ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۶۱.

نتنوگرافی تجربه انسان ها در مواجهه با فناوری بلاک چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۳۰
با رشد و گسترش حیرت انگیز فناوری در روزگار کنونی، رابطیه انسان و فناوری هر روز پیچیده تر می شود و این مسئله حیات اجتماعی انسان ها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. مسئلیه اصلی پژوهش پیش رو بررسی مردم نگارانیه روایت انسان ها از برداشتشان از زندگی تحت تأثیر این فناوری های نوظهور در قالب تجربیه شخصی خودشان است. منظور از فناوری های نوظهور در این پژوهش به طور مشخص فناوری های مرتبط با اقتصاد بلاک چینی است. ارتباط انسان ها با این فناوری تا حدی نامأنوس بررسی می شود تا از این طریق به تحلیلی از جهان جدید دست بیابیم و الزامات هستی شناختی و معرفت شناختی آن را کنکاش کنیم. در همین راستا به تحلیل نظرات کاربران فعال در حوزیه بلاک چین در اینستاگرام پرداختیم و با شناسایی 9 کاربر فعال و تأثیرگذار در این فضا، با روش نتنوگرافی صفحات مجازی آن ها را مورد تحلیل قرار دادیم. نظرات کاربران در سه دستیه مفهومی قرار گرفتند: 1. دیدگاه های انقلابی؛ 2. دیدگاه های خنثی؛ و 3. دیدگاه های هیبریدی؛ هرچند بلاک چین از ابتدا ادعای ارائیه نظم اقتصادی غیرمتمرکز جدید و جایگزینی این نظام اقتصادی با سیستم فعلی اقتصاد جهانی را داشته است. پس از تحلیل انسان شناختی این دسته های مفهومی، درنهایت به نظر می رسد پتانسیل انقلابی بلاک چین در حدی نیست که ساختارهای پهن دامنیه نظام سرمایه داری را به کلی تغییر دهد و نظام مالی جدیدی را مستقر کند، بلکه با جاگیری در همین ساختار کنونی می تواند سبب بهبود امور اجتماعی و حیات انسانی شود.
۶۲.

احساس گناه مادران شاغل و مشکلات رفتاری کودکان: نقش تعدیل گر کنش تأملی والدینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل گری کنش تأملی والدینی در رابطه میان احساس گناه والدینی مادران شاغل و مشکلات رفتاری کودکان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مادران شاغل با فرزندان 3 تا 6 سال ساکن شهر تهران در سال 1403 بودند. حجم نمونه 225 مادر تعیین و به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه کنش تأملی والدینی (PRFQ)، مقیاس احساس گناه درباره والدگری (GAPS) و بخش رفتاری سیستم رتبه بندی مهارت های اجتماعی-والد (SSRS-P) بودند. روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بود و داده ها با کمک نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند. پیش ذهنی سازی از کنش تأملی والدینی می تواند در رابطه احساس گناه والدینی و مشکلات رفتاری (رفتارهای درون زا و برون زا) در کودکان به عنوان تعدیل گر عمل کند. به این معنا که پیش ذهنی سازی بیشتر در مادران، موجب تشدید رابطه احساس گناه و مشکلات رفتاری در کودکان می شود؛ درحالی که پیش ذهنی سازی کمتر، مشکلات رفتاری مرتبط با احساس گناه والدینی را کمتر می کند.
۶۳.

هوش مصنوعی به مثابه فرصت یا تهدید برای روزنامه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۴۶
گسترش فزاینده فناوری هوش مصنوعی در سال های اخیر و سرعت و دقت آن در تهیه و تنظیم محتواهای خبری، موجب تردیدهایی درباره آینده حوزه روزنامه نگاری شده است. هدف این پژوهش، بررسی این مسئله است که آیا هوش مصنوعی می تواند جایگزین عوامل انسانی اتاق خبر شود یا همانند دستیار عمل خواهدکرد. این مقاله با روش کتابخانه ای و مطالعه تطیبقی انجام شده است. نخست، اخبار تنظیم شده توسط انسان، جهت بازتنظیم به هوش مصنوعی داده شد و سپس مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفت. سپس به منظور اتقان نتایج، نظرات کارشناسان مطالعه و مضامین مهم آن ها استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی می تواند مسئولیت هایی را که مستلزم خلاقیت زیادی نیستند، انجام دهد اما وظایف پیچیده تر همچون تنظیم گزارش های تحقیقی، سیاست گذاری، عملیات روانی و گفتمان سازی را نمی توان کاملا به هوش مصنوعی واگذاشت و همچنان حضور عامل انسانی برای اصلاح خطاهای آن ضروری است. زیرا ادراک هوش مصنوعی متأثر از مطالب وب است و انبوه اخبار جعلی و توزیع نامتوازن داده ها، ممکن است بر صحت و جهت گیری محتوای تولیدی آن اثر بگذارد. درنتیجه هوش مصنوعی می تواند مانند دستیار به روزنامه نگاران کمک کند؛ اما تا آینده نزدیک، نمی تواند جانشین نیروهای خلاق و متخصص رسانه ها شود. البته توانمندی های روزافزون هوش مصنوعی تغییراتی را در الگوهای شغلی اتاق های خبر ایجاد خواهدکرد و مشاغل کم اهمیت تر تدریجا جای خود را به هوش مصنوعی می دهند. بهره گیری آگاهانه از هوش مصنوعی به افزایش کمیّت و کیفیت تولیدات رسانه ای خواهد انجامید. درحالی که تساهل در مواجهه با آن می تواند، اعتبار و سرمایه اجتماعی رسانه ها را خدشه دار کند. روزنامه نگاران باید با اطلاع از محدودیت ها و مخاطرات این فناوری، نقش نوین خود را بازتعریف کنند.
۶۴.

نابرابری نشاط و ارتباط آن با میزان توسعه یافتگی در مناطق شهر تهران (مقایسه موردی مناطق 3، 13 و 17 شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف:  شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط (IAH) شاخص جدید و مناسبی برای نشان دادن وضعیت نشاط در کشورها یا مناطق مختلف است که از ترکیب آماره های میانگین و انحراف استاندارد به دست می آید و علاوه بر میزان نشاط، نابرابری آن را نیز نشان می دهد. مقاله حاضر درصدد است با ترکیب رویکرد مساوات گرایان و مطلوبیت گرایان تصویری از "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط"در شهر تهران براساس میزان توسعه یافتگی مناطق ارائه و تفاوت آن ها را براساس سطوح توسعه یافتگی این مناطق تبیین کند. بدین منظور مناطق شهر تهران به سه خوشه با سطح توسعه یافتگی بالا، متوسط و پایین تقسیم و از هر خوشه یک منطقه برای مطالعه انتخاب شده است. آنچه در این مقاله از آن به عنوان نشاط یاد می شود ارزیابی سراسری افراد از زندگی خویش است. همین ارزیابی فردی وقتی به شکل جمعی تحلیل شود می تواند ایده بسیار خوبی برای تحلیل وضعیت توسعه و دستیابی به توسعه پایدار در یک محدوده را به دست دهد.روش: مقاله حاضر متکی بر داده های تحقیقی است که دو شاخص اصلی آن میزان و نابرابری نشاط در میان مناطق انتخاب شده با روش کمی از نوع پیمایش به صورت پهنانگر و مقطعی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش را جمعیت 18 سال و بالاتر در شهر تهران تشکیل می دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 600  نفر برآورد شده است. جمعیت نمونه براساس نسبت جمیعت بین مناطق مختلف بدین صورت تقسیم شد که منطقه 3 برابر با 230 نفر، منطقه 13 برابر با 177 و منطقه 17 نیز 193 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در حجم نمونه 600 نفری از سه منطقه شهر تهران با سطوح توسعه یافتگی متفاوت و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک استفاده شده است. دو نوع مقیاس پرکاربرد برای اندازه گیری نشاط به روش گذشته نگر در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. اول پرسشنامه آکسفورد است و فرم نهایی آن با 29 پرسش 4 گزینه ای آماده شده که در هر پرسش فرد درباره خود از احساس ناشادی تا احساس شادی بسیار زیاد، قضاوت می کند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار  spssو برای محاسبه شاخص IAH از فایل اکسل محاسبات این شاخص استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، همان طور که در سطح کلان و در بین کشورها میزان نشاط و نابرابری نشاط بر حسب میزان توسعه یافتگی متفاوت است، در سطح مناطق شهری نیز این امر صادق است؛ بدین معنا که در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند، وضعیت نشاط بهتری دارند. وضعیت بهتر هم بر حسب میزان و پراکندگی نشاط سنجش می شود؛ یعنی جایی که میزان نشاط بالاتر و نابرابری پایین تری دارد، وضعیت آن بهتر از مناطق دیگر است. برای نشان دادن سطح و میزان نابرابری نشاط از شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط استفاده شد. مناطقی که نمره IAH آن ها بالاتر است وضعیت نشاط آن ها بهتر است و این براساس سطح توسعه یافتگی متفاوت خواهد بود. در میان مناطق مورد مطالعه منطقه 3 با میانگین 6.85 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 13 و 17 نیز  به ترتیب دارای میانگین 6.33 و 5.59 هستند. نکته قابل توجه این است که در هر سه  منطقه میانگین نشاط بالاتر از حد متوسط (یعنی 5) است. از طرف دیگر بررسی انحراف استاندارد نشان می دهد که میزان نابرابری نشاط (یا ارزیابی کلی افراد از وضعیت زندگی خویش) در منطقه 17 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 3 نیز از منطقه 13 و 17 نابرابری کمتری دارد. بدین ترتیب، منطقه 3 با بالاترین میانگین و کمترین میزان نابرابری نشاط نسبت به دیگر مناطق از وضعیت نشاط بهتری برخوردار است. نمره نابرابری نشاط، که در یک طیف 0 تا 100 نمره ای محاسبه شده، در منطقه 3 برابر با 57.52، منطقه 13 برابر با 52.55 و منطقه 17 برابر با 42.45 و در شهر تهران، به طور کلی، معادل 50.32 است. مقایسه همین اعداد با یکدیگر کاملاً ارتباط بین نابرابری نشاط و سطح توسعه یافتگی مناطق را تایید می کند. همان گونه که در پژوهش های متعدد انجام شده بین کشورها، کشورهایی که از رتبه بالاتری از لحاظ سطح توسعه یافتگی برخوردار هستند از نظر نابرابری نشاط دارای شرایط بهتری هستند.نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح مناطق شهری "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط" با سطح توسعه یافتگی رابطه دارد؛ بدین معنا که در مناطق با توسعه یافتگی بالاتر میانگین نشاط بالاتر و نابرابری نشاط کمتر است. در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند به دلیل بهبود در شرایط زندگی اعم از برطرف شدن نیازها و خواسته ها افراد قضاوت بهتری نسبت به شرایط زندگی خود دارند. از آنجا که نشاط در اینجا به عنوان ارزیابی کلی فرد از شرایط زندگی سنجش شده، یافته ها نشان می دهد که بهبود شرایط زندگی اثر مستقیمی بر نشاط دارد.
۶۵.

دلالت های بینش تمدنی در سیاست گذاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۵
نسبت سنجی دو مفهوم سیاستگذاری فرهنگی و بینش تمدنی، پرده از دلالت های مطالعات تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی برخواهد داشت. از این رو این پژوهش به دنبال پاسخ به این مساله است که «دلالت های بینش تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی چیست؟» و برای پاسخ به این پرسش به واکاوی دلالت های بینش تمدنی با استفاده از نظر صاحب نظران و روش شناسی داده بنیاد می پردازد. براساس یافته های پژوهش، بسط زمان – مکانی، معانی، مبانی معرفتی، عینیت، نظم، یکپارچگی و پویایی تمدنی مهم ترین شاخصه های بینش تمدنی به حساب می آیند. استفاده از بینش تمدنی در حوزه سیاستگذاری و مداخله گری دولت در عرصه فرهنگ، اشاره به کاربست نگاه کلان و فراگیر تمدنی در تحلیل مسائل فرهنگی دارد که هم به مبانی معرفتی در پس این مسائل توجه داشته باشد، هم نظامات اجتماعی مختلفی که پیرامون هر مساله به صورت هماهنگ و پویا عینیتی تو در تو می یابد را مورد توجه قرار بدهد و هم از هویت معنایی که مساله با خود خلق، اشاعه و ترویج می کند غافل نباشد. بر اساس نتایج پژوهش، تاکید بر این است که دولت تک صدا، متمرکز و تصدیگر از طرفی و دولت منفعل، بازدارنده و خنثی از طرف دیگر با رویکرد تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی که در عین دغدغه هدایت بستر زندگی جامعه، بر آگاهی، اختیار، گفت و گو و احترام به سلیقه های فرهنگی مختلف بنا می شود ناسازگار است.
۶۶.

رتبه بندی و خوشه بندی استانهای ایران بر پایه شاخصهای اشتغال و کارآفرینی: تحلیل نابرابری اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه: اشتغال از ارکان اساسی توسعه و رفاه هر جامعه ای است و تحلیل توزیع مکان محور به شناخت بسترهای فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی آن کمک می کند؛ بنابراین هدف این پژوهش خوشه بندی و رتبه بندی استانهای کشور بر اساس مؤلفه ها و شاخصهای اشتغال و کارآفرینی است. روش: داده های این مطالعه به روش تحلیل ثانویه و از منابع رسمی و معتبر همچون سرشماری عمومی نفوس و مسکن و آخرین سالنامه های آماری (1401 تا 1403)، وزارت کار و داده های سایت مرکز آمار ایران در سال 1403 جمع آوری شده و به وسیله تکنیک تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. یافته: استانهای گیلان، کردستان، قزوین و آذربایجان غربی بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال بخش خصوصی را دارند؛ درحالی که استانهای سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد با کمترین میزان مشارکت و موفقیت کاریابی، در زمره استانهای محروم دسته بندی می شوند. همچنین، استانهای تهران، البرز و قم به دلیل تراکم بالای جمعیت، سهم بیشتری از اشتغال در بخش خدمات دارند. تحلیل خوشه ای، استانها را در چهار خوشه اصلی دسته بندی کرده که این خوشه بندی می تواند مبنای سیاست گذاریهای منطقه ای هدفمند قرار گیرد. بحث: بر اساس یافته ها، تمرکز بر توسعه بخش خصوصی، ایجاد زیرساختهای صنعتی و خدماتی در استانهای کم برخوردار و تقویت مهارت آموزی و کاریابی پیشنهاد شده است. همچنین، بهبود شرایط اقتصادی در استانهای جنوبی کشور به واسطه دسترسی به آبهای آزاد و توسعه اقتصاد دریامحور توصیه می شود. این پژوهش به سیاست گذاران کمک می کند تا با بهره گیری از تفاوتهای منطقه ای، راهبردهای مؤثرتری برای توسعه اقتصادی و کارآفرینی ارائه دهند.
۶۷.

تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه میان استفاده از اینستاگرام با تعاملات برند شخصی با نگاهی به نقش تعدیل گری هوش هیجانی کاربران جوان در شهر تهران طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش حاضر همبستگی بوده که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر تهران است که کاربر اینستاگرام هستند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان، 384 نفر در نظر گرفته شد. برای سنجش میزان و نوع استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه برند شخصی به تفکیک ابعاد پنج گانه شخصیت برند در میان جوانان کاربر مورد مطالعه، از پرسشنامه علیپور و تاجیک اسماعیلی(1399) استفاده شد. این پرسشنامه بر مبنای پرسشنامه شخصیت برند جنیفر آکر (1997) در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی ساخته شده است. برای سنجش هوش هیجانی جوانان کاربر اینستاگرام در شهر تهران، از پرسشنامه هوش هیجانی 28 گویه ای برادبری و گریوز(2004) که بر مبنای دیدگاه و نظریه گلمن و همکاران (1999) در چهار بعد شامل؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط ساخته شده، استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین بعد هیجان [در استفاده] ازاینستاگرام(یا استفاده از اینستاگرام به منظور توسعه بعد هیجان از شخصیت برند) با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد شایستگی [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین بعد کمال [در استفاده] ازاینستاگرام هم با هیجان، کمال، سرسختی و وضعیت کلی برند شخصی، ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود. بین وضعیت کلی [در استفاده] ازاینستاگرام با هیجان و کمال از برند شخصی ضمن «کنترل هوش هیجانی» رابطه مثبت و معنی دار مشاهده می شود.
۶۸.

Representation of the Iranian Family on Instagram: A Reception Analysis of Family Bloggers’ Pages

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
Background: In the digital age, the expansion of social media platforms has profoundly impacted various aspects of life, including family relationships.Aim: This article addresses the complex dynamics of family communication, particularly focusing on Iranian families. In this article, we study the perceptions of users and followers of family blogger pages regarding the representations of family life on Instagram.Methodology: Through interviews with users, we seek to understand their understanding of concepts such as love, intimacy, home, and marital relationships. To study how followers perceive and interpret family-oriented pages on Persian Instagram, approximately 29 qualitative interviews were conducted with three groups of respondents. These groups included users, informants, and family psychologists and counselors (couple therapists).Findings: The concept of family display helps us understand what practices are defined as "family practices" from the perspective of users and followers of family pages on Instagram. On the other hand, Hall’s theoretical model helps us understand the category of readings that users’ interpretations and perceptions of the family representation on these pages fall into. The findings reveal the evolving nature of family relationships in the digital age, particularly concerning Iranian families. The findings show that the readings of users following these pages are generally hegemonic and can be divided into three main axes: family rituals, marital relationship, and feminine power, each of which has its own sub-themes. In addition, some interviewees mentioned contrasting and negotiating perceptions.Conclusions: The results indicate that readings are complex processes shaped by the cultural contexts and lived experiences of the readers, leading to a combination of interpretations rather than a wholesale acceptance or rejection of media representations. Additionally, followers with preferred readings expressed dual emotions ranging from idealization and beautiful aspirations to feelings of alienation and dissatisfaction with their relationships.
۶۹.

بازخوانی آیه متعه (۲۴/ نساء) با رویکرد مفهوم ضرورت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
مسئله متعه، به‌ویژه در ارتباط با آیه ۲۴ سوره نساء، همواره از مباحث مناقشه‌برانگیز در تفسیر و فقه اسلامی بوده و توجه گسترده مفسران و فقیهان مسلمان، به‌ویژه میان امامیه و اهل سنت را برانگیخته است. اهمیت این پژوهش در آن است که با وجود پژوهش‌های فراوان درباره حکم متعه، تحلیل تفسیری-اجتماعی آیه یادشده با تمرکز بر مفهوم «ضرورت» در دو سطح فردی و اجتماعی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. هدف اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای تفسیری آیه استمتاع در چارچوب ضرورت‌های نوپدید انسانی و اجتماعی و بازخوانی مفهومی حکم متعه در بسترهای مختلف اجتماعی است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای تنظیم‌شده است. در این راستا، تحلیل واژگانی و تفسیری آیه، همراه با بررسی دیدگاه‌های عالمان فریقین و تفسیرهای مبتنی بر شرایط اجتماعی صورت گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد در نگاه تفسیری امامیه، مشروعیت متعه مستند به ظاهر آیه، سنت نبوی و روایات اهل‌بیت (ع) است و تأکید بر واژه‌های «استمتاع» و «أُجورهن» دلالت بر ازدواج موقت دارد. همچنین مفهوم ضرورت در تبیین کارکرد اجتماعی متعه جایگاهی محوری دارد. نتایج بیانگر آن است که متعه در سطح فردی پاسخی به نیازهای غریزی و روانی به شمار می‌آید و در سطح اجتماعی می‌تواند ابزاری برای حفظ جامعه، به‌ویژه در شرایط بحرانی همچون جنگ یا کمبود امکانات باشد؛ ازاین‌رو ضرورت‌های جمعی می‌توانند ضرورت فردی ایجاد کنند. درنهایت، بازخوانی آیه استمتاع بر اساس نظریه ضرورت، افقی نوین برای فهم اجتماعی و تطبیقی احکام شرعی در دنیای معاصر می‌گشاید.
۷۰.

کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر باهدف کشف و توصیف تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از مفهوم اخلاق در فضای مجازی و شناسایی مؤلفه های شکل دهنده درک اخلاقی آنان در بستر دیجیتال انجام شده است. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 10 نوجوان 13 تا 19 ساله شهرستان ساری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته نیمه عمیق (20-30 دقیقه) تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید. تحلیل داده ها منجر به استخراج 21 مضمون اصلی در سه دسته کلی شد: (1) عوامل زمینه ساز شامل پنهان بودن هویت، فقدان محدودیت، نقش والدین و رقابت کاذب؛ (2) افعال اخلاقی/غیراخلاقی شامل تقلید بدون تأمل، عمل غرض ورزانه و توجه به قاعده طلایی اخلاق؛ (3) پیامدها شامل اعتیاد به فضای مجازی، آسیب های روانی و تضعیف بنیان خانواده. درک نوجوانان از اخلاق در فضای مجازی پدیده ای چندسطحی است که تحت تأثیر ویژگی های ساختاری فضای دیجیتال، فرآیندهای یادگیری اجتماعی و تصمیم گیری های موقعیتی شکل می گیرد. این یافته ها ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و تربیتی موجود و طراحی مداخلات چندبعدی متناسب با پیچیدگی های اخلاق دیجیتال را نشان می دهد.
۷۱.

نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند
۷۲.

جریان سازی رسانه ای سند محور در اخبار صداوسیما مطالعه موردی :قانون افزایش ظرفیت پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۰
قانون افزایش ظرفیت پزشکی، یکی از مهم ترین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که در دی ماه 1400 به امضای رئیس جمهور رسید. اخبار صداوسیما نیز با ماموریت پیگیری اسنادبالادستی به ماجرا وارد شد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی جریان سازی سند محور، با بررسی سه بخش خبری نیمروزی (14) و شبانگاهی (21) شبکه اول سیما و بخش خبری (20:30) شبکه دوم سیما در پیشبرد قانون افزایش ظرفیت پزشکی بوده است. در ابتدا تمامی فراورده های خبری منتشرشده تحلیل محتوای کمی شده اند و سپس به صورت هدفمند، اقدام به مصاحبه عمیق با سه دسته از سردبیران خبر، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان وقت وزارت بهداشت شده است. نتایج نشان می دهد از بازه زمانی آبان 1400 تا تیرماه 1401 از سه بخش خبری ذکر شده ۴۱ فراورده خبری پخش شده اند. بخش خبری 20:30 به دلیل لحن انتقادی، کوتاه بودن و مصاحبه های صریح با مسئولان بیشترین تأثیر را بر مخاطبان و مسئولان داشته و پس از آن، بخش خبری 21 شبکه اول سیما، مورد اقبال مصاحبه شوندگان و مسئولان قرارگرفته است. به عقیده مصاحبه شوندگان، برگزاری برنامه های زنده گفت وگو محور با حضور کارشناسان تراز اول در حوزه پزشکی، می تواند در انتقال پیام و آشنایی با ادله موافق و مخالف، موثر واقع شود. تحلیل محتوایی نشان داد که تمرکز اصلی این اخبار پیگیری اجرای یکی از سیاست های کلان نظام سلامت بوده است. صداوسیما در این فرایند توانسته است نقش واسط را در میان مردم، نخبگان و سیاستگذاران ایفا کند.
۷۳.

بررسی انتقادی انگاره «خدا» در اندیشه های فمینیستی آمنه ودود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۶
متفکرین دیدگاه زنانه نگر با ترسیم انگاره ای متفاوت از خداوند، نظام های الهیاتی جدیدی به وجود آورده اند. با توجه به شکل گیری جریان های فکری زنانه نگر در میان مسلمانان، این پژوهش «انگاره ی خدا» را در اندیشه «آمنه ودود» بررسی می کند. هدف از این پژوهش بررسی نقادانه ی برخی مبانی الهیات زنانه نگر اسلامی است. از نظر ودود الهیات سنتی به دلیل گرفتار شدن در محدودیت های «زبانی» انگاره ی «خدای مذکر» را برساخت کرده است؛ اما روش تفسیری هرمنوتیک توحیدی، با پیراستن وحی از محدودیت های زبانی، از انگاره ی خدای مذکر فراتر رفته و خدا را با «صفات زنانه و مردانه» درنظر می گیرد، این انگاره، در باب دو صفت «توحید» و «عدل» نیز «روابط معاوضه ای» و «پارادایم توحیدی» را پیشنهاد می کند. بر اساس یافته های پژوهش، دیدگاه ودود با نقدهایی همچون نقض کمال الهی، دوئیت انگاری ذات و صفات، ذوالوجهین دانستن ذات الهی، همه خداانگاری و... مواجه است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد انتقادی است.
۷۴.

ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان در بررسی تطبیقی اسناد و قوانین بین المللی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه و هدف: یکی از ابعاد مغفول مانده در نظام های سنتی، توجه به ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان بوده است؛بررسی و تحلیل تطبیقی سیاست ها و مقررات مربوط به حمایت از بزه دیدگان در اسناد و قوانین بین المللی و ایران با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، راهکارهایی برای تقویت جایگاه بزه دیده در فرآیند عدالت کیفری کشور و نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان فراهم می سازد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ رویکرد، کیفی تطبیقی است که از روش تحلیل محتوا(کدگذاری سه مرحله ای) برای تحلیل آن استفاده شد.روش گردآوری داده ها، به صورت اسنادی و با استفاده از ابزار فیش برداری شامل 9 جلد کتاب، 18 نسخه مقاله، 6 سند قانونی و 8 سایت معتبر حقوقی بوده که به علت محدودیت منابع در حوزه اقدامات حمایتی از بزه دیدگان به صورت تمام شمار مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: قوانین ایران مانند قانون حمایت از بزه دیدگان ، قانون آیین دادرسی کیفری و... در راستای نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان حقوق اولیه ای برای بزه دیدگان فراهم کرده اند، اما نسبت به استانداردهای بین المللی نظیر «اصول حقوق بزه دیدگان» سازمان ملل متحد کاستی هایی دارند. به ویژه، مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی و... که در فرهنگ حمایت از بزه دیدگان ایران محدودتر است. نتیجه گیری: هرچند قوانین ایران در راستای فرهنگ حمایت از بزه دیدگان گام هایی مثبت برداشته اند، اما با استانداردهای بین المللی فاصله قابل توجهی دارند.کاستی هایی نظیر مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی ها و... ضروری است تا حقوق بزه دیدگان به نحو جامع تری تضمین شود.
۷۵.

تصویر پلیس در رسانه ها و تأثیر آن بر اعتماد عمومی در مواجهه با آسیب های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۹
در سال های اخیر، تصویر نهاد پلیس در رسانه ها نقش مهمی در شکل گیری یا تضعیف اعتماد عمومی به کارآمدی و مشروعیت این نهاد داشته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازنمایی های رسانه ای پلیس بر اعتماد عمومی در زمینه آسیب های اجتماعی، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل شهروندان تهرانی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. 24 نفر تا رسیدن به اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته بررسی شدند و داده ها با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از روش های تطبیق داده ها، بازنگری شرکت کنندگان و شفاف سازی فرایند تحلیل استفاده شد. یافته ها نشان داد که تصویر پلیس در اذهان عمومی پدیده ای پویا و متأثر از عوامل تاریخی، عملکردی، رسانه ای و اجتماعی است. مدل پارادایمی پژوهش، «بازنمایی اجتماعی پلیس در ذهن شهروندان» را به عنوان پدیده محوری معرفی کرد که تحت تأثیر شرایط علی (تصویر نمادین-تاریخی و عملکرد پلیس)، شرایط زمینه ای (جنسیت، طبقه اجتماعی و محل سکونت) و شرایط مداخله گر (رسانه های نوین و سنتی) شکل می گیرد. رسانه های اجتماعی با تقویت بازنمایی های منفی و رسانه های رسمی با ارائه تصاویر تبلیغاتی یک سویه، ادراکات متناقضی ایجاد می کنند. نتیجه این فرآیند، نظریه «اعتماد عمومی شکننده در سایه بازنمایی متضاد» است که به کاهش مشروعیت نهادی و همکاری اجتماعی با پلیس منجر می شود. این پژوهش بر لزوم بازنگری راهبردهای رسانه ای، شفاف سازی عملکرد پلیس و ایجاد فضاهای گفت وگوی اجتماعی برای تقویت اعتماد عمومی تأکید دارد.
۷۶.

حاشیه نشینی، محرومیت و گرایش های خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۳
پدیده خودکشی در کشور به نسبت میانگین جهانی در وضعیت نرمالی قرار دارد؛ اما به نظر می رسد واریانس آن در بین گروه های اجتماعی و به ویژه استان های کشور بالاست. به طوری که نرخ خودکشی در برخی از استان های کشور همچون کرمانشاه، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و ایلام بالاتر از نرخ کشوری است. علاوه بر این، میزان گسترش این پدیده در مناطق حاشیه نشین بالاتر است و نرخ شیوع آن طی سال های اخیر چشمگیر بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن بوده است تا به فهمی در خصوص وضعیت و دلایل خودکشی در محله های حاشیه نشین شهر کرمانشاه دست یازد. روش پژوهش حاضر ترکیبی و فنون گردآوری داده پرسشنامه و مصاحبه هستند. نتایج نشان می دهند که: 1. از اواسط دهه 40 خورشیدی تا کنون، 34 محله حاشیه نشین در شهر کرمانشاه به وجود آمده اند که بالغ بر 30 درصد جمعیت شهر را تشکیل می دهند؛ 2. نرخ گرایش به خودکشی در محلات حاشیه-نشین، در سه بعد تفکر، قصد و اقدامات ناموفق خودکشی زیاد است؛ 3. وضعیت یاد شده متأثر از حاشیه نشینی، مشکلات اقتصادی و احساس نابرابری است؛ 4. حمایت اجتماعی به میزان زیادی مانع اصلی و بازدارنده خودکشی در میان افراد است.
۷۷.

الگوی مطلوب جذب و نگهداشت مشارکت نیروهای داوطلب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر از نوع کیفی و با هدف شناخت الگوی مطلوب جذب و نگهداشت نیروهای داوطلب صورت گرفته.گروه هدف در دو سطح مدیران و کارشناسان با حداقل ۵سال سابقه کار مرتبط با حوزه داوطلبی و داوطلبان با داشتن حداقل ۴سال عضویت فعال در هلال احمر ایران به روش نمونه گیری هدفمند مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند.مصاحبه ها تا زمان رسیدن به«اشباع نظری»ادامه یافت و در مجموع تعداد 23نفر مدیر و کارشناس و 18نفر داوطلب در ۷استان کشورکه دارای داوطلبان بیشتری بودند،مشارکت داشتند.از شیوه تحلیل تماتیک شبکه برای آنالیز و تحلیل داده ها استفاده شد.در این مطالعه،به 12مضمون فرعی و ۴مضمون اصلی دست یافتیم که مضامین اصلی عبارتند از: ۱. مواجهه مدیریت مدرن با مدیریت سنتی(مدیریت هوشمند،جذب کارامد و مبتنی بر نیاز و همچنین سازماندهی و بکارگیری)، 2. توانمندسازی و توسعه اجتماعی در راستای نگهداشت داوطلب(انگیزه به عنوان یک سلاح استراتژیک در جذب و حفظ داوطلب،مشارکت اجتماعی،بسترسازی مناسب و اثربخشی آموزش)، 3. مدیریت خدمات کارامد و مؤثر(تدوین نظام ارزشیابی،کنترل و انتقال،شناسایی و راهبردهای اجرای خط مشی های رفاهی و تبیین نظام ارزشی برای داوطلب و کار داوطلبی)و ۴. شرایط فعلی حاکم بر داوطلبان و کار داوطلبی(مشکلات ساختاری در سطح جمعیت و مشکلات زیرساختی کار داوطلبی).مضامین استخراج شده مؤلفه های اساسی الگوی جذب و نگهداشت مشارکت نیروهای داوطلب را شکل دادند.الگوی مورد نظر بر اساس سه مؤلفه ورودی،فرایند و خروجی معرفی گردید.برای استفاده و کاربست وسیع،الگو نیازمند اعتباریابی و بررسی های بیشتر است.
۷۸.

نقش رهبری رسانه ای و شایستگی سرمایه انسانی در تقویت پایداری برند باشگاه پرسپولیس در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: پایداری برند در باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت بلندمدت و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. باشگاه پرسپولیس، به عنوان یکی از پرهوادارترین و باسابقه‎ترین باشگاه‎های فوتبال ایران، نیازمند راهبردهایی دقیق و علمی برای تقویت پایداری برند خود در فضای رسانه‎ای و اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل پیشران‎های کلیدی مؤثر بر پایداری برند این باشگاه انجام‎شده است. روش‎شناسی: روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون در مرحله کیفی و تکنیک دیمتل فازی در مرحله کمی بود. در گام نخست، با بهره‎گیری از مصاحبه‎های نیمه‎ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان رسانه، مدیریت ورزشی و برندینگ، 35 پیشران فرعی در قالب 7 پیشران اصلی استخراج شد. سپس، با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و تحلیل روابط علّی ـ معلولی میان مؤلفه‎ها، جایگاه هر پیشران در ساختار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مشخص گردید. یافته‎ها: یافته‎ها نشان داد که سه پیشران «ارتباط با هواداران و افکار عمومی»، «ساختار و سیاست‎های رسانه‎ای» و «مدیریت بحران رسانه‎ای» دارای بیشترین تأثیرگذاری در ساختار برند باشگاه هستند و به عنوان عوامل علی باید در اولویت مداخلات راهبردی قرار گیرند. در مقابل، «سرمایه انسانی برندمحور»، «انسجام درون‎سازمانی» و «سرمایه انسانی تیم رسانه» بیشتر تأثیرپذیر هستند. نتیجه‎گیری: این نتایج می‎تواند به تدوین نقشه راهی برای سیاست‎گذاری رسانه‎ای باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای کمک نماید و ابزاری کاربردی برای مدیران در جهت تقویت برند سازمانی فراهم سازد.
۷۹.

صلاحیت و استانداردهای نظارت بر رسانه؛ مطالعه در حقوق ایران و انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۷
نظارت به عنوان مهم ترین کلیدواژه در حقوق عمومی در تمام افعال حوزه عمومی ازجمله رسانه اجتناب ناپذیر است؛ اما مهم تر از نفس نظارت مقام ناظر، صلاحیت های نظارتی و استانداردهای نظارت است. نظارت بر رسانه انگلستان از طریق مراجع قضایی، مراجع اداری و نهادهای خودتنظیم گر صنفی اعمال می شود که مهم ترین ویژگی های سیستم نظارت صنفی آن، داوطلبانه بودن، تخصصی بودن، تعیین دقیق صلاحیت ها و خودتنظیم گری است که با نظام انتشار آزاد هماهنگی دارد. در مقابل، در نظام حقوقی ایران نظارت بر رسانه پیش از انتشار با صدور مجوز آغاز می شود و از طریق دستگاه قضایی و اداری ادامه پیدا می کند که در همین زمینه نیز با اختلاف ها و تداخل صلاحیت ها روبه رو هستیم. در این سیستم اثری از نظارت تخصصی و صنفی و نهادهای خودتنظیم گر نیست و تنها نهاد صنفی این حوزه سال هاست فعالیتی ندارد و در دوران فعالیت نیز دارای صلاحیت نظارتی نبود. در این مجال به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که آیا با استفاده از دستاوردهای حقوق انگلستان امکان نیل به نهاد صنفی خودتنظیم گر برای نظارت بر رسانه در ایران وجود دارد؟ و در مقابل، این فرضیه مطرح می شود که با برداشت از مدل نظارت بر رسانه انگلستان و با اصلاح برخی ساختارهای موجود می توان به نظام خودتنظیم گر صنفی رسید. تلاش ها در زمینه تشکیل یک نهاد جدید تحت عنوان نظام رسانه ای نیز تاکنون به ثمر ننشسته و اسناد تهیه شده در این زمینه نیز نه نشان از تشکیل یک نهاد خودتنظیم گر صنفی، بلکه نشان دهنده یک نهاد دولتی جدید در قالب یک نهاد صنفی و ایجاد محدودیت های بیشتر برای رسانه و رسانه نگاری است.
۸۰.

بی خانمانی به مثابه یک مسئله اجتماعی: با تاکید بر امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی. مورد مطالعه:شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بی خانمانی با متغیرهای امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی انجام شده است بنابراین ازنظر هدف، کاربردی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر به روش کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته در میان بی خانمان های شهر کرج اجرا شد؛ بنابراین ازنظر گردآوری اطلاعات پیمایشی، ازنظر ماهیت از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر شهر کرج به سر می برند. آمار ثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر است. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۷ است که محقق با مشورت استاد راهنما و با توجه به دقت کار آن را به ۳۵۰ نفر پاسخگو افزایش داده است. روش نمونه گیری در مرحله اول به صورت خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلا شهر کرج) استفاده شد و در مرحله بعد تصادفی است. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون چند متغیره استفاده شد و به وسیله نرم افزار spss مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد بین امنیت اقتصادی (با ضریب بتا ۵۱۶/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اقتصادی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است. از سویی دیگر بین انسجام اجتماعی (با ضریب ۵۱۲/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل انسجام اجتماعی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است؛ و در آخر بین امنیت اجتماعی (با ضریب بتا ۳۶۸/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اجتماعی ۳۶ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان