فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۰۱ تا ۱۴٬۹۲۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه دیدگاه معلمان دروس علوم، ریاضی، عربی و ادبیات در بکارگیری و اولویت بندی مهارت های فاوا بمنظور اثر بخشی برنامه درسی دوره راهنمایی بوده است. این پژوهش از نوع زمینه ای بوده است از بین 4010 نفر از معلمان دروس مورد بررسی، 350 نفر با استفاده از جدول مورگان به روش تصادفی تعیین و از بین نمونه 117 نفر از معلمان دارای شرایط انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته می باشد که پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ (8/93%) محاسبه و با استفاده از ماژول های بنیاد جهانیICDL تهیه گردیده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها افزون بر آمار توصیفی از آمار استنباطی و آزمون کروسکال والیس استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آنست که از دیدگاه معلمان بکارگیری مهارت های هفت گانه فاوا در یادگیری این دروس موثر است. بین میانگین نمره های معلمان در خصوص چهار مهارت مفاهیم پایه سخت افزار و فن آوری داده ها، کامپیوتر و مدیریت فایل ها، بکارگیری نرم افزار واژه پرداز، جستجوی اینترنتی و پست الکترونیک، تفاوتی معنی دار وجود ندارد، ولی در بکارگیری سه مهارت دیگر تفاوت معنی دار مشاهده شد. بکارگیری صفحه گسترده و بانک داده ای در آموزش درس ریاضی و نرم افزار ارایه مطالب در آموزش درس علوم از اولویت بالاتری نسبت به سایر مهارت های فاوا برخوردارند.
شاخص های آموزش گوش دادن در دوره ابتدایی؛ شواهدی از برنامه درسی زبان ملّی چند کشور پیشرو در زبان آموزی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال یازدهم بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۱
89 - 112
حوزههای تخصصی:
معمولاً «گوش دادن» را با «شنیدن» یکی می دانند، درحالی که «گوش دادن» با «شنیدن» فرق دارد. گوش دادن یک مهارت و شامل شنیدن و درک مطلبی است که به صورت شفاهی بیان می شود و نیازمند آموزش است، اما شنیدن مهارت نیست بلکه یک موهبت زیست شناختی است که نیازی به آموزش رسمی ندارد، و خود به خود حاصل می شود. هدف تحقیق حاضر تدوین شاخص های آموزش مهارت گوش دادن در برنامه درسی زبان ملّی برای دوره ابتدایی و سپس تبیین نقاط قوت و ضعف راهنمای برنامه درسی زبان فارسی برای دوره ابتدایی ایران (ویراست 1388) به لحاظ شاخص های مورد نظر بود. برای نیل به این هدف، محتوای برنامه های درسی زبان ملّی آمریکا (ایالت نیوجرسی، 2004)، انگلستان (2007)، سنگاپور (2006) و نیز راهنمای برنامه درسی زبان فارسی برای دوره ابتدایی(ویراست 1388) به شیوه کیفی تحلیل شدند. پژوهش نشان داد که در چارچوب برنامه درسی زبان فارسی مهارت گوش دادن امری دانسته شده فرض شده است چرا که تعریف مشخصی برای آن مطرح نشده و خرده مهارت های آن نیز معرفی نشده اند. این موضوع باعث شده است که هدف های آموزش آن نیز به صورت کلّی و مبهم ارائه شوند. از طرفی، در چارچوب این برنامه درسی، آموزش مهارت گوش دادن به صورتی متناسب با بافت موقعیت، انتقادی و با کمک فنّاوری اطلاعات و ارتباطات برنامه ریزی نشده است.
می توانیم از دانش آموزان هم یاد بگیریم
حوزههای تخصصی:
مبانی پژوهش دانش آموزی: پژوهش و کتاب خانه با هم نسبت فامیلی دارند!
حوزههای تخصصی:
تأثیر عناصر فیزیکی فضا در محیط های آموزش و یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۶ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۸
237 - 251
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی محیطی است که آموزش در آن صورت میپذیرد. فرآیند آموزش میتواند در سطوح سازمانی، فیزیکی و در یک اتاق مجزا و یا حتی در سطوح مجازی شکل بگیرد. معالوصف، به دلیل محدود بودن فضای نوشتار، نگارنده تأکید خود را تنها بر فضاهای آموزشی متمرکز میکند. بررسی و تفحص درباره محیط آموزش مجازی، به تحلیلهایی متفاوت و بعضاً موسعتر نیازمند است که در این مطالعه تبیین شده است
بررسی مقایسه ای ابعاد آگاهی های فراشناختی دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۴۲
119 - 134
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل تبیین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، آگاهی های فراشناختی است. منظور از فراشناخت، آگاهی فرد از فرایندهای شناختی و کنترل و تنظیم شناخت خود است. پژوهش حاضر به بررسی مقایسه ای ابعاد آگاهی های فراشناختی دانش آموزان دوره راهنمایی از لحاظ پایه تحصیلی، جنسیت، نوع مدرسه و ناحیه آموزشی می پردازد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی مدارس شهر شیراز به تعداد 65339 بود که از آن میان، به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای، تعداد 551 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه آگاهی های فراشناختی(M.A.I) استفاده شد. یافته ها نشان داد که دانش آموزان در کل دارای میانگین78/3 از 5 هستند. نتایج در مورد مؤلفه های فرعی آگاهی های فراشناختی نشان داد که میانگین دانش فراشناختی دانش آموزان (83/3) از میانگین کنترل فراشناختی (74/3) آنان بیشتر است. بین آگاهی های فراشناختی دانش آموزان با توجه به جنسیت و ناحیه آموزشی، تفاوت معنادار وجود داشت. در برخی از مؤلفه های آگاهی فراشناختی، با توجه به نوع مدرسه، تفاوت معنا دار مشاهده گردید، اما بین آگاهی های فراشناختی دانش آموزان بر حسب پایه های تحصیلی، تفاوت معنا دار نبود. با توجه به اهمیت آگاهی های فراشناختی برای موفقیت تحصیلی، اهتمام برنامه ریزان و مؤلفان کتب درسی به آگاهی های فراشناختی، ضروری به نظر می رسد.
بررسی تأثیر روش های مطالعه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان بناب
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر شیوه های مطالعه (مردر[1] و پرسیدن دو جانبه) بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان صورت پذیرفت آزمودنی های این پژوهش شامل 80 نفر از دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان بناب در سال تحصیلی 90-1389بودند. که بوسیله روش نمونه گیری تصادفی 3 مدرسه انتخاب شد و از هر مدرسه، یک کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید. دو کلاس به عنوان گروه آزمایش و یک کلاس به عنوان گروه گواه انتخاب شدند ابتدا از آزمودنی های هر سه گروه پیش آزمونی اجرا شد و سپس آموزش روش های مهارت های مطالعه برروی گروه ها ی آزمایشی در مدت 8 جلسه 45 دقیقه ای اجرا گردید و در پایان پس آزمون اجرا شد در این پژوهش مهارت های مطالعه به عنوان متغیرمستقل پیشرفت تحصیلی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. برای آزمون فرضیه های پژوهشی از آزمون t همبسته و ANCOVA استفاده شد.
نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان یادگیری دانش آموزان آموزش دیده به شیوه مهارت های مطالعه، با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد.
فلسفه برای کودکان: مربی فلسفه، کلاس فلسفه
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی کارآیی ارزشیابی توصیفی در مدارس ابتدایی _ آموزش و پرورش منطقه 10 تهران از دیدگاه معلمان و مدیران، والدین و دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی کارآیی رویکرد ارزشیابی توصیفی به عنوان یکی از رویکردهای جدید در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و مطالعه و بررسی تاثیر این رویکرد در مدارس ابتدایی آموزش و پرورش منطقه 10 تهران بوده است. روش تحقیق در این پ ژوهش روش توصیفی به شیوه ی پیم ایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد. نمونه آماری پژوهش مجموعا 280 نفر می باشند و جامعه ی آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان منطقه 10 تهران در سال تحصیلی 91-90 می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات یک پرسشنامه محقق ساخته که شامل 33 سؤال پنج گزینه ای با استفاده از مقیاس درجه بندی لیکرت و همچنین پنج سؤال تشریحی است. به طور کلی آموزگاران با اجرای طرح ارزشیابی توصیفی موافقند و اعلام کرده اند که اجرای این طرح در کاهش اضطراب دانش آموزان مؤثر بوده است و موجب افزایش خلاقیت، انگیزه ی آموزشی، مهارتهای تحقیق و پژوهش، شناخت دانش آموز نسبت به توانایی های خود، تعامل بیشتر دانش آموزان با همدیگر و با معلم، تقویت روحیه انتقادپذیری در دانش آموزان شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها و اطلاعات جمع آوری شده نشان داد که: در دانش آموزان ابتدائی منطقه 10 تهران، ارزشیابی توصیفی در سطح بسیار بالایی در مدارس ابتدائی آن منطقه کارائی دارد که اجرای این طرح در بهبود یادگیری دانش آموزان، در تعامل اولیاء دانش آموزان با مسئولین مدرسه، بهبود رفتار دانش آموزان، دشواری کار معلمین، سلامت روحی و روانی دانش آموزان تاثیر مهمی را ایفاد نموده است که بر کیفیت آموزش و اهداف مورد نظر آموزش و پرورش توجه ویژه ای دارد.
بررسی تأثیر آموزش خلاقیت بر دانش آموزان پیش دبستان و دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت روزافزون خلاقیت در جهان معاصر، مسأله ی آموزش خلاقیت در سطح مدارس ابتدایی مورد توجه قرار گرفت و جهت بررسی این مسأله، دو پژوهش انجام پذیرفت. پژوهش نخست به بررسی تأثیر آموزش خلاقیت بر افزایش خلاقیت دانش آموزان پسر دبستانی پرداخت. پس از انجام پیش آزمون با ابزار محقق ساخته در سطح گروه آزمایشی (67 نفر) و گروه کنترل (58 نفر)، آموزش خلاقیت به مدت 12 هفته به گروه آزمایشی ارایه گردید. نتایج به دست آمده از آزمون گروه های آزمایشی و کنترل، با روش اندازه گیری های مکرر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان دهنده ی تفاوت معنادار گروه آزمایشی با گروه کنترل بود. پس از مشخص شدن تأثیر مثبت آموزش خلاقیت بر روی خلاقیت کودکان، پژوهش کیفی و طولی دوم، با هدف دستیابی به الگویی بومی جهت ارایه به اولیای آموزشی در جهت آموزش خلاقیت، طی 4 تابستان متوالی انجام پذیرفت. در این پژوهش 40 نفر از کودکان پیش دبستانی و دبستانی دختر و پسر، شرکت داشتند. نتایج حاصل از این پژوهش کیفی، ضمن تأیید تأثیر مثبت آموزش خلاقیت، در سطح افراد مورد بررسی، در عمل به ارایه ی الگویی اولیه جهت چگونگی اعمال روش های آموزش خلاقیت به دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی رسید. یافته های اخیر، الگوی مناسبی جهت چگونگی به کارگیری روش های مختلف آموزش خلاقیت و محتوای لازم در این جهت را در اختیار معلمان و مربیان آموزشی، قرار خواهد داد.
مفهوم پردازی توسعه برنامه های میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱
105 - 129
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران در سال های اخیر تلاش کرده اند میان رشتگی را در چارچوب نظریه های مختلفی بازنمایی کنند. با این وجود، ابعاد و زوایای آن در جامعه علمی به نیکویی مورد واکاوی قرار نگرفته است. این پژوهش با هدف مفهوم پردازی توسعه برنامه های میان رشته ای از منظر نظریه سیستم های پیچیده به انجام رسیده است. این پژوهش از نوع کیفی و در آن از روش «گروه کانونی» استفاده شده است. نمونه آماری این پژوهش شامل؛ 7 نفر از اعضاء هیات علمی که در زمینه پژوهش دارای تجربه و فعالیت پژوهشی بوده اند، می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی، و بطور مشخص تحلیل تم(مضمون)، کد گذاری باز، و محوری انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که از بعد کارکردی، عواملی همچون؛ 1- تفکر میان رشته ای، 2- بلوغ رشته ای، 3- توجه رسمی، 4- نیاز سنجی و مسئله یابی، 5- تولید دانش تلفیقی، و 6- شبکه سازی در توسعه برنامه های میان رشته ای موثرند. همچنین از بعد ساختاری؛ 1- نهاد سازی، 2- ساختار برنامه درسی 3- عوامل سازمانی و 4- ساختار ذهنی افراد، بر توسعه برنامه های میان رشته ای تاثیر گذارند. با اجرای این پژوهش این نتیجه حاصل شد که؛ میان رشتگی نه تنها خود حاصل پیچیدگی است، بلکه توسعه و تداوم بخشی فعالیت های میان رشته ای در فراهم سازی ظرفیت های پیچیده در سیستم دانشگاه، نقشی بسیار اساسی ایفا می کند.
بررسی رابطه ارزشیابی کیفی با خلاقیت و خودپنداره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف پژوهش حاضر به بررسی رابطه ارزشیابی کیفی با خلاقیت و خودپنداره در دانش¬آموزان پایه سوم مقطع ابتدایی مدارس شهرستان بوکان می پردازد. این پژوهش از نوع علی – مقایسه ای می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش¬آموزان پایه سوم مقطع ابتدایی مدارس شهرستان بوکان، می باشد که با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم، که طبقات جنسیت می باشند (60 نفر زن و 60 نفر مرد) انتخاب شده اند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون خلاقیت کودک شیفر و خودپنداره کودک پیرز - هریس می باشد. برای تحلیل داده ها از دو سطح توصیفی (میانگین، میانه، انحراف استاندارد و...) و استنباطی (آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره) استفاده شد است. نتایج تحلیل واریانس تأثیر ارزشیابی کیفی بر خلاقیت و خودپنداره (به¬طور کلی) در سطح 002/P< معنی¬دار می¬باشد. هم¬چنین تأثیر ارزشیابی کیفی بر خلاقیت در سطح 002/P< و تأثیر ارزشیابی کیفی بر خودپنداره نیز در سطح 018/ P<معنی دار می باشد. با توجه به نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها، ارزشیابی کیفی بر خلاقیت و خودپنداره در دانش¬آموزان تأیید گردید.
کودک خوش بین
حوزههای تخصصی:
با همراهان
حوزههای تخصصی:
رابطه میزان آشنایی و کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر هریس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق، با هدف تعیین رابطه میزان آشنایی و کاربرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر هریس با روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی انجام یافته است. جامعه آماری تحقیق، شامل دانش آموزان مقطع متوسطه شهر هریس در سال تحصیلی 91-1390 به تعداد 1800 نفر (شامل 970 نفر پسر و 830 نفر دختر) می باشد. از میان آنها تعداد 317 نفر به عنوان نمونه آماری به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، شامل پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تأیید شده و پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ برای متغیر میزان آشنایی با فن آوری اطلاعات و ارتباطات 78/0 و برای متغیر میزان استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات 74/0 به دست آمده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام گرفته است. نتایج نشان داد که بین میزان آشنایی با فن آوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همبستگی معنی دار وجود دارد.
تأثیر آموزش ایمن سازی در پیشگیری ازآسیب جنسی در دختران نوبالغ کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
مروری بر الگوهای تشخیصی ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی متون در حوزه تشخیص ناتوانی یادگیری نشان از وجود چندین مدل جهت بررسی وجود ناتوانی یادگیری دارد. دو نمونه از پرکاربردترین این مدل ها، مدل «ناهماهنگی هوشبهر پیشرفت» و مدل «پاسخ به مداخله» است. با وجود فراگیری این دو مدل و به خصوص مدل ناهماهنگی هوشبهر پیشرفت، انتقاداتی متوجه آن ها است و وجود یک نظریه قوی در صورت استفاده از مدل ناهماهنگی هوشبهر پیشرفت ضروری به نظر می رسد که موجب پدیدآیی و کاربرد رویکرد سومی برای تشخیص ناتوانی یادگیری شده است. در این مقاله سعی شده تا با مروری بر هر سه رویکرد، ملزومات تشخیص حوزه ناتوانی یادگیری بررسی شوند.
مدیریت کیفیت جامع ، پیش بین مقدار نهادی سازی کیفیت در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی پیش بینی پذیری نهادی سازی کیفیت در مدارس برمبنای مقدار انطباق آنها با مولفه های مدیریت کیفیت جامع بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و واحد مطالعه در این پژوهش در دو سطح مدرسه و معلم متمرکز بود. جامعه آماری کلیه مدارس متوسطه دولتی غرب استان مازندارن ( 36 مدرسه با 940 نفر معلم ) بوده است. برای نمونه گیری در دو مرحله از روش های نمونه گیری هدفمند و تصادفی طبقه ای استفاده گردید. بر این اساس، با همتاسازی از لحاظ قدمت، ثبات مدیریت، وضعیت اجتماعی- اقتصادی و جمعیت دانش آموزی 20 مدرسه به عنوان گروه نمونه برگزیده شدند. این 20 مدرسه دارای 506 نفر معلم بودند که برمبنای جدول کرجسی و مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 331 نفر معلم به عنوان نمونه سطح دوم انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از دو پرسشنامه سنجش مقدار انطباق مدارس با مؤلفه های مدیریت کیفیت جامع و پرسشنامه سنجش مقدار نهادی سازی کیفیت مدارس استفاده شد. برای تجزیه داده ها از شاخص های توصیفی و برای تحلیل داده ها از آماره همبستگی پیرسون و مدل های رگرسیون اینتر و گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان می دهند که بین مقدار انطباق مدارس با مؤلفه های مدیریت کیفیت جامع با مقدار نهادی سازی کیفیت در این مدارس رابطه وجود دارد. هم چنین، وضعیت مؤلفه های مدیریت کیفیت جامع از توان کافی برای پیش بینی و تا حدی تبیین مقدار نهادی سازی کیفیت در مدارس برخوردارند.
اثر اعتماد به مدیران بر تفکر راهبردی سازمانی و نقش آنها در بهبود عملکرد سازمانی از راه تعهد سازمانی در بستر آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی اثر تفکر راهبردی سازمانی بر بهبود عملکرد سازمان با در نظر گرفتن اعتماد به مدیران ارشد به عنوان یک پیشایند برای تفکر راهبردی سازمانی و نقش تعهد سازمانی به عنوان متغیر واسطه بی تفکر راهبردی سازمانی با بهبود عملکرد سازمان در بخش اداری دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1390 بود. روش پژوهش، همبستگی و به گونه مشخص مدل یابی معادلات ساختاری مبتنی بر تحلیل مسیر بود. از جامعه کارشناسان و مدیران اداری نمونه گیری تصادفی طبقه ای انجام شد و پاسخنامه 151 پرسشنامه الکترونیکی تحلیل شد. تعداد گویه های پرسشنامه ها و پایایی متغیرها به روش آلفای کرونباخ بدین قرار بود: تفکر راهبردی سازمانی 10 گویه با آلفای 0.94، اعتماد به مدیران ارشد 3 گویه با آلفای 0.95، تعهد سازمانی 9 گویه با آلفای 0.90، و بهبود عملکرد سازمان 8 گویه با آلفای 0.87. روایی. پرسشنامه ها با بکارگیری پرسشنامه های روا شده در پژوهش های پیشین، اِعمال اصلاحات خبرگان و تحلیل عاملی تأیید شد. نتایج تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل نشان داد اعتماد به مدیران ارشد می تواند 0.67 از تغییرات تفکر راهبردی سازمانی، تفکر راهبردی سازمانی 0.40 از تغییرات تعهد سازمانی و 0.56 از تغییرات بهبود عملکرد سازمان، و تعهد سازمانی 0.21 از تغییرات بهبود عملکرد سازمان را پیش بینی کند.
تأثیر فن آوری اطلاعات بر افزایش یادگیری دروس ریاضی و زبان انگلیسی دانش آموزان دوره راهنمایی شهر بابل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، با هدف بررسی تأثیر به کارگیری فن آوری اطلاعات در افزایش یادگیری دانش آموزان دوره راهنمایی در دروس ریاضی و زبان انگلیسی انجام گرفت. روش تحقیق، نیمه تجربی و جامعه آماری، شامل دانش آموزان مدارس دخترانه دوره راهنمایی شهر بابل در سال تحصیلی 91 -1390 به تعداد 3828 نفر که در 16 مدرسه مشغول به تحصیل بوده اند، می باشد. از این جامعه، دو کلاس درس زبان انگلیسی و دو کلاس درس ریاضی پایه دوم (از میان مدارسی که مجهز به فن آوری اطلاعات بودند)، به صورت تصادفی ساده انتخاب گردیده و به عنوان گروه های آزمایش و گواه مورد بررسی قرار گرفتند. داده های حاصل از آزمون مرجع پیشرفت تحصیلی، با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که فن آوری اطلاعات در افزایش یادگیری دانش آموزان دوره راهنمایی شهر بابل در دروس ریاضی و زبان انگلیسی مؤثر می باشد.