زمینه:خودکارآمدی به عنوان یک عامل مهم در خودپنداره، نظریات انگیزشی و رفتارهای مرتبط با سلامتی در نظر گرفته شده است. هدف:این مطالعه با هدف بررسی تحلیل عاملی تأییدی، اعتبار و روایی مقیاس خودکارآمدی اجتماعی در دانشجویان ایرانی صورت گرفته است. روش:این مطالعه همبستگی از نوع اعتبارسنجی بود که پرسشنامه های خودکارآمدی اجتماعی گریو و همکاران (2014)، خودکارآمدی عمومی شوارتز و جروسلم (1995)، بی تفاوتی اجتماعی، پذیرش و همبستگی اجتماعی در اختیار 750 دانشجوی دانشگاه های پیام نور کرمانشاه و کنگاور و دانشگاه آزاد کرمانشاه که به صورت در دسترس انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای محاسبه اعتبار، از روش همسانی درونی و برای سنجش روایی همزمان از همبستگی بین نمرات ابزارهای مذکور استفاده شد. برای مشخص شدن روایی سازه نیز از روش تحلیل عاملی استفاده گردید. نرم افزار مورد استفاده برای تحلیل داده ها SPSS و Amos بود. یافته ها:نتایج تحلیل عاملی نشان داد که اکثر گویه های ابزار به جز گویه های 4،5، 9 و 16 از بار عاملی مناسب برخوردار بوده و پنج عامل ارزش ویژه بالاتر از یک داشتند و 04/47 درصد واریانس های مشاهده شده را تبیین کردند. این امر می تواند حاکی از روایی عاملی نسبتاً مناسب پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی باشد. ضرایب همبستگی نشان داد که روایی همزمان مقیاس خودکارآمدی اجتماعی با دیگر ابزارهای مذکور در حد مطلوبی بود. برای همسانی درونی نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ و دونیمه کردن به ترتیب مقادیر 83/0 و 76/0 به دست آمد. نتیجه-گیری: مقیاس خودکارآمدی اجتماعی دارای اعتبار و روایی مناسبی است و از این مقیاس می توان در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
What is learning after all? Being the cornerstone of educational psychology, this question has not lost its appeal since there still is no consensus over it. What makes providing a careful definition of learning important is that such definitions carry important pedagogical implications which might not be equally beneficial. This theoretical paper, therefore, has tried to define learning by a novel interdisciplinary approach through connecting educational psychology to philosophy. It has started with the dilemma of a lack of consensus over the definition of definition itself and the necessity for holding a theory of definition. Consequently, Aristotle’s definition theory has been chosen. To be impartial, it has been contrasted with that adopted by Karl Popper- Aristotle’s major critic. Then, mainstream leaning definitions have been investigated. Their inadequacy has been attributed to their non-adherence to a tenable definition theory. The paper recommends a framework for learning definition studies established by adopting Aristotle’s definition theory and other points discussed. Such a framework constitutes guidelines for future studies. These guidelines give future definition studies direction and coherence and allow us to move away from idiosyncrasies reflecting personal bias and, as such, they can direct us towards developing a consensual definition.
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش طرحواره درمانی بر نگرش ناکارآمد و نشخوار فکری دانشجویان دختر مضطرب روان شناسی بالینی دانشگاه تهران غرب در سال تحصیلی 98-1397 بوده است.طرح پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است.جامعه پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دختر رشته روان شناسی بالینی دانشگاه تهران غرب که 30 نفر از میان آن ها انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش طرحواره درمانی را به مدت چهار ماه و نیم هفته ای یک بار در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند و هر دو گروه به پرسشنامه نگرش کارآمد (1978)، مقیاس نشخوار فکری (نالن هوکسما و مارو، 1993) و پرسشنامه اضطراب بک (1988) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. داده ها به وسیله آزمون کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد در مرحله پس آزمون بین اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد تفاوت معناداری وجود دارد. سطح معناداری همه آزمون ها P
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های معلم اثر بخش در اندیشه های تربیتی فارابی فیلسوف مسلمان و موسس فلسفه ی اسلامی و روسو معلم و اندیشمند بزرگ تعلیم و تربیت غرب است. روش پژوهش توصیفی- تحلیل اسنادی، و ابزار گرد آوری اطلاعات فرم های فیش برداری بوده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در نظام تربیتی فارابی معلم دارای دو ویژگی فطری و اکتسابی است. ویژگی فطری معلم همچون، خوش بیانی، خوش حافظه و با هوش و زیرک بودن اوست و از ویژگی اکتسابی معلم می توان به حکیم و دانا، حافظه قوی و حافظ دین و شریعت بودن او اشاره کرد. از جمله روش های تدریس پیشنهادی فارابی برای اثر بخشی بهتر تدریس می توان به روش تدریس اقناعی، برهانی، صعودی، نزولی اشاره کرد. در نظام تربیتی روسو، معلم دارای ویژگی های همچون جوان بودن، بومی بودن، هماهنگ با طبیعت، توجه به تفاوتهای فردی می باشد. از روش های تدریس پیشنهادی روسو هم می توان به روش های تدریس: اکتشافی، فعال، آزمایش و گردش علمی اشاره کرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتارهای ادراک شده توانمندساز مدیران بر آوای کارکنان انجام شده است. روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش کلیه کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان گیلان ( 459 نفر) به عنوان جامعه آماری انتخاب و با روش نمونه گیری طبقه بندی شده ساده (سهمیه ای) ، نمونه ای به حجم 210 نفر با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه توانمندسازی رهبر آرنولد و همکاران و آوای کارکنان ون داین و لیپاین بکارگرفته شد. روایی صوری پرسشنامه با نظر پانلی از متخصصان تأیید گردید؛ روایی همگرایی و همچنین پایایی پرسشنامه از روش آزمون آلفای کرونباخ ، ترکیبی و بار عاملی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها شامل دو روش توصیفی و استنباطی بوده است که با استفاده از نرم افزارهای Spss 20 وSmart Pls 2 انجام گرفت. بر طبق نتایج این پژوهش، رفتارهای ادراک شده توانمندساز مدیران بر آوای کارکنان تأثیر مثبت (498/0 β= ) و معنادار) 96/1 (t>دارد و همچنین در بین ابعاد سازه اصلی رفتارهای ادراک شده توانمندساز مدیران، تأثیر سازه تصمیم گیری مشارکتی و مربیگری معنی دار(96/1 ( t>و با ضریب مسیر استاندارد به ترتیب (399/0β=) و(753/0 β=) بر آوای کارکنان بوده در حالیکه سازه اطلاع رسانی(96/1>t>96/1- )در تأثیر گذاری بر آوای کارکنان معنی دار نمی باشد.
هدف پژوهش تاثیر درس پژوهی بر عملکرد تحصیلی درس مطالعات اجتماعی دانش آموزان سال پنجم ابتدایی شهر ساری بوده است. روش پژوهش، شبه آزمایشی بوده است. جامعه آماری دانش آموزان پایه پنجم تشکیل دادند. نمونه آماری 52 نفر بود که در دو کلاس 26 نفره مشغول به تحصیل بودند که ابزار اجرا شد(گروه آزمایش) و در گروه دیگر ابزار مورد استفاده قرار نگرفت(گروه گواه). پس از آموزش به دو شیوه درس پژوهی و سنتی، عملکرد تحصیلی در هر دو گروه از طریق آزمون کتبی با محتوا و سطوح شناختی مشابه، یک هفته پس از آموزش اندازه گیری شد و نتیجه آزمون در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. سئوالات در شش سطح یادگیری به یاد سپردن، فهمیدن، کاربرد، تحلیل، نقد و ارزیابی و خلق و آفرینش طراحی شده و بازه نمره آزمون از صفر تا 20 بود. نتایج تحقیق نشان داد که رویکرد درس پژوهی بر عملکرد تحصیلی درس مطالعات اجتماعی در دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی تاثیر معناداری دارد. این تاثیر در شش سطح یادگیری به یاد سپردن، فهمیدن، کاربرد، تحلیل، نقد و ارزیابی و خلق و آفرینش معنادار بوده است. به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد استفاده از رویکرد درس پژوهی موجب بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس مطالعات اجتماعی می شود.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دانش آموزان بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 12 آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 97 1396 بود . تعداد 56 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به شکل تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کرمی (1386) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. تحلیل آماری داده ها نشان داد 9 جلسه مداخله آموزش هوش معنوی موجب افزایش معنادار در مقابله مسئله مدار و ارتباط مؤثر دانش آموزان و همچنین موجب کاهش معنادار مقابله هیجان مدار و مقابله اجتنابی در مواجهه با استرس شده است.
امروزه کودکان به فرصتهایی نیاز دارند که بیاموزند در مقابل رویدادها چگونه واکنش دهند. برای مثال بدانند چه وقت برای خندیدن، شوخی کردن و یا ابراز همدردی مناسب است. پژوهشهای انجام شده در دنیا حاکی از آن است کودکانی که آموزشهای پیش دبستانی را می گذرانند نسبت به کودکانی که این آموزشها را ندیده اند مستقل تر و منظم تر هستند و از ثبات عاطفی بیشتر و اضطراب کمتری برخوردارند. روحیه مشارکت و فعالیتهای گروهی و اجتماعی در آنان تقویت شده و دارای ارتباطات قوی تر می باشد. از جمله این وظایف حائز اهمیت رشد قوای جسمی و مراقبت و شناخت جسم خود، ارتباط مناسب با همسالان و مربیان و سایر بزرگسالان، کمک به دیگران و احساس همدردی با سایرین، رعایت نوبت و سایر مهارت های اجتماعی است. اجتماعی شدن به معنای همسازی و همنوایی این فرد با ارزشها، هنجارها و نگرشهای گروهی و اجتماعی است یا به مفهوم دیگر، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن، هر فرد، دانش و مهارتهای اجتماعی لازم برای مشارکت موثر و فعال در زندکی گروهی و اجتماعی را کسب می کند. از این رو در تحقیق حاضر، به لحاظ اهمیت موضوع به بررسی مفاهیم مهارتهای اجتماعی کودکان و نقش آن در رسیدن به اهداف آموزش و پرورش پرداخته شده است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی پیش فرض های تربیتی هرمنوتیک در نظام آموزش از دور است. برای این منظوراستدلال شد که نسل اول آموزش از دور به دلیل متن محور بودن تنها با هرمنوتیک روشمند نزدیکی دارد. در نسل های دوم و سوم شاهد تبدیل فهم به مقوله ای پراکتیک هستیم که به دلیل تأکید بر مشارکت فرد و موضوع مورد بحث برای حصول فهم به آن ماهیتی نسبی بخشیده است و هدف آموزش مانند هرمنوتیک فلسفی، توانمند نمودن افراد در مهارت های زندگی و شغلی است. نسل چهارم با تلقی فرد به عنوان منبعی که شناخت از زندگی او آغاز شده و در زندگی او پایان می یابد به هرمنوتیک پدیدارشناسانه نزدیک می شود و نقطه برجسته نسل پنجم یعنی تکیه بر پرورش عقلانیت و نگرش انتقادی برای رهایی از عناصر سلطه فرایند آموزش نیازمند مبنای فلسفی انتقادی و منابع انسانی فعال است که نزدیکی بسیاری با هرمنوتیک انتقادی دارد.
معلمان رکن اساسی در فرایند یاددهی- یادگیری هستند، لذا از تجربیات زیسته آن ها می توان اطلاعات مفید و گران بهایی استخراج کرد. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از احساس مهم بودن بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین معلمان دوره ابتدایی، 14 نفر، بر اساس معیارهای ورود به پژوهش، انتخاب شدند. شرط انتخاب، تمایل به شرکت در پژوهش و دارابودن حداقل 10 سال سابقه معلمی در دوره ابتدایی بود. در ابتدای هر مصاحبه، ضمن جلب توجه و علاقه مندکردن معلمان به موضوع، در مورد هدف های پژوهش توضیحاتی داده شد. مصاحبه ها بین 30 تا 45 دقیقه انجام و روی نوار ضبط شد. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون انجام شد. پس از استخراج و طبقه بندی موضوعی، یافته ها در سه مقوله اصلی و نه مقوله فرعی؛ «تأثیرگذاری بر دانش آموزان» مشتمل بر سه مقوله فرعی تأثیر بر موفقیت تحصیلی، تأثیر احساسی و اجتماعی و تأثیر بر اهداف تحصیلی، «خودباوری» مشتمل بر سه مقوله فرعی درک هویت اجتماعی، رضایتمندی از شغل معلمی و احساس ارزشمندی و «احساس تعلق به نظام تعلیم وتربیت» مشتمل بر سه مقوله فرعی درک حمایت اجتماعی، پرورش دانش آموزان و عامل ایجاد تغییرات طبقه بندی شد. بررسی تجارب معلمان دوره ابتدایی نشان داد که معلمان با احساس مهم بودن از انجام وظیفه خطیر تدریس، مانع از فرسودگی روانی خود شده و بخشی از نیازهای اجتماعی آنان ارضا خواهد شد.
پژوهش حاضر به منظور مقایسه دانش آموزان پسر یک زبانه و دوزبانه از لحاظ خلاقیت، هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان رامهرمز بود. نمونه پژوهش شامل 280 دانش آموز پسر (140 نفر یک زبانه و 140 نفر دوزبانه) بودند که به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، پرسشنامه هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005)، معدل پایانی کلیه دروس (به عنوان معیار کل عملکرد تحصیلی) و معدل درس بخوانیم و بنویسیم (به عنوان معیار عملکرد فارسی) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میزان خلاقیت و (مؤلفه های آن)، در دوزبانه ها بیشتر از یک زبانه ها است، اما بین هوش هیجانی و (مؤلفه های آن)، در یک زبانه ها و دوزبانه ها تفاوت معنی داری وجود نداشت.همچنین نتایج نشان داد که عملکرد تحصیلی دو زبانه ها بیشتر از یک زبانه ها می باشد.
روش پژوهش، توصیفی – همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدارس ابتدایی شهر شیراز (93 مدرسه) تشکیل می دادند. از بین نواحی چهارگانه شیراز، تعداد ده درصد مدارس ناحیه یک، به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای صورت گرفت. جمع آوری داده ها براساس دو پرسشنامه انواع فرهنگ سازمانی ساختگرا، منفعل و تهاجمی و همچنین سایش اجتماعی صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آن ها به ترتیب 93/0، 87/0، 76/0 و 95/0 به دست آمد و روایی صوری و محتوایی آن ها با استفاده از نظر متخصصان تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار SPSS و LISREL صورت پذیرفت. نتایج نشان داد از نظر معلمان فرهنگ سازمانی غالب در مدارس، فرهنگ سازمانی منفعل می باشد. وضعیت سایش اجتماعی در جامعه قلمرو پژوهش از سطح کفایت مطلوب کمتر و برابر با سطح حداقل کفایت مطلوب بود و بُعد غالب سایش اجتماعی در مدارس مربوط به بُعد سایش اجتماعی مستقیم بود. به علاوه، مدل معادله ساختاری نیز نشان داد که در حالی که سایش اجتماعی از طریق فرهنگ سازمانی ساختگرا پیش بینی نمی شود و رابطه معناداری بین آنها وجود ندارد؛ اما فرهنگ سازمانی منفعل و تهاجمی پیش بینی کننده مثبت و معنادار سایش اجتماعی می باشند.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محیط یادگیری روانشناختی بر رضایت تحصیلی دانش آموزان با میانجی گری معنای شخصی است. روش: روش پژوهش پیمایشی است. جامعه آماری، دانش آموزان مدارس متوسطه دوم شهر بابل به تعداد 956 نفر هستند که با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای 270 نفر انتخاب شده اند. جهت گردآوری داده ها، از پرسشنامه «چه چیزی در این کلاس در حال رخ دادن است» (اسمیت ،2013)، پرسشنامه معنای شخصی عاملی (ریکر، 1992)، و پرسشنامه مقیاس رضایت تحصیلی(اسمیت،2013) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطّلاعات از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضرایب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری) استفاده شد. یافته: نتایج نشان داد که بین متغیرهای محیط یادگیری روانشناختی با معنای شخصی عاملی و رضایت تحصیلی و همچنین بین رضایت تحصیلی با معنای شخصی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین متغیر محیط یادگیری روانشناختی علاوه بر تاثیر مستقیم بر رضایت تحصیلی، به طور غیرمستقیم با میانجی گری معنای شخصی عاملی رابطه دارد و هم بر رضایت تحصیلی تاثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: در تحقیقات پیشین نتایج مشابه ای برای رابطه مولفه های این سه حوزه به دست آمده است. نتایج این پژوهش ناظر بر اثربخشی محیط یادگیری بر مولفه های معنای شخصی عاملانه و رضایت از تحصیل در دانش آموزان می باشد. بنابراین می توان گفت، تاکید بر خود شناسی و توسعه آگاهی متعالی باید یکی از قسمتهای اصلی پارادایم آموزشی مدارس باشد.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و مشکلات زمینه ای سازمانی در راستای توسعه رهبری توزیع شده در مدارس ابتدایی انجام شده است. در این پژوهش از روش کیفی با رویکرد سیستماتیک نظریه داده بنیاد استفاده شد. میدان مطالعه معلمان مدارس ابتدایی شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند و رویکرد نظری تعداد 24 معلم انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختارمند بود. داده ها به روش کدگذاری باز (500 مفهوم)، کدگذاری محوری (172 مقوله فرعی و 35 مقوله اصلی) و کدگذاری گزینشی (انتزاعی ترین مقوله که کل فضای مفهومی مقوله های اصلی را در برگرفت) تحلیل شد. بعد از استخراج مقوله ها، مقوله های کنش ها/ اعمال در شش بعد اصلی: نیروی انسانی و ظرفیت ها، مسائل شخصی و حرفه ای، برنامه درسی، نظارت و ارزشیابی، چشم اندازها و اهداف و هم چنین جلسات و دوره های آموزشی به دست آمد و مدل زمینه های سازمانی مدارس ابتدایی شهر تهران طراحی شد. سپس در مرحله کدگذاری گزینشی مقوله هسته ای که انتزاع شده تمام مقوله های اصلی بود. تحت عنوان ضعف کارآیی و اثربخشی مدارس ابتدایی نام گرفت. در ادامه با توجه به تحلیل زمینه های سازمانی مدل مفهومی رهبری توزیع شده برای مدارس ابتدایی طراحی گردید. نتایج نشان می دهد که ساختار بوروکراتیک غیر حرفه ای زمینه ساز مشکلات سازمانی زیادی برای مدارس ابتدایی شده است. بنابراین برای پیاده سازی رهبری توزیع شده در مدارس ابتدایی نیاز به تدوین و اجرای سیاست های خاص منطبق با نظریه رهبری توزیع شده است.
Objectives of the study:This article aimed to study the effect of computerized cognitive rehabilitation (CCR) on verbal skills of students with specific mathematical learning disorder (SPLD). Participants: Forty people were selected using simple random sampling method from among the primary fourth grade male students with SPLD in Karaj; they were divided into experimental (n=20) and control (n=20) groups after matching using random substitution. Method: The study was a quasi-experimental study with a pre-test-post-test design with a control group and a two-month follow-up. The subjects in the experimental group received Capitan’s Log Cognitive Rehabilitation Software (2018) individually for 12 sessions of 50 minutes of training program, whereas the control group did not receive this training program. TOLD language development test was used to evaluate students' verbal skills. The collected data were analyzed using multivariate analysis of covariance SPSS 24. Results: CCR led to enhanced ability of the experimental group subjects in the post-test and follow-up stages compared to the control group in terms of most of the verbal skills. (p <0.05). However, there were no significant differences between the ability of the subjects of the experimental and control groups regarding producing the word in the post-test and follow-up stages (p <0.05). Conclusion: The findings indicated that CCR program is effective in the development of students' verbal skills with SPLD and could be used as an appropriate intervention method.
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مؤلفه های آرامش روان شناختی مبتنی بر دیدگاه اسلامی (صبر و دعا) در اضطراب امتحان و تاب آوری دانش آموزان پسر متوسطه اول شهر زاهدان بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه ای به تعداد 30 نفر از کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوره اول شهر زاهدان در سال تحصیلی 1397-1396 به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه اضطراب امتحان ابوالقاسمی و همکاران (1375) و تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) بود.داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و شاخص آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد میانگین نمرات اضطراب امتحان گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری کاهش یافته، اما میانگین نمرات تاب آوری گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری افزایش یافته بود. لذا نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مؤلفه های آرامش روان شناختی مبتنی بر دیدگاه اسلامی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید برای کاهش اضطراب امتحان و افزایش تاب آوری دانش آموزان به کار رود.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خودتنظیمی تحصیلی در ارتباط بین حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی معلم و درگیری تحصیلی بود. قابل ذکر است که پژوهش حاضر توصیفی از نوع هم بستگی است. گروه نمونه شامل 258 دانش آموز (129 دختر و 129 پسر) پایه سوم دوره دوم متوسطه شهر بیرجند بود که با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور ارزیابی متغیرهای پژوهش از پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (2013)، پرسش نامه حمایت اجتماعی (CASSS2000) و پرسش نامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (MSLQ) استفاده شد. یافته های به دست آمده با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی معلم اثر مستقیم، مثبت و معناداری روی خودتنظیمی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارد. علاوه بر این، نتایج به دست آمده حاکی از آن است که حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی معلم، از طریق نقش واسطه ای خودتنظیمی تحصیلی تأثیر مثبت و معناداری بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دارد. در نتیجه می توان بیان کرد که درک حمایت معلم از جانب دانش آموزان دارای نقش بسیار مهمی در تقویت مهارت های خودتنظیمی و افزایش سطح درگیری تحصیلی دانش آموزان است.
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه هیجان آگاهی در جامعه دانش آموزان شهرتبریز بود. به این منظور تعداد ۵۸۵ دانش آموز از دانش آموزان دختر و پسر مناطق پنجگانه شهر تبریز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس پرسشنامه هیجان آگاهی بر روی آنها اجرا شد. همچنین پرسشنامه های آلکسی تیمیا تورنتو و هوش هیجانی شوت به منظور بررسی روایی همگرا، همراه با پرسشنامه اصلی توسط نمونه تکمیل شد. سپس با استفاده از روش های آماری همبستگی، تحلیل عوامل و تحلیل واریانس داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی به روش تحلیل مولفه های اصلی نشانگر استخراج شش مولفه تمایز هیجان ها، مشارکت کلامی هیجان ها، آشکارسازی هیجان ها، آگاهی بدنی، توجه به هیجان های دیگران و تحلیل هیجان ها بود که در مجموع ۱۳/۵۲ واریانس را تبیین می کرد. ضریب اعتبار پرسشنامه به روش بازآزمائی برای کل پرسشنامه ۸۲/۰ و برای مولفه ها بین ۶۲/۰تا ۷۹/۰ محاسبه شد. همچنین محاسبه ضرایب همبستگی بین مولفه های هیجان آگاهی و مقیاس آلکسی تیمیا و هوش هیجانی نشان داد که پرسشنامه فوق از روایی ملاکی بالا و خوبی برخوردار است.در نهایت مقایسه نمرات دختران و پسران در مولفه های آگاهی هیجانی نشان داد که تفاوت بین دو گروه در تمامی مولفه ها به استثنای مولفه مشارکت کلامی هیجان ها معنادار است. بنابراین پرسشنامه هیجان آگاهی دارای ویژگی های روانسنجی لازم برای جامعه دانش آموزان می باشد.
اکثر مطالعاتی که در حوزه علوم اجتماعی در سطح جهانی صورت گرفته مبتنی بر مبانی فلسفی غربی و نوع نگرش آنان به انسان و پدیده های انسانی بوده است. بهره گیری از این دستاوردها، بعضاً مغایرت های اساسی ارزشی را در نظام برنامه درسی کشور ایجاد نموده است. لذا، این مقاله بر آن است با نظر به مبانی فلسفی سازگار با آموزه های دینی اسلام و با نظر به رویکرد اساسی سنت گرایی تحولی و واقع گرایی سازه گرایانه به طرح اهداف مرتبط با برنامه درسی مطالعات اجتماعی بپردازد. سپس متناظر با اهداف مذکور، به تبیین اصول مربوط به محتوی، آموزش، اخلاق تدریس، یادگیری و ارزشیابی در برنامه درسی علوم اجتماعی اقدام کند.