فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۶۱ تا ۴٬۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
ارزیابی انتقادی نظریه نوسازی
حوزههای تخصصی:
فارسی 1 و دژ خانواده ایرانی: بررسی شبکه های ماهواره ای و علل گرایش به فارسی وان
حوزههای تخصصی:
دگردیسی صمیمیت
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۹
حوزههای تخصصی:
تبیین نظری تعارضات زناشویی با رویکرد پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۹
109-130
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به دنبال آن دگرگونی هایی که در شکل و وظایف خانواده و انتظارات افراد از ازدواج و زناشویی پدید آمده است، نهاد خانواده و زناشویی را با چالش ها و تعارضاتی متفاوت و مضاعف نسبت به گذشته دست به گریبان ساخته است که از نتایج چنین وضعیتی سستی روابط زناشویی، تضاد و طلاق در جامعه ایران است. بر این اساس، در مقاله حاضر که به شیوه فراتحلیل و استنتاج مبتنی بر تحلیل مفاهیم و مفهوم پردازی مجدد نتایج پژوهش های پیشین انجام شده است، سعی شده است با تکیه بر رویکردهای نظری مختلف و به ویژه نظریه کنش متقابل نمادین، به عنوان تبیین کننده اصلی و به کارگیری مفهوم «پارادایم زناشویی»، به عنوان حلقه گم شده مطالعات پیشین در این حوزه، مدلی مناسب و در عین حال متفاوت برای تبیین تعارضات زناشویی ارائه گردد. این مدل، تعارضات زناشویی را بر اساس تضاد پارادایمی میان زوجین توضیح می دهد و ایده اساسی آن این است که تعارضات زناشویی نه نتیجه یک یا چند عامل ثابت و مشخص، بلکه محصول برخورد پارادایم های مخالف (یا متفاوت) با هم است.
عوامل مرتبط با مدگرایی در بین جوانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزی، مد نقش یک رسانه را دارد و در میان برخی از مردم به ویژه جوانان، به ابزاری برای انتقال پیام خود به جامعه تبدیل شده است. هدف این تحقیق، بررسی عوامل مرتبط با مدگرایی جوانان بوده است. روش پژوهش از نوع پیمایش و جامعه ی آماری این تحقیق جوانان شهر یزد بوده است. تعداد نمونه 358 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد و نمونه با شیوه خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. تکینک گردآوری داده ها پرسشنامه ی محقق ساخته است که از نظر روایی و پایایی مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس یافته های این پژوهش، بین متغیرهای استفاده از رسانه های جمعی، منزلت جویی، مصرف گرایی، جهت گیری اخلاقی فراغت مدارانه، مقایسه اجتماعی، همنوایی اجتماعی و مدگرایی، رابطه ی معنادار وجود دارد. همچنین بین افراد مجرد و متأهل در مدگرایی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده در معادله رگرسیون 26 درصد از واریانس متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین می شود. مصرف گرایی قوی ترین رابطه را با مدگرایی نشان داد.
وقف و مدرنیته در ایران: کشت و صنعت آستان قدس رضوی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول اقتصادی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اقتصادی
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد خرد رفاه،درمان،آموزش رفاه کارایی تخصیصی،تحلیل هزینه_فایده
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی اقتصادی
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام نقاشان
شکاف ارزشی بین نسلی در خانواده های تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی شکاف ارزشی بین نسلی در خانواده های تهرانی است. چارچوب نظری تلفیقی از نظریه های جامعه شناختی و روان شناختی است، به گونه ای که سنجش و تحلیل نهایی یافته ها بر مبنای نظریه های تضاد هنجاری، بحران هویت، حشو ارزش و سبک های تربیتی صورت گرفته است. برای آزمون تجربی فرضیات منتج از این نظریه ها، 336 پدر و فرزند (پسر و دختر) در سنین 15 تا 25 سال از شهر تهران به شیوة نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مورد پیمایش قرار گرفتند. نتایج حاکی از وجود شکاف در ارزش های پدران و فرزندان است و هر دو نسل تقریباً در نیمی از ارزش های مورد بررسی بر اختلافات بین نسل خود و دیگری صحه گذارده اند. نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد: حشو ارزش های پدران (37/0) و تضاد هنجاری بین نسل ها (36/0) به طور مستقیم بر شکاف ارزشی بین نسل ها مؤثرند. دیگر مسیرهای تأثیرگذاری متغیرهای مستقل معادله که به صورت غیرمستقیم بر متغیر وابسته تأثیرگذار هستند، عبارت است از: تأثیرات استبدادگرایی پدران بر حشو ارزش های آنان (73/0)، بر تضاد هنجاری بین نسل ها (63/0) و همچنین تأثیر بحران هویت نسل فرزندان بر تضاد هنجاری بین نسل ها (34/0).
نگاهی به مدرنیته در ایران از دریچه روابط شخصی؛ ارزیابی مفهوم «رابطة ناب» گیدنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مفهوم «رابطه ناب» گیدنز در مدرنیته متاخر مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. از نگاه او رابطه ناب، رابطه ای برابر است که برای نفس رابطه برقرار می شود و از قید هر گونه معیار و ضابطه ای خارج از نفس ارتباط آزاد است. از نظر او هر چه جامعه پساسنتی توسعه بیشتری می یابد روابط شخصی افراد به سمت این نوع رابطه حرکت می کند. همگام با گسترش و ریشه دواندن مدرنیته و گسترش نظام های ادارای-تخصصی و فراگیری روند بازاندیشی (یا وجه تأمل گرایانه کنشگران) در زندگی مردم، و با تغییرات مداوم ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و سبک های زندگی، روابط شخصی نیز تغییر می کند و صمیمیت و رضایت عاطفی به جای عوامل بیرونی می نشیند و محور روابط می شود، اعتماد انتزاعی وابسته به نظام های تخصصی و اعتماد متقابل بین شخصی با محوریت صمیمیت جایگزین قواعد از پیش تعیین شده و جاافتاده می گردد. در این بررسی مفهوم رابطه ناب در موقعیت ازدواج و با شاخص های نگرش های جنسیتی، شیوه همسرگزینی، کارهای خانه، صمیمیت و عوامل بیرونی (اقتصادی - اجتماعی) سنجیده شده است. متغیرهای مستقل این بررسی عبارتند از: اعتماد بنیادین، اعتماد انتزاعی، اعتماد متقابل بین شخصی، مصرف رسانه ای و احساس امنیت. متغیرهای جنس، سن، تحصیلات و پایگاه اقتصادی- اجتماعی، متغیرهای زمینه ای این تحقیق هستند. در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده است و جوانان مابین 18 تا 35 سالِ شاغل و متاهل جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. با توجه به این که حدود 4/2 درصد از پاسخگویان در طبقه «خیلی زیاد» و 5/41 درصد نیز در طبقه «زیاد» متغیر اصلی این پژوهش قرار گرفته اند، می توان گفت که در ایران شاهد تغییر محسوس روابط شخصی و افزایش اهمیت رابطة ناب هستیم.
مطالعه تغییرات زمانی ارزش فرزند در ایران (مطالعه زنان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرزند و فرزندآوری از مهم ترین ارزش های خانواده در ایران است. نسل های مختلف زنان در ایران، براساس تجارب و حوادث تاریخی و تجربه زندگی مشترک، نگرش و برداشت متفاوت و گاه متضاد از معنا و مفهوم فرزند دارند. با تکیه بر دو دسته از نظریه های غربی شامل تغییرات فرهنگی، گذار جمعیتی دوم، تضاد نسلی و ساختاری و نظریه های جوامع پیرامون مانند نظریه جهان محلی شدن، الگوی پژوهش ساخته شد.
روش پژوهش، پیمایشی است. جمعیت آماری، پنج نسل از زنان شهر زنجان با توجه به شرایط تاریخی انتخاب شده اند: متولدین قبل از سال 42، متولدین سال های 57-1342، متولدین سال های 67-1358، متولدین سال های 70-1367 و متولدین سال های 74-1370. از هر نسل 100 نفر و درمجموع 500 نفر حجم نمونه این پژوهش را تشکیل داده اند. روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به شیوه PPS است.
براساس یافته های پژوهش، تفاوت میانگین ارزش بین نسل های بررسی شده به لحاظ آماری معنادار است؛ پایین ترین سطح ارزش فرزند متعلق به نسل زنان متولد سال های 74-1371 و بالاترین سطح مربوط به نسل زنان متولد سال های قبل از 42 است. فردگرایی با ارزش فرزند ارتباط منفی و دینداری با ارزش فرزند ارتباط مثبت دارد. تأثیر تجربه جهانی شدن بر ارزش فرزند، در نسل متولدین 67-1358 شدیدتر از سایر نسل ها است.
تاثیر خانه های دوم بر توسعه منطقه باغبهادران شهرستان لنجان
حوزههای تخصصی:
در جوامع پیشرفته، بخش اعظم جمعیت در شهرها اسکان یافته اند و مرام زندگی شهری مردم را در خود غرق کرده است. به این ترتیب، روستا و زندگی روستایی مفهومی دور از ذهن و از طرفی، جذاب برای این جمعیت شهرنشین به شمار می رود. این موضوع انگیزه اصلی تبدیل شدن روستا به یک مقصد گردشگری است . مقوله خانه های دوم که زیر مجموعه ای از گردشگری است، در پی توسعه شهرنشینی، بهبود سیستم حمل و نقل و ارتباطات، افزایش اوقات فراغت و غیره درحال گسترش است که پیامد هایی را به همراه خواهد داشت. از این رو، خانه های دوم و تاثیرات اقتصادی ـ اجتماعی و زیست-محیطی آن بررسی و تحلیل می گردد. هدف این پژوهش: 1- بررسی خانه های دوم؛ 2- تمایلات شهروندان برای استفاده از این مکانها و صرف وقت و هزینه در این خانه ها و 3- پیامدها و تاثیرات مختلف توسعه ای بر محیط های اطراف است. در این پژوهش، از روش تحقیق اسنادی، میدانی و تحلیلی استفاده شده و اطلاعات به دست آمده در قالب روش swot تجزیه و تحلیل گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از جدید بودن موضوع، داشتن چشم انداز طبیعی و جاذبه های طبیعی مناسب، تمایل شهروندان برای گذران اوقات فراغت خود در این مکان ها و سرمایه گذاری های مختلف بخش خصوصی است. سرمایه گذاریهای اقتصادی و کالبدی دارای تاثیرات مثبت و منفی در منطقه بوده است. ساماندهی فضایی مناسب این مکان ها می تواند آثار مثبت توسعه ای در منطقه داشته باشد.
افکار عمومی و شیوه های اقناع
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۱۸
تحلیلی بر نقش فضاهای شهری در ایجاد سرمایه اجتماعی ( مطالعه موردی شهر شهرکرد )
حوزههای تخصصی:
فضاهای شهری و مناسبات اجتماعی، به صورت انکارناپذیری با هم پیوند دارند؛ کنش اجتماعی با فضاهای شهری شکل می گیرد و این فضاها خود، توسط اجتماع تولید می شوند. این نقش فضاهای شهری در ایجاد سرمایه اجتماعی را در شهر شهرکرد بررسی می کند. روش تحقیق، پیمایش و جامعه آماری، شامل کلیه شهروندان 16 سال به بالای شهر شهرکرد بوده است که از بین آنها 384 نفر با کمک تکنیک تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، به عنوان نمونه انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش، تناسب، هویت، سرزندگی، و دسترسی به فضای شهری، به عنوان متغیر های مستقل و اعتماد، همبستگی و مشارکت اجتماعی، که مولفه های سرمایه اجتماعی هستند، به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده اند. استنباط آماری از داده ها مشخص ساخت که میزان سرمایه اجتماعی با توجه به وضعیت کیفی فضاهای شهری، به صورت معناداری متفاوت است، به گونه ای که هرچه شاخص های فضاهای شهری بهبود می یابد، میانگین سرمایه اجتماعی نیز افزایش پیدا می کند و بالعکس.
تقابل های اخلاقی در تعاملات کاربران ایرانی رسانه های اجتماعی (مطالعه شش رویداد در یوتیوب، فیس بوک و اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله شش رویداد در رسانه های اجتماعی که از جنبه های اخلاقی محل بحث کاربران ایرانی قرار گرفته اند مطالعه شده است. این شش رویداد در فاصله سال های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ در فیس بوک، اینستاگرام و یوتیوب آغاز شده اند، اما دامنه مباحث مربوط به آنها در سایر رسانه ها و وب سایت های فضای مجازی گسترش پیدا کرده است. مطالعه به شیوه کیفی با رویکرد اکتشافی انجام شده و کامنت های کاربران حول این شش رویداد مبنای تحلیل بوده است. از میان هزاران کامنت کاربران فضای مجازی درباره هر رویداد، در مجموع ۳۹۶ کامنت برای تحلیل انتخاب شدند. این تعاملات در قالب مدل کیفی برآمده از دل داده ها با عنوان «هرم کنش گری کاربران در تقابل های اخلاقی رسانه های اجتماعی» ارائه شده است.
بررسی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وندالیسم (مورد مطالعه: دانش آموزان دبیرستانی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، پیرامون بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر وندالیسم میان دانش آموزان دبیرستانی ناحیه دو شهر اهواز انجام شده است. داده های این تحقیق با روش پیمایشی از نمونه ای با حجم 376 نفر جمع آوری شد که از جمعیت 17056 نفری دانش آموزان پسر و دختر دبیرستانی ناحیه دو شهر اهواز به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند. متغیر وابسته ( وندالیسم) ، به دو شیوه عملیاتی شد و رابطه آن با متغیرهای مستقل، شامل جنسیت دانش آموزان ، وضعیت تحصیلی دانش آموزان، پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد، ارتباط دانش آموز با افراد بزهکار، احساس بی قدرتی، احساس بی هنجاری، احساس محرومیت نسبی و احساس انزوای اجتماعی، که برگرفته از نظریات: الف) جامعه شناسان کل نگر یا همان کلاسیک ها ( دورکیم و مرتون ) و ب) جامعه شناسان خردنگر یا معاصر ( کوهن، کلووارد و اوهلین و میلر با نظریه خرده فرهنگ؛ ساترلند با نظریه یادگیری افتراقی؛ سیمن با نظریه بیگانگی و هیرشی با نظریه کنترل اجتماعی) است؛ فرضیه سازی و آزمون شد. ابزارگردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه است. تجزیه و تحلیل یافته ها فرضیات تحقیق را تأیید کرده اند. نتایج پژوهش نشان داد که معادله پیش بینی شدت گرایش به رفتار وندالیستی می تواند، 406/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی کند. پس مدل پژوهش، توانسته است با استفاده از هفت متغیر وضعیت تحصیلی، پایگاه اجتماعی-اقتصادی ، ارتباط با افراد بزهکار، احساس بی قدرتی ، احساس محرومیت نسبی، احساس انزوای اجتماعی و احساس بی هنجاری، 406/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی کند، بنابراین، می توان گفت از قدرت پیش بینی خوبی برخوردار است.
نظام معنایی گفتمان «اسلامی سازی علم»
حوزههای تخصصی:
تأثیر تعامل علم و دین، به ویژه اسلامی سازی علم در تحقق آینده مطلوب جهان اسلام، موجب بیان آرای متفاوت و بحث های گسترده از سوی اندیشمندان مسلمان شده است. ثمره این مبحث در پیشرفت جامعه مسلمانان، منوط به گزینش برترین نظر و نیل به اتفاق نظر دراین باره است. با این اوصاف، مسئله اصلی، عدم حصول اتفاق نظر در این حوزه است که ظاهراً یکی از مهم ترین عوامل آن، عدم شناخت جامع از رابطه علم و دین، به ویژه اسلامی سازی علم است؛ زیرا مسلماً شناخت عمیق و دقیق از جوانب یک موضوع، زمینه ساز گزینش مطلوب و حصول اتفاق نظر اندیشمندان خواهد بود. بنابراین، در بررسی حاضر بر گفتمان «اسلامی سازی علم» که قائل به اسلامی سازی علم مدرن و یکی از گفتمان های مطرح درباره رابطه علم و دین در جهان اسلام است، تمرکز شده است. با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، نشانه های اساسی که توسط این گفتمان، مفصل بندی شده و نظام معنایی آن را شکل داده، موردبررسی قرارگرفته است. با توجه به نشانه های مهمی مانند تمدن اسلامی، علم اسلامی و نقد تمدن و مدرنیته غربی که در نظام معنایی این گفتمان، مفصل بندی شده است، می توان گفت که تحقق تمدن نوین اسلامی، اسطوره و چشم اندازی است که گفتمان مذکور برای آینده جهان اسلام متصور است. در این مسیر، گفتمان فوق، علوم انسانی مدرن را نامطلوب دانسته و به میدان گفتمانی طرد کرده است و قائل به تولید علوم انسانی اسلامی یا اسلامی سازی آن است. این گفتمان هرچند جهت دهی اسلامی به علوم طبیعی را مطرح می کند، علوم تجربی نوین را مفصل بندی کرده است و از آن برای تحقق چشم انداز مطلوب سود می جوید.