نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۲٬۰۰۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود_راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری خود- راهبر (SDLRS؛ فیشر و همکاران، 2001)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی کالج (CASES؛ اون و فرامن، 1988)، و پرسشنامه راهبرد های حل مسئله (PSSQ؛ کسیدی و لانگ، 1996) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهاد شده از برازش مطلوبی برخوردار است و 63% واریانس حل مسئله سازنده را تبیین می کند. همچنین نتایج نشان داد یادگیری خود-راهبر بر حل مسئله سازنده (65/0=β) و خودکارآمدی تحصیلی (61/0=β) اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P )؛ همچنین خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده (21/0=β) اثر مستقیم معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی رابطه بین یادگیری خود- راهبر و حل مسئله سازنده (13/0=β) را میانجی گری می کند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که یادگیری خود-راهبر به صورت مستقیم و با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده در دانشجویان اثرگذار است.
نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی در رابطه بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل در نوجوانان دختر انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 303 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای در این مطالعه شرکت داشتند و به مقیاس هویت تحصیلی (AIS؛ واز و ایزاکسون، 2008)، مقیاس اراده ورود به شغل نسخه-دانش آموزان (WVS-SV؛ دافی و همکاران، 2012)، فرم کوتاه مقیاس خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی (CDSE؛ توسط بتز و تایلور، 1996) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین، نتایج نشان داد که اثرمستقیم هویت تحصیلی به خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی به صورت مثبت و در مقابل خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل به صورت منفی معنادار (001/0P<) بودند و مسیر هویت تحصیلی بر بی ارادگی ورود به شغل معنادار (195/0=P) نبود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که که خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بین هویت تحصیلی و بی ارادگی ورود به شغل به طور معنادار (001/0P<) نقش میانجی داشت. نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که هویت تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی بر بی ارادگی ورود به شغل اثر دارد.
پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی با میانجی گری تاب آوری کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۸۲-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی با فرسودگی کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس به تعداد 1600 نفر در سال 1403 بود که 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI)، ارگونومی شناختی شفیعی (1401)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981،MBI ) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003، CD-RISC) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس انعطاف پذیری شناختی، ارگونومی شناختی و تاب آوری بر فرسودگی شغلی در کارکنان اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری تاب آوری در کارکنان تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال برنامه ها و مداخلاتی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی و همچنین تاب آوری می توان از فرسودگی شغلی در کارکنان کاست.
رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن: نقش میانجی کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۱۲-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری کیفیت خواب بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آم اری شامل افراد مراجعه کننده دارای میگرن به کلینیک های نورولوژی استان گیلان در سال 1402-1403 بود. 200 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی و همکاران (1394)، دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گراتز و رومر (2004)، کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) بویس و همکاران (1989)، پرخاشگری (BPAQ) باس و پری (1992) استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر پرخاشگری و کیفیت خواب اثر مستقیم دارد (05/0>P). دشواری در تنظیم هیجان بر پرخاشگری و کیفیت خواب اثر مستقیم دارد (05/0>P). کیفیت خواب بر پرخاشگری اثر مستقیم دارد (05/0>P). کیفیت خواب در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری اثر غیر مستقیم دارد (05/0>P). در نتیجه کیفیت خواب می تواند در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن نقش میانجی ایفا کند.
رابطه بین استرس و فرسودگی والدینی با نقش میانجی تاب آوری در والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین استرس و فرسودگی والدینی با نقش میانجی تاب آوری در والدین دارای فرزند نوجوان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر اصفهان در سال 1402 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری دردسترس 340 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از شاخص استرس والدینی- فرم کوتاه (PSI-SF؛ آبدین، 1990)، سنجش فرسودگی والدینی (PBQ؛ رزکام و همکاران، 2018) و مقیاس تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و در مجموع 62% از واریانس فرسودگی والدینی را تبیین کرد. نتایج نشان داد که استرس والدینی به صورت مثبت بر فرسودگی والدینی اثر مستقیم داشت؛ اما در مقابل تاب آوری به طور منفی بر فرسودگی والدینی اثر مستقیم داشت؛ همچنین نتایج نشان داد که استرس والدینی به طور منفی و معنادار بر تاب آوری اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تاب آوری بین استرس والدینی و فرسودگی والدینی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این داشت که استرس والدینی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تاب آوری بر فرسودگی والدینی اثر داشت.
رویکرد تربیتی مادران در تعامل با دختران (9- 11 ساله) در مورد نماز و حجاب: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد مادران در تعامل با دختران 9 تا 11 ساله شان درباره نماز و حجاب صورت گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند دختر 9 تا 11 ساله ساکن در تهران در سال 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس نمونه گیری شد و پس از 17 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. ابزارهای این پژوهش شامل یک مصاحبه نیمه ساختاریافته و دو سوال خودگزارش دهی درباره میزان عمل به نماز و حجاب بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل مضمون به روش براون و کلارک و در چارچوب قیاسی-استقرایی بود. با تحلیل محتوای مصاحبه ها 19 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی بدست آمد و طبق آن مادران به سه دسته تقسیم شدند. یافته ها نشان داد 13 نفر از 17 مادر که خود را اهل انجام نماز و حجاب معرفی کردند، رویکرد تربیتی متفاوتی با قرآن در مورد نماز و حجاب داشتند و علی رغم اینکه رویکرد قرآن تقلیل ندادن اعمال دینی به رفتار ظاهری و انجام اعمال دینی از روی شناخت و آگاهی یا همان رویکرد غیرتقلیل گرایانه است، تأکید اکثر مادران بر روی رفتار و خروجی عینی نماز و حجاب و تقلیل آن ها به رفتاری ظاهری و رویکردی تقلیل گرایانه بود. لذا به نظر میرسد لازم است مادران از روش های تربیتی قرآن آگاهی پیدا کنند تا فرزندان خود را بر اساس آن تربیت کنند.
اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت به والدین بر میزان استرس، سلامت روان و انگیزه تحصیلی در فرزندان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۱۵۴-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت به والدین بر میزان استرس، سلامت روان و انگیزه تحصیلی در فرزندان آن ها انجام گردید. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه والدین دانش آموزان پایه دهم و یازدهم شهرستان رشت در سال 1402 بودند. 30 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که به صورت تصادفی به 2 گروه 15 نفری (گروه آزمایش و گواه) تقسیم شدند. از مقیاس استرس ادراک شده (PSS، کوهن و همکاران، 1983)، فهرست تجدیدنظر شده علائم بالینی (SCL-90، دراگوتیس و همکاران، 1973)، مقیاس انگیزش تحصیلی (AMS، والراند و همکاران، 1992) و همچنین پروتکل 8 جلسه ای (هر دو هفته یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) برنامه آموزشی فرزندپروری مثبت برای جمع آوری داده ها و مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون استرس، سلامت روان و انگیزه تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزشی فرزندپروری مثبت بر کاهش استرس و افزایش سلامت روان و انگیزه تحصیلی موثر بوده است.
مروری برکاربست باورهای معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان؛ یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۹۴-۱۸۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ﻣﺮور ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت انجام شده در ﺣﻮزه کاربست باورهای معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از سال 1390 تا 1403 شمسی (2011 تا 2024 میلادی) بود. بر این اساس، جستجوی ﻣﻘﺎﻻت در ﭘﺎیﮕﺎه ﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗی ﻣﻌﺘبر داخلی و خارجی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگ ایران، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، اریک، فرانسیس و تیلور، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر با جستجوی کﻠﻤﺎت باورهای معرفت شناختی، یادگیری، پیشرفت تحصیلی و معادل آنها در انگلیسی اﻧﺠﺎم شد. ارزیابی کیفی مقالات با چک لیست صورت گرفت. در این مرور 70 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین، درنظرگرفتن معیار های ورود و خروج و بررسی کامل مقالات، در نهایت 20 مقاله وارد فرآیند مطالعه شد. بر اساس مرور پژوهش های انجام شده، تجزیه وتحلیل این اسناد بر 17 محور پایه تأکید داشت. محور های پای ه در قالب 3 محور فرعی «مهارت های تحصیلی»، «راهبردهای یادگیری» و «ابعاد انگیزشی» در زمین ه محور اصلی پژوهش، یعنی کاربست باور های معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سازمان دهی شدن د. بررسی محورهای موضوعی مطالعات حوزه کاربست باور های معرفت شناختی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نشان می ده د پژوهشگران تنها به برخی از قلمروهای موضوعی که این نظریه می تواند بر آنها تأثیرگذار باشد، پرداخته اند. نیاز است پژوهش های بیشتری درباره باورهای معرفت شناختی و یادگیری دانش آموزان به ویژه در داخل کشور انجام شود.
پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۲۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان متاهل دانشگاه آزاداسلامی واحد شیراز در سال تحصیلی1403-1402 بود که از میان آن ها تعداد 200 نفر (75 مرد و 125 زن) به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بی ثباتی ازدوج ادواردز و همکاران (1987، MII)، پرسشنامه نیازهای دلبستگی سامانی و سهرابی (2022، MANS) و پرسشنامه بلوغ هیجانی سینگ و بهارگاوا (1990، EMS) بود. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که متغیرهای بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی به صورت معناداری (001/0>P) قادر به پیش بینی بی ثباتی ازدواج هستند، بدین گونه که میزان تبین واریانس برای بی ثباتی ازدواج توسط نیازهای دلبستگی و بلوغ هیجانی در مجموع برابر با 66 درصد بود. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود در مشاوره های پیش از ازدواج به برسی سطح بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی زوجین و برگزاری کارگاه هایی جهت ارتقا سطح آگاهی آنها نسبت به این عوامل پرداخته شود.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
101 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن ها، 48 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (16 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001، CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر شفقت درمانی نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد؛ اما شفقت درمانی مؤثرتر است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) بر پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل مددجویان کانون اصلاح و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
241 - 250
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) بر پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل مددجویان کانون اصلاح و تربیت انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را مددجویان کانون اصلاح و تربیت استان بوشهر در بازه زمانی بهمن 1402 تا خرداد 1403 تشکیل دادند. 22 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (11 نفر) و کنترل (11 نفر) به روش تصادفی ساده قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از چک لیست نشانه های بیماری 90 سوالی تجدید نظر شده (SCL-90-R؛ داراگتویس، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 60 دقیقه ای یک بار در هفته شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) را به صورت گروهی دریافت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین نمرات پس آزمون پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) نقش موثری بر پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل در مددجویان کانون اصلاح و تربیت داشته است.
تبیین روابط علی بین سبک های دلبستگی و قلدری سایبری براساس نقش میانجی گر صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
73 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی صفات تاریک شخصیت در رابطه بین سبک های دلبستگی و قلدری سایبری در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای نمونه ای به تعداد 400 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری (CBVEQ، آنتونیادو و همکاران، 2016)، مقیاس تجدید نظر شده دلبستگی بزرگسال (RAAS، کالینز و رید، 1990) و مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا به صورت مستقیم قادر به پیش بینی قلدری سایبری بودند (۰01/۰p‹). همچنین سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا توانستند به صورت غیرمستقیم و از طریق صفات تاریک شخصیت، قلدری سایبری را پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک های دلبستگی با توجه به نقش مهم صفات تاریک شخصیت می توانند تبیین کننده قلدری سایبری در کاربران نوجوان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش قلدری سایبری ضروری است.
مدل ساختاری رابطه بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد: نقش میانجی سیستم های مغزی/ رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
103 - 112
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری رابطه بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی سیستم های مغزی/رفتاری در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه همه مردان مبتلا به سومصرف مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد رشت در سال 1403 بودند که 264 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل: پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف و کیز، 1995، (PWB، پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005، (DTS، و پرسشنامه سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، BIS/BAS) بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم تحمل پریشانی بر بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار؛ اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری بر بهزیستی روان شناختی، منفی و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری بر بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار بود (05/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم سیستم های مغزی/رفتاری در ارتباط بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی، مثبت و معنادار بود (05/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت نقش میانجی سیستم های مغزی/رفتاری در ارتباط بین تحمل پریشانی و بهزیستی روان شناختی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد تایید شد.
نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی در والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
1 - 10
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی در والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دارای فرزند مبتلا به اتیسم در دامنه سنی 3 الی 18 سال بودند که به مراکز درمانی (کاردرمانی، توانبخشی و روان درمانی) شهر تهران در سال 1403 مراجعه کرده بودند. 220 نفر از 5 مرکز درمانی به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011)، شاخص استرس والدینی- فرم کوتاه (PSI-SF؛ آبدین، 1990) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که استرس والدینی به طور مثبت و شفقت به خود به طور منفی بر پریشانی روانشناختی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین استرس والدینی به طور منفی بر شفقت به خود اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت به خود به طور مثبت و معنادار بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع نتایج دلالت بر این دارند که استرس والدینی به طور مستقیم و با میانجی گری شفقت به خود بر پریشانی روانشناختی والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم اثر داشت.
مدل ساختاری خودناتوان سازی بر اساس احساس مسئولیت پذیری با میانجی گری رضایت از تحصیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
131 - 140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری خودناتوان سازی بر اساس احساس مسئولیت پذیری با میانجی گری رضایت از تحصیل انجام شد. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم در سال 1403 در شهرستان اسفراین بود؛ در این مطالعه نمونه نهایی 350 نفر درنظر گرفته شد؛ نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای جمع آوری شد. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خودناتوان سازی (ASHS؛ جونز و رودوالت، 1982)، پرسشنامه احساس مسئولیت پذیری (SRQ؛ گاف، 1951) و پرسشنامه رضایت از تحصیل (ASQ؛ توسط لنت و همکاران، 2009) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که مسئولیت پذیری و رضایت از تحصیل به طور منفی بر خودناتوان سازی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین مسئولیت پذیری به طور مثبت بر رضایت از تحصیل اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که رضایت از تحصیل بین مسئولیت پذیری و خودناتوان سازی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع یافته ها نشان داد که احساس مسئولیت پذیری به صورت مستقیم و با میانجی گری رضایت از تحصیل بر خودناتوان سازی دانش آموزان دختر اثر داشت.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
129 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور، از جامعه آماری دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی دانشگاه آزاد واحد تالش در محدوده سنی 18 تا 25 سال در سال 1402، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش، مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی دو ماه در 8 جلسه 2 ساعته، هفته ای یکبار دریافت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ابزار غربالگری ملال پیش از قاعدگی ستینر و همکاران (2003، PSST) و پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (2008، PSS) و همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (2014، CFS)، استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بر این اساس، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی مداخله ای مؤثر در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی می باشد.
مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
139 - 148
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان صومعه سرا در سال ۱۴۰۳ بود؛ 45 دانش آموز به روش هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه 15 نفری گمارده شدند. هر یک از گروه های آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. شرکت کنندگان به پرسشنانه افسردگی بک (BDI-II؛ بک و همکاران، 1996) و مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYD؛ گلدوف و همکاران، 2014) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در دو گروه مداخله درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار نمرات پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری تحول مثبت نوجوانی افزایش یافته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که بین دو گروه مداخله در مرحله پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم تاثیر بیشتر بر افزایش تحول مثبت نوجوانانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی داشته است.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت براساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
99 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی در دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه 200 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT، یانگ، 1998)، انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و همکاران، 2010) و وسواس جبری مادزلی (MOCI، هاجسون و همکاران، 1977) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ایجاد جایگزین، کنترل، ادراک جایگزین، وارسی، شستشو، کندی/ تکرار و شک و تردید توان پیش بینی اعتیاد به اینترنت را دارند (05/0>p) و این متغیرها در مجموع 8/26 درصد واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به رابطه معنی دار انعطاف پذیری شناختی و وسواس فکری عملی با اعتیاد به اینترنت درمانگران و مشاوران می توانند در مسیر بهبود انعطاف پذیری روانشناختی و وسواس فکری عملی در راستای کاهش اعتیاد به اینترنت دانش آموزان حرکت کنند.
پیش بینی تفکر انتقادی بر اساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
89 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تفکر انتقادی براساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از این بین 382 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند، اما درنهایت داده های 350 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا: فرم ب فاسیون و فاسیون (1990، CCTST:FB)، سیاهه ساختار شخصیت کاستا و نئومک کری (1985، NEO-FFI) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی نجاتی (1392،EFQ ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های ساختار شخصیت و کارکردهای اجرایی با تفکر انتقادی در دانشجویان رابطه معناداری وجود داشت (05/0>P) و درمجموع 3/56 درصد از واریانس متغیر تفکر انتقادی را تبیین می کنند (05/0>P). به طورکلی می توان بیان داشت که برای ارتقای تفکر انتقادی باید به نقش ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان توجه ویژه داشت.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر تعارضات زناشویی زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
119 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر تعارضات زناشویی زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1403تشکیل دادند. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدید نظر شده (MCQ-R؛ ثنایی و همکاران، 1379) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه بین گرروهی گویای این بود که بین نمرات پیگیری گروه های مداخله درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای در مقایسه با گروه کنترل تا تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نمرات پیگیری بین دو گروه درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری نسبت به تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای تاثیر بیشتر بر کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی داشته است.