ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۵۴۱ تا ۳۷٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۷۵۴۱.

هرمنوتیک حضور زنان در جهان معاصر ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
مطالعه مناسبات برقرار میان زنان و جامعه در شمار مباحث نوآمدی است که می توان از جنبه های مختلف به آن پرداخت. نوشتار این مهم را از زاویه نحوه حضور زن در حوزه عمومی ایرانی مورد مطالعه قرار داده است. ما از هرمنوتیک پل ریکور برای روش شناسی بحث بهره برده ایم و کوشیده ایم از زاویه حضور و غیبت نحوه ایفای نقش زنان در حوزه عمومی ایرانی را تفسیر نماییم. نوشتار پیش روی بر این ایده استوار است که زن ضمن حضور و غیبتی توامان امکان ایفای نقش در حوزه عمومی ایرانی را دارد. حضور و تاثیر زن ایرانی در جامعه رخدادی پیچیده است که گاهی از طریق غیبت تحقق می یابد. این مهم در بخش های مقدمه، روش شناسی، حوزه عمومی و جامعه ایرانی، زن و حوزه عمومی شامل پیشینه ای فراگیر و زن و حوزه عمومی ایرانی و نتیجه گیری و مرور مباحث پی گرفته شده است.
۳۷۵۴۲.

مطالعه تغییرات ارزش و هنجارهای خانوادگی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی-مجازی: مدل سندلوسکی و باروسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۷
در عصر حاضر، استفاده از شبکه های اجتماعی؛ تبدیل به شایع ترین فعالیت خانواده های ایرانی شده است. به طوری که عمده کنش روزمره و سازمانی، وابسته به استفاده از آنهاست. بااین حال، بعد از نفوذ شبکه های اجتماعی در زندگی، نهاد خانواده، تغییرات خاصی را به لحاظ ارزشی-هنجاری تجربه کرده است، در این پژوهش سعی می شود که تغییرات ارزش ها و هنجارهای خانوادگی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی-مجازی مورد مطالعه و بررسی قرارگیرد. روش پژوهش، از نوع استقرایی فراترکیب کیفی، در بازه زمانی 1392 تا 1403 بوده و به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی) از 110 سند علمی (استخراج شده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک)، بعد از غربالگری و گزینش، 53 سند به عنوان حجم نمونه، انتخاب و وارد مرحله تجزیه وتحلیل با نرم افزار Excel و Maxqda 2022 شده است. یافته ها نشان می دهد که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی با پیامدهای روانی (بحران هویت، افزایش اضطراب افسردگی، پرخاشگری رفتاری، ضعف خودباوری و کاهش سلامت روانی- جسمی)، پیامدهای اقتصادی (رواج تنبلی کاری و مصرف گرایی)، پیامدهای اجتماعی (زوال سرمایه اجتماعی خانوادگی، کاهش رضایت اجتماعی، ظهور روابط فرا زناشویی، کاهش کنترل خانوادگی، شیوع آسیب های اجتماعی) و پیامدهای فرهنگی (رواج بی اخلاقی، سبک زندگی نابهنجار، شکاف و تعارض نسلی، مصرف اعتیادآور رسانه، کاهش تفریح های نشاط آور و ...) برای نهاد خانواده همراه بوده است. نتایج همچنین حاکی از آن است که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی، هنجارها و ارزش های خانواده ایرانی را دچار تغییرات اساسی کرده و منجر به شکل گیری الگوهای سیال، موقتی و نابهنجار از زندگی خانوادگی شده است.
۳۷۵۴۳.

نوجوانان و شرمساری از بدن؛ فراتحلیل مطالعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
مطالعات روبه رشد «نگرانی بدنی» درباره ظاهر کودکان و نوجوانان، بدن را به مسائل هویت و خودانگاره پیوند می دهد و تأثیرات متقابل بدن، خود و زمینه های اجتماعی-فرهنگی گسترده تر را بررسی می کند. کودکان در دوره نوجوانی در تلاش برای یافتن خویش، نسبت به ظاهر خود و نمود بیرونی آن آگاه می شوند. عدم تطابق بدن ادراک شده با تصاویر ایدئال ارائه شده، آنان را در برابر تجربیاتی مانند شرمساری از بدن آسیب پذیر می سازد.پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد فراتحلیل کیفی به بررسی، بازبینی و شناخت دقیق تر پدیده نوین شرمساری از بدن در نوجوانان می پردازد. برای دستیابی به این هدف، 11 متن پژوهشی داخل کشور و 40 متن پژوهشی خارج از کشور از هشت پایگاه علمی انتخاب و تحلیل شدند.یافته های پژوهش در دو بخش تدوین شده است. یافته های توصیفی نشان از این دارد که موضوع شرمساری از بدن از سال 2018 به بعد در مطالعات نوجوانان مورد توجه قرار گرفته و تا سال 2024 با رشد چشمگیری مواجه شده است، همچنین غلبه با رویکردهای کمی و حوزه های روان شناسی و روان شناسی اجتماعی بوده است. یافته های تحلیلی مطالعات، مؤید شیوع شرمساری از بدن در میان نوجوانان است. رسانه ها و شبکه های اجتماعی، فشارهای اجتماعی و فرهنگی و خانواده مهم ترین عوامل در ایجاد شرمساری از بدن در نوجوانان است و پیامدهای گسترده روان شناختی برای نوجوانان دارد.درمجموع بررسی منابع نشان می دهد علی رغم نقش انکارناپذیر بسترهای اجتماعی فرهنگی و تعاملات اجتماعی در ایجاد شرمساری از بدن در نوجوانان، این موضوع مغفول مانده است و پژوهش ها به جای تمرکز بر ساخت های اجتماعی و ارائه راهکارهایی برای پیشگیری از این پدیده، بر شناخت پیامدهای روان شناختی آن متمرکز بوده اند.
۳۷۵۴۴.

تحلیل چگونگی نفرت پراکنی علیه جمهوری اسلامی در فضای مجازی و راهبردهای مقابله با آن (مطالعه موردی صفحه سینا ولی اللّه در اینستاگرام)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۱
مقاله حاضر با هدف تحلیل چگونگی نفرت پراکنی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در فضای مجازی و بر مبنای چارچوب نظری راهبرد اصلی جریان نفرت پراکنی که «تضعیف مؤلفه های قدرت و دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی» می باشد، به بررسی موضوع پرداخته و بر اساس این راهبرد محوری، تکنیک های چندگانه عملیات روانی در شبکه های اجتماعی مانند دروغ، برجسته سازی، برچسب زنی، تحریک هیجانات و عواطف، القاء غیرمستقیم، پاره حقیقت گویی و اهریمن سازی را در جریان رسانه ای نفرت پراکنی استخراج نموده است. راهبردهای چندگانه ی جریان نفرت پراکنی در فضای مجازی، تولید محتوای جذاب و شبکه ای را در دستور کار جریان قرار داده و از قالب مخاطب پسند و جذاب طنز در القای مفاهیم و اهداف خود بهره برداری مؤثر داشته که در این تحقیق به تکنیک های عملیات روانی به کار برده شده در قالب طنز و هجو پرداخته شده است. جامعه آماری این تحقیق، صفحه سینا ولی الله در اینستاگرام است که در قالب مونولوگ های طنزآمیز، مطالب خود را پست می کند. نمونه هایی از پست های صفحه مذکور در بازه زمانی 15 ماه، از زمان انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری ایران تا پایان فصل سوم برنامه «چندشنبه با سینا» - که پست ها تقطیع مونولوگ های اجراشده در این برنامه می باشد. به روش تحلیل مضمون و استخراج تکنیک های عملیات روانی، راهبردهای سینا ولی الله در این کار نمایشی، استخراج گردیده است. مواجهه با جریان نفرت پراکنی، نیازمند تعیین راهبردهای مقابله است که در پایان بر مبنای راهبردهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای جریان نفرت پراکنی در فضای مجازی، راهبردهای تدافعی و تهاجمی و راهبردهای فنی و رسانه ای در مقابله ی تکنیکی با این جریان رسانه ای، مطرح شده است.
۳۷۵۴۵.

سناریوپردازی آینده ی صنعت گرافیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۱
هدف : این پژوهش با هدف آینده پژوهی در حوزه ی گرافیک ایران تا افق ۱۴۱۴ انجام شده است و تلاش دارد سناریوهای   محتمل این حوزه را در پرتو تحولات فناورانه و اجتماعی ترسیم کند. روش: رویکرد پژوهش، ترکیبی (کیفی_کمی) بوده است. در بخش کیفی، مرور منابع و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان به شناسایی پیشران ها و عدم قطعیت های کلیدی منجر شد و داده ها با روش تحلیل مضمون و کدگذاری کیفی بررسی گردید. در بخش کمی، داده های تکمیلی از طریق پرسشنامه آنلاین از ۲۰ طراح و متخصص فعال گردآوری و با روش های توصیفی تحلیل شد تا یافته های کیفی تقویت و اعتبارسنجی شود. بر مبنای این فرایند، دو عدم قطعیت اصلی شامل «سرعت تحول فناورانه» و «سطح حمایت سیاستی» انتخاب شد و چهار سناریوی بدیل از تقاطع آن ها ترسیم گردید: جهش خلاق دیجیتال، حمایت محافظه کارانه، بازار آزاد پرخطر و رکود سنتی. مقایسه این سناریوها نشان داد که آینده گرافیک ایران به شدت متأثر از سیاست گذاری های حمایتی، زیرساخت های فناورانه و انطباق نظام آموزشی با نیازهای نوین است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که آینده این حوزه پدیده ای قطعی و خطی نیست، بلکه مسیرهای گوناگونی دارد که تصمیمات امروز در سطح سیاست گذاری، دانشگاه و صنعت بر آن اثرگذار است. یافته ها: اهمیت این مطالعه در آن است که با شناسایی پیشران ها و تدوین سناریوهای متنوع، امکان برنامه ریزی انعطاف پذیر و کاهش ریسک برای ذی نفعان فراهم می گردد. بر این اساس، یافته ها می تواند مبنایی برای طراحی اقدامات پایدار و راهبردهای بلندمدت در جهت توسعه گرافیک ایران قرار گیرد.
۳۷۵۴۶.

تحلیل ساختاری تفسیری عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر مشارکت مردم در بازار بورس اوراق بهادار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: دستیابی به توسعه، هدفی مطلوب برای بسیاری از کشورها، از جمله ایران، است. این هدف مهم جز از طریق انباشت سرمایه و وجود یک بازار سرمایه قوی امکان‌پذیر نیست. بورس اوراق بهادار، به عنوان مهم‌ترین بخش بازار سرمایه، در کنار بازار پول، زیرمجموعه‌ای از بازار مالی ایران و نماد بخش تولیدی اقتصاد کشور است که اساساً هدف آن بسیج منابع پولی برای فعالیت‌های تولیدی است. اگرچه این بازار در طول دهه گذشته از نظر حجم و ارزش معاملات و تعداد شرکت‌های فعال رشد قابل توجهی داشته است، اما بررسی داده‌ها و اطلاعات مربوط به این بازار نشان می‌دهد که این بازار در جایگاه واقعی خود قرار ندارد و در مقایسه با بازارهای سایر کشورها، نقش قابل توجهی در توسعه اقتصادی کشور ایفا نمی‌کند. بنابراین، این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است: چه عواملی بر مشارکت عمومی در بازار سهام تأثیر می‌گذارند؟ روش: این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از تکنیک مدل­سازی ساختاری تفسیری نگاشته شده است. میدان مطالعه این تحقیق متخصصانی هستند که به مسایل اجتماعی و اقتصادی ایران اشراف داشته و خود از فعالان بازار بورس هستند. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از شیوه گلوله برفی بود ه­است. 21 نفر متخصص، جمعیت نمونه این تحقیق را تشکیل داده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری از اسناد و ادبیات مربوط به موضوع و نیز مصاحبه با نمونه تحقیق بوده است. یافته ها: یافته‌ های این تحقیق نشان می‌دهد که عوامل کلان و ساختاری، تعیین‌کننده مشارکت عمومی در بازار سهام هستند. بر اساس قدرت محرک (نفوذ) و وابستگی، چهار گروه (خوشه) از عناصر شناسایی شدند: منطقه مستقل: مؤلفه‌های سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل کلان سیاسی، ارزش‌ها و همنوایی اجتماعی در منطقه مستقل قرار گرفتند (به این معنی که نفوذ بالا و وابستگی کم دارند). منطقه خودمختار: مؤلفه گروه‌های مرجع در منطقه خودمختار مشاهده شد. منطقه وابسته: مؤلفه‌های ویژگی‌های شخصیتی و اعتماد در منطقه وابسته مشاهده شدند (به این معنی که نفوذ کم و وابستگی زیاد دارند). مرز/سایر: سه مؤلفه - فرهنگ اقتصادی، رسانه و نگرش - در مرز بین مناطق متصل و مستقل قرار دارند. متغیر آگاهی در مرز بین مناطق متصل و وابسته قرار دارد. نتیجه گیری: با سیاست گذاری دقیق تر و تغییر سیاست های اقتصادی فعلی، فعال کردن بازار بورس بر حسب عوامل شناخته شده این تحقیق و همچنین عدم دخالت دولت در این بازار می توان جایگاه بازار بورس را در بازار مالی ایران اعتلا بخشید و در مسیر توسعه اقتصادی قدم برداشت.
۳۷۵۴۷.

بازنمایی موسیقی ایران در سفرنامه های اروپایی از دوران پیشاصفوی تا پایان سلسله زندیه بر اساس دیدگاه استوارت هال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۷
موسیقی در فرهنگ ایران، همواره نقشی بنیادین در مراسم درباری، آیین های اجتماعی و زندگی عمومی داشته است. فراتر از منابع رسمی تاریخ موسیقی، توصیفاتی که در سفرنامه های اروپایی از موسیقی ایرانی آمده، افق هایی تازه در فهم تاریخ موسیقی گشوده اند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه بازنمایی استوارت هال، در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه موسیقی ایرانی در نگاه سفرنامه نویسان اروپایی از دوران پیشاصفوی تا پایان زندیه بازنمایی شده و علل تفاوت های تبیین موسیقی ایران در بازنمایی آنها چه بوده است و در کدام چارچوب مفهومی قابل تحلیل اند. در این راستا، ۲۰ سفرنامه از سیاحان اروپایی این دوره ها بررسی و رویکردهای سه گانه بازنمایی 1- بازتابی 2- تعمدی (ارجاعی) 3- برساختی، بر تحلیل توصیفات آن ها منطبق شده است. روش تحقیق تاریخی تفسیری بوده و تلاش می کند تا معناهای پنهان و صریح موجود در بازنمایی موسیقی ایرانی را از دل روایت های سفرنامه ای استخراج و تحلیل کند. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و از طریق فیش برداری انجام شده و روش تحلیل داده ها به صورت کیفی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع مواجهه سیاحان با موسیقی ایران از مشاهده ای سطحی تا مشارکت مستقیم در اجراها تنوع داشته و همین تنوع، نوع بازنمایی آنان را متأثر ساخته است. توصیفات موسیقایی در این متون نه تنها جلوه ای از مواجهه فرهنگی و بازتابی از درک زیبایی شناسی، پیش فرض های ذهنی و زمینه های تاریخی سیاحان اروپایی از فرهنگ موسیقی ایران بوده اند؛ بلکه دیدگاه های سفرنامه نویسان با تقابل و مقایسه فرهنگ و دانش موسیقی ایرانی در متون سفرنامه ها با اهداف توسعه فرهنگ اروپایی و اقتدار فرهنگی را نشان می دهد.
۳۷۵۴۸.

بازنمایی جنگ اوکراین و روسیه در رسانه های قطر: مطالعه سایت خبری الجزیره انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۷
تأثیرگذاری رسانه ها در دنیای امروز انکارناپذیر است. ایدئولوژی حاکم بر رسانه ها معمولاً بازتاب دهنده ایدئولوژی صاحبان آن هاست؛ به ویژه در رسانه های دولتی این پیوند آشکارتر است. جنگ روسیه و اوکراین، که بزرگ ترین بسیج نظامی اروپا از زمان جنگ جهانی دوم محسوب می شود، از آغاز تاکنون در رسانه های مختلف بازنمایی شده است. وب سایت انگلیسی شبکه الجزیره نیز اخبار این درگیری را به تفصیل پوشش داده است. این مقاله، بازنمایی این جنگ در وب سایت الجزیره را با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی بر پایه رویکرد تئون ون دایک بررسی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد جهت گیری این رسانه با سیاست خارجی قطر همسوست. الجزیره با بهره گیری از راهبردهایی چون واژه گزینی، به نمایی، تمهیدات بلاغی، گواه نمایی، استناد، استدلال، مقایسه و معانی ضمنی، نظام معنایی دوگانه ای می سازد که در آن یک سو اوکراین و حامیان غربی اش و سوی دیگر روسیه قرار دارد. این چارچوب بندی، تصویری مثبت از اوکراین و تصویری منفی اما همراه با تأیید ضمنی از روسیه ارائه می دهد که بازتاب دهنده ایدئولوژی همسوی سیاست خارجی قطر مبتنی بر پیوند کشورهای ذره ای و حفظ توازن فعال میان قدرت هاست.
۳۷۵۴۹.

تأثیر درآمدهای نفتی بر میزان حاشیه نشینی در اطراف تهران با رویکرد رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۶
درآمدهای نفتی در کشور ایران مهم ترین منبع ارزی کشور است. بررسی تأثیرات این درآمدها بر سطح رفاه اجتماعی و پیامدهایی که این تأثیرات به همراه دارد بسیار مهم است. یکی از این پیامدها افزایش مناطق حاشیه ای اطراف شهرها و افزایش جمعیت آن ها می باشد که در نتیجه کاهش سطح رفاه اجتماعی و افزایش نابرابری شکل می گیرند. پژوهش حاضر به این موضوع پرداخته است. روش مطالعه فوق با استفاده از داده های آماری مهروموم های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ ( از مجموعه آمارهای مربوط به بانک مرکزی، آمار سازمان برنامه و بودجه و سالنامه های آماری) و با استفاده از روش کمی با رویکرد همبستگی رابطه میان درآمدهای نفتی و میزان رفاه اجتماعی بررسی و سپس تأثیر رفاه اجتماعی بر افزایش یا کاهش جمعیت دو منطقه حاشیه نشین مرتضی گرد و قیام دشت در اطراف تهران نشان داده شد. برای اندازه گیری میزان رفاه اجتماعی نیز از تقسیم متوسط درآمد سالانه بر متوسط هزینه های همان سال استفاده شده است. با توجه به یافته های تحقیق و نتیجه آزمون فرضیات مشاهده شد که درآمدهای نفتی طی مهروموم های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ بر میزان رفاه تأثیر منفی داشته است و ضریب بتا برابر منفی ۰.۴۶۸ می باشد؛ یعنی با افزایش درآمدهای نفتی میزان رفاه کاهش داشته است. از طرفی رفاه نیز تأثیر منفی و معکوس بر میزان حاشیه نشینی در دو منطقه مرتضی گرد و قیام دشت داشته یعنی با کاهش رفاه میزان جمعیت در این دو منطقه افزایش داشته است. ضریب تأثیر رفاه بر جمعیت مرتضی گرد برابر منفی ۰.۱۳۶ و ضریب تأثیر رفاه بر جمعیت قیام دشت برابر منفی ۰.۲۰۵ است.
۳۷۵۵۰.

درآمدی بر موضع انتقادی هابرماس بر پوزیتیویسم منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
 رشد علوم تجربی و تأثیرات آن مرزبندی بین علم و غیر علم را به همراه داشت. حلقه وین با محدود کردن علم به علوم تجربی و طرد سایر معارف، راه حصول به علم را مشاهده و آزمون فرضیه قلمداد نمود.دامنه این دیدگاه به علوم انسانی نیز کشیده شد و مطالعه مسائل انسانی با رویکرد تجربی دنبال گردید. پوپر، کوهن و لاکاتوش با تعدیل وجه افراطی دیدگاه علم تجربی، آن را از حالت تجربی محض به سوی انسانی شدن سوق دادند. آیا با استفاده از آثار کانت،فیخته و مارکس را میتوان بازسازی،و نقش آن در تکوین نظریه برای روان کاوی فرویدی را نشان داد؟ آیا کنشگری از نظر مارکس و تقلیل آن به کنش هدفمند عقلانی در اقتصاد قابل نحقق است؟ آیا کنش عقلانی هدفمند با رعایت قواعد فنی به کنش ارتباطی با تأکید بر هنجارهای وفاقی وزبان مشترک دست یافتنی است؟ به لحاظ روش شناسی آثار هابرماس دردوره اول به نقد مکتب فرانکفورت،بازسازی دیدگاه مارکس و نقد روش شناسی پوزیتیویسم اختصاص دارد و زمینه عملگرایانه لازم برای دوره چرخش زبانی را که به نظریه کنش ارتباطی منتهی شد، فراهم آورد. این مقاله ضمن تحلیل دستاوردهای نظری هابرماس در دوره اول، تلقی معرفت شناختی او در مورد علوم انسانیرا تبیین میکند.
۳۷۵۵۱.

بررسی انسجام نقشه ی مهندسی فرهنگی کشور با برنامه های ششم و هفتم توسعه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۳
هدف این پژوهش، ارزیابی انسجام عمودی سیاستی میان «نقشه مهندسی فرهنگی کشور» به عنوان سند راهبردی بالادستی و بخش های فرهنگی برنامه های ششم و هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران است. در این راستا، پرسش اصلی پژوهش ناظر بر میزان هم راستایی اهداف و ابزارهای این اسناد در قالب چارچوب انسجام خط مشی عمومی است. چارچوب نظری پژوهش بر مفاهیم انسجام خط مشی در ادبیات سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و طبقه بندی ابزارهای هاولت استوار است. روش پژوهش، تحلیل مضمون کیفی نظریه محور براساس رویکرد براون و کلارک بوده که اهداف (50 کد از نقشه، 66 از ششم، 73 از هفتم) و ابزارها (365 از نقشه، 66 از ششم، 67 از هفتم) را استخراج ، کدگذاری و مقایسه کرده است. یافته ها حاکی از وجود هم افزایی نسبی در برخی حوزه ها همچون تحکیم خانواده، فرهنگ اسلامی، و مقابله با جنگ نرم است؛ با این حال، شکاف هایی قابل توجه در حوزه هایی نظیر بازآفرینی نظام فکری، هنر متعهد، جهانی سازی گفتمان اسلامی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی به چشم می خورد. از منظر ابزاری، در حالی که نقشه مهندسی فرهنگی بر سازمان دهی و اطلاع رسانی تمرکز دارد، برنامه ششم توسعه به اقتدار و پشتیبانی مالی اولویت داده، و برنامه هفتم نیز از ضعف جدی در ابزارهای اقتدار رنج می برد. نتیجه گیری پژوهش بیانگر ناهماهنگی در پیوند چشم اندازهای کلان با ابزارهای اجرایی است که اجرای مؤثر سیاست های فرهنگی را با چالش مواجه ساخته است. پیشنهادهایی همچون احیای راهبردهای مغفول، تقویت ابزارهای نظارتی، و هماهنگی نهادی برای ارتقای انسجام سیاستی ارائه شده است.
۳۷۵۵۲.

تحلیل تئوریک جامعه شناختیِ پیر شدن جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۶
پدیده های مختلفی که در جامعه و در بستر تعاملات اجتماعی ظهور و بروز پیدا می کنند، می توانند به شکل مستقل و یا از چشم انداز معرفتی دیگر مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند. پدیده ی پیری و سالمندی از جمله موضوعاتی است، که از دریچه های معرفتی مختلف، از جمله جامعه شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است، که از سوی اندیشمندان و جامعه شناسان، به این عرصه از مطالعات، عنوان جامعه شناسی پیری یا سالمندی داده شده است. رویکرد جامعه شناسی پیری به نقش عوامل اجتماعی در ظهور سالمندی، روند اجتماعی پیری، کنش و رفتار جامعه شناختی سالمندان، نوع نگاه جامعه به سالمند و همچنین نقش اجتماعی در حمایت از سالمندان توجه دارد. از این رو، جامعه شناسان از منظرهای اجتماعیِ کارکردگرا، تضاد، تعاملی- نمادین و پست مدرن به پیری یا روند پیر شدن افراد می پردازند تا پیچیدگی و تنوع فرایند سالمندی را در متن و زمینه ی اجتماعی آن تحلیل کنند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل و تبیین رهیافت های نظری در جامعه شناسی پیری به دنبال این مهم است تا افق های پیش رو پدیده ی سالمندی، ابعاد و پیچیدگی های نظری این مسئله را روشن تر نماید، و در تحقیقاتی که در آینده از سوی پژوهشگران و اندیشمندان عرصه جامعه شناسی سالمندی صورت می گیرد راهگشا باشد. در این پژوهش، با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، به منظور دست یابی به اطلاعات مورد نیاز، از داده های کتابخانه ای، اسنادی استفاده شده است و روش به کار رفته در این پژوهش نیز تحلیلی- توصیفی می باشد.
۳۷۵۵۳.

ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه: این رابطه در چشم انداز پارادایم های کلان چگونه تفسیر می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف این مطالعه واکاوی نظری ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه بود. برای دست یابی به این هدف، سه پیش فرض اولیه شامل: محور بودن مدرسه برای شکل گیری رابطه میان خانواده و مدرسه؛ محور بودن خانواده برای شکل گیری رابطه، و مشارکتی و همپا بودن این دو خرده نظام طرح شد. برای تحلیل این پیش فرض ها، سه پارادایم رفتارگرایی، انتقادی و تعامل-گرایی اجتماعی که به نوعی توانستند به هرکدام از پیش فرض ها پاسخ دهند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد، در پارادایم رفتارگرایی، مدرسه، محور تصمیم گیری است و خانواده به عنوان یک عنصر بیرونی است که به صورت مقطعی و در مواردی که مدرسه تشخیص دهد، ورود می کند. در پارادایم انتقادی، خانواده با نقد ابعاد و کنشگران مدرسه، تبدیل به عنصر تصمیم گیر و ساخت دهنده زیست بوم مدرسه، اعم از انتخاب معلم، شکل مدرسه، تعیین محتوا و هدایت مدرسه با هماهنگی ارکان محلی ظهور می یابد. در پارادایم تعامل گرایی اجتماعی، نه مدرسه تصمیم گیرنده صِرف است، نه خانواده تعیین کننده راهبردها می باشد؛ بلکه هر دو با مشارکت هم بر مبنای مشترکات به ایفای نقش می پردازند. به عبارتی در این پارادایم، اصلِ کار، با مشارکت خانواده، مبناست.
۳۷۵۵۴.

An Analysis of Social Factors Influencing Greenwashing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۷
Greenwashing is one of the emerging social harms in industry and companies, which can be considered a form of organizational hypocrisy and dissemination of misleading information to deceive citizens; in other words, greenwashing is the instrumental use of the concept of environmental protection with the aim of gaining economic profit.The purpose of this study is to identify and sociologically analyze the social factors influencing greenwashing, employing the Grey DEMATEL technique to determine the causal and interactive relationships among these factors. The statistical population of the study includes professors of the faculty of economics, management, and social sciences of Shiraz University. The sampling method was purposive sampling and the sample size was determined to be 12 people. Data were collected using library research methods and the questionnaire instrument.The results of the analysis using the Grey DEMATEL technique showed that the variables of social stress, social isolation, feeling of social insecurity, and decreased social participation had the greatest impact on greenwashing. It was also found that the variables of social distrust, physical and psychological risks, environmental risks, and reduced organizational creativity received the greatest impact from the greenwashing variable. In addition, in terms of importance, the variables of social distrust with a value of 6.52, physical and psychological risks with a value of 6.38, environmental risks with a value of 6.12, decreased organizational creativity with a value of 5.97, and decreased social participation with a value of 5.80 have the most importance.By reinforcing distrust and increasing social stress, greenwashing negatively affects both the mental and physical health of individuals and weakens the dynamism and efficiency of organizations, ultimately creating an obstacle to achieving sustainable development
۳۷۵۵۵.

بررسی انتقادی خاستگاه نبوی فرهنگ از دیدگاه ابوحاتم رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
آدمی فرهنگ را به عنوان مجموعه ای از آداب و قوانین در زیست غیر ارگانیک خود می آموزد و در طی سالیان متمادی از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهد. ابوحاتم رازی در مناظره ای که با پسر زکریای رازی دارد، به نوعی به دفاع از دینداری می پردازد که می توان گفت در نظر او، فرهنگ به معنای امروزی آن و خاستگاه هنجارهای فرهنگی و نهادهای اجتماعی برآمده از آموزه های نبوی است و از این جهت برای فرهنگ نبوی اصالت و تقدم قائل می شود. در این نوشتار دیدگاه ابوحاتم درباره کارآمدی و وجه زیر بنایی فرهنگ نبوی تبیین خواهد شد. در نظر ابوحاتم اگر نبوت نبود، پدیده زبان و بالتبع هنجارهای اجتماعی شکل نمی گرفت و نهادهایی مثل سیاست پابرجای نمی ماند. دفاع ابوحاتم رازی از دینداری متضمن نوعی نگاه کارکردگرایانه به دین است، که قابل مقایسه با نگاه دورکیم در حوزه جامعه شناسی دین است در این راستا این نوشتار با استفاده از چشم انداز کارکردگرایانه دورکیم، در پی کشف زوایای جدیدی از اندیشه ابوحاتم خواهد بود. این پژوهش در پی پاسخ به اینست که رویکرد ابوحاتم را تا کجا می توان کارکردگرایانه به معنای امروزی آن دانست.
۳۷۵۵۶.

الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی (مطالعه موردی: مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: در جوامع معاصر، مدیریت بحران دیگر صرفاً وابسته به منابع مادی و فناوری های پیشرفته نیست، بلکه مستلزم بهره گیری از سرمایه های اجتماعی، الگوهای بومی و شبکه های اعتماد محلی است. ایران با پیشینه ای طولانی از بحران های طبیعی و اجتماعی، ظرفیت های فرهنگی فراوانی در مدیریت مردمی بحران ها دارد؛ اما بخش مهمی از این ظرفیت ها، به ویژه در میان زنان، تاکنون به صورت نظام مند مستندسازی نشده است. زنان در جامعه ایرانی، افزون بر نقش خانوادگی، در عرصه های اجتماعی و دینی نیز نقش پیونددهنده و سازمان دهنده دارند و می توانند با اتکا بر اعتماد اجتماعی، همبستگی جمعی و حس مسئولیت پذیری، در کاهش آسیب های ناشی از بحران ها نقشی کلیدی ایفا کنند. با وجود این، ادبیات موجود در زمینه مدیریت بحران عمدتاً بر جنبه های فنی، سازمانی و دولتی متمرکز بوده و از ظرفیت های غیررسمی، خودجوش و زنانه غفلت کرده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان، که طی نیم قرن اخیر نمونه ای برجسته از سازمان دهی خودجوش زنان جهادگر بوده است، در پی کشف و تحلیل الگوی مدیریت بحران بومی مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی است. اهداف اختصاصی پژوهش شامل شناسایی سازوکارهای شکل گیری و تداوم شبکه های اعتماد زنانه، تحلیل ساختارهای ارتباطی و رهبری غیررسمی، واکاوی راهبردهای بسیج منابع مادی و عاطفی، و تبیین مزایا و محدودیت های این الگو نسبت به مدل های رسمی است. در نهایت، این مطالعه می کوشد مدلی بومی و قابل تعمیم برای مدیریت بحران ارائه دهد که ریشه در تجربه زیسته زنان و نظام معنایی فرهنگ ایرانی دارد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تجربه نگاری فرهنگی انجام شده تا ابعاد پنهان الگوی مدیریت جهادی زنان در بستر فرهنگی و دینی رفسنجان شناسایی شود. تجربه نگاری به عنوان روشی پدیدارشناختی و تفسیرگرایانه، بر فهم عمیق از تجربه زیسته افراد در متن اجتماعی، تاریخی و فرهنگی تأکید دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان است که دست کم پنج سال سابقه مشارکت در فعالیت های داوطلبانه و مواجهه مستقیم با بحران ها (نظیر جنگ تحمیلی، زلزله بم و کرونا) داشته اند. داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری شده که با استفاده از راهنمای مصاحبه استاندارد و پس از تأیید روایی محتوایی توسط پنج متخصص حوزه جامعه شناسی و مدیریت بحران انجام شده است. هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۱۲۰ دقیقه طول کشید و نمونه گیری به شیوه هدفمند نظری و سپس با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر مصاحبه ها، مشاهدات میدانی از فعالیت های جاری مجموعه و بررسی اسناد آرشیوی برای اعتبارسنجی داده ها استفاده شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون بازتابی براون و کلارک (۲۰۲1) طی 6 مرحله از کدگذاری اولیه تا تولید مضامین نهایی تحلیل شدند. برای تضمین دقت و پایایی یافته ها، از روش های مثلث سازی داده ها، بازبینی همتایان، بازبندی مشارکتی و تطبیق با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸5) استفاده شد. در نهایت، نتایج تحلیل در قالب هفت سازوکار محوری تبیین شد که مبنای الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان را تشکیل می دهند. نتایج: یافته های پژوهش حاصل از تحلیل مضمون بازتابی داده های کیفی، الگوی جامع مدیریت جهادی زنان رفسنجان را در قالب هفت سازوکار بنیادین آشکار کرد که بیانگر تلفیق ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و خودسازمان دهی زنانه در مواجهه با بحران هاست. نخست، وقف پویا به عنوان موتور محرک نظام، ایمان دینی را از سطح معنوی به سطح عملیاتی ارتقا داده و نذورات، مناسک مذهبی و سرمایه های معنوی را به منابع مالی و انگیزشی پایدار تبدیل می کند. دوم، مسئله شناسی جنسیتی با تمرکز بر نیازهای پنهان زنان در بحران ها، از جمله مراقبت از خانواده، حمایت روانی و حفظ حریم خصوصی، الگویی از مداخله حساس به جنسیت را ارائه می دهد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به تخصص از طریق بازتعریف مهارت های خانگی مانند خیاطی، شیرینی پزی و پته دوزی، ظرفیت های زنانه را به ابزارهای تولیدی و حمایتی مؤثر بدل کرده است. چهارم، خانواده محوری عملیاتی نشان داد که هماهنگ سازی مأموریت های جهادی با مسئولیت های خانوادگی نه تنها موجب مشارکت پایدارتر زنان می شود، بلکه پایداری نهادی شبکه را نیز تضمین می کند. پنجم، اقتصاد مقاومتی جهادی با حذف واسطه ها، ایجاد بازارچه های خوداتکا و گزارش دهی شفاف به خیرین، الگوی اقتصاد اخلاقی و اعتمادبنیاد را پدید آورده است. ششم، انطباق اقتضایی توان شبکه را در تغییر مأموریت ها، چرخش مدیران و بهره گیری از ظرفیت های محلی افزایش داده و ساختاری چابک و بدون بوروکراسی ایجاد کرده است. سرانجام، نیروی انسانی تاب آور با ترکیب تخصص، تعهد و ایمان، انسجام سازمانی را در بحران ها حفظ کرده است. این الگو در مجموع، ایمان را به مثابه کاتالیزور نوآوری عملیاتی و زنان را به عنوان کنشگران محوری تاب آوری اجتماعی معرفی می کند که توانسته اند محدودیت های فرهنگی را به ظرفیت های توسعه بومی تبدیل کنند. بحث و نتیجه گیری: تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان نمونه ای برجسته از ترکیب ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و سازمان دهی شبکه ای است که می تواند به عنوان مدلی بومی برای مدیریت بحران در جوامع اسلامی استفاده شود. هسته نظری این مدل بر سه محور اساسی استوار است: نخست، ایمان دینی به عنوان موتور محرک نوآوری های عملیاتی که از طریق تبدیل ارزش های معنوی به ظرفیت های عینی، کارکردی راهبردی در تولید منابع، انگیزش جمعی و تداوم فعالیت ها ایفا می کند. دوم، چابکی سازمانی و انطباق اقتضایی که امکان واکنش سریع، تصمیم گیری محلی و اصلاح ساختار در شرایط بحرانی را فراهم آورده و الگوی بروکراسی صلب را به ساختار خودسازمان ده و منعطف بدل می سازد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به مزیت رقابتی که با بازتعریف نقش های زنانه در حوزه هایی نظیر آموزش مهارت، مراقبت اجتماعی و مدیریت اقتصادی، زمینه ارتقای مشارکت و تاب آوری اجتماعی را فراهم کرده است. در سطح کاربردی، این الگو نشان می دهد که نهادهای مردمی زنانه با اتکا بر شبکه های اعتماد محلی و ایمان دینی، می توانند در غیاب ساختارهای رسمی، نقش مؤثری در امدادرسانی، بازسازی اجتماعی و بازتولید امید ایفا کنند. خانواده محوری عملیاتی، اقتصاد مقاومتی جهادی و تربیت نیروی انسانی تاب آور، سه مؤلفه کلیدی پایداری این مدل هستند که امکان انتقال تجربه آن به سایر مناطق کشور را فراهم می کنند.از منظر سیاست گذاری، نتایج تحقیق بر لزوم حمایت نهادی از شبکه های داوطلب زنانه، تسهیل آموزش های اقتضایی، و ادغام الگوهای دینی در نظام مدیریت بحران ملی تأکید دارد. در سطح نظری، این پژوهش پارادایمی نو را پیشنهاد می دهد که در آن، ایمان به مثابه منبع تولید معنا، خلاقیت به عنوان سازوکار بقا و زن به عنوان عامل پیونددهنده سرمایه اجتماعی عمل می کند. سرانجام، مدل مدیریت جهادی زنان رفسنجان اثبات می کند که تاب آوری واقعی نه محصول منابع بیرونی، بلکه حاصل هم افزایی معنویت، عقلانیت و کنش جمعی در بستر فرهنگ بومی است؛ الگویی که می تواند مبنای بازاندیشی در مدیریت بحران های آینده ایران قرار گیرد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی «الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی» است که با حمایت مالی و علمی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) انجام شده است. نویسندگان از پشتیبانی پژوهشکده و همکاری صمیمانه بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان در اجرای این پژوهش قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این پژوهش وجود ندارد و تمامی مراحل تحقیق به طورمستقل و براساس اصول اخلاق پژوهش انجام شده است.
۳۷۵۵۷.

انسان ایرانی و سیالیت مدرن؛ بررسی زیست جهان ایران معاصر در فیلم جشن دلتنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
جشن دلتنگی فیلمی به کارگردانی پوریا آذربایجانی است که زندگی سیالِ امروز ایرانیان را که سرشار از تغیّر و تحرّک مداوم است، نمایش می دهد. در زیست جهانِ جشن دلتنگی زندگی روزمره انسان ها پیوسته در حال دگرگونی است و از آن ها کوچندگانی در ساحت اجتماع می سازد. این دگرگونی و جابه جایی مداوم با اندیشه های زیگمونت بامن درباره سیالیّت عصر حاضر، فهم شدنی و تأویل پذیر است؛ ازاین رو، برای شناخت زیست جهان جشن دلتنگی ابتدا دیدگاه های بامن درباره چگونگی شکل گیری هویت ها و روابط بین فردی و اجتماعی در ساحت مدرنیته سیال صورت بندی می شوند و سپس برای تحلیل جامعه شناختی فیلم به کار می روند. ازآنجاکه سینمای اجتماعی، ساحتی قدرتمند برای بازنمایی زندگی روزمره است، نگاه انتقادی به زیست اجتماعی انسان های یک فیلم و تعاملات میان آن ها می تواند به فهم ما از زیست جهانی که فیلم از آن نشئت گرفته است، یاری رساند؛ براین اساس، در این مقاله تلاش می شود با بررسی زیست جهان سیال جشن دلتنگی تجربه روزمره ایرانیان از زیستن در شرایط سیال تأویل شود. این تأویل، سرانجام، نشان می دهد که دیدگاه های زیگمونت بامن درباره دوگانه امنیت/آزادی و مفهوم زمان/مکانِ گشوده در عصر مدرنیته سیال با زیست جهان جشن دلتنگی همخوانی دارد. ازاین منظر، به سیالیت زندگی روزمره ایرانیان امروز نیز نگاهی انتقادی انداخته می شود.
۳۷۵۵۸.

طراحی و اعتباریابی الگوی استاد دانشگاهی شایسته بر مبنای فرهنگ ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
در مراکز آموزش عالی اساتید نقش محوری دارند. با پیشرفت جوامع و شکل گیری سطوح مختلف آموزش، در هر سطح شاخص ها و معیارهایی برای اساتید تعریف گردید. این شاخص ها در هر جامعه باید متناسب با فرهنگ و ارزش های آن جامعه تعریف گردد. هدف از این پژوهش، طراحی و اعتباریابی الگویی برای استاد دانشگاهی شایسته بر مبنای فرهنگ ایرانی اسلامی است.در این پژوهش مفهوم شایستگی در فرهنگ و ادبیات ایران، قرآن، احادیث و روایات و منابع مدیریت به عنوان منابع اصلی فرهنگ اسلامی-ایرانی جستجو و مصادیق شایستگی از آن ها استخراج گردید. در مجموع با بررسی 219 منبع، 1102 مضمون برای شایستگی بدست آمد، که پس از ارزیابی و بررسی دقیق در 7 دسته مدیریتی، شخصی، اجتماعی، علمی، معرفتی، دینی و ارتباطی دسته بندی گردیدند. این دسته بندی توسط خبرگان و پس از تجمیع مضامین، تا اشباع کامل انجام شده است. در نهایت الگویی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی برای استاد شایسته بر مبنای مصادیق استخراج شده از منابع توسعه داده شد و اعتبار این الگو توسط روش لاوشه ارزیابی و تصدیق گردید.
۳۷۵۵۹.

گونه شناسی اکتشافی مسائل اجتماعی مبتلابه همسران شهدا در نقش مادری از منظر فرزندانشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
تجارب زیسته همسران شهدا از ایفای نقش اجتماعی خود در عرصه خصوصی، به عنوان گروه اجتماعی مهم کمتر مجال بروز و نمود و تحقیق یافته است. این پژوهش با اهمیت بخشی به موضوع در جهت انجام مطالعات بومی مادری به واکاوی زیست همسران شهدا در جریان عهده داری نقش مادری به روایت فرزندان پرداخته تا نمایی از حیات اجتماعی شان در مواجهه با چالشها به دست دهد. در خلا داده ها، چهارده روایت انتشاریافته فرزندان شهدا به مثابه سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است.مسائل اجتماعی متبادر در مرحله شناسی سه گانه احصا شده است. مرحله اول مبتنی بر زیست مشترک زوجین و دربردارنده پذیرش روحیه ایثارگری شوهر و تجربه دلهره های بروز خطرات مهلک محتمل است. مرحله دوم با رخداد شهادت رقم خورده و ویژگی آن، شوک و ضربه روحی مواجهه با واقعیت شهادت، سوگواری، پذیرش فقدان و رسیدن به معنای تک سرپرستی خانواده است. جوهره مرحله سوم که دامنه گسترده تری در مقایسه با دو مرحله قبل دارد سازگاری با شرایط است که خود را در تداوم آیین های سوگ، اندوه مزمن و افسردگی، رابطه مادر- فرزندی در معرض آسیب، فشار خانوادگی؛ تعارض با خانواده همسر و نیز مواجهه با مضیقه های اقتصادی نشان می دهد. ماحصل این روند، گرانباری نقش برای همسران شهدا است که با پیامدهایی چون آسیبهای روان تنی خود را آشکار می سازد. با اینهمه ارزیابی فرزندان نشان از تحقق مادری توانمندانه دارد.
۳۷۵۶۰.

بررسی تأثیر آموزش سبک زندگی سالم و تنش زدایی پیش رونده بر نشانه های سردرد و نشاط تحصیلی دانش آموزان مبتلا به سردرد تنشی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۴
انگیزه اصلی این مطالعه، اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه تنش‌زدایی پیش‌رونده بر افزایش نشاط تحصیلی و کاهش نشانه‌های سردرد نوجوانان دانش‌آموز مبتلا به سردرد تنشی است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. جامعه آماری این تحقیق را دانش‌آموزان پسر پایه‌های متوسطه مبتلا به سردردهای تنشی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1402-1403 بودند. تعداد نمونه 30 نفر که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌های حاصل از پرسش‌نامه نشاط تحصیلی، پرسش‌نامه نشانه‌های سردرد متناسب با نیاز آماری از نرم‌افزار آماری SPSS.V24 و تحلیل کواریانس در قالب دو بخش آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد که به‌طورکلی آموزش سبک زندگی سالم همراه آموزش تنش‌زدایی پیش‌رونده، باعث تغییر نشاط تحصیلی و نشانه‌های سردرد نوجوانان دانش‌آموز مبتلا به سردرد تنشی می‌شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان