فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر به عنوان بخشی از رساله دکتری، تبیین معیارهای شایستگی برای مدیران مدارس مبتنی بر روش دلفی فازی است. این پژوهش از نوع پژوهش ها ترکیبی به شمار می رود و طرح پژوهش از نوع اکتشافی است. همچنین از نظر هدف و ماهیت، کاربردی است. برای این منظور ابتدا با مطالعه عمیق ادبیات موضوع، معیارهای اولیه شایستگی استخراج و مدل اولیه تدوین گردید. 25 نفر (20مرد و 5 زن) از استادان و خبرگان مدیریت آموزشی در دانشگاه های سراسر کشور با روش نمونه گیری شبکه متخصصان انتخاب و برای اصلاح یا تعدیل معیارها و زیرمعیارهای مدل اولیه با آن ها مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفته و بر اساس نتایج تحلیل مصاحبه پیش مدل اصلاح و زیرمعیارها تعیین شدند. پرسش نامه شایستگی با طیف لیکرت تهیه و در نمونه ای به حجم 368 نفر از مدیران مدارس اجرا و روایی آن با نرم افزار AMOS با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و پایائی با محاسبه آلفای کرونباخ (96/0) تایید گردید. بر پایه پیش مدل اصلاح شده و با هدف غربال گری ثانویه و تطبیق زیرمعیارها با جامعه آماری پرسش نامه دلفی فازی تدوین و در نمونه ای با حجم 51 نفر از خبرگان آموزش و پرورش استان اصفهان اجرا و نتایج پرسش نامه با تکنیک دلفی و رویکرد فازی تحلیل و مدل نهائی تدوین گردید. نتیجه نهایی پژوهش در قالب یک ساختار سلسله مراتبی مربوط به معیارهای شایستگی شامل معیارهای اصلی، فردی، شغلی و سازمانی و همچنین 12 معیار فرعی و 74 زیرمعیار تدوین گردید.
تبیین رابطه ساختاری تسهیم دانش با اثربخشی گروه های آموزشی مدرسه: نقش میانجی اعتماد و همکاری درون گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
22 - 1
حوزههای تخصصی:
گروه های آموزشی به عنوان حلقه مرتبط با عوامل آموزش و پرورش، معلمان و دانش آموزان از جایگاه حساس و ویژه ای در تحقق اهداف آموزشی برخوردارند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ساختاری تسهیم دانش با اثربخشی گروه های آموزشی با میانجی گری اعتماد درون گروهی و همکاری درون گروهی معلمان سه دوره مدارس شهرستان بابل می باشد. پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام معلمان دوره های ابتدایی و متوسطه اول و دوم (3100 نفر) در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 200 نفر به عنوان نمونه پژوهش (82 نفر مرد و 118 نفر زن) انتخاب شدند. همه معلمان نمونه پژوهش پرسشنامه های تسهیم دانش، اعتماد درون گروهی، همکاری درون گروهی و اثربخشی گروه های آموزشی را تکمیل کردند. برای بررسی پایایی این ابزارها از آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها با مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که: بین تسهیم دانش، اعتماد درون گروهی و همکاری درون گروهی با اثربخشی گروه های آموزشی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. تسهیم دانش بر اثربخشی گروه های آموزشی اثر مستقیم و معناداری دارد؛ همچنین تسهیم دانش با میانجی گری اعتماد درون گروهی بر اثربخشی گروه های آموزشی اثر غیرمستقیم و معناداری دارد. تسهیم دانش با میانجی گری همکاری درون گروهی اثر غیرمستقیم و معناداری بر اثربخشی گروه های آموزشی ایفا می کند.
پارادایم توسعه کیفی مراکز رشد دانشگاه های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین مدل توسعه کیفی مراکز رشد دانشگاه های کشور با استفاده از سنت پژوهش کیفی داده بنیاد و با رویکرد سیستماتیک اشتراوس وکوربین و با منطق پارادایمی انجام شد .حوزه این پژوهش مصاحبه های انجام شده با مدیران مراکز رشدکشور به تعداد 15مصاحبه باز بود. نمونه گیری ازطریق روش نظری و با توجه به نوع کدگذاری صورت گرفت که تحلیل داده ها برمبنای سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد. از تحلیل مصاحبه ها در مرحله کدگذاری از204 مفهوم، درمرحله کدگذاری محوری60 مقوله فرعی و در مرحله کدگذاری انتخابی23 مقوله اصلی دسته بندی شد. نتایج پژوشه نشان داد: شرایط علّی پارادایمی توسعه کیفی مراکز رشد دانشگاه ها شامل 6 مؤلفه اصلی(بستر سازمانی،عوامل آموزشی، عوامل مالی، الگوهای ارتباطی، کار تیمی اثربخش، تحقیقات بازار) بوده است. شرایط زمینه ای شامل 3 مقوله اصلی(کارکرد، اقتصاد، قوانین). بستر و شرایط مداخله گر شامل4 مقوله اصلی(حمایت، توانمندسازی، نگرش،تحلیل رفتار متقابل)، راهبردهای پارادامی شامل5 مقوله های اصلی(تمایز، پاداش، جاذبه علمی، توسعه ایده پردازی، پشتیبانی مالی)، پیادمدهای پارادایم توسعه کیفی شامل 5 مقوله اصلی(اشتغال غنی و تقویت شده، رشد کارآفرینی، مدیریت استعداد، بازاریابی علمی) بود. در نهایت نظریه اولیه مدل توسعه کیفی مراکز رشد دانشگاه های کشور بر اساس مقوله های یاد شده به صورت الگوی مفهومی تدوین گردید.
زمینه های بازگشت زنان ازدواج کرده به مدرسه: آموزه هایی کاربردی برای مدیریت مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
322 - 301
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناخت عوامل و زمینه های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر بازگشت دختران ازدواج کرده شهر تهران به تحصیل با روش آمیخته متوالی اکتشافی(کیفی با روش تحلیل تماتیک و کمی با روش علی- مقایسه ای پسارویدادی با گروه ملاکی) انجام شده است. در بخش کیفی با 36 نفر از زنان بازگشته به تحصیل، با روش نمونه گیری هدفمند با معیار اشباع نظری و مصاحبه نیمه ساختارمند داده ها جمع آوری و با رویکرد ولکات تحلیل شده است.در بخش کمی، جامعه آماریِ مبنا، تمام زنان ازدواج کرده بازگشته به تحصیل در شهر تهران بودند که 426 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه-گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برابر با همین تعداد(426 نفر)، با استفاده از همتاسازی گروهی از بین زنان ترک تحصیل کرده بدون بازگشت انتخاب شدند. برای تحلیل کمی، از آزمون های رگرسیون لوجستیک دوگانه عادی و شرطی استفاده شده است. با انجام تحلیل کیفی درونمایه اصلی " استراتژی جستجوی خودهای ممکن برای تعادل بخشی به ساحت های مختلف مسیر زندگی" استخراج ارائه شده است. نتایج آزمون رگرسیون لوجستیک دومتغیره نشان داد بین دوگروه از زنان مورد مطالعه در متغیرهای برابری جنسیتی، نیاز مالی خانواده، کسب منزلت اجتماعی، تمایل به آگاهی بیشتر، تجارب سخت مسیر زندگی، میزان تاب آوری و میزان فمینیسم گرایی تفاوت معنی دار وجود دارد و این متغیرها قابلیت پیش بینی احتمال بازگشت به تحصیل در بین زنان ازدواج کرده را دارند. متغیرهای کسب آگاهی، تاب آوری و کسب منزلت اجتماعی مهمترین پیش بینی کننده های احتمال بازگشت زنان ازدواج کرده به مدرسه بودند.
آسیب شناسی مدیریت آموزش سازمانی: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمانهای امروزی باید به سمت یادگیری حرکت کنند و یادگیری تنها از راه فرآیندهای تجزیه و تحلیل منابع انسانی و آموزش مدوام و برنامهریزی شده ایجاد میشود. این تحقیق با هدف آسیبشناسی مدیریت آموزش سازمانی انجام شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی _ پدیدارشناسی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 70نفر از کارکنان سازمان نوسازی مدارس استان آذربایجان شرقی هستند برای جمع آوری دادهها از مصاحبه نیمه سازمانیافته استفاده شد و تا زمان اشباع دادهها ادامه یافت. نقطه اشباع در این پژوهش 15 نفر از کارکنان بودند. پس از ضبط مصاحبه، متن آنها تهیه شد. سپس با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA10 ) مضامین اصلی و مضامین فرعی استخراج گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش پیشنهادی اسمیت استفاده گردید. از یافتههای پژوهش 4 مضمون اصلی و 17 مضمون فرعی شامل: فقدان بسترهای مناسب (مقاومت در برابر تغییر، فقدان برنامهریزی مشخص، عدم انگیزه کارکنان، عدم هماهنگی در برگزاری دورهها و تمرکز گرایی)، کمبودها و ناهماهنگیها در عرصهی اجرا (مشارکت کم کارکنان، مشکلات فنی و فناوری، ناکافی بودن بودجه ، تخصص پایین مدرسان و عدم جذابیت محتوای دورهها)، مشکلات بعد از اجرای دوره (فقدان نظام ارزشیابی جامع، عدم ارتباط تئوری با عمل و عدم رفع نواقص دورهها بعد از انجام ارزشیابی) و پیشنهاداتی برای بهبود (فرهنگسازی، هماهنگی بین عوامل درگیر، تامین بودجه و شروع تغییر از خود مجریان) استخراج گردید. طبق یافتههای پژوهش مشکلات و آسیبهایی در فرآیند قبل از اجرا، اجرا و بعد از اجرای دورههای آموزشی در این سازمان وجود دارد.
الگوی فراکتالی برنامه درسی دکترای رشته مطالعات برنامه درسی آموزش عالی ایران با رویکرد بین فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی واعتباریابی الگوی برنامه درسی دکترای رشته مطالعات برنامه درسی آموزش عالی ایران با رویکرد بین فرهنگی انجام شد.. روش تحقیق،کیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی استقرایی، و بررسی سیستماتیک چهارده مقاله کیفی منتخب با هدف استخراج مقوله های اصلی و فرعی و ابعاد وطیف الگوی فراکتالی برنامه درسی دکترای رشته مطالعات برنامه درسی آموزش عالی ایران با رویکرد بین فرهنگی بود. ابتدا عناوین 300 کتاب و مقاله بررسی گردید. سپس 47 مقاله معتبر در سطح بین المللی توسط پژوهشگر انتخاب و در نهایت تعداد 14 مقاله کیفی در راستای موضوع پژوهش از بین آن ها به دست آمد که بعد از مراحل کدگذاری، مقوله های اصلی و فرعی این فرایند، استخراج گردید.. بر اساس مضامین موجود در محتوای مقاله ها 295 مضمون اولیه (کد) و 44 مقوله و 9 بعد و 7 طیف از تم ها حاصل گردید. نتایج پژوهش حاکی از مقوله های کلی شناسایی شده در قالب یک مدل فراکتالی شامل الزامات (ابعاد نرم افزار و سخت افزار درطیف کاربرد- عدم کاربرد)، اهداف (ابعاد اهداف کلی و اهداف جزیی در طیف قابل دسترس- غیرقابل دسترس)، ویژگی های محتوا (بعد کیفیت در طیف مرتبط - غیر مرتبط)، روش های یاددهی یادگیری (بعد همخوانی روش های یاددهی- یادگیری با رویکرد بین فرهنگی در طیف تناسب - عدم تناسب)، ویژگی های استاد (ابعاد قدرت فرهنگی در طیف زیاد-کم و مرتبه علمی در طیف برخوردار غیربرخوردار)، ارزشیابی (بعد کیفیت ارزشیابی درطیف مطلوب - غیرمطلوب) بود که مؤلفه های طراحی الگوی فراکتالی برنامه درسی دکترای رشته مطالعات برنامه درسی با رویکرد بین فرهنگی در آموزش عالی ایران را نمایان کرد. در پایان، فرایند اعتباریابی الگو، با بهره گیری از متخصصان این حوزه و روش اعتباریابی سه سویه حداقل 89/0و حداکثر99/0 به دست آمد.
ارائه الگوی ارتقای کیفیت آموزش با استفاده ازفناوری های نوظهور در هوشمندسازی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
76 - 47
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به روش کیفی و با شیوه نظریه داده بنیاد انجام شد. به همین منظور محقق با 26 نفر از متخصصان در سه حوزه هوشمندسازی، اینترنت اشیا و رایانش ابری که به شیوه هدفمند(گلوله برفی) انتخاب شدند، مصاحبه کرد. متن مصاحبه ها در نرم افزار MAXQDA10 ، بارگذاری و سپس کدگذاری باز با استفاده از نرم افزار انجام شد. بعد از استخراج کدها، مقوله های اصلی با استفاده از کدگذاری محوری استخراج شدند. سپس در ادامه، با کشف ارتباط بین مقوله های محوری، و بعد با انجام کدگذاری گزینشی و شناسایی مقوله مرکزی، الگوی مورد نظر بر اساس نظریه داده به صورت پارادایم ارائه شده است. نتایج تحلیل داده ها در قالب الگو شامل شرایط زمینه ای، شرایط علی، شرایط مداخله ای، راهبردها و پیامدها مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
بررسی تأثیر رهبری مخرب بر تمایل به ترک خدمت معلمان با نقش میانجی بی عدالتی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
258 - 231
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش توصیفی–همبستگی بود. 255 دبیر متوسطه دوم شهر زاهدان به شیوه نمونه گیری تصادفی– طبقه ای (بر حسب جنسیت) از طریق سه پرسشنامه رهبری مخرب، تمایل به ترک خدمت و بی عدالتی سازمانی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. بر اساس یافته ها مقدار ضریب همبستگی بین رهبری مخرب و تمایل به ترک خدمت معلمان ، رهبری مخرب و بی عدالتی سازمانی، و بی عدالتی سازمانی و تمایل به ترک خدمت معلمان معنادار بود. اثر مستقیم رهبری مخرب بر تمایل به ترک خدمت معلمان، اثر مستقیم رهبری مخرب بر بی عدالتی سازمانی، و اثر مستقیم بی عدالتی سازمانی بر تمایل به ترک خدمت معلمان، معنادار بود. همچنین اثر غیرمستقیم رهبری مخرب بر تمایل به ترک خدمت معلمان با میانجی گری بی عدالتی سازمانی، معنادار بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که رهبری مخرب هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیر میانجی بی عدالتی سازمانی بر تمایل به ترک خدمت معلمان اثر مثبت و معنادار دارد.
ابعاد و مؤلفه های اجتماع یادگیری حرفه ای معلمان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
369 - 341
حوزههای تخصصی:
پژوهش از نوع تحقیقات کیفی بود. گردآوری داده ها در دو مرحله انجام گرفت: در مرحله اول روش نمونه گیری به صورت هدفمند در دسترس بود که 14 واحد مطالعاتی به دست آمده و در مرحله دوم، با مصاحبه با جامعه معلمان و صاحب نظران حوزه آموزش وپرورش به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی 15 نفر مشارکت داده شد. برای بررسی روایی در بخش بررسی اسناد، از چک لیست محقق ساخته و در بخش مصاحبه، جهت تعیین روایی سؤالات مصاحبه از نظرات 5 تن از متخصصانی که در این زمینه صاحب نظر بودند، استفاده گردید. برای بررسی پایایی در هر دو مرحله از روش پایایی بین کدگذاران استفاده گردید. رویکرد تحلیل از نوع بر آینده (گلیزری)، با ۲ مرحله اصلی کدگذاری و در طی ۳ گام، کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده به صورت کلی نشان داد که ابعاد و مؤلفه های اجتماع یادگیری حرفه ای دارای سه شاخص اصلی فردی، گروهی و سازمانی بود.
طراحی الگوی مناسب خود- رهبری مدیران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
185 - 162
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق موردنظر از نظر ماهیت داده از نوع کیفی-کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران و معاونین ستادی (مراکز آموزش وپرورش در شهرستان ها) و مدیران مدارس به تعداد 2300 نفر تشکیل می داد و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران برابر با 329 نفر به دست آمد که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، داده های موردنیاز جمع آوری شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه حاصل از بخش کیفی بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصین و روایی سازه آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تعیین گردید. اطلاعات به دست آمده از طریق تکنیک معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که خودرهبری مدیران آموزش وپرورش در 8 شاخص (شناخت خود، خود هدایتی، خود نظارتی، خودکنترلی، اثربخشی، هدف گذاری، خود انگیزشی و تفکر در خود) دسته بندی شدند که با حذف بعضی از سؤال ها و نشانگرها، در نهایت مدل موردنظر به لحاظ آماری مورد تأیید قرار گرفت.
تبیین مدیریت مدرسه بر مبنای استعاره علمی یا تجربه شخصی؟ مطالعه ای موردی موفق مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
126 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تکیه بر روش مطالعه موردی، 12 نفر از مدیران موفق مدارس سمنان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند تا مشخص شود که رویکرد مدیریت آن ها در مدرسه چگونه است. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری موارد کرانه ای و بر مبنای اشباع نظری در تفسیر یافته ها بود. به هر ترتیب، داده هایی کمی و کیفی گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه سازمان یافته بود که برای تحلیل داده های آن از دو روش کمی و کیفی استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تبیین سازی و در بخش کمی از روش تحلیل محتوای قیاسی استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که نه تنها رویکرد مدیران مدارس بر مبنای آموزه های استعاره ی علمی استوار نبود بلکه مدرسه به کارزاری برای تجربه ورزی و آزمایش و خطای مدیران تبدیل شده است. افزون بر آن، این تجربه ورزی چندان ارتباطی به رشته ی تحصیلی مدیران، سابقه ی کاری آن ها، مقطع مدیریت و نوع مدرسه نداشت و تجربه ورزی در هر شرایطی مورد استفاده مدیران بود. یافته ها همچنین نشان داد که این تجربه هایی که مدیران در مدیریتِ مدرسه ی خویش در پیش می گیرند، توسط فرادستان اداری، استانداردسازی نمی شود.
تجارب مدیران مدارس و دبیران شهر سنندج از برنامه تعالی مدیریت مدرسه: تحلیلی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
275 - 238
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف واکاوی ادراکات و تجارب مدیران و دبیران مدارس متوسطه شهر سنندج از برنامه تعالی مدیریت مدرسه انجام شد. با عنایت به ضرورت اطلاع عمیق از نحوه برداشت و تجارب زیسته مشارکت کنندگان از ماهیت برنامه تعالی مدیریت مدرسه، سازوکارهای اجرایی، آثار و نتایج و همچنین آسیب های احتمالی آن، از روش پدیدارشناسی برای انجام پژوهش حاضر بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان در این مطالعه 29 نفر از مدیران و دبیران مدارس دوره اول متوسطه در شهر سنندج بودند که به صورت هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه صورت گرفت و یافته های حاصل با استفاده روش تحلیل داده های کیفی کلایزی تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که درک و برداشت مشارکت کنندگان از ماهیت و کم و کیف برنامه تعالی بسته به رویکرد انتقادی و یا محافظه کارانه و بعضاً ستایشگرانه آنها متفاوت است که نهایت در یک مفهوم فراگیر، سه مضمون سازمان دهنده سطح دو و سیزده مضمون سازمان دهنده سطح یک صورتبندی گردید. براین اساس باوجود اینکه از نظر آنان برنامه تعالی مدیریت مدرسه از نظر ماهیت و ساختار دارای اشکالاتی است اما آثار و نتایجی مثبت و آسیبها و پیامدهایی نیز بر آن مترتب می باشد. این یافته نشان داد که علیرغم مزایایی چون نظم پذیری و فراهم کردن بستری اجرای یکنواخت دستورالعمل طرح تعالی در مدارس، به دلیل ماهیت خطی و تبعیت اجرای چنین برنامه ای از رویکردی تمرکزگرایانه، اجرای آن به شکل فعلی در مدارس بروز آسیب هایی را در نظام آموزش و پرورش اجتناب ناپذیر خواهد کرد.
مطالعه تفکر استراتژیک مدیران مدارس و ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
161 - 138
حوزههای تخصصی:
پژوهش از نوع آمیخته و به روش اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی از روش شناسی مبتنی بر نظریه داده بنیاد استفاده گردیده است. در بخش کمی روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بوده است. جامعه ی آماری در بخش کیفی خبرگان در حوزه مدیریت مدرسه بوده که با روش نمونه گیری غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی مدیران مدارس شهرستان سنقر بودند. در این بخش از روش نمونه گیری تمام شماری استفاده گردید. ابزار در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی مقیاس محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزار در بخش کیفی با معیار مقبولیت و قابلیت تأیید بررسی و در بخش کمی، روایی محتوایی ابزار با نظر اساتید تأیید گردید. روایی سازه طی تحلیل عاملی و پایایی ابزار با بخش آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، روش داده بنیاد و در بخش کمی، تحلیل عاملی اکتشافی بود. یافته های حاصل از تحلیل بخش کیفی منجر به شناسایی هفت مقوله اصلی در رابطه با تفکر استراتژیک مدیران گردید و به صورت مقیاسی 41 گویه ای به جامعه آماری در بخش کمی ارائه و تحلیل عاملی گردید. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که هفت عامل حدود 68 درصد از واریانس گویه های مربوط به مقیاس را تبیین می نمایند.
انتقال آموزش در مدرسه: ادغام نظریه حمایت سازمانی در نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
405 - 389
حوزههای تخصصی:
در پژوهش از طرح پژوهش همبستگی-پیش بین استفاده شده است. جامعه پژوهش حاضر همه معلمان متوسطه اول شهر کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری Hair et al (2017) 183 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه محقق ساخته نظریه رفتار برنامه ریزی شده و حمایت مدیر مدرسه استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با سه تکنیک روایی صوری، روایی محتوا و روایی سازه مورد بررسی و تایید قرار گرفتند. پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی و تایید شدند. به منظور تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار Smart PLS2 استفاده شد. نتایج نشان داد که نگرش، کنترل رفتار ادراک شده و حمایت مدیر مدرسه پیش بینی کننده های معنادار قصد کاربست فناوری آموزشی در تدریس هستند. با این وجود، نتایج نشان داد که هنجار ذهنی معلم قادر به پیش بینی قصد کاربست نیست. همچنین، نتایج نشان داد که کنترل رفتار ادراک شده و قصد با هم پیش بینی کننده رفتار واقعی کاربست فناوری آموزشی در تدریس هستند. در پایان، دلالت های مدیریتی این یافته ها مورد بحث قرار گرفته است.
تحلیل ساختار عاملی مقیاس توان پاسخگویی به محیط در مدارس دولتی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
214 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، تحلیل ساختار عاملی مقیاس توان پاسخگویی به محیط در مدارس دولتی شیرازبود. ابزار پژوهش مقیاس توان پاسخگویی به محیط ترک زاده و نکومند (2015) و مشتمل بر 19 گویه با طیف لیکرت است و شامل سه زیرمقیاس مفهومی، ساختاری و عملکردی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی و متوسطه دولتی شیراز بود که با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای (برحسب دوره تحصیلی) و براساس فرمول کوکران تعداد 369 نفر انتخاب گردیدند. به منظور سنجش روایی پرسشنامه از دو روش تحلیل گویه و تحلیل عامل تاییدی مرتبه اول و دوم و جهت سنجش پایایی آن نیز از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل گویه حاکی از همبستگی معنادار هر یک از گویه ها با زیر مقیاس بعد مربوطه بود. نتیجه تحلیل عامل تاییدی مرتبه اول و دوم نیز نشان داد که هر یک از گویه ها از روایی بالایی برای تبیین بعد مربوطه و برای تبیین توان پاسخگویی به محیط برخوردار می باشند. همچنین براساس مقادیر آلفای کرونباخ، پایایی مقیاس و زیرمقیاس های مربوطه، مطلوب ارزیابی شده است. براین اساس از این مقیاس می توان برای سنجش توان پاسخگویی مدارس به محیط بهره گرفت. واژگان کلیدی: تحلیل ساختار عاملی، مقیاس، توان پاسخگویی به محیط، مدارس دولتی
راهبردهای مناسبِ افزایش پیوند خانه، مدرسه و جامعه؛ تأملی در تجربیات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
370 - 336
حوزههای تخصصی:
شکاف حیطه ی مشارکت والدین / مدارس نظام آموزش وپرورش را به کژ کارکردی مبتلا کرده است. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است که با رویکرد کیفی و روش سنتزپژوهی به راه های جلب مشارکت والدین در مدارس بر اساس تجربیات جهان پرداخته شود. در بخش چارچوب نظری پژوهش ابعاد شش گانه پیشنهادی اپستین مورد استفاده قرار گرفته است. درنهایت راهبردهای مناسب بر اساس هر یک از ابعاد شش گانه تشریح شد به طوری که در بعد فرزند پروری؛ ایجاد مرکز کتابخانه ای برای والدین، برنامه های حمایت خانواده، مدیریت فضای مجازی با تشکیل school networking و برگزاری کارگاه های آموزش والدین، بعد ارتباط یابی؛ ایجاد کانال های ارتباطی شفاهی و رودررو، ارتباط یابی کتبی و اینترنتی، کارت های گزارش عملکرد دانش آموزان، به کارگیری یک رابط مدرسه/خانه، ایجاد اطلاع رسان power school، بعد مشارکت داوطلبانه؛ ارزیابی استعدادهای والدین، تقویت باورپذیری در والدین داوطلب، دعوت از داوطلبان در رویداد های مدرسه، نظرسنجی سالانه، نظارت بر نحوه اخذ کمک های مالی و طرح ریزی یک برنامه منعطف، بعد یادگیری در خانه؛ شامل مجموعه ای از راهبردها از جمله آموزش تخصصی معلمان با محوریت یادگیری در خانه، آموزش تخصصی والدین با محوریت ارائه راهنمای تکالیف خانگی و تقویت رفتار تعاملی دانش آموز با محوریت ارائه تکالیف خانگی تعاملی، بعد تصمیم گیری؛ تشکیل سازمان والدین، تهیه چک لیست انتظارات والدین، تشویق والدین به مشارکت در فرصت های غیررسمی، گزینش افراد انتخاب شده به عنوان نماینده اولیاء در اقوام و گروه های مختلف اجتماع، بعد همکاری با سازمان های اجتماعی؛ شناسایی سازمان های مرتبط با امور مدارس، دعوت از سازمان های اجتماعی، شبکه سازی مدارس، دسترسی به نقشه منابع اجتماعی از مهم ترین راهبردهای مشارکت والدین/ مدرسه به شمار می رود.
توانمندسازی معلمان چشم انداز مدیریت آموزشی (بررسی نقش خودکارآمدی فردی، انتقال دانش و کیفیت زندگی کاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی منابع انسانی فرآیند افزایش حس خودکارآمدی در میان اعضاء سازمان از طریق شناخت خود و از میان بردن عواملی است که سبب ضعف قدرت می شود. این پژوهش با هدف بررسی نقش خودکارآمدی فردی، انتقال دانش و کیفیت زندگی کاری در توانمندسازی معلمان انجام گرفته است. روش پژوهش، همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری می باشد و از جنبه هدف، جزء پژوهش های کاربردی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع متوسطه شهر تبریز به تعداد 2.747 در سال 1395می باشد، تعداد نمونه با توجه به جدول کرجسی- مورگان به تعداد 335 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای سه مرحله ای انجام گرفت. ابزار گرد آوری داده ها شامل چهار عدد پرسشنامه استاندارد " خودکارآمدی فردی شرر (2002)، توانمندسازی مارتین و همکاران (2001)، انتقال دانش دکاستر و همکاران (2008) و کیفیت زندگی کاری ایلگان و همکاران (2014) " می باشد که روایی و پایایی آنها بررسی و مورد تأئید می باشند. داده ها به کمک نرم افزار Amos 24مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج یافته ها نشان داد که خودکارآمدی فردی با کیفیت زندگی کاری رابطه مثبت و معناداری دارد (0.01; p
مدیریت مدرسه محور: موانع و راهکارها، پژوهشی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
105 - 92
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی موانع پیش رو در استقرار مدیریت مدرسه محور و ارائه راهکارهایی برای رفع این موانع پرداخت. راهبرد پژوهش با رویکرد کیفی، پدیدارشناسی توصیفی بود و از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمام مدیران و معلمان دبیرستان های شهرستان مریوان است که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی و قاعده اشباع تعیین شد و 11 نفر از این تعداد، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. سپس از روش دریافت پاسخ از مشارکت کنندگان برای تعیین پایایی استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، شرایط فعلی مدارس برای استقرار مدیریت مدرسه محور، تقریباً پایین تر از حد متوسط قرار دارد و مناسب نیست. موانع ارائه شده توسط مشارکت کنندگان در 6 مقوله کلی از جمله: موانع مربوط به سیاست گذاری و تصمیم گیری، موانع اقتصادی، موانع ساختاری، موانع دانشی و اطلاعاتی، موانع شخصی و موانع فرهنگی و اجتماعی دسته بندی شد. در پایان مشارکت کنندگان راهکارهایی برای بهبود استقرار مدیریت مدرسه محور پیشنهاد کردند؛ از جمله این موارد است: توجه و توجیه مسؤولین مربوط به این نوع مدیریت، تلاش برای حرکت نظام آموزشی به سوی غیرمتمرکز شدن و فراهم سازی زمینه های لازم برای آن، انجام مطالعات و تحقیقات لازم برای پیاده سازی مدیریت مدرسه محور، برگزاری جلسات، کارگاه ها، سمینارها، همایش ها و کلاس های آموزشی مناسب برای افزایش و تقویت دانش و اطلاعات مدیران و دبیران در ارتباط با مدیریت مدرسه محور؛ اختصاص بودجه لازم و کافی به مدارس، تلاش جهت تقویت انگیزه و اعتماد به نفس مدیران برای بر عهده گرفتن این مسؤولیت، اختصاص امکانات مناسب و کافی به مدارس و تلاش برای توجیه والدین و سایر نهادهای جامعه و جلب مشارکت آن ها به شیوه های مختلف.
ارائه الگوی ارزشیابی مبتنی بر شایستگی مدیران مدارس مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
181 - 160
حوزههای تخصصی:
ایجاد نظام ارزشیابی با هدف استاندارد کردن بومی سازی و نظام مند ساختن انتخاب مدیران، به عدالت محوری و شایسته سالاری نظام آموزش و پرورش کمک می کند. نوآوری این پژوهش بدان جهت است که فقدان یک مدل ارزشیابی مدون در سیستم آموزشی کشور برای ارزیابی شایستگی مدیران مدارس ابتدایی کاملاً احساس می شود. هدف از انجام پژوهش دستیابی به الگوی بومی ارزشیابی شایستگی مدیران آموزشی بود تا میزان مطلوبیت هدف های آموزشی، طرح ها، برون دادها و در نهایت پیامدهای برنامه های اجرا شده سنجیده شود. این پژوهش شامل دو بخش عمده طراحی الگو و تعیین مطلوبیت الگو است. در بخش طراحی الگو اطلاعات مورد نظر از روش تفسیری استفاده شد و در بخش دوم مطلوبیت الگوی پیشنهادی از طریق مطالعات میدانی (زمینه ای- پیمایشی) و فن دلفی بررسی شد. روش پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. مشارکت کنندگان شامل دو گروه از جمله: مدیران مدارس مقطع ابتدایی استان سمنان و متخصصان تعلیم و تربیت کشور در زمینه مدیریت آموزشی بودند که در مجموع تعداد 273 نفر شرکت داشتند. بر اساس نظرات دو گروه، معیار اخلاقی نسبت به سایر معیارها، اهمیت بالاتری در نقش آفرینی یک مدیر در مقطع ابتدایی داشته است. معیار شخصیتی در رتبه دوم، مؤلفه وظایف در رتبه سوم و در نهایت نیز، معیار مهارت قرار دارد.
رابطه کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش (مورد مطالعه:استادان دانشکده فنی پسران مرودشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین رابطه کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 130 نفر از استادان دانشکده فنی پسران مرودشت بود که از این بین تعداد 97 نفر بر اساس جدول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید.. نمونه مورد بررسی از طریق پرسشنامه کارآفرینی سازمانی پارسونز، مدیریت دانش شرون لاوسون، چابکی سازمانی توسط ژانک مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیه و تحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون معنیداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان و سلسله مراتبی بارون –کنی استفاده شد. نتایج نشان داد مدیریت دانش در رابطه بین متغیرهای کارآفرینی و چابکی سازمانی نقش میانجی گری معنی دار ایفا می کند.