فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۹۵۴ مورد.
منبع:
پیوند ۱۳۸۴ شماره ۳۱۲
حوزههای تخصصی:
پیش بینی تنش والدینی وآشفتگی روان شناختی مادران براساس مشکلات رفتاری وکارکردهای انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای تحولی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تولد کودک با تأخیرتحولی می تواند به همراه خود، مشکلات جدید و مضاعفی را برای والدین این کودکان به دنبال داشته باشد، اغلب برای چنین والدینی مخصوصاً مادران تنش، تجربیات و پاسخ های هیجانی از قبیل افسردگی، اضطراب و آشفتگی های روانی دیگر رخ می دهد، که اینها ارتباط مستقیمی با مسائل کود ک دارند. پژوهش حاضر به منظور پیش بینی تنش والدینی و آشفتگی روان شناختی مادران بر اساس مشکلات رفتاری و کارکردهای انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای تحولی انجام شد.
روش : طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی است. داده های پژوهش با روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شده است..جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 11-6 ساله با تأخیرهای تحولی شامل کودکان مبتلا به اوتیسم مراجعه کننده به مراکزآموزشی و توان بخشی و دانش آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 را شامل می شد. در این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. پس از توضیح اهداف پژوهش برای مادران و جلب رضایت آگاهانه از آنها، مقیاس های رفتار غیرعادی کودکان (1986)، فرم کوتاه شده آزمون علایم روانی (1973) ، مقیاس کارکرد انطباقی واینلند(1984)، شاخص تنیدگی والدینی(1967) توسط مادران تکمیل شد.
یافته ها: داده های پژوهش به وسیله روش آماری مدل یابی ساختاری از طریق نرم افزار لیزرل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که بین مؤلفه های مشکلات رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی (با اوتیسم و بدون اوتیسم) با آشفتگی روان شناختی و تنش والدینی مادران آنها رابطه مثبت وجود دارد ولی بین مؤلفه های کارکردهای انطباقی این کودکان با آشفتگی روان شناختی و تنش والدینی مادران رابطه منفی وجود دارد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدل یابی ساختاری می توان استنباط کرد که کارکردهای انطباقی و مشکلات رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی در قالب روابط ساختاری تغییرات آشفتگی روان شناختی و تنش والدینی مادران را به طور معنی دار تبیین کنند. به عنوان مثال متغیر خودتحریکی با ضریب بتای (24/0) و t محاسبه شده(72/3) قادر است 24% از تغییرات آشفتگی روان شناختی مادران را به طور معنی دار تبیین کنند و این متغیر با ضریب بتای(42/ 0و t محاسبه شده (46/5) قادر است 42% از تغییرات استرس والدینی مادران را به طور معنی دار تبیین کند.
علل ناسازگاری کودکان در مدرسه
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل شخصیتی مؤثر در سازگاری زناشویی
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی و حل مسئله اجتماعی بر بهبود رفتار سازگارانه و عمکرد تحصیلی دانش آموزان دختر باکم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی و حل مسئله اجتماعی بر سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر با کم توانی ذهنی دوره ابتدایی شهر قم انجام شد .روش این پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون _ پس آزمون _ پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. نخست از همه مدارس استثنایی موجود، 2 مدرسه به صورت در دسترس انتخاب، سپس 30 نفر از دانش آموزانی که ملاک های ورود را داشتند، انتخاب گردیدند و در دو گروه آزمایش و گواه قرار داده شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل آزمون هوش وکسلر، مقیاس سازگاری اجتماعی واینلند، فهرست اجتماعی ماتسون، و اجرای برنامه آموزشی مهارت های ارتباطی بین فردی و حل مسئله اجتماعی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و تک متغیره با اندازه گیری مکرر استفاده شد.نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در میانگین سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی (05/0p<)، بین گروه کنترل و آزمایش وجود دارد. آموزش مهارت های ارتباطی موجب کاهش رفتارهای نامناسب دانش آموزان دختر با کم توانی ذهنی و افزایش سازگاری اجتماعی آن ها در تمامی خرده آزمون های سازگاری اجتماعی و نیز بهبود عملکرد تحصیلی آن ها شده بود. این برنامه آموزشی بیشترین تأثیر را بر بهبود مهارت های زندگی نشان داد. می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی و حل مسئله اجتماعی موجب بهبود سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با کم توانی ذهنی می شود.
روانشناسی معلم
منبع:
پیوند ۱۳۶۳ شماره ۶۱
حوزههای تخصصی:
مقایسه ی رضایت زناشویی در زوجین با همسرگزینی سنتی و غیرسنتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی رضایت زناشویی در زوجین با همسرگزینی سنتی و غیرسنتی در شهر تهران به روش ترکیبی کمی- کیفی انجام شد. روش: نمونه پژوهش در بخش کمی شامل150 نفر (83 نفر زن و 67 نفر مرد) ساکن شهر تهران بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. افراد گروه نمونه همگی 2 تا 7 سال از شروع زندگی مشترکشان می گذشت. از آنها خواسته شد تا پرسشنامه ی رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه ی سبک های همسرگزینی را پر کنند. در بخش کیفی نیز از 12 نفر مصاحبه صورت گرفت. این تعداد بر حسب اشباع پاسخ ها بدست آمد. یافته ها: در بخش کمی نتایج این آزمون نشان داد تفاوت معناداری در رضایت زناشویی در بین زوجین با همسرگزینی سنتی و غیرسنتی وجود ندارد. در بخش کیفی در مقایسه ی رضایت زناشویی نتایج به دست آمده نشان داد افراد با ازدواج غیرسنتی در وضعیتی پایین تر از افراد با ازدواج سنتی قرار گرفته اند و افرادی که به طور سنتی ازدواج کرده اند در دلبستگی ایمن، دینداری و نقش پذیری در وضعیتی بهتر از افراد با ازدواج غیر سنتی قرار دارند. نتیجه گیری: نحوه ی همسرگزینی با رضایت از زندگی زناشویی ارتباط دارد و افراد با انتخاب صحیح در نحوه ی همسرگزینی می توانند گام های موثری در افزایش رضایت زناشویی بردارند.
اثربخشی برنامه آموزش روان شناختی خانواده بر ابراز هیجان در خانواده های بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان پزشکی*(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی مداخله آموزش روان شناختی خانواده بر کاهش ابراز هیجان در خانواده های بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان پزشکی انجام شد. گروه نمونه، شامل خانواده های 30 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان پزشکی بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس از دو بیمارستان در شهر تهران انتخاب، و با روش غیرتصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند.آزمودنی ها پرسشنامه سؤالات خانواده (FQ) را تکمیل نمودند و سپس مداخله آموزش روان شناختی خانواده در مورد گروه آزمایش به اجرا درآمد، در حالی که گروه کنترل درمان خاصی را دریافت نکرد. نتایج بدست آمده نشان داد در حالی که آموزش روان شناختی خانواده کاهش معناداری را در مؤلفه نظرات انتقادی ایجاد کرده است، اما مؤلفه درگیری عاطفی شدید تغییر معناداری را نشان نداده است. در تبیین نتایج فوق این نکته مورد توجه قرار گرفته است که با توجه به نتایج پژوهش ها و محتوای مؤلفه ها، نظرات انتقادی حساسیت کمتری برای پیش بینی عود دارد. از سوی دیگر با توجه به این که برنامه های آموزشی مداخلات خانواده عموماً با هدف کاهش عود بیماری تدوین شده اند، به طور طبیعی در این گونه مداخلات صرفا مؤلفه های موثر در این زمینه مورد توجه قرار می گیرند. بنابراین مؤلفه درگیری عاطفی شدید شاید نقش پررنگی در این مداخله های آموزشی به خود اختصاص ندهد. علاوه بر این با توجه به ماهیت فرهنگی این مؤلفه، به نظر می رسد تغییر آن مستلزم صرف زمان بیشتر و مداخله های عمیق تری باشد.
مقایسه سطوح کمال گرایی مادر با پیوند والدینی در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی سطوح کمال گرایی مادر با پیوند والدینی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری و مقایسه آن با افراد سالم بود. بدین منظور 144 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس و پس از اعمال ملاک های ورود در این پژوهش شرکت کردند. نیمی از شرکت کنندگان را نمونه بالینی (افراد مبتلا به اختلال وسواسی اجباری) به همراه مادرانشان و نیم دیگر را افراد سالم به همراه مادرانشان تشکیل دادند. این پژوهش توصیفی و از نوع علی – مقایسه ای بود. از مقیاس غربالگری وسواس مادزلی، پرسشنامه سلامت عمومی، مقیاس کمال گرایی هیل و مقیاس پیوند والدینی به عنوان ابزار اندازه گیری استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی و همبستگی استفاده شد. نتایج نشان داد کمال گرایی مثبت مادران افراد سالم بیش تر از مادران افراد مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری است و کمال گرایی منفی مادران افراد مبتلا به اختلال وسواسی اجباری بیش تر از مادران افراد سالم است. هم چنین در زیرمقیاس حمایت افراطی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری و افراد سالم تفاوت معناداری دیده شد؛ بدین معنی که ادراک حمایت افراطی مادر در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری بیش تر از افراد سالم است، ولیکن در زیرمقیاس های حمایت متعارف، مراقبت بی تفاوت و مراقبت متعارف از پرسشنامه پیوند والدینی در دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد. بر طبق نتایج توجه به ویژگی های مادران مانند سطوح کمال گرایی و تأثیر آن بر آینده روانی فرزندان با اهمیت به نظر می رسد. بنابراین، توصیه می شود به منظور ارتقاء سلامت روان افراد جامعه، والدین و کارشناسان حوزه سلامت روان توجه لازم را به سطوح کمال گرایی مادران و تأثیر آن بر فرزندانشان مبذول دارند.
مقایسه ی شیوه های مدیریت کلاس در مدارس دولتی و منتخب
حوزههای تخصصی:
مقایسه نگرش دانش آموزان ایرانی و آمریکایی نسبت به دوستی با دانش آموزان ناتوان
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه نگرش دانش آموزان عادی دبیرستانی ایرانی و آمریکایی نسبت به امکان دوستی آنها با دانش آموزانی با ناتوانی شدید وچگونگی تسهیل چنین دوستی هایی بوده است .به همین منظور نتایج حاصل از پژوهشهای هندریکسون‘شکوهی یکتا‘نیتاپسکی‘وگیبل(1996)وکاووسی(1377)مورد مقایسه قرار گرفت .بدین ترتیب‘از داده های مربوط به 289 دانش آموز ایرانی و 656 نفر دانش آموز آمریکایی استفاده شد.آزمودنی ها با دامنه سنی19-13 سال شامل هر دو گروه دختر و پسر بودند. ((پرسشنامه ادراک دوستی دانش آموزان))(SFPS) روی هر دوگروه از دانش آموزان اجرا شد.نتایج به دست آمده از مقایسه داده های دو گروه نشان میدهد علاوه بر نقاط مشترک‘دربسیاری از موارد بین نگرش دانش آموزان ایرانی و آمریکایی تفاوت وجود دارد.از جمله این که هر دو گروه آزمودنی ها دوستی با دانش آموزانی با ناتوانی شدید را ممکن دانسته و حاضرند در جهت ایجاد چنین دوستی هایی تلاش کنند.در ایجاد و تسهیل این گونه دوستیها‘دانش آموزان آمریکایی بر نقش بزرگسالان ‘ودانش آموزان ایرانی‘به ویژه بر نقش متخصصان‘تأکید داشته اند. در ضمن در پایان مقاله دلایل احتمالی یافته های به دست آمده مورد بحث و بررسی قرار گرفته و کاربردهای عملی وپیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارایه شده است.
کمال زدگی در خانواده کودکان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده، آموزشگاه ماندگارترین یادگیری هاست، چراکه همیشه یادگیری ضمنی و مشاهده ای بیشترین پایداری را دارد. از طرفی، کودکان تیزهوش موضوع مطالعات بسیاری قرار گرفته اند. این مقاله مروری است بر پژوهش های انجام شده در زمینه پدیده کمال زدگی در خانواده کودکان تیزهوش. یکی از ویژگی های شخصیتی دانش آموزان تیزهوش، کمال گرایی است که در صورت انحراف تبدیل به کمال زدگی می شود. شواهد پژوهشی مؤید آن است که والدین و معلمان از کودکانی که به وسیله متخصصان سنجش، تیزهوش معرفی می شوند انتظار دارند که در همه زمینه ها عالی عمل کنند. چنین انتظاراتی از تیزهوشان آن ها را مستعد کمال زدگی می کند که خود این ویژگی باعث ایجاد آسیب های روان شناختی جبران ناپذیری در آن ها می شود. بر اساس یافته های پژوهشی این طور به نظر می رسد که انتظارات بالای خانواده از فرزند تیزهوش منجر به استقرار کمال زدگی و به تبع آن عدم موفقیت کودک تیزهوش می شود. نکاتی جهت آموزش نحوه برخورد صحیح خانواده ها با کودکان تیزهوش در متن مقاله مطرح شده است.
تأثیر امنیت در مدرسه بر تاب آوری: نقش واسطه ای عزّت نفس و حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر میزان تأثیر امنیت در مدرسه بر تاب آوری با نقش واسطه ای عزّت نفس و حل مسئله در قالب آزمون مدل معادلات ساختاری مطالعه شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های دولتی شهر بهارستان بود و شرکت کنندگان 386 نفر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه طراحی شده بر اساس مدل مفهومی پژوهش پاسخ دادند.از نتایج جالب توجه می توان به تأثیر غیر مستقیم امنیت در مدرسه بر تاب آوری و تأثیر مستقیم عزّت نفس و حل مسئله بر تاب آوری اشاره کرد. در مجموع، مدل مفهومی پژوهش با داده ها برازش مناسبی داشته است که نشان دهنده اهمیت و نقش امنیت در مدرسه، عزّت نفس و حل مسئله بر تاب آوری است.