هدف از این پژوهش مقایسه باورهای دانشجویان سال های اول تا چهارم دوره کارشناسی درباره ساده بودن دانش، قطعیت دانش، ذاتی تلقی کردن توانایی یادگیری و سریع دانستن فرایند یادگیری است. لذا به منظور گردآوری داده ها درباره چهار باور کلی دانشجویان در زمینه ماهیت علم و یادگیری در یک مقطع از زمان از روش پیمایشی به شیوه مقطعی به عنوان روش مرجح استفاده شده است. کلیه دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصیل در گروه های آموزشی علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 84-1383 جامعه آماری مورد نظر را تشکیل داده اند. حجم نمونه مورد مطالعه در این پژوهش 305 نفر می باشد. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (1993) استفاده شده است. تحلیل داده های به دست آمده نشان می دهد که بین اعتقاد دانشجویان سال های اول، دوم، سوم و چهارم راجع به ساده بودن، مطلق بودن، سریع بودن و ذاتی بودن دانش تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین باورهای معرفت شناختی دانشجویان بر حسب جنسیت و تاهل تفاوت معناداری وجود ندارد. در عین حال بین باورهای معرفت شناختی دانشجویان بر حسب رشته تحصیلی تفاوت معنادار است. به بیان دیگر، بین باورهای معرفت شناختی دانشجویان رشته های الهیات و تربیت بدنی با دانشجویان رشته های علوم تربیتی، ادبیات، و علوم اداری و اقتصادی تفاوت معناداری وجود دارد.
در این مقاله سعی بر این است تا پس از ارائه تعریف مفهوم حوزه عمومی در ادبیات نظری هابرماس و شناخت سازوکار انطباق این مفهوم با محیط های مجازی به عنوان حوزه عمومی جدید به مطالعه چالش ها، فرصت ها، و امکانات رسانه ها به ویژه روزنامه نگاری الکترونیک در عصر حاضر بپردازیم. نقطه تمرکز مقاله بر گسترش چالش برانگیز روزنامه نگاری الکترونیک در جهان جدید است که برخی آن را آسیبزا و برخی آن را فرصتآفرین برای شکلگیری یا بازتولید حوزه عمومی تلقی میکنند. مقاله بر همین اساس به این پرسش پاسخ میدهد که آیا زمینه رشد و یا بازتولید حوزه عمومی با استفاده از روزنامهنگاری الکترونیک وجود دارد یا خیر؟ در پایان مقاله، نیز راهکارها و راهبردهایی برای برون رفت از بحران ایجادشده در فضای مجازی مطرح خواهد شد. برای رسیدن به پاسخ، «روزنامه نگاری الکترونیک» را که امروزه رایج تر و در عین حال آسیب پذیرتر از سایر رسانه هایی همچون رادیو و تلویزیون است، انتخاب کردهایم. این امر کمک می کند تا با رویکردی جدید به حوزه عمومی و با استفاده از روزنامهنگاری الکترونیک بپردازیم.
این پژوهش به بررسی میزان فردگرایی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1385 و عوامل مؤثر بر آن میپردازد. برای تحلیل فردگرایی از نظریات جامعه شناسی ماکس وبر، دورکیم، هابرماس، زیمل، ریسمن، مرتن و مید استفاده شده است، روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایش و تکنیک جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد میباشد. برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل رگرسیون دو متغیره، رگرسیون چند متغیره و آنالیز واریانس متناسب با فرضیات تحقیق استفاده شده است. نتایج این تحقیق که از یک نمونه 300 نفری، به صورت نمونه گیری خوشه ای،چندمرحله ای، تصادفی،قشربندی نامتنا سب و از طریق فرمول کوکران از جامعه آماری 18152 نفری دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به دست آمده است. فردگرایی کلی دانشجویان در یک طیف 5 نمره ای معادل 4/3 است که میانگین فردگرایی متوسط رو به بالا ارزیابی میشود. نتایج تحلیل دو متغیره نیز نشان داد که متغیر های تعدد نقش، خلوت شخصی و شبکه روابط اجتماعی تاثیر مثبت برفردگرایی و سنت گرایی تاثیر منفی داشته است. مرد بودن و سکونت در شهر بر میزان فردگرایی تاثیر مثبت داشت و کسانی که در رشته الهیات تحصیل میکنند فردگرایی کمتری داشتند. نتایج تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر نشان داد که متغیر های مستقل خلوت شخصی ( به میزان 364/0 )، سنت گرایی ( به میزان 289/0-)، جنسیت ( نوع مرد 103/0 )، محل دایم زندگی ( زندگی در شهر 122/0 )، مجموعه نقش ( به میزان181/0) و رشته تحصیلی ( الهیات 146/0- ) به عنوان متغیر های مؤثر بر متغیر فردگرایی ظاهر شده اند. نتایج تحلیل مفهوم فردگرایی رادر سه عامل استقلال،اهداف شخصی و رقابت دسته بندی کردکه با تحقیقات قبلی همخوانی دارد.
فنآوری اطلاعات و ارتباطات ابزاری ضروری برای انجام بسیاری از فعالیتهای الکترونیکی و افزایش کیفیت خدمات اطلاعات محور است. ICT عامل اساسی در توسعه و رشد اقتصادی و رسیدن به جامعه های دانش محور است. استفاده از ICT تحول عظیمی در مفهوم اقتصاد جهان ایجاد کرده و تعابیری چون اقتصاد شبکه، اقتصاد اطلاعات، اقتصاد دانش، و غیره را مطرح کرده است. بهره گیری از ICT تولید، پردازش، ذخیره سازی و انتقال اطلاعات را متحول میسازد و اطلاعات به صورت کالایی اقتصادی مورد دادوستد قرار میگیرد. در این مقاله ابتدا مفهوم اقتصاد نوین مورد اشاره قرار گرفته، سپس اطلاعات به عنوان کالای اقتصادی و نقش آن در بازارها مطرح گردیده است، همچنین ICT به عنوان ابزار اقتصاد نوین و تأثیر آن در بهره وری و تولید ناخالص ملی مورد بررسی قرار گرفته است.