در یکی دو دهه ی اخیر تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه سبب شده که اشخاص معلول به میزان قابل توجهی جذب جامعه شوند؛ اما وجود برخی موانع به ویژه موانع عرصه ی برنامه ریزی شهری و شهرسازی باعث شده که بسیاری از فضاهای شهری فاقد شرایط لازم برای حضور این قشر در جامعه باشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی و ارزیابی مبلمان و تجهیزات شهری است و سعی شده ضمن تعریف مبلمان شهری و اهداف طراحی آن به نارسایی ها و کمبودهای مبلمان شهری ویژه ی معلولان در شهر ایلام پرداخته شود. این پژوهش با روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از شیوه ی مشاهدات میدانی و مصاحبه انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که محدوده ی مورد مطالعه (مرکز شهر ایلام)، شرایط بحرانی و مشکلات زیادی در حوزه ی مبلمان و تجهیزات شهری دارد.
این تحقیق، به موضوع علل کاهش جمعیت و پیامدهای آن می پردازد. هدف از این پژوهش، شناخت سیاست های کنترل جمعیت، به عنوان یک معضل اجتماعی و سیاسی و پیش گیری از آن برای حفظ بقای نسل می باشد. اهداف سیاسی نهفته در این جریان، با ابزارهای فرهنگی همچون تبلیغات، ترویج مدرنیته، و تبعیت از سیاست های بهداشتی یونسکو در کشورهای اسلامی رشد یافت و زمینه های اجتماعی، مثل گسترش بزهکاری، رواج دیدگاه های فمینیستی و طلاق، آن را حمایت کرد. کنترل جمعیت در ایران پیامدهای ناگواری را به ارمغان آورده که ازجمله تأثیرات آن در درازمدت می توان به تضعیف نیروی دفاعی کشور، کاهش نیروهای جوانان و نخبه، بر هم خوردن تعادل جمعیتی و تهدید مذهب شیعه اشاره کرد.
هدف تحقیق حاضر بررسی دیدگاه های جمعیتی، فرصت ها و چالش های جمعیتی پیش روی شهرهاست؛ یعنی مسائلی که در راستای ارتباط منطقی جمعیت با شهرها مطرح می باشد و برنامه ریزان و مدیران شهری برای برنامه ریزی در شهرها و خدمات رسانی هرچه بهتر به شهروندان باید آنها را مدنظر قرار دهند. از یافته های تحقیق حاضر می توان به این موارد اشاره کرد: نظر خوش بینانه به افزایش جمعیت در صورت آماده سازی بسترهای لازم برای آن، توزیع مناسب فضایی جمعیت در سطح شهرها و برقراری عدالت اجتماعی در سطح شهرها، و افزایش جمعیت فعلی کشور به دلیل روند پیر شدن جمعیت کشور در سال های آتی.
مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از کتب، مقالات، گزارش ها و اسناد به بررسی دیدگاه های مختلف جمعیتی و فرصت ها و چالش های جمعیتی و اثرات آن بر روی محیط شهری پرداخته و در پایان برای رسیدن به شهرهای پایدار راهکارهایی ارائه نموده است.
یکی از بارزترین تحولات جمعیتی کشور از سال 1370 به بعد، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش میزان تجرد بخصوص در بین دختران بوده است. این مسئله به بروز برخی تغییر و تحولات ساختاری به ویژه در حوزه فرهنگ و اجتماع منجر گشته و همین موضوع، تحلیل و تبیین ابعاد این مسئله را به یک ضرورت تبدیل کرده است. پژوهش حاضر می کوشد با روش تحلیلی و با تکیه بر آمار و اسناد و همچنین تحقیقات موجود، ضمن اشاره به برخی علل در بروز پدیده «مضیقه ازدواج» و تجرد دختران، برخی از مهم ترین عوارض و پیامدهای سوء این پدیده را گزارش کند. نتایج نشان می دهد که گرایش به استقلال اقتصادی، فشار برای ورود به دانشگاه و بازار کار، تضعیف پایبندی اخلاقی در روابط خانوادگی، گسترش روابط نامتعارف، گرایش به جرم و سوء مصرف مواد، بی هویتی و بروز اختلالات روانی را می توان ازجمله عواقب احتمالی تجرد دختران برشمرد. در پایان نیز به برخی پیشنهادها و راهکارها برای کاهش عوارض و پیامدهای نامطلوب اشاره شده است.
مقدمه: پیشگیری و کنترل خشونت علیه زنان در خانواده و پیامدهای فردی و اجتماعی آن مستلزم شناخت درست از وضعیت، علل و نتایج آن است. در این مقاله تلاش شده است تا براساس شواهد تحقیقی گردآوری شده تصویر مستندی از مسئله ی خشونت علیه زنان در خانواده ارائه گردد. روش: اطلاعات مربوط به خشونت علیه زنان از گردآوری و مرور 63 مقاله به زبان فارسی و انگلیسی، حاصل از پژوهش های انجام شده در کشور که در دوره ی زمانی 1387-1380 در مجلات معتبر علمی پژوهشی داخلی و خارجی منتشر شده اند به دست آمده و توصیف و تحلیل شده اند. یافته ها: در ایران شیوع کلی خشونت نسبت به زنان در خانواده براساس نتایج مطالعات در تهران و شهرهای دیگر کشور طیف گسترده ای از 5/17تا 6/93 درصد را شامل می شود. بالاترین فراوانی انواع آزار در کل و در جمعیت عمومی مربوط به آزار روانی و کم ترین آن آزار جنسی بوده است. همچنین به نظر می رسد که تعامل مجموعه ای از عوامل فردی، موقعیتی، اجتماعی و فرهنگی در ایجاد خشونت نقش ایفا می کنند. بحث: طیف گسترده شیوع خشونت در ایران می تواند عمدتا نتیجه ی روش شناسی متنوع مطالعات از جمله تعاریف در حیطه های مختلف خشونت، جمعیت هدف مطالعات، ابزار جمع آوری اطلاعات و تنوع در شهرهای محل انجام مطالعات باشد.
مقدمه: مفهوم «سرمایه اجتماعی» به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد، تقریباً با تمامی موضوعات مطرح در حوزه انسانی و اجتماعی، از جمله حوزه آسیب های اجتماعی و به خصوص کجروی، ارتباط پیدا می کند. با توجه به این تأثیرات متقابل، هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی رابطه بین سرمایه اجتماعی و کجروی است. روش: این مطالعه به روش پیمایشی در بین ۳۸۴ نفر از دانش آموزان پسر ۱۵تا۱۸سال مناطق ۵ و ۱۲ و ۱۵ شهر تهران انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که پایایی و روایی آن گزارش شده است. برای تحلیل داده ها، از هم بستگی و رگرسیون خطی و کای اسکوئر استقلال استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بین سرمایه اجتماعی و تمام ابعاد آن اعم از مشارکت، اعتماد، حمایت و انسجام اجتماعی و همچنین روابط متقابل با دیگران با کجروی دانش آموزان، با ضریب اطمینان ۹۵ درصد از نظر آماری رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین، سن و پایه تحصیلی و پایگاه اقتصادی و اجتماعی به عنوان متغیرهای زمینه ای با ضریب اطمینان ۹۵ درصد، از نظر آماری رابطه معنی داری نشان داده اند. بحث: نتایج این تحقیق نشان می دهد هر اندازه افراد در ساختار جدید اجتماعی، سرمایه اجتماعی بیش تری داشته باشند، یعنی این متغیر به عنوان مجموعه ذخایر ارزشمندی مانند حمایت های اجتماعی، روانی و مالی، حس تعلق، وابستگی و مشارکت در جنبه های مختلف زندگی اجتماعی برای افراد وجود داشته باشد، سلامت اجتماعی افراد در جامعه جدید در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت.
مقدمه: امروزه، اعتیاد از مشکلات اجتماعی اساسی است. عوامل مختلفی در گرایش افراد، به خصوص جوانان به سوءمصرف مواد تأثیر دارند. اعتیاد والدین و به خصوص اعتیاد پدر خانواده ممکن است باعث آشفتگی و گرایش دیگر اعضای خانواده به اعتیاد شود؛ با این حال در این خانواده ها، افرادی وجود دارند که در برابر این مشکل، مقاومت می کنند. آن ها با وجود داشتن پدر معتاد، دچار سوءمصرف مواد نمی شوند، و در اصطلاح در برابر اعتیاد ناشی از داشتن پدر معتاد، تاب آوری دارند. مطالعات بسیاری در خانواده ها، نقش پیشگیرانه نظارت و صمیمیت والدین را در برابر اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی نشان داده اند. اکنون می خواهیم بررسی کنیم که آیا سازه های متناظر با نظارت و صمیمیت والدین در جامعه، یعنی کنترل اجتماعی و حمایت اجتماعی نیز با تاب آوری در برابر سوءمصرف مواد در پسران دارای پدر معتاد مرتبط است یا نه. روش: در طول پژوهش مورد شاهدی در دو گروه، گروهی افراد معتادی که پدرشان هم معتاد بود (گروه غیرتاب آور یا شاهد) و دیگری، برادرهای غیرمعتاد آن ها (گروه تاب آور یا مورد همتا شده)، پرسش نامه های کنترل اجتماعی و حمایت اجتماعی اجرا شده است. در تحلیل داده ها از آزمون های مربع خی و تی مستقل و رگرسیون لجیستیک استفاده شد. یافته ها: کنترل اجتماعی و حمایت اجتماعی در گروه تاب آور به طور معنی داری بیش تر از گروه غیرتاب آور بود (001/0> p). رگرسیون لجیستیک نشان داد که سه بعد از کنترل اجتماعی (نظارت اجتماعی و نوع نگرش به مواد و نحوه استفاده از اوقات فراغت پیش بینی کننده های معنی دار تاب آوری در برابر سوءمصرف مواد است. بحث: تاب آوری در برابر سوءمصرف مواد در پسران دارای پدر معتاد، تحت تأثیر کنترل اجتماعی قرار دارد.
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی تأثیر مداخلات مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد شناختی رفتاری بر سازگاری اجتماعی پسران بزهکار، انجام گرفت. روش: از بین کل کودکان 12 تا 18 سال حاضر در کانون اصلاح و تربیت تهران 40 نفر را به شیوه تصادفی به عنوان شرکت کننده در پژوهش انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در چهار گروه آزمایش و کنترل ده نفره قرار داد. پیش از مداخله تمام شرکت کنندگان با خرده مقیاس سازگاری اجتماعی بِل مورد ارزیابی قرار گرفتند. دو گروه آزمایشی در 9 جلسه کارگروهی شرکت نمودند و گروه های کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. پس از مداخله تمام شرکت کنندگان مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند و در پایان داده های موجود با آزمون آماری t تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود مداخلات مددکاری اجتماعی گروهی در هر دو گروه سنی بر افزایش سازگاری اجتماعی پسران بزهکار مؤثر بوده است. برای گروه 12 تا 14 سال تمام سطح معنی داری برابر با 024/0 و سطح معنی داری برای گروه 15 تا 18 سال 025/0 گزارش شده است. البته یک نفر از گروه آزمایش 15 تا 18 سال به دلیل انتقال به زندان بزرگسال، همکاری خود را تا پایان پژوهش ادامه نداد
مقدمه: اخیراً توجه به فراتحلیل تحقیقاتی که درباره رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان است، به دلیل درک اثر منفی فرسودگی شغلی بر نیروهای کار، بین مدیران افزایش یافته است. بررسی مقدار اثر رابطه فرسودگی شغلی و ابعاد فرسودگی شغلی بر سلامت روان با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل، هدف این مطالعه است. روش: در این پژوهش، با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل، مقدار اثر رابطه فرسودگی شغلی و ابعاد فرسودگی شغلی (خستگی عاطفی و مسخ شخصیت و ناموفقیتی فردی) بر سلامت روان بررسی می شود. بدین منظور از بین ۱۶ پژوهش، ۱۰ پژوهش که ازلحاظ روش شناختی پذیرفته شده است، انتخاب و فراتحلیل درباره آن ها انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش که از فهرست های ابتدایی فراتحلیل به دست آمد، عبارت است از: ۱. فرسودگی شغلی با سلامت روان رابطه زیادی دارد (514/0- =r)؛ ۲. خستگی عاطفی با سلامت روان رابطه بیش از حد متوسط دارد (445/0- =r)؛ ۳. مسخ شخصیت با سلامت روان رابطه متوسط دارد (344/0- =r)؛ ۴. ناموفقیتی فردی با سلامت روان رابطه کم تر از حد متوسط دارد (275/0- =r). بحث: یکپارچه کردن نتایج، نشان دهنده این موضوع است که فرسودگی شغلی بیشتر ارتباط معنی دار با سلامت روانی کمتر دارد.
مقدمه: امروزه، آثار مستقیم یا غیر مستقیم سوءِمصرف مواد مخدر بسیاری از کشورها را تحت تأثیرات منفی قرار داده و معضل اجتماعی مهمی محسوب می شود. هزینه های بسیار و راهکارهای سخت گیرانه و شدید مقابله با آن، چنان که باید، در طی چندین دهه، نتوانسته گشایشی در گره کور سوءِمصرف مواد مخدر ایجاد کند و بسیاری صاحب نظران معتقدند که لازم است از منظر دیگری، به این معضل اجتماعی نگریسته شود. این مطالعه با هدف دستیابی به ابزار مناسبی برای ایجاد نگرشی تازه به مسئله سوءِمصرف مواد مخدر انجام شد. روش: رویکرد تحلیل پویایی های سیستم، به این جهت که قادر است تعاملات میان پارامترهای سیستم های پیچیده را بررسی کند، ممکن است ابزار مناسبی برای ایجاد نگرشی تازه به مسئله سوءِمصرف مواد مخدر به دست دهد. با درپیش گرفتن این رویکرد، ابتدا مدلی شبیه سازی شده از پدیده سوءِمصرف مواد مخدر طراحی شد. سپس به استناد روش های متعدد پایایی سنجی، پایایی مدل در تبیین و پیش بینی رفتار سوءِمصرف مواد مخدر انجام شد. درنهایت، در راستای کنترل سوءِمصرف مواد مخدر، فرضیه های روابط میان متغیرهای مدل پیشنهاد شده به وسیله مدل ارزیابی شد. یافته ها: در این مقاله، با اتخاذ رویکرد تحلیل پویایی های سیستم به عنوان ابزار تحلیلی با قابلیت آینده پژوهی، سوءِمصرف مواد مخدر مدل شده، در محیط نرم افزار «ونسیم» شبیه سازی شده است و سیاست ها و راهبردهای مختلف موردِآزمون قرار گرفته و درنهایت، بسته های سیاستی برای مدیریت معضل سوءِمصرف مواد مخدر ارائه شده است. بحث: مهم ترین این سیاست ها و راهبردها عبارت است از: تشکیل خانه های اعتیاد، حمایت درمانی و اقتصادی از معتادان و خانواده های آنان، ایجادکردن و فراهم آوردن زمینه تفریحات و سرگرمی های سالم، زمینه سازی برای جایگزین های کم خطرتر مواد مخدر، ارتقای سطح نگرش ها و باورهای عمومی افراد جامعه درباره سوء ِمصرف مواد مخدر، مشارکت اقتصادی و صنعتی با کشورهای تولید کننده مواد مخدر، تقویت اراده و خواست سوءِ مصرف کنندگان برای توقف رفتار و رفع نابسامانی های اجتماعی از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی.
مقدمه: این مقاله در پی بررسی دلایل تغییر الگوی مصرف از مواد کم خطر به پرخطر و نیز شناسایی عوامل زمینه ساز آن در بین افراد معتاد استان خراسان شمالی است. چارچوب نظری این تحقیق، شامل نظریه فشار اجتماعی، نظریه آنومی، تداعی افتراقی، کنترل اجتماعی، مدل سازگاری، تعارض اجتماعی، سرمایه اجتماعی و نظریه مبادله است. روش: تحقیق به صورت پیمایشی بوده و جمعیت آماری تحقیق را افراد سوء مصرف کننده مواد کم خطر در گذشته تشکیل می دهد که درحال حاضر الگوی مصرف را به مواد پرخطر تغییر داده اند. در بررسی به عمل آمده برای دستیابی به اطلاعات کمّی در این پژوهش، دو گروه از معتادان زندانی شده و مراجعه کننده به واحد درمانی کلینیک ثامن از شهرستان بجنورد انتخاب شدند که هر دو گروه، تغییر در الگوی مصرف داشته اند و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه ای محقق ساخته است. روش آماری استفاده شده نیز شامل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیروفی دو تک متغیره است. یافته ها: براساس یافته های این پژوهش، روند تغییرات الگوی مصرف حاکی از تغییر ماده مصرفی از تریاک به موادی مانند هروئین و حشیش و تغییر روش مصرف مواد از روش های دشواری همچون تدخین به روش های ساده تری همچون خوردن و تزریق بوده و کاهش سن مصرف مواد هم مشاهده می شود. بحث: نتایج تحقیق گویای این است که بین فشار (محرومیت) اجتماعی، تعامل با خانواده و هم بستگی در خانواده، فقر فرهنگی، ناخالصی مواد و تغییر الگوی مصرف مواد مخدر، رابطه معنی دار وجود دارد. به طور ِکلی عواملی که باعث شده تا افراد معتاد این استان از مواد کم خطر به پرخطر روی آورند، عبارت اند از: ارزان شدن مواد پرخطر، رونق کارگاه های صنعتی تولید مواد پرخطر، ناخالصی مواد کم خطر، وجود فشارهای اجتماعی همچون فقر و بیکاری در بین حاشیه نشینان، افزایش خرده فروشی مواد مخدر در محیط های آلوده و وجود فقر فرهنگی در بین برخی خانوادها و ناآگاهی آن ها از آثار تسکینی و تقویتی مواد.
پژوهش حاضر به بررسى رابطه سبک هاى پردازش حسى با رضایتمندى زناشویى پرداخته است. نمونه پژوهش شامل 136 زوج (272 نفر) ساکن شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از پروفاىل پردازش حسى نوجوان بزرگسال (براون و دان، 2002). فرم 40 سؤالى مقیاس رضایتمندى زناشویى انریچ، هنجار شده براى جامعه ایرانى (عسگرى، بهمنى و تمدنى، 1385). داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سبک جست وجوگرى حسى در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه مثبت معنادار دارد و سبک هاى پردازش حسى ثبت پایین، اجتناب گری حسی و حساسیت پذیری حسی در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه منفى معنادار دارد. نتایج حاصل از بررسى رابطه احتمالی فاصله نمرات زوجین در هر سبک پردازش حسی با رضایتمندی زناشویی آن ها، نشان داد فاصله نمرات زن و شوهر در جست وجوگری حسی و اجتناب گری حسی با رضایتمندی زناشویی مردان رابطه مثبت معنادار دارد و فاصله نمرات زن و شوهر در ثبت پایین با رضایتمندی زناشویی زنان و مردان رابطه منفى معنادار دارد.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین دلزدگی زناشویی، احقاق جنسی و باورهای بدکارکردی جنسی در زنان دارای همسر دیابتی و مقایسه آن با زنان دارای همسر غیردیابتی است. پژوهش حاضر روی جامعه نمونه ای به اندازه 200 نفر صورت گرفته است. 100 نفر از آن ها از جامعه زنان دارای همسر دیابتی و 100 نفر دیگر از جامعه زنان دارای همسر غیردیابتی به روش نمونه گیری جامعه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک (محقق ساخته)، مقیاس دلزدگی زناشویی (CBM)، شاخص احقاق جنسی هالب رت (HISA) و پرسش نامه باورهای بدکارکردی جنسی (SDBQ) بودند. داده ها با کاربرد آمار توصیفی (جدول توصیفی داده ها، فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی از قبیل ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA)، تحلیل شد. نتایج نشان داد، بین دلزدگی زناشویی، باورهای بدکارکردی جنسی و احقاق جنسی در زنان دارای همسر دیابتی با زنان دارای همسر غیردیابتی در هرسه مؤلفه مورد بررسی، تفاوت معناداری وجود دارد؛ زنان دارای همسر دیابتی در مؤلفه احقاق جنسی از میانگین پایین تر و در مؤلفه دلزدگی زناشویی و باورهای بدکارکردی جنسی نیز از میانگین بالاتری نسبت به زنان دارای همسر غیر دیابتی برخوردار بودند. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد یکی از عوامل مهمی که در ایجاد یا افزایش دلزدگی زناشویی، تشدید باورهای غلط جنسی در زمینه عملکرد جنسی و میزان پایین احقاق جنسی در زنان تأثیرگذار است، اختلال و کژکارکردی جنسی در همسر می باشد. در واقع زنانی که همسرشان از بیمارهای مزمنی چون دیابت (که منجر به اختلال در عملکرد جنسی فرد می شود) رنج می برند، دارای احقاق جنسی پایین تر و میزان دلزدگی زناشویی و باورهای بدکارکردی جنسی بالاتری از سایر زنان هستند.
یکی از عوامل پیش بینی کننده کمال گرایی در فرزندان به شیوه تربیتی خانواده ها و سطح انتظاراتی که آن ها از فرزندان شان دارند برمی گردد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ادراک از سبک های فرزندپروری با ابعاد کمال گرایی است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. 161 دانش-آموز دختر به شیوه خوشه ای چندمرحله ای از مدارس متوسطه شهر بیرجند انتخاب شدند.از مقیاس های ادراک شیوه فرزند پروری والدین (POPS) و ابعاد کمال گرایی (MPS) برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند که از میان سبک های فرزندپروری تنها درگیری و گرمی مادر رابطه منفیِ معناداری با کمال گرایی جامعه-مدار دارند. در نتیجه گرم تر شدن روابط مادر با فرزند و هم چنین درگیر شدن مادر در فعالیت-های مختلف فرزندان باعث خواهد شد کمال گرایی جامعه مدار در آن ها کاهش یابد. لذا سبک درگیری و گرمی مادر نقش مهمی در پیش بینی کمال گرایی جامعه مدار ایفا می کند.
هدف اساسی این پژوهش بررسی"دلایل و انگیزه های مخاطبان از تماشای تلویزیونهای ماهواره ای است "..روش تحقیق ازنظر هدف کاربردی است و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی از نوع پیمایشی است ، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های آزاد ، غیر انتفاعی و سمای شهرستان قائم شهر که مخاطب تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان بوده اند در نظر گرفته شد. حجم نمونه "310" بیننده تلویزیون های ماهواره ای هستند که به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها با توجه به نرمال بودن متغیرها از روش های آماری پارامتریک از جمله آزمون تی تک نمونه ای بهره گرفته شد.یافته های پژوهش نشان داد که مخاطبان عمدتاً برای رفع نیازهای سرگرمی، شناختی ، اجتماعی و کسب هویت شخصی خود به تماشای شبکه های ماهواره ای می پردازند. در خصوص جنسیت و انگیزه های استفاده از تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان یافته ها نشان داد مخاطبان زن و مرد از نظر نوع و شدت رضامندی مورد جستجو تفاوت هایی با یکدیگر دارند به گونه ای که مخاطبان زن بیشتر از مردان برای کسب هویت شخصی، نیازهای اجتماعی و شناختی به تماشای تلویزیون های ماهواره ای می پردازند، ودر زمینه کاربرد تلویزیون های ماهواره ای از جهت سنی، نتایج آزمون نشان داد که بالاترین میانگین مصرف تلویزیون برای نیازهای سرگرمی، مربوط به مخاطبان بالای 42 سال، در بعد نیازهای اطلاعاتی و شناختی، مربوط به دانشجویان زیر 22 سال، در زمینه نیازهای اجتماعی مربوط به مخاطبان زیر 22 سال و در بعد کسب هویت شخصی مربوط به مخاطبان زیر 22 سال می باشد.
انسان ها در دنیایی پر از عواطف اجتماعی زندگی می کنند و عواطف اجتماعی در روابط ما با دیگران جریان دارد. در این پژوهش الگوی عواطف اجتماعی موجود در بین جوانان شهر کرمان توصیف و سپس عوامل روانی- اجتماعی مؤثر بر عاطفه اجتماعی تبیین می شود. به منظور بررسی این رابطه از نظریه ترنر، هاکشیلد و وینر استفاده شده و این تحقیق بصورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه در بین جوانان شهر کرمان در سال 1390 انجام گردیده است. روش نمونه گیری بصورت تصادفی طبقه بندی و سیستماتیک بوده است و حجم نمونه 400 نفر می باشد. نتایج آزمون تحلیل توافقی چندگانه نشان داد عواطف اجتماعی منفی نظیر غم، ترس، خشم، تنفر و شرم در مقایسه با عواطف اجتماعی مثبت در جوانان شهر کرمان از فراوانی بیشتری برخوردار است. آزمون فرضیات نشان می دهد بین جنس، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال با عاطفه اجتماعی رابطه وجود دارد. همچنین بین اعتماد اجتماعی، دینداری و اعتماد به نفس با عاطفه اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری و بین سن با عاطفه اجتماعی رابطه منفی و معنی داری تأیید گردید. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای مستقل اعتماد اجتماعی، اعتماد به نفس و میزان تحصیلات 47 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند.
در این بررسی ، پایگاه هویت با توجه به مدیریت بدن در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز مورد مطالعه قرار گرفته و تفاوت سطوح مدیریت بدن و ابعاد مدیریت بدن براساس نوع پایگاه هویت تعیین گردیده است. روش تحقیق، پیمایشی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، یک پرسشنامه استاندارد است که بوسیله بنیون و آدامز ساخته شده است. متغیر پایگاه هویت را می سنجد. پرسشنامه دیگر، پرسشنامه محقق ساخته می باشد که متغیر ملاک یعنی مدیریت بدن، ابعاد، سطوح آن و برخی متغیرهای جمعیت شناختی را مورد سنجش قرار می دهد. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می باشد که تعداد آنها بالغ بر 26000 نفر است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر 384 نفر می باشد. شیوه نمونه گیری، نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با جنس و رشته تحصیلی می باشد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین میزان مدیریت بدن و نوع پایگاه هویت دانشجویان تفاوت معنی داری وجود ندارد. تفاوت میزان مدیریت بدن در بعد بهداشتی بر حسب پایگاه هویت معنی دار است. میزان مدیریت بدن در بین دانشجویان زن اندکی بیشتر از دانشجویان مرد می باشد. در بین متأهلان مدیریت بدن 55/52 و در بین مجردها 82/48 است.
به منظوربررسی تأثیر اشتغال و زندگی، خانوادگی بر میزان رضایتمندی زنان معلم از زندگیتعداد 200 نفر از معلمینشاغل در آموزش و پرورش ناحیه یک کرجبا نمونه برداری تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته که به تایید استادانوصاحب نظران رسیده بود، پاسخ دادند. نتایج نشان داد که 1- بین سن ازدواج(سال های گذشته از زندگی مشترک) و میزان رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معنا داری وجود دارد. بدین معنا که هر چه تعداد سال های بیشتری از ازدواج گذشته باشد میزان رضایت زنان از زندگی بیشتر است.2- بین وجود فرزند و میزانرضایتمندی زنان از زندگی رابطه معنا داری وجود دارد. بدین معنا که زنانی که فرزند ندارند از رضایت کمتری در زندگی برخوردارند.3- بین میزان همکاری همسر و میزان رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معناداری وجود دارد.بدین معنا که وقتی همسر فرد با او همکاری بیشتری دارد میزان رضایت زنان از زندگی بیشتر است. 4- بین وضعیت اشتغال (رسمی، پیمانی یا حق التدریس) و میزان رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معنا داری وجود دارد. بدین معنی که شاغلین رسمی از شاغلین پیمانی و حق التدریس رضایت بیشتری از زندگی دارند. 5-بین تحصیلات همسر و رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معناداری وجود ندارد. 6- بین تعداد فرزند و رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معناداری وجود ندارد. 7- بین وضعیت اقتصادی همسر در رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنی که زنانی که همسرانشان از وضعیت اقتصادی بالایی برخوردار هستند رضایت بیشتری از زندگی دارند. 8- بین میزان ساعات کار در رضایتمندی زنان از زندگی رابطه معناداری به دست نیامد.