ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۲۸۱.

جایگاه حفاظت از میراث فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۲۱۳
میراث فرهنگی یکی از بنیان های مهم انتقال ارزش ها و تجربیات تاریخی است که داشته های فراوانی را برای هر کشور در دل خود دارد. ازاین منظر جوامع گوناگون سعی دارند تا از این میراث حفاظت نمایند. در این حفاظت، نظام های سیاسی نقش مهمی ایفا می کنند زیرا جدا از اینکه میراث فرهنگی به ذات ماهیتی سیاسی دارد، هر نظام سیاسی، قدرت فراوانی را جهت تحقق این موضوع در اختیار دارد و حفاظت از میراث فرهنگی ملی و محلی، می تواند برای آن منافع زیادی را درپی داشته باشد. دراین جهت، هدف این تحقیق، بررسی نگاه و یا رویکرد نظام جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک نظام سیاسی، به حفاظت از میراث فرهنگی کشور است و اینکه آیا جمهوری اسلامی ایران، از حفاظت از میراث فرهنگی کشور، به دنبال کسب منافع سیاسی-ایدئولوژیک است یا خیر. به منظور کشف این موضوع، در یک تحقیق کیفی، در قالب یک نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، نظرات کارشناسی مدیران و متخصصان ارشد حوزه میراث فرهنگی کشور، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان از این دارد که نظام جمهوری اسلامی ایران، از حفاظت میراث فرهنگی کشور، به دنبال منافع سیاسی- ایدئولوژیک نیست و حفاظت از میراث فرهنگی را به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی به خود درنظر ندارد، به حفاظت از میراث فرهنگی دوره خاصی از کشور مبادرت نمی ورزد و کلیت این میراث مورد توجه حاکمیت است. همچنین این حفاظت را ابزاری برای برجسته نمودن ملی گرایی مطلوب خود قرار نداده است. در ادامه راهکارهای تقویت حفاظت از میراث فرهنگی کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
۲۸۲.

مبانی تفسیر اجتماعی از جزء نگری تا سیستم گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۷
بررسی مبانی خاص تفسر اجتماعی نشان می دهد که مفسران اجتماعی هنگام بحث از هر مبنا، بیشتر بر همان مبنا متمرکزشده، کمتر به ارتباط میان مبانی پرداخته اند. نیز به انواع مبانی و تفاوت مبانی با یکدیگر و به دنبال آن، تقدم و تأخر مبانی چندان توجهی نداشته اند و به همین خاطر از تأثیر و تأثر مبانی بر یکدیگر تقریباً سخنی به میان نیامده است. در این مقاله سعی شده است ضمن گزارش کوتاهی از مبانی خاص تفسیر اجتماعی، نقص های نگاه جزءنگرانه به مبانی تفسیر اجتماعی برجسته گردد و دستاوردها و فواید نگاه سیستمی به مبانی تفسیر اجتماعی نشان داده شود. سؤال اصلی این است که نگاه سیستمی به مبانی تفسیر اجتماعی، چه تأثیری در تکمیل مبانی تفسیر اجتماعی و به دنبال آن برداشت های مفسران اجتماعی دارد؟ هدف از این پژوهش نیز، نقد نگاه جزءنگرانه به مبانی تفسیر اجتماعی و تبیین نگاه سیستمی به مبانی تفسیر اجتماعی است. روش به کاررفته در این مقاله، تحلیلی- تطبیقی است. نتایج تحقیق نشان می دهد نگاه جزءنگرانه دچار ضعف استدلالی و کاهش کارکرد مبانی شده است؛ درحالی که نگاه کل نگر و سیستمی، افزایش کارکرد مبانی، تقویت استدلالی مبانی، تعریف دقیق مبانی، تکثر دیدگاه های تفسیری و تقدم و تأخر هدفمند مبانی را به دنبال داشته است.
۲۸۳.

مقابله شخصیت اصلی رمان بوف کور با عارف ایرانیِ وصف شده در آثار گوبینو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
در داستان « بوف کور»، کمابیش شاهدِ حضور مایه های عرفانی هستیم؛ حضوری که گاه تلویحی و نهان است و گاه آشکار و عیان. در این مقاله کوشش کرده ایم نخست،در تأیید گرایش راوی داستان به عرفان شواهدی عرضه داریم و سپس تفاوت هایِ عارف کلاسیک ایرانی را با عارفی که صادق هدایت در بوف کور توصیف کرده، برجسته کنیم. بعد از این، نشان داده ایم که هدایت عامدانه و آگاهانه از الگویی ناآشنا برای ترسیم چهر ه اهل عرفان استفاده کرده است؛ الگویی که آن را در آثار گوبینو، متفکر و مستشرق فرانسوی، مشاهده می کنیم. درنهایت، بر مبنای گام های پیشین به توضیحی تازه درباره ارتباط بخش اول و دوم داستان رسیده ایم و راهی نو در تفسیر بوف کور گشوده ایم: نمایان ساخته ایم که صادق هدایت با نوشتن بوف کور به دنبال نقدِ شخصیتِ دل بسته به عرفان بوده است و راویِ عارفِ داستان را نباید با هدایت یکی گرفت. لازم است که بگوییم در این تحقیق از تحلیل مقایسه ای بهره برده ایم و شباهت ها را در سطح تم ها و مؤلفه های برسازنده پرسوناژ جستجو کرده ایم.
۲۸۴.

نقش هوش مصنوعی در شکل دهی آگاهی و مشارکت سیاسی کاربران دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۱۴
مقدمه: هوش مصنوعی در سال های اخیر به عنوان یکی از فناوری های تحول آفرین، تأثیر بسزایی بر سیاست و مشارکت مدنی داشته است. این فناوری از طریق ابزارهایی مانند سیستم های توصیه گر، پردازش کلان داده ها، چت بات های سیاسی و کمپین های دیجیتال، نحوه دسترسی شهروندان به اطلاعات، فرایند تصمیم گیری و میزان مشارکت در امور سیاسی را دستخوش تغییر کرده است. کاربران دیجیتال، به عنوان یکی از فعال ترین گروه های اجتماعی در فضای دیجیتال، بیشترین تعامل را با این فناوری ها دارند و به طور مستقیم و غیرمستقیم از مزایا و چالش های آن تأثیر می پذیرند. با وجود پژوهش های گسترده ای در سطح بین المللی در زمینه نقش هوش مصنوعی در سیاست، این مطالعات در ایران محدود بوده اند. هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش هوش مصنوعی در شکل دهی و مشارکت سیاسی کاربران دیجیتال است.روش: پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل کیفی انجام شده است. این روش با تحلیل و تفسیر نظام مند یافته های پژوهش های پیشین، امکان شناسایی الگوها، روندها و خلأهای موجود در ادبیات موضوعی را فراهم می سازد. هدف اصلی، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر شکل گیری آگاهی و مشارکت سیاسی کاربران دیجیتال از خلال مطالعات معتبر بین المللی است. این رویکرد امکان تحلیل عمیق تر روابط میان فناوری های هوشمند و رفتارهای سیاسی را فراهم کرده و درک جامع تری از پیامدهای سیاسی عصر دیجیتال ارائه می دهد.یافته ها: نتایج نشان می دهد هوش مصنوعی از طریق تحلیل داده های کاربران، استخراج الگوهای رفتاری و ارائه اطلاعات شخصی سازی شده، سطح آگاهی سیاسی کاربران را افزایش داده است. ابزارهای هوش مصنوعی همچون سیستم های توصیه گر و موتورهای جستجو، امکان دسترسی سریع تر به اطلاعات و تحلیل های سیاسی را فراهم کرده اند. این فناوری، همچنین از طریق چت بات های سیاسی و ابزارهای تعاملی، امکان افزایش میزان مشارکت کاربران دیجیتال در فرایندهای دموکراتیک را فراهم کرده و آنان را به کنشگری فعال تر در عرصه سیاست ترغیب نموده است. بااین حال، برخی چالش های مهم نیز در این زمینه شناسایی شده اند. قطبی سازی اطلاعات، ایجاد اتاق های پژواک، انتشار اخبار جعلی و تبلیغات هدفمند، مسائلی هستند که می توانند کیفیت مشارکت سیاسی را تحت تأثیر قرار دهند و بر شکل گیری دیدگاه های سیاسی اثر بگذارند. در مواردی، سیستم های هوش مصنوعی اطلاعاتی را نمایش می دهند که تنها تأییدکننده دیدگاه های پیشین کاربران است و این موضوع می تواند منجر به کاهش تعامل بین گروه های سیاسی مختلف و تشدید دوقطبی های اجتماعی شود.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی در صورت استفاده صحیح و همراه با سیاست گذاری های مناسب، می تواند به افزایش آگاهی سیاسی و تقویت مشارکت دموکراتیک کمک کند. با این حال، استفاده بدون ضابطه از این فناوری ممکن است خطراتی همچون دست کاری افکار عمومی و انتشار اطلاعات نادرست را به دنبال داشته باشد.
۲۸۵.

تدوین سیاست های نظم بخشی در تعاملات اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی سیاست های نظم بخشی به تعاملات اجتماعی از منظر مدیران آموزشی انجام شد. ضرورت این مطالعه از آن رو است که تعاملات اجتماعی، بنیان فرهنگ سازمانی مدارس را شکل می دهد و سیاست های مؤثر بر آن، بستر تحقق نظم پایدار را فراهم می سازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، آمیخته (کیفی کمّی) و بر اساس روش شناسی کیو (Q) اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهرستان پلدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۲ ۱۴۰۱ بود که از میان آنان ۲۰ نفر به روش هدفمند انتخاب و بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند. به منظور شکل گیری فضای گفتمان اولیه، از ترکیب سه شیوه استفاده شد: مطالعه نظام مند منابع، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزشی و تحلیل محتوای داده ها. پس از کدگذاری و حذف موارد تکراری، ۳۶ گزاره نهایی استخراج شد و به عنوان نمونه Q در اختیار مشارکت کنندگان قرار گرفت. آنان با مرتب سازی اجباری گزاره ها در طیفی از «موافقت کامل» تا «مخالفت کامل» ذهنیت خود را آشکار ساختند. داده ها با تحلیل عاملی اکتشافی وبا استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافته ها حاکی از شناسایی پنج الگوی ذهنی متمایز بود که در مجموع ۷۱ درصد واریانس کل را تبیین کردند: باورهای دینی و مذهبی (۴۱٪)، قانون مداری مدیران (۹٪)، آموزش های نظری و عملی نظم (۸٪)، سیاست های تشویقی (۷٪) و روش های تنبیه و مجازات (۶٪). نتایج نشان داد مؤثرترین سیاست، تأکید بر مبانی درونی و اخلاقی به ویژه باورهای دینی است، در حالی که سیاست های مبتنی بر اجبار و تنبیه کم اثرترند. بر اساس این یافته ها، توصیه می شود سیاست گذاران و مدیران آموزشی با تمرکز بر آموزش های نظری عملی، تقویت باورهای دینی و الگوسازی رفتاری، زمینه تحقق نظم اجتماعی پایدار را در مدارس فراهم آورند و از این طریق، کیفیت تعاملات اجتماعی و کارآمدی نظام آموزشی در تربیت نسل مسئولیت پذیر و قانون مدار ارتقا یابد.
۲۸۶.

پیامدهای فقر از منظر جامعه شناختی با تأکید بر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۶
فقر، بیشترحول موضوعات اجتماعی-اقتصادی می چرخد و در مطالعات دانشگاهی از اهمیت بالایی برخوردار است. فقر قدمتی دیرینه دارد و اندیشمندان از ابعاد مختلف به آن پرداخته اند. مهمترین آن ها جنبه ی اجتماعی است و آثار و پیامدهای آن شامل افراد و گروه ها می شود و از لحاظ اقتصادی بر وضعیت مالی افراد تاثیر می گذارد. بنابراین فقر همچنان به عنوان یک مشکل اجتماعی- اقتصادی دشواری که جوامع را تحت تأثیر قرار می دهد باقی می ماند. اهمیت توجه به موضوع فقر و بررسی آثار و پیامدهای ناشی از آن، ضرورت تحقیق حاضر را روشن می سازد. روش پژوهش حاضر، تحلیل محتوای متنی است و هدف از آن، بررسی جامعه شناختی فقر و آسیب-های فردی و اجتماعی ناشی از آن بر مبنای سیره و اندیشه ی امیرمومنان علی  با تکیه بر نهج- البلاغه است.
۲۸۷.

تبیین مولفه های سبک زندگی خانوادگی موثر بر طراحی معماری مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۳۰۸
خانواده اولین جایی است که فرایند جامعه پذیری و تحقق کیفیت سبک زندگی افراد در آن شکل می گیرد و به عنوان یک عنصر مهم در سبک زندگی فرد و جامعه در صورتی می تواند ثمربخش باشد که به مطلوب ترین صورت بتواند خود را بنمایاند و کارایی موردنظر را داشته باشد. خانه به عنوان بستر اصلی زندگی خانواده، شکل گیری شخصیت افراد و سبک زندگی آنان بوده و در رفع نیازها و برآوردن تمایلات افراد نقش اساسی دارد. رابطه میان فرد و خانه همواره یک رابطه دو سویه است و همان گونه که شیوه و روش زندگی انسان ها بر معماری فضای سکونتی آن ها تأثیر می گذارد، فضای معماری نیز تأثیر مستقیم بر روی سبک زندگی خانوادگی دارد و نحوه طراحی فضاهای زیسته انسان ها حائز اهمیت است. پرسش اصلی تحقیق عبارت است از اینکه مهم ترین ابعاد سبک زندگی خانوادگی کدام اند و هریک چگونه بر معماری مسکن تأثیر می گذارند؟ ماهیت تحقیق کاربردی است و با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا برای پاسخ به پرسش تحقیق، نخست با کدگذاری داده های اولیه ابعاد سبک زندگی خانوادگی استخراج می گردد و در بخش دوم ضمن دسته بندی مؤلفه ها و زیر مؤلفه های مؤثر تحقیق، ویژگی های فضای سکونت خانواده از منظر نحوه نمود شاخص های استخراج شده از بخش اول در ارتباط با حوزه معماری تبیین خواهد شد. نتایج بیانگر این است که بعد جامعه شناختی، اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی، سلامت محور، دینی، سیاسی، انگیزه درونی و سلیقه شخصی ابعاد کلان سبک زندگی خانوادگی بوده و تأثیر مستقیم بر فضای زیست خانواده (مسکن) دارد.
۲۸۸.

تحلیلی بوردیویی از تأثیرات انقلاب 1357 برمیدان موسیقی ایرانی مطالعه موردی: مرکزحفظ و اشاعه موسیقی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
اواخر دهه چهل شمسی، مرکزی باهدف احیا ی موسیقی کلاسیک ایرانی توسط داریوش صفوت (1307- 1392 ه.ش) زیر نظر رادیو - تلویزیون وقت تأسیس شد. مرکزی موسوم به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی که تأثیرات آن بر میدان موسیقی کلاسیک ایرانی تا به امروز به واسطه جمع آوری و ضبط آثار ارزشمندی از استادان قدیم و غنی تر کردن کارگانِ موسیقی کلاسیک ایرانی، جاری است. ازآنجاکه پژوهش حاضر از نوع میان رشته ای است در آن سعی شده با رویکردی جامعه شناختی و نگرشی تاریخی مبتنی بر اندیشه های پی یر بوردیو و با کاربرد مفاهیمی نظیر میدان، زیرمیدان، هابیتوس، نزاع و ناسازی به مطالعه تأثیرات وقوع انقلاب اسلامی، بر میدان موسیقی ایرانی پرداخته شود. همچنین با استناد به منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی - تحلیلی، مرکز حفظ و اشاعه که نقش تعیین کننده ای در جریان موسیقی کلاسیک ایرانی دارد ، به عنوان مورد مطالعه منظور گردیده است. نمونه های انتخاب شده از هنرجویان مرکز، شامل افرادی هستند که تا آخرین لحظه پیش از پیروزی انقلاب در مرکز مانده و به فعالیت خود ادامه دادند. در این پژوهش کنش های این افراد در مواجهه با تغییر میدان سیاسی - اجتماعی موردمطالعه قرار گرفته است. نتیجه این مطالعه نشان می دهد نمونه های موردِ بررسی که باتوجه به کنش هایشان در جریانات منتج به انقلاب اسلامی عموماً کم توجه به تحولات اجتماعی عمل کردند، پس از تغییر ناگهانی میدان سیاسی منفعل شدند و به عبارت دیگر براساس ادبیات بوردیو دچار پدیده ناسازی گردیده و تا سال ها نتوانستند در میدان جدید خود را با شرایط تطبیق داده و از منابع و موقعیت های مناسبی برای فعالیت بهره برند.
۲۸۹.

وفاداری سیاسی در حاکمیت های توتالیتر (تجربه شوروی، چین و آلمان نازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف مقاله تلاش برای ارائه تبیینی جامعه شناختی از منابع، شیوه تضمین و پیامدهای وفاداری در حاکمیت های توتالیتر قرن بیستم (شوروی، چین و آلمان نازی) است. در مورد وفاداری به رویکرد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته شده و استدلال های مربوط به هر کدام به شکل خلاصه طرح گردیده و چهارچوب نظری مورد استفاده تلفیقی از ترکیب رویکردهای مذکور بوده است. روش مطالعه تطبیقی-تاریخی بوده و با استفاده از مقایسه موردهای خاص صورت گرفته است. نمونه ها به شکل هدف مند از بین نظام های توتالیتر قرن بیستم انتخاب گردیده اند، گردآوری داده ها از منابع دست دوم صورت گرفته و پس از روایت تاریخی مبتنی بر شاخصه های وفاداری در هر مورد، جدول مقایسه موردها ارائه شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. اعتبار داده ها از طریق مراجعه به متون مختلف مربوط به هر مورد تامین شده است. یافته ها نشان می دهد حاکمیت های توتالیتر تلاش کرده اند به شکل مشابه از زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای تأمین، تضمین و بهره برداری از وفاداری استفاده کنند و استفاده از این زمینه ها وجه اشتراک تمامی توتالیترها بوده است. لیکن این حاکمیت ها به شکل هوشمندانه ای به شیوه موقعیتی از فرمول های متفاوت در جوامع مختلف استفاده کرده اند. تفسیر هوشمندانه شرایط و استفاده عقلانی از شرایط مختلف هر جامعه برای کسب، تضمین و بهره برداری از وفاداری در نمونه های مورد مطالعه مشاهده می شود که در مقاله به تفصیل با استفاده از نمونه های تاریخی مورد اشاره واقع شده اند.
۲۹۰.

بازیابی و بازخوانیِ مطالعات دین داری در ایران: پیمایش های ضمنیِ دین داری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۶
مطالعات دین داری در ایران، به رغم گسترش نسبی در دهه های اخیر، همچنان با ضعف هایی در طراحی مفهومی، انسجام روشی و پیوست داری زمانی مواجه اند. تحلیل تحولات دین داری در سطح ملی، مستلزم وجود داده هایی معتبر، مقایسه پذیر، دارای امتداد زمانی و مبتنی بر الگویی منسجم و قابل اتکاست؛ اما معدود پیمایش های ملی موجود، به ویژه آن دسته که به صورت ضمنی به سنجش دین داری پرداخته اند، فاقد این ویژگی ها به صورت کامل هستند. این مقاله با هدف بازخوانی چهار پیمایش گسترده انجام شده در سال های ۱۳۵۶، ۱۳۵۹، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۳ که از حیث مطالعه ضمنی جنبه هایی از دین داری قرابت هایی با یکدیگر دارند تلاش کرده است تا ظرفیت های تحلیلی آن ها را در ارزیابی تحولات دین داری در ایران، با رویکردی تحلیلی-انتقادی ارزیابی کند. تمرکز اصلی مطالعه بر ابعاد صوری و ساختاری پیمایش هاست؛ ازجمله انسجام گویه ها، کیفیت طراحی ابزار، سطح سنجش، سازگاری مفهومی و امکان مقایسه پذیری داده ها در طول زمان و در این ارزیابی به سنجش اعتبار نتایج یا تحلیل محتوایی یافته ها ورود نشده است. یافته ها نشان داد که به رغم تفاوت در دامنه جغرافیایی و حجم نمونه، این پیمایش ها تنها در برخی گویه ها تکرارپذیری داشته اند و اغلب در سطح گویه ای باقی مانده اند. استفاده از سازه های مفهومی یا شاخص های ترکیبی در آن ها بسیار محدود است و همین امر، تحلیل روند یا استنتاج علّی را دشوار می سازد. بااین حال، همین داده های پراکنده تنها منابع در دسترس برای بازسازی بخشی از تاریخ تحولات دین داری در ایران به شمار می آیند. مقاله ضمن تأکید بر ضرورت تقویت سنت پیمایش های منظم و نظریه مند، بر لزوم توجه و اقدام اصلاحی محققان و دین پژوهان برای جبران مافات و اصلاح مسیر پیمایش های آینده و بهره برداری انتقادی و محتاطانه از داده های موجود در تحلیل و تبیین تحولات پدیدآمده در جامعه ایران تأکید می کند.
۲۹۱.

راهبردهای زنان شاغل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی در شهر سنندج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف کشف و شناخت راهبردهای زنان شاغل متأهل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی انجام شده است. روش: روش پژوهش کیفی و مشارکت کنندگان آن زنان شاغل متأهل ساکن و متولد شهر سنندج بودند. با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 20 نفر از آنها با استراتژی حداکثر تنوع از طریق اشباع نظری موردتحقیق قرار گرفتند. در جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون مطابق روش براون و کلارک انجام شد. یافته ها: راهبردهای زنان شاغل متأهل در برقراری تعادل بین کار و زندگی در قالب 5 مضمون اصلی (واقع بینی، مدیریت زمان، مراقبت از سلامت جسمی و روانی، احقاق حق، دقت در آداب معاشرت) و 14 مضمون فرعی (انتظار متعادل از خود، پرهیز از چشم وهم چشمی، تلاش و سخت کوشی، برنامه ریزی، اولویت بندی، تقسیم کار، پرهیز از اتلاف وقت، اجرای به موقع کارها، مراقبت جسمانی، مراقبت روانی، احقاق حق، نزاکت اجتماعی، عفاف و پاک دامنی، رعایت حریم خصوصی) دسته بندی شد. بحث: زنان شاغل با واقع بینی و مراقبت از سلامت جسمی و روانی خویش، همچنین با مدیریت زمان فعالیتها و رعایت آداب معاشرت اجتماعی به احقاق حقوق خود پرداخته و تلاش رضایت بخشی را برای برقراری تعادل بین کار و زندگی خود به کار برده اند. (این مقاله برگرفته از رساله دکتری رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، با عنوان «مطالعه تعادل بین کار و زندگی در میان زنان شاغل متأهل شهر سنندج» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد است)
۲۹۲.

آسیب شناسی رویکرد حمایتی نهاد کمیته امداد امام خمینی (ره) استان گیلان، مطالعه کیفی به روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: کمیته امداد امام خمینی(ره) از مهمترین سازمان های حمایتی کشور است که با هدف حمایت از خانواده های تهیدست، زنان کم درآمد و کاهش محرومیت آنان تأسیس شده و افراد و خانواده های زیادی را تحت پوشش خود قرار داده است. با این حال، به نظر می رسد اتخاذ رویکرد سنتی و عدم توجه به تغییرات ایجاد شده در اصول مدیریتی و رویکردهای رفاهی نوین، این سازمان را با چالش هایی جدی در زمینه تحویل رفاه و نیز اعتماد عمومی مواجه نموده است. این پژوهش برای مطالعه این چالش ها، کمیته امداد استان گیلان را مورد مطالعه قرار داده است.روش: در این مطالعه، با استفاده از روش شناسی کیفی و فنون مشاهده و مصاحبه با کارشناسان (8 نفر) و مدیرانِ (7 نفر) کمیته امداد استان گیلان، در کنار مطالعه اسناد و مدارک، به گردآوری داده ها پرداخته شد؛ سپس با روش تحلیل تماتیک (موضوعی)، داده ها و یافته های گردآوری شده مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: داده ها در 3 مقوله عمده مددجویان، کارکنان و سازمان دسته بندی و تحلیل شد. در مقوله مددجویان، فاکتورهای فرهنگ وابستگی، طلبکار بودن و بی اعتمادی؛ در مقوله کارکنان، داشتن نگاه بالا به پایین، مهارتهای فنی پایین و نداشتن علم به روز و مرتبط و در نهایت در مقوله سازمان، بی توجهی به پژوهش، ساختار متمرکز، عدم شفافیت و پاسخگویی، نهادهای موازی، ناکارآمدی، حمایت های پدرمآبانه، محافظه کاری و فرافکنی و تقلیل در تحلیل آسیب ها شناسایی شدند.
۲۹۳.

اثربخشی مداخله آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس مدل گاتمن بر صمیمیت جنسی و احساس تنهایی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
صمیمیت جنسی و احساس تنهایی از مؤلفه های تأثیرگذار در کیفیت روابط زناشویی به شمار می روند. احساس تنهایی می تواند بر توانایی زوجین برای ایجاد ارتباط عاطفی عمیق تأثیر منفی گذاشته و زمینه ساز فاصله گیری هیجانی میان آن ها شود. در مقابل، صمیمیت جنسی نقش مهمی در سلامت روان، بهزیستی فردی و سازگاری میان زوجین دارد و تقویت آن می تواند به بهبود کیفیت زندگی مشترک و افزایش رضایت زناشویی منجر شود. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس مدل گاتمن انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زوجین شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش غنی سازی زندگی زناشویی دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل فقط پرسشنامه های پژوهش را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش واریانس چندمتغیری با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مذکور تأثیر معناداری در افزایش صمیمیت جنسی (F=5.53, P<0.05) و کاهش احساس تنهایی (F=41.76, P<0.05) داشته و اثربخشی آن پس از دو ماه نیز ماندگار بوده است.
۲۹۴.

سواد مالی، ویژگی های جمعیت شناختی و تقسیم مسئولیت های مالی خانوار: مطالعه زوجین خوزستان و کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر تلاش دارد تا رابطه بین سواد مالی و تقسیم مسئولیت های مالی در سطح خانوار را با تاکید بر ویژگی های جمعیت شناختی مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها توصیفی-مقطعی است. جامعه آماری پژوهش حاضر زوجین ساکن در استان های خوزستان و کردستان بودند که از بین آنان 213 زوج به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از ضریب کاپای کوهن، رگرسیون لجستیک باینری و رگرسیون چند سطحی (آمیخته) دوتایی استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر، زوجین در مراحل مختلف مدیریت مالی خانوار (خرید و حسابداری، دریافت و بازپرداخت وام، پس انداز و سرمایه گذاری، بیمه) مشارکت دارند. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد بین زوجین در خصوص تقسیم مسئولیت های مالی خانوار (همچون پیشنهاد، تصمیم گیری و اجرا اقدامات مالی) توافق وجود دارد، اما میزان این توافق در سطح پایینی قرار دارد. طبق نتایج حاصل از رگرسیون آمیخته مسئولیت امور مالی خانوار عمدتاً بر عهده مردان است. از میان هفت متغیر جمعیت شناختی تنها دو متغیر جنسیت و تحصیلات بر سواد مالی (ذهنی و عینی) اثرگذار است.
۲۹۵.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۲۹۶.

مشکله هویت دیاسپورای ایرانی در حاشیه جنوبی خلیج فارس؛ نمونه پژوهی دیاسپورای لارستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: این مقاله به بررسی مسئله هویت در میان دیاسپورای ایرانی ساکن حاشیه جنوبی خلیج فارس می پردازد و تمرکز ویژه ای بر جامعه لارستانی به عنوان یکی از کهن ترین و گسترده ترین گروه های مهاجر ایرانی در این منطقه دارد. دیاسپورای لارستانی با سابقه ای چندسده ای از مهاجرت، نمونه ای برجسته از تداوم و بازسازی فرهنگی در بسترهای اجتماعی و سیاسی گوناگون است. مسئله اصلی پژوهش، فهم چگونگی بازتعریف هویت فردی و جمعی در مواجهه با ساختارهای چندلایه جامعه میزبان و نیز بررسی راهبردهای فرهنگی مهاجران در حفظ یا بازآفرینی پیوندهایشان با جامعه مبدأ است. این مطالعه بر آن است تا نشان دهد که مفهوم هویت در میان مهاجران لارستانی نه امری ثابت و ایستا، بلکه پدیده ای فرایندی، چندبعدی و در حال دگرگونی است که در پیوندی پویا با زمینه های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی معنا می یابد. روش شناسی : پژوهش حاضر در چارچوب پارادایم تفسیری و با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مردم نگاری انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و روایتی با مهاجران ایرانی لارستانی ساکن در کشورهای جنوب خلیج فارس گردآوری شده است. این مصاحبه ها امکان دسترسی به روایت های زیسته و بازنمایی های ذهنی مهاجران را درباره تعلق، تفاوت، بازگشت و انطباق فراهم کرده اند. استفاده از مردم نگاری چندمیدانی، به پژوهشگر اجازه داده است تا ضمن مقایسه بسترهای مبدأ و مقصد، جریان و چرخش معنا را در میان موقعیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی دنبال کند. تحلیل داده ها بر اساس الگوی تفسیر درون مایه ای انجام گرفته و هدف آن، استخراج معانی نهفته در روایت های شخصی و جمعی بوده است. یافته ها : یافته های تحقیق نشان می دهد که هویت دیاسپورایی لارستانیان به صورت شبکه ای از لایه های فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی شکل گرفته است. در این میان، زبان، دین، روابط خانوادگی، و مناسبات اقتصادی میان دو سوی خلیج فارس نقشی تعیین کننده در بازتولید احساس تعلق و مرزبندی اجتماعی ایفا می کنند. هویت آنان در فرایند تعامل مستمر با جامعه میزبان، میان ارزش های سنتی مبدأ و فشارهای همسان ساز مدرن در نوسان است و از این رو، ماهیتی سیال، چندپاره و درعین حال خلاق دارد. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجربه دیاسپورایی لارستانیان، بازتابی از چالش های گسترده تر مهاجرت ایرانی در سطح منطقه ای است؛ چالش هایی که میان خاطره جمعی، سیاست های هویتی و منطق بقا در جامعه میزبان تداوم می یابد. در نهایت، پژوهش حاضر بر ضرورت بازخوانی مفاهیم هویت، تعلق و بازنمایی در مطالعات دیاسپورایی ایران تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که برای فهم واقعیت های زیسته مهاجران ایرانی، باید از رهگذر دیدگاه های تفسیری و مردم نگارانه، به لایه های معنایی و بین ذهنی تجربه مهاجرت توجه بیشتری شود
۲۹۷.

مطالعه تصویر «استاد دانشگاه» در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۸
هدف از نگارش این مقاله، مطالعه و طبقه بندی اشکال مختلف حضور اساتید دانشگاه در اینستاگرام است؛ پلتفرمی که برای کاربران خود ازجمله اساتید دانشگاه این امکان را فراهم می کند که خود و قاب هایی از سبک زندگی شان را در این عرصه به نمایش درآورند. این مطالعه که در قدم اول با رویکردی اکتشافی آغاز شد با روش مردم نگاری دیجیتال به انجام رسید. پس از مطالعه بیست حساب کاربری در سه رشته علوم انسانی، هنر و فنی مهندسی این نتیجه حاصل شد که می توان حضور اساتید دانشگاه در اینستاگرام را با چهار شکل از اجرا ازجمله اجرای آکادمیک، مناسبتی، روزمره و اجرای واکنشی طبقه بندی کرد. داده های این پژوهش نشان می دهد که سازوکار اینستاگرام و قواعد حضور در آن با از میان برداشتن حجاب اطلاعاتی میان اساتید و دنبال کنندگانشان می تواند به معمولی شدن هویت استادی و نهایتاً تغییر رابطه سنتی استاد- شاگردی در این فضا منجر شود.
۲۹۸.

بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۸
در سال های اخیر مسئله ی حضور مهاجران افغانستانی در ایران تشدید شده و شبکه اجتماعی ایکس به یکی از اصلی ترین بسترهای بازنمایی و بازتولید دیدگاه ها درباره مهاجران تبدیل شده است، به گونه ای که بازتاب های آن، با تقویت کلیشه های منفی و مثبت، نقش مهمی در شکل دهی افکار عمومی نسبت به مهاجران افغانستانی ایفا کرده است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس و تحلیل مقولاتی است که در این بستر درزمینه هویت، جایگاه و مسائل پیرامونی مهاجران شکل گرفته اند. این مطالعه، ذیل رهیافت کیفی با روش تحلیل مضمون و با گردآوری نمونه از توییت های کاربران فارسی زبان در بازه ی زمانی مشخص براساس هشتگ های گرایه شده (ترندشده) انجام شده است. تمرکز تحلیل بر استخراج مضامین معنایی مسلط در روایت ها، واکنش ها و برچسب زنی های مربوط به مهاجران افغانستانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس حول شش مضمون اصلی شکل گرفته است. نخست، مهاجران به عنوان تهدیدی چندبعدی برای امنیت، اقتصاد و فرهنگ کشور تصویر می شوند. دوم، آنان در موقعیتی مطرود، تحقیرشده و بیگانه بازنمایی می گردند که اغلب با زبان توهین آمیز همراه است. سوم، مهاجرستیزی به مثابه پروژه ای سیاسی تلقی می شود. در کنار این گفتمان های منفی، برخی روایت ها به مهاجران به عنوان محرک هایی برای همدلی انسانی و همبستگی اجتماعی می نگرند. مضمون دیگر، نقد مهاجرستیزی از منظر اخلاقی و فرهنگی است که آن را در تضاد با ارزش های دینی و انسانی می داند. در نهایت، برخی کاربران مهاجران را سوژه هایی نیازمند بازشناسی هویتی و تنظیم حقوقی می دانند.
۲۹۹.

در جستجوی معنای رنج؛ واکاوی تجارب زیسته قربانیان تجاوز جنسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۰
خشونت به مثابه رفتاری که به نحو مؤثری در عرصه اجتماع خودنمایی می کند، از منظر جامعه شناختی قابل تحلیل است. پدیده خشونت به خصوص خشونت جنسی پدیده ای چندعاملی است. بر این مبنا علت و ابعاد بروز آن را باید در شکل های مختلف و مسائل بسیاری سراغ گرفت. این مطالعه با هدف بررسی نقش مادران در بزه دیدگی جنسی دختران انجام گرفته است.روش مطالعه حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی است. داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با رعایت اشباع نظری از بین 21 نفر از زنان و دختران کشور که حداقل یک بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، به روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع به دست آمده است.با توجه به پاسخ ها، شش مقوله مشخص شدند: 1. گسست و بحران در نقش مادری؛ 2. مادر و بازتولید آسیب های جنسی و عاطفی؛ 3. انفعال و انقیاد (مادران بی قدرت)؛ 4. شکست مادری؛ 5. تبعیض جنسیتی مادری؛ 6. روابط آشفته مادری. مقوله مرکزی در این پژوهش، چرخه بحران مادری، گسست نقش و زخم های بازتولید است.یافته ها نشان می دهد این مادران نقش مهمی در قربانی شدن دخترانشان داشته اند. نهایت امر اینکه مطابق یافته ها، بحران مادری یک چرخه خودتکثیرشونده است. مادرانی که به هر دلیلی خود قربانی ساختارهای خشونت بوده اند، در بازتولید آسیب ها در نسل بعدی نقش مهمی داشته اند. این چرخه محصول درهم تنیدگی عوامل ساختاری (مانند نابرابری جنسیتی)، نهادی (مانند ناکارآمدی سیستم های حمایتی)، و بین فردی (مانند ارتباطات خانوادگی مشوش) است؛ بنابراین خشونت جنسی صرفاً اتفاقی ساده نیست، بلکه فرایندی است که ریشه در بسترهای ژرف دارد.
۳۰۰.

مطالعه پدیدارشناسانه تاثیر شبکه های اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی (مطالعه موردی: متولدین دهه 70)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۴۶۲
پژوهش پیش رو دارای رویکرد تفسیری و روش کیفی است که با بهره گیری از روش پدیدارشناسی انجام شده است. این پژوهش درصدد است، ضمن مطالعه عمیق تأثیرات شبکه های اجتماعی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، به ریشه یابی علل و عوامل شکل گیری تغییرات صورت گرفته در عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، در جامعه آماری پژوهش بپردازد. جامعه آماری پژوهش متولدین دهه 70 می باشد که با توجه به ماهیت پدیدارشناسی و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب حجم و نحوه توزیع نمونه ها از معیار اشباع نظری و نمونه گیری هدفمند گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع پس از انجام 27 مصاحبه حاصل گردید. ابزار گردآوری اطلاعات نیز، مصاحبه عمیق فردی با سؤالات نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز بر اساس الگوی هفت مرحله ای کلایزی و دیکلمن انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ تأثیرات شبکه های اجتماعی مجازی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی کاملاً معنادار بوده است. به طوری که شبکه های اجتماعی، به رغم برخورداری از مزایا و محاسن فراوان در راستای تسهیل فرایندهای ارتباطی، آموزشی و اطلاع رسانی، در فضای اجتماعی مورد مطالعه به علت فراهم نبودن پیش نیازهای لازم، اغلب منجر به بروز آثار و پیامدهای منفی شده اند. با این وجود، شبکه های اجتماعی توانسته اند بسیاری از پیش نیازهای توسعه اجتماعی-سیاسی را به خوبی زمینه سازی نمایند که از مهم ترین آن می توان به عدالت اطلاعاتی، ترویج شفافیت در اطلاع رسانی و آشکار شدن پشت پرده سیاستگذاری های دولتی و حاکمیتی برای مردم را اشاره کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان