فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
116 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش فراتحلیل و با هدف ترکیب پژوهش های انجام شده در زمینه رابطه سبک های هویت و عملکرد تحصیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مطالعات در دسترس مرتبط بود که در فاصله سال های 1385 تا 1400 در داخل کشور انجام شده و در پایگاه های اطلاعاتی شامل جهاد دانشگاهی، نورمگز و مگیران در دسترس قرار داشت. یافته ها و اطلاعات موردنظر جهت دستیابی به هدف پژوهش مورد واکاوی قرار گرفت و بعد از بررسی ملاک های ورود و خروج مطالعات، اندازه اثرهای همبستگی پژوهش های جمع آوری شده با نرم افزار CMA مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین در این پژوهش، مدل تصادفی و ثابت محاسبه شدند که با توجه به نتایج تحلیل ناهمگنی از طریق شاخص های Q و مجذور I، مدل تصادفی انتخاب شد. اندازه اثر ترکیبی پژوهش های موردبررسی پس از حذف چهار اندازه اثر 107/0 به دست آمد. مقدار اندازه اثر ترکیبی پژوهش ها، بر اساس شاخص کوهن ضعیف محاسبه شد. همچنین، نتایج مربوط به تحلیل ناهمگنی حاکی از وجود متغیرهای تعدیل کننده در پژوهش ها بود. شواهد این فراتحلیل در ارتباط با مبانی نظری و تجربی قبلی، نشانگر روابط بین دو متغیر سبک های هویت و عملکرد تحصیلی بود. با توجه به نتایج فراتحلیل می توان گفت، برای موفقیت در برنامه های تحصیلی توجه به سبک های هویت در میان یادگیرندگان مؤثر خواهد بود.
اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر کیفیت خواب و قضاوت اخلاقی کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
115 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر کیفیت خواب و قضاوت اخلاقی کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی پسران 9-12 ساله با نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر ارومیه در سال 1400-1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش جایگماری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه عادات خواب کودک و پرسشنامه قضاوت اخلاقی بود. نتایج نشان داد که برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر بهبود کیفیت خواب و قضاوت اخلاقی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با برنامه کارکردهای اجرایی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود بر بهبود کیفیت خواب و قضاوت اخلاقی در کودکان با نارسایی توجه / بیش فعالی از این مداخله استفاده نمایند.
تجربه بیماری مزمن در تلاقی با جنسیت و زمینه اجتماعی (مطالعه تجربه زنان از بیماری مولتیپل اسکلروزیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
55 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از جمله بیماری های مزمنی که به دلیل ابعاد جسمی و روانی متعدد و پایدارش، پیامدهای عمده و مداومی بر گستره وسیعی از جنبه های حیات فردی و اجتماعی فرد بیمار به همراه دارد، بیماری مولتیپل اسکلروزیس می باشد. این بیماری براساس شیوع گسترده در بین زنان و همچنین تاثیرات خاصی که بر زنان می گذارد، چهره ای زنانه دارد. با این وجود، در مطالعات داخلی، تجربه زنان مبتلا به این بیماری کمتر مورد توجه قرار گرفته است و مطالعات معدود صورت گرفته نیز غالبا مبتنی بر رویکردی بالینی-پزشکی و کمی هستند. بر همین اساس در مقاله پیش رو، تلاش می شود، تجربه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در بافت و زمینه اجتماعی جامعه ایرانی مورد مطالعه قرار گیرد.
روش: با توجه به هدف اصلی این مطالعه، رویکرد پدیدارشناختی فمینیستی در این مطالعه اتخاذ شده است. با ۲۵ زن مبتلا به این بیماری مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و مصاحبه ها براساس رویه پیشنهادی مستاکس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: براساس روایت های بیان شده در مصاحبه ها، تجربه زنان مورد مطالعه از بیماری مولتیپل اسکلروزیس در قالب مضامین زندگی در تعلیق، شرم بی قدرتی، ناکنش ورزی جنسی، مخاطره مادری و دلهره همسری صورتبندی شد.
نتیجه گیری: با توجه به مضامین استخراج شده، تجربه زنان مشارکت کنندگان در تحقیق از بیماری مولتیپل اسکلروزیس ، ذیل مضمون اصلی «اضطراب هویتی» مفهوم پردازی شد. منظور از «اضطراب هویتی»، تجربه و احساس نگرانی ناشی از هویت جنسیتی تحقق نیافته توسط این زنان است.
اثربخشی ذهن آگاهی بر مکانیزم های دفاعی، سیستم های مغزی رفتاری و زودانگیختگی در بیماران مبتلا به فشارخون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
115 - 128
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از شایع ترین بیماری های مزمن، پرفشاری خون است. این پژوهش با هدف اثربخشی ذهن آگاهی بر مکانیزم های دفاعی، سیستم های مغزی رفتاری و زود انگیختگی در بیماران مبتلا به فشارخون انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا نیمه تجربی با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به فشار خون شهر آزادشهر و دارای پرونده سلامت در مراکز بهداشتی_درمانی شهری در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 بیمار انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) بصورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی قرار گرفت اما گروه گواه تا پایان پژوهش، مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه سبک های دفاعی آندروز و همکاران (1993)، سیستم های مغزی رفتاری کارور و وایت (1994) و تکانشگری بارت و همکاران (2004) بود. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و نرم افزار spss نسخه 24 تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی بر مکانیزم های دفاعی، سیستم های مغزی رفتاری و زودانگیختگی در بیماران مبتلا به فشار خون اثربخش است (05/0>p).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ذهن آگاهی با آگاهی فرد از چرخه های معیوب شناختی خود و کاهش افکار منفی منجر به بهبود مکانیزم های دفاعی، سیستم های مغزی رفتاری و زودانگیختگی در بیماران مبتلا به فشارخون می شود.
اثربخشی آموزش چند حسی بر سرعت پردازش، حافظه کاری و هماهنگی دیداری-حرکتی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
111 - 120
حوزههای تخصصی:
اختلال یادگیری ریاضی با اختلال در عملکرد شناختی مرتبط است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش چند حسی بر سرعت پردازش، حافظه کاری و هماهنگی دیداری-حرکتی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی بود. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه کودکان دارای اختلال یادگیری ریاضی پایه دوم تا پنجم مراجع کننده به مراکز اختلال یادگیری شهرستان رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. حجم نمونه به صورت هدفمند شامل 30 کودک بود که تشخیص اختلال یادگیری ریاضی را دریافت کردند که به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره گمارده شدند (گروه آزمایش و گواه). ابزار پژوهش شامل نسخه چهارم مقیاس هوش وکسلر کودکان (2003) جهت ارزیابی سرعت پردازش و حافظه کاری، آزمون تشخیصی ایران کی مت (1988)، آزمون مهارت های دیداری–حرکتی بندر گشتالت (1938) و آزمون ماتریس های پیشرونده ریون (1936) بود. داده ها با روش های امار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش چند حسی تاثیر معناداری بر سرعت پردازش و حافظه کاری و هماهنگی دیداری–حرکتی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی داشت. بنابراین می توان از آموزش چند حسی برای کاهش مشکلات کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی بهره جست.
نقش میانجی تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با پریشانی روان شناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
55 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با پریشانی روان شناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان با پرونده فعال در بخش انکولوژی بیمارستان امام خمینی (ره) و امام حسین (ع) شهر تهران در سال 1402 بودند. روش نمونه گیری در دسترس و حجم نمونه 250 نفر بود. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لوی باند و لوی باند، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران بود. داده ها با استفاده از ماتریس همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان به طور مستقیم با پریشانی روان شناختی رابطه معنادار دارد. همین طور راهبردهای تنظیم شناختی هیجان به طور غیرمستقیم و از طریق سهم میانجی تاب آوری و خودکارآمدی با پریشانی روان شناختی رابطه معنادار داشت. به نظر می رسد که تنظیم شناختی هیجان به طورمستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری نقش تاب آوری و خودکارآمدی، پریشانی روان شناختی را پیش بینی می کند. این مطالعه ضرورت افزایش مهارت های تنظیم هیجان، تاب آوری و خودکارآمدی را برای زنان مبتلا به سرطان پستان نشان داد.
پیامدهای طلاق عاطفی از دیدگاه مردان: مطالعه ای پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
41 - 52
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی و اثرات آن بر خانواده موضوعی است که مورد توجه پژوهشگران زیادی قرار گرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش کیفی از نوع پدیدارشناسی به بررسی دیدگاه مردان از این پدیده پرداخته شد. جامعه آماری شامل کلیه مردان مراجعه کننده به کلینیک آلفا در شهر زنجان و رشد در تهران در سال 1400 بود. از این جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 18 نفر انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و اکتشافی موردمطالعه قرار گرفتند. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع نظری داده ها ادامه یافته است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، ابتدا داده ها ثبت و کدگذاری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون (تماتیک) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. پیامدهای طلاق عاطفی از دیدگاه مردان چهار مضمون پیامدهای ارتباطی والد-فرزندی، پیامدهای ارتباطی خویشاوندی، تأثیر بر عملکرد فرزندان و پیامدهای شغلی را شامل گردید. بدین لحاظ، این پدیده می تواند در ابعاد مختلفی روابط اعضای خانواده و عملکرد آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین توجه به نتایج این پژوهش در راستای فهم بیشتر طلاق عاطفی و طراحی مداخلاتی برای حل آن دارای اهمیت است.
تبیین مدل ساختاری رفتار اشتراک دانش براساس مزایای اشتراک گذاری دانش با میانجی گر فضای روانشناختی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (آبان) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۰
۱۹۸-۱۸۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: به اشتراک گذاری دانش فرصت هایی را برای به حداکثر رساندن توان سازمان جهت افزایش کارایی و رسیدن به مزیت رقابتی فراهم می کند، ولی در دانشگاه ها رفتار اشتراک دانش در بین کارکنان اتفاق نمی افتد و فرهنگ دانشی اغلب آن ها فردگرا است. بنابراین این مسئله یکی از چالش های بزرگ دانشگاه ها در مدیریت دانش است و نیازمند بسترسازی فضای روانشناختی سازمانی برای افزایش انگیزه اشتراک دانش در دانشگاه ها می باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری رفتار اشتراک دانش براساس مزایای اشتراک گذاری دانش با میانجی گر فضای روانشناختی سازمانی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی کارکنان دانشگاه های فنی مهندسی تهران در سال 1401 بود که از بین این کارکنان، 400 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شامل رفتار اشتراک دانش، مزایای اشتراک گذاری دانش و فضای روانشناختی سازمانی بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون برای سنجش همبستگی زوجی متغیرها و معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مجذورات جزئی با نرم افزار PLS-3 استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج شاخص های برازش، مدل ساختاری پژوهش از برازش خوبی برخوردار بود. تحلیل روابط مستقیم نیز نشان داد فضای روانشناختی سازمانی شامل سه بعد مشوق ها، فردی و مدیریتی با رفتار اشتراک دانش رابطه مثبت معنی داری دارند. همچنین مزایای اشتراک گذاری دانش بر رفتار اشتراک دانش به صورت مستقیم تأثیر معنی داری ندارد ولی با نقش میانجی فضای روانشناختی سازمانی می تواند بر رفتار اشتراک دانش تأثیرگذار باشد (05/0 P<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند به مدیران دانشگاه ها کمک کند برای پویایی و سرزندگی دانشگاه ها، با چاره اندیشی و ایجاد بستر مناسب و بهبود فضای روانشناختی سازمانی، علاوه بر حذف موانع موجود، زمینه بهبود و علاقه مندی بیشتر کارکنان به اشتراک دانش و فرصت نوآوری، توسعه و شکوفایی دانشگاه را فراهم کنند.
اثر توسعه ی شغلی بر عملکرد کاری با نقش واسطه گری خودکارآمدی در بین معلمان دوره اول ابتدایی
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۴۲-۶۲۸
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی میزان اثر عملکرد کاری با توسعه ی شغلی با نقش واسطه گری خودکارآمدی دانش معلمان زن دوره دوم ابتدایی شهر خرم آباد می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ روش توصیفی از نوع همبستگی و ازلحاظ گرداوری داده ها میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان زن دوره اول ابتدایی شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402 که تعداد آن ها 296 نفر بود و با روش نمونه گیری در دسترس 162 نفر تعیین شد. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش، پرسشنامه عملکرد کاری معلمان براتی (1389)، پرسشنامه توسعه شغلی معلمان نیوجرسی (2014) و پرسشنامه خودکارآمدی معلم تشانن موران و وولفولک هوی در سال (2001) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Spss نسخه 27 استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده مشاهده شد که فرضیه اول رد و دیگر فرضیه ها تائید شدند. اثر هویت شغلی بر فرسودگی کاری در سطح اطمینان 95 درصد مثبت و معنی دار نمی باشد (0/417 =p، 0/125- =β). همچنین اثر هویت شغلی بر درگیری کاری در سطح اطمینان 99 درصد معنی دار می باشد (0/000 =p، 0/856=β). همچنین درگیری کاری بر فرسودگی کاری در سطح اطمینان 99 درصد اثر مثبت و معنی داری می باشد (0/000 =p، 0/58-=β). درنهایت اثر غیرمستقیم هویت شغلی بر فرسودگی کاری با نقش واسطه گری درگیری کاری در سطح اطمینان 99 درصد مثبت و معنی دار می باشد (0/000=p،0/530-=β).
آزمون مدل شادکامی بر اساس هوش معنوی و کیفیت روابط بین فردی با میانجیگری ذهن آگاهی و خود شفقت ورزی دانشجویان
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۵۵-۶۴۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی آزمون مدل شادکامی بر اساس هوش معنوی و کیفیت روابط بین فردی با میانجی گری ذهن آگاهی و خود شفقت ورزی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه ش امل تمامی دانشجویان مجرد (١٨-30 سال) دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این پژوهش 290 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHI؛ آرگایل، 2002)، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI؛ کینگ، 2009)، پرسشنامه کیفیت روابط (QRI، پیرس و همکاران، 1991)، پرسشنامه 5 عاملی ذهن آگاهی )FFMQ، بائر و همکاران، 2006)، پرسشنامه استاندارد شفقت ورزی به خود (SCS، نف، 2003) استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است و هوش معنوی، کیفیت روابط بین فردی، ذهن آگاهی و خود شفقت ورزی با شادکامی رابطه مثبت و مستقیم دارند. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ذهن آگاهی و خود شفقت ورزی نقش میانجی بین رابطه هوش معنوی و کیفیت روابط بین فردی با شادکامی را داشتند. نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که شادکامی دانشجویان نه تنها به عوامل بیرونی مانند موفقیت تحصیلی یا شرایط زندگی بستگی ندارد، بلکه به طور عمیقی با ویژگی های درونی مانند هوش معنوی، کیفیت روابط، ذهن آگاهی و خود شفقت ورزی مرتبط است.
تأثیر بسته خودآرام سازی با رویکرد یکپارچه توحیدی بر اضطراب ناشی از همه گیری کووید 19(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
21 - 36
حوزههای تخصصی:
با شیوع ویروس کووید 19 موجی از اضطراب و نگرانی خانواده ها به ویژه مادران را فراگرفت. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تأثیر بسته محقق ساخته خودآرام سازی با رویکرد یکپارچه توحیدی بر کاهش اضطراب ناشی از همه گیری کووید 19 در مادران تهرانی اجرا شد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را مادران ساکن تهران تشکیل می دادند، که به روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر از افراد واجد شرایط انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس اضطراب کرونا بود که پیش و پس از ارائه بسته آموزشی بر روی هر دو گروه اجرا شد. تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد میزان اضطراب گروه آزمایشی پس از مداخله به طور معناداری کاهش یافت (F=44/303, P < 0/01). بر اساس یافته های فوق، تأثیر آموزش بسته خودآرام سازی با رویکرد یکپارچه توحیدی در بهبود اضطراب ناشی از همه گیری بیماری کووید 19 در مادران تأیید گردید. بنابراین مشاوران و روان درمانگران برای کمک به افرادی که درگیر اضطراب هایی از این نوع هستند، می توانند از این بسته آموزشی استفاده نمایند.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری (CBT) با رویکرد اسلامی بر نگرش ناکارآمد و سبک های مقابله ای دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
61 - 80
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی درمان شناختی رفتاری (CBT) با رویکرد اسلامی بر نگرش ناکارآمد و سبک های مقابله ای دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه گواه با دوره پیگیری (4 ماهه) بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1402 1403 که تعداد آنها 5936 بود. نمونه آماری تعداد ۴۰ نفر از جامعه مذکور بودند که به شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (۲۰ نفر در هر گروه) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) و پرسش نامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1988) بود. برنامه مداخله ای درمان شناختی رفتاری (CBT) با رویکرد اسلامی به گروه آزمایش مدت ۱۰ جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شده. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری (CBT) با رویکرد اسلامی بر مؤلفه های نگرش ناکارآمد و مؤلفه های سبک های مقابله ای مؤثر بود (01/0>P). همچنین اثربخشی در مرحله پیگیری 4 ماهه تداوم داشت. نتایج به دست آمده از این پژوهش، سودمندی و تأثیر درمان شناختی رفتاری (CBT) با رویکرد اسلامی بر نگرش ناکارآمد و سبک های مقابله ای دانش آموزان را تأیید می کند.
رابطه بین معنا در زندگی و بهزیستی روانشناختی در دانشجویان: نقش میانجی سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۶
97 - 107
حوزههای تخصصی:
بهزیستی روانشناختی یکی از مهم ترین شاخص ها در ارزیابی سلامت روانشناختی افراد است، که می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش میانجی سرمایه روانشناختی در رابطه بین معنا در زندگی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این مطالعه دانشجویان دانشگاه تبریز در سه ماه اول سال 1402 بودند. در این مطالعه 240 نفر به روش نمونه گیری در دسترس در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کردند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه معنای زندگی استیگر و همکاران (MLQ)، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (RSPWB) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (PCQ) استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که اثر مستقیم معنا در زندگی بر بهزیستی روانشناختی (0/346= β) و سرمایه روانشناختی (0/753= β) معنادار بود، همچنین اثر مستقیم سرمایه روانشناختی بر بهزیستی روانشناختی (0/494= β) معنادار بود (0/05>P). همچنین نتایج نشان داد که سرمایه روانشناختی در بین معنا در زندگی و بهزیستی روانشناختی (0/372=β) نقش میانجی جزئی داشت (0/05>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که معنا در زندگی هم به صورت مستقیم و هم به واسطه ارتقاء مولفه های سرمایه روانشناختی بر بهبود بهزیستی روانشناختی دانشجویان موثر بوده است.
مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب و طرحواره درمانی بر ابعاد هویت در افراد دارای ملال جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
83 - 97
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال ملال جنسیتی حالتی روان شناختی است که افراد را با چالش های هویتی از کودکی تا بزرگسالی رو به رو می سازد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب و طرحواره درمانی بر ابعاد هویت در افراد با اختلال ملال جنسیتی (ترنسکشوال) صورت پذیرفت. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و به صورت پیش آ زمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری، کلیه افراد دارای اختلال ملال جنسیتی مراجعه کننده به انجمن مهتا شهر تهران در سال 1401 بود که با روش نمونه گیری هدفمند 45 نفر انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه 15 نفره واقعیت درمانی، طرحواره درمانی و گروه گواه جایگزین شدند. داده ها با مقیاس ابعاد هویت چیک و همکاران (2000) گردآوری و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که واقعیت درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب و طرحواره درمانی بر ابعاد هویت (فردی و ارتباطی) در افراد دارای ملال جنسیتی اثربخش و بر ابعاد اجتماعی و جمعی هویت اثربخش نیست. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات افراد در مرحله پس آزمون و پیگیری وجود نداشته و نیز اثربخشی مداخلات در مرحله پیگیری نیز تثبیت گردیده است.نتیجه گیری: نتایج بیانگر اثربخشی واقعیت درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب و طرحواره درمانی بر ابعاد هویت افراد دارای اختلال ملال جنسیتی بود و بنابراین با استفاده از تکنیک های این دو رویکرد می توان ابعاد هویتی درگیر در اختلال ملال جنسی را تقویت و یا حفظ نمود.
هنجاریابی و تعیین ویژگی های روان سنجی و بررسی ساختار عاملی پرسشنامه یادگیری مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
7 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر هنجاریابی پرسشنامه آگاهی از یادگیری مستقل و تعیین ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی آن در دانشجویان دانشگاه های شهر تهران پرداخته است که از لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی و از لحاظ طرح گردآوری داده ها، جز تحقیقات توصیفی از نوع پیمایشی است. نمونه پژوهش شامل 427 دانشجو که به صورت تصادفی از میان دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران در سال 96-95 انتخاب شدند، بودند. پس از جمع آوری داده ها، ابتدا پارامترهای سؤالات به وسیله نظریه کلاسیک برآورد گردید، پس از حذف سؤالات نامناسب اعتبار آزمون توسط آلفای کرونباخ، مقدار 90/0 محاسبه گردید و روایی واگرا و همگرای پرسشنامه با پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری بررسی شد. به منظور برازش داده های پرسشنامه با مدل اولیه، تحلیل عاملی تأییدی توسط نرم افزار LISREL به کار گرفته شد و نیز برای تعیین ساختار پرسشنامه در جامعه ی دانشجویان دانشگاه های شهر تهران تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی و چرخش ابلیمن مورداستفاده قرار گرفت، پارامترهای سؤالات پرسشنامه توسط مدل چند ارزشی GRM با استفاده از نرم افزار R برآورد گردید. نتایج بیانگر این بود که همان سؤال هایی که در تحلیل کلاسیک از آزمون کنار گذاشته شدند اینجا نیز دارای ضریب تشخیص پایین بودند و توابع آگاهی آن ها نیز هیچ گونه آگاهی را در سطح صفت مورد اندازه گیری فراهم نکرد، درنهایت داده ها با مدل یک، دو و سه پارامتری و مدل GRM برازش داده شد، و بهترین مدل برای برازش داده ها مدل GRM بود. با توجه به تجزیه و تحلیل داده ها، پرسشنامه ی جدید با 37 سؤال منطبق با جامعه ی دانشجویان دانشگاه های شهر تهران به دست آمد.
اثرطرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر خویشتن پذیری و نشخوار فکری زنان با دیابت و پر اشتهایی عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش طرحواره درمانی در مقایسه با درمان پذیرش و تعهد (ACT) با خویشتن پذیری و نشخوار فکری زنان با دیابت و پراشتهایی عصبی بود.روش: این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه با پی گیری دو ماهه می باشد. جامعه آماری همه زنان با اختلال همزمان دیابت و پر اشتهای روانی شهر مشهد در نیمه اول سال 1402بود که به مراکز درمانی، مراجعه کرده بودند. تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی درسه گروه طرحواره درمانی ( 15 نفر)، درمان پذیرش وتعهد ( 15 نفر) و گروه گواه ( 15 نفر) تقسیم شدند. برای ارزیابی خویشتن پذیری از پرسشنامه چمبرلند و هاگا (2001) و جهت سنجش نشخوار فکری از آزمون تری نور و همکاران (۲۰۰۳) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. گروه آزمایش طرحواره درمانی تحت مداخله بسته آموزشی یانگ و همکاران (2003) و گروه آزمایش پذیرش و تعهد تحت مداخله درمانی هیز و همکاران (2012) به مدت ده جلسه یک ساعته قرار گرفتند. داده ها با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد مداخله طرحواره درمانی و پذیرش و تعهد بر نشخوار ذهنی (P<0/01)، (63/29F=) و خویشتن پذیری (P<0/01)، (83/49F=) مؤثر است و این تأثیر در مرحله پی گیری پایدار است. نتایج آزمون تعقیبی شفه نشان داد بین دو گروه پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی تفاوت معناداری در خویشتن پذیری و نشخوار فکری وجود دارد (P<0/05)؛ بنابراین پذیرش وتعهد تأثیر بیشتری بر کاهش نشخوار فکری و افزایش خویشتن پذیری زنان داشته است.نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت: با آموزش رویکردهای درمانی روان شناختی مانند طرحواره و درمان پذیرش و تعهد به زنان می توان در کنترل دیابت و پیشگیری از پرخوری عصبی آنان کمک کرد. همچنین با کنترل پرخوری عصبی می توان آنان را از عوارض جانبی آسیب های جسمانی، روانی و اجتماعی پرخوری عصبی حفظ کرد و بدین ترتیب مادران سالم تر و جامعه سالم تری داشت.
اثربخشی برنامه فرزند پروری مثبت بر شایستگی والدینی و کیفیت روابط والد فرزندی در مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
121 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با هدف بررسی اثر بخشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت بر شایستگی والدینی و کیفیت روابط والد-فرزندی در مادران دانش آموزان متوسطه اول انجام شده است. پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل مادران دانش آموزان دختر متوسطه اول (رده سنی 13 تا 15 ساله) در شهرستان چرداول در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 20 آزمودنی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و تحت مداخله 8 جلسه ای قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه شایستگی والدینی و پرسشنامه رابطه والد فرزندی بود. نتایج نشان داد که برنامه فرزندپروری مثبت بر شایستگی والدینی و کیفیت روابط والد-فرزندی تأثیر معنا دار داشت. میزان شایستگی والدینی و کیفیت رابطه والد فرزندی در مادرانی که در برنامه فرزند پروری مثبت شرکت داشتند افزایش یافت. در نتیجه از این برنامه می توان جهت افزایش مطلوب رابطه والد – فرزندی استفاده کرد.
مدل معادلات ساختاری اثر خودکارآمدی تحصیلی بر خودراهبری یادگیری نوجوانان در دوران قرنطینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ بهار (خرداد) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۵
625 - 640
حوزههای تخصصی:
زمینه: با بررسی های انجام شده مشخص شد که تاکنون مطالعه ای با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری اثر خودکارآمدی تحصیلی بر خودراهبری یادگیری نوجوانان در دوران قرنطینه را مورد بررسی قرار نداده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل معادلات ساختاری اثر خودکارآمدی تحصیلی بر خودراهبری یادگیری نوجوانان در دوران قرنطینه می باشد.
روش: روش پژوهش کمی توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. در پژوهش حاضر نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی در نظر گرفته شده اند، که تعداد 300 نفر از نوجوانان (دختر) نیمه اول متوسطه، پایه نهم شهر تهران به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند، که از این تعداد افراد در نظر گرفته شده تعداد 284 پرسشنامه قابل تجزیه و تحلیل و عاری از هرگونه اخلال به مرحله بررسی تجزیه و تحلیل آماری رسیده اند، همچنین از پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی توسط مک ایلروی و بانتینگ (۲۰۰۱)، پرسشنامه خودراهبری یادگیری توسط فیشر، کینگ و تاگو (2001) جهت جمع آوری داده ها استفاده شد.
یافته ها: در نهایت بر اساس یافته های تحقیق مشاهده شد که خودکارآمدی تحصیلی بر خودراهبری یادگیری نوجوانان در دوران قرنطینه با مقدار (0001/0 =Sig، 346/12 =t) و ضریب تأثیر (793/0 =β) اثر مثبت معناداری دارد، همچنین مدل ارتباطی تحقیق دارای برازش لازم می باشد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می شود؛ با شرکت فعال دانش آموزان در یادگیری، روبه رو شدن با تجارب چالش انگیز در یادگیری، جبران سریع اشتباهات، انگیزش بیشتر برای یادگیری، استفاده از راهبردهای مختلف در یادگیری توسط معلمین باعث افزایش خودراهبری یادگیری در دانش آموزان شوند.
بررسی نقش میانجی نگرش به مواد در رابطه تفکر انتقادی، سواد رسانه ای و جامعه پذیری با گرایش به مصرف مواد مخدر در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
۶۰-۲۹
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نگرش به مواد در رابطه تفکر انتقادی، سواد رسانه ای و جامعه پذیری با گرایش به مصرف مواد مخدر در دختران نوجوان شهر اصفهان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. از میان نوجوانان دختر 13 تا 18 سال شهر اصفهان، 300 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه سنجش میزان گرایش به اعتیاد، مهارت های تفکر انتقادی، جامعه پذیری، سواد رسانه ای، و نگرش نسبت به اعتیاد بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش، از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفکر انتقادی بر گرایش به مصرف مواد مخدر اثر مستقیم معناداری داشت. به علاوه، نگرش به مصرف مواد مخدر در رابطه تفکر انتقادی و سواد رسانه ای با گرایش به اعتیاد دارای نقش میانجی معناداری بود. نتیجه گیری: طبق نتایج، با ارتقاء تفکر انتقادی و سواد رسانه ای و متعاقبا ایجاد نگرش منفی نسبت به مصرف مواد مخدر می توان گرایش به مصرف مواد در نوجوانان را کاهش داد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیستم های آموزشی در راستای بهبود مهارت های تفکر انتقادی و سواد رسانه ای نوجوانان گام برداشته تا زمینه تغییر نگرش و گرایش آنان به مصرف مواد مخدر فراهم گردد.
Content Analysis of Young People's Attitude towards the Positive and Negative Effects of Instagram
حوزههای تخصصی:
Objective : Social networks have become widely popular among young people in recent years. This research was conducted with the aim of analyzing the content of young people's attitude towards the positive and negative effects of Instagram. Methods : The approach of the current research is qualitative and its method is qualitative content analysis. Among the students of Islamic Azad University of Shiraz, 13 students were selected in a purposeful way until the theoretical saturation of the data and were subjected to a semi-structured interview. Coding of the interviews was done in three steps and manually. Finding : The coding of the interviews shows 5 components of increasing awareness (with the subcomponents of enhancing awareness in various fields, learning techniques and skills, increasing media literacy), strengthening relationships (with the subcomponents of awareness of the conditions of friends and relatives, holding celebrations and occasions and strengthening group connection), addiction to Instagram (with the subcomponents of excessive use of Instagram, failure to handle other tasks and unpleasant mental states when not using Instagram), physical and psychological problems (with the subcomponents of negative effects on sleep, negative effects on attention and concentration, experiencing negative and unpleasant emotions and physical pains) and disruption in social ties (with the subcomponents of increased social comparisons, inequality and injustice, mistrust of others and social scandal). Conclusion : According to these findings, it can be concluded that the expansion of social networks, especially Instagram, in recent years has been associated with positive and negative individual and social consequences, which are necessary and vital to pay attention to by the relevant institutions.