ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۷۴۱.

برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند. هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفاً ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد. روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تأکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تأمین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند. در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است. در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تأثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند. نتیجه: در م
۷۴۲.

Iranian Youth Resilience in Economic Precariousness(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
Economic precariousness, as a key structural characteristic of Iran’s economy in recent decades, has had widespread effects on the labor market and the life practices of young people. In this context, resilience can be analyzed as a cultural-social mechanism for confronting unstable conditions—rather than merely a return to a prior state. This study aims to identify the components of the discourse of resilience among Iranian youth facing precarious employment and to analyze how these components are represented in experiential narratives.The research follows a qualitative design and employs Norman Fairclough’s three-dimensional model of Critical Discourse Analysis. Data were collected through 20 semi-structured interviews with students who are employed or seeking work in Tehran and were analyzed thematically.Findings indicate that resilience is represented through four major discursive components: “a shared understanding of labor market dysfunction,” “internalization of instability and acceptance of hardship,” “micro-resistance and innovation,” and “meaning reconstruction through humorous engagement.” These components are interpreted using approaches from critical sociological theories, including Bourdieu’s habitus and symbolic capital, Foucault’s governmentality and subjectivity, James C. Scott’s notion of everyday resistance, Asef Bayat’s concept of viable action, and Butler’s reconceptualization of agency within vulnerability.The results suggest that the discourse of resilience under conditions of economic precariousness, while internalizing existing circumstances, also enables the creation of meaning and micro-scale agencies; rather than being a passive coping mechanism, resilience becomes a mode of living within crisis.
۷۴۳.

طراحی مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق به واسطه رسانه های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: اقناع یکی از ویژگی های مهم توسعه سازمان های خلاق است. اقناع، انگیزه، برانگیختگی، ایمان یا علاقه به شغل اغلب به عنوان ویژگی های مهم در سازمان های موثر در نظر گرفته می شود. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق به واسطه رسانه های ارتباطی می باشد.روش شناسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته اکتشافی (کیفی و کمی) است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 خبره در حوزه صدا و سیما و رسانه که به شیوه در دسترس و بصورت هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری را دست اندکاران اتاق خبر به تعداد130 نفر هستند که بصورت تصادفی انتخاب و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. در بخش کیفی برای برای سطح بندی مولفه های حاصل از مصاحبه های پژوهش از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و در بخش کمی از مدل معادلات ساختاری از نرم افزار (Smart PLS) روابط میان تمام متغیرها بررسی شد.یافته ها: نتایج حاکی از آن است که محیط بیرونی سازمان بر نحوه نگرش کارکنان اثرگذار بود. همچنین نگرش کارکنان بر مولفه های همچون خصوصیات و ویژگی های روانشناختی، مهارت های اجتماعی و ارتباطی و دانش و مهارت های اقناعی کارکنان تأثیر داشت و در نهایت نیز عوامل مذکور بر میزان انگیزش کارکنان و ساختار محیط داخلی کار تأثیرگذار بود.نتیجه گیری: اقناع کارکنان در صنایع خلاق به ویژه در محیط های پویا و پرفشار مانند اتاق های خبر تلویزیون از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این محیط ها نیازمند بهره گیری از مدل های نوین مدیریت منابع انسانی هستند که بتوانند با افزایش انگیزه و تعهد کارکنان، بهره وری و خلاقیت را به حداکثر برسانند.
۷۴۴.

تبلیغات سیاسی رایانشی و هوش مصنوعی: مطالعه موردی کمپین ترامپ در انتخابات 2016 امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
با قدرت یافتن فناوری های نوین و ظهور رسانه های نو، تبلیغات سیاسی رایانشی به یکی از مهم ترین ابزارهای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و مهندسی رفتارهای فردی و اجتماعی تبدیل شده است. نقش هوش مصنوعی در این میان، پرسشی اساسی درباره چگونگی دست کاری اطلاعات و اثرگذاری بر تصمیمات و رفتارهای افراد ایجاد کرده است. این پژوهش به روش کتابخانه ای و اسنادی در جستجوی پاسخ به این سوال خود را قرار داده است و با مرور نظریات کلیدی و مطالعه موردی کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ آمریکا، به بررسی نقش هوش مصنوعی در طراحی و اجرای کمپین های سیاسی دیجیتال پرداخته است. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی با تحلیل کلان داده ها توانسته است که پیام شخصی سازی شده برای هر فرد در شبکه ایجاد کند و با مدیریت بات های اجتماعی و آرایشی که در شبکه اجتماعی برای خود ایجاد کرده است؛ آن پیام ها را به هر کاربر مشخصی برساند. این الگو، زمینه ساز تبلیغات هدفمند برای تاثیرگذاری بر مخاطبان شده است. از این رو می توان گفت که کمپین های دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی، الگویی نوین مبتنی بر 5 لایه را شکل داده اند: لایه برودکست و رسانه های سنتی، لایه سایت ها و وب1، لایه شبکه اجتماعی و اکانت های متصل، لایه شبکه اجتماعی و سلبریتی های دارای شبکه، لایه شبکه اجتماعی بات های هوشمند. لایه برودکست و رسانه های سنتی، لایه سایت ها و وب1، لایه شبکه اجتماعی و اکانت های متصل سیاسی، لایه شبکه اجتماعی و سلبریتی های دارای شبکه، لایه شبکه اجتماعی بات های هوشمند.
۷۴۵.

بررسی چالش های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۱
شناخت چالش ها و موانع پیش رو برای بهره مندی سازمان های اقتصادی دولتی در ایران از روابط عمومی الکترونیک انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیو و جامعه آماری، شامل 40 نفر مدیران و معاونان روابط عمومی های چهار وزارتخانه (اقتصادی و دارایی، نفت، کار و امور اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت) بوده است. از 29 گویه پژوهش، پاسخگویان با ابعاد اقتصادی، مدیریتی و ساختاری بیشترین موافقت و با ابعاد اجتماعی، قانونی و اخلاقی بیشترین مخالفت را داشته اند، در این میان بیشترین اشتراک نظر پاسخگویان در خصوص گویه های «ضرورت داشتن الگوی علمی برآمده از فرهنگ سازمانی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» ، «ضرورت اتخاذ رویکرد مدیریت اجرایی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» و«لزوم ضمانت امنیت راهبردی برنامه های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» را شامل است و کمترین اشتراک نظر پاسخگویان با گویه های «شناسایی فرصت های شغلی و کسب وکارهای جدید»، «جلب اعتماد جامعه به عملکرد سازمان اقتصادی دولتی» و«رفتار مسئولانه در برابر جامعه» را بوده است. روابط عمومی الکترونیک در یک سازمان اقتصادی دولتی، از طریق ارتباطات الکترونیکی مؤثر درون و برون سازمانی می تواند یک جریان ارتباطی  متعادل و متوازن را از طریق فرایند اطلاع رسانی با جلب مشارکت افکار عمومی و ایفای نقشی برابر بین یک سازمان و مخاطب ممکن سازد.
۷۴۶.

ارائه الگوی مربیگری ویژه مدیران روابط عمومی پتروشیمی ها (مطالعه موردی منطقه پارس جنوبی (عسلویه))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۲
هدف از مقاله حاضر ارائه الگوی شایستگی های مربیگری در خصوص مدیران روابط عمو می مجموعه پتروشیمی عسلویه می باشد. به دلیل عدم وجود مدل و الگوی مربیگری مناسب در روابط عمومی شرکت های پتروشیمی عسلویه، این مجموعه ها با چالش هایی نظیر کاهش خلاقیت و ظرفیت های پنهان نیروی انسانی روابط عمومی، عدم توسعه توانمندی ها و مهارت های شناختی و رفتاری، کاهش رضایت شغلی کارکنان، و فقدان آگاهی، مسؤولیت پذیری، خودباوری، و رویکرد راه حل محور و عمل گرایانه در نیروی انسانی روابط عمومی مواجه هستند. هدف اصلی این مقاله؛ طراحی مدل شایستگی های مربیگری عملکرد ویژه مدیران روابط عمومی صنعت پتروشیمی است. مطالعه حاضر از بعد هدف کاربردی-اکتشافی می باشد. جمعیت نمونه در شیوه کیفی 20 نفر و در شیوه کمی 160 نفر از مدیران، مسئولین و نخبگان شاغل و بازنشسته روابط عمو می مجموعه پتروشیمی عسلویه می باشند. ابزار پژوهش در شیوه کیفی مصاحبه و پرسشنامه دلفی و در شیوه کمی پرسشنامه اچیو است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خبرگان روی سه بعد فردی، اجتماعی و سازمانی با توافق 100% اتفاق نظر دارند بعد فردی شامل 8 شاخص، بعد اجتماعی شامل 6 شاخص و بعد سازمانی شامل 5 شاخص است. مدل شایستگی ها بر اساس اجماع نظر خبرگان شامل 17 شاخص شخصیت، نگرش، رفتار و منش، پویایی، مسئولیت پذیری و نظم، مشارکت، تفکر استراتژیک، سواد، هوش و توانمندی شناختی، مهارت ارتباط، نوع دوستی، ساختار سازمان، قانونمندی و آشنایی به قانون، برنامه ریزی گروهی، منزلت و جایگاه، طراحی و برنامه ریزی می باشد. نتایج آزمون نشان داد که مقدار ضریب مسیر عوامل فردی بر مدیریت عملکرد برابر با 190/0 مقدار ضریب مسیر عوامل اجتماعی بر مدیریت عملکرد برابر با 267/0 مقدار ضریب مسیر عوامل سازمانی بر مدیریت عملکرد برابر با 397/0 می باشد. به این معنا که عوامل بر مدیریت عملکرد تأثیر مثبت و معناداری دارند و مدل طراحی شده مورد تایید می باشد.
۷۴۷.

تحلیل فضایی علت های اصلی مرگ جوانان در ایران در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
زمینه و هدف: جامعه ایران در دهه های گذشته، به موازات کاهش سطح مرگ ومیر، گذار اپیدمیولوژیک و تغییرات قابل توجه در علل اصلی مرگ ومیر را تجربه نموده است. با وجود ارتقاء سطح بهداشت و روند کاهشی مرگ ومیر در ایران، میزان های مرگ جوانان همچنان در سطح بالایی قرار دارد. هدف مطالعه حاضر شناخت الگوها و علت های اصلی مرگ جوانان در ایران است.روش و داده ها: مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحلیل ثانویه است. داده های مورد استفاده برگرفته از مطالعه جهانی بار بیماری ها (2021) و براساس آخرین الگوی طبقه بندی علت مرگ (ICD-11) است. از شاخص میزان، جهت مقایسه علت مرگ به تفکیک جنس و در سطح استان استفاده شده است.یافته ها: عمده مرگ جوانان ناشی از بیماری های پس از گذار است و حوادث حمل و نقل، کویید-19 و سرطان ها سه علت اصلی مرگ جوانان در سال 1400 به شمار می روند. میزان مرگ مردان در هر سه علت بالاتر از زنان است. آزمون همبستگی پیرسون نشان از رابطه معنادار (sig<0.01) بین سطح توسعه و میزان مرگ ناشی از علل در استان ها است.بحث و نتیجه گیری: بیشترین علت مرگ جوانان در دسته بیماری های غیرعفونی و سوانح قرار می گیرد و این نوع علت مرگ قابل پیشگیری و عمدتا مرتبط با سبک زندگی افراد است. نیاز است بر فرهنگ سازی جهت تغییر سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی افراد در کنار اهمیت نقش درمان، تاکید می شود. استان های کمترتوسعه یافته در اولویت سیاست گذاری هستند.پیام اصلی: مرگ ومیر جوانان در ایران، پدیده ای است که اغلب خارج از سیستم درمانی و تحت تأثیر انتخاب ها و رفتارهای فردی مرتبط با سبک زندگی رخ می دهد. بنابراین، سیاست های بهداشتی باید علاوه بر درمان پزشکی، به مداخلات پیشگیرانه معطوف به ارتقای آگاهی ها و اصلاح رفتارهای جوانان توجه نمایند.
۷۴۸.

شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۹۵
امروزه در نظام آموزش عالی ایران با یک پارادوکس مواجه هستیم؛ به طوری که باوجود رشد سریع نظام آموزش عالی و فراگیرشدن نهاد دانشگاهی در ایران، نگرانی ها درخصوص ناکارآمدی نظام دانشگاهی در ایران وجود دارد. به نظر می رسد که دانشگاه در ایران از کارکردهای نهادی خود منحرف و دچار آنومی و بی هنجاری شده است و به قول مرتن (1938) دچار نوعی مناسک گرایی شده است؛ ازهمین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که در آن از روش تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی متوالی(کیفی-کمی)  استفاده شد. در مرحله کیفی با روش نمونه گیری هدفمند (صاحب نظران کلیدی) و معیار اشباع نظری با 17 نفر عضو هیئت علمی مصاحبه بدون ساختار انجام شد و به همراه 12 سخنرانی از صاحب نظران و دانشگاهیان ایرانی با رویکرد تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شد. در مرحلیه کمی نیز 271 نفر عضو هیئت علمی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به پرسش نامیه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کمی با بهره گیری از دو نرم افزار Smart-PLS و SPSS23 انجام گرفت؛ درنهایت طبق نتایج بخش کیفی نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی ایران در پنج حوزه پژوهش (کمیت گرایی، مدگرایی علمی، فراورده محوری، سلطیه آمار و روش بر هدف پژوهش، ISIسالاری، دوریه تحقیقاتی پست داک، جلسات دفاع از پایان نامه، نقش اساتید راهنما و مشاور)، آموزش (مدرک گرایی، تأکید روی جنبه های فرمال تدریس)، سنجش و ارزیابی (ارزیابی و قضاوت کمی گرا، قداست نظام های رتبه بندی، کنکور، آزمون جامع)، توسعیه آموزش عالی (رشد قارچ گونیه مؤسسات آموزش عالی، کمیت گرایی در تعداد اساتید و دانشجو) و ارتباط با صنعت (دفاتر ارتباط با صنعت) سازمان دهی شدند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد الگوی مستخرج از بخش کیفی از برازش مطلوب برخوردار است؛ علاوه براین، یافته های کمی پژوهش نشان داد کلییه نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی در سطح بالا و نامطلوبی ارزیابی شدند. بدیهی است که یافته های این پژوهش امکان درک بهتر موضوع و اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای بهبود نظام آموزش عالی ایران را فراهم آورده است.
۷۴۹.

آینده پژوهی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: بخش مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: وجود مسائل و مشکلات مختلف کالبدی، اجتماعی و غیره در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز این بافت را دچار آسیب پذیری کرده است. بنابراین پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با هدف کاربردی به بررسی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز پرداخته است. روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده و جامعه آماری آن شامل 40 نفر از متخصصان و کارشناسان فعال در حوزه های مدیرست شهری، بافت فرسوده و برنامه ریزی شهری است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است. یافته های پژوهش: براساس یافته ها از میان 30 زیرشاخص، 18 شاخص به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شده اند که دارای بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری در آینده تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز هستند و در بررسی تأثیر تاب آوری بر بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز ، توانمندسازی محلی، کاهش آسیب پذیری، بهبود کیفیت محیط زیست و کیفیت بناها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تاب آوری دارند.  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در مجموع، عوامل اجتماعی (مانند مشارکت مردم و تعاملات اجتماعی) بیشترین نقش را در افزایش تاب آوری ایفا می کنند، در حالی که عوامل نهادی-سازمانی کمترین تأثیر را دارند و نیاز به تقویت دارند.
۷۵۰.

تدوین الگوی مطلوب استفاده از هوش مصنوعی در اجرای سرگرم آموزی در بازی های رایانه ای برای نوجوانان نسل دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۰
با گسترش نقش بازی های رایانه ای به عنوان ابزار نوین آموزش برای نسل دیجیتال، بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت سرگرم آموزی در این بازی ها اهمیت روز افزونی یافته است. هدف این پژوهش، طراحی الگویی مطلوب برای استفاده از هوش مصنوعی در اجرای سرگرم آموزی در بازی های رایانه ای ویژه نوجوانان نسل دیجیتال است. روش تحقیقبه صورت کیفی و مبتنی بر رویکرد داده بنیاد با رهیافت نظام مند استراوس و کوربین انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه هوش مصنوعی و رسانه به صورت هدفمند گردآوری و با روش کدگذاری سه مرحله ای تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که الگوی مطلوب شامل پنج بخش اصلی هسته مرکزی، نقش های کلیدی هوش مصنوعی، ویژگی های کاربران، راهبردهای خاص و چشم انداز است. بر اساس این الگو، هوش مصنوعی در شخصی سازی محتوا، بازی وارسازی هوشمند، طراحی داستان و طنز شخصی سازی شده، ایجاد تعاملات هدفمند و توسعه محیط های تعاملی نقشی محوری دارد و می تواند تجربه ای منحصربه فرد و تعاملی با جذابیت پایدار فراهم آورد. این رویکرد پیوندی نو میان فناوری و فرایند سرگرم آموزی ایجاد کرده و بازی های جدی هوشمند را به ابزار اثربخش یادگیری تبدیل می کند. در مجموع، الگوی مطلوب با پاسخ گویی به نیازهای کاربران نسل دیجیتال و بهره گیری از روش های خلاقانه، تعاملی و اثربخش، می تواند در طراحی بازی های جدی هوشمند به عنوان راهکاری نوآورانه در عرصه سرگرم آموزی تحول ایجاد کند و بازیگران این صنعت پویا را یاری نماید.
۷۵۱.

هویت اسلامی در تنگنای تکفیر؛ واکاوی انتقادی بحران و چشم انداز نوین تقریب مذهبی بر محور اندیشه های شیخ شلتوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر با رویکرد انتقادی به تحلیل بحران هویت اسلامی در عصر معاصر می پردازد و نشان می دهد گسترش گفتمان تکفیر در کنار رشد سکولاریسم، مانند دو روی یک سکه، به تضعیف بنیادهای همبستگی، مشروعیت و هویت دینی در جوامع اسلامی منجر شده است. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی سازوکارهای گفتمانی و بحران آفرین جریان های تکفیری و تحلیل ظرفیت های وحدت محور اندیشه های شیخ محمود شلتوت در مقابله با این بحران است. براین اساس، پژوهش به روش تحلیل گفتمان انتقادی و مدل چهارمرحله ای توماس اسپریگنز به بررسی روند شکل گیری و تداوم بحران موجود می پردازد. به این معنا که نخست، بحران هویت درنتیجه غلبه گفتمان تکفیری و انحصارگرایی مذهبی رخ داده و به فروپاشی همبستگی و سستی مشروعیت دینی انجامیده است. سپس در تبیین علل، سلطه رویکردهای جزمی، حذف گرایانه و غیریت ساز و فاصله گرفتن از سنت عقلانیت و تعامل میان مذاهب، ریشه یابی شده است. در گام سوم، راهبرد اصلاحی شیخ شلتوت بر تقریب مذاهب، گفتگوی عقلانی، به رسمیت شناختن تنوع فقهی، به ویژه با پذیرش فقه شیعه به عنوان مذهب پنجم و تکیه بر مشترکات اصول دینی بنا شده که درنهایت، جامعه آرمانی در اندیشه او براساس مکتب توحیدی و وحدت در بستر اشتراک اصول ایمانی شکل می گیرد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که برای عبور از بحران چندلایه تکفیر و سکولاریسم، بازاندیشی در گفتمان هویت اسلامی و احیای عقلانیت، وحدت و پذیرش رسمی کثرت مذاهب، بر پایه منظومه فکری و انتقادی اصلاح گرانه ای مانند اندیشه شیخ شلتوت، ضرورتی جدی برای جهان اسلام معاصر به شمار می رود.
۷۵۲.

آرمانشهر ایرانی- اسلامی از منظر ابوالقاسم فردوسی توسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
به عنوان یک تصویر ایدئال و ذهنی از شهر، آرمان شهر هر جامعه ایده ها، ارزش ها و آرزوهای خود را نمایان می کند که با گذشت زمان و تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، شکل و شمایل های گوناگونی به خود می گیرد. این تصویر هرچند در اندازه و شکل متفاوت قابل تداوم است، همواره با ایدئال شهر هماهنگی دارد. از زمان باستان تا تمدن اسلامی، در تاریخ ایران، این اندیشه توسط متفکران و دانشمندان به شکل های گوناگون بیان شده است و امروزه تبیین و کاربرد آن به عنوان مدلی مفید در طراحی شهرهای معاصر، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، آرمان شهر در سیاق تمدن ایرانی-اسلامی به ویژه با تمرکز بر نظام فکری حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی بررسی و تحلیل می شود. هدف پژوهش تحلیل و تدوین چارچوب مفهومی دیدگاه شاعر و اندیشمند درباره مفهوم آرمان شهر و تأثیر آن در فرایند شهرسازی ایرانی-اسلامی است. با بهره گیری از روش های تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم آرمان شهر در داستان های شاهنامه فردوسی به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می شود. سپس ارتباط این مفاهیم در چارچوب مفهومی آرمان شهر ایرانی-اسلامی، با استفاده از روش مرور روایتی، به صورت جامع و دقیق مطالعه می شود. نتایج نشان داد آرمان شهر اسلامی-ایرانی به عنوان مفهومی مستقل از زمان و مکان، با تأکید بر اصول خرد و دانش، به عنوان الگوی ایدئال برای شهرهای امروز در مواجهه با شرایط و محیط های آن ها، طراحی و تدوین شده است.
۷۵۳.

مفهوم، موضوع، علل و سنخ های بیگانگی در آرا و آثار شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
غور در اندیشه شریعتی در باب بیگانگی و اکتشاف مفهوم، موضوع، علل و صور آن و وقوف به رویکرد و رهیافت نظری و دیدگاه او در باب راه های خروج از بیگانگی عمده ترین هدف های تحقیق حاضر بود. برای این منظور از دو شیوه تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمونی بهره گرفته شد. داده های مورد نیاز از آثار شریعتی جمع آوری شدند. پردازش داده ها از طریق تکنیک کدگذاری سه مرحله ای استراوس شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. چنین تکنیکی زمینه را برای آزادسازی مفاهیم حساس از دل منابع مرورشده، مقوله بندی و طبقه بندی آن ها و اکتشاف خرده مقوله ها همراه با ربط معقول و منطقی آن ها فراهم کرد. به این ترتیب هفت مضمون اصلی به مثابه طبقات و مقوله ها همراه با خرده مقوله ها به دست آمد. نتایج نشان داد شریعتی مفهوم بیگانگی را به مفهوم «ازخودبیگانگی» فرومی کاهد و با اتخاذ رویکرد روان شناختی اجتماعی، ازخودبیگانگی را به معنی «حلول جن در کالبد آدمی» تعریف می کند که در آن فرد خود را آن چنان که هست حس نمی کند و دیگری یا شیئی دیگر را به جای خود احساس می کند. او با تأکید بر سرشت فراگرد ازخودبیگانگی معتقد است فرد و جامعه در ارتباطی مداوم با یکدیگر در پیدایی آن نقش بازی می کنند. به زعم شریعتی، رابطه جدلی بین آسیمیلاسیون، آلیناسیون (ازخودبیگانگی)، تقلید و فساد وجود دارد و خروجی این رابطه بیداری، آگاهی و خودباوری است. کار و ابزار تولید، ماده گرایی، تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه، استعمار، ماشین و بوروکراسی، پول، زهد، عشق، صوفی گری، ایدئولوژی و وابستگی حزبی و جناحی مفرط عواملی هستند که به وسیله آن ها آدمی ازخودبیگانه می شود. این عوامل درعین حال صور و اشکال بیگانگی را پدید می آورند. شریعتی خروج از بیگانگی را در خودیابی می داند. به زعم او اسیمیله که همان بومی خودباخته در برابر غربی است، وقتی شروع به حرف زدن می کند خودیاب می شود.
۷۵۴.

ساخت و اعتبار یابی پرسش نامه تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان: مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۰
این مقاله بخش کمّی از نتایج یک پژوهش ترکیبی است که به روش اکتشافی متوالی (کیفی – کمّی) انجام شده است. هدف از تحقیق بررسی تجربهزیسته دانشجویان در تفکر انتقادی در دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. در مرحله کمّی، روش پژوهش از نوع پیمایشی (توصیفی و غیرآزمایشی) است و از تحلیل همبستگی و تکنیک تحلیل عاملی برای تحلیل داده ها استفاده شد. حجم نمونه برابر با 435 نفر به دست آمد که بر مبنای چهار متغیر دانشگاه، دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت به تناسب توزیع شد. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بود. ابزار اولیه شامل 50 آیتم و پنج عامل اصلی شامل زیست شرافتمندانه و مسئولانه، مواجهه چندگانه، اندیشیدن به فراسو، دوگانه هزینه-پاداش و نابودگری سازمانی بود که بر اساس تحلیل کیفی طراحی و در مرحله کمّی ارزیابی و تحلیل شدند. درمرحله کمّی از ساختار عاملی نهایی هفت عامل مشتمل بر 37 آیتم استخراج شد. دوعامل جدید شامل سازمان محافظه کار و مرجعیت غیرانتقادی به ترتیب از نابودگری سازمانی و مواجهه چندگانه نشئت گرفت. بارهای عاملی به دست آمده برای شش عامل بارگذاری شده بر روی تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی (همه عوامل به جز سازمان محافظه کار) بالاتر از مقدار 60/0 به دست آمده است که حاکی از اهمیت بالای هر یک از این ابعاد در برآورد نمره نهایی هریک از افراد مطالعه شده است. ساختار سلسله مراتبی مقیاس تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی نیز تحلیل و تأیید . نتایج پژوهش حاضر تلاشی برای توسعه ابزارهای جدید برای ارزیابی تفکر انتقادی در محیط های آموزشی به شمار می رود.
۷۵۵.

تحلیل توسعه صنعت پتروشیمی و پیامدهای زیست محیطی آن در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
مقدمه: صنعت پتروشیمی ایران در سال ۱۳۴۲ پایه گذاری شد و از آن پس به طور گسترده، توسعه یافت. تأسیس بیش از ۵۷ مجتمع پتروشیمی با ظرفیت تولید 70 میلیون تن در سال، باعث شده است ایران به یکی از قطب های اصلی پتروشیمی در منطقه تبدیل گردد. این صنعت، دومین منبع درآمدهای ارزی کشور پس از نفت است و بر توسعه اقتصادی کشور اثرات قابل توجهی دارد. با این حال، در مورد دلایل گسترش صنعت پتروشیمی و آثار زیست محیطی آن ابهامات زیادی وجود دارد. هدف این پژوهش، این است که دلایل توسعه این صنعت را در ایران طی دهه های گذشته تشریح و نشان دهد، توسعه این صنعت، چه تهدیدهایی برای محیط زیست منطقه عسلویه و خلیج فارس داشته است؟روش: این پژوهش از دو بخش مجزا تشکیل شده است. در بخش اول که به تبیین توسعه صنعت پتروشیمی می پردازد، از روش اسنادی و تحلیل منابع کتابخانه ای استفاده می کند. در بخش دوم که به تحلیل پیامدهای زیست محیطی صنایع پتروشیمی می پردازد، علاوه بر روش اسنادی، از داده های موجود جهانی، مرور نظام مند مقالات مرتبط، نتایج حاصل از آزمایش های آزمایشگاهی، و اطلاعات ارائه شده توسط شرکت های پتروشیمی نیز استفاده کرده است.یافته ها: در این پژوهش، توسعه گسترده صنعت پتروشیمی در ایران، در قالب تقسیم کار جهانی و ارجاع صنایع بحران زا به «پیرامون» معنا شده است. بدین معنی که انتقال صنعت پتروشیمی از «مرکز» به «شبه پیرامون» به دلیل غیراقتصادی بودن و بحران زا بودن این صنعت در حوزه محیط زیست بوده است. چنانکه، توسعه صنعت پتروشیمی در منطقه عسلویه، پیامدهای زیست محیطی قابل توجهی به همراه داشته است. مصرف سوخت بالا و انتشار گازهای گلخانه ای نظیر CO2 و CH4 از یکسو و تولید آلاینده های خطرناک مانند اکسیدهای نیتروژن و سولفور، ترکیبات آلی فرار و ذرات معلق، از سوی دیگر، باعث شده کیفیت هوا و سلامت اجتماعات محلی به شدت تحت تأثیر قرار گیرد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد، تبیین توسعه صنعت پتروشیمی در ایران صرفاً با نظریه های «مزیت داخلی» ناقص است و تحلیل کامل توسعه این صنعت، وابسته به سازوکارهای تقسیم کار جهانی و انتقال صنایع بحران زا است. از این رو، توسعه صنعت پتروشیمی علاوه بر دارا بودن سویه های مثبت، دربردارنده سویه های منفی و بحران زا به ویژه، در حوزه محیط زیست است. براین اساس، برای رفع مشکلات بهداشتی و محیطی منطقه عسلویه، پیشنهادهایی ارائه می شود: بهبود زیرساخت های صنعتی، افزایش پایش و مدیریت آلاینده ها، افزایش آگاهی عمومی و مسئولیت های اجتماعی، ایجاد کمربندهای سبز و مناطق حائل، و بالاخره، توسعه تحقیقات آینده نگرانه.
۷۵۶.

الگوی اسلامی ایرانی حمایت از حقایق با نگاهی به الگوی مشابه در اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۵
هر شخص می تواند در مورد یک واقعه تاریخی اظهارنظرهایی نماید، اما این اظهارات صحیح یا غلط می تواند آثار اجتماعی قابل توجهی داشته باشد و ازاین رو مستلزم دخالت حکومت ها با هدف وضع محدودیت های این حوزه می باشد. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده و هدف آن است که الگوی اسلامی-ایرانی حمایت از حقایق را مورد واکاوی قرار دهد. چنین نتیجه شد که تحقیقات آزاد در خصوص حقایق نمی تواند مطلق تلقی شود و در هیچ جای جهان چنین آزادی اعطاء نشده است. بنابراین مصالح اجتماعی ایجاب کرده که اظهارنظرات در خصوص برخی وقایع تاریخی جرم انگاری شده که این مهم می تواند جزء مقدسات اسلامی باشد. درعین حال گاه به فرض واقعیت بودن اظهارات نیز می بایست برای تحقیقات این حوزه نیز محدودیت ایجاد نمود. در کشور ما مجازات حد اعدام برای اهانت کنندگان به مقدسات اسلامی پیش بینی شده است که الگوی اسلامی این مهم را کامل کرده، اما در خصوص مصلحت اجتماعی بحثی به میان نیامده که نیازمند توجه قانون گذاران کیفری در این خصوص است. قانون مجازات اسلامی نیز در این خصوص کامل نبوده که پیشنهاد می شود در این خصوص مجازات های بازدارنده برای انکار برخی وقایع تاریخی تعیین گردد.
۷۵۷.

آینده پژوهی بررسی مُد؛ ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی: مطالعه موردی شهر آران و بیدگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با تمرکز بر آینده‌پژوهی ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی در شهر آران و بیدگل، به بررسی چگونگی تعامل این دو عنصر در شکل‌دهی به آینده این شهرستان در زمینه صنعت مُد می‌پردازد. فرهنگ مادی آران و بیدگل، شامل صنایع دستی مانند قالیبافی، زیرساخت‌های صنعتی، سایر ملزومات مربوط به صنعت مُد و آگاهی اجتماعی آن، متأثر از ارزش‌های مذهبی، ارتباط با طبیعت و هویت محلی است. تحلیل آینده مد به شناسایی روندها، نیازهای بازار و نوآوری‌ها کمک می‌کند و به شرکت‌ها در تصمیم‌گیری راهبردی یاری می‌رساند. در این پژوهش، پس از مرور پیشینه و مصاحبه با نه نفر از نخبگان، ۱۸ عامل اصلی به‌عنوان تأثیرگذارترین عوامل در صنعت مُد پایدار شناسایی شدند. با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک، تحلیل ساختاری عوامل انجام و پیشران‌های اصلی مشخص و رتبه‌بندی شدند. سپس این پیشران‌ها وارد نرم‌افزار سناریو ویزارد شده و چهار فرانامه (مطلوب، نسبتاً مطلوب، بحرانی و فاجعه) به‌دست آمد. درنهایت، با تحلیل ارزش سازگاری فرانامه مطلوب، پنج متغیر کلیدی به‌عنوان پیشران‌های اصلی شناسایی شدند که عبارت‌اند از: توجه به سلائق مصرف‌کنندگان، تبلیغات برای کالاهای با محتوای برتر، استفاده از محصولات سبز و دارای نشان استاندارد، بهبود کارایی در تولید، و پیشرفت فناوری مهندسی. این پژوهش راهکاری برای سیاست‌گذاران و جامعه محلی ارائه می‌دهد تا با ترکیب فرهنگ مادی و آگاهی اجتماعی، آینده‌ای پایدار و همسو با هویت محلی و سازگار با محیط زیست و درنهایت صنعت مُد پایدار را رقم زنند.
۷۵۸.

تجربه مهاجرت و برساخت اجتماعی تطبیق پذیری: مطالعه ای کیفی در میان دانشجویان پسر افغانستانی ساکن سراهای دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۹
زندگی در خوابگاه‌های دانشجویی، به‌ویژه برای دانشجویان بین‌المللی، به یک تجربه پیچیده و چندبعدی تبدیل شده است که تأثیرات قابل‌توجهی بر بهزیستی اجتماعی و تحصیلی آنان دارد. این مطالعه با هدف بررسی تجارب دانشجویان افغانستانی در سراهای دانشجویی و تحلیل چالش‌ها و استراتژی‌های آنان در مواجهه با این محیط طراحی شده است. با استفاده از روش‌شناسی کیفی و رویکرد نظریه‌زمینه‌ای، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 25 دانشجوی افغانستانی جمع‌آوری و تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد و مقولات اصلی شامل توقعات پیشین مهاجران، تغییر سبک زندگی، اتمسفر نامطلوب، دغدغه‌های دانشجویی، ارتباطات موقعیت‌مدار، مهاجر بودن، تعارض نقش در آینده، اوضاع نابسامان افغانستان، هدف‌گذاری بلندمدت، گریز از محیط خوابگاه، گوشه‌گیری، سازش با محیط، بازنمایی چهره از ایران توسط سفیران فرهنگی، زایش ناسازگاری پایدار و مدیریت محدودیت‌ها شناسایی گردید. بر اساس این مقولات، مدل پارادایمی ارائه شد که به تبیین تعاملات پیچیده میان مشکلات و استراتژی‌های دانشجویان می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهند که دانشجویان با چالش‌های متنوعی از جمله تفاوت‌های فرهنگی، فشارهای اقتصادی و مشکلات سازگاری روبه‌رو هستند که بر کیفیت زندگی و عملکرد تحصیلی آنان تأثیرگذار است. همچنین، یافته‌ها بر اهمیت ارائه حمایت‌های مالی و اجتماعی مناسب و توجه به ابعاد فرهنگی خوابگاه‌ها تأکید می‌کنند. مقوله هسته پژوهش، به‌عنوان «سازگاری: نوسانی پایدار» برساخت شد و بر همان اساس نظریه تجربی پژوهش ارائه شد که فرایند سازگاری پرنوسان دانشجویان افغانستانی را نشان می‌دهد. این مطالعه پیشنهاد می‌کند که سیاست‌گذاری‌های کلان باید شامل برنامه‌های عملیاتی برای بهبود مهارت‌های فرهنگ‌پذیری و سازگاری دانشجویان باشد تا بتوان اهداف تحصیلی و اجتماعی را به‌طور مؤثرتر محقق ساخت.
۷۵۹.

گفتمان های زیبایی در شبکه های مجازی ایرانی: گونه ها، مناقشات و تحولات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۸۶
تعریف زیبایی به عنوان امری چندوجهی برخاسته از گفتمان های متعدد است. برای شناخت این گفتمان ها و نسبت آن ها با یکدیگر، با استفاده از روش های تحلیل متن به بررسی متون زیبایی محور در سایت ها و صفحات فضای مجازی ایرانی پرداختیم. در گفتمان سنتی، زیبایی به عنوان امری رازآلود و بکر که با صفاتی همچون شجاعت، وقار و پختگی همراه است تعریف می شود. با نفوذ تعاریف لیبرالیستی، تجملی و غیرکارکردی بودن لباس زنان محلی که با مفاهیم اصالت و مصرف به صورت هم زمان همخوانی دارد، همچنان پیوند دارد. در گفتمان نئولیبرالیستی، زیبایی از طریق پرداخت هزینه، مصرف و بازنمایی ایجاد می شود و تصنعِ بیشتر موجب تمایزِ بیشتر می شود. گرچه زیبایی استاندارد، قراردادی و محدود به دوره های زمانی است، تلاشی ضمنی برای استایل منحصربه فرد و فردیت ساختگی نیز دیده می شود. زنانِ عموماً تحصیلکرده با مقاومت در برابر تعاریف مصرفی از زیبایی و تأکید بر عدم تصنع، نوعی بی طبقگی متمایز را ایجاد می کنند. گفتمان نئولیبرالیستی زیبایی منجر به فراگیر شدن زیبایی و دموکراسی زیبایی شده است به طوری که گروه های مختلف سنی، جنسی، قومی و حتی افراد دارای نقص نیز موضوع نگاه تلقی می شوند. علیرغم نفی تعریف مصرف گرایانه از زیبایی در اکثریت مذهبیون، زنان محجبه و مخصوصاً حجاب استایلیست ها و بلاگرهای حجاب و سبک زندگی به دنبال زیباسازی، مصرفی سازی، به روزسازی و کاربردی سازی حجاب هستند و بنابراین تعریف واحد از حجاب را غیرممکن ساخته اند. شناخت انواع گفتمان های زیبایی که به طور مستقیم با بسیاری از مفاهیم و حوزه های موردنظر سیاست گذار پیوند دارد و شناخت نسبت میان آن ها می تواند تصویر درستی برای برنامه ریزی های فرهنگی بدهد.
۷۶۰.

مؤلفه های موثر بر سرشت و سرنوشت مطبوعات ایران در دوران جنگ جهانی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: با نزدیک شدن به انقلاب مشروطیت هر روز بر اهمیت و جایگاه مطبوعات در وقایع سیاسی افزوده می شد اما جز اندک زمان کوتاهی پس از مشروطیت و ایام پس از سقوط رضاشاه را نمی توان به عنوان عصر رونق مطبوعات به حساب آورد. در مرحله نخست و در پی انقلاب مشروطیت، روزنامه ها و مطبوعات ملی و محلی گوناگونی در عرصه سیاسی و فرهنگی ایران ظهور نمودند، به طوری که دو روزنامه «مجلس» و «ایران نو» در مجلس دوم هر کدام یکی از دو حزب و جریان سیاسی را نمایندگی می کردند. در طول جنگ جهانی دوم با وجود فضای باز سیاسی اما بار دیگر همان رویکرد لجام گسیختگی و هتاکی مطبوعات ادامه یافت که با وجود آزادی نسبی در مطبوعات اما پیشرفتی در زمینه حرفه ای شدن مطبوعات به وقوع نپیوست. حال پرسش اساسی پژوهش حاضر این است که، فضای باز و متناقض سیاسی آن دوره و کانون های متعدد قدرت، سرنوشت و سرشت مطبوعات را به چه سمت و سویی سوق می دادند؟روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کتابخانه ای بوده که در آن پس از بررسی و جمع آوری داده ها در قالب فیش های تحقیق، به دسته بندی و سپس تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعت پرداخته شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که در شرایط آن روز اوضاع مطبوعات ثابت نبود و گردانندگان نشریات نیز در صورت توقیف از فضای باز و شرایط جدید سیاسی استفاده می نمودند و با اخذ امتیاز با عناوینی دیگر ولی با همان اهداف و رویکردهای قبلی به فعالیت خود ادامه می دادند و توقیف را دور می زدند و بی اعتبار می ساختند و همین عامل هم باعث هتاکی و جسارت بیشتر مطبوعات این دوره شده بود.نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرگاه مجلس به عنوان نماد آزادی خواهی قدرت می گرفت، مطبوعات نیز به عنوان رکن چهارم دموکراسی تقویت می شدند، به طوری که در اثنای جنگ جهانی دوم و شکل گیری فضای باز سیاسی، این اتفاق به خصوص در مجلس چهاردهم رقم خورد و رشد و گسترش مطبوعات را - در کوتاه مدت - به دنبال داشت. اما کمرنگ شدن نقش مجلس و دخالت نیروهای خارجی در انتخابات این نهاد مهم، بر سرنوشت مطبوعات نیز اثر  منفی نهاد و در نهایت مطبوعات را به سمت و سوی کم رونقی پیش برد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان