فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
به منظور کنکاش در قلمرو فرهنگ مدرسه و بررسی جّو روانی- اجتماعی کلاس به عنوان یکی از مؤلفههای آن،415 دانشآموز اول تا سوم راهنمایی(217 پسر 198 دختر) پرسشنامه جّو روانی - اجتماعی کلاس (فرایزر و همکاران،1995) را تکمیل کردند.این مقیاس مشتمل بر چهار مقیاس فرعی انسجام،انضباط،رقابت، و اصطکاک میباشد.نمره کلی دختران در این پرسشنامه،به طور معنیداری بیش از پسران بود.تعامل جنسیت و پایه تحصیلی،تأثیر معنیداری بر نمرة جّو کلاسی نداشت.بررسی بیشتر نشان داد که انسجام در دانشآموزان کلاس اول راهنمایی بیش از دانشآموزان کلاس سوم است.و بین سایر گروهها تفاوت معنیداری مشاهده نشد.در دو مقیاس فرعی رقابت و اصطکاک،نمرههای پسران بیشتر بود،د حالی که نمرههای دختران در دو مقیاس فرعی انسجام و انضباط بیش از پسران بود.یافتههای این پژوهش در پرتو روند پژوهشی مربوطه به بحث گذاشته شدهاند و پیشنهادهایی برای پژوهش بیشتر مطرح شده است
مقایسه انواع حافظه رویدادی و معنایی در دانش آموزان شنوا و ناشنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه انواع حافظه رویدادی و معنایی در دانش آموزان شنوا و ناشنوا انجام شده است.
روش: در این مطالعه در چارچوب طرحی پس رویدادی آزمایشی 72 نفر دانش آموز شنوا و ناشنوای دختر و پسر پایه اول و دوم دبیرستان (از هر گروه 36 نفر) به طور تصادفی در پژوهش شرکت داده شدند. روش نمونه گیری تصادفی و ابزار پژوهش بررسی حافظه رویدادی شامل تکالیف رمزگردانی کلامی، عملی و تصویرسازی، تکالیف یادآوری آزاد و یادآوری با کمک نشانه بود. نتایج در انواع نمره گذاری جملات کامل، اسامی و افعال به طور جداگانه، و نمره گذاری به روش سخت گیرانه و آسان گیرانه به دست آمد. در بررسی حافظه معنایی از آزمون سیالی کلمات (حروف الفبایی و مقوله های معنایی) استفاده گردید.
یافته ها: بر اساس نتایج این پژوهش، افراد ناشنوا و شنوا در آزمون های یادآوری آزاد، یادآوری با کمک نشانه اسم و مقوله های معنایی عملکرد مشابه داشتند. ولی در آزمون یادآوری با کمک نشانه فعل (0171/0p=) و آزمون حروف الفبایی (001/0p=) تفاوت دو گروه معنادار بود و افراد ناشنوا در این آزمون ها نقص حافظه نشان دادند. همچنین نتایج حاکی از آن است که در اکثر موارد مربوط به حافظه رویدادی، دختران از پسران حافظه بهتری داشتند (یادآوری با کمک نشانه اسم (0332/0p=) و یادآوری آزاد (001/0p=) ولی در حافظه معنایی تفاوت دو جنس معنادار نبود.
نتیجه گیری: براساس این یافته ها مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر این بود که مشکل افراد ناشنوا عمدتاً در مرحله یادآوری است و چنانچه به آنها حمایت محیطی (نشانه) داده شود، عملکردی بهتر از افراد عادی خواهند داشت.
رده بندی سنی بازی های رایانه ای از دیدگاه روان شناختی: مطالعه ای به روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در میان صنایع مرتبط با وسایل سرگرم کننده، صنعت بازی های رایانه ای پرشتاب ترین روند رشد را داشته است. کودکان و نوجوانان زمان بسیاری را صرف این بازی ها می کنند و از آنها تاثیر می پذیرند. در ایران تاکنون نظامی برای رده بندی بازی های رایانه ای فراهم نشده است. هدف پژوهش حاضر طر احی نظام رده بندی سنی بازی های رایانه ای، متناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی است. روش: این مطالعه به روش دلفی انجام شد. بدین منظور با 17 نفر از روان پزشکان و روان شناسان برجسته، که در زمینه «رشد» و «کودک» کار کرده بودند، تماس برقرار شد که هشت نفرشان پذیرفتند در این پژوهش مشارکت کنند. نظرات این افراد با استفاده از یک پرسشنامه 187 گویه ای درباره محتوای بالقوه آسیب رسان بازی های رایانه ای (شامل خشونت، مسایل جنسی، قمار، مشروبات الکلی یا مواد مخدر، تبعیض، ناسزا و ارزش ها) جمع آوری شد. متخصصان می بایست در مواجهه با هر گویه، با انتخاب یکی از گزینه های 3، 7، 12، 15، 18 و 25 سال، سن مناسب برای هر محتوا یا ممنوع بودن برای همه سنین را مشخص می کردند. سپس میانگین گزینه های منتخب متخصصان، همراه با نظر پرسشگر به وی برگشت داده و از وی خواسته می شد تا با در نظر گرفتن نمرات مجدداً نظر بدهد.
یافته ها: میانگین نمرات در مرحله دوم تغییر نکرد، ولی انحراف معیار آن کاهش یافت که به معنی همگراتر شدن نظرات است.
نتیجه گیری: مطالعه نشان می دهد که در زمینه هایی مانند مسایل جنسی، قمار، مشروبات الکلی یا مواد مخدر، و خشونت اختلاف نظر متخصصان بسیار کمتر و در نتیجه با اطمینان بیشتری می تواند استفاده از آن را توصیه نمود؛ اما اختلاف نظر متخصصان در زمینه تبعیض، ناسزا و ارزش ها زیاد است که این خود انجام پژوهش های کمی و کیفی بیشتری را ضروری می سازد.
رویکرد های نوین در مدیریت آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر توجه به نقش مدیر به عنوان رهبر آموزشی و مهم ترین عامل تغییر و تحول و موفقیت برنامه های آموزشی و پرورشی مدرسه سبب گرددیه که کار برنامه ریزان آموزش مدیران زیر سوال قرار گیرد و برنامه ریزان به تجدید نظر در برنامه های آموزشی و جست و جوی رویکرد های کارآمدتر برای آماده سازی مدیران بپردازند انتقاد از برنامه های سنتی آموزش مدیران مدارس در زمینه هایی مانند ناکار آمدی ساختار برنامه ها تدریس انتزاعی یا عدم سازگاری بین نظریه و عمل فقدان شیوه مناسب ناسازگاری برنامه با شیوه های یادگیری و روحیه بزرگسالان موجب شده که در چند دهه اخیر تلاش های بسیاری در دانشگاه های بزرگ دنیا برای تغییر برنامه های سنتی آموزش مدیران و سازگار کردن آن با نیازهای این حرفه انجام گیرد مقاله ضمن مرور پارادایم ها و دیدگاه های غالب در آموزش مدیران و تحلیل انتقاد های وارده به آموزش سنتی به بررسی رویکرد های عمده در این زمینه می پردازد و با معرفی نمونه هایی از رویکرد های غالب مانند مربیگری مانتورا تشکیل گروه های مطالعه مسائل مدیریت و غیره رویکرد نوشتن مورد را که در حال حاضر به عنوان روشی موثر در دانشگاه های ایالت کبک (کانادا) برای آموزش اولیه و آموزش ضمن خدمت مدیران مورد استفاده قرار می گیرد مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد
محتوای آموزشی و آماده سازی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر در زمینه مهارتهای زندگی مستقل از دیدگاه معلمان و والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر این بود که محتوای آموزشی تدوین شده برای کودکان کم توان ذهنی تا چه اندازه آنها را برای زندگی مستقل آماده می کند؟ شینوها را یوشینوری در گردهمایی ISEC 2000 در زمینه محتوای مهارتهای زندگی مستقل پنج مقوله: (1 حفظ بهداشت مناسب (2 آرامش بخشی (3 درک دنیای پیرامون (4 تحرک و جنبش و (5 برقراری ارتباط را مطرح می کند که این پنج مقوله به لحاظ نظری مبنای پژوهش حاضر برای بررسی محتوای مهارتهای زندگی مستقل است. بر اساس دیدگاه مذکور پرسشنامه ای تدوین شد که کاملا نمایانگر حیطه های مورد نظر در این دیدگاه بود. روایی صوری ابزار ساخته شده به تایید تعدادی از متخصصین رسید و اعتبار آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 0.92 بدست آمد. جامعه آماری این تحقیق کلیه معلمان و والدین مدارس ابتدایی کم توان ذهنی آموزش و پرورش شهر تهران بودند. مدارس مزبور بر اساس کیفیت نیروهای آموزشی آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه مذکور نظرات 200 نفر از اولیا و معلمان کودکان کم توان ذهنی از پنچ مدرسه که هر یک در مناطق جغرافیایی شرق و شمال شرق، مرکز و غرب تهران قرار داشتند، مورد بررسی قرار گرفت. این افراد شامل کلیه معلمان مدارس انتخاب شده در مناطق جغرافیایی نامبرده بودند. والدین هم از بین افرادی انتخاب شدند که بنا به نظر معلمان و مشاورین مدارس از تحصیلات لازم برای پاسخگویی به پرسشنامه برخوردار بودند. پس از جمع آوری و استخراج اطلاعات تعداد 172 پرسشنامه کامل بودند و بقیه پرسشنامه ها بعلت عدم تکمیل و ناقص بودن از جریان تحلیل خارج شدند. نتایج تحلیلها نشان داد که هم والدین و هم معلمان بر این باورند که محتوای آموزشی موجود با توجه به دیدگاه یوشینوری تاثیر مثبت و بالایی )بیش از (%70 را بر مهارتهای زندگی مستقل کودکان کم توان ذهنی داشته است. بر اساس نتایج این پژوهش توصیه های زیر مطرح شده اند: تحلیل محتوای آموزشی بر اساس دیدگاه مطرح شده، بازنگری در محتوای آموزشی بر اساس تحلیل محتوا، کاربردی کردن محتوای آموزشی بر اساس دیدگاه مطرح شده، آموزش مهارتهای زندگی مستقل بعنوان برنامه های اصلی به کودکان کم توان ذهنی و آموزش معلمان در این زمینه.
بررسی تأثیر یادگیری مبتنی بر وب (وبلاگ) با رویکرد حل مساله بر رشد تفکر منطقی در دانشجویان رشته زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر یادگیری مبتنی بر وب (وبلاگ) با رویکرد حل مساله بر رشد تفکر منطقی دانشجویان رشته زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل است. داده های لازم در این مطالعه از طریق پرسشنامه تفکر منطقی که توسط کمبر و همکاران براساس نظریه مزیرو طراحی شده است بصورت پیش آزمون و پس آزمون از دو گروه آزمایش و کنترل که هر کدام 15 نفر بودند جمع آوری شد. تحلیل داده های بدست آمده نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنیداری از نظر سطح تفکر در سه مقوله درک و فهم، تامل و تفکر و تفکر انتقادی وجود دارد و در آزمون t در سطح 05/0 معنیدار است و این نشان میدهد که یادگیری مبتنی بر وبلاگ بر رشد تفکر منطقی دانشجویان تأثیر دارد.
تأثیر روش های تدریس مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش علوم تجربی با توجه به روش های تدریس مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بوده است. روش پژوهش در این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر آموزشگاه شاهد هشتم شهریور دوره ی اول متوسطه شهرستان خرمشهر (استان خوزستان) در سال تحصیلی 98-97 می باشد. حجم نمونه متشکل از نفر دانش آموز دختر کلیه ی پایه ها بود. در مهر ماه روش های تدریس با مشارکت کمتر دانش آموزان در کلاس های درس انجام شد، و در ماه های آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند از روش های تدریس که اکثر دانش آموزان را درگیر آموزش و یادگیری می کند استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و در بخش استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی در ماه های مورد نظر (آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند) با توجه به روش های تدریس فعال نسبت به مهر ماه که تدریس درس علوم با مشارکت کمتر دانش آموزان صورت گرفت، از نظر تفاوت بین میانگین های آن ها معنادار است. بنابراین می توان گفت که آموزش مشارکتی می تواند به عنوان یک رویکرد مناسب در تألیف کتب درسی و آموزش علوم تجربی مورد استفاده قرار گیرد و نقش ویژه ای در کاهش اضطراب دانش آموزان داشته باشد.
بررسی موانع کاربست فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات) در مدارس متوسطه شهر اصفهان از نظر دبیران و مدیران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در آغاز قرن بیست و یکم، افراد و جوامع، با نیاز روزافزون خود به آموزش، مسئولیت فوق العاده سنگینی بر دوش مؤسسات آموزشی گذاشته اند. سرعت فزآینده علم و پیشرفت سریع فناوری، تلاش هر چه بیشتر دست اندکاران نظام آموزشی را برای آگاهی از فناوریهای جدید و قابلیتهای آنها ضروری میسازد. از این رو نظامهای آموزشی در مقابل موج عظیمی از تحولات قرار گرفته اند که در آن موقعیت سنتی مدرسه، روش آموزش، دانش آموزان، معلم و مدیر به چالش کشیده شده است. اگر چه ورود فاوا به مدارس میتواند باعث تحول نظام آموزشی شود ولی ترویج فناوریهای نوین با موانعی نیز همراه است.
به منظور بررسی موانع کاربرد فاوا در مدارس، پژوهش توصیفی-پیمایشی حاضر انجام شده است نمونه آماری این پژوهش شامل 180 نفر از دبیران و 37 نفر از مدیران مدارس متوسطه است. که دارای کارگاه فاوا بوده اند و از طریق تصادفی ساده هماهنگ با تعداد دبیران و مدیران نواحی آموزشی در سطح شهر اصفهان انتخاب شده اند. ابزار بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که برای بررسی روایی آن، از روایی محتوا و برای پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل پرسشنامه ها از طریق آماری توصیفی و استنباطی در محیط SPSS صورت گرفته است.
از جمله مهمترین موانع کاربست فاوا که در پژوهش حاضر مشخص شده میتوان به:
1- عدم تسلط دبیران به زبان انگلیسی
2- ضعف در دانش رایانه ای دبیران
3-عدم تلفیق رایانه در محتوای برنامه درسی
4- کمبود وقت کار عملی نسبت به تئوری در دبیرستانها اشاره کرد.
بررسی رابطة میزان مشارکت فعال دانش آموزان در جریان تدریس با پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یاددهی و یادگیری یکی از مباحث اساسی است که توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است، چون مشارکت فعال دانش آموز در فرایند تدریس موجب درگیری ذهنی آنها و افزایش میزان یادگیری می شود. در این تحقیق میزان گفتار معلم و دانش آموز بر اساس سیستم تحلیل ارتباط کلامی فلندرز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، تا مشخص شود که میزان گفتار معلم و دانش آموز و میزان مشارکت آنها به چه میزان است. برای بررسی این موضوع 60کلاس سوم متوسطه (30کلاس دخترانه و 30کلاس پسرانه) از سه رشته ادبیات و علوم انسانی، ریاضی ـ فیزیک و علوم تجربی از نواحی پنچگانه آموزش و پرورش شهر تبریز به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب گردید. 10کدبردار از طریق مشاهده فرایند تدریس داده ها را جمع آوری نمودند. سپس بر اساس سیستم تحلیل ارتباط کلامی فلندرز، فراوانی عوامل دهگانه محاسبه گردید. براساس نتایج به دست آمده بین میانگین مشارکت فعال و نوع گفتار آزادانه و محدود بین دانش آموزان دختر و پسر و همچنین بر اساس رشته تحصیلی تفاوت معنی دار آماری وجود ندارد. ولی بین میزان مشارکت و نوع گفتار آزادانه و محدود دانش آموز با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد.
مقایسه تأثیر آموزش چند رسانه ای تعاملی با چندرسانه ای غیرتعاملی بر میزان یادگیری دانش آموزان ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف اصلی شناخت تأثیر آموزش چندرسانه ای تعاملی با چند رسانه ای غیرتعاملی بر میزان یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی انجام گرفت که به طور ویژه تأثیر این رسانه ها بر دو مؤلفه سرعت و دقت یادگیری مورد توجه بود. روش پژوهش شبه آزمایشی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری؛ کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال 89- 1388 در شهر ساری به تعداد 2350 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، نمونه ای به تعداد 40 نفر (در دو گروه 20 نفری ـ آزمایش و کنترل) در قالب 2 کلاس درس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد آزمون دقت تولوز ـ پیرون و پرسش نامه آزمون سرعت محقق ساخته، که روایی و پایایی آن نیز بررسی شد به صورت پیش آزمون و پس آزمون برای دو گروه آزمایش و کنترل مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (شامل درصد، تعداد و میانگین) و استنباطی (آزمون t مستقل و t همبسته) انجام شد. نتیجه پژوهش حاکی است، بین آموزش چندرسانه ای تعاملی و غیرتعاملی تفاوت معنیداری وجود دارد. به عبارتی؛ آموزش چندرسانه ای تعاملی در مقایسه با چندرسانه ای غیرتعاملی بر میزان یادگیری تأثیر بیشتر دارد و این امر در دو مؤلفه سرعت و دقت یادگیری نیز صادق است.
خلاقیت: توصیف؛ محدودیت ها و روش های ایجاد خلاقیت
منبع:
پیوند ۱۳۷۸ شماره ۲۴۱
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه میان انواع سبک های فرزندپروری والدین و بروز علائم بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان 14 تا 17 ساله شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش شناسایی رابطه میان انواع سبک های فرزندپروری و بروز علائم بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان 14 تا 17 ساله شهر اصفهان بود. نمونه این پژوهش شامل 53 نفر از دختران نوجوان و والدین آن ها بودند که از طریق نمونه گیری هدفدار انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری باوم ریند و پرسشنامه سنجش رفتار تغذیه ای مینه سوتا بوده است. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل آماری داده ها نشان داد که بین سبک فرزند پروری قاطع و اطمینان بخش والدین با بروز علائم بی اشتهایی روانی در دختران نوجوان رابطه منفی معنادار و بین سبک فرزندپروری مستبدانه والدین با بروز علائم بی اشتهایی روانی در این آزمودنی ها رابطه مثبت معنادار وجود داشت. هم چنین رابطه معناداری بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه با بروز علائم بی اشتهایی روانی مشاهده نشد. بنابراین می توان گفت که سبک فرزندپروری والدین نقش مهمی در بروز یا عدم بروز علائم اختلال بی اشتهایی روانی و سایر زیرمقیاس های آن داشته است. هم چنین به نظر می رسد که دو سبک قاطع و اطمینان بخش و مستبدانه در قیاس با سبک سهل گیرانه نقش مهم تری در پیش بینی بروز یا عدم بروز علائم این اختلال دارند. نتایج بدست آمده بر مبنای نظریه ها مورد تبیین قرار گرفته است.
عوامل موثر بر موفقیت یادگیری الکترونیکی از دیدگاه دانشجویان کارشناسی ارشد مجازی دانشگاه علوم پزشکی تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: چهار عامل محتوی (مطالب)، استاد، دانشجو و سامانه مجازی از عناصر تشکیل دهنده آموزش مجازی هستند که توجه به نقش هر یک از این عناصر در موفقیت یادگیری الکترونیکی بسیار حایز اهمیت است. اااا این مطالعه با هدف بررسی میزان تاثیر چهار عامل محتوی، استاد، دانشجو و سامانه مجازی بر موفقیت یادگیری الکترونیکی از دیدگاه دانشجویان انجام شد.
روش ها: این مطالعه تحلیلی مقطعی، با استفاده از روش سرشماری روی 60 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مجازی رشته آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران (پردیس همت) در سال 1391 انجام شد. ابزار اصلی جمع آوری داده ها ، دو پرسش نامه محقق ساخته (پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه گردآوری اطلاعات) بود که پس از تایید روایی صوری و محتوایی و همچنین پایایی، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج به دست آمده با نرم افزار SPSS 16 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (آزمون های T تک نمونه ای و فریدمن) تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: از دیدگاه دانشجویان مورد مطالعه، تاثیر عوامل محتوی با میانگین 19/0±41/3 و استاد با میانگین 31/0±57/3 بر موفقیت یادگیری الکترونیکی بسیار زیاد و تاثیر عوامل دانشجو با میانگین 28/0±44/2 و سامانه مجازی با میانگین 36/0±91/2 بر موفقیت یادگیری الکترونیکی زیاد بود. رتبه میانگین نمرات برای مولفه های استاد 52/3، محتوی 33/3، سامانه مجازی 05/2 و دانشجو 1/1 بود (001/0>p).
نتیجه گیری: بنابر نظر دانشجویان، میزان تاثیر دو عامل محتوی و استاد بر موفقیت یادگیری الکترونیکی بسیار زیاد و میزان تاثیر دو عامل دانشجو و سامانه مجازی زیاد است. عوامل استاد، محتوی، سامانه مجازی و دانشجو به ترتیب بیشترین تا کمترین رتبه تاثیر بر یادگیری را دارند.
بررسی برنامه درسی میان رشته ای در آموزش عالی از منظر چگونگی تغییر آن در سطوح مختلف برنامه درسی (مورد مطالعه: برنامه درسی کارشناسی ارشد رشته آموزش ریاضی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهایی مورد بحث امروزی، توسعه میان رشته ای در آموزش عالی است. در سال های اخیر، تعداد زیادی دوره های میان رشته ای در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طراحی شده و در سطح دانشگاه های کشور، دانشجویان زیادی در این رشته های جدید مشغول به تحصیل هستند. اما این مسئله مطرح است که با توجه به آن که بحث تغییر برنامه درسی از سطح قصد شده به سایر سطوح، از جمله اجرا شده و تجربه شده همواره یکی از دغدغه های موجود است، در خصوص برنامه های درسی میان رشته ای از این منظر چه می توان گفت؟ هدف پژوهش حاضر این است که از طریق یک مطالعه موردی به بررسی یکی از رشته های میان رشته ای بپردازد. به این منظور، الگوی کلاین که برنامه درسی را شامل هفت سطح می داند را به عنوان چارچوب اصلی پژوهش قرار داده و با استفاده از نظریه های بارنت، تری کارسون و فولن در تغییر برنامه درسی، آن را به عنوان مبنای نظری برای بررسی تغییر برنامه درسی آموزش عالی مفهوم پردازی می کند و مورد استفاده قرار می دهد. نتایج نشان داد که برنامه های درسی میان رشته ای در آموزش عالی، تمایل زیادی به تغییر در سطوح مختلف برنامه درسی دارد که موجب تجلی تجربیات مختلفی در دانش آموختگان این رشته ها می شود. بررسی علل این تغییر و نتایج حاصل از آن برای توسعه این رشته ها ضروری است.
تدریس همسال: راهبرد آموزش به دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در نظام آموزش فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدریس هم سال یکی از راهبردهای آموزشی مؤثر به دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در نظام آموزشی فراگیر است. آموزش فراگیر رویکردی مبتنی بر عادی سازی است و هدف آن آماده کردن فرد با نیازهای ویژه برای زندگی مناسب در جامعه می باشد. در آموزش فراگیر دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در کلاس های درس عادی در کنار سایر دانش آموزان با استفاده از خدمات معلم رابط به عنوان تسهیل گر مشغول به تحصیل می شوند. در این راهبرد، یک دانش آموز (به عنوان آموزش یار) تجربه یادگیری را برای شاگرد دیگر (به عنوان آموزش گیرنده) تحت نظارت معلم فراهم می کند. در مقاله حاضر ضمن توصیف این راهبرد آموزشی، شکل ها، مزایا و روش های اجرای آن، به مخاطرات استفاده از تدریس همسال و نقش معلم در اجرای موفقیت آمیز آن پرداخته می شود.
بررسی مقوله فرهنگ و قومیت در محتوای برنامه های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی نقش قومیت و فرهنگ در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی است. در این راستا ضمن تحلیل محتوای کتاب های دوره ابتدایی از نظر معلمان این دوره نیز استفاده گردید. جامعه مورد بررسی در این پژوهش کلیه معلمان ناحیه دو شهرستان ارومیه و کتاب های دوره ابتدایی است که از بین آنها،223 معلم و از کتاب های درسی، کتاب های مطالعات اجتماعی پایه های سوم، چهارم، پنجم و ششم به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها برای بررسی نظر آموزگاران پرسش نامه بود که براساس مقیاس لیکرت تنظیم گردید. برای بررسی قومیت و فرهنگ در کتاب های فوق چک لیستی از قومیت و فرهنگ تهیه شد. روش آماری این پژوهش تحلیل توصیفی داده ها است که داده ها با استفاده از آن گردآوری و طبقه بندی شده اند و برای تحلیل فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس استفاده گردید. یافته های این پژوهش نشان دادکه نقش قومیت و فرهنگ در کتاب مطالعات اجتماعی در حد متوسط می باشد و همچنین آموزگاران معتقدندکه محتوای کتاب مطالعات اجتماعی درپایه سوم بیشتر از پایه های چهارم و پنجم به مقوله های قومیت و فرهنگ ایرانی اسلامی پرداخته است. همچنین در کتاب ششم به میزان متوسط و در فصول آخر تقریبا به این موضوع پرداخته شده است و تاحدودی توانسته اطلاعاتی در اختیاردانش آموزان در مورد بعضی ازشهرها و قومیت ها و پیشینه تاریخی آنها قرار دهد.
مدل سازی و کاربردها: گزارش یک پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، مرور پژوهش های حوزه مدل سازی و کاربرد است تا از این طریق، حوزه مدل سازی و کاربرد را به عنوان یک حوزه پژوهشی معرفی نماید. در این مقاله، ابتدا منظور از اصطلاح مدل سازی و کاربردها در آموزش ریاضی تبیین خواهد شد و تفاوت آن با تعابیر دیگری از واژه مدل سازی که در سایر رشته ها وجود دارد، بیان می گردد. هم چنین، اصطلاحات سواد عددی، سواد کمّی، ریاضی وار کردن و مسائل کلامی که ممکن است گاهی به جای مدل سازی به کار بروند ولی معنای کامل مدل سازی را در بر ندارند، در این مقاله معرفی می شوند. در ادامه، چرخه مدل سازی و مراحل مختلف آن معرفی می گردد. سپس به برخی از پژوهش های انجام شده در حوزه مدل سازی و کاربرد اشاره می شود و یکی از این پژوهش های داخلی در مورد ارزشیابی سطوح شایستگی مدل سازی با شرح روش و نتایج آن ارائه می گردد. در پایان، این مقاله، با ارائه چند سؤال پژوهشی برای مطالعات آتی، به پایان می رسد.
راهکارهای موثر بر کاهش مقاومت در برابر تغییر از دیدگاه اساتید و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر تعیین راهکارهای کاهش مقاومت افراد در برابر تغییر و نوآوری از دیدگاه اساتید و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی ایذه می باشد.این تحقیق از نوع توصیفی بوده و ابزار گرد آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز در آن، پرسشنامه محقق ساخته ""عوامل موثر بر کاهش مقاومت در برابر تغییر"" است که دارای ضریب پایایی 0.89 به روش آلفای کرونباخ می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون (one samplet Test)T استفاده شده است.نتایج این پژوهش نشان داد که از دیدگاه اساتید و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه، توجه به عواطف و احساسات، مشورت کردن با آنها، اعتماد به کارکنان و اختیار دادن به آنها بر کاهش مقاومت آنان در برابر تغییر موثراست. بنابراین مسوولان دانشگاه می بایست قبل از هر تغییری در سیستم بسترهای لازم آن را فراهم نموده و در این راستا به خواسته های اساتید و کارکنان خود توجه نمایند تا بتوانند در تحقق رسالت خویش موثر عمل نمایند.
بررسی و نقد فلسفی برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران براساس فلسفه تربیت اسلامی و دلالت های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله برخی از عناصر مهم محتوایی «برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران» (نگاشت سوم) را از لحاظ میزان سازگاری با مضامین اصلی فلسفه تربیت اسلامی و دلالت های آن، بررسی کرده ایم؛ بخش اول به تبیین مبنای اصلی نقد اختصاص دارد. که نخست «فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران» اشاره شده که اهم آن ها عبارتند از: تلقی تعاملی، تدریجی و یکپارچه از «تربیت»؛ تصویری لایه ای، تلفیقی و سیال از «هویت» و نگاه مراتبی و ذو ابعاد به «حیات طیبه» و آمادگی برای آن، نقش همه ارکان تربیت و لزوم مشارکت تمام عوامل اجتماعی در این فرآیند و نیز ضرورت هماهنگی بین انواع تربیت؛ توجه به این گونه مضامین، اقتضا می نماید که نظام تربیت رسمی وعمومی دارای خصوصیاتی باشد نظیر تاکید بر هویت مشترک، توجه به مرتبه لازم و شایسته از آمادگی عموم برای تحقق حیات طیبه، تاکید بر کسب شایستگی های پایه و تعیین اهداف در دو سطح مشترک و ویژه. این بخش هم چنین به ویژگی های برجسته برنامه درسی در نظام تربیت رسمی و عمومی می پردازد.. بخش دوم مقاله به تحلیل و نقد محتوای «برنامه درسی ملی» از نظر توجه به مضامین اصلی مندرج در «فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران» برای تبیین چیستی، چرایی و چگونگی جریان تربیت می پردازد. این بخش هم-چنین میزان توجه مفاد «برنامه درسی ملی» به خصوصیات تربیت رسمی و عمومی و ویژگی های برجسته برنامه درسی را بررسی نموده و شواهدی را درباره ناسازگاری و یا غفلت «برنامه درسی ملی» از این خصوصیات و ویژگی ها بیان می کند.