آموزش تاریخ به مثابه ابزار تربیتی-اجتماعی در اندیشه اسلامی؛ مطالعه تطبیقی آرای جاحظ و ابن سحنون در عصر عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۷ بهار ۱۴۰۵ شماره ۲۷
55 - 78
حوزههای تخصصی:
جایگاه علم تاریخ در نظام آموزشی اندیشمندان مسلمان عصر عباسی، به ویژه در پیوند با اهداف تربیتی و اجتماعی، از موضوعات کمتر واکاوی شده در مطالعات تاریخ آموزش وپرورش اسلامی است. تمرکز پژوهش های پیشین اغلب بر کارکردهای سیاسی یا روایت محور تاریخ بوده و به نقش آن به مثابه یک ماده آموزشیِ تربیت ساز توجه کمتری شده است براین اساس، پرسش اصلی پژوهش حاضر چنین طرح می شود: اهمیت و ضرورت آموزش تاریخ در آثار جاحظ و ابن سحنون چیست و این آموزش چه اهداف تربیتی و اجتماعی را دنبال می کند؟ تحقیق حاضر باتکیه بر روش شناسی تاریخی و با کاربست رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق روش اسنادی–کتابخانه ای و بامطالعه مستقیم آثار اصلی این دو متفکر، از جمله البیان و التبیین جاحظ و آداب المعلمین ابن سحنون، همراه با منابع دست اول تاریخی و تربیتی گردآوری و به شیوه تحلیل کیفی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هر دو اندیشمند، تاریخ را عنصری اساسی در برنامه آموزشی می دانند، اما در نوع نگاه و غایت تربیتی آنها تفاوت های معناداری دارند. جاحظ با رویکردی عقلانی–انتقادی، تاریخ عمومی و مباحث مربوط به ملل و نحل را ابزاری برای گسترش افق های فکری، پرورش تفکر نقاد و تقویت انسجام اجتماعی در جامعه ای چندفرهنگی تلقی می کند. در مقابل، ابن سحنون با تأکید بر تاریخ جنگ های اعراب، رویکردی هویت ساز و دفاعی را دنبال می کند که هدف آن تربیت نسلی مسئول، شجاع و متعهد به ارزش های اسلامی از طریق الگوسازی از روایت های نخستین است.