فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۹۴۱ تا ۱۹٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۴۹ مورد.
بررسی رابطة میزان استفاده از رسانه های ارتباطی (اینترنت، ماهواره و تلفن همراه) و گرایش دانشجویان دختر دانشگاه بوعلی سینا به حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطة بین میزان استفاده از رسانه ها و گرایش دانشجویان دختر دانشگاه بوعلی سینا به حجاب در سال تحصیلی 92-1391 انجام گرفته است. سئوال اصلی این پژوهش آن است که آیا بین میزان استفاده از رسانه های ارتباطی (اینترنت، ماهواره و تلفن همراه) و گرایش دانشجویان دختر دانشگاه بوعلی سینا به حجاب رابطه وجود دارد؟ روش تحقیق، پیمایشی و همبستگی بوده است. از 4436 نفر جامعة آماری، با استفاده ازروش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی و جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان، نمونه ای به حجم 354 نفر انتخاب شده است. ابزار اندازه گیری، پرسشنامة محقق ساختة میزان استفاده از رسانه و گرایش به حجاب بوده است. روایی پرسشنامه ها بر اساس روایی محتوایی مورد سنجش قرار گرفت و از منظر صاحب نظران مورد تأیید واقع شد و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 85/0 و 93/0 محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از شاخص های آمار توصیفی (درصد، فراوانی، میانگین) و از آزمون های آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون مرکب) برای تبیین داده ها استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که میزان گرایش به حجاب دانشجویان را می توان از روی میزان استفاده از اینترنت، موبایل و ماهواره پیش بینی کرد. هم چنین نتایج گویای آن است که بین میزان استفاده از اینترنت، ماهواره و موبایل با گرایش به حجاب، رابطه ای منفی و معنی دار وجود دارد؛ یعنی هر چه میزان استفاده از هر کدام از این رسانه ها بیشتر باشد، گرایش به حجاب کمتر است.
برنامه درسی جدید علوم اجتماعی از نگاه دبیران
حوزههای تخصصی:
شاخص یابی الگوی تعالی سازمانی دانشگاه علوم انتظامی بر مبناء مفاهیم بنیادین در مدل EFQM
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :دانشگاه علوم انتظامی به عنوان تنها مرکز آموزش عالی پلیس با فراهم آوری مقدمات پیاده سازی و اجرای تعالی بر مبنای EFQM طلیعه دار تغییر به ویژه در مدیریت کیفی مراکز علمی و پژوهشی برای رشد و پیشرفت همه جانبه در نیروی پلیس شده است . مدل اروپایی تعالی سازمانی (EFQM) که مورد استفاده دانشگاه علوم انتظامی قرار دارد بر هشت مفهوم بنیادین متکی است که در این تحقیق ابعاد الگو را تشکیل داده و شاخص یابی ابعاد مذکور بر مبناء ویژگی های بومی و خصوصیات دانشگاه علوم انتظامی هدف تحقیق است . روش: تحقیق از نوع کاربردی و پیمایشی بوده که به روش دلفی ( نظر سنجی خبرگان ) با استفاده از پرسشنامه 7 درجه ای لیکرت.در جامعه آماری اعضاءهیئت علمی دانشگاه و با نمونه ای به تعداد 40 نفر به روش دلفی در دو مرحله اجرا شده است . یافته ها و نتایج : یافته های تحقیق حاکی از این است که ابعاد و مولفه های الگو در هر دو مرحله سنجش دلفی تایید شدند و از 63 شاخص مرحله اول، 36 شاخص در محدوده مطلوب طیف قرار گرفتند و با اضافه شدن 5 شاخص حسب نظر خبرگان، پرسشنامه مرحله دوم با 44 شاخص اجرا شد که در 4 شاخص اصلاحیه پذیرفت استفاده عملی از نتایج تحقیق برای ارتقاء کیفیت آموزش در قالب تعالی سازمانی دانشگاه بر مبناء مدل EFQM و انجام برخی تحقیق های مکمل به مانند تحقیق در الگوی رهبری دانشگاه و شاخص های آن که از جمله مهم ترین انهاست، به عنوان پیشنهاد های تحقیق ارائه شده اند. شاخص هایی که میانگین وزنی آنها بالاست، قدرت اندازه گیری قوی تری دارند و با ویژگی های بومی ومتناسب با شرایط دانشگاه علوم انتظامی سازگار تر هستند.
الگوی مصرف در چرخه زندگی خانوارهای شهری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۳ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۴۹
۲۹۸-۲۴۳
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناخت ویژگی های اجتماعی و اقتصادی و الگوی مصرف خانوارها در گروه های مختلف سِنی و درآمدی و هزینه ای، از ابزارهای مهم برای ارزیابی سیاست ها و برنامه ریزی های اقتصادی و اجتماعی هر کشور به شمار می رود. این مبحث همواره از موضوعات مهم اقتصادی در داده های خُرد و کلان است که رفتار اقتصادی خانوار را در دوران عمر بررسی و تجزیه و تحلیل می کند. در این مقاله، الگوی مصرف خانوارهای شهری در طول سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۷ تحلیل و بررسی شد که هدف آن، شناسایی تغییر تدریجی توزیع هزینه ای برخی اقلام اصلی مصرفی خانوارهاست. روش: تحقیق حاضر تحلیل توصیفی و اقتصادی براساس اطلاعات طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری در طول سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۷ است. علاوه بر تحلیل توصیفی روند تغییرات مصرف خانوارها، با استفاده از مدل دیتون (دیتون، ۱۹۹۷) الگوی مصرف چرخه زندگی هم گروه ها نیز برآورد شده است. در این روش، هزینه خانوارها به آثار گروه و سِن و سال تجزیه می شود؛ به گونه ای که امکان بررسی اجزای الگوی مصرف نسل ها در چرخه زندگی فراهم شود. یافته ها: از مهم ترین یافته های این تحقیق، می توان به تغییر الگوی هزینه خانوارهای شهری در بخش های مختلف هزینه ای در طول سال های بررسی شده اشاره کرد؛ به گونه ای که در سال ۱۳۷۵، سهم هزینه غیرخوراک تقریباً 5/2 برابر هزینه های خوراک بوده؛ درحالی که در سال ۱۳۸۷، این سهم تقریباً به ۴ برابر رسیده است. همچنین در طول سال های تحت بررسی، سهم هزینه های پوشاک و کفش کاهش چشمگیری داشته؛ درحالی که سهم هزینه های کالا و خدمات متفرقه افزایش چشمگیر و سهم هزینه های بهداشت، درمان، ارتباطات و انتقالات تقریباً روندی افزایشی داشته است. نتایج مدل بندی هزینه خانوارها نشان داد که الگوی منحنی متفاوتی از چرخه زندگی میان کالاهای مختلف مصرفی خانوارهای شهری وجود دارد؛ به گونه ای که الگوی هزینه های کالاهای بی دوام و بادوام و حمل ونقل با افزایش سِن سرپرست خانوار تا ۵۵ سالگی افزایشی بوده و پس از آن، تقریباً ثابت است؛ درحالی که الگوی سِنی هزینه خدمات فرهنگی و تفریحات، غذای آماده، هتل و رستوران در خانوارهای ایرانی تقریباً قوزدار بوده است؛ یعنی حداکثر مقدار آن در ۵۵ سالگی است. درباره پوشاک و کفش نیز الگوی هزینه قوزدار و حداکثر مقدار در ۴۵سالگی است. همچنین الگوی مصرف خانوارها، با سرپرستی زن و مرد نیز متفاوت است. بحث: نتایج نشان داد که قدرت خرید خانوارها در اوایل دوران زندگی کم است؛ لذا تهیه کالاهای بادوام و خدمات رفاهی و رسیدن به استانداردهای زندگی مشکل است؛ اما بعد از گذشت چندین سال کار در بخش های مختلف اقتصادی، با افزایش بهره وری افراد و خانوارها و درنتیجه، افزایش قدرت خرید آن ها، تهیه کالاها و خدمات رفاهی آسان شده و نیز دست یابی به سطح زندگی استاندارد و مطلوب فراهم شده است. از طرفی، هزینه های گروه ها یا نسل های جوان تر بیشتر از گروه ها و نسل های پیرتر است؛ حتی زمانی که در سِن مشابهی هستند. این مسئله می تواند به دلیل رشد سریع اقتصادی باشد که منجر به بهتر شدن درآمد و به تبع آن، افزایش هزینه های نسل جوان تر می شود.
زندگی روزمره بدون تلویزیون و جایگزین های تلویزیون در زندگی
منبع:
رادیو تلویزیون سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۰
157 - 188
حوزههای تخصصی:
این پژوهش برای شناخت جایگاه تلویزیون در میان خانواده های ایرانی و بررسی واکنش های اولیه افراد به زندگی روزمره بدون تلویزیون و جایگزین های آن، به شکل تحقیقی شبه تجربی انجام شده است. برای دستیابی به میزان اهمّیت تلویزیون در زندگی خانواده های ایرانی این سوال مطرح شد که دلایل و میزان تماشای تلویزیون برای مشارکت کنندگان چیست؟ سپس از آن ها خواسته شد به مدت دو هفته تماشای تلویزیون را متوقف و اطلاعاتی مربوط به شرایط زندگی و احساس خود را از نبود تلویزیون بیان کنند. چارچوب مفهومی این تحقیق بر پایه نظریه های مربوط به استفاده و رضامندی، نظریه کاشت، نظریه وابستگی مخاطب، نظریه اوقات فراغت، نظریه اقناع، نظریه انتقادی نیل پستمن و دیدگاه های سید مرتضی آوینی درباره تلویزیون شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد که دلایل خانواده های ایرانی برای تماشای تلویزیون شامل اولویت دادن به برنامه ای خاص و شرایط شخصی هر انسان است. پیامدهای حذف تلویزیون در خانواده ها را می توان در تنوع در عملکردها، آرامش بیشتر، تغییر در سطح ارتباطات انسانی، برنامه ریزی دقیق در زندگی روزمره و جایگزینی فعالیت های شخصی و رسانه ای دیگر مشاهده کرد. پیامد اصلی این کار، تغییر جایگاه تلویزیون در زندگی خانواده ها، افزایش نظم در زندگی و تغییر در نحوه گذران اوقات فراغت است. همچنین با وجود تغییرات خوشایند در سبک زندگی خانواده ها، پس از پایان دوره آزمایشی حذف تلویزیون، افراد تمایلی به تکرار مجدد آن ندارند.
معماری و فرهنگ در خانه های اعیانی تهران در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش فرهنگ زندگی در شکل گیری معماری خانه های اعیانی تهران در دوره قاجار می پردازد. هم زمان با شناخت شیوه زندگی، ساختار خانواده و شرایط فرهنگی اجتماعی زندگی ایرانیان آن دوره به دنبال دست یابی به پاسخ هایی درباره ی چگونگی روند خلق و تغییر فضاها است. ساختار خانواده و خانه های اعیانی دوران قاجار به تدریج بعد از اولین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ (1290 ه.ق.) دچار تغییراتی شدند؛ این پژوهش خانه های اعیانی را فارغ از این تغییرات بررسی می کند تا نقش ساختار خانواده و فرهنگ وابسته به آن را در شکل دادن به خانه، روشن سازد. بر اساس طرح تحقیق تاریخی و روش های توصیفی و تحلیلی، داده های مربوط به فرهنگ و شیوه زندگی در خانه های اعیانی قاجار، بیش تر از منابع دست اول و گاه دست دوم جمع آوری شده است تا عوامل موثر در تعیین کالبد خانه شناخته شوند. منابع دست اول شامل نامه ها و شرح حال ها و عکس های مربوط به آن دوره هست. نتایج تحقیق نشان دهنده چگونگی شکل گیری و تغییر کالبد انعطاف پذیر خانه، بر اساس ساختار خانواده است که خود تحت تاثیر اعتقادات مذهبی و نظام اجتماعی ساختار خانه را مبتنی بر جدایی فضاهای زنانه و مردانه شکل می داده است. هر گونه تغییر در تعداد یا نیازهای اعضای خانواده بازتعریف کالبد خانه را به دنبال داشته است.
هویت و زندگی روزمره دختران در فضاهای عمومی شهر، مطالعه دختران دانشجوی رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه مدرن، نوع روابط افراد با فضاهای شهری و سبک زندگی روزمره را تغییر داده است، حضور در فضاهای اجتماعی و برقراری ارتباط یکی از نیاز های انسان امروزی است. این نیاز در اولین قدم خود را در کنش های روزمره نشان می دهد. در این پژوهش، شیوه زندگی 35 دختران دانشجو شامل روابط خانوادگی، روابط اجتماعی، نحوه گذراندن زندگی روزمره، ارزش های مطلوب و هنجارهای مورد تبعیتشان و شیوه های رفتاری در شهرستان رفسنجان مورد توجه بوده است. داده ها با استفاده از روش کیفی و از خلال مصاحبه های فردی و گروهی و یادداشت برنامه فعالیت های روزانه جمع آوری شدند. با فن تحلیل محتوای موضوعی، هویت فرهنگی این دختران یعنی میزان و نحوه استفاده از سرمایه های فرهنگی و اجتماعی فضاهای پیرامونی مورد مطالعه قرار گرفت. با تحلیل داده ها به این نتیجه رسیدیم که در فرهنگ رفسنجان برای دختران هنجارها و ممنوعیت هایی در متن جامعه تعیین شده است. علاوه بر وجود موانع حضور در فضاهای عمومی شهر، عدم برنامه ریزی برای زندگی روزمره و اهمیت نداشتن آن در میان دختران مورد مطالعه به چشم می خورد. آنها هیچ گونه ایده، نظم و یا هدف خاصی برای سپری کردن زندگی روزمره و حضور یافتن در عرصه عمومی ندارند.
نسبت بین قرآن و رمان: قصه یوسف پیامبر در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به عقیده بسیاری از صاحب نظران، پیدایی نوع ادبی رمان مستلزم شیوه خاصی از انسان شناسی و نگاه به عالم است که جز در تمدن مدرن امکان ظهور نداشته است. رمان، به ویژه رمان رئالیستی، نوعی ادبی است که با انسان منفرد و امکانات فراروی او برای مواجهه با مسائل و معضلات دنیای مدرن سروکار دارد. در میان داستان های قرآنی، قصه یوسف پیامبر (ع) بسیاری از شاخصه های رمان را دارد و برخی پژوهش ها به تحلیل این شباهت و حمل کردن گونه رمان بر داستان یوسف پرداخته اند. در این مقاله استدلال شده که علی رغم حضور عناصری چند از نوع ادبی رمان، همچون مکان، گفتگو، مسئله من و توصیفات رئالیستی در قصه یوسف، این داستان به دلیل حضور خدا و عدم تنهایی انسان، تفاوت جوهری با رمان دارد. چارچوب نظری ما نظریه رمان گئورگ لوکاچ است و به فراخور نیاز استناداتی از نویسندگان و منتقدان ادبی آورده ایم.
سبک های پوششی مدمحور زنان
دانش به عنوان محصول فرهنگی: از جامعه شناسی معرفت علمی ) SSK ( تا مطالعات فرهنگی علم ) )CSS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی عمده جامعه شناسی معرفت و علم جدید تأکید بر فرهنگ و تحلیل فرهنگی در مطالعات علم و فناوری است. در این مقاله به بررسی دو حوزه مطالعاتی می پردازیم که جامعه شناسان جدید علم و فناوری در آن تحلیل های فرهنگی خود را ارائه داده اند. این دو حوزه عبارتند از: جامعه شناسی معرفت علمی و مطالعات فرهنگی علم.جامعه شناسی معرفت علمی، نخستین مکتبی است که محتوای درونی معرفت علمی را مستعد و منقاد تحلیل های فرهنگی و جامعه شناختی می کند. در مکتب SSK، پیش فرض اصلی این است که «معرفت علمی تماماً قراردادی است». بر این اساس، طرح و ارزیابی نظریه ها و دعاوی علمی، معلول علایق اجتماعی و گرایشات فرهنگی است، به طوری که نظریه های علمی ابزاری اند برای توجیه، مشروعیت بخشیدن، ترغیب و اقناع.در اوایل دهه 90، با بحران به وجود آمده در تبیینات جامعه شناسی معرفت علمی و انتقادات مطرح شده نسبت به آن، موضوعیت کلی این حوزه به بن بستی جدی رسید و ابتکار در مطالعات علم به جهت گیری های نظری متفاوتی از جمله مطالعات فرهنگی واگذار شد. مطالعات فرهنگی علم بر خلاف جامعه شناسی معرفت علمی، به رد «تبیین» می پردازد و به جای آن بر «معنا» و «درک» تأکید می کند. به عبارت دیگر، مطالعات فرهنگی به مشاجره قدیمی ای بازگشته است که بین رویکردهای تفسیری و هرمنوتیک و رویکردهایی که جامعیت قانون نگر را در امتداد خطوط اثبات گراتر دنبال می کنند، درگرفته بود. این حوزه نوظهور بر این مسئله تأکید می کند که باید برای تعین ناپذیری، بی ثباتی، ابهام و تفاوت نقش مهم تری در علم قائل شد. مطالعات فرهنگی علم، تغییر از جامعه شناسی معرفت علمی به یک فرهنگ گرایی نوین را بنیاد نهاد.
بازنمایی اختیار انسان در مجموعه های مذهبی تلویزیون؛ مطالعه موردی، مجموعه کلید اسرار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به ارتباط همیشگی زندگی توده مردم با مفاهیم جبر و اختیار، و نیز اهمیت ذاتی این مفهوم در حیطه دین، و با عطف نظر به توانایی رسانه ها در برساخت روایت توده مردم از نظام اسباب هستی این تحقیق در پی پاسخگویی به این سؤال برآمده است که در مجموعه تلویزیونی نمونه تحقیق از مفهوم اختیار چه برساخت معنایی ای به مخاطب ارائه می شود. لذا ابتدا یک معرفی اجمالی از مفهوم اختیار در اندیشه اسلامی و دال های آن که امکان بازشناسی فضای تخاصم میان جبر مطلق و اختیار مطلق در بخش عملی تحقیق را فراهم می آورد، ارائه شده است. با اتخاذ رویکرد نظری بازنمایی برساختی، ترکیبی از رویکردهای تحلیل گفتمان برای تحلیل گفتگوهای مجموعه درباره اختیار انسان و نیز الگوی تحلیل کنشگر گریماس برای تحلیل ساختار اساسی کنشگری در مجموعه استفاده شده است. با ترسیم نمودار شماتیک کنشگران پی رفت های آغازین و پایانی نشان داده شده است که مجموعه (تلویزیونی) به لحاظ روایی و گفتمانی متمایل به گفتمانی جبرگراست. مجموعه (تلویزیونی) با در مرکز قرار دادن قدرت الهی در ساختار داستانی و نیز گفتگو های شخصیت ها به گفتمان کلی جبر نزدیک می شود و این دال تمامی دال های دیگر را در جاذبه معنایی خود معین و بامعنا می گرداند. دال های خواب، کیفرانگاری سختی ها و پاداش انگاری خوشی ها، تقدیرگرایی، جامعیت نصّ دینی، نظم جهان و سنت اجتماعی در مجموعه (تلویزیونی) تأیید و دال های پرسشگری، روش تعقلی و فلسفی و نیز اثرگذاری ساختارهای اجتماعی طرد شده و به طور کلی گفتمان فلسفی و نیز گزاره های اختیار نفی می شود. به ارتباط هرکدام از این دال ها با گزاره های گفتمانی اختیار در بخش تحلیل داده ها پرداخته شده است.
تأثیر سبک زندگی بر هویت اجتماعی(مطالعه تجربی جوانان شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی نشان دادن تأثیر سبک زندگی در هویت اجتماعی است. چارچوب نظری آن استدلال نظری پیر بوردیو مبنی بر تعیین کنندگی سبک زندگی در ایجاد تمایز اجتماعی است. سبک زندگی شامل دو بعد مصرف فرهنگی و مدیریت بدن و به صورت تیپولوژی دو وجهی جهانی محلی در نظر گرفته شده و هویت اجتماعی به صورت سه هویت قومی و مذهبی و جهان وطنی در پیمایشی از نمونه ای احتمالی از جوانان سنندج سنجیده شده است. نتایج به دست آمده از روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که داده های تجربی مدل نظری مورد نظر را حمایت نمی کنند. به عبارت دیگر بررسی تجربی انجام شده روابط مفروض بین مصرف فرهنگی و مدیریت بدن به عنوان ابعاد سبک زندگی و هویت قومی، هویت مذهبی و هویت جهان وطنی به عنوان ابعاد هویت اجتماعی را تأیید نمی کند. هرچند ارتباطی ضعیف بین متغیرهای مذکور برقرار است.
رابطه دینداری با معناداری زندگی در یک جمعیت دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چالش ها و افق های نظریه پیچیدگی برای تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناسیونالیسم و اسلام گرایی در تعاملات فراملی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایدئولوژیک مؤثر در تعاملات فراملی ایران طی قرن اخیر چه بوده اند؟ در پاسخ، مقاله دربارة دو مفهوم ناسیونالیسم و اسلام گرایی تمرکز دارد. ناسیونالیسم باستان گرا در دوران پهلوی اول و دوم، ناسیونالیسم لیبرال در دوران نهضت ملی، و ناسیونالیسم مذهبی در دوران جمهوری اسلامی سه چهرة مهم ناسیونالیسم ایرانی اند که هر یک به نحوی در تنظیم مناسبات فراملی ایران نقش داشته اند. ناسیونالیسم، با وجود جهت گیری های مختلف، نقش مهمی در بازسازی هویت ملی و تحکیم خودباوری و استقلال کشور داشته است. پس از انقلاب اسلامی، ناسیونالیسم غالباً تحت الشعاع اسلام گرایی قرار داشته و ایدئالیسم اسلام گرا در عرصة مناسبات جهانی کشور ظهور پررنگی یافته است. نکتة کلیدی مورد تأکید رهبران جمهوری اسلامی این بوده که دولت در عرصة سیاست خارجی بایستی روی تکلیف و رسالت اسلامی اش تمرکز کند. به این منظور، جمهوری اسلامی با توجه به نابرابری ها و مناسبات سلطة جاری در عرصة بین الملل علناً با وضع موجود سیاست بین الملل مخالفت کرده و خواستار تغییرات به منظور برقراری عدالت بین المللی شده است
نغمه های دینی به مثابه حامی هنرهای آوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان دین چندان که بر اصالت خود بماند، می تواند حاوی ظرفیت های فرهنگی و هنری و از جمله ظرفیت های موسیقایی باشد. موضع «دین» نسبت به «موسیقی» در اغلب موارد با نگاه فقهی بررسی شده و از موضوع هایی که چندان بدان پرداخته نشده، نسبت «دین» و «هنر» موسیقی است.
تفصیل حرمت و حلّیت موسیقی موکول به کتا ب های فقهی و نگاه مقالة حاضر، نگاهی تاریخی و هنری به موسیقی آوایی دینی و تغنی و نغمه های برآمده از آن است.
در این مقاله، عواملی چون اشتیاق مردم به دین و وجود وزن و آهنگ در ادعیه، اوراد و متون دینی و در رأس آنها کلام الله مجید، سبب رشد هنرهای آوایی و موسیقایی از درون دستگاه دین شده است. این امر گذشته از حق دستگاه دین بر گردن هنر، نوعی سلامت نسبی را برای هنرهای مزبور به ارمغان آورده است.