هدف: بررسی اثر بخشی آموزش به شیوه رویکرد هیجان مدار بر تعهد زوجین.
روش: این پژوهش به روش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل است. جامعه ی آماری کلیه ی زوجین شهر بندر عباس می باشد.نمونه ی پژوهش شامل ۲۰زوج درگروه آزمایش و ۲۰ زوج در گروه کنترل است که از بین ۹۷ زوجی که از میان ۱۸۵ زوج ثبت نام کننده، نمره پایینی در پرسشنامه مولفه های عشق اخذ کرده بودند، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. پرسش نامه عشق مثلثی یا مولفه های عشق( استرنبرگ) به همراه اطلاعات دموگرافی آزمودنی ها جهت گردآوری داده ها استفاده گردید .داده ها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل کوواریانس و T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش به شیوه رویکرد هیجان مدار بر افزایش میزان تعهد زن و مرد اثر مثبت و معنادار داشته است. معناداری تفاوت میانگین زن و مرد با استفاده از آزمون T مستقل رد شده و نتیجه حاصل آنکه آموزش به شیوه رویکرد هیجان مدار بر افزایش میزان تعهد زوجین تاثیر معنادار و مثبت دارد.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه علّی بین کمال گرایی، هدف های پیشرفت با اضطراب امتحان با میانجیگری باورهای خودکارآمدی است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی 1392-1391 تشکیل داده اند، که از میان آنها، تعداد 360 نفر با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای نسبتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش متغیر های پژوهش از مقیاس اضطراب امتحان اهواز، مقیاس خودکارآمدی عمومی، مقیاس کمال گرایی چندبعدی (فرم کوتاه) و پرسشنامه تجدیدنظرشده هدف های پیشرفت استفاده شد. همچنین، برای آزمون برازندگی مدل پیشنهادی از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم کمال گرایی خودمحور به خودکارآمدی و اضطراب امتحان از لحاظ آماری معنی دار بودند (05/0p<). همچنین، رابطه کمال گرایی دیگر محور و جامعه محور با خودکارآمدی غیرمعنی دار و کمال گرایی دیگرمحور با اضطراب امتحان معنی دار بود(05/0p<). علاوه بر این، رابطه هدف تبحرگرا، عملکردگرا و تبحرگریز با خودکارآمدی و رابطه هدف تبحرگریز با اضطراب امتحان معنی دار است(05/0p<). از سوی دیگر، رابطه هدف عملکردگریز با خودکارآمدی غیرمعنی دار و هدف عملکردگریز و خودکارآمدی به اضطراب امتحان معنی دار بوده است(05/0p<). همچنین، نتایج نشان داد که رابطه غیرمستقیم کمال گرایی خودمحور به اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی معنی دار، کمال گرایی دیگر محور و کمال گرایی جامعه محور به اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی غیرمعنی دار است. دیگر نتایج نشان داد که رابطه هدف تبحرگرا، تبحرگریز و عملکرگرا با اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی معنی دار و هدف عملکردگریز با اضطراب امتحان از طریق خودکارآمدی غیرمعنی دار بوده است.
بـر پایه رویآورد ساختاری مبتنی بر تحلیل سطح ارزشهـای حرفه ای (الیزور، 1984)، این پژوهش رابطه بین ارزشهای حرفه ای و کار در حین تحصیل دانشگـاهی را بررسی کرد. نمونه ای به حجم 400 داتشجو (200 زن، 200 مرد، 200 شاغل و 200 غیرشاغل) از دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگـاه آزاد اسلامی انتخاب شدند و به پرسشنامه ارزشهای حرفه ای (الیزور و دیگران، 1991) پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشـان دادند که سطوح ارزشهای حرفه ای در بین دانشجویان شاغل و غیر شاغل معنادار نبودند. زنان در سطوح ارزشهای عاطفی (45/6=F، 011/0 (P<و ابزاری (09/17 =F، 001/0(P< و امکانات (54/11=F، 001/0(P< نمره بالاتری نسبت به مردان به دست آوردند. اثر تعاملی شغل و جنس نیز در هیچ سطحی معنادار نبود.
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی میزان تاثیر آموزش مفاهیم نظریه لازاروس بر تغییر نگرش نسبت به انتخاب همسر در بین دانشجویان دختر است. روش: این تحقیق از نوع تجربی آزمایشی انجام شده است. هدف آزمایش ، استنتاج روابط علت و معلولی بین پدیده هایی است که مورد کنترل قرار گرفته اند. جامعه پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دختر مجرد دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی است که از طریق فراخوان برای شرکت در کارگاههای آموزش قبل از ازدواج دعوت شده بودند. حجم نمونه در این تحقیق 30 نفر می باشد که از میان دختران مجرد دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (n=15) و کنترل (n=15) جایگزین شدند. روش نمونه گیری دراین تحقیق تصادفی در دسترس است. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه نگرش به نحوه انتخاب همسر (ARMSS) استفاده شده است. علاوه بر آمار توصیفی، تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از t مستقل استفاده شده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه مورد پژوهش می باشد. یعنی نمرات کل دانشجویان دختری که تحت آموزش قرار گرفته بودند نسبت به گروه کنترل از تفاوت معناداری در سطح آلفای01 % برخوردار است،تفاوت دو گروه در پس آزمون واقعی است و بین میانگین های دو گروه تفاوت معناداری وجود داشته و عمل آزمایش مؤثر بوده است.فرضیه اصلی پژوهش در زمینه تفاوت میانگین های دانشجویان دختر دو گروه آزمایش و گروه کنترل در سطح 99% مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: آموزش مفاهیم نظریه لازاروس باعث تغییر نگرش دختران نسبت به انتخاب همسر گردیده است#,
این پژوهش با هدف بررسی تمایز خواندن در متون چاپی و الکترونیکی در زبان فارسی انجام گرفت. در این تحقیق، درک و سرعت خواندن در دو نوع ابزار، اندازه گیری و سپس مقایسه شده است. روش تحقیق، آزمایشی است که با طرح آزمونی جهت جمع آوری اطلاعات به منظور سنجش سرعت و درک خواندن انجام می گیرد. جامعة آماری تحقیق شامل نود و چهار دانشجو از میان حجم نمونه 2000 نفری دانشگاه پیام نور فیروزآباد است که به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول آزمون را با ابزار رایانه و گروه دوم با ابزار کاغذ انجام دادند. نمرات آزمون، معیاری برای درک خواندن و زمان صرف شده برای آزمون، معیاری برای سرعت در نظر گرفته شده است. در پیش آزمون سؤالاتی برای سنجش تأثیر عوامل بافتی انجام گرفت و سپس به بررسی تأثیر هرکدام از عوامل بافتی بر سرعت و درک خواندن متون چاپی و الکترونیکی پرداخته شد. سپس از نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده گردید. در تحلیل داده ها از روش آزمون تی و رگرسیون هم زمان استفاده شد. تحلیل ها نشان دادند درک خواندن به طرز چشمگیری تحت تأثیر ابزار خواندن است. نمرات دانشجویان حاکی از عملکرد بهتر در ابزار کاغذ است. از سوی دیگر بررسیسرعتخواندننشاندادتفاوتقابلملاحظه ایمیانسرعتخواندندر دو ابزار دیده نشده است. در بررسی عوامل بافتی میزان مطالعه هفتگی، نرخ روزانه ارتباط با فن آوری خواندن و ارجحیت ابزار، این عوامل بر درک خواندن بی تأثیرند اما بر سرعت خواندن متون الکترونیکی و کاغذی اثری قابل توجه دارند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی دو فن مثبت نگری و حل مسئله از مجموعه فنون رویکرد شناختی رفتاری بر روابط میان فردی نوجوانان دختر انجام شد. روش پژوهش، مطالعه موردی بود. در این مطالعه، یک آزمودنی دختر 17 ساله دانش آموز کلاس سوم دبیرستان که با به کارگیری مصاحبه بالینی، ملاک های تشخیصی DSM-IV و آزمون های تشخیصی؛ پرسشنامه چند جنبه ای مینه سوتا (MMPI)، فهرست بازبینی نشانه های-90- تجدیدنظر شده (SCL-90-R) و مقیاس 16 عاملی شخصیت کتل دارای مشکلات شدیدی درزمینه روابط میان فردی تشخیص داده شد، شرکت نمود. یافته ها آشکارکننده نقش خانواده در بروز، نگهداری و نیز بهبود روابط میان فردی نوجوانان دختر بود. همچنین یافته ها نشان داد که روش ترکیبی حل مسئله و مثبت نگری در بهبود روابط میان فردی نوجوانان دختر کارآمد است. برآمدها نشان گر آن بود که خانواده به عنوان عامل مهم و تأثیرگذار در روابط میان فردی نوجوانان باید در نظر گرفته شود. همچنین با توجه به اینکه بکار بستن این دو فن به جای مجموعه فنون شناختی- رفتاری در بهبود روابط میان فردی نوجوانان دختر اثربخش بود، ازاین رو پژوهش حاضر در راستای صرفه جویی در زمان و هزینه نیز می تواند به کار رود.