فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
جریان های سیاسی عثمانیه و شیعه که پس از مرگ عثمان در سال 35 ﻫ شکل گرفتند در قرون نخستین اسلامی به عنوان افکار غالب و تأثیرگذار در جامعه اسلامی، ادامه حیات دادند. تقابل این دو جریان سیاسی که به تدریج به دو جریان اعتقادی تبدیل شدند، سبب شد تا این جریان ها از تغییرات یکدیگر متأثر شوند. از سوی دیگر ظهور نظریه ""تربیع"" در قرن دوم هجری و اوج گیری آن در قرن سوم هجری موجب گردید تا تفکر عثمانیه رو به افول رود و در برابر آن پیروان سیاسی تفکر شیعی رشد یافتند. این مقاله کوشیده است با استناد به منابع نزدیک به دو قرن نخست هجری، این تحول را با رویکردی تاریخی مورد بررسی قرار دهد.
جنبش شهرسازی در سده های نخستین خلافت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنگامی که اعراب بادیه نشین مسلمان در آغاز قرن هفتم میلادی از صحرای جزیرة العرب به عنوان جهاد دینی به اطراف پراکنده شدند، غیر از آیین جدیدشان، چیزی که مخصوص خود آنان باشد به همراه نداشتند؛ از فنون معماری چیز زیادی نمی دانستند، شهرهایشان جز توده هایی از کلبه های گلی ابتدایی و روستاهایشان جز جوخه هایی از سیاه چادر یا آلونک هایی از نی نبود، و تنها عبادتگاهی که داشتند، کعبه در مکه بود که به هیچ یک از درجات هنر ساختمان ارتباطی نداشت. با این وجود، چند دهه پس از این مهاجرت، به کمک اقوام و ملل مغلوب و امکانات ذاتی آنان جنبشی را آغاز کردند که از آن به «جنبش عمران و شهرسازی» می توان یاد کرد؛ زیرا پس از مدت کوتاهی به برپایی شهرهایی چون کوفه، بصره، واسط و بغداد در شرق و فسطاط و رام الله در غرب اقدام کردند. هدف از این پژوهش با اتکا به منابع و شواهد تاریخی پاسخ بدین سؤال است که چه عواملی اعراب صحراگرد را بر آن داشت تا به درک تاریخی ضرورت چنین پدیده ای نائل شوند.
رویکرد تربیتی تاریخ و تعامل با نظام تعلیم و تربیت
حوزههای تخصصی:
استقرار و بقای هر جامعه ای مستلزم آن است، که مجموعه باورها، ارزش ها، رفتارها، گرایش ها، دانش ها و مهارت های آن به نسلهای جدید منتقل شود. سازوکار یا وسیله این انتقال، تعلیم و تربیت است. تعلیم و تربیت به معنی اعم، مترادف با جامعه پذیری است، یعنی فرایندی که افراد از طریق آن به یادگیری نقش ها، قواعد، روابط و به طور کلی، فرهنگ جامعه خود می پردازند، تعلیم و تربیت به معنی اخص فرایندی است که افراد به واسطه آن در وضعیتهای اجتماعی سازمان یافته، در معرض آموزش منظم دانش ها، مهارت ها، رفتارها و گرایش های معین قرار می گیرند. در مورد نقش تاریخ در یکی از کارکردهای بسیار مهم جامعه، یعنی تعلیم و تربیت و در باب این که چرا تاریخ باید در برنامه درسی باشد، دلایل متعددی اشاره شده است. این دلایل از تقاضای ملی گرایانه، که عقیده دارند هر فردی باید کنش های بزرگ، مردان هم وطنش را بداند تا تقاضاهایی که روش شناسی متمایز مورخان را موررد توجه قرارداده و خواستار یادگیری این روشها توسط همه افراد جامعه هستند را در بر می گیرد. تعلیم و تربیت دو جنبه دارد: فردی و اجتماعی، مطالعه تاریخ برای خود بخشی از جنبه فردی است. اصرار حکومت بر برنامه درسی خاصی در مدارس بخشی از جنبه عمومی آموزش تاریخ است. در این پژوهش سعی شده به رویکردهای تربیتی تاریخ در حوزه های فردی و اجتماعی و تعاملات آن با نظام تربیتی پرداخته شود.
انگیزه های استفاده از احادیث نبوی در فضایل قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر چند جغرافیا و موقعیت مکانی، امتیازی برای کرامت و فضیلت ساکنان نیست، اما ذکر محاسن و فضایل شهرها، سنت رایجی برای تفاخر و برتری جویی بوده است. از میان جنبههای مختلف قابل تفاخر در مورد شهرها، احادیث نبوی ارزش مندترین امتیاز درباره ی آن ها است. در این میان، شهر قزوین از حیث تعداد احادیث وارده، منحصر به فرد است. لذا این پژوهش بی آن که درباره ی میزان صحّت و اعتبار احادیث نظری بدهد، با رویکردی توصیفی و استفاده از روش نظریه زمینه ای (بنیادی)، از طریق کدگذاری و مقوله بندی داده ها و مقایسه ی مداوم مقوله ها و مضامین، به یافتن انگیزه های غالب در استفاده از احادیث نبوی برای ذکر فضایل این شهر پرداخته است و «تولید فرهنگ مرزبانی مردمی» را به عنوان مقوله ی اصلی در این موضوع، پیشنهاد می دهد.
تحلیل در تاریخ بلعمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره ی تحلیل در تاریخ نگاری سنتی ایران نگرش رایج و غالبی وجود دارد. بر مبنای این نگرش تاریخ نگاری سنتی ایران غیرتحلیلی خوانده می شود. باور رایج این است که مورخان سنتی ایران وقایع نگارانی هستند که به تحلیل و تعلیل وقایع توجهی نداشته اند.این مقاله ضمن نقد این نگرش به بررسی چگونگی تحلیل وقایع تاریخی در تاریخ بلعمی می پردازد. هدف آن است که از طریق انتخاب تاریخ بلعمی به عنوان یکی از شاخص ترین متون تاریخ نگاری سنتی ایران و بررسی تحلیل های بلعمی از اعتلا و انحطاط حکومت ها، نشان داده شود که بر خلاف نظر رایج، مورخان سنتی ایران نیز به تعلیل و تحلیل وقایع عنایت داشته اند.
مناسبات دولت باگراتیدی با دولت ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرجستان از مناطقی بود که به جهت موقعیت حساس جغرافیایی و تا حدودی مذهبی آن در امپراتوری مغول اهمیت ویژه ای یافت. با تأسیس حکومت ایلخانی و رویارویی آن با اردوی زرین در دشت قپچاق این اهمیت دوچندان شد. از سوی دیگر مجموعه ای از عوامل سیاسی، نظامی و اجتماعی در منطقه و در کل قلمرو ایلخانی موجب شد تا این حکومت به تداوم حاکمیت خاندان های محلی در این منطقه رضایت داده و از تلاش برای الحاق کامل آن به قلمرو ایلخانی پرهیز کنند. در چنین شرایطی بود که نقش حکومت محلی گرجستان، یعنی پادشاهی باگراتیدی، نوع مناسبات آن با حکومت ایلخانی و تحولات ناشی از این مناسبات نیز از اهمیت تاریخی قابل توجهی برخوردار گردید. از این رهگذر بود که تحولات سیاسی گرجستان، تابعی از وضعیت حکومت ایلخانی و به ویژه مناسبات آن با اردوی زرین شد. بر این اساس، مقاله حاضر به دنبال تبیین و تحلیل تحولات سیاسی گرجستان از منظر مناسبات آن با حکومت ایلخانی و در پی پاسخ به این پرسش است که گرجستان از نظر سیاسی در این دوره چه وضعیتی داشته و این وضعیت، تحت تأثیر چه عواملی بوده است؟ یافته ها نشان می دهد که ایلخانان از یک سو برای حفظ سلطه خود بر این منطقه مهم به شاهان تابع باگراتیدی به عنوان قدرت برتر سیاسی منطقه نیاز داشتند و از طرف دیگر می کوشیدند به اشکال مختلف از قدرت یابی بیش از حد آنان جلوگیری نمایند.
بازخوانی مؤلفه های مدرنیته در عصر قاجار بر اساس روزنامه تمدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته در غرب، محصول جست و جوی روشنگرانه در زمینه های مختلف فکری بود. این جست وجو از رنسانس آغاز شد و پس از اصلاحات فکری و دینی و انقلاب صنعتی، مدرنیته به عنوان محصول این فرایند رخ نمود. رسانه های چاپی، به عنوان میانجی اطلاعات و آگاهی ها، نقش بسزایی در پیدایش دانش، فرهنگ و بینش جدید، و به طور کلی، شکل گیری مدرنیته ایفا کردند. در ایران، پیش از وقوع انقلاب مشروطه، مؤلفه های سازنده مدرنیته از سوی منابع مختلف، مطرح و در انقلاب مشروطه، برخی از آنها مانند آزادی و قانون به خواست اصلی مشروطه خواهان تبدیل شدند. یکی از منابعی که در شناخت جامعه نسبت به این مؤلفه ها نقش داشت، مطبوعات بودند که در این مقطع از تاریخ، رسانه اصلی کشور محسوب می شدند. از این رو، در صدد بازخوانی نحوه انعکاس مؤلفه های مدرنیته در نشریات سال های 1330 1320 ه.ق برآمده ایم. مقاله حاضر با استفاده از چارچوب مفهومی مبتنی بر مفهوم مدرنیته، مطالعات نظری مبتنی بر نظریه های مدرنیته و میانجی گری رسانه ها و مدرنیته بومی، با روش تحلیل محتوای کیفی، محتوای روزنامه تمدن سال 1325 ه.ق را بررسی کرده است. 12 شماره از تمدن با نمونه گیری به روش سیستماتیک انتخاب و به لحاظ متغیرهای مؤلفه های مدرنیته در مطلب، جهت گیری نسبت به هر یک از مؤلفه ها، منابع مشروعیت ساز و دلالت های ضمنی تحلیل کیفی شده است. نتایج نشان می دهد عمدتاً آرمان های اجتماعی انسان مدرن در این نشریه انعکاس یافته است؛ جهت گیری نسبت به مؤلفه ها با آنچه در غرب پذیرفته شده است، انطباق کامل ندارد. از منابع مذهبی و سنت های ایرانی برای مشروعیت بخشی به استدلال ها پیرامون پذیرش یا طرد مؤلفه ها استفاده شده و دلالت های ضمنی، مبین شرایط اجتماعی کشور است که متن در آن تولید شده و هر مؤلفه ای، با توجه به ویژگی های این بافت اجتماعی مورد تحلیل قرار گرفته است.
ایران و اسلام؛ هویت ایرانی، میراث اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایرانی کیست و وجوه مشخصه آن کدام است؟ عناصر و مؤلفه های اساسی فرهنگ و هویت ایرانی چیست؟ چرا به رغم اینکه قلمرو ایرانی در طول تاریخ، سرزمین چندگانگی فرهنگ ها و تنوع و تحوّل مداوم آنها بود، یک جریان گسترده فرهنگی بر آن حاکم بوده و در عین کثرت ظاهری، وحدتی درونی موجب حفظ و بقای آن شده است؟ بی شک، اسلام، میراثی که از پیامبر گرامی به جای ماند، یکی از عناصر اصلی و سازنده هویت امروز ماست؛ به گونه ای که وقتی از فرهنگ ایرانی اسلامی سخن به میان می آید، منظور آن نظام فرهنگی است که عناصر دیگر را نیز در خود می گنجاند، زیرا ملاک خودی بودن در این فرهنگ، انطباق پذیری آن با ارزش های توحیدی یا دست کم عدم مبانیت با آن است.
در مقاله حاضر، ضمن تشریح رابطه عنصر اسلامیت و ایرانیت از منظری تاریخی، چگونگیِ تکوین و تطوّر فرهنگ ایرانی، اسلامی، تثبیت و نهادینه شدن و سرانجام رکود و افول آن را مورد توجه قرار داده ایم. نتایج حاصل از نوشتار حاضر نشان دهنده آن است که ایرانیان به عنوان حلقه واسط، در تفکیک اسلام از عرب و سازگاری اندیشه های ایرانی و اسلامی و ارتقا و اعتلای آن نقش مهمی ایفا کردند و گذشته باستانی را با دین جدید پیوند زدند؛ به گونه ای که آمیختگی فرهنگ اسلام و ایران به حدی است که حتی برای شناخت تحولات تاریخ ایران، شناخت اسلام لازم و ضروری است.
تبیین علل ناهمسازیِ صائن الدین علی تُرکه با تسنن خراسانی در دوران شاهرخ تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن نهم هجری، تیموریان نوعی سیاست مذهبی در پیش گرفتند که می توان آن را «بازگشت به الگوی تسنن خراسانی» تعبیر کرد. مخالفت با این رویکرد، با پشتیبانی قدرت سیاسی جانشینان تیمور و به ویژه شاهرخ، سرکوب و یا وادار به هجرت از خراسان شد. از شخصیت هایی که در دوران سلطنت شاهرخ، مظنون به فعالیت ها و اندیشه های ناهمساز با مشی فکری مذهبی حکومت شد، شیخ صائن الدین علی تُرکه (835 770ق) است. این مقاله، در پی آن است تا با روش تحقیق کتابخانه ای به ویژه با استناد به آثار صائن الدین ترکه، به واکاویِ این سؤال اصلی بپردازد، که با وجود مشی مصالحه جویانه ی صائن الدین، چرا حکومت همواره نسبت به وی بدگمان بود. بنابرین، مسأله ی اصلیِ مقاله تبیین نسبتِ سیاست مذهبی حکومت شاهرخ با پسندهای فرهنگیِ صائن الدین ترکه می باشد.
مسیحیت و مسیحیان در روزگار نامسلمانی ایلخانان مغول در ایران
حوزههای تخصصی:
مغولان در عین حال که مردمانی بدوی بوده واز ادیان و آیین های جهانشمول روزگار خود بهره مند و برخوردار نبودند، افرادی به تمامی بی دین و بی توجه به دیانت و اثر بخشی آن در عرصه های اجتماعی و سیاسی هم نبودند. شمنیزم، مجموعه آداب و عقایدی بود که جهان بینی و ایدئولوژی مغولان ملهم و متأثر از باور فلسفی و باورمندی های قومی و غیبی مبهم آن بود. رویارویی و مواجهه مغولان با انبوه سرزمین های نو گشوده و آراء و افکار و عقاید متفاوت مردمان آن، بعلاوه ضرورت نوعی سیاست ورزی و استراتژی در چگونگی تعامل و تقابل اجتماعی با آن مردمان، بویژه در امر دین و باورهای مذهبی آنها که در نبود نهادهای اجتماعی امروزین بخش بزرگی از ساختار و سازمان زندگی اجتماعی و فردی آدم ها را تحت الشعاع خود قرار داده بود ایجاب می نمود تا مغولان رویکرد جدید و مشخصی در مناسبات دینی از خود ارائه کنند .. مسیحیت در این دوره ی تاریخی به پشتوانه حمایت حاکمیت سیاسی وقت و نوع تعامل دستگاه حاکم با بزرگان و بدنه ی جامعه ی مسیحی و حمایت و هدایت ساختار سیاسی و اقتصادی آن روزگار، شرایط ویژه یافته و متفاوت از تمام دوره های حیات خود در ایران گونه ی متفاوتی از حیات سیاسی و ایمانی خود را تجربه کرد . نگارندگان در این پژوهش بر آنند تا رویکرد امرای ایلخانی مغول در عهد نامسلمانی ایشان، از آغاز زمامداری هلاکوخان تا غازان خان را نسبت به مسیحیت و مسیحیان بررسی و تحولات و تأثیرات اجتماعی ناشی از این رویه و رویکرد را انتاج نمایند .