تحقیقات تطبیقی- تاریخی، نوعاً با موردهای خیلی کمی روبه رو هستند. بدین خاطر برای آزمون مدعای علّی شان با معضل متغیرهای زیاد و N کوچک مواجه اند. این مشکل به خصوص هنگامی که مسئله آزمون فرضیات رقیب به میان می آید، مشکلی بنیادین محسوب می شود. در پاسخ به این مشکل، برخی پژوهشگران تطبیقی- تاریخی روش های توافق و اختلاف استوارت میل را به کارگرفته اند تا علیّت را بر اساس تعداد کوچکی از موردها استنباط و فرضیات رقیب را آزمون نمایند. در صورتی که این روش ها، حتی هنگامی که به عنوان روش های حذفی به کار می روند، برای تحلیل تطبیقی- تاریخی رویه ای منسوخ و نامناسب هستند؛ چون نمی توانند:1) رویکردی احتمال گرایانه را به کار گیرند؛2) از پس خطای اندازه گیری داده ها برآیند؛3) تحلیل چندمتغیری را به کار ببرند؛4) اثرات تعاملی را در توضیح پدیده ها به کار گیرند. جای تعجب ندارد که خود میل نیز تأکید نموده است که روش هایش برای اکثر تحقیقات اجتماعی نامناسب می باشند. ثانیاً به نظر می رسد این روش ها از غلبه بر مشکل اصلی تحقیقات تطبیقی- تاریخی، یعنی «متغیرهای زیاد و N کوچک» که آزمون فرضیات علّی رقیب را غیر ممکن می سازد، خیلی دور افتاده باشند چه رسد به این که راه حلی برای آن باشند.
این مقاله به بررسی مشارکت اقتصادی، اشتغال و بی کاری زنان ایران در دوره 1355-1381 می پردازد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که علی رغم پیشرفت های نسبی طی دهه های گذشته، میزان فعالیت و اشتغال زنان در ایران نسبت به مردان ایران و زنان کشورهای دیگر پایین تر است. این حقیقت که میزان فعالیت زنان برای مدت چهل سال بدون تغییر باقی مانده است، نیاز به توجه جدی دارد. با این وجود، هنوز به اهمیت و لزوم شرکت زنان در فعالیت های اقتصادی و مشارکت مستقیم در تولید ملی به دلایل زیادی توجه شایسته ای نشده است.