فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
135 - 115
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل مدارس پسرانه دوره دوم ابتدایی سنندج در سال تحصیلی 97-96 بود که از میان آن ها با روش نمونه گیری هدفمند یک مدرسه با 239 دانش آموز به عنوان مدرسه گروه آزمایش و مدرسه دیگری با 242 دانش آموز به عنوان مدرسه گروه کنترل انتخاب شدند. در فاز عملی تحقیق، ابتدا پرسشنامه سنجش جو مدرسه و کلاس به عنوان پیش آزمون در هر دو مدرسه برای تمامی دانش آموزان اجرا شد و سپس برنامه ضد قلدری در مدرسه آزمایشی برای هرکدام از گروه های مدیریت مدرسه و معلمان آموزش داده شد و در پایان پس آزمون در هر دو مدرسه آزمایشی و کنترل دوباره به اجرا درآمد. داده های به دست آمده با تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار آماری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از اثربخشی معنی دار برنامه ضد قلدری بر بهبود ادراک دانش آموزان مدرسه آزمایشی در بعد اجتماعی هم در سطح مدیریت مدرسه و هم کلاس بود اما در بعد یادگیری تغییر محسوسی در ادراک دانش آموزان مشاهده نشد.
نقش ادراکات کلاسی درعملکرد تحصیلی با میانجی گری جهت گیری هدف و باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر ، بررسی نقش ادراکات کلاسی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی باورهای انگیزشی وجهت گیری هدف بودروش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی وطرح آن نیز همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. بدین منظور 403 نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان مشهد با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند وجهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه ادراکات کلاسی جنتری و دیگران(2002) ، جهت گیری هدف الیوت و مک گری گور (2001) و راهبردهای انگیزشی یادگیری پینتریچ و دیگران(1991) استفاده گردید. ارتباط متغیر ها از طریق مدل یابی معادلات ساختاری آزمون شد . یافته ها: نتایج نشان دادکه ادراکات کلاسی، پیش بینی کننده مثبت جهت گیری هدف، باورهای انگیزشی و عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. همچنین جهت گیری هدف و باورهای انگیزشی پیش بینی کننده مثبت عملکردتحصیلی بودند.نتیجه گیری: نهایتا نتایج پژوهش تایید کننده نقش معنی دار میانجی جهت گیری هدف و باورهای انگیزشی در رابطه ادراکات کلاسی و عملکرد تحصیلی بود .
شناسایی ابعاد، مولفه ها و عوامل تاثیرگذار بهسازی منابع انسانی با توجه به رویکرد رهبری تحول گرا در سازمان آموزش و پرورش استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف از اجرای این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه ها و عوامل بهسازی منابع انسانی با رویکرد رهبری تحول گرا درسازمان آموزش و پرورش استان تهران بود. روش شناسی: روش پژوهش کیفی بود. جامعه آماری این پژوهش را خبرگان و متخصصان حوزه منابع انسانی تشکیل دادند و با توجه به نظر اشتراوس و کوربین(25-10)، پس از مصاحبه با نفر شانزدهم اشباع نظری صورت گرفت. جمع آوری داده ها با استفاده از نظریه داده بنیاد و پس از انجام مصاحبه نیمه ساختار با خبرگان، از طریق کدگذاری های باز شناسایی شده و کدگذاری محوری و انتخابی و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار MAXQDA صورت پذیرفت. یافته ها: در نهایت در 2 بعد فردی و سازمانی 11 مولفه (به شرح زیر) و 28 شاخص شناسایی شدند: فرهنگ تعهدآفرینی(0403/)، عدالت محوری(0436/)، رهبری اخلاقی تحول گرا(0451/)، مسوولیت پذیری(0432/)، نگرش فردی(0413/) ، ارتباطات فردی(0472/) ، سازگاری شغلی(0521/) ،یادگیری حرفه ای (0419/) ، ارزیابی عملکرد(0462/) ، سیاست های حمایتی(0461/) ، جو اخلاقی (0438/) . نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دو بعد فردی و سازمانی و 11 مولفه ذکر شده ،عواملی هستند که می توانند در بهسازی منابع انسانی سازمان آموزش و پرورش تهران موثر باشند.
رابطه رهبری توزیع شده مدیران و اعتماد سازمانی دبیران دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1393-1394
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، باهدف بررسی رابطه رهبری توزیع شده مدیران و اعتماد سازمانی دبیران دوره متوسطه شهر تهران صورت گرفته است. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دبیران مدارس دولتی دوره متوسطه(پسرانه و دخترانه) شهر تهران در سال تحصیلی 94 - 1393 می باشد، که تعداد آن ها برابر با 10565 نفر است، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 370 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. روش نمونه گیری در این پژوهش، روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای می باشد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه رهبری توزیع شده ایلمور (2001) و پرسشنامه محقق ساخته اعتماد سازمانی بر مبنای مؤلفه های اعتماد سازمانی الونن و همکاران (2008) استفاده شده است. جهت تعیین روایی پرسشنامه، از روایی محتوا و سازه استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ(رهبری توزیع شده «94/0» و اعتماد سازمانی «91/0») ارزیابی شد. یافته های پژوهش نشان داد که وضعیت رهبری توزیع شده مدیران و اعتماد سازمانی دبیران دوره متوسطه شهر تهران بالاتر از حد متوسط و میانگین فرضی قرار دارد. همچنین بین متغیر رهبری توزیع شده و اعتماد سازمانی دبیران و کلیه مؤلفه های آن ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(P<0.05). و در نهایت مؤلفه های فرهنگ مدرسه و تجارب رهبری سهم معناداری در پیش بینی متغیر ملاک اعتماد سازمانی دبیران دارند(=0.37 , 0.30β).
توسعه و اعتباریابی چارچوبی برای شناسایی چالش های توسعه دانشگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی توسعه و اعتباریابی چارچوبی بومی برای توسعه دانشگاه اسلامی بوده است. روش پژوهش، ترکیبی و از نوع اکتشافی وشامل دو بخش کیفی و کمی بوده است. در بخش کیفی و برای تدوین چارچوب مفهومی توسعه دانشگاه اسلامی، از روش مطالعه موردی و از تکنیک همسوسازی داده ها استفاده شده است. جامعه آماری در این بخش شامل مشارکت کنندگان بالقوه (مدیران و اعضای هیات علمی خبره و صاحب نظر، با تجربه و با گرایش عقیدتی/ ذهنی در رابطه با موضوع اسلامی شدن دانشگاه) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار(تخصص و توسعه) و با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده های کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختمند با آگاهی دهندگان کلیدی در حوزه موضوع پژوهش(20 نفر) بودند. در مرحله کمی جامعه ی آماری پژوهش، شامل کلیه ی مدیران (173 نفر) و اعضای هیات علمی (2021 نفر ) دانشگاه های استان فارس بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای به انتخاب نمونه پرداخته شد. نمونه با استفاده از فرمول کوکران شامل تعداد 118 نفر از مدیران و 325 نفر از اعضای هیات علمی بودند. در این بخش به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. در این پژوهش چارچوبی مشتمل بر سه بعد نهادی، اجرایی و فنی و 16مؤلفه ی به شرح ذیل تدوین گردید: سطح نهادی شامل مؤلفه های(تفکر سیستمی، نگرش راهبردی و رویکرد توسعه ای، مفهومی، ساختاری و عملکردی، رهبری راهبردی) ؛ سطح اجرایی شامل مؤلفه های (جهت گیری، رویکردهای اصلی، اقدامات توسعه ای و تاکیدات ویژه ) و سطح فنی شامل مؤلفه های ( تشخیص- جهت گیری، طرح ریزی، اقدام، ارزشیابی و یادگیری) می باشد. در مرحله کمی، روایی و پایایی چارچوب توسعه یافته، بررسی و تایید شد. نتایج حاکی از آن است که این چارچوب می تواند زمینه را برای شناسایی و تعیین چالش های توسعه دانشگاه اسلامی فراهم آورده و به تولید دانش بومی کمک کند.
رهیافتی پدیدارشناسانه در شناسایی عوامل مؤثر در ارزیابی عملکرد مدیران مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
78 - 99
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین عوامل تعالی یا تباهی هر سازمانی، کیفیت نظام ارزشیابی عملکرد مدیران آن است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر در ارزیابی عملکرد مدیران مدارس ابتدایی انجام شده است. به منظور واکاوی عمیق و شناسایی عوامل و نشانگرهای اثرگذار بر کیفیت عملکرد مدیران مدارس، از رویکرد کیفی و به شیوه پدیدارشناسی از نوع توصیفی استفاده شد. تلاش شد تا با استفاده از فن مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، ادراک و تجربه زیسته 15 نفر (9 مدیر و 6 معلم) که به صورت ملاک محور و به عنوان اطلاع رسان انتخاب شدند، مورد بررسی عمیق قرار گیرد. داده ها مبتنی بر راهبرد کُلایزی تحلیل گردید؛ پس از پیاده سازی مصاحبه ها و تحلیل عمیق داده ها، 120نشانگر، 27 ملاک و 8 عامل اصلی که شامل "اخلاق و ارزش ها"، "ویژگی های شخصیتی"، "انتظارات نقش"، "توانایی و مهارت "، "دانش و شناخت"، "امور حسابداری و مالی"، "امور اجرایی و اداری" و " امور تربیتی"، شناسایی و طبقه بندی گردید. از آنجاکه در ارزیابی عملکرد مدیران به این عوامل توجهی نگردیده و در فرم های ارزشیابی مدیران به افراد دارای این ویژگی ها امتیازی اختصاص نیافته است، در صورت تجدیدنظر اساسی در این زمینه و در نظر گرفتن امتیاز به این عوامل می تواند در تأثیرگذاری ارزیابی عملکرد مفید واقع شود. به نظر می رسد، استفاده از این عوامل بتواند زمینه مناسب برای ارزیابی دقیق و منصفانه از عملکرد مدیران مدارس ابتدایی را فراهم نماید.
تلفیق فناوری و برنامه ی درسی در دوران پسا کرونایی از واجبات نظام آموزش و پرورش ایران
حوزههای تخصصی:
با توجه به چالش ها و مشکلات ایجاد شده درآموزش های مجازی به دلیل شیوع ویروس کرونا، درپژوهش حاضر ضرورت تلفیق فناوری و برنامه ی درسی مورد مطالعه قرار گرفته است. و با مطالعه مقالات مرتبط در این زمینه سعی شده است تا با ارائه ی پیشنهاد راهکاری برای برون رفت از چالش ها و مشکلات ایجاد شده در موقعیت های مشابه وضعیت کنونی، ارائه گردد.
الگوی ساختاری رابطه بین اعتماد سازمانی و تعهد سازمانی با رفتار تسهیم دانش: تبیین سهم واسطه گری فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی دبیران دوره دوم متوسطه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف الگوی ساختاری رابطه بین اعتماد سازمانی و تعهد سازمانی با رفتار تسهیم دانش: تبیین سهم واسطه گری فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی دبیران دوره دوم متوسطه شهر اصفهان انجام گرفت. این پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش را کلیه دبیران دوره متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ که تعداد آنها ۳۰۱۶ نفر بودند تشکیل می دادند. حجم نمونه براساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان (۱۹۷۰) ۳۴۰ نفر و با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای تعیین گردید. ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه ۴۸ سؤالی اعتماد سازمانی الونن و همکاران (۲۰۰۸)، پرسشنامه ۲۴ سؤالی تعهد سازمانی آلن و می یر(۱۹۹۰)، پرسشنامه ۳۸ سؤالی فرهنگ سازمانی دنیسون (۲۰۰۰)، پرسشنامه ۳۵ سؤالی سلامت سازمانی گل پرور (۲۰۰۹) و پرسشنامه ۷ سؤالی تسهیم دانش وانگ (۲۰۰۸) بوده است. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و الگوسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردید یافته ها نشان داد که بین اعتماد سازمانی و فرهنگ سازمانی با رفتار تسهیم دانش رابطه معنی دار و مثبت وجود دارد (۰۱/۰>P) اما بین تعهد سازمانی و سلامت سازمانی با رفتار تسهیم دانش رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری مؤید نقش میانجیگر از متغیرهای فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی بین دو متغیر اعتماد سازمانی و تسهیم دانش می باشد و متغیرهای فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی بین دو متغیر تعهد سازمانی و تسهیم دانش نقش میانجی ندارند.
فضای آموزشی مدارس متوسطه دخترانه شهر کرج: مقایسه نظرات و استانداردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
383 - 362
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه نظرات دانش آموزان مدارس دولتی و غیردولتی دوره دوم متوسطه شهر کرج با استانداردهای فضای آموزشی انجام شده است. روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 23192 دانش آموز مدارس دخترانه دوره دوم متوسطه شهر کرج است و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از 4 ناحیه آموزش و پرورش 384 دانش آموز انتخاب شد. ابزار پژوهش، شامل چک لیست محقق ساخته ارزیابی فضای آموزشی و پرسش نامه محقق ساخته نظرسنجی فضای آموزشی است که بر اساس استانداردهای سازمان نوسازی مدارس تنظیم شده است. فضای آموزشی شامل مؤلفه های ابعاد، چیدمان، نور، رنگ، مکان یابی و دما است. برای سنجش روایی از روایی محتوایی و برای تعیین پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب پایایی به دست آمده برای مقیاس نظرسنجی 910/0 است. نتایج نشان داد در مواردی شامل تعداد دانش آموزان، اندازه تخته، فاصله تخته ، فاصله بین ردیف ها، رنگ آمیزی کلاس، ابعاد پنجره، دما و وسایل گرمایشی و سرمایشی، نظرات دانش آموزان مستقل از استانداردهای فضای آموزشی است و تفاوت معناداری میان شاخص های سازمان نوسازی مدارس و نظرات دانش آموزان وجود دارد. با توجه به نتایج به نظر می رسد بهتر است در تهیه استانداردهای فضای آموزشی مدارس به نظرات دانش آموزان بیشتر توجه شود.
Developing the model of the neighborhood educational center school(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۱
82 - 58
حوزههای تخصصی:
The present study seeks to determine the components and features of school as a neighborhood educational center. When paying attention to and responding to the needs and desires of students, parents and the community is the main mission of a school and in line with this goal, in addition to using the actual facilities, seeks to discover potential facilities inside and outside the school, an important thing is happening, and that is the penetration of the school in its local context. When the needs and wants of the audience are taken into account in a school and there is hope for local facilities, and utilization of spiritual, human and natural resources, the school grows and develops. Accordingly, the present study was conducted using a qualitative approach and grounded theory method on a population consisting of 24 experts in education, as well as university professors, Farhangian University, Education Research Institute and school principals. The research sample was selected using purposive and snowball sampling and data collection was done through semi-structured interviews. Three stages of open, axial and selective coding are used in data analysis and the model of Neighborhood Educational Center School is divided into six categories: causal conditions, axial phenomenon (Neighborhood Educational Center School), mediating conditions, intervening conditions, Neighborhood Educational Center school strategies and consequences. And was presented. As a result, 28 core categories and 50 subcategories were obtained. The core category of the proposed model is the neighborhood educational center school, which includes 3 core categories (the concept of the neighborhood educational center school, the main features and elements of the neighborhood educational center school and 26 sub-categories. Also, control and evaluation by participating members (review of the designed model and problem solving) and the criteria of trustability, transferability, generality, and reliability were used.
بررسی رابطه تکنیک های حسابداری مدیریت و کسب مزیت رقابتی در سطح مدارس متوسطه دوره دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
322 - 302
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته در قالب سؤالات پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه ی معلمان و مدیران مدارس متوسطه دوم شهر سنندج به تعداد 350 نفر است که بر اساس جدول مورگان نمونه ای به تعداد 188 نفر در پژوهش به کمک روش تصادفی ساده جهت مشارکت و پاسخ به پرسشنامه ها انتخاب شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون های تحلیل عاملی تأییدی و فریدمن) استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش بین دو متغیر مزیت رقابتی و تکنیک های حسابداری مدیریت رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد متغیر مستقل قادر به تبیین و تغییر متغیر مستقل به مقدار 8/0 است. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، در بخش مزیت رقابتی به ترتیب متغیرهای مسئولیت اجتماعی، مدیریت منابع، استراتژی تمایز و استراتژی رهبری هزینه دارای رتبه های اول تا چهارم و در بخش تکنیک های حسابداری مدیریت به ترتیب متغیرهای مدیریت بر مبنای فعالیت، شاخص های کلیدی عملکرد، مدیریت کیفیت جامع، کارت امتیازی متوازن و بنچ مارک حائز رتبه های اول تا پنجم بودند. درنهایت، برای استفاده هرچه بهتر از تکنیک های حسابداری مدیریت در راستای کسب مزیت رقابتی، بازنگری در ساختار مدیریتی مدارس متوسطه ضروری به نظر می رسد.
رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روان شناختی
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۵)
133 - 163
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روان شناختی است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1398-1397 مشغول به خدمت تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده از روش خوشه ای چندمرحله ای 200 نفر تعیین و انتخاب گردید. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه های روان شناختی لوتانز (2007)، فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (۱۹۸۵) و طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (2006) استفاده گردید که روایی آن ها توسط خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری لیزرل ویرایش هشتم استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد طرح واره ناسازگار اولیه و ابعاد آن (بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، دیگر جهت مندی و گوش به زنگی بیش ازحد و بازداری) با سرمایه های روان شناختی و ابعاد آن رابطه منفی و با فرسودگی شغلی رابطه مثبت و معناداری دارند. سرمایه روان شناختی با فرسودگی شغلی رابطه منفی و معناداری دارد و نهایتاً سرمایه روان شناختی در رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی نقش میانجی دارد.
تحول گرایی در مدیریت مدارس بر اساس الگوی جامع همکاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
27 - 1
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل جامع همکاری آموزش و پرورش و شهرداری ها برای تحقق اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش طراحی و اجرا شد. روش پژوهش از نظر هدف، به صورت کاربردی و با توجه به نوع داده، به صورت ترکیبی از نوع اکتشافی بود. میدان پژوهش شامل صاحب نظران مطلع و مسلط به موضوع پژوهش بود که با روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری 25 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این افراد شامل مدیران، معاونان، کارشناسان و معلمان آگاه به موضوع پژوهش بودند. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیّه مدیران کل، معاونان و کارشناسان ارشد ادارات کل آموزش وپرورش استان های غربی کشور در سال 1398 بودند که تعداد آنان بر اساس برآوردهای انجام شده حدود 6000 نفر بود؛ با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و جدول کرجسی- مورگان به تعداد 361 نفر انتخاب شد. تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله کیفی با استفاده از تحلیل محتوا و فرایند کدگذاری باز و محوری صورت گرفت و در مرحله کمی از آمار استنباطی (معادلات ساختاری و تحلیل عاملی اکتشافی) و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها نشان داد عوامل مؤثر بر همکاری آموزش وپرورش به منظور تحقق اهداف سند تحول آموزش وپرورش عبارت اند از: فرهنگ سازمانی، ایمنی، آینده نگری، نگرش سیستمی و توسعه سیاسی. نتایج همچنین نشان داد که عوامل مؤثر بر همکاری آموزش وپرورش (فرهنگ، ایمنی، آینده نگری، نگرش و توسعه) بر متغیر همکاری آموزش وپرورش تأثیری به میزان 66/0 دارد.
بررسی نقش واسطه ای روحیه تدریس گری معلمان در رابطه بین مهارت های سرپرستی مدیران با کیفیت تدریس معلمان (مدیران و معلمان شهرستان هوراند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای روحیه تدریس گری معلمان در رابطه بین مهارت های سرپرستی مدیران با کیفیت تدریس معلمان انجام شد. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه 512 نفر از مدیران و معلمان شهرستان هوراند در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از این تعداد 124 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد کیفیت تدریس سراج (2002) با ضریب پایایی (93/0)، پرسشنامه روحیه معلمان میرکمالی (1377) با ضریب پایایی (94/0) و پرسشنامه مهارت های مدیریتی مدیران مدل کاتز (1974) با ضریب پایایی (97/0) استفاده شد که روایی آنها توسط صاحب نظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی با کمک نرم افزار Spss26 و Amos24 استفاده شد. یافته های کمّی حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین مهارت های سرپرستی مدیران و مولفه های آن با کیفیت تدریس معلمان (004/0p=) و روحیه تدریس گری معلمان (001/0p=) وجود دارد. همچنین مهارت های سرپرستی و روحیه تدریس گری توانسته است 29% از واریانس کیفیت تدریس و متغیر مهارت های سرپرستی مدیران 33% از روحیه تدریس گری را تبیین نمایند. در نهایت نقش واسطه ای روحیه تدریس گری معلمان در رابطه بین مهارت های سرپرستی مدیران با کیفیت تدریس معلمان مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به یافته ها می توان گفت مدیران به همراه دانش و مهارت های آنان نقش بسزایی در کیفیت تدریس و روحیه تدریس گری معلمان دارد که باید به آنها توجه ویژه ای داشت.
رابطه بین سبک های یادگیری با مهارت های زبان آموزی دانش آموزان دوره متوسطه
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
45 - 62
حوزههای تخصصی:
توجه به سبک های یادگیری و مؤلفه های تعیین کننده آن برای دانش آموزان از ضروریات تعلیم و تربیت در دنیای امروز است. پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطهٔ بین سبک های یادگیری (با توجه به مؤلفه های اصلی آن) با مهارت های زبان آموزی (زبان انگلیسی) است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش، دبیرستان های شهرستان چالوس به تعداد 1260 نفر است که به روش نمونه گیری تصادفی پسرانه از نوع طبقه ای به تعداد 154 نفر بر اساس جدول کرجسی- مورگان انتخاب شده اند. این پژوهش براساس نظریه ورمونت و ریجسویک (برای سنجش سبک های یادگیری) و مهارت های زبان آموزی (مهارت های گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) زبان انگلیسی تدوین شده است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبک های یادگیری است و تجزیه وتحلیل پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام پذیرفت. یافته های حاصل از پژوهش حاضر نشان می دهد که کلیه سبک های یادگیری با مهارت های زبان آموزی ارتباط مثبت و مستقیم دارد. اما دو سبک یادگیری غیرمتمرکز با ضریب 497/0 و سبک یادگیری معطوف به معنا و هدف با ضریب 283/0 بیشترین اهمیت را داشته اند. درنتیجه، می توان گفت که اگر نظام آموزشی برای ارتقاء و فهم هر چه بیشتر سبک یادگیری غیرمتمرکز و متکی بر معنا و هدف موردتوجه قرار دهد، به دانش آموزان در کسب مهارت زبان آموزی کمک و مساعدت بیشتری اعمال خواهد نمود. به عبارت دیگر، ضرورت بازشناسی نقش سبک های یادگیری در پیش بینی مهارت های زبان آموزی دانش آموزان مورد تأیید واقع شد.
ارائه مدل استقرار مدیریت ناب در مدارس متوسطه دوره اول شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: از رویکردهای نو و موثر که امروزه در بسیاری از سازمان ها و شرکت های تولیدی ، خدماتی ، تجاری وحتی اداری مورد توجه قرار گرفته مدیریت ناب است که با شناسایی و حذف اتلاف ها از طریق نو آوری و بهبود مستمر ، موجب افزایش بهره وری در سازمان ها شده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل جهت استقرار مدیریت ناب در مدارس متوسطه دوره اول است.
روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی؛ از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی؛ از نظر نوع داده ها آمیخته( کمی و کیفی ) است. در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصین حوزه مدیرت که به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند، صورت گرفت و با استفاده از نتایج حاصل از تحلیل محتوا، پرسشنامه ای مشتمل بر 7 بخش و 60 سئوال مبتنی بر مقیاس لیکرت ایجاد گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها توسط خبرگان حوزه مدیریت آموزشی مورد تایید قرار گرفت، علاوه بر آن برای بررسی روایی سازه از دو معیار روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 98/0 برآورد گردید. در بخش کمی جامعه آماری پژوهش شامل 1059 نفر از همه مدیران متوسطه دوره اول شهر تهران بودند که از طریق نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از فرمول کوکران 283 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL صورت گرفت و از روش های آماری توصیفی و استنباطی، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و معادلات ساختاری برای تجزیه تحلیل پژوهش استفاده شد.
یافته ها: در بخش یافته ها مدل مدیریت ناب برای مدارس با 7 مولفه اصلی مدیریت و رهبری، ساختار، منابع انسانی، ارتباطی، تکنولوژی، فرهنگ سازمانی و فرایند و 60 مولفه فرعی شناسایی شده، ارائه گردید
الگوی رهبری توزیعی و زمینه های استقرار آن در مدارس ابتدایی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
516 - 490
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان دوره ابتدایی نواحی 4، 5 و 6 شهر مشهد تشکیل دادند. حجم نمونه شامل 335 نفر از معلمان دوره ابتدایی در نواحی چهار، پنج و شش بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای از سه ناحیه برخوردار، نیمه برخوردار و نا برخوردار انتخاب شدند. نخست، به بررسی وضعیت الگوی رهبری توزیعی در مدارس موردمطالعه با استفاده از پرسشنامه Spillane (2000) پرداخته شد. در مرحله بعد، نظر به نتایج به دست آمده از پیمایش، مهم ترین زمینه های استقرار رهبری توزیعی از طریق مصاحبه فردی و کانونی با مطلعان کلیدی شناسایی و استخراج شدند. به طورکلی نتایج به دست آمده حاکی از تفاوت معنی دار بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب رهبری توزیعی به ویژه در مؤلفه تصمیم گیری مشارکتی در مدارس ابتدایی مشهد می باشد. علاوه براین، نتایج نشان داد که استقرار رهبری توزیعی در مدارس ابتدایی تابع بروز و ظهور ویژگی هایی مانند چشم انداز، سازمان دهی، فرهنگ خوش بینی، ساختار توانمندساز و دانش آموز محوری می باشد.
طراحی و ارائه الگوی مناسب برای ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه الگوی مناسب برای ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی در مدارس ابتدایی استان زنجان انجام شده است. روش شناسی پژوهش : روش پژوهش ترکیبی با طرح اکتشافی- مدل توسعه ابزار بود. منابع گردآوری داده ها در بخش کیفی پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته با 23 نفر، یادداشت برداری، اسناد عمومی و خصوصی بوده که به داده های متنی تبدیل شده و پس از آن کدگذاری متن با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا صورت گرفت. براساس نتایج بخش کیفی، ابزار اندازه گیری براساس مؤلفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه 107سؤالی طراحی گردیده و روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تأیید و در نهایت ضریب پایایی به دست آمده (93/0) بود. برای برآورد اعتبار الگوی ارائه شده از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی کلیه کارشناسان، راهبران آموزشی و مدیران مدارس ابتدایی استان زنجان(1079 نفر) بودند. علاوه براین، از تعداد120سند به دست آمده از متون علمی یادداشت برداری و استفاده شد. برای تحلیل داده های کمی از نرم افزار Amos استفاده شد. یافته ها : در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی با توجه به (حجم نمونه 283 نفر) به روش نمونه گیری خوشه ای از شهرها و مناطق مختلف استان داده ها جمع آوری گردید. نتایج بخش کیفی نشان دادکه الگوی ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی دارای 8 عامل، 26ملاک و 107نشانگر است. بحث و نتیجه گیری: نتایج تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم نشان داد که عوامل 8 گانه (برنامه ریزی، آموزش و یادگیری، فعالیت های پرورشی و فوق برنامه، تربیت بدنی و سلامت، مشارکت، برقرای روابط انسانی، نظارت و راهنمایی، مدیریت امور اداری و اجرایی) دارای بار عاملی مناسب جهت پیش بینی الگوی ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی است.
تأثیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد مالی پردیس های دانشگاهی در نظام آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد مالی پردیس های دانشگاهی در نظام آموزش عالی کشور، با در نظر گرفتن استراتژی بازار (شولزوجکسون) به عنوان متغیرهای تعدیل کننده است.روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری در این پژوهش همه پردیس های دانشگاه در سطح کشور به تعداد 49 پردیس دانشگاهی است که به دلیل محدود بودن جامعه آماری پژوهش، نمونه آماری برابر با جامعه در نظر گرفته شد. پرسشنامه های پژوهش نیز بین 98 مسؤول مدیریت منابع انسانی و مسئول مدیریت مالی این پردیس ها توزیع شد. برای تحلیل داده ها از شیوه های آماری توصیفی و استنباطی و نرم افزار PLS استفاده شده . یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد مالی پردیس های دانشگاهی تاثیر گذار است و با به کارگیری مدیریت استراتژیک منابع انسانی در پردیس های دانشگاهی ،کیفیت خدمات و عملکرد مالی نیزافزایش می یابد. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که استراتژی بازار بر رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد مالی پردیس های دانشگاهی تاثیر گذار است.
تحلیلی بر رابطه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با رفتارهای مدنی (شهروندی): نقش واسطه ای سرمایه گذاری جمعی عاطفی در میان معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه گذاری جمعی اجتماعی و سرمایه گذاری جمعی عاطفی از جدیدترین سازه های حوزه روان شناسی مثبت نگر هستند که ظرفیت بالایی برای تاثیر بر متغیرهای رفتاری انسان ها در محیط های اجتماعی دارند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با رفتارهای مدنی (شهروندی) سازمانی معلمان با توجه به نقش واسطه ای سرمایه-گذاری جمعی عاطفی اجرا شد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش را معلمان مقطع ابتدایی منطقه برخوار در شهر اصفهان تشکیل دادند که از بین آن ها 290 به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی (گل پرور، 1397)، پرسشنامه سرمایه گذاری جمعی عاطفی (گل پرور، 1397) و پرسشنامه رفتارهای مدنی (شهروندی) سازمانی (ویگوداگادت و همکاران، 2007) بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و الگو سازی معادله ساختاری (SEM) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با سرمایه گذاری جمعی عاطفی و رفتارهای مدنی (شهروندی) سازمانی و بین سرمایه گذاری جمعی عاطفی با رفتارهای مدنی (شهروندی) رابطه مثبت و معنادار ( 01/0p<) وجود دارد. نتایج مدل سازی معادله ساختاری و تحلیل واسطه ای نشان داد که سرمایه گذاری جمعی عاطفی متغیر واسطه ای کامل در رابطه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با رفتارهای مدنی (شهروندی) سازمانی است.