فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۱٬۴۰۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
113 - 129
حوزههای تخصصی:
آتشکده در دین زرتشتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به عنوان یکی از ملزومات پرستش، هر کجا که زرتشتیان باشند آتشکده هم وجود دارد. با این وصف، با توجه به اینکه در چند سده نخستین اسلامی از استقرارگاه های زرتشتی اطلاعاتی داریم اما به همان نسبت آگاهی کمتری از آتشکده های آنها داریم. به همین دلیل بررسی منابع تاریخی برای یافتن آتشکده ها راهگشا خواهد بود. ولایت فارس به عنوان خاستگاه ساسانیان در طی این دوره از نظر مذهبی هم مورد توجه شاهان قرار گرفت و علاوه بر آن جایگاه آذرفرنبغ نیز بوده است. با این اهمیت طبیعتاً بیشتر آتشکده های ساسانی در این ولایت ساخته شده اند. اما با یورش تازیان و برافتادن ساسانیان دین زرتشت رونق پیشین خود را از دست داد و به تبع آن با فروافتادن پایگاه موبدان تا حدود زیادی آتشکده ها نیز تحت تأثیر قرار گرفت و روند تخریب یا تغییر کاربری آنها معمول گشت. بااین وجود منابع گویای این است که در فارس بیشترین زرتشتیان همچنان حضور دارند. با این مختصر تا به حال در مورد تطابق نام آتشکده هایی که در متون تاریخی قید شده اند با بقایای آتشکده هایی که در پژوهش های باستان شناختی شناسایی شده اند کمتر صورت گرفته است. ما در این پژوهش به دنبال این هستیم که نشان دهیم برخلاف تصور، بسیاری از آتشکده هایی که به دوره ساسانی منسوب شده اند به احتمال بسیاری تا مدت ها بعد از دوره ساسانی همچنان مورد استفاده پیروان دین زرتشت بوده است.
گورستان های عصر آهن دشت میانکوهی آسمان آباد استان ایلام در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
3 - 54
حوزههای تخصصی:
عصر آهن در زاگرس مرکزی همزمان با دوره حکومت آشوریان و کاسی ها و دیگر اقوام و حضور آنها در این ناحیه است. مطالعات باستان شناسی این دوره تقریباً بدون توجه به حضور این حکومت ها یا گروه ها، فقط به بررسی گورستان ها و شیوه تدفین و دیگر یافته ها پرداخته اند. هرچند شواهد باستان شناسی و نقش برجسته های به دست آمده از این ناحیه در کنار اسناد مکتوب آشوری نشان دهنده حضور قوی آشوریان و کاسی ها است. به هررو این مهم در مطالعات عصر آهن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دشت میانکوهی آسمان آباد در شمال استان ایلام نیز از این موضوع جدا نیست. این ناحیه با وجود صعب العبور بودن و وسعت کم آن از نظر داده های باستان شناسی این دوره قابل توجه است، زیرا حلقه اتصال نواحی شمالی زاگرس مرکزی به نواحی جنوبی آن است. در بررسی این منطقه چندین گورستان متعلق به عصر آهن 1-3 شناسایی و بررسی شد. بررسی و مطالعه یافته ها و آثار این گورستان ها نشان دهنده تعلق آنها به گروه های نیمه کوچ نشین یا کوچ نشین است که در نزدیک یا کرانه های رودخانه آسمان آباد و ایل راه ها ایجاد شده اند. مطالعه و تحلیل و مقایسه معماری گورها و همچنین سفال های سطحی این گورستان ها علاوه بر روشن کردن وضعیت این منطقه در عصر آهن، بیانگر ارتباط دو سویه و همگونی این منطقه با نواحی دیگر زاگرس مرکزی است. ازطرف دیگر برخی شواهد سفالی حکایت از حضور کاسی در این ناحیه بعد از بازگشت از بین النهرین دارد.
بازنگری یافته های باستان شناختی مرتبط با سفالگری در تپه پردیس ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
15 - 44
حوزههای تخصصی:
نخستین مطالعه بزرگ مقیاس پس از انقلاب در باستان شناسیِ مرکز فلات ایران با بررسی و شناسایی دشت تهران و سپس با سه فصل کاوش در تپه پردیس، یکی از مهم ترین محوطه های پیش از تاریخی آن، از حدود دو دهه پیش آغاز شده و تداوم یافت. علاوه بر کاوش های افقی و لایه نگاری، انواعی از مطالعات میان رشته ای مانند دیرین گرده شناسی، باستان استخوان شناسی، باستان گیاه شناسی، تاریخ گذاری مطلق، پتروگرافی و غیره نیز برای تقویت نتایج مطالعات باستان شناسی تپه پردیس در دستور کار قرار گرفت. تقریباً به طور همزمان با این مطالعات کاوش های دیگری در زاغه قزوین و همچنین تپه شمالی سیلک انجام شد و مجموعه داده های گسترده ای برای تجزیه و تحلیل و انتشار در اختیار کاوشگران قرار گرفت. با برخورداری از امکانات گسترده، به روز بودن شیوه های مطالعاتی و به ویژه طرح نظریه های تحولی جدید برای هزاره های دور باستان شناسی ایران، انتظار می رفت انتشار نتایج این مطالعات بازخوردهای گسترده ای در سطح جهانی داشته باشد. بااین حال همآن گونه که خواهیم دید بنا به دلایلی که از همه مهمتر ضعف در تحلیل و تفسیر یافته ها بود جامعه جهانی باستان شناسی توجهی به این تفاسیر نکرد و فرصت مناسبی برای بازآزمون فرضیه های منطقی تر بر یافته های این کاوش ها از دست رفت. از یافته های جالب توجه کاوش تپه پردیس مجموعه ای از ساختارهای معماری و همچنین یک دیسک سفالی است که همگی در زمینه تولید انبوه و تخصصی سفال در هزاره های ششم و پنجم پ م تفسیر شده اند. بر مبنای این تحلیل کارکردی، فرضیاتی مانند پیچیدگی اجتماعی، سازمانی و تخصص گرایی صنعتی برای دوره مس وسنگ قدیم ایران مطرح شد که به نظر می رسد نیاز به بازنگری دارد. در این مقاله سازه های تپه پردیس که به عنوان کوره معرفی شده اند و همچنین دیسک سفالی پردیس را به شکلی جزئی تر و در بافت تاریخی عصر مس وسنگ قدیم بررسی می کنیم تا ببینیم کارکردهای انتسابی به آنها تا چه میزان می تواند با واقعیت های دوره خود مطابقت داشته باشد. در نهایت بر اساس شواهد موجود تلاش می کنیم کارکردهای منطقی تری برای دیسک سفالی و سازه های حرارتی تپه پردیس پیشنهاد دهیم.
گورستان های بشکرد براساس نخستین فصل بررسی های باستان شناختی سردشت بشکرد، هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
85 - 103
حوزههای تخصصی:
نخستین فصل بررسی های باستان شناختی دهستان سردشت بخش مرکزی شهرستان در اسفند 1394 و بهار 1395 انجام شد که در این بررسی گورها و گورستان های بسیار از دوره های مختلف شناسایی شد. چنانکه می دانیم گورها و گورستان ها در هر دورهای از تاریخ، اطلاعات قابل توجه مردم شناختی، باستان شناختی و گاهی زبان شناختی به دست می دهند و از این رو بسیار مهم هستند. با توجه به همجواری شهرستان بشکرد در شرق هرمزگان با استان های سیستان وبلوچستان، انتظار می رفت که یافته های فرهنگی و محوطه های باستانی همچون گورستان ها مشابه این حوزه فرهنگی باشند که در پایان بررسی و آغاز مطالعه یافته ها، در خصوص گورستان های دوران تاریخی با وجود گورهای خرپشته ای و سنگچین، این شباهت ها محرز و فرضیه گفته شده، تقویت شد چنانکه در دوران تاریخی، گورهای خرپشته ای و سنگ چین و گاهی با ابعاد بزرگ و چشمگیر که اغلب در اطراف آنها قطعات سفال پراکنده است، شناسایی شدند که مشابه این نوع گورها در جنوب شرق و نوار ساحلی جنوب ایران و پس کرانه های خلیج فارس بارها گزارش شده است. در این مقاله به گورستان های بشکرد براساس نخستین فصل بررسی های باستان شناختی سردشت بشکرد هرمزگان پرداخته شده است.
اقلیم گرم و خشک خاستگاه باغ ایرانی: بازشناسی ریشه های کهن الگوی باغ ایرانی بر پایه راهبردهای اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
33 - 59
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی در زمره کهن ترین و شناخته شده ترین الگوهای منظر در جهان است که به عنوان یکی از ممتازترین ساخته های بشری در تعامل با طبیعت بوده است. در آفرینش این پدیده تاریخی عوامل گوناگونی مشارکت داشته اند که بررسی هریک نیازمند پژوهشی مجزاست. از میان آنها، مؤلفه های فرهنگی، آیینی و اقلیمی از شاخص ترین عوامل در شکل گیری باغ ایرانی محسوب می شوند، به گونه ای که بسیاری از پژوهشگران ضمن پذیرش یک عامل، احتمال تأثیر سایر عوامل را در آفرینش باغ ایرانی مردود و یا بسیار ضعیف دانسته اند. باتوجه به گستره وسیع اقلیم گرم و خشک در ایران که نیازمند دستیابی به الگوهایی مناسب برای منظرسازی در این سرزمین در مواجهه با شرایط اقلیمی و مقابله با پدیده بیابان زایی است، این مقاله بر آن است تا فارغ از سایر دیدگاه ها، خاستگاه اقلیمی نخستین باغ های ایرانی را شناسایی و موقعیت اقلیم را در طراحی باغ های ایرانی با بررسی و نقد آرای مختلف در این حوزه مشخص کند. روش تحقیق در این پژوهش به صورت تفسیری-تاریخی به شیوه تحلیل محتوا در بستر مطالعات کتابخانه ای است. با بررسی نظریه ها و دیدگاه های مختلف در راهبردهای طراحی نخستین باغ های ایرانی و ویژگی های معمارانه باغ پاسارگاد به عنوان کهن الگوی باغ ایرانی، موقعیت و تأثیر اقلیم در شکل گیری باغ های ایرانی در بستر تاریخ نشان داده می شود. نتایج نشان می دهد که پیدایش باغ ایرانی بر پایه شرایط اقلیمی در مناطق گرم و خشک بوده و اقلیم یکی از اصلی ترین مؤلفه ها در شکل گیری آن به شمار می رود.
بررسی باستان شناسی استقرارهای دوره اشکانی حوضه آبریز قره چای شهرستان تفرش استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
3 - 39
حوزههای تخصصی:
بخش مرکزی تفرش به صورت ناحیه ای کوهستانی محصور در میان کوه ها قرار گرفته است. این منطقه ازآنجاکه در کنار شاهراه شمال به جنوب که از حاشیه کویر می گذرد در دوران مختلف تاریخی و چه بسا پیشاتاریخی مطمح نظر بوده و به این ناحیه جایگاه ویژه ای بخشیده است. در دوره اشکانی این ناحیه به گمان جزو اولین نواحی بوده که بعد از پیشروی اشکانیان به سمت غرب و در آستانه تصرف ماد مورد توجه گرفت. زیرا این ناحیه صعب العبور به صورت قلعه ای طبیعی می توانست در بحران ها، زمینه لازم برای تدارکات و آمادگی های نظامی و غیره را فراهم سازد. در این منطقه چندین استقرار و محوطه مربوط به این دوره بررسی و مطالعه شده است. نتایج آن نشان می دهد که این محوطه ها در کرانه های رودخانه قره چای و سرشاخه های آن و در کناره راه های کوهستانی که این ناحیه را به نواحی دیگر متصل کرده یا از این منطقه عبور می کنند، ایجاد شده اند. مطالعه سفال ها در کنار سایر عوامل نیز نشان از ارتباطات فرهنگی و تجاری و اهمیت این منطقه در این تبادلات به عنوان حلقه ارتباطی و راهبردی دارد. در مجموع در این مقاله کوشیده ام ابتدا به وضعیت دوره اشکانی و جغرافیای تاریخی تفرش از دیدگاه باستان شناسی و تاریخی پرداخته و سپس به محوطه های متعلق به این دوره که شامل استقرار (روستا) و قلعه می شوند و در ادامه به وضعیت تحولات تاریخی دوره اشکانی که این نواحی در آن نقش داشته اند و همچنین عوامل مؤثر در شکل گیری و مکان یابی محوطه ها و تحلیل و مقایسه یافته های سطحی و معماری به دست آمده پرداخته ام.
گونه شناسی شمشیرهای موسوم به فیل گوش در عصر آهن II ایران براساس مجموعه موزه های بنیاد مستضعفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
41 - 66
حوزههای تخصصی:
آلیاژ مفرغ مدت ها پیش از عصرآهن (1500-550 پ م) درساخت انواع اشیاء فلزی ازجمله انواع سلاح استفاده شده و در عصر آهن II با فراگیر شدن کاربرد آهن، بسیاری از رزم افزارها با تلفیق دو فلز مفرغ و آهن ساخته شده است. از انواع جنگ افزارهای این دوره شمشیرهایی با قُبه متمایز و شکاف دوبخشی به شکل لاله گوش و برش های متقاطع و قبضه سه قمستی (قبه، دستگیره و نگهدارنده) وتیغه با زاویه 90 درجه موسوم به فیل گوش یا گوشی شکل است. این شمشیرها، غالباً از دو فلز آهن و مفرغ به شیوه چکش کاری و قالب گیری ساخته شده و تیغه و زبانه از آهن و محافظ (نگهدارنده) به شکل U یا Y معکوس و دسته از مفرغ است. میانه قبه با چند شکاف و برجستگی دایره ای، فضایی شبیه به زین اسب شکل گرفته و حاشیه بین تیغه و محافظ با جوش نرم به هم متصل شده است. این پژوهش به شیوه بررسی عینی داده ها برای شناخت فناوری و گونه ها و مطالعات تطبیقی کتابخانه ای و اسنادی انجام گرفته است. ویژگی های فنی، حوزه فرهنگی وجغرافیایی ساخت، بازه زمانی به کارگیری و ریخت شناسی دسته ها و تیغه ها، جُستارهای تحقیق است. مجموعه ای متشکل از 30 شمشیر با دسته فیل گوش از مجموعه موزه های بنیاد مستضعفان دستمایه پژوهش حاضر است. برآیند پژوهش نشان می دهد شمشیرها در عصر آهن II و حوزه فرهنگی شمال و شمال غرب و غرب ایران تا قفقاز ساخته و پرداخته شده است. نه گونه اصلی بر مبنای ریخت شناختی و تفاوت در بلندا و پهنا و برجستگی میانه تیغه و اختلاف قبه و دستگیره و نگهدارنده قبضه شناسایی شده و گونه 1 و2 به دو زیرگونه تقسیم شده است.
Sasanian Archaeology: Settlements, Environment and Material Culture(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸
95 - 99
حوزههای تخصصی:
The Sasanian Empire was one of the ancient superpowers, and for four centuries ruled over a vast region stretching from Syria and the Caucasus to Transoxiana (Central Asia) and the Persian Gulf. Sasanian Archaeology: Settlements, Environment and Material Culture, is a new book that also includes articles in this regard, edited by St. John Simpson and published by Archaeopress.
A Golden Bowl from the Caspian Sea Region(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸
85 - 88
حوزههای تخصصی:
The study tries to discuss a Golden Bowl which is kept at the Mostazafan Foundation’s Cultural Institution of Museum. Such bowls and vessels were primarily produced along the southern shores of the Caspian Sea, particularly in the Rudbar region, and later in Azerbaijan. In this article, the author studies this bowl based on iconography and argues that this was related to the first millennium BC.
رسالت سوداشن به عنوان بودی ستوه در داستان وسنتره جاتکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
23 - 39
حوزههای تخصصی:
قانون رنج جهانی و یا حقیقت شریف دوکّه از آموزه های اصلی بودایی است. از نظر بودا، یک فرد با رهایی از دل مشغولی های فردی، اجتماعی، خاموش کردن همه ی تمایلات و خواهش های نفسانی، از رنج و تولّد مکرّر در این جهان نجات می یابد و به آرامش و رستگاری ابدی (نیروانه) می رسد. به باور مکتب مهایانه، امکان رهایی و نجات به واسطه ی تلاش و نیروی فردی وجود ندارد و کمک یک منجی امری ضروری است و این همان وظیفه ای است که سوداشن، شاهزاده ی داستان وسنتره جاتکه بر عهده می گیرد. ازاین رو بخش هایی از متن سغدی مرتبط با کردار فردیِ سوداشن، شاهزاده داستان وسنتره جاتکه (طبق حرف نویسی بنونیست) که برای ارائه ی ترجمه فارسی بهتر توسط نگارنده بر اساس واژه نامه ی خانم قریب آوانویسی شده و مطابق ترجمه ی فرانسه بنونیست بازبینی شده اند، انتخاب شده است. این مقاله در پی آن است که از خلال بررسی های محتواییِ متن نقش سوداشن را آشکار کند و اینکه آیا می توان او را در مقام منجی و بودی ستوه دانست. که سرانجام به خاطر هدف مقدس خود که پیوسته در داستان تکرار می شود یعنی رهاندن جانداران از رنج و دوزخ، تمام دارایی ها و فرزندان و همسر خود را می بخشد و به پاداش این کردار خود به مقام بودا خواهد رسید.
بازنمایی نقش ها و ریخت شناسی جام گورستان چالادئم شال خلخال اردبیل براساس داده های تصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
3 - 31
حوزههای تخصصی:
سطح اصلی بسیاری از مصنوعات تاریخی-فرهنگی به دست آمده از کاوش های باستان شناسی به دلیل فرایندهای پسانهشتی کاملاً قابل دیدن نیست و بدون ابزار و روش های متناسب با ویژگی های سطح اثر، به طور کامل قابل بازیابی نیست. آشکارسازی نقش ها و اطلاعات سطح دست ساخته های تاریخی-فرهنگی، به واسطه روش های مختلف بررسی سطح و زیر سطح، چالش های فراوانی را به دلایلی همچون نبود دسترسی راحت، مشکلات ناشی از حمل ونقل، مقرون به صرفه نبودن و نبود امکان استفاده برای انواع اشیاء ایجاد می کند. روش تصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI) یک روش تصویربرداری محاسباتی است که بررسی سطح را به صورت پویا از چندین زاویه ممکن کرده و به واسطه پرداخت های الگوریتمی مختلف بافت و رنگ سطح امکان بهبودبخشی این تصاویر را نیز فراهم می آورد. تاکنون این شیوه بر انواع اشیاء تاریخی نتایج مؤثری را از بررسی فناوری تولید و ریخت شناسی سطح نشان داده است. نمونه موردی استفاده از این روش، جام مکشوفه از گورستان چالادئم بوده که در کاوش های سال 1397 از روستای شال خلخال استان اردبیل به دست آمده و هم اکنون در موزه باستان شناسی اردبیل نگهداری می شود. نقش های این جام به دلیل ظرافت اجرای آن و رسوب گرفتگی سطحی زیاد، حتی پس از پاکسازی در فرایند حفاظت و مرمت به طور کامل مشخص و خوانا نبود. تصویرهای حاصل از این روش تصویربرداری، به کسب اطلاعات مختلفی از سطح در شناسایی شیوه اجرای نقش، نشانه های استفاده، ریخت شناسی محصولات خوردگی و بازنمایی نقش انجامید. درنهایت، براساس خوانش و تفسیر نقش ها، می توان گفت این جام مربوط به اواخر هزاره دوم تا اوایل هزاره اول پ م است.
بازشناسی باستان شناختی ساختار معماری و تحلیل کارکردی قلعه چهل دختر کوه خواجه سیستان، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱
25 - 48
حوزههای تخصصی:
کوه خواجه به عنوان تنها برجستگی سنگی طبیعی در دشت سیستان، جایگاه ویژه ای در میان ساکنان منطقه داشته است چنانکه یکی از مهم ترین مجموعه های مربوط به دوران تاریخی شرق ایران در آن ساخته شده است. آثار تاریخی در این کوه تنوع بسیاری چه از نظر معماری و چه از نظر زمانی دارد که مهم ترین آنها قلعه کافرون، قلعه کک و قلعه چهل دختر است. در این میان، میزان مطالعات باستان شناسی درباره قلعه چهل دختر نسبت به بناهای دیگر اندک بوده و مطالعه کامل معماری و همچنین تحلیل کارکردی درباره آن کمتر صورت گرفته است. در این زمینه نگارندگان با هدف بررسی جامع معماری و شناخت و تحلیل کارکردی، مکان گزینی و ارتباط فضایی قلعه چهل دختر، در ابتدا با مطالعه دقیق و همه جانبه این قلعه از منظر معماری و مکان گزینی، ارتباط فضایی با دیگر آثار هم دوره، بازشناسی، برداشت نقشه و ترسیم ساختار معماری این قلعه را انجام داده و پس از آن با تحلیل های کارکردی بر مبنای شواهد موجود، در راستای پاسخ گویی به چیستی کارکرد و نقش این قلعه و بناهای پیرامونی آن در مجموعه کوه خواجه اقدام کرده اند. نتایج بیان گر آن است که قلعه چهل دختر برعکس برخی نظرات یک مکان مذهبی و یا یک قلعه شاه نشین تدافعی نیست بلکه یک پادگان راهبردی در جنوب کوه خواجه است که کارکرد اصلی نظارتی-امنیتی داشته است. ازاین رو این بنا را می توان تنها بنای دوران تاریخی کوه خواجه با کارکرد مطلق نظامی در نظر گرفت که سه وظیفه اصلی نقش نظارتی، نقش پادگانی و تجمع نیروی نظامی، و نقش حراست را می توان برای آن در نظر گرفت.
بازتاب شرایط اقلیمی در هنر نقاشی از اواخر پلیستوسن تا عصر یخبندان کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
3 - 13
حوزههای تخصصی:
هنر که زاییده اندیشه ها، احساسات، ادراکات و تجربیات انسان است، قویاً تحت تأثیر کیفیت زندگی و شرایط محیطی هنرمند قرار دارد. بنابراین، با توجه به این که هر گونه تغییر محیطی قادر است اوضاع معیشتی انسان، به ویژه انسان وابسته به محیط، را متأثر سازد، می توان ادعا کرد که همیشه، هنر، به طور مستقیم و غیرمستقیم، منبعث از شرایط محیطی هنرمند بوده است. مصداق این گفته، در هنر پیش از تاریخی و تاریخی به چشم می خورد. تغییر اقلیم که بر محیط زیست تأثیر می گذارد، الگوهای معیشتی جوامع را تحت الشعاع قرار می دهد و سبب تطورات فرهنگی می شود. از درون این دگرگونی ها، موضوعات هنری جدیدی خلق می گردند؛ به همین دلیل، نقش انسان کشاورز در عصر مس سنگی جایگزین انسان شکارگر در عصر پارینه سنگی جدید شده است. در این پژوهش، با تأمل در نقاشی های غاری عصر پارینه سنگی جدید اروپا، نقوش سفال های عصر مس سنگی شمال ایران مرکزی و نقاشی های عصر جدید اروپا، ارتباط هنر با شرایط اقلیمی و محیطی مورد بررسی قرار می گیرد. مفروض است که تغییرات اقلیمی روی هنر تأثیرات گسترده و عمیقی گذاشته اند. این واقعیت را انطباق نتایج پژوهش های دیرین اقلیم با مضامین هنری نقاشان در دوره های فرهنگی مختلف، به روشنی نشان می دهد.
تحلیل فضاییِ شهر کثه در روزگار باستان تا سده های نخست هجری و پیوستگی آن با شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹
71 - 90
حوزههای تخصصی:
از شهر کثه تنها روایت هایی تاریخی در کتاب های جغرافیای تاریخی سده های چهارم پنجم هجری باقی مانده است. درباره ماهیت تاریخی، وضعیت شهر در دوره های بعد و انطباق آن با شواهد امروزین ابهام باقی است. در یک سده اخیر نظرات گوناگونی در این باره ارائه شده است. برخی به اشاره یا به تفصیل شهر کثه را در پیرامون شهر یزد و برخی منطبق با آن دانسته اند. از ساختار و سازمان فضایی شهر هم آگاهی درخوری در دست نیست. این پژوهش با این طرح پرسش که «شهر کثه از چه ساختار فضایی برخوردار بوده و انطباق مکان گزینی آن با شهر یزد چه نتیجه ای خواهد داشت؟» شکل گرفته است، با این هدف که ماهیت تاریخی شهر کثه در حدفاصل دوره انتقال از روزگار باستان به دوران پس از اسلام شناخته شود. تحقیق با روش «تاریخی تحلیلی» پیش رفته است. با توجه به راه های قدیم و منزلگاه ها و شهرها و هم چنین نشانه هایی از قبیل مسجد جامع کثه و اشارات سربسته برخی مورخان محلی و غیرمحلی در سده های بعد، جانمایی کثه در محدوده کهن شهر یزد محتمل است. ساختار فضایی شهر با وجود شارستان محصور در حصار و باروی مستحکم و دو دروازه و ربضی در بیرون دروازه جنوبی که مسجد جامع، بازار و بافت مسکونی در آن گسترده بود، تکامل یافت. در پیرامون نیز باغات و مزارع قرار داشت که با آب قنات هایی مشروب می شد. شارستان قلعه مانند به گمان بازمانده ساختارهای فضایی دوره ساسانی است و ربض توسعه شهرِ پس از اسلام کثه محسوب می شود. این دو پهنه سکونتی در ابتدای فرمانروایی کاکوییان (سده پنجم هجری)، داخل حصار با چهار دروازه ساماندهی شد.
راهکارهای اشکانیان در مرزداری و برقراری امنیت داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵
19 - 41
حوزههای تخصصی:
از اصول اولیه ثبات و استحکام دولت ها، توانایی آنها در ایجاد امنیت داخلی و حراست از مرزها در برابر خطر بیگانگان بود. شاهنشاهی اشکانی که از بدو پیدایش خود با نیروهای متخاصم در چند جبهه دست و پنجه نرم می کرد، مجبور به تحکیم موقعیت خود از طریق بسط امنیت در درون کشور و استحکام مرزها در برابر قدرت های خارجی چه برای دفاع و چه برای برنامه ریزی به منظور توسعه قلمرو خود بود. اشکانیان با اتخاذ برنامه ای مدون با وام گیری از دولت های پیش از خود و نوآوری هایی بر مبنای شرایط وقت، به خوبی از عهده ایجاد امنیت در درون کشور و در مرزهای قلمرو خود برآمدند. استحکام مرزها و امنیت داخلی، با مدیریت اقوام کوچرو، شهرها و دولت های کوچک دست نشانده و نظارت مستمر بر عملکرد آنها صورت می پذیرفت. مسئله اصلی این پژوهش مشخص کردن سازوکار دولت اشکانی در حراست از مرزها و ایجاد امنیت داخلی در مقابل تهدیدات خارجی و مشکلات داخلی است که با بررسی منابع بازمانده از این دوران و تحلیل آنها با تکیه بر آثار مادی یافته شده از دوران اشکانی صورت می پذیرد. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که سازوکار اجرایی دولت اشکانی در راستای تحقق امنیت داخلی و مرزی چه بود؟
تغییر اقلیم و تولد کشاورزی: گذار فرهنگی از جستجوی غذا به تولید غذا در جنوب غربی آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
3 - 22
حوزههای تخصصی:
دگرگونی های فرهنگی جوامع انسانی به عوامل گوناگونی بستگی دارد که یکی از مهم ترین آن ها تغییر اقلیم است. این پدیده با تغییر شکل محیط زیست می تواند امکانات معیشتی را گسترش دهد و یا محدود نماید. پژوهش های دیرین اقلیم و باستان شناسی نشان می دهند که تمایل جوامع انسانی به تغییر نظام معیشتی خود، بی ارتباط با دگرگونی های اقلیمی و محیطی نبوده است. این مقاله با بهره گیری از علوم مزبور، قصد دارد، به منظور شناخت وضعیت محیطی و زمان احتمالی آغاز فعالیت های کشاورزی در جنوب غربی آسیا، به ویژه ایران، به بررسی شرایط اقلیمی اواخر پلیستوسن و اوایل هولوسن بپردازد. به نظر می رسد، چالش های معیشتی مرتبط با نوسانات اقلیمی پی درپی در اواخر پلیستوسن بر درک بهتر انسان از توانایی ها و ضعف های خود و نیز امکانات بالقوه طبیعت پیرامونش افزوده است، به طوری که توانسته است، با پشت سر گذاشتن دشوارترین تنش زیستی این دوره، موسوم به رویداد دریاس جوان (۹/۱۲ – ۷/۱۱ هزارسال پیش)، در اوایل هولوسن اولیه (۷/۱۱ – ۵/۱۰ هزار سال پیش)، از طریق کشت غلات مبادرت به تولید غذا نمایند. روند افزایش رطوبت طی هولوسن اولیه در مناطق قارّه ای (برخلاف مناطق نزدیک به دریا) بسیار آهسته صورت گرفته و این وضعیت، به احتمال زیاد، مانع توسعه امکانات زیست محیطی همگام با افزایش جمعیت بوده است. بنابراین، محتمل است که ابداع کشاورزی در مناطق قارّه ای برای سازگاری با دشواری های معیشتی در اوایل هولوسن اولیه رخ داده است. وقوع این پیشرفت بزرگ در مسیر دگرگشت فرهنگی انسان، بازتاب دهنده نقش مؤثر اراده او در کاهش فشارهای طبیعت است.
مروری بر آویزهای دومارپیچی مکشوفه از ایران و بین النّهرین: با تمرکز بر نمونه های تپّه نوشیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
93 - 105
حوزههای تخصصی:
آویزهایی موسوم به آویزهای دومارپیچی در کاوش های باستان شناسی برخی از محوّطه های ایران و بین النّهرین کشف شده است. تاکنون پژوهش مستقلی درباره این گونه آویزها صورت نگرفته است و مروری بر این یافته ها در پژوهش حاضر از لحاظ جنس، تاریخ گذاری، کاربرد و پراکندگی محل کشف آنها در دو حوزه جغرافیایی مذکور می تواند در روند مطالعات تطبیقی-مقایسه ای، گاهنگاری و گونه شناسی آتی در این باره و مطالعات تبادلات فرهنگی و تجاری میان ایران و بین النّهرین به ویژه در زمینه هنر فلزکاری تأثیرگذار باشد. اطّلاعات مورد نیاز به روش کتابخانه ای گردآوری و سپس به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. محلّ کشف این آویزها، تپّه نوشیجان ملایر، لایه های II و III تپّه حصار دامغان، لایه II تورنگ تپّه گرگان، تپّه گیان نهاوند و منطقه لرستان در ایران و لایه XI تپّه گوره، تلّ براک، گورستان سلطنتی اور و گور شماره 45 آشور در بین النّهرین است. نمونه هایی نیز در موزه های سین سیناتی و بریتانیا نگه داری می شود که محلّ کشف آنها مبهم است. آویزهای دومارپیچی مکشوفه از محوّطه های یادشده از جنس طلا، نقره و مس بوده و متعلّق به محدوده زمانی اوایل هزاره چهارم تا اوایل هزاره اوّل پ م است. به نظر می رسد این اشیا کاربرد آیینی و مذهبی داشته و به عنوان تعویذ به کار می رفته است.
کارکرد و مفهوم نوس در کفالایای قبطی نسخه برلین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
69 - 83
حوزههای تخصصی:
کتابت متون مقدس، امری بسیار حیاتی و مهم در نظام دینی مانوی است. مانی، امتیاز دین خود را در این می دانست که تعالیم خود را مکتوب کرده است و سنت شفاهی را که میراث پیشینیان است برچیده. مانویان با کتابت آثارشان، به حیات فکری خود طی سده ها ادامه داده اند. مانی و اخلافش مواعظ، سروده ها و مزامیر را به زبان های فارسی میانه، پهلوی اشکانی، سغدی، ترکی ایغوری، قبطی و یونانی نگاشته اند که متون مکشوفه در سده های اخیر، شاهد این مدعاست. متون ادبی مانوی گواه تلاش های آگاهانه نویسندگان، مترجمان و نگارگران مانوی در انتقال مفاهیم فلسفی، اساطیری و دینی در بین عموم مانویان هستند. یکی از این متون شناخته شده، کفالایای قبطی مکشوفه خطه کلیس است که توسط شاگردان مانی جمع آوری و نگاشته شده است. این متن قبطی متضمن 221 فصل است که هر فصل به پرسشی با موضوعات مختلف اختصاص یافته، پاسخ دهنده، روشنی بخش (فوستیر) یا همان مانی است که به پرسش ها دقیق و حساب شده پاسخ می دهد. متن قبطی کفالایا متنی است که به اصول و مبانی فلسفی اندیشه مانی موشکافانه تر از دیگر متون مانوی، توجه می شود. این متن حاوی کلمات یونانی فراوانی است که گاه می توان معادلی در ادبیات مانوی شرقی برایشان جست اما هستند واژگانی که هم وزنی در متون مانوی شرقی ندارند از این جمله باید به «نوس» اشاره کرد. واژه ای یونانی با پیشینه ای هومری. در این مقاله تلاش بر این است که با واکاوی واژه نوس در ادبیات و آثار فلاسفه و قدمای یونان باستان و مقایسه کارکرد و نقش آن در متن مانوی کفالایا به این پرسش پاسخ داده شود که چرا در ترجمه فارسی کفالایا (5931) واژه نوس به همان شکل یونانی نوس ثبت و ترجمه شده و برای آن همتایی چون «عقل»، «منوهمند روشن» و «بهمن» انتخاب نشده است. پاسخ این پرسش پیچیدگی هایی را که در خصوص مفهوم و کارکرد نوس در کفالایا وجود دارد نیز روشن خواهد کرد.
پاسخ به نقد کتاب: هخامنشیان در مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹
143 - 149
حوزههای تخصصی:
مقاله ای با عنوان «هخامنشیان در مصر» را آقای دکتر هوشنگ رستمی در شماره 5 سال 2 و صفحات 101 تا 107 نشریه وزین پژوهشنامه ایران باستان چاپ کرده که نقدی است بر کتاب اینجانب که بیش از 10 سال پیش به چاپ رسیده است. در باب پاسخگویی به این نقد چند سطری نگاشته شده است که خواهشمند است در شماره بعدی آن نشریه درج شود. در این مجال به چند مورد که در آن نقد به شکلی مبهم بیان شده بود، اشاره ای شده است.
سرنخ هایی از شماری خانه اشرافی، چند آتشکده و دو سه بنای حکومتی دوره تاریخی در استان کرمانشاه؛ براساسِ تحلیل پایه های سنگی، پایه ستون ها و ساقه ستون های نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
81 - 134
حوزههای تخصصی:
این مقاله به شماری پایه سنگی متعلق به دوره تاریخی می پردازد که طی یکی دو دهه اخیر و در نتیجه بررسی ها، کاوش ها و کشفیات اتفاقی در استان کرمانشاه به دست آمده اند. ما در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای تلاش می کنیم ضمن معرفی این پایه های سنگی، تا حد امکان قدمت آنها را تخمین زده و با استناد به موقعیت جغرافیایی و بستر باستان شناختیِ برخی از آنها ارزیابی هایی از کارکرد آنها داشته باشیم. در نهایت تلاش می کنیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا همه پایه های سنگی به دست آمده از منطقه کرمانشاه پایه های ستون و مربوط به بناهای ستوندار بوده اند یا به احتمال کارکرد دیگری غیر از پایه ستون داشته اند؟ هر چند به دلیل عدم انتشار نتایج بررسی ها در بخش عمده ای از منطقه و عدم انجام کاوش در اغلبِ محوطه های دارای پایه های سنگی، جایگاه و نقش این محوطه ها در مدل های استقراری منطقه قابل درک نیست و ماهیت بناها و بستر باستان شناختی یافته های سنگی بر ما پوشیده است، اما به احتمال پایه ستون های مورد بررسی در این پژوهش، سرنخی از بناهای مختلف از کاخ های حکومتی گرفته تا خانه های اشرافی در اختیار ما قرار می دهند. در مقابل به استناد یافته های چهارتاقی میل میله گه و آتشکده پلنگ گرد و همچنین با استناد به پایه های سنگی کشف شده در آتشکده سرخ کُتل می توان پذیرفت که حداقل برخی از این پایه های سنگی نقش پایه ستون نداشته و مربوط به بناهای ستوندار نیستد، بلکه به احتمال برخی از آنها در فضای مرکزی محوطه های مقدس چون آتشکده های زرتشتی کاربرد داشته اند. قطعاً درک این موضوع بدون توجه به بافت باستان شناختی این یافته ها دشوار خواهد بود، اما باید اشاره کرد پایه های سنگی خارج از بافت های باستان شناختی را لزوماً نباید پایه ستون هایی فرض کرد که بار سقف را تحمل می کرده اند. با این حال معترفیم که اگر برخی از این پایه های سنگی در بستر باستان شناختی چون آتشکده ها به دست نمی آمدند، نمی توانستیم تفکیکی میان کاربری آنها به عنوان پایه های سنگی با کاربری ویژه در نیایشگاه ها با پایه ستون های متداول معماری داشته باشیم.