فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۹۸۱ تا ۲۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
بررسی تأثیر نگرش های دینی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان: مورد مطالعه شرکت نفت کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تأثیر نگرشهای دینی بر مسئولیت اجتماعی کارکنان شرکت نفت کرمانشاه است که با استفاده از روش تحلیلی از نوع پیمایشی انجام گردید. جامعه آماری این مطالعه کارکنان شرکت توزیع و پخش فراوردههای نفتی، پالایشگاه و خط لوله کرمانشاه است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه است که سؤالات آن براساس طیف لیکرت در پنج درجه تنظیم گردید. تعداد نمونه مورد مطالعه 400 نفر بود که با استفاده از دو روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که میانگین مسئولیتپذیری اجتماعی برابر 51/83 است که این نمره در مقایسه با میانگین مورد انتظار (105) در حد پایینتری قرار دارد و نشان میدهد که کارکنان در سازمان مذکور از مسئولیتپذیری کمتری برخوردارند. نتایج نشان میدهد که نگرش های مذهبی کارکنان در بعد شناخت دینی و باور دینی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی، اقتصادی، اخلاقی و نوع دوستانه در ارتباط است. نگرشهای مذهبی در بعد رفتار دینی با مسئولیت اجتماعی در بعد قانونی، اخلاقی و نوع دوستانه در ارتباط معنادار است ولی در بعد اقتصادی رابطه معناداری ندارد. همچنین نگرشهای مذهبی کارکنان در کل با کل مسئولیتپذیری برابر 85/0 رابطه معناداری دارد.
درک اجتماعی از زمان و عوامل شکل دهندة آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی درک از زمان در زندگی روزمرة کنشگر ایرانی است. تحلیل ما از زمان، بر قرائتی جامعه شناسانه از آن استوار است. بر اساس این، معتقدیم درک از زمان و نوع رویارویی کنشگران با آن در زندگی روزمره، به طور اجتماعی شکل یافته است و در تعاملات اجتماعی الگوهای متفاوتی به خود می گیرد. هدف اصلی این مقاله، ارائة تحلیلی جامعه شناسانه دربارة یکی از واقعیت های زندگی روزمره، یعنی درک از زمان یا به عبارتی دقیق تر، دربارة آگاهی است که دربارة زمان در زندگی روزمره وجود دارد و کنش آن ها را هدایت می کند. در این تحقیق از «نظریة مبنایی» استفاده شده و نمونه های تحقیق از میان زنان و مردان شهری و روستایی انتخاب شده اند.
یافته های تحقیق نشان دهندة «سیالیت درک از زمان» است و نشان می دهد درک از زمان نیز مانند سایر مقولات شناخت، دارای افق یا پس زمینه است که با آن برای افراد توجیه پذیر می شود. یافته ها مؤید آن است که برخورداری از زمینه هایی مانند شهرنشینی یا روستا نشینی یا زندگی در جامعه ای با مرحلة خاصی از توسعه، نوع خاصی از آگاهی راجع به زمان را نیز برای افرادی که در معرض آن قرار دارند توجیه پذیر و پذیرفتنی می کند. جنسیت نیز تفاوت هایی در شناخت به زمان می آفریند و افراد را به سویی می کشاند که مردان و زنان، هرکدام با ابعاد خاصی از زمان همزیستی بیشتری داشته باشند. همچنین، کنشگران چنین تنوعاتی را با توجه به داشتن شیوة مخصوص از معیشت، چرخة زندگی، نقش های اجتماعی و نابسامانی های اجتماعی، دارای تفاوت هایی می بینند. آن ها تحت این شرایط، راهبردهای خاصی را نیز برای کنترل و ادارة زمان برمی گزینند که راهبردهای تدقیقی و تأخیری از مهم ترین آن هاست.
رویکرد علوم اجتماعی در سند تحول بنیادین
حوزههای تخصصی:
مطالب کتاب گنگ است
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل آموزشگاهی و تأثیر آن بر کجرفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین کارکردهای مدرسه، جامعه پذیری دانش آموزان است که نبود آن، به کجرفتاری دانش آموزان خواهد شد. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی عوامل و مؤلفه های مدرسه و تأثیر آنها بر کجرفتاری دانش آموزان است. چهارچوب نظری تحقیق، ترکیبی از نظریه های فشار عمومی اگنیو (1992)، پیوند اجتماعی هیرشی (1969) و پیوند افتراقی ساترلند (1939) و با کنترل متغیر وضعیت خانواده دانش آموزان است. روش تحقیق کمی- پیمایشی است و جامعه آماری آن 13686 نفر دانش آموزان پسر دبیرستان های دولتی شهر یزد هستند که در سال تحصیلی 87-88 مشغول به تحصیل بوده اند. بنابراین، از میان آنها200 نفر با محاسبه فرمول کوکران انتخاب شدند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی به طور خود ابزار به پرسش نامه پاسخ دادند. نتایج تحقیق نشان می دهد که مؤلفه های مدرسه؛ یعنی متغیر تعامل اولیاء و برنامه درسی مدرسه، با تعلق فرد با مدرسه رابطه ی مستقیم و معناداری وجود دارد و همچنین، متغیرهای مناسبات اولیای مدرسه با فرد، برنامه درسی مدرسه، تعلق فرد با مدرسه و همنشینی با دوستان منحرف، رابطه معناداری با کجرفتاری فرد در مدرسه دارند که از میان مؤلفه های فوق تعامل منفی اولیای مدرسه با فرد تأثیر بیشتری بر کجرفتاری فرد در مدرسه داشته است و بین تعلق فرد به مدرسه و پیوند افتراقی با دوستان منحرف، رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد .
رابطه نقش پلیس و احساس امنیت در شهر اصفهان سال1388(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس امنیت، احساس مصونیت فرد در مقابل تهدیدهایی است که از جانب کنشگران دولتی و غیردولتی جان، مال، فکر و توانایی افراد را برای شرکت نمودن در اجتماعات دلخواه و یا حفظ این اجتماعات تحت تأثیر خود قرار می دهد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه نقش پلیس (نیروی انتظامی) با احساس امنیت در بین شهروندان اصفهانی صورت گرفته است. چارچوب نظری تحقیق بنا به تناسب موضوع، نظریه های جامعه شناختی و مکاتب مربوط به این حوزه مورد بررسی واقع شد. روش تحقیق در این پژوهش، پیمایش و نیز کتابخانه ای بوده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان شهر اصفهان در سال 1388 بوده اند. حجم نمونه 384 نفر بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در سه منطقه اصفهان به دست آمده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاه از نرم افزار SPSS و Amos18 است. مهمترین یافته پژوهش وجود رابطه مثبت و معنادار بین نقش پلیس با احساس امنیت در بین شهروندان اصفهانی است، اما در رابطه با معناداری هریک از ابعاد؛ بعد جدیت پلیس با بعد فکری احساس امنیت؛ بعد عملکرد پلیس با بعد مالی و بعدجمعی احساس امنیت؛ بعدتوانایی پلیس با بعد جمعی و بعد فکری احساس امنیت معنادار بوده، رابطه دیگر ابعاد، معنادار نبود. همچنین، مدل معادله ساختاری پژوهش، حاکی از تأیید داده های گردآوری شده با چارچوب نظری پژوهش است.
شناسایی و پهنه بندی کانون های وقوع جرم سرقت در شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرقت از مهمترین بزه هایی است که جوامع شهری و بویژه متولیان امر امنیت در شهر بیرجند با آن روبه رو هستند. لذا شناسایی کانون های جرم سرقت به منظور مدیریت هدفمند نیروهای پلیس و شناسایی عوامل مکانی دخیل در شکل گیری جرم، به عنوان هدف پژوهش انتخاب گردیده است. روش شناسی: برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی استفاده شده و در راستای شناخت و نمایش الگوی مکانی حاکم بر جرایم سرقت، از روش های آماری گرافیک مبنا درمحیط GIS شامل نقطه مرکز متوسط، بیضی انحراف معیار و آزمون تخمین تراکم کرنل استفاده شده است. در راستای بررسی وضعیت خوشه ای بودن جرایم نیز از آزمون نزدیکترین همسایه( NNI ) استفاده شده است. در نهایت، کانون های جرم سرقت بر روی نقشه هایی با مقیاس 2000/1 ارائه گردیده است. نتایج و یافته ها: مهمترین کانون های جرم سرقت در شهر بیرجند مربوط به بافت مرکزی شهر؛ یعنی محدوده بازار اصلی و قدیمی شهر است و در پهنه بندی جرم شناسی شهر بیرجند، نقاط شلوغ و پر ازدحام به عنوان کانون های جرم سرقت مطرح شده اند. نتیجه را می توان در دو قالب مطرح کرد: 1) وظایف مدیران شهری: بر این اساس، مشخص می شود که مدیریت شهری در اثنای توسعه شهر از بافت قدیمی و تاریخی شهر غافل گردیده و این امر به آن منجر شده است که این محدوده از نظر فضایی برای انجام بزه های شهری مقبولیت ویژه ای پیدا کند؛ 2) نیروی انتظامی: نیروی انتظامی با شناخت این کانون های جرم باید نسبت به استقرار هدفمند نیروها و امکانات در این مناطق اقدام نماید و رویکرد پیشگیری موقعیت مدار را مبنای کار خود قرا دهد.
مطالعة عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به هویت دینی زن مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت نگرش موجود به هویت زن مسلمان در شرایط کنونی جامعة ایران که از یک سو با گرایش های سکولاریستی مواجه است و از سوی دیگر در معرض افکار رادیکال فمینیستی قرار دارد، می تواند گامی اولیه در جهت بازشناسی و احیای هویت دینی زن مسلمان باشد. از این رو در پژوهش حاضر که در شهر تهران به انجام رسیده، ابتدا به شناسایی ویژگی های زن مسلمان از منظر متون دینی و صاحب نظران این عرصه و سپس به توصیف نگرش شهروندان تهرانی به هویت دینی زن مسلمان پرداخته شده و در نهایت عوامل مؤثر بر این نگرش شناسایی و تبیین شده است. بر اساس یافته ها بیشترین نگرش مثبت در وهلة نخست به بعد انسانی هویت زن و سپس به بعد خانوادگی و بعد اجتماعی ـ اقتصادی مربوط بوده و کمترین اجماع و توافق دربارة بعد سیاسی هویت زن مسلمان ابراز شده است.
همچنین بر اساس تحلیل های دوبعدی هویت شخصی، میزان دین داری، نوع ارزش ها و نگرش ها، جنسیت، وضعیت تأهل و اشتغال با متغیر وابسته رابطة مستقیم و معنادار داشته اند. از این رو هرچه تعریف افراد از خودشان مثبت تر، میزان دین داری آن ها بالاتر، ارزش ها و نگرش هایشان سنت گرایانه تر و تحصیلاتشان بیشتر بوده، نگرش مثبت تری به هویت دینی زن مسلمان اظهار کرده اند. بر اساس نتایج رگرسیونی از میان عوامل مورد مطالعه ابتدا «میزان پایبندی دینی»، سپس «جنسیت»، «وضعیت تأهل»، «میزان تحصیلات» و «هویت شخصی» به ترتیب بیشترین تأثیر را بر متغیر وابسته نشان داده اند.
نظریة ازهم گسیختگی نهادی و قانون گریزی؛ مطالعة موردی: دانشجویان دانشگاه شهیدچمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون نظریة ازهم گسیختگی نهادی در تبیین قانون گریزی است. برای این کار از یک سو به بررسی رابطة فردگرایی، پیشرفت گرایی، جهان گرایی و بت وارگی پول ـ به عنوان چهار ارزش فرهنگی برای موفق شدن ـ با قانون گریزی پرداختیم و از سوی دیگر رابطة پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی در دو بعد عینی و ذهنی را با قانون گریزی و ازهم گسیختگی نهادی و همچنین عناصر آن بررسی کردیم. روش این پژوهش پیمایش بود. پرسش نامة تهیه شده از مقیاس های ازهم گسیختگی نهادی، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی عینی و ذهنی و قانون گریزی تشکیل شده بود. جامعة نمونة این پژوهش کل دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند که از طریق نمونه گیری طبقه ای 400 نفر از آن ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که ازهم گسیختگی نهادی با قانون گریزی رابطة معنادار و مثبت دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که اثر فردگرایی و بت وارگی پول بر قانون گریزی معنادار است و اثر پیشرفت گرایی و جهان گرایی قابل چشم پوشی است. از سوی دیگر، نتایج نشان داد که قانون گریزی با پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی رابطه ندارد. همچنین بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی عینی و ازهم گسیختگی نهادی همبستگی مثبت و ضعیفی مشاهده شد.
حساسیت بین فرهنگی در اجتماعات قومی:«مطالعه پیمایشی اقوام تُرک و کُرد »(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود همفکری، همدلی و همگرایی فرهنگی و پذیرش اجتماعی در بین اقوام، یکی از مطمئن ترین راه های نیل به همبستگی و وفاق اجتماعی در جامعه ی چند قومی ایران به شمار می آید. این مقاله با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی، به بررسی میزان حساسیت های بین فرهنگی در نزد ساکنان کُرد و تُرک شهر قروه و عوامل مرتبط با آن می پردازد. در بخش نظری، بر مبنای مدل نظری شش گانه ی حساسیت های بین فرهنگی میلتون جی بنت، یک چارچوب مفهومی تنظیم گردیده و در قالب آن فرضیه های اصلی مطرح شده است. تحقیق به روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه در مورد 400 نفر نمونه از کُردها و تُرک های ساکن در شهر قروه انجام گرفته است. نتایج تحقیق بر وجود حساسیت بین فرهنگی در میان اقوام یادشده دلالت دارد؛ با این وصف، حساسیت بین فرهنگی در میان کُردها شدت بیش تری دارد. یافته ها نشان می دهد که با گسترش پهنه ی ارتباطات واقعی بین قومی و ارتباطات مجازی و بالا رفتن آگاهی و شناخت بین قومی، حساسیت های بین فرهنگی تعدیل و کاهش می یابد. عوامل یاد شده در کنار عوامل زمینه ای میزان درآمد و مذهب، در مجموع 48 درصد تغییرات حساسیت بین فرهنگی را در نزد گروه های مورد بررسی تبیین می کند.
پژوهشی در ارتباط دختر و پسر در دانشگاه ها و نقد دیدگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد است، ضمن توصیف وضعیت موجود در دانشگاه های کشور ـ از طریق انجام تحقیقی میدانی ـ و ارائه برآوردی از نگرش دانشجویان به رابطه با جنس مخالف و میزان پایبندی به آنها باورهای دینی، به بررسی آرای موجود در این خصوص بپردازد. براساس تحقیق میدانی مزبور، نگرش دانشجویان نسبت به رابطه با جنس مخالف و تأثیر باورهای مذهبی آنها، در حد متوسط ارزیابی شد. افزون بر این، سه نظریه مطرح دراین باره، یعنی نظریه های اضطرار، اختلاط و اعتدال یا معروف، بررسی شد که نظریه اعتدال به رغم داشتن نقاط ضعف، با آموزه های دین اسلام مطابقت بیشتری دارد. ازاین رو سعی شد با استفاده از آموزه های دینی، نظریه «اعتدال با رویکرد تقلیل و کاهش روابط زن و مرد» طرح، و راهکارهایی جهت رسیدن به وضعیت مطلوب در روابط دختران و پسران، از جمله کنترل و تعدیل غریزه جنسی در سه محور خویشتن داری، ازدواج و آموزش ارائه گردد.
بررسی عوامل مرتبط با گرایش دانشجویان به روابط پیش از ازدواج در دانشگاه یزد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۵
421-391
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معاشرت های دختر و پسر، در دوران پیش از ازدواج، یکی از پدیده های پیچیده در جامعه کنونی است که تحت تأثیر فرهنگ و مذهب و عرف جامعه مدام در حال کنترل و محدود سازی است. عوامل اجتماعی روانی و برخی نیازها باعث به وجود آمدن این گونه روابط می شود. هدف از ارائه این مقاله، شناخت عوامل مؤثر بر این پدیده است. روش: پژوهش حاضر به روش پیمایشی صورت گرفته است. تعداد نمونه، براساس فرمول کوکران، ۲۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه یزد هستند که به شیوه نمونه گیری طبقه ای و نسبی انتخاب شده اند. داده های لازم را از طریق پرسش نامه جمع آوری و توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمون های تی و هم بستگی و رگرسیون تجزیه و تحلیل کرده ایم. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که حدود ۶۰ درصد از پاسخ گویان، به روابط پیش از ازدواج، نگرش مثبت داشته و 5/22 درصد از پاسخ گویان، با جنس مخالف رابطه نداشته اند. همچنین 7/36 درصد افراد با یک نفر و ۲۷ درصد با بیش از یک نفر رابطه داشته اند. گرایش به رابطه پیش از ازدواج، با درآمد خانواده و تحصیلات پدر و سن فرد، رابطه مستقیم و با سطح دین داری، روابط حسنه با والدین و معدل دانشگاه، رابطه معکوس دارد؛ اما هم بستگی درآمد و تحصیلات و معدل معنادار نیست. همچنین تبیین رگرسیون نشان می دهد که دو متغیر نیاز عاطفی و دین داری، حدود ۲۷ درصد از تغییرات در زمینه گرایش به رابطه پیش از ازدواج را تبیین می کند. نتایج: ارتباطات پیش از ازدواج بخشی از فرآیند عادی زندگی محسوب می گردد که میتوان آن را با درک نیازهای طرفین به یک رابطه قرادادی و نظام مند تبدیل نمود و ارتباط دو جنس نه در جهت تخلیه عاطفی بلکه به منظور اهداف متعالی تر همچون کسب مهارت های ارتباطی برقرار گردد.
ارتباط هدفمندسازی یارانه های انرژی با رفاه اجتماعی از مسیر رشد اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۴
۱۷۳-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله: با توجه به قانون برنامه چهارم توسعه در مورد قیمت فرآورده های نفتی و در راستای تحقق اهداف سند چشم انداز، افزایش قیمت حامل های انرژی و یا حذف یارانه های پرداختی به این حامل ها از ضروریات اجتناب ناپذیر اقتصاد ایران می باشد. یارانه ها به عنوان یکی از ابزارهای اقتصادی و مالی دولت، تأثیر مهمی در رشد اقتصادی ایفا می کنند و از آن جا که رشد اقتصادی هدفی مطلوب است، شناسایی عوامل به وجودآورنده آن و شدت تأثیرگذاری هریک از آن ها مورد توجه اقتصاددانان و سیاست گذاران قرار گرفته است. از این رو بررسی اثرات یارانه پرداختی به حامل های انرژی بر روی رشد اقتصادی به ویژه در بخش های مختلف اقتصاد، از اهمیت زیادی برخوردار است. روش: در این تحقیق سعی شده است که ارتباط یارانه های پرداختی به حامل های انرژی (فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی) با رشد بخش های مختلف اقتصاد ایران، مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور جدول داده- ستانده سال 1380 مرکز آمار ایران و تکنیک های مبتنی بر آن (الگوی قیمتی داده ستانده) به کار گرفته شده است تا بتوان ارتباط حذف یارانه پرداختی به این حامل های انرژی (در قالب آزاد سازی قیمت فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی) را با رشد بخش های مختلف اقتصادی (خدمات، صنعت و کشاورزی)، بررسی نمود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حذف یارانه پرداختی به فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی (افزایش قیمت این حامل ها) دارای اثر منفی بر روی تولیدات بخش صنعت و ارائه خدمات حمل و نقل و اقامتگاه های عمومی است. به عبارت دیگر پرداخت یارانه به حامل های انرژی مذکور، باعث می شود که این بخش ها از رشدی مثبت برخوردار شوند. اما با حذف یارانه های پرداختی به حامل های انرژی و افزایش قیمت این حامل ها، تولیدات در بخش کشاورزی، به دلیل وابستگی واسطه ای پایین تر به حامل های انرژی به ویژه فرآورده های نفتی و گاز طبیعی و به دنبال آن قیمت نسبی پایین تر نسبت به سایر بخش های اقتصاد، افزایش می یابد. نتایج: این امر نشان دهنده این موضوع است که یارانه پرداختی به انرژی، نمی تواند دارای اثر مثبت بر رشد بخش کشاورزی باشد. هم چنین پس از افزایش قیمت فرآورده های نفتی، برق و گاز طبیعی (حذف یارانه پرداختی به آن ها)، ارائه خدمات عمده فروشی و خرده فروشی، محل های صرف غذا و نوشیدنی و سایر خدمات افزایش می یابد. این امر نشان دهنده آن است که یارانه پرداختی به انرژی، نمی تواند دارای اثر مثبت بر رشد این بخش از خدمات باشد.
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴۷
۲۶۵-۲۴۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش های پیشین اغلب، اثر آموزش مهارت های زندگی بر متغیرهای روان شناختی را بررسی کرده اند و به اثر این آموزش ها بر متغیرهای تحصیلی کمتر توجه کرده اند. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی شهرستان پیرانشهر انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. از بین دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی شهرستان پیرانشهر در سال تحصیلی ۸۹-۱۳۸۸، ۱۴۵ نفر شامل ۷۷ پسر و ۶۸ دختر، به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه شامل ۷۴ نفر آزمایش و ۷۱ نفر کنترل جایگزین شدند. پیش و پس از آموزش، هر دو گروه به پرسش نامه «انگیزش پیشرفت هرمنس» (۱۹۷۰) پاسخ دادند؛ سپس مداخله آزمایشی یعنی ارائه آموزش مهارت های زندگی، به گروه آزمایشی ارائه شد. معدل نمرات نوبت اول و دوم دانش آموزان به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل هم پراکنش تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنادار داشته (01/0P<) و تأثیر این آموزش ها بر دانش آموزان دختر و پسر یکسان است. بحث: با توجه به نقش و اهمیت مهارت های زندگی، آموزش این مهارت ها باید به یکی از مؤلفه های برنامه درسی در مدارس و در کل دوره های تحصیلی تبدیل شود.
بررسی کیفی وضعیت کراک در شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۲ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴۷
317-297
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عرضه مواد غیرقانونی نقش تعیین کننده ای در ابتلا به موارد جدید و عود پس از درمان و بعضی از معیارهای بهداشتی دارد. اخیراً، ایران با ماده غیرقانونی جدیدی به نام کراک مواجه شده است که عمدتاً از دسته اوپیوئیدهاست. مقاله حاضر با هدف بررسی وضعیت عرضه کراک در بازار خرده فروشی شهر تهران ارائه شده است. روش: این مطالعه، با استفاده از روش های مطالعات کیفی و در سال های ۸۶ تا ۸۷، در شهر تهران انجام شده است. برای دستیابی به اطلاعات، با فروشندگان کراک، مصرف کنندگان، درمانگران و افراد کلیدی و با استفاده از پرسش نامه با سؤالات باز و چند چک لیست مصاحبه شد. یافته ها: تهیه کراک، از نظر همه افراد، خیلی راحت ذکر شد و مشکلات تهیه آن، بی پولی و حضور مأموران انتظامی بود. اکثر پاسخ گویان معتقد بودند که قیمت کراک، نوسان داشته، رنگ و خلوص آن طی زمان تغییر کرده و کیفیت آن بدتر شده است و عمده ترین ناخالصی کراک را اضافه شدن دارو به آن دانستند. فروش کراک، پرسودتر از فروش سایر مواد و در سطح خرده فروشی ناشی از نیاز و فقر حاصل از اعتیاد ذکر شد. به طورکلی، ابهام و اختلاف نظر زیادی درباره کیفیت و ترکیب کراک و نحوه تولید آن وجود داشت. بحث : این مطالعه نشان داد که با توجه به افزایش قابل توجه عرضه کراک در کشور، طی سال های اخیر، تغییرات سریعی نیز در کیفیت این ماده و نحوه تهیه آن رخ داده است. اولویت دادن به مقابله با عرضه این ماده، در مقابل مواد سبک تری مانند تریاک، تولید اطلاعات صحیح درباره کراک و آموزش آن به درمانگران و عموم مردم توصیه می شود
بررسی میزان و تأثیر سرمایة اجتماعی بر روابط اجتماعی ساکنان مجتمع های مسکونی (مطالعه موردی دو منطقه از شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی میزان و تأثیر سرمایة اجتماعی بر روابط اجتماعی ساکنان مجتمع های مسکونی می پردازد. به منظور دستیابی به این هدف از بین مولفة های گوناگون سرمایة اجتماعی تأثیر مولفة هایی چون آگاهی، اعتماد، مشارکت، تعهد اجتماعی، تکالیف اجتماعی و انسجام اجتماعی بر روابط بین ساکنان مجتمع های مسکونی مورد بررسی قرار گرفته است. چارچوب نظری این پژوهش در حوزة سرمایة اجتماعی و شاخصه های آن با استفاده از نظرات پاتنام، کلمن، فوکویاما و بوردیو و ... ساخته شده است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه دارای اعتبار و پایایی است. جامعة آماری مورد پژوهش ساکنان مجتمع های مسکونی دو منطقة ملک شهر و سپاهان شهر و حجم نمونه در هرکدام از مناطق 192 نفر بوده است. شیوة نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بوده است و برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایة اجتماعی رابطه معنا دار (r=%48) با روابط اجتماعی مجتمع های مسکونی تأثیر دارد. از مولفة های گوناگون سرمایة اجتماعی، تعهد اجتماعی و تکالیف اجتماعی به اندازه مساوی(25%= 2) تأثیر گذار بودند، ولی بقیه مولفة ها، هر چند از نظر آماری معنادار بوده، ولی در این دو منطقه یکسان نبود.
شهر جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن باعث ایجاد تغییر و تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیادی در اکثر نقاط دنیا شده است و شاید شهرها در این زمینه، شهر ها شاید بیشترین تاثیر پذیری را داشته اند. در یکی دو دهه گذشته مفهوم جدیدی از شهر در ادبیات جامعه شناسی و مطالعات شهری با عنوان ” شهر جهانی ” رواج یافته است. هر چند هنوز درباره تعریف دقیق و تعیین معیارهای شهر جهانی اتفاق نظری به دست نیامده است، ولی در این مورد که فن آوری های جدید اطلاعات، ارتباطات مخابراتی، سهولت نقل و انتقالات افراد و کالاها و… دامنه فعالیت ها در شهرها نتیجه اهمیت و نقش آفرینی برخی شهرهای جهان را افزایش داده اند، اتفاق نظر نسبی ای وجود دارد. مقاله حاضر که با روش توصیفی انجام گرفته است در نظر دارد مفهوم ” شهر جهانی ” را معرفی کرده، برخی تعریف ها و ویژگی های این گونه شهر ها را درد که نماید و نقش آنها را در فرایند عام تر جهانی شدن مورد بررسی قرار دهد.
کیفیت زندگی شهری و برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی اجتماعی در شهرهای کنونی بسیار پیچیده و چند وجهی شده است. تنها برآورده شدن نیازهای جسمانی برای رضایت و سلامتی در معنای عام آن کفایت نمی کند. امروزه با مطرح شدن مسائلی مانند فرسایش سرمایه اجتماعی در شهرها، امنیت در فضاهای عمومی و… پرداختن به جنبه های غیر مادی و کمتر ملموس زندگی نیز دارای اهمیت شده است، به همین دلیل هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر برخی متغیرهای اجتماعی بر کیفیت زندگی در شهر کرمانشاه است. اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق با استفاده از روش پیمایش از یک نمونه ۶۰۰ نفره در مناطق شش گانه شهر کرمانشاه که با روش نمونه گیری سهمیه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته از ضریب همستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای سرمایه اجتماعی (۳۴۷/۰=R2 )، میزان تحصیلات (۰۱۲/۰= R2)، سن (۰۰۹/۰= R2)، نوع مذهب (۰۰۶/۰= R2)، و منطقه محل سکونت (۰۰۵/۰= R2) بر کیفیت زندگی تأثیر داشتند و همچنین میزان میانگین مشاهده شده کیفیت زندگی شهروندان شهر کرمانشاه ۱۷۲ است که با توجه به میانگین مورد انتظار که ۱۷۷ است. کیفیت زندگی شهروندان در سطح متوسط متمایل به پایین ارزیابی می شود.