ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۵۴۱ تا ۳۷٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۷۵۴۱.

تحلیل تئوریک جامعه شناختیِ پیر شدن جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
پدیده های مختلفی که در جامعه و در بستر تعاملات اجتماعی ظهور و بروز پیدا می کنند، می توانند به شکل مستقل و یا از چشم انداز معرفتی دیگر مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند. پدیده ی پیری و سالمندی از جمله موضوعاتی است، که از دریچه های معرفتی مختلف، از جمله جامعه شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است، که از سوی اندیشمندان و جامعه شناسان، به این عرصه از مطالعات، عنوان جامعه شناسی پیری یا سالمندی داده شده است. رویکرد جامعه شناسی پیری به نقش عوامل اجتماعی در ظهور سالمندی، روند اجتماعی پیری، کنش و رفتار جامعه شناختی سالمندان، نوع نگاه جامعه به سالمند و همچنین نقش اجتماعی در حمایت از سالمندان توجه دارد. از این رو، جامعه شناسان از منظرهای اجتماعیِ کارکردگرا، تضاد، تعاملی- نمادین و پست مدرن به پیری یا روند پیر شدن افراد می پردازند تا پیچیدگی و تنوع فرایند سالمندی را در متن و زمینه ی اجتماعی آن تحلیل کنند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل و تبیین رهیافت های نظری در جامعه شناسی پیری به دنبال این مهم است تا افق های پیش رو پدیده ی سالمندی، ابعاد و پیچیدگی های نظری این مسئله را روشن تر نماید، و در تحقیقاتی که در آینده از سوی پژوهشگران و اندیشمندان عرصه جامعه شناسی سالمندی صورت می گیرد راهگشا باشد. در این پژوهش، با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، به منظور دست یابی به اطلاعات مورد نیاز، از داده های کتابخانه ای، اسنادی استفاده شده است و روش به کار رفته در این پژوهش نیز تحلیلی- توصیفی می باشد.
۳۷۵۴۲.

ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه: این رابطه در چشم انداز پارادایم های کلان چگونه تفسیر می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
هدف این مطالعه واکاوی نظری ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه بود. برای دست یابی به این هدف، سه پیش فرض اولیه شامل: محور بودن مدرسه برای شکل گیری رابطه میان خانواده و مدرسه؛ محور بودن خانواده برای شکل گیری رابطه، و مشارکتی و همپا بودن این دو خرده نظام طرح شد. برای تحلیل این پیش فرض ها، سه پارادایم رفتارگرایی، انتقادی و تعامل-گرایی اجتماعی که به نوعی توانستند به هرکدام از پیش فرض ها پاسخ دهند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد، در پارادایم رفتارگرایی، مدرسه، محور تصمیم گیری است و خانواده به عنوان یک عنصر بیرونی است که به صورت مقطعی و در مواردی که مدرسه تشخیص دهد، ورود می کند. در پارادایم انتقادی، خانواده با نقد ابعاد و کنشگران مدرسه، تبدیل به عنصر تصمیم گیر و ساخت دهنده زیست بوم مدرسه، اعم از انتخاب معلم، شکل مدرسه، تعیین محتوا و هدایت مدرسه با هماهنگی ارکان محلی ظهور می یابد. در پارادایم تعامل گرایی اجتماعی، نه مدرسه تصمیم گیرنده صِرف است، نه خانواده تعیین کننده راهبردها می باشد؛ بلکه هر دو با مشارکت هم بر مبنای مشترکات به ایفای نقش می پردازند. به عبارتی در این پارادایم، اصلِ کار، با مشارکت خانواده، مبناست.
۳۷۵۴۳.

An Analysis of Social Factors Influencing Greenwashing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۵
Greenwashing is one of the emerging social harms in industry and companies, which can be considered a form of organizational hypocrisy and dissemination of misleading information to deceive citizens; in other words, greenwashing is the instrumental use of the concept of environmental protection with the aim of gaining economic profit.The purpose of this study is to identify and sociologically analyze the social factors influencing greenwashing, employing the Grey DEMATEL technique to determine the causal and interactive relationships among these factors. The statistical population of the study includes professors of the faculty of economics, management, and social sciences of Shiraz University. The sampling method was purposive sampling and the sample size was determined to be 12 people. Data were collected using library research methods and the questionnaire instrument.The results of the analysis using the Grey DEMATEL technique showed that the variables of social stress, social isolation, feeling of social insecurity, and decreased social participation had the greatest impact on greenwashing. It was also found that the variables of social distrust, physical and psychological risks, environmental risks, and reduced organizational creativity received the greatest impact from the greenwashing variable. In addition, in terms of importance, the variables of social distrust with a value of 6.52, physical and psychological risks with a value of 6.38, environmental risks with a value of 6.12, decreased organizational creativity with a value of 5.97, and decreased social participation with a value of 5.80 have the most importance.By reinforcing distrust and increasing social stress, greenwashing negatively affects both the mental and physical health of individuals and weakens the dynamism and efficiency of organizations, ultimately creating an obstacle to achieving sustainable development
۳۷۵۴۴.

بررسی انتقادی خاستگاه نبوی فرهنگ از دیدگاه ابوحاتم رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
آدمی فرهنگ را به عنوان مجموعه ای از آداب و قوانین در زیست غیر ارگانیک خود می آموزد و در طی سالیان متمادی از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهد. ابوحاتم رازی در مناظره ای که با پسر زکریای رازی دارد، به نوعی به دفاع از دینداری می پردازد که می توان گفت در نظر او، فرهنگ به معنای امروزی آن و خاستگاه هنجارهای فرهنگی و نهادهای اجتماعی برآمده از آموزه های نبوی است و از این جهت برای فرهنگ نبوی اصالت و تقدم قائل می شود. در این نوشتار دیدگاه ابوحاتم درباره کارآمدی و وجه زیر بنایی فرهنگ نبوی تبیین خواهد شد. در نظر ابوحاتم اگر نبوت نبود، پدیده زبان و بالتبع هنجارهای اجتماعی شکل نمی گرفت و نهادهایی مثل سیاست پابرجای نمی ماند. دفاع ابوحاتم رازی از دینداری متضمن نوعی نگاه کارکردگرایانه به دین است، که قابل مقایسه با نگاه دورکیم در حوزه جامعه شناسی دین است در این راستا این نوشتار با استفاده از چشم انداز کارکردگرایانه دورکیم، در پی کشف زوایای جدیدی از اندیشه ابوحاتم خواهد بود. این پژوهش در پی پاسخ به اینست که رویکرد ابوحاتم را تا کجا می توان کارکردگرایانه به معنای امروزی آن دانست.
۳۷۵۴۵.

الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی (مطالعه موردی: مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: در جوامع معاصر، مدیریت بحران دیگر صرفاً وابسته به منابع مادی و فناوری های پیشرفته نیست، بلکه مستلزم بهره گیری از سرمایه های اجتماعی، الگوهای بومی و شبکه های اعتماد محلی است. ایران با پیشینه ای طولانی از بحران های طبیعی و اجتماعی، ظرفیت های فرهنگی فراوانی در مدیریت مردمی بحران ها دارد؛ اما بخش مهمی از این ظرفیت ها، به ویژه در میان زنان، تاکنون به صورت نظام مند مستندسازی نشده است. زنان در جامعه ایرانی، افزون بر نقش خانوادگی، در عرصه های اجتماعی و دینی نیز نقش پیونددهنده و سازمان دهنده دارند و می توانند با اتکا بر اعتماد اجتماعی، همبستگی جمعی و حس مسئولیت پذیری، در کاهش آسیب های ناشی از بحران ها نقشی کلیدی ایفا کنند. با وجود این، ادبیات موجود در زمینه مدیریت بحران عمدتاً بر جنبه های فنی، سازمانی و دولتی متمرکز بوده و از ظرفیت های غیررسمی، خودجوش و زنانه غفلت کرده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان، که طی نیم قرن اخیر نمونه ای برجسته از سازمان دهی خودجوش زنان جهادگر بوده است، در پی کشف و تحلیل الگوی مدیریت بحران بومی مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی است. اهداف اختصاصی پژوهش شامل شناسایی سازوکارهای شکل گیری و تداوم شبکه های اعتماد زنانه، تحلیل ساختارهای ارتباطی و رهبری غیررسمی، واکاوی راهبردهای بسیج منابع مادی و عاطفی، و تبیین مزایا و محدودیت های این الگو نسبت به مدل های رسمی است. در نهایت، این مطالعه می کوشد مدلی بومی و قابل تعمیم برای مدیریت بحران ارائه دهد که ریشه در تجربه زیسته زنان و نظام معنایی فرهنگ ایرانی دارد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تجربه نگاری فرهنگی انجام شده تا ابعاد پنهان الگوی مدیریت جهادی زنان در بستر فرهنگی و دینی رفسنجان شناسایی شود. تجربه نگاری به عنوان روشی پدیدارشناختی و تفسیرگرایانه، بر فهم عمیق از تجربه زیسته افراد در متن اجتماعی، تاریخی و فرهنگی تأکید دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان است که دست کم پنج سال سابقه مشارکت در فعالیت های داوطلبانه و مواجهه مستقیم با بحران ها (نظیر جنگ تحمیلی، زلزله بم و کرونا) داشته اند. داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری شده که با استفاده از راهنمای مصاحبه استاندارد و پس از تأیید روایی محتوایی توسط پنج متخصص حوزه جامعه شناسی و مدیریت بحران انجام شده است. هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۱۲۰ دقیقه طول کشید و نمونه گیری به شیوه هدفمند نظری و سپس با روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر مصاحبه ها، مشاهدات میدانی از فعالیت های جاری مجموعه و بررسی اسناد آرشیوی برای اعتبارسنجی داده ها استفاده شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون بازتابی براون و کلارک (۲۰۲1) طی 6 مرحله از کدگذاری اولیه تا تولید مضامین نهایی تحلیل شدند. برای تضمین دقت و پایایی یافته ها، از روش های مثلث سازی داده ها، بازبینی همتایان، بازبندی مشارکتی و تطبیق با معیارهای لینکلن و گوبا (۱۹۸5) استفاده شد. در نهایت، نتایج تحلیل در قالب هفت سازوکار محوری تبیین شد که مبنای الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان را تشکیل می دهند. نتایج: یافته های پژوهش حاصل از تحلیل مضمون بازتابی داده های کیفی، الگوی جامع مدیریت جهادی زنان رفسنجان را در قالب هفت سازوکار بنیادین آشکار کرد که بیانگر تلفیق ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و خودسازمان دهی زنانه در مواجهه با بحران هاست. نخست، وقف پویا به عنوان موتور محرک نظام، ایمان دینی را از سطح معنوی به سطح عملیاتی ارتقا داده و نذورات، مناسک مذهبی و سرمایه های معنوی را به منابع مالی و انگیزشی پایدار تبدیل می کند. دوم، مسئله شناسی جنسیتی با تمرکز بر نیازهای پنهان زنان در بحران ها، از جمله مراقبت از خانواده، حمایت روانی و حفظ حریم خصوصی، الگویی از مداخله حساس به جنسیت را ارائه می دهد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به تخصص از طریق بازتعریف مهارت های خانگی مانند خیاطی، شیرینی پزی و پته دوزی، ظرفیت های زنانه را به ابزارهای تولیدی و حمایتی مؤثر بدل کرده است. چهارم، خانواده محوری عملیاتی نشان داد که هماهنگ سازی مأموریت های جهادی با مسئولیت های خانوادگی نه تنها موجب مشارکت پایدارتر زنان می شود، بلکه پایداری نهادی شبکه را نیز تضمین می کند. پنجم، اقتصاد مقاومتی جهادی با حذف واسطه ها، ایجاد بازارچه های خوداتکا و گزارش دهی شفاف به خیرین، الگوی اقتصاد اخلاقی و اعتمادبنیاد را پدید آورده است. ششم، انطباق اقتضایی توان شبکه را در تغییر مأموریت ها، چرخش مدیران و بهره گیری از ظرفیت های محلی افزایش داده و ساختاری چابک و بدون بوروکراسی ایجاد کرده است. سرانجام، نیروی انسانی تاب آور با ترکیب تخصص، تعهد و ایمان، انسجام سازمانی را در بحران ها حفظ کرده است. این الگو در مجموع، ایمان را به مثابه کاتالیزور نوآوری عملیاتی و زنان را به عنوان کنشگران محوری تاب آوری اجتماعی معرفی می کند که توانسته اند محدودیت های فرهنگی را به ظرفیت های توسعه بومی تبدیل کنند. بحث و نتیجه گیری: تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد الگوی مدیریت جهادی زنان رفسنجان نمونه ای برجسته از ترکیب ایمان دینی، خلاقیت اقتضایی و سازمان دهی شبکه ای است که می تواند به عنوان مدلی بومی برای مدیریت بحران در جوامع اسلامی استفاده شود. هسته نظری این مدل بر سه محور اساسی استوار است: نخست، ایمان دینی به عنوان موتور محرک نوآوری های عملیاتی که از طریق تبدیل ارزش های معنوی به ظرفیت های عینی، کارکردی راهبردی در تولید منابع، انگیزش جمعی و تداوم فعالیت ها ایفا می کند. دوم، چابکی سازمانی و انطباق اقتضایی که امکان واکنش سریع، تصمیم گیری محلی و اصلاح ساختار در شرایط بحرانی را فراهم آورده و الگوی بروکراسی صلب را به ساختار خودسازمان ده و منعطف بدل می سازد. سوم، تبدیل محدودیت های جنسیتی به مزیت رقابتی که با بازتعریف نقش های زنانه در حوزه هایی نظیر آموزش مهارت، مراقبت اجتماعی و مدیریت اقتصادی، زمینه ارتقای مشارکت و تاب آوری اجتماعی را فراهم کرده است. در سطح کاربردی، این الگو نشان می دهد که نهادهای مردمی زنانه با اتکا بر شبکه های اعتماد محلی و ایمان دینی، می توانند در غیاب ساختارهای رسمی، نقش مؤثری در امدادرسانی، بازسازی اجتماعی و بازتولید امید ایفا کنند. خانواده محوری عملیاتی، اقتصاد مقاومتی جهادی و تربیت نیروی انسانی تاب آور، سه مؤلفه کلیدی پایداری این مدل هستند که امکان انتقال تجربه آن به سایر مناطق کشور را فراهم می کنند.از منظر سیاست گذاری، نتایج تحقیق بر لزوم حمایت نهادی از شبکه های داوطلب زنانه، تسهیل آموزش های اقتضایی، و ادغام الگوهای دینی در نظام مدیریت بحران ملی تأکید دارد. در سطح نظری، این پژوهش پارادایمی نو را پیشنهاد می دهد که در آن، ایمان به مثابه منبع تولید معنا، خلاقیت به عنوان سازوکار بقا و زن به عنوان عامل پیونددهنده سرمایه اجتماعی عمل می کند. سرانجام، مدل مدیریت جهادی زنان رفسنجان اثبات می کند که تاب آوری واقعی نه محصول منابع بیرونی، بلکه حاصل هم افزایی معنویت، عقلانیت و کنش جمعی در بستر فرهنگ بومی است؛ الگویی که می تواند مبنای بازاندیشی در مدیریت بحران های آینده ایران قرار گیرد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی «الگوی مدیریت جهادی زنان مبتنی بر تلفیق ایمان دینی و خلاقیت اقتضایی» است که با حمایت مالی و علمی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) انجام شده است. نویسندگان از پشتیبانی پژوهشکده و همکاری صمیمانه بانوان جهادگر مجموعه حضرت زینب (س) رفسنجان در اجرای این پژوهش قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این پژوهش وجود ندارد و تمامی مراحل تحقیق به طورمستقل و براساس اصول اخلاق پژوهش انجام شده است.
۳۷۵۴۶.

انسان ایرانی و سیالیت مدرن؛ بررسی زیست جهان ایران معاصر در فیلم جشن دلتنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۶
جشن دلتنگی فیلمی به کارگردانی پوریا آذربایجانی است که زندگی سیالِ امروز ایرانیان را که سرشار از تغیّر و تحرّک مداوم است، نمایش می دهد. در زیست جهانِ جشن دلتنگی زندگی روزمره انسان ها پیوسته در حال دگرگونی است و از آن ها کوچندگانی در ساحت اجتماع می سازد. این دگرگونی و جابه جایی مداوم با اندیشه های زیگمونت بامن درباره سیالیّت عصر حاضر، فهم شدنی و تأویل پذیر است؛ ازاین رو، برای شناخت زیست جهان جشن دلتنگی ابتدا دیدگاه های بامن درباره چگونگی شکل گیری هویت ها و روابط بین فردی و اجتماعی در ساحت مدرنیته سیال صورت بندی می شوند و سپس برای تحلیل جامعه شناختی فیلم به کار می روند. ازآنجاکه سینمای اجتماعی، ساحتی قدرتمند برای بازنمایی زندگی روزمره است، نگاه انتقادی به زیست اجتماعی انسان های یک فیلم و تعاملات میان آن ها می تواند به فهم ما از زیست جهانی که فیلم از آن نشئت گرفته است، یاری رساند؛ براین اساس، در این مقاله تلاش می شود با بررسی زیست جهان سیال جشن دلتنگی تجربه روزمره ایرانیان از زیستن در شرایط سیال تأویل شود. این تأویل، سرانجام، نشان می دهد که دیدگاه های زیگمونت بامن درباره دوگانه امنیت/آزادی و مفهوم زمان/مکانِ گشوده در عصر مدرنیته سیال با زیست جهان جشن دلتنگی همخوانی دارد. ازاین منظر، به سیالیت زندگی روزمره ایرانیان امروز نیز نگاهی انتقادی انداخته می شود.
۳۷۵۴۷.

طب سنتی - اسلامی و پزشکی مدرن در ایران:ستیز گفتمانی و دلالت های آن در خلال همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
نظام های درمانی پزشکی مدرن و طب سنتی-اسلامی رویکرد های متفاوتی به سلامت و بیماری دارند که به ویژه در دوران همه گیری کرونا این تفاوت ها برجسته شده و به تقابل انجامیدند. این پژوهش با رویکرد نظری مبتنی بر گفتمانی لاکلاو و موف و گردآوری اطلاعات با روش مردم نگاری چندمکانه به ریشه ها و نقاط تمایز و تخالف این دو نظام پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که تولید دانش در گفتمان طب سنتی-اسلامی مبتنی بر منقولات دینی و سنتی است و توضیح بیماری بر اساس رویکرد کل نگر نظام مزاجی صورت گرفته و درمان بر اعاده تعادل اخلاط قرار دارد. گفتمان پزشکی مدرن در مقابل بر تجربه گرایی و دانش انباشتی بنا شده است. بر این اساس طب سنتی-اسلامی کرونا را بیماری با طبع سرد و تر تفسیر کرده و مبنای درمان را تجویز داروها و اقدامات درمانی برای تعدیل مزاج به سوی مزاج گرم و خشک قرار می دهد. در مقابل طب مدرن این بیماری را ناشی از عامل ویروسی دانسته و کنترل و درمان آن را بر مبنای درمان بیماری های عفونی و همه گیری شناسی قرار می دهد. گفتمان پزشکی سنتی را همچنان می توان به منزله ی دغدغه ای هویت جویانه و مقاومت "سنت و میراث" در برابر سلطه دانش مدرن و در عین حال بی اعتمادی به نهادهای رسمی تلقی کرد. پزشکی مدرن کفایت درمان های بومی در شرایط همه گیری را زیر سؤال برده و اعتبار این شیوه ها را مشکوک می شمارد. هر یک از این دو جریان در تلاش برای مفصل بندی دال های سلامت و بیماری با معانی متفاوت در یک میدان گفتمانی وسیع تر هستند که حاصل آن ستیزی گفتمانی در رقابت برای هژمون شدن است. نظر به دلالت های سیاسی هر یک از این گفتمان های درمانی، این ستیز گفتمانی را می توان متناظر با ستیز موجود در گفتمان حکمرانی ایران در نظر آورد که حاصل ترکیب عناصر "سنتی، بومی گرا و هویت جو" از یک طرف، و عناصر "پیشرفت گرا و مدرن" از سوی دیگر است.  
۳۷۵۴۸.

طراحی و اعتباریابی الگوی استاد دانشگاهی شایسته بر مبنای فرهنگ ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۶
در مراکز آموزش عالی اساتید نقش محوری دارند. با پیشرفت جوامع و شکل گیری سطوح مختلف آموزش، در هر سطح شاخص ها و معیارهایی برای اساتید تعریف گردید. این شاخص ها در هر جامعه باید متناسب با فرهنگ و ارزش های آن جامعه تعریف گردد. هدف از این پژوهش، طراحی و اعتباریابی الگویی برای استاد دانشگاهی شایسته بر مبنای فرهنگ ایرانی اسلامی است.در این پژوهش مفهوم شایستگی در فرهنگ و ادبیات ایران، قرآن، احادیث و روایات و منابع مدیریت به عنوان منابع اصلی فرهنگ اسلامی-ایرانی جستجو و مصادیق شایستگی از آن ها استخراج گردید. در مجموع با بررسی 219 منبع، 1102 مضمون برای شایستگی بدست آمد، که پس از ارزیابی و بررسی دقیق در 7 دسته مدیریتی، شخصی، اجتماعی، علمی، معرفتی، دینی و ارتباطی دسته بندی گردیدند. این دسته بندی توسط خبرگان و پس از تجمیع مضامین، تا اشباع کامل انجام شده است. در نهایت الگویی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی برای استاد شایسته بر مبنای مصادیق استخراج شده از منابع توسعه داده شد و اعتبار این الگو توسط روش لاوشه ارزیابی و تصدیق گردید.
۳۷۵۴۹.

مسئله شناسی بازگشت به کار مادران شاغل پس از مرخصی زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
با توجه به کاهش باروری و پیامدهای فراوان آن، در این مطالعه با هدف درک تجربه زیسته مادران شاغل بازگشته به کار پس از مرخصی زایمان، تلاش شد تا چالش های مختلف از دریچه نگاه این مادران بررسی شود؛ تا درکی از اثرات این قبیل سیاست ها در کاهش نابرابری های شغلی در بخش های خصوصی و دولتی بدست آید. رویکرد این پژوهش کیفی و روش تحقیق تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان این پژوهش کلیه مادران بازگشته به کار بعد از مرخصی زایمان در ادارات دولتی و خصوصی ساکن شهر تهران، در سال ۱۴۰۱ بود، که براساس نمونه گیری هدفمند و سپس روش نمونه گیری گلوله برفی، 20 زن مورد مطالعه قرار گرفت. یافته های حاصل بر اساس مراحل 6 گانه تحلیل مضمون پیرامون دو محور و سوال اساسی مطالعه، بیانگر آن است که تحلیل تجارب زنان در قالب مضمون کلی «همزمانی حفظ شغل و فرزند» می باشد و نیز در زمینه چالش های زنان شاغل بعد از زایمان مضمون کلی چالش های زنان در قالب «سازگاری سرسختانه مادری و اداری بودن» قابل تحلیل است. چنین نتایجی گویای تلاقی مراقبت از فرزند و نیز از دست ندادن شغل توسط زنان می باشد. در واقع درک زنان از مرخصی زایمان برای احیا و تقویت نهاد خانواده، ناامنی و تنزل موقعیت شغلی و متناقض بودن نحوه ی اجرای سیاست مرخصی زایمان می باشد.
۳۷۵۵۰.

گونه شناسی اکتشافی مسائل اجتماعی مبتلابه همسران شهدا در نقش مادری از منظر فرزندانشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
تجارب زیسته همسران شهدا از ایفای نقش اجتماعی خود در عرصه خصوصی، به عنوان گروه اجتماعی مهم کمتر مجال بروز و نمود و تحقیق یافته است. این پژوهش با اهمیت بخشی به موضوع در جهت انجام مطالعات بومی مادری به واکاوی زیست همسران شهدا در جریان عهده داری نقش مادری به روایت فرزندان پرداخته تا نمایی از حیات اجتماعی شان در مواجهه با چالشها به دست دهد. در خلا داده ها، چهارده روایت انتشاریافته فرزندان شهدا به مثابه سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است.مسائل اجتماعی متبادر در مرحله شناسی سه گانه احصا شده است. مرحله اول مبتنی بر زیست مشترک زوجین و دربردارنده پذیرش روحیه ایثارگری شوهر و تجربه دلهره های بروز خطرات مهلک محتمل است. مرحله دوم با رخداد شهادت رقم خورده و ویژگی آن، شوک و ضربه روحی مواجهه با واقعیت شهادت، سوگواری، پذیرش فقدان و رسیدن به معنای تک سرپرستی خانواده است. جوهره مرحله سوم که دامنه گسترده تری در مقایسه با دو مرحله قبل دارد سازگاری با شرایط است که خود را در تداوم آیین های سوگ، اندوه مزمن و افسردگی، رابطه مادر- فرزندی در معرض آسیب، فشار خانوادگی؛ تعارض با خانواده همسر و نیز مواجهه با مضیقه های اقتصادی نشان می دهد. ماحصل این روند، گرانباری نقش برای همسران شهدا است که با پیامدهایی چون آسیبهای روان تنی خود را آشکار می سازد. با اینهمه ارزیابی فرزندان نشان از تحقق مادری توانمندانه دارد.
۳۷۵۵۱.

بررسی تأثیر آموزش سبک زندگی سالم و تنش زدایی پیش رونده بر نشانه های سردرد و نشاط تحصیلی دانش آموزان مبتلا به سردرد تنشی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۷۴
انگیزه اصلی این مطالعه، اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه تنش‌زدایی پیش‌رونده بر افزایش نشاط تحصیلی و کاهش نشانه‌های سردرد نوجوانان دانش‌آموز مبتلا به سردرد تنشی است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. جامعه آماری این تحقیق را دانش‌آموزان پسر پایه‌های متوسطه مبتلا به سردردهای تنشی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1402-1403 بودند. تعداد نمونه 30 نفر که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌های حاصل از پرسش‌نامه نشاط تحصیلی، پرسش‌نامه نشانه‌های سردرد متناسب با نیاز آماری از نرم‌افزار آماری SPSS.V24 و تحلیل کواریانس در قالب دو بخش آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد که به‌طورکلی آموزش سبک زندگی سالم همراه آموزش تنش‌زدایی پیش‌رونده، باعث تغییر نشاط تحصیلی و نشانه‌های سردرد نوجوانان دانش‌آموز مبتلا به سردرد تنشی می‌شود.
۳۷۵۵۲.

طراحی الگوی راهبردی کنترل ناآرامی های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: ناآرامی های اجتماعی به عنوان یک پدیده گسترده و پیچیده در جوامع، چالش های بسیاری را ایجاد می کنند که ع دم کنت رل بموق ع، زمینه ساز بروز بحران های دیگر شده و هزینه های جب ران ناپ ذیری را در پ ی دارد و می توانند به تحولات ناخواسته و نامطلوبی نیز منجر شوند. از این رو هدف این پژوهش، ارائه الگوی راهبردی کنترل ناآرامی های اجتماعی می باشد. روش: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر نوع داده، کیفی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی می باشد. جامعه مشارکت کنندگان، شامل خبرگان و صاحب نظران حوزه ناآرامی های اجتماعی بودند که تعداد آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری به 14 نفر رسید، گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته، انجام و برای اطمینان از روایی و پایایی از معیارهای اعتبار انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تاییدپذیری استفاده شد. یافته های پژوهش: یافته ها بر اساس مصاحبه های انجام شده، در 10 بعد شامل: پیش کنشگری، پیشگیری، اجتماعی، عملیات روانی، اشراف اطلاعاتی، هوشمندی، تعامل، ساختار و سازمان، فناوری و مقابله، 35 مولفه و140 شاخص بدست آمد و مدل نهایی ترسیم شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مؤید این مهم است که الگوی راهبردی کنترل ناآرامی های اجتماعی بر اساس شناخت دقیق بسترهای وقوع ناآرامی ها، طراحی شده و با استفاده از رویکردهای چندجانبه از جمله: پیش کنشگری، هوشمندی، فناوری، مقابله و...، می تواند به مدیریت بحران و تقویت توانمندی های اجتماعی و کاهش آسیب های ناشی از ناآرامی ها کمک نماید و مبنایی برای برنامه ریزی از سوی مراجع دخیل در موضوع قرار گیرد.
۳۷۵۵۳.

از تقدس تا تفاوت: تراژدی اقتدار، بدن تراجنسیتی و بحران مشروعیت در فیلم مجمع کاردینال ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۱
فیلم مجمع کاردینال ها با روایتی رازآلود و پرتعلیق، فرایند انتخاب پاپ جدید را در فضای بسته و آیینی کلیسای کاتولیک به تصویر می کشد؛ اما سکانس های پایانی، فیلم را از سطح یک درام دینی فراتر برده و آن را بدل به بستری برای تأملی فلسفی درباره جنسیت، بدن و اقتدار مقدس می سازند. افشای هویت تراجنسیتی پاپ منتخب، نه تنها نظمی دیرپا در الاهیات سنتی را زیر سؤال می برد، بلکه گسستی معرفت شناختی در نهاد کلیسا مبتنی بر حذف بدن زنانه و غیرنرینه پدید می آورد. این مقاله با تلفیق رویکردهایی چون الهیات جنسیتی، اگزیستانسیالیسم اخلاقی، نظریه قدرت، و پدیدارشناسی بدن در اندیشه مرلو–پونتی، به تحلیل سکانس پایانی فیلم و بازکاوی نسبت میان بدن، راز و مشروعیت دینی می پردازد. سکوت و بهت کاردینال ها در برابر بدن «دیگری»، لحظه ای تراژیک می آفریند که شکاف میان ایمان و نهاد را عیان می سازد. نقد ساختار مردسالار کلیسا به مثابه زمینه تاریخی این بحران، جایگاه محوری دارد. روش تحقیق، تحلیل تفسیری فیلم با تمرکز بر سکانس نهایی، و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و مبتنی بر متون نظری است. یافته ها نشان می دهد بدن تراجنسیتی، در مقام پاپ آینده، نقطه بحرانی تلاقی ایمان، سیاست و جنسیت است؛ نقطه ای که در آن، تقدس به تفاوت تن می سپارد.
۳۷۵۵۴.

تحلیل بولی از پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه و اهداف: اهمیت موضوع دین برای جامعه شناسان نه فی نفسه، بلکه به تبع تأثیراتی است که بر حیات اجتماعی گذاشته یا از آن می پذیرد. از منظر جامعه شناسی، «کنش دینی» یا «دین داری» همچون سایر کنش های انسانی از محیط پیرامونی و شرایط اجتماعی تأثیر می پذیرد. ادیان و مذاهب افزون بر وجوه اعتقادی و ایمانی از مجموعه ای از آیین ها و مناسک عبادی نیز برخوردارند که دین داران را به انجام آن فراخوانده و پایبندی به آنها را از نشانه های مؤمنان می دانند. «مناسک دینی» به مثابه پدیده اجتماعی از موضوعات محوری و مهم در مطالعات جامعه شناختی دین قلمداد شده و نظریه های متعددی پیرامون آن مطرح شده است. نظریه محرومیت نسبی از جمله نظریه های مطرح در جامعه شناسی دین به شمار می رود. این نظریه بر این باور است که دین جبران محرومیت هایی است که افراد از آن برخوردارند و برای تسلّی خود و جبران این کاستی ها بدان روی می آورند. بنابراین، افرادی که انواع محرومیت های اقتصادی، روانی، اجتماعی، ارگانیستی و اخلاقی دارند، دین دارترند و در مقابل، افرادی که فارغ از محرومیت اند، دین دار نبوده و یا تمایل کمتری به دین داری از خود نشان می دهند. برحسب این مدعا، در این پژوهش بر آن هستیم این نظریه را در جامعه ایرانی بیازماییم. از میان انواع محرومیت ها، محرومیت اقتصادی و روانی را برگزیده و معرّف های رفاه اقتصادی، نابرابرای اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی را انتخاب نموده ایم. براساس این، مسئله اصلی این پژوهش بدین شرح می باشد:چه ترکیبی از معرّف های «تحصیلات»، «برابری اقتصادی»، «رفاه اقتصادی»، «شهرنشینی» می توانند بر میزان پایبندی به مناسک واجب/ مستحبی در سطح بالا / سطح پایین تأثیر علّی داشته باشند؟ روش تحقیق: در انجام این پژوهش از تکنیک «تحلیل کیفی تطبیقی» بهره خواهیم جست. دلیل این انتخاب، ظرفیت ها و توانمندی های این روش و تناسبی است که با اهداف این پژوهش دارد. روش «تحلیل کیفی تطبیقی» مبتنی بر جبر بولی توسط رگین  (1987) ارائه شده است. هدف این تکنیک، کاستن از مشکلات استنباط علّی با N کوچک بود از طریق به کارگیری حداکثر منطقاً ممکن مقایسه هایی که برحسب حضور یا غیاب متغیرها در میان موردهای تحت تحلیل می توان کرد. به کارگیری تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی، ابزاری سودمند برای تحلیل مجموعه داده هایی با N متوسط (10-50 مورد) می باشد.این روش مبتنی بر شرط لازم و شرط کافی بوده و از رویکردی کل گرایانه و منطقِ ترکیبی برخوردار است. ویژگی کل گرایانه رویکرد بولی با جهت گیری محققان کیفی در مطالعات تطبیقی سازگاری دارد که به دنبال بررسی علل مختلف در بافت و زمینه موردها هستند. بنابراین، در مقایسه کیفی بولی، هر علتی جدا از علل دیگر در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه همیشه در درون بافتی از حضور و غیاب سایر شروط علّی مرتبط مشاهده می شود. برخلاف تحلیل های رگرسیونی، تحلیل بولی تصریح دارد که یک ارزش معین در یک متغیر خاص می تواند در ترکیب با ارزش های متغیری دیگر، اثرات مخالفی را نشان دهد. در این پژوهش سطح تحلیل «کشور» و واحد تحلیل «استان» می باشد. جمیعت این مطالعه نیز «31 استان» کشور ایران می باشد (N=31). نتایج: معادلات بولی به دست آمده درباره علل پایبندی به مناسکِ واجب و مستحب در سطح بالا و پایین در جامعه ایرانی بدین شرح می باشند.معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح بالا:R= abCD + Bcd + ABc + AcDتحصیلات پایین به همراه نابرابری پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک واجب در سطح پایینr= AbCD + abc + acD + bcd + abd + aBDتحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛تحصیلات پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی بالا؛نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح بالاR= Acd + Abc + Bcd + abCdتحصیلات بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات بالا به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی پایین؛نابرابری اقتصادی بالا به همراه رفاه اقتصادی پایین به همراه شهرنشینی پایین؛تحصیلات پایین به همراه نابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی پایین؛معادله نهایی پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایینr= bCD + aDنابرابری اقتصادی پایین به همراه رفاه اقتصادی بالا به همراه شهرنشینی بالا؛تحصیلات پایین به همراه شهرنشینی بالا. بحث و نتیجه گیری: مطابق با فرضیه تحقیق برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح بالا باید ترکیب علّی aBcd (تحصیلات پایین، نابرابری اقتصادی بالا، رفاه اقتصادی پایین، شهرنشینی پایین) و برای تبیین پایبندی به مناسک در سطح پایین، ترکیب علّی AbCD (تحصیلات بالا، نابرابری اقتصادی پایین، رفاه اقتصادی بالا، شهرنشینی بالا) به دست آید. نظریه محرومیت نسبی تنها در صورتی می تواند بر جامعه ایرانی قابل تطبیق باشد که ترکیب های علّی یادشده به عنوان شرط کافی محقق شوند و یا لااقل برخی از متغیرهای مستقل به عنوان شرط لازم شناخته شوند. حال آنکه ترکیب های علّی به دست آمده به عنوان نتایج این پژوهش، بر رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی دلالت دارند؛ زیرا ترکیب علّی (aBcd) برای پایبندی به مناسک در سطح بالا و ترکیب (AbCD) برای پایبندی به مناسک در سطح پایین به عنوان شرط کافی برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی در میان نتایج حاصله یافت نشدند. همچنین، هیچ یک از متغیرهای مستقل (رفاه اقتصادی، نابرابری اقتصادی، تحصیلات، شهرنشینی) در سطح بالا و در سطح پایین، شرط لازم برای پایبندی به مناسک دینی در جامعه ایرانی شناخته نشدند. ازاین رو، نتایج تحقیق حکم به رد فرضیه پژوهش و مدعای نظریه محرومیت نسبی می نمایند.تنها موردی که موافق با فرضیه تحقیق می باشد، متغیر (شهرنشینی در سطح بالا) می باشد که شرط لازم برای پایبندی به مناسک مستحبی در سطح پایین می باشد.
۳۷۵۵۵.

واکاوی تصویر پدر در شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: واینرهای ایرانی اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۱
گسترش فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تعاملی نظیر اینستاگرام باعث شد تا کاربران به کنشگران اصلی در چرخه تولید، انتشار و مصرف محتوا تبدیل گردند. در این فضا سوژه های مختلفی دستمایه محتواپردازی کاربران قرار گرفته و به دلیل ماهیت سرگرمی این پلتفرم ها، محتواهای تولید شده اقتضای طنز و هجو دارند. یکی از سوژه های کاربران فارسی زبان اینستاگرام، پدر است. براین اساس پژوهش حاضر درصدد واکاوی تصویر بازنمایی شده از پدر در صفحات واینرهای فارسی زبان اینستاگرام می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر نظریه بازنمایی استوارت هال است. محققان ابتدا با استفاده از روش گلوله برفی ۲۰ صفحه واینرهای اینستاگرامی بالای ۲ میلیون دنبال کننده را شناسایی و پس از مشاهده 100 کلیپ مرتبط با موضوع تحقیق در این صفحات، به استخراج ۱۰ مقوله عمده و 82 دلالت اصلی درباره پدر نائل گردیدند. این مقولات عبارت اند از پدر دم دستی، پدر غیرحامی، پدر خودخواه، پدر مادی گرا، پدر بی تدبیر، پدر خودرأی، پدر قدیمی و سنتی، پدر تبعیض گرا، پدر ناراست و پدر بداخلاق. یافته های پژوهش بیانگر آن است که چه تصویری از پدر برای مخاطبان توسط واینرهای اینستاگرامی ساخته می شود و چگونه بر اذهان مخاطب تأثیر می گذارد و طرد پدر افزایش می یابد.
۳۷۵۵۶.

برساخت تجربه عشق در بستر خانواده ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
تجربه عشق، تجربه ای است که برای هر فردی ساخته می شود و در این برساخت مجموعه ای از عوامل فردی و اجتماعی دخیل هستند که درواقع جهان اجتماعی فرد را شکل می دهند. بستر خانواده از مهمترین زمینه هایی است که کیفیت این تجربه را برای افراد رقم می زند. ساختارهای فرزندپروری در خانواده می تواند بر تجربه عاشقانه فرد اثرگذار باشد. ساختار فرزندپروری که فرد را در سطوح نیازهای احترام، تأیید و پذیرش نگاه می دارد، او را مهیای تجربه عشق مبتنی بر مصرف کنند گی می کند. در مقابل شیوه فرزندپروری که کودک را از سطح نیازهای سوم و چهارم هرم مزلو گذرانیده و به فرد اجازه می دهد که تبدیل به انسانی خواستار تحقق خود گردد، آمادگی تجربه عشقی زایشگر را در او به وجود می آورد. هدف تحقیق حاضر، پاسخ به این پرسش است که: کیفیت روابط فرد در خانواده والدی، چگونه در کیفیت روابط عاشقانه وی نمود پیدا می کند؟ برای پاسخ به این سؤال با راهبرد روایت پژوهی به سراغ 5 زن و 6 مرد رفته و داستان رابطه عاشقانه آنها را بازسازی نمودیم و همچنین داده هایی درباره کیفیت روابط آنها با خانواده والدیشان کسب نمودیم. به طور کلی دو سبک زیست ایمن و ناایمن از پاسخ های مشارکت کنندگان استخراج گردید. توضیح اینکه آن دسته از مشارکت کنندگانی که در فضای خانواده، محیطی امن و والدینی متوجه را تجربه کرده اند، تجربه عشق را با ادراک بسندگی از خود آغاز نموده و تجربه ای تکامل بخش و رضایتمندانه از عشق داشته اند. در مقابل مشارکت کنندگانی که در کودکی و نوجوانی فضای خانوادگی سرد، غیرصمیمی، ناایمن و طردکننده را تجربه نموده اند و با والدینی غیرمتوجه تعامل داشته اند، ادراکی نابسنده از خود داشتند، احساس ناامنی می کردند و در نتیجه در تدافع علیه این ادراک از خود، دست به ساماندهی رابطه عاشقانه خود زده اند تا ضعف خود را پوشش دهند. نتایج نشان می دهد مشارکت کنندگان در دو الگوی متفاوت، رابطه عاشقانه خود را تجربه نموده اند. افرادی که از تجربه عاشقانه خود رضایت داشته و آن را موجب رشد و تعالی خود دانسته اند، در خانواده والدی خود سبک فرزندپروری ایمن را تجربه نموده و در حالت بسندگی وارد رابطه شده اند و برعکس مشارکت کنندگانی که تجربه عاشقانه خود را موجب خسران خود دانسته اند، سبک فرزندپروری ناایمن را تجربه کرده بودند و کل تجربه عاشقانه آنها درواقع واکنشی در مقابل حالت نابسندگیشان در شروع رابطه بوده است. 
۳۷۵۵۷.

تبیین ارزش های معماری دفاعی در میراث صنعتی (نمونه موردی: کارخانه سیمان شهرری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
میراث معماری صنعتی یک مفهوم نسبتاً مدرن است که حفاظت از آن مستلزم شناخت درست اثر و درک جامع از ارزش های ملموس و ناملموس این میراث است. در دهه های اخیر ورود مفاهیم نو، موجب گسترش مفهوم میراث صنعتی با ارزش های جدید و تبدیل فرآیند حفاظت به مقوله ای میان رشته-ای شده است. از این رو، تغییر رویه برای بهره گیری از علوم مختلف در حفاظت میراث یک ضرورت است. هدف این مقاله، تلاش برای شناسایی و معرفی ارزش های معماری دفاعی میراث صنعتی از منظر آموزه های معمارانه پدافند غیرعامل، با تمرکز بر کارخانه سیمان شهرری است. با وجود تأکید ارزش-های معماری دفاعی بر عرصه کالبدی، باید اذعان داشت که هیچ حفاظت گری در مقابل کالبد صرف وظیفه ای ندارد، بلکه حفظ ارزش های ورای کالبد نیز بر او فرض واجب است. این مقاله از حیث پارادایم های سه گانه تحقیق در دسته اثبات گرا، از وجه نوع، پیامد و نتایج آن کاربردی، از نقطه نظر فرآیند اجرا کیفی با نگاه تفسیرگرا و از منظر هدف، رویکردی توصیفی-تحلیلی و منطبق بر نمونه موردی دارد. تدوین ارزش های معماری دفاعی میراث صنعتی در دو بعد محیط و محاط، برای بهبود وضع موجود، اتخاذ تدابیر فنی جهت کاهش خسارات وارده و استفاده از ظرفیت های این میراث در زمان بحران از نتایج این پژوهش است.
۳۷۵۵۸.

تعاملات بین المللی علم و فناوری: مسیرهایی برای نقشه جامع علمی کشور در افق 1414(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی آینده نگر برای تدوین مسیرهای بالقوه تعاملات بین المللی علم و فناوری در نقشه جامع علمی ایران در افق 1414 انجام شد. این پژوهش با روش ترکیبی مولتی پول و مشارکت ۱۲ خبره شاملِ سیاست گذاران وزارت علوم، پژوهشگران بین المللی، و مدیران دانشگاه ها و پارک های علم و فناوری انجام شد. مشارکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند به منظور تشکیل گروه اسمی و تکمیل پرسشنامه ها انتخاب شدند. مرحله کیفی شامل برگزاری جلسه گروه اسمی ساختاریافته بود که طی آن ایده های مستقل ثبت و اولویت بندی شدند. مرحله کمّی نیز شامل توزیع سه پرسشنامه استاندارد (ارزیابی اقدامات، سیاست ها، و تصاویر آینده با توجه به معیارهای ارزیابی) بود. این مطالعه با تعیین ۱۱ معیار ارزیابی و طراحی سه تصویر آینده شاملِ شبکه سازی علمی، نظام توانمندسازی آموزشی و دیپلماسی علمی یکپارچه، سیاست های کلان شاملِ یکپارچه سازی برنامه های پژوهشی، صلاحیت سنجی آموزش زبان فارسی و سرمایه گذاری مشترک فناورانه را تدوین کرد. برای عملیاتی سازی، ۱۴ اقدام حمایتی پیشنهاد شد که پنج اقدام برتر به ترتیب اولویت عبارتند از: همکاری شرکت های دانش بنیان بین المللی، ایجاد صندوق مشترک پژوهش های فناورانه، تخصیص گرنت های پژوهشی به پروژه های اولویت دار، تدوین بانک مسئله های پژوهشی منطقه ای، و عقد قراردادهای انتقال فناوری. همچنین یافته ها نشان داد هر تصویر آینده مانند شبکه سازی علمی از طریق ترکیب سیاست ها و اقدامات مرتبط محقق می شود. این چارچوب، پیوند راهبردی بین سیاست ها، تصاویر آینده، و اقدامات عملیاتی را تبیین می کند. این پژوهش نشان می دهد که شناسایی مسیرهای بهینه همکاری های بین المللی علم و فناوری، سازوکارهای پویایی برای تطبیق با تغییرات محیطی تعیین می کند و موجب تخصیص هدفمند منابع به حوزه های راهبردی در این زمینه می شود.
۳۷۵۵۹.

همباشی به مثابه واکنشی مقاومتی به ناکارآمدی ساختارها در شهر ایلام( یک مطالعه کیفی به روش گراندد تئوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی پدیده همباشی به عنوان یک پدیده شهری و یکی از مسائل مهم مورد توجه جامعه شناسان شهری در شهر ایلام است. روش شناسی: این پژوهش به روش گراندد تئوری انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، شهروندان ایلامی هستند که به سبک همباشی زندگی می کنند. ابزار جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته است که بعد از انجام 17 مصاحبه به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها به روش کد گذاری سه گانه: باز ، محوری و گزینشی بوده است. یافته ها: .بر اساس یافته ها شرایط علی شامل: فشارهای مالی و اقتصادی در تصمیم گیری ازدواج، انگیزه ها و نیازهای فردی در انتخاب سبک زندگی، تجربه ها و تاثیر آن بر نگرش به ازدواج و هم باشی می شوند. شرایط زمینه ای عبارتند از: فشارهای خانوادگی و فرهنگی و تاثیر آن بر ازدواج، نقش نظارت اجتماعی و خانوادگی در شکل گیری روابط و موانع قانونی و جغرافیایی در ازدواج . عوامل مداخله مشتمل بر جهانی شدن، ترس ها و موانع روانی در تصمیم گیری ازدواج، فشارها و موانع خانوادگی و اجتماعی و موانع اقتصادی و مالی در ازدواج می باشند. راهبردها عبارتند از تحول فرهنگی و پذیرش اجتماعی سبک های نوین زندگی، مدیریت و حفاظت از حریم خصوصی در روابط، آموزش و فرهنگ سازی برای کاهش تعارضات اجتماعی. و پیامدهای همباشی شامل پیامدهای روانی و اجتماعی زندگی هم باشی، مشکلات قانونی و اجتماعی ناشی از عدم پذیرش، تأثیرات اقتصادی و سلامت جسمی-جنسی بر کیفیت زندگی می باشند با توجه به تحلیل کلی، کد فراگیر که تمام ابعاد پدیده همباشی در ایلام را در بر می گیرد، عبارت است از: «همباشی به عنوان واکنش مقاومتی و سازگاری فعال جوانان ایلام در مواجهه با محدودیت های اقتصادی، فرهنگی، قانونی و خانوادگی در مسیر ازدواج رسمی» این کد بیانگر آن است که همباشی یک پاسخ منطقی و فعال به شرایط نامساعد و موانع متعدد موجود در جامعه است.
۳۷۵۶۰.

مواجهه فرهنگ ایرانی با زمان: تحلیل نشانه شناختی برنامه چهل تیکه شبکه نسیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش درصدد تبیین پویایی های فرهنگی جامعه ایرانی است که بخشی از این پویایی در تقابل بین فرهنگ های گذشته گرا و آینده گرا قرار دارد و همچنین آنکه چگونه رسانه ای همچون برنامه چهل تیکه شبکه نسیم میتواند در بازتولید گفتمان گذشته گرا نقش داشته باشد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این برنامه چگونه و با چه مکانیسمی گذشته نا متن را به گذشته واجد حیات یا متن تبدیل میکند. این پژوهش با استفاده از روش نشانه شناسی فرهنگی مکتب تارتو- مسکو و با استفاده از مفاهیمی همچون تقابل های دوگانه، خود و دیگری، فرهنگ و نافرهنگ ، متن و نامتن و مکانیسم حضور و غیاب انجام شده است. در این پژوهش ما به نوعی تیپولوژی فرهنگی از فرهنگ گذشته گرای ایرانی دست پیدا کردیم. درنتیجه این پژوهش مشخص شد که این برنامه صرفا گذشته پس از انقلاب را به عنوان گذشته مطلوب بازنمایی میکند و با عدم اشاره به گذشته پیش از انقلاب در زمان پهلوی این گذشته را نامتن و نافرهنگ تلقی میکند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان