضمون حاصل شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که مادران از روش های گوناگون و گاهی ترکیبی برای جبران کاستی های آموزشیِ فرزندان خود استفاده می کنند. این یافته ها می تواند پیامدهای کاربردیِ مهمی برای کارگزارانِ آموزشِ کودکان با نیاز ویژه، متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و مشاوران داشته باشد؛ از جمله به کارگیریِ مؤثر مشارکت والدین به منظورِ ارتقای آموزش کودکان دارای اختلال رشد عقلانی.
۳۸۹۳.

جایگاه القا و لحن کلام در روند رشد کودک مبتنی بر ساختار کلام در قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
کلام به عنوان یکی از پیچیده ترین پدیده های شناختی و ارتباطی، از نخستین مراحل رشد انسان شکل می گیرد و نقشی بنیادین در تحول روان شناختی و شناختی فرد ایفا می کند. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد توصیفی استنباطی و روش اکسپرت پنل، به بررسی تأثیر مؤلفه های القا و لحن در فرایند رشد کودک بر مبنای مدل قرآنی کلام پرداخته است. در این راستا با توجه به جایگاه محوری کلام در رشد انسان از منظر قرآن، میزان اثرگذاری این دو مؤلفه در سه ساحت نطق، قول و کلام در دوره نخست رشد کودک تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان داد که مواجهه مداوم کودک با القا و لحن های طیب و مثبت، نقش قابل توجهی در تقویت امنیت روانی، شکوفایی عواطف و ارتقای ظرفیت های شناختی و زبانی ایفا می کند. در مقابل قرار گرفتن در معرض القا و لحن های غیرطیب و منفی، می تواند منجر به اختلال در رشد شناختی و عاطفی کودک شود و روند تکامل زبانی و اجتماعی وی را مختل کند. یافته های این پژوهش بر اهمیت سازوکارهای زبان شناختی و روان شناختی نهفته در کلام تأکید دارد و دلالت های مهمی برای حوزه های تعلیم و تربیت، رشد زبان و روان شناسی شناختی ارائه می دهد.  
۳۸۹۴.

اثر بخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری در افراد دارای اختلال افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: اصلی پژوهش حاضر اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر نشخوار فکری در افراد دارای اختلال افسردگی در شهر کرج بود. روش: این تحقیق از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد مراجعه کننده با تشخیص افسردگی به مراکز مشاوره معنا و آرام شهر کرج در سال 1402 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف 30 نفر انتخاب شد و به صورت تصادفی در 2 گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه تکمیل شد و سپس گروه آزمایش 8 جلسه درمان شناختی- رفتاری را دریافت کردند و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراندند. بعد از هر دو گروه، پس آزمون به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) در برنامه 22-spss تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان- شناختی رفتاری بر کاهش نشخوار فکری (786/0ES=) تأثیر مثبت و معناداری دارد (001/0P<). نتیجه گیری: به کارگیری درمان شناختی- رفتاری به عنوان یک درمان مؤثر می تواند بر تعدیل افسردگی و علائم آن تأثیر گذاشته و بر بهبودی افراد مبتلا کمک کند.
۳۸۹۵.

بررسی نقش میانجی نگرش به مواد در رابطه تفکر انتقادی، سواد رسانه ای و جامعه پذیری با گرایش به مصرف مواد مخدر در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نگرش به مواد در رابطه تفکر انتقادی، سواد رسانه ای و جامعه پذیری با گرایش به مصرف مواد مخدر در دختران نوجوان شهر اصفهان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. از میان نوجوانان دختر 13 تا 18 سال شهر اصفهان، 300 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه سنجش میزان گرایش به اعتیاد، مهارت های تفکر انتقادی، جامعه پذیری، سواد رسانه ای، و نگرش نسبت به اعتیاد بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش، از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفکر انتقادی بر گرایش به مصرف مواد مخدر اثر مستقیم معناداری داشت. به علاوه، نگرش به مصرف مواد مخدر در رابطه تفکر انتقادی و سواد رسانه ای با گرایش به اعتیاد دارای نقش میانجی معناداری بود. نتیجه گیری: طبق نتایج، با ارتقاء تفکر انتقادی و سواد رسانه ای و متعاقبا ایجاد نگرش منفی نسبت به مصرف مواد مخدر می توان گرایش به مصرف مواد در نوجوانان را کاهش داد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیستم های آموزشی در راستای بهبود مهارت های تفکر انتقادی و سواد رسانه ای نوجوانان گام برداشته تا زمینه تغییر نگرش و گرایش آنان به مصرف مواد مخدر فراهم گردد.
۳۸۹۶.

نقش تعدیل گر هویت بیماری در رابطه بین خودکارآمدی درد و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به اسکلروز چندگانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
اهداف برای مدیریت بیماری اسکلروز چندگانه (ام اس)، علاوه بر پرداختن به علائم جسمانی، ضروری است که بالینگرها به کیفیت زندگی بیماران توجه کنند. ازاین رو، هدف این مطالعه بررسی پیشایندهای کیفیت زندگی افراد دارای ام اس، به ویژه آزمون نقش تعدیل گر هویت بیماری در رابطه بین خودکارآمدی درد و کیفیت زندگی بود. مواد و روش ها پژوهش مقطعی حاضر از طرح همبستگی استفاده کرد. جامعه پژوهش افراد مبتلا به ام اس از بیمارستان های سینا و آسیا در تهران در بازه آبان سال 1402 تا خرداد سال 1403 بودند. این پژوهش شامل 166 شرکت کننده بود. داده ها با استفاده از پرسش نامه کیفیت زندگی (WHOQoL-BREF)، پرسش نامه خودکارآمدی درد (PSEQ) و پرسش نامه هویت بیماری (IIQ) گردآوری شد. تحلیل داده شامل ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون سلسله مراتبی (با و بدون کنترل اثر سن)، تی مستقل و آنوای یک راهه بود. یافته ها نتایج، همبستگی مثبتی را بین خودکارآمدی درد و هویت غنی شدگی با کیفیت زندگی نشان داد، اما هویت غرق شدگی همبستگی منفی با آن داشت. حتی پس از کنترل سن، این سه متغیر کیفیت زندگی را به طور معنی داری پیش بینی کردند. هویت غرق شدگی رابطه خودکارآمدی درد با کیفیت زندگی را تعدیل کرد. به علاوه، هیچ تفاوت معنی داری در کیفیت زندگی سطوح مختلف متغیرهای تحصیلات، وضعیت تأهل، نوع بیماری و مدت بیماری مشاهده نشد. نتیجه گیری باورهای خودکارآمدی درد و همچنین هویت های غرق شدگی و غنی شدگی نقش مهمی در کیفیت زندگی افراد مبتلا به ام اس بازی می کنند. وقتی که مداخلاتی با هدف بهبود کیفیت زندگی افراد دارای ام اس طراحی می شود لازم است این عوامل مدنظر قرار گیرند.
۳۸۹۷.

اثربخشی درمان مثبت نگر بر خود مراقبتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مثبت نگر بر خودمراقبتی و سطح هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. ۳۰ زن مبتلا به دیابت نوع ۲ که در بازه زمانی خرداد تا تیرماه ۱۴۰۳ به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد مراجعه کرده بودند، به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس، شرکت کنندگان به طور تصادفی و با استفاده از نرم افزار اکسل در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه هفتگی (هر جلسه ۹۰ دقیقه) تحت درمان مثبت نگر قرار گرفت، درحالی که گروه کنترل تنها درمان های روتین بیمارستان را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودمراقبتی دیابت و اندازه گیری سطح هموگلوبین گلیکوزیله بود که در سه مرحله (خط پایه، پس از مداخله، و پیگیری سه ماهه) جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ و روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین نمره خودمراقبتی در گروه مداخله به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین، سطح هموگلوبین گلیکوزیله در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. این یافته ها نشان می دهد که درمان مثبت نگر می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود خودمراقبتی و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ مورد استفاده قرار گیرد.
۳۸۹۸.

اثربخشی آموزش مهارت های جنسی بر رضایت جنسی و نشخوار فکری زوجین متأهل مراجعه کننده به خانه های سلامت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های جنسی بر رضایت جنسی و نشخوار فکری زوجین متأهل مراجعه کننده به خانه های سلامت انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه زوجین مراجعه کننده به خانه های سلامت در شهر تهران در سه ماهه دوم سال 1403، تشکیل دادند که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با استفاده از آموزش مهارت های جنسی، 8 جلسه 60-90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه رضایت جنسی (هادسون، 1981) و نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارو، 1991) بودند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام گرفت. نتایج نشان داد آموزش مهارت های جنسی بر رضایت جنسی در زوجین متأهل اثربخش است (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد آموزش مهارت های جنسی بر نشخوار فکری در زوجین متأهل اثربخش است (05/0>P). بنابراین این یافته ها می توانند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی و مداخلات روان شناختی در جهت بهبود کیفیت روابط زناشویی و سلامت روانی زوجین متأهل مورداستفاده قرار گیرند.
۳۸۹۹.

رابطه کمال گرایی عاشقانه زوجین با کیفیت زندگی زناشویی زنان : نقش تعدیلگر خود شفقت ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۶۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تعدیل گری خودشفقت ورزی در رابطه بین کمال گرایی عاشقانه زوجین (خودمحور و دیگر محور) و کیفیت زندگی زناشویی در زنان انجام شد. روش پژوهش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان متاهل شهرستان تبریز در سال 1402 بود که ابتدا از مناطق 10گانه شهر تبریز 4 منطقه به صورت تصادفی انتخاب و به طور تصادفی 4 پارک، فرهنگسرا، سرای محله و باشگاه ورزشی انتخاب شدند. سپس از میان زنان مراجعه کننده به این اماکن 321 نفر به روش نمونه گیری دردسترس پرسشنامه های خودشفقت ورزی ریس و همکاران (2011)، کمال گرایی عاشقانه (خودمحور و دیگرمحور) عبداللهی و آلن (2022) و کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) را تکمیل کردند.نتایج نشان داد خودشفقت ورزی و کمال گرایی عاشقانه خودمحور با کیفیت زندگی زناشویی رابطه مثبت معنادار دارند و کمال گرایی عاشقانه دیگر محور با کیفیت زندگی زناشویی رابطه منفی معناداری دارد. همچنین نتایج نشان دادخودشفقت ورزی بین کمال گرایی عاشقانه خودمحور با کیفیت زندگی زناشویی نقش تعدیل گری ایفا می کند، اما در رابطه بین کمال گرایی عاشقانه دیگر محور با کیفیت زندگی زناشویی نقش تعدیل گری ندارد. با توجه به این یافته ها خودشفقت ورزی به عنوان یک ویژگی روانشناختی نقش موثری در کاهش اثرات منفی کمال گرایی در روایط زناشویی دارد. بنابراین آموزش مهارت خودشفقت ورزی در مشاوره های پیش از ازدواج و پس از ازدواج چه در پیشگیری از افت کیفیت زندگی زناشویی و چه در افزایش آن، موثر است.
۳۹۰۰.

تاثیر تمرین شنا بر سایتوکاین های التهابی درسرم موش های مبتلا به افسردگی-دیابت نوع دو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
مقدمه: مطالعات تجربی نشان داده دیابت نوع دو با اختلالات مرتبط با افسردگی ارتباط دارد. التهاب به عنوان یک مکانیسم رایج در دیابت نوع دو و افسردگی شناخته شده است. مطالعات متعدد نشان داده که ورزش شنا می تواند علائم مرتبط با افسردگی را کاهش دهد. هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرین شنا برسایتوکاینهای التهابی در سرم موش های مبتلا به افسردگی- دیابت نوع دو بود. روش: طرح پژوهش تجربی از نوع کارآزمایی تصادفی کنترل دار می باشد. جامعه آماری ، موش های نرC57BL6 نگهداری شده در انستیتو پاستور ایران سال 2021 می باشد. 40 موش بصورت تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه(۲۰نمونه درگروه) تقسیم شد. یک گروه با غذایی پرچرب و استرپتوزوسین دیابتی شد. دیابتی ها 4 هفته تحت تمرین شنا قرار گرفتند. سپس، رفتارهای شبه افسردگی با ترجیح ساکارز، هایپوفاژی ناشی از تازگی، تعامل اجتماعی و تست تعلیق دم مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین سطوح گلوکز، انسولین و سایتوکاین های پیش التهابی مانند اینترلوکین1بتا و فاکتور نکروز تومورآلفا را در سرم حیوانات اندازه گیری کردیم. داده ها توسط گراف پدپریزم مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد دیابت نوع دو رفتارهای افسردگی را در موش به طور قابل توجهی افزایش می دهد. همینطور، ورزش شنا باعث کاهش رفتار شبه افسردگی در موش های دیابتی نوع دو و همچنین باعث کاهش گلوکز و سایتوکاین های التهابی در سرم موش های مبتلا به دیابت نوع دو شد. نتیجه گیری: در مجموع، این مطالعه نشان می دهد که ورزش شنا با کاهش التهاب در موش های دیابتی نوع دو، رفتار شبه افسردگی را کاهش می دهد. مطالعات بالینی بیشتری برای تایید این یافته ها در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مورد نیاز است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان