فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
قیام مقنع جنبش روستایی سپید جامگان
حوزههای تخصصی:
سیستان در گذر زمان
شمال غرب ایران در گذر از عصر مفرغ به آهن
حوزههای تخصصی:
تمدن های پیش از تاریخ آسیای میانه (ماوراء النهر)
حوزههای تخصصی:
آسیب شناسی جنبش مشروطیت (تحلیل تطبیقی مبانی فکری نهضت مشروطیت با انقلاب اسلامی)
حوزههای تخصصی:
نحوه تأثیر انقلاب بر جامعه، تئوریهای انقلاب و مطالعه عوامل انحطاط انقلاب از جمله مباحثی است که در علم جامعه شناسی انقلاب به آن پرداخته می شود. عوامل ایجادیک انقلاب را به شکل زیر می توان مطرح کرد: عدم توانایی ارزش های حاکم درتحلیل تغییرات اجتماعی، عدم مشروعیت حاکمیت، گسترش بی عدالتی، رشد استبداد حکومتی، عدم توانایی حاکمیت در تحقق آرمان ها و اهداف و بازگشت جامعه به عقب و دور شدن از روند توسعه یافتگی. نهضت مشروطیت به عنوان بخشی از تاریخ معاصر ایران دوران زمینه مناسبی برای درک درست نطریه های انقلاب می باشد. در این مقاله سعی شده است که شرایط و موقعیت زمانی مشروطیت با استفاده از نظریه های انقلاب مورد پژوهش قرار گرفته و به تبیین نهضت مشروطیت پرداخته و در نهایت به تطبیق با انقلاب اسلامی می پردازیم. نظریه هایی که در این پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد، عبارتند از: - نظریه مارکسیستی انقلاب از کارل مارکس، نظریه ساختاری انقلاب – مدل انقلاب اجتماعی – از تدا اسکاچپول نظریه کارکردگرایانه انقلاب از چالمرز جانسون، نظریه روان شناسانه انقلاب – توقعات فزاینده – از جیمز دیویس نظریه سامان سیاسی هانتینگتون. مشروطیت به خاطر تلاش برای سکولار نمودن جامعه و تبدیل شدن به عرصه ای برای مبارزات سیاسی و جناحی، خود به دردی مزمن تبدیل شده بود. در تدوین مشروطیت دو دیدگاه در مقابل هم قرار گرفت که عبارتند از: دیدگاه مشروطه مشروعه که به تطبیق مشروطه بر اساس معیارهای اسلامی تاکید داشته و هدف آن را گسترش دین و عدالت می دانستند. شخ فضل الله نوری و آیت الله نایینی از مهمترین چهره های این انگاره می باشند. دیدگاه دوم، بر اساس تاکید روشنفکران برای تطبیق مشروطه ایران با دموکراسی غرب بود. روشنفکرانی مانند تقی زاده، میرزا ملکم خان، آخوند زاده و. . . مهمترین تئوریسینهای مشروطه سکولار بودند. در نهایت می توان گفت که فقدان یک مبنای تئوریک درست، استبداد داخلی، نقش استعمار انگلستان و روسیه، عدم عدالت و آمیخته شدن مشروطیت به درگیریهای قومی، عشیره ای و حزبی، آن را به حاشیه رانده و در نهایت موتور این جریان از حرکت باز ایستاد. انقلاب ایران از یک مکتب ارزشی جامع بر خوردار است که هم به جهاد و مبارزه تاکید دارد و هم شیوه های معقول جهاد را مطرح می کند. دکتر علی شریعتی و شهید مطهری از مهمترین روشن فکرانی هستند که به تحلیل انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی پرداخته اند. هدف اصلی انقلاب اسلامی، انسان سازی، جامعه سازی و تحقق عدالت اجتماعی است. انقلاب اسلامی سعی می کند بهترین شرایط و بستر ها را برای رسیدن به اهداف مطرح شده آماده نماید. انقلاب اسلامی سعی دارد تا اسلام را هم در فضای کشور خود حاکم نماید و هم یک زمینه ای برای ایجاد عدالت اسلامی جهانی فراهم نماید. اهدافی که انقلاب اسلامی به آن می اندیشد فقط اهداف معنوی نیست بلکه اهداف مادی مانند توسعه اقتصادی جامعه نیز به صورت جدی مورد توجه حاکمیت اسلامی می باشد. فرهنگ سیاسی، مجموعه ای از دیدگاهها، ارزشها و باورها است که به زندگی سیاسی جامعه جهت می دهد. بنابر این تعریف فرهنگ سیاسی شیعه که محتوای انقلاب اسلامی را تشکیل می دهد، تحت تاثیر مبانی نظری و عملی نبوی و علوی است. این فرهنگ دارای سه محور اساسی است که دیگر زیر مجموعه های نظام اجتماعی بر اساس این سه مبنای مهم تشکیل شده است که عبارتند از: توحید، ولایت و عدالت
نگرشی بر شورش شاه قلندر در عصر صفویه
حوزههای تخصصی:
محور بنیادین این پژوهش بر یافته هایی استوار است که از پاسخ به پرسشهای زیر به دست آمده اند: 1- شورش قلندر در اثر چه زمینه ها و عواملی پدید آمد و در پی چه اهدافی بود؟ 2- ماهیت فکری و اجتماعی این شورش و فرآیند تحولات آن چگونه بوده است؟ 3- سرنوشت این شورش چگونه رقم خورد و چرا؟ و 4- چه پیامد هایی را در پی داشت؟این شورش که در دوره زمامداری شاه محمد خدا بنده صفوی (995-985 ه.ق) در ولایت کوه گیلویه رخ داد و چندین سال مایه اشتغال دولت وی بود، با بهره جستن از زمینه های اجتماعی - اقتصادی و بحران سیاسی گریبانگیر دولت صفویه و نیز برخی آموزه های مذهبی، توانست توده وسیعی از مردم تاجیک (غیرترکمان) آن ناحیه را که از حاکمیت قزلباشان افشاری و از ستم پذیری و حاشیه نشینی در نظام اقتصادی موجود ناراضی بودند، به گرد خویش فراهم آورد و با وعده کشورستانی و جهانگیری و برپایی سلطنتی دیگر، با دعوی اسماعیل میرزایی و بر کشاندن هواخواهان به مناصب و مدارج عالی توام با بهبودی وضعیت معیشتی، احساسات آنها را علیه دولت مرکزی و عاملان آن در منطقه بسیج نماید. با اینکه این شورش به نوبه خود به خیزش اجتماعی گسترده و مخاطره آمیزی تبدیل شد و از کانون ظهور خود فراتر رفت و مناطق همجوار را نیز در بر گرفت، لیکن سرانجام به دست دولتیان سرکوب شد و نتوانست تغییر بنیادینی در وضعیت موجود و حیات دولت صفوی پدید آورد.در این مقاله، علل بروز شورش قلندر در کوه گیلویه و عوامل موقعیت ساز وی، ماهیت فکری و اجتماعی شورش و فرآیند تحولات آن، دلایل پیوستن مردم به قلندر و سرانجام عوامل ناکامی و پیامدهای شورش بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش از نوع پژوهش تاریخی و به روش کتابخانه ای است و داده های تاریخی با استناد به منابع اصلی به شیوه فیش نگاری گردآوری شده است. سپس با ارزیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته شده است.
امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و بازسازی هویت ملی در ایران معاصر
حوزههای تخصصی:
تبیین روان شناختی ناپایداری سلطان محمد و شکست ایرانیان در رویداد حمله چنگیز و مغولان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیش رو نویسندگان بی نفی دیگر علل شکست ایرانیان در برابر حمله مغول، بر عوامل روان شناختی پای فشرده اند. اعتقاد ما بر آن است که سلطان محمد و به تبع او ایرانیان به درماندگی اکتسابی دچار آمده بودند. از این رو ابتدا و به تفصیل روند روز افزون قدرت سلطان محمد احصا شده تا تمهیدی برای انتقال مفهوم روان شناختی زمینه ساز عدم مقابله و قبول شکست تدارک آید. در این جهت به تسخیر مناطقی چون بلخ و هرات و غزنه و مازندران و کرمان و سیستان و سمرقند و بخارا و تضعیف دشمنان دیرینی چون گورخانیان و قراختاییان و غوریان اشاره شده به جایی که مصمم گشت خلیفه الناصر الدین اله را به تایید اقتدار خویش به تمکین وادارد و به بغداد لشکر کشید. برخی همچون جوینی به مذهب خرافه باوران مقابله فعال او با خلیفه را که رفتار معمول سلاطین پر قدرت است و تا به آخر ادامه داشت سرآغاز ادبار و پریشان حالی او دانسته اند. اما درست تر آن است که سلطان در پاسخ به اندیشه های سنجیده سلاطین قراختایی و نایمانی – گورخان و کوچلوک خان – درایت کامل به خرج نداد و با اغوا شدن به روند تصاعدی قدرتش، عملا تمهیدات نظامی زمینه ای برای تهاجم به ایران را از سوی مغولان فراهم ساخت. در روند تسلیم محض سلطان در برابر چنگیز و مغول پذیرفتنی است که عواملی همچون تسلط و غلبه ترکان خاتون بر شخصیت فرزند، خرافه گری و مخالف خوانی متعصبان در اعتراض به حمله بغداد و مرکز خلافت، تقلیل مشروعیت مذهبی، نارضایتی مردمان مناطق از او و کارگزاران او، تبعات سوء نفی بلد و مجازات روحانیون ذی نفوذ، بخشی از علل شکست را تبیین می کنند، اما هر یک و مجموعه آنها عوامل متداول حکومت های شاهی در ایرانند، آنچه بر سر سلطان و ایران و ایرانیان در حمله مغول آمد چیز دیگری است. مستندات تاریخی شواهدی متقن در روند درماندگی رفتاری سلطان نشان می دهند. حتی تا عمل محرک و نابخردانه غایرخان که سلطان از ان حمایت پنهان و آشکار می کرد خللی در عزم سلطان مشاهده نمی شود. اما یکباره بعد مواجهه اولیه وی با پسر چنگیز و درونی کردن هیبت رزمندگی مغولان، اعتماد به نفس از سراسر وجود سلطان رخت بر می بندد و جسارت هر گونه کنش موثری را از او باز می ستاند. بعد از این سلطان نه تنها به تلقینِ نفس، از خویش سلب جرات می کرد، بلکه سرکردگان و لشکریان را نیز از عواقب خطرناک مقاومت می هراسانید. زار و حقیر و درمانده از جایی به جایی دیگر می گریخت و از رقم خوردن تقدیر الهی در روی آوری اقبال به مغولان و ادبار به ایرانیان می گفت. گریز و اجتناب او از پیش روی مغولان، جرات مغولان را تقویت می کرد و ترس فعلیت یافته در او را به ایرانیان تسری می داد. سرانجام این ترسندگی شدید درماندگی اکتسابی که هر گونه رفتاری را بی ثمر در کسب نتیجه دلخواه می سازد و ترکیب آن با تقدیرگرایی که سلطان و خواص و عوام مشترکا ترویجش می کردند آن شکست شوم و ناگواری بود که ابن اثیر بر آن است که تا پایان تاریخ نظیرش را هیچ مردمی نخواهند دید.
پدیده طلوعیان و نقش انگلیسی ها در شکل گیری آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت در حدود سال های 1329- 1330 شمسی و ، واقعه و پدیده ای در مناطق نفت خیز خوزستان و در میان دو ایل بختیاری و بویراحمدی به وقوع پیوست که مشهور به سال طلوعی یا سروشی است. این جریان شبه مذهبی که بیش از هرچیز بر انکار دنیا و ترک آن، کناره گیری از امور دنیوی و بی ارزش بودن مال دنیا و خاک و نفت تاکید داشت، در میان ایل بختیاری به شخصی انگلیسی بنام جیکاک نسبت داده شده که آن را طراحی و ترویج کرده است. در میان بویراحمدی ها، شخصی عارف مسلک به نام آقا بابا نقش رهبری را به عهده داشت؛ اما در هر دو مورد برنامه ها و شعارها یکسان بود. طلوع به معنای برآمدن خورشید است. اما در واقعة یادشده، به معنای ظهور یک پدیدة غیرمعمول بود که عده ای، با اهداف خاص، طراحی و ترویج و به مردم عامی و ساده دل القاء کردند. چنین به تودة مردم وانمود و تلقین کردند که نور ایمان ، صداقت ، راستی و حقیقت بینی در وجود آنها سر زده و طلوع کرده است؛ از این رو، به طلوعیان معروف شدند. مهم ترین وعده آنها ظهور قریب الوقوع امام زمان (عج) بود.
سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامه نویسان غیر ایرانی عصر صفوی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی به مجموعه ای از انتخاب ها گفته می شود که فرد آنها را به کار می گیرد تا نیازهای جاری خود را برآورد و روایت خاصی را که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران مجسم سازد. این مقاله می کوشد با گزینش برخی از مؤلفه های شکل دهنده سبک زندگی و واکاوی این مؤلفه ها در آثار ایران گردان عصر صفوی، سبک زندگی بانوی ایرانی را از میان نوشته های این سفرنامه نویسان شناسایی نماید. یافته های این تحقیق نشان می دهد که زنان ایرانی در آن دوران، ضمن حفظ حس زنانگی خود به ویژه در نوع پوشش و نیز حضور مؤثر در جامعه، حریم امن خویش را پاس می داشتند و مردان نیز مجبور به رعایت آن بودند.
ایرانیان یمن و دین اسلام از ظهور تا دوران خلافت ابوبکر
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با هدف شناخت چگونگی اسلام آوردن ایرانیان یمن و نقش آن ها در ماجرای ارتداد یمن و خدماتی که در این راه به دین مبین اسلام عرضه داشتند، نگاشته شده است. به منظور شناخت هرچه بیش تر و کامل تر موضوع، بحث را از ابتدای ورود و استقرار ایرانیان یمن آغار کرده، سپس به ماجرای خسروپرویز و برخورد او با نامه ی پیامبر(ص) و ماجرای باذان و در ادامه به بحث اصلی که مدنظر بوده پرداخته شده است. برای انجام این کار، با استفاده از روش کتابخانه ای به فیش برداری مطالب از منابع دست اول و تحقیقات جدید پرداخته شده است و سپس به شیوه ی توصیفی تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته ایم. برخورد شاه ایران خسروپرویز و ایرانیان یمن با اسلام متفاوت بود. شاه ایران در برابر دعوت نبی مکرم اسلام(ص) به پذیرش اسلام، عناد و کینه توزی نشان داد. از سوی دیگر، برخورد ایرانیان یمن با اسلام منطقی بود؛ در پی درخواست خسرو پرویز از حاکم ایرانی یمن باذان مبنی بر دستگیری پیامبر(ص)، زمینه ی آشنایی ایرانیان ساکن یمن با اسلام فراهم شد و پذیرش اسلام در دل و جان آنان چنان نفوذ کرد، که آن ها را در صف مقدم مقابله با ارتداد قبایل عرب ساکن یمن جای داد و در این راه با بذل خون و جان خود برگ زرینی را در تاریخ دفاع از اسلام برای ایرانیان رقم زدند.
بنی عَناز؛ خاندانی حکومت گر در جهان اسلام (381-551 ه . ق/ 991-1017 م)
حوزههای تخصصی:
بنی عَناز سلسله ی بودند که در فاصله سال های 381-551 ه . ق/ 991-1017م در مرزهای بین ناحیه عراق عرب و ایران قرار داشتند. این منطقه حائل میان مرزهای اعراب و ترکان بود. تاریخ فرمانروایی خاندان بنی عناز را می توان به دو دوره تقسیم کرد. در دوره اول، این خاندان از مراکز خارجی قدرت که وجود داشت، تأثیر می گرفتند؛ شاخه ای از بویهیان در بغداد که در رأس آن عضدالدوله دیلمی و همچنین حاکم بویهی شاخه ری، که رکن الدوله بود. آنها در هنگام سقوط آل بویه، مشغول دفاع از موجودیت خود از طریق اتحادیه های گوناگون قبیله ای بودند. در قسمت غرب شاذنجان بصورت دائمی خاندان بنی عناز درگیر مسائلی با قبایل عرب بنی عُقَیل و بنی مَزیَد بودند. در نواحی شرقی نیز، مرزهای آنها از ناحیه ای از قلمرو کردهای بنی حسنویه جدا و متمایز می شدند. در دوره دوم، ظهور و رشد ترکمانان سلجوقی و قبایل ترکمن غز که همراه آنها بودند به گونه ای کامل باعث بی نظمی و آشفتگی حکومت بنی عناز شدند که در نهایت این خاندان به دست حکومت سلجوقی منقرض شد.
عوامل رویکرد و توجه علمای شیعه به غرب
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۵۶
حوزههای تخصصی:
جایگاه علمای دین در ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران معاصر، موجب گردید که آنان در مواجهه با جلوه های متنوع و متکثر غرب در ایران، محوریت یابند. مقاله حاضر علل یاد شده را تشریح کرده است.با نگاه به تاریخ معاصر به وضوح درمییابیم که از سیصد سال قبل، که تفکر غرب جدید وارد ایران شد، در همه وقایع و حوادث مهم اجتماعی، که قاطبه مردم ایران در آن ها شرکت داشتند، نقش علمای شیعه، محوری بوده است. از آنجا که بیشتر و بلکه همه تحولات مهم اجتماعی ایران، از سه سده پیش تا کنون، به طور مستقیم یا غیرمستقیم در خصوص مسائل مربوط به غرب میباشد، پس میتوان گفت که در تاریخ معاصر ما، توجه علما به غرب و درگیری با آن، به نسبت سایر قشرهای جامعه، شدیدتر و گستردهتر بوده است. عوامل موثر در این زمینه عبارت اند از:
بحران اقتصادی 1929؛ پیامدها و واکنش ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران اقتصادی 1929 همراه با رکود و ورشکستگی اقتصاد و صنایع جوامع سرمایه داری صنعتی، اقتصاد وابسته ی جوامع توسعه نیافته را که برای جوامع صنعتی مواد اولیه تولید می کردند، گرفتار بحران و مشکلات اقتصادی متعدد و مشابه هم نمود. در پی این مشکلات، جوامع توسعه نیافته واکنش های اقتصادی مشابهی از خود نشان دادند. با توجه به این مسأله، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از کتاب ها، روزنامه ها، مجلات و اسناد و مدارک آرشیوی با طرح این پرسش که بحران اقتصادی 1929 چه پیامدهائی در ایران داشت و چه واکنش های اقتصادی برانگیخت؟ به بررسی پیامدهای بحران اقتصادی در ایران و واکنش های صورت گرفته به آن بپردازد.
دستاوردهای پژوهش مشخص می کند بحران اقتصادی 1929 در ایران همانند سایر جوامع توسعه نیافته رفتار اقتصادی به نسبت مشابهی در مناسبات بازار جهانی نظام سرمایه داری و تحمل پیامدهای بحران ایفا کرده است. دولت پهلوی در واکنش به بحران، اقداماتی نظیر تلاش برای افزایش کمی و کیفی صادرات، نظارت و مداخله در امور اقتصادی از طریق تاسیس نهادهای اقتصادی و وضع قوانین حقوقی و ایجاد صنایع در کشور و... انجام داده است که در این مقاله مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.
عدد سه و تقابل سه گانه های نمادینِ اسطورة ضحّاک در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدد سه در اغلب مذاهب، فرهنگ ها و اساطیر ملل با مفهوم نمادین خود یعنی کمال، اتمام و بسیاری و برای نشان دادن نهایت نیکی و یا بدی به کاررفته است. وجود سه گانه ها یکی از مصادیق کارکرد این عدد در شاهنامه است و اسطورة ضحّاک یکی از بهترین نمونه های آن به شمار می رود. نتایج حاصل از این مقاله که به شیوة کتابخانه ای و با هدف بررسی سه گانه های نمادین داستان ضحّاک و تقابل آن ها نوشته شده است، نشان می دهد که در این داستان، سه گانه ها نمایندة مفهوم اساطیری عدد سه بوده و تقابل خیر و شر را نشان می دهند. ظهور سه بارة اهریمن بر ضحّاک او را به اوج ظلم و ستمگری می رساند. همچنین از هم گسیختگی سه گانة جمشید توسّط ضحاک و سپس از بین رفتن سه گانة ضحّاک توسط فریدون نشان می دهد که سه گانه ها گاهی در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند و در این تقابل اگرچه سه گانه ها زوال قطعی ندارند امّا غالب و مغلوب یکدیگر هستند؛ چنانکه در این اسطوره، فریدون به عنوان نماد کمال خیر و نشان اهورایی در پی براندازی سه گانة ضحّاک (نهایت بدی) است و با قرار گرفتن در کنار برادران خود و خواهران جمشید به تقابل سه گانة اهریمنی (ضحّاک) می پردازد و درنهایت اگرچه ضحّاک مغلوب می شود، امّا به طور کامل از بین نمی رود. .
فرهنگ ناموران معاصر
منبع:
زمانه ۱۳۸۳ شماره ۱۸ و ۱۹
حوزههای تخصصی:
وضع فرهنگی و فکری و اجتماعی مردم افغانستان در عصر مقارن ظهور اسلام
حوزههای تخصصی:
ورود کاسی ها به میان رودان و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر پژوهندگان عقیده دارند که کوه های زاگرس و منطقه لرستان امروزی، خاستگاه آغازین و زیستگاه مردمانی بوده است که در تاریخ جهان باستان «کاسی یا کشّو»خوانده می شده اند.آن ها در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد، بخش های زیادی را در منطقه زاگرس میانی به واسطه خود در آوردند، و چندی بعد، نیرومندانه از کوه های زاگرس به سرزمین میان رودان تاختند و فرمانروایی پانصد و هفتاد و شش ساله خود را که طولانی ترین دوره فرمانروایی بیگانگان در سرزمین میان رودان باستان بود، بنیان نهادند. مهم ترین رخداد تاریخ کاسی ها ورود آن ها به جلگه میان رودان و فرمانروایی دیرپای آن ها در این سرزمین است که احتمالاً در نتیجه فشار مهاجرت گروه هایی از آریایی ها رخ داده بود که در هزاره دوم پیش از میلاد از آسیای مرکزی به جنبش درآمده و به کوه های زاگرس رسیده بودند.در حقیقت ورود کاسی ها به میان رودان، ورود آن ها به روشنایی تاریخ شرق نزدیک باستان بود، و پیامدهای چشمگیری در این منطقه به جای گذاشت.در این پژوهش با مطالعه چگونگی ورود کاسی ها به میان رودان، پیامدهای حضور طولانی آن ها در این سرزمین بررسی خواهد شد.