فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۱ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳
11-18
حوزههای تخصصی:
امید نقش به سزایی در مقابله با مشکل های روانی و بیولوژیک در دوره های مختلف زندگی به ویژه دوره ی سالمندی دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر معنادرمانی گروهی بر امید و کیفیت خواب سالمندان است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر، از نوع تحقیق نیمه آزمایشی با پیش و پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه ی آماری این پژوهش، مرکز سئول در شهر تهران، در سال 1393 بود و 30 سالمند براساس ملاک های ورود، انتخاب شدند. آن ها در دو گروه آزمایشی و کنترل، به صورت تصادفی شدند. گروه آزمایش، امید درمانی گروهی را در طول ده جلسه (هفته یی یک جلسه، هر جلسه به طور متوسط 75 دقیقه) دریافت کردند. تحلیل آماری با استفاده از تی وابسته و تحلیل کواریانس انجام شد. ابزار تحقیق عبارت بود از: شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ، پرسش نامه ی امید به زندگی میلر، پرسش نامه ی معاینه ی مختصر روانی. یافته ها: تفاوت معناداری بین امید به زندگی در سالمندان قبل و بعد از مشاوره ی گروهی وجود دارد(p<0.0.5). در نمرهای میانگین کیفیت خواب سالمندان، قبل و بعد از مشاوره ی گروهی، تفاوت معناداری وجود ندارد(p<0.0.5). نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که معنادرمانی تأثیر معناداری بر افزایش امید به زندگی سالمندان دارد، از این رو، می تواند در نقش مداخله گر درمانی، مشکل های روانی مرتبط با نبود معنا و امید در زندگی مورد توجه قرار گیرد.
دلبستگی به خدا و تاب آوری در مادران کودکان کم توان ذهنی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر دلبستگی به خدا و تاب آوری را در مادران کودکان کم توان ذهنی و عادی مورد بررسی قرار داد. طرح پژوهش حاضر از نوع پس رویدادی و (همبستگی) بود. در این راستا، از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای داده ها از مدارس استثنایی و عادی استان اردبیل شهرستان مشگین شهر جمع آوری شدند. از مقیاس دلبستگی به خدا روات و کرکپاتریک و تاب آوری کانر و دیویدسون استفاده شد. پس از کنار گذاشتن پرسشنامه های ناقص ، داده های 92 نفر از مادران دارای کودک کم توان ذهنی و 94 نفر مادران دارای کودک عادی برای تحلیل انتخاب شدند. تحلیل داده ها از طریق شاخص هوتلینگ برای نشان دادن تفاوت بین گروه ها، نشان داد که در همه ابعاد (دلبستگی اجتنابی ، دلبستگی ایمن، دلبستگی اضطرابی به خدا و تاب آوری) بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد؛ در رگرسیون چند گانه به روش گام به گام، از بین دلبستگی ها، دلبستگی ایمن به خدا تاب آور بودن را در بین مادران دارای کودکان عادی و دلبستگی اجتنابی به خدا، کاهش تاب آوری را در مادران کودکان کم توان ذهنی در مقایسه بین این دو گروه به خوبی پیش بینی کرده است. نتایج بدست آمده نشان داد که نوع دلبستگی به خدا می تواند به نوعی بر تاب آوری افراد در مواجهه با چالش های زندگی تاثیرگذار باشد.
شیوه پیامبر اکرم(ص) در مدیریت روانی جامعه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی شیوه پیامبر اسلام(ص) در مدیریت روانی جامعه و پاسخگویی به این سؤال که «دولت ها چگونه روحیه و اراده ملت خود را برای همکاری مدیریت کنند؟» انجام شد. بدین منظور از روش پیمایش تاریخی و تحلیل نظریِ مواردِ مربوط به حکومت پیامبر(ص) استفاده شد. دستاوردها نشان داد که پیامبر(ص) بدون خروج از مسیر اخلاق اسلامی، با روش های متعدد، جامعه را در مقابل دشمن، بانشاط و آماده نگاه می داشتند؛ بعضی از آن روش ها؛ عبارتند از: توجه به ویژگی های روان شناختی مخاطبان، تعامل مستقیم و عاطفی با مردم، دانش افزایی و آگاهی بخشی به آنان، مشارکت دادن آنان در امور سیاسی، اجتماعی و نظامی، استفاده از ظرفیت گروه های مرجع، بازسازی روانی جامعه پس از بحران ها، احیای نظام ارزشی جامعه و حراست اعتقادی؛ و جلوگیری از حضور عناصر سست عنصر در صف مسلمین. بدین ترتیب، پیامبر(ص) بدون اینکه بر منابع مادیِ آنان چیزی افزوده باشد، آنان را به قدرتِ بسیار تأثیرگذار منطقه تبدیل کرد.
نقش عوامل شخصیت و سبک زندگی مذهبی در سلامت روان(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور تعیین رابطه عوامل شخصیت و سبک زندگی مذهبی با سلامت روان طراحی شد. روش این پژوهش توصیفی، به شیوه همبستگی بود. جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه قم و طلاب حوزه علمیه قم تشکیل دادند و 375 نمونه به روش غیرتصادفی انتخاب گردیدند. برای سنجش متغیرهای این پژوهش از پرسش نامه شخصیت (NEO-FFI-60)، آزمون سبک زندگی اسلامی (ILST-75) و پرسش نامه سلامت روان (GHQ-28) استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین سبک زندگی مذهبی و نمره کل اختلالات در پرسش نامه سلامت روان همبستگی منفی وجود دارد و نیز بین سبک زندگی مذهبی با خرده مقیاس های پرسش نامه سلامت روان؛ نشانه های جسمانی، اضطراب و بیخوابی، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی شدید همبستگی منفی وجود دارد. همچنین عوامل روان رنجورخویی و گشودگی به تجربه با نمره اختلالات در پرسش نامه سلامت روان همبستگی مثبت داشته و عوامل برون گرایی، موافق بودن و باوجدان بودن با نمره اختلالات در پرسش نامه سلامت روان همبستگی منفی دارند. عوامل شخصیت و سبک زندگی مذهبی توانستند مقادیر معناداری از سلامت روان را تبیین کنند.
تدوین و ارائه مدل مداخله ی توکل (مذهب محور) و مقایسه اثربخشی آن با مدل فراشناخت بر بهبود عملکرد خانواده کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تدوین و بررسی مقایسه اثربخشی فراشناخت و مداخله توکل (مذهب محور) بر عملکرد خانواده در میان کارکنان سپاه سنندج انجام گرفت. روش: طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به شیوه پیش- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بوده است. داده های جامعه تحقیق شامل کارکنان سپاه سنندج واقع در استان کردستان بوده است؛ از این جامعه 45 آزمودنی به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند؛ با ابزار شیوه ی سنجش خانواده، میزان متغیرهای وابسته عملکرد خانواده در کارکنان اندازه گیری شد(پیش آزمون) و سپس به شیوه جایگزینی تصادفی، افراد در سه گروه 15 نفری(گروه توکل، فراشناخت و گواه )گماشته شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد با کنترل پیش آزمون تمام متغییرهای گروهها، در بین کارکنان گروه های آزمایش و کنترل لااقل در یکی از متغیرهای وابسته - مقیاسهای عملکرد خانواده- تفاوت معنا داری وجود دارد. بنابر این همه ی فرضیه های مبنی بر اثربخشی فراشناخت و مداخله توکل (مذهب محور) بر عملکرد خانواده در میان کارکنان سپاه، تأیید شدند؛ همچنین نتایج نشان داد که دو رویکرد فراشناخت و مداخله توکل (مذهب محور) در اثر بخشی بر عملکرد خانواده اثر یکسانی دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق دو رویکرد فراشناخت و مداخله توکل (مذهب محور) بر عملکرد خانواده اثر یکسانی دارند؛ لذا توصیه می شود، مشاوران و درمانگران برنامه هایی برای بهبود عملکرد خانواده در این قبیل افراد تدارک ببینند.
راهکارهای ارتقای سلامت روانی فرزندان؛ برگرفته از سبک زندگی اهل بیت(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سؤال پژوهش این بود که: «اهل بیت(ع)، چه راهکارهایی برای تربیت فرزندان ارائه کرده اند؟»؛ به این منظور، سخنان و رفتارهای اهل بیت(ع) در این موضوع، مورد جستجو و طبقه بندی و توصیف و تحلیل نظری قرار گرفت؛ این راهکارها در سه گروه کلی: شناختی، عاطفی و رفتاری طبقه بندی شد؛ خانواده به صورت یک سیستم متعامل در هر کدام از این حیطه ها ایفای نقش می کند. در حیطه شناختی، به اموری مانند: 1) معرفت به خدا؛ 2) ایمان به خدا؛ 3) تقوا؛ 4) توکّل به خدا؛ 5) رضایت و تسلیم در برابر مقدرات الهی؛ 6) همسویی گفتارها و رفتارها با اوامر الهی؛ و در حیطه عاطفی به اموری مانند: 1) محبّت ورزی؛ 2) ارتباط عاطفی؛ 3) ابراز عواطف مثبت؛ 4) پرورش احساس مسئولیت؛ 5) پرورش مثبت اندیشی؛ 6) پرورش تحمل پذیری؛ 7) مایه شادی و نشاط بودن؛ 8) پرورش فضیلت جویی؛ و در حیطه رفتاری به اموری مانند: 1) خوشرویی؛ 2) تکریم متقابل؛ 3) بخشش؛ 4) هدیه دادن؛ 5) برقراری رابطه کرامتی و عزّتی؛ 6) برخورد فروتنانه؛ 7) شکرگزاری و 8) قناعت پیشگی.
الگوی مشاوره ای خودپنداره تاله محور مبتنی بر مبانی انسان شناسی اسلامی(دیدگاه جوادی آملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خودپنداره، انگیزه قوی در رفتار فرد است. عمل و رفتار فرد مطابقت دارد بااینکه او در آن زمان، خویش را چگونه می بیند. روان شناسان تحولی معتقد هستند باورها و عقاید ایدئولوژیک فرد از عوامل بنیادی در تشکیل خودپنداره ای قوی و منسجم است. با توجه به اینکه مبانی فلسفی و انسان شناختی، اساس شکل گیری اعتقادات ایدئولوژیک فرد هستند؛ لذا بررسی مبانی انسان شناسی از طریق تأثیر گذاری بر برنامه های پژوهشی علوم تربیتی و روان شناسی و همچنین به طور مستقیم برای اصلاحات پیش برنده نظام آموزشی کمک کننده است و می تواند به ایجاد زمینه ای مناسب برای توسعه مستمر نوآوری های آموزشی تبدیل شود و راهبردهای نوآوری آموزشی نیز در صورتی که فارغ از بازنگری در زیرساخت های نظری باشد تنها تغییرات محدودی را می تواند پدید آورد. به همین دلیل محققان در این پژوهش با قرار دادن فلسفه اسلامی(مبانی انسان شناسی جوادی آملی) به عنوان زیرساخت علوم تربیتی و روان شناسی به طراحی الگوی خودپنداره مبتنی بر آن اقدام کرده اند؛ تا زمینه برای اصلاحات اساسی و بومی در روان شناسی و علوم تربیتی فراهم شود. منبع یا جامعه این پژوهش کلیه کتاب های جوادی آملی بود که از سال 1372 تا سال 1391 منتشر شده است. این پژوهش در قالب روش هرمنوتیک انجام شد که از انواع روش های کیفی است. نتایج این پژوهش، الگوی مشاوره ای خودپنداره تاله محور را متشکل از سه محور اصلی فرایند، محتوا و فنون ارائه داده است که هرکدام نیز شامل زیر مقوله های مختص خود است.
پیش بینی بلوغ شغلی بر اساس سبک های هویت و دین داری در میان دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سبک های هویت و دین داری با بلوغ شغلی در میان دانشجویان بود. بدین منظور، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علّامه طباطبائی در سال تحصیلی 93-92 انتخاب شدند و به سه پرسش نامه سبک های هویت (ISI-6G) برزونسکی (1998)، عمل به باورهای دینی (معبد) گلزاری (1379) و بلوغ شغلی ساویکاس و پرفلی (2011) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که بین سبک های هویت و دین داری، با بلوغ شغلی در سطح 01/0p< رابطه مثبت معنادار وجود دارد. تعهد هویت پیش بینی کننده اصلی (به صورت مثبت) و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی پیش بینی کننده (به صورت منفی) برای بلوغ شغلی است. دین داری در بعد انجام واجبات، بلوغ شغلی را پیش بینی می کند. علاوه بر این، سبک هویت هنجاری و تعهد هویت، سهم بالایی در پیش بینی دین داری و ابعاد آن به صورت مثبت دارند. از یافته های این تحقیق می توان راهبردهایی جهت غنابخشی به وضعیت هویتی جوانان از طریق تعمیق باورهای دینی و نیز آموزش و کمک به ارتقای سطح بلوغ شغلی آنان استخراج نمود.
نقش هوش هیجانی و هوش معنوی در تبیین حالت های هیجانی منفی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی نقش ابعاد هوش هیجانی و هوش معنوی در تبیین حالت های هیجانی منفی انجام شده است. این مطالعه، از نوع تحقیقات همبستگی بوده و در نمونه ای متشکل از 589 نفر دانشجو (292 نفر دختر و 297 نفر پسر) صورت گرفته است. دانشجویان از طریق پاسخ گویی به مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، مقیاس رگه فراخلقی و مقیاس هوش معنوی کینگ در پژوهش شرکت نمودند. نتایج مطالعه حکایت از آن دارد که ابعاد هوش هیجانی و هوش معنوی، قادر به تبیین حالت های هیجانی منفی می باشند. برای بررسی برازش مدل پیشنهادی با داده های گردآوری شده شاخص های RMSEA, CFI, AGFI, GFI, X2, X2/df و RMR محاسبه گردیده و نشان دادند، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار می باشد.
بررسی رابطه ی درک از خدا و رضایت از زندگی در دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۱ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲
19-27
حوزههای تخصصی:
رضایت از زندگی، یکی از مؤلفه های مهم کیفیت زندگی است. با توجه به اینکه درک از خدا می تواند نقش تعیین کننده یی در دیدگاه فرد نسبت به زندگی داشته باشد، بنابراین هدف از این مطالعه بررسی رابطه ی بین درک از خدا و رضایت از زندگی است. مواد و روش ها: 125نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه یی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بود از: پرسش نامه ی «درک از خدای» لارنس (1997) و صادقی (1384)؛ و «رضایت از زندگی» داینر (1985). یافته ها: یافته ها نشان می دهد که همبستگی مثبت بین رضایت از زندگی و درک از خدا وجود دارد. همچنین یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های تأثیرگذاری، مشیّت الهی، حضور و چالش، رابطه ی معناداری با متغیّر رضایت از زندگی دارند و متغیّرهای پذیرندگی و خیرخواهی رابطه ی معناداری با متغیّر رضایت از زندگی نشان نمی دهند. نتیجه گیری: ن بنابراین می توان گفت با توجه به اینکه درک از خدا می تواند تعیین کننده ی دیدگاه فرد درباره ی جنبه های مختلف زندگی و دیدگاه او درباره ی نقش خداوند در اتفاق های زندگی اش، باشد، می تواند بر رضایت از زندگی فرد، یعنی ارزیابی وی از رخدادهای زندگی اش تأثیر بگذارد. پس فرد می تواند این بودن ها و بایدها را به خداوند نسبت دهد و به همین میزان تصور مثبت یا منفی را نسبت به خدا شکل دهد.
رابطه جهت گیری مذهبی و هوش معنوی با میزان تاب آوری دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه میان جهت گیری مذهبی، هوش معنوی با میزان تاب آوری دانشجویان انجام شده است. جامعه آماری، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-92 بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای (تعداد 228 دانشجو) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه جهت گیری مذهبی آلپورت، پرسش نامه هوش معنوی و مقیاس تاب آوری بود. نتایج نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی، با هوش معنوی و میزان تاب آوری دانشجویان رابطه مثبت معنی دار دارد. از سوی دیگر، بین دانشجویان دختر و پسر در جهت گیری مذهبی، هوش معنوی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین دانشجویان و دین پژوهان در جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی تفاوت معناداری دیده شد، اما در هوش معنوی و میزان تاب آوری در این دو گروه تفاوتی مشاهده نگردید. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که هوش معنوی، بیشترین سهم را در تبیین تاب آوری دانشجویان دارد. در نهایت، می توان گفت: افراد دارای جهت گیری مذهبی درونی، که تنها برای منافع شخصی تظاهر به دین داری نمی کنند و افراد دارای هوش معنوی بالا، از تاب آوری بالاتری برخوردارند.
اثربخشی آموزش آموزه های اسلامی مربوط به روابط زوجین، بر کاهش مشکلات رفتاری فرزندان(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کودکان ابتدا از محیط خانواده و عوامل مؤثر بر آن تأثیر می پذیرند. ازاین رو کاهش مشکلات رفتاری کودکان، بدون توجه به افراد تأثیرگذار بر کودک در خانواده، به ویژه والدین، ممکن نیست. هدف پژوهش، شناسایی میزان اثربخشی آموزه های دینیِ مربوط به روابط زوجین بر کاهش مشکلات رفتاری فرزندان است. روش پژوهش، آزمایشی از نوع پیش تست و پس تست با گروه کنترل است. جامعة آماری این پژوهش را همة دانش آموزان دختر مقطع متوسطة دورة اول شهر قم و والدین آنها تشکیل داده اند که از طریق نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. دختران شرکت کننده در این پژوهش به پرسش نامة آخنباخ پاسخ دادند. پس از روشن شدن گروه آزمایش و گواه، بستة آموزشی محقق ساخته به والدین گروه آزمایش آموزش داده شد و پس آزمون انجام گرفت. داده های به دست آمده از طریق روش های آمار توصیفی، خلاصه، و برای پاسخ به پرسش های پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که آموزش آموزه های دینیِ مربوط به روابط زوجین، در کاهش مشکلات کلی رفتاری فرزندان و مشکلات برونی سازی شده تأثیر داشته است؛ اما دربارة مشکلات درونی سازی شده فرضیه به اثبات نرسید. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای جمعیت شناختی هیچ تأثیری بر مشکلات رفتاری فرزندان نداشته است. درنتیجه این بستة آموزشی با مداخله و ایجاد تغییر در اصول اولیة ارتباط، ویژگی های شخصیتی و روش های مدیریت تعارض توانسته است در فرایند ارتباط بین زوجین و ارتباط میان والدین و فرزندان تغییرات مثبتی به وجود آورد.
اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش معنوی بر خویشتن داری جنسی دانشجویان پسر(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش معنوی بر خویشتن داری جنسی دانشجویان پسر دانشگاه های تهران انجام شده است. طرح پژوهشی استفاده شده در این پژوهش، طرح آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعة آماری پژوهش، همة دانشجویان پسر دانشگاه های تهران بود که از میان جامعة آماری، 26 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامة خویشتن داری جنسی، در سطح توصیف داده ها از میانگین و انحراف معیار، و در سطح تحلیل استنباطی از آزمون کوواریانس استفاده شده است. نتایج تحلیل داده های این پژوهش نشان داد که آموزش مؤلفه های هوش معنوی، موجب افزایش خویشتن داری جنسی دانشجویان پسر دانشگاه های تهران می شود.
دین، انسان و جامعه ی پایدار
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد تلاش محققان در توسعه ی علوم و تکنولوژی با هدف رسیدن به یک جامعه ی جهانی پایدار در صورتی به نتیجه می رسد که انسان که اصلی ترین عامل حیات است، محور همه ی برنامه ریزی ها قرار گرفته و به او توجه جدی شود. انسان سالم، اساس و پایه ی یک جامعه ی پایدار و به دنبال آن، توسعه ی پایدار است. رسالت اساسی ادیان الهی هدایت انسان ها به سوی سلامت و حفظ سلامت انسان در دنیا و آخرت است و بدین منظور، برای تأمین سلامت انسان در بُعدهای مختلف نظریه پردازی های گوناگونی صورت گرفته است. بنابراین برای ارتقای سلامت انسان کشف این نظریه ها و تدوین یک برنامه ی جامع و کاربردی در همه ی بُعدهای جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی ضروری است.
دین راهنمای سلامت معنوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۱ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳
41-49
حوزههای تخصصی:
«معنویت» و«سلامت معنوی» از واژگانی است که در عصر نزول قرآن و عصر اهل بیت(ع)، در روایاتی که از آن بزرگواران موجود است، به کار برده نرفته، ولی امروزه در حوزه های مختلف علوم، به ویژه در علم پزشکی، استفاده شده است؛ از این رو، در این مقاله تلاش شده بر اساس مفهومی که از «دین» و«سلامت»، در قرآن و روایات بیان شده، محدوده ی «سلامت معنوی» از نظر مفهومی، مشخص گردد و تأثیری که «دین» بر این نوع از سلامت دارد تا حدودی روشن شود. بر این اساس، مقاله ی حاضر به این نتیجه رسیده که باید سلامت معنوی را در داشتن باور و اعتقاد صحیح و بهره مندی از اخلاق الهی و بندگی جستجو نمود. افزون بر این با توجه به پژوهش های انجام گرفته، بهره مندی از سلامت معنوی می تواند در سلامت جسمانی انسان نیز مؤثر واقع شود.
بررسی ارتباط عزت نفس با نگرانی در جوانان مبتلا به مولتیپل اسکلروز (MS)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۱ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲
28-35
حوزههای تخصصی:
بیماری مولتیپل اسکلروز (MS) نوعی بیماری علاج ناپذیر مغز است که شدیداً موجب نگرانی و کاهش عزت نفس مبتلایان می شود و آن ها را مجبور به سازگاری با ناتوانی های ناشی از بیماری می سازد. این مطالعه با هدف تعیین رابطه ی میان عزت نفس با نگرانی در جوانان بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروز در شهر شیراز انجام گرفته است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه ی آماری مورد بررسی این پژوهش را تمامی جوان 20- 40 ساله ی مبتلا به مولتیپل اسکلروز استان فارس که تا پایان سال 1391 عضو انجمن بیماران MS فارس بودند، تشکیل داده اند. از بین بیماران تحت پوشش انجمن بیماری های خاص، 150 نفر (90 زن و 60 مرد)، بیمار مبتلا به ام. اس. با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ی عزت نفس و پرسش نامه ی محقق ساخته ی نگرانی بود. داده ها پس از ورود به نرم افزار آماری SPSS نسخه ی 16 و با استفاده از آزمون های آماری همبستگی و رگرسیون در سطح خطای 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتیجه ی تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد، بین عزت و نگرانی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز در دو جنس، رابطه ی معکوس معنی داری وجود دارد و عزت نفس می تواند 66% نگرانی را در این قشر پیش بینی کند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش برگزاری جلسه های آموزشی برای آگاهی دادن درباره ی اهمیت عزت نفس موجب می شود، بیماران و خانواده های آن ها به روش منطقی تری با مشکل های بیماری مولتیپل اسکلروز روبرو گردند و این مسئله می تواند نگرانی های آن ها را تا حدی کاهش دهد.
بازشناسی ساختار عاملی مقیاس اسلامی کارآمدی خانواده(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور برآورد روائی و پایائی نسخه تجدیدنظرشده مقیاس اولیه کارآمدی خانواده با تکیه بر منابع اسلامی اجرا شده است. این مطالعه از نوع تحقیقات همبستگی است. و در آن به روش نمونه گیری تصادفی و خوشه ای 590 نفر انتخاب شدند. شرکت کنندگان، مقیاس سنجش کارآمدی خانواده با تکیه بر منابع اسلامی را تکمیل کردند. در این پژوهش جهت بررسی روایی مقیاس، از روش تحلیل عاملی استفاده شد. تحلیل عاملی یافته ها نشانگر آن بود که فرم تجدیدنظرشده مقیاس اسلامی کارآمدی خانواده دارای هشت عامل (رعایت حقوق، رضامندی و رشد، رابطه عاطفی و کلامی، اندیشه دینی، مسؤولیت پذیری و مشارکت، رفتار دینی، اعتماد و بخشش، و صداقت) می باشد. جهت بررسی پایائی مقیاس از روش بررسی همسانی درونی بوسیله آلفای کرونباخ استفاده شد. آلفای کرونباخ 96/0 به دست آمده است. براساس یافته های پژوهش می توان گفت این پرسش نامه دارای روائی و پایائی بالا بوده و عوامل منسجمی از آن به دست می آید که می توان با کاربرد آن، کارآمدی خانواده را بر اساس منابع اسلامی مورد مطالعه قرار داد و در پژوهش های آتی از آن استفاده کرد.
اثربخشی تمرین های ذهن آگاهی ساهاجایوگا بر افسردگی، اضطراب و استرس زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فشار روز افزون عوامل استرس زا در کنار اضطراب و افسردگی توانایی انسان را در روبرو شدن با مسائل زندگی کاهش می دهد . زنان در\nمواجهه با این شرایط شکنندهتر و آسیبپذیرتر از مردان هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تمرینهای ذهنآگاهی ساهاجایوگا برکاهش افسردگی، اضطراب و استرس زنان بود. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون پسآزمون بدون گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل 700 زن مراجعهکننده به پایگاه بهداشت شهید شیرین تهران بود که با توجه به هدف پژوهش تعداد 20 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان در یک مداخله ی 3 ماهه به مدت 12 جلسه 2 ساعته آموزش دیدند. از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس برای جمعآوری اطلاعات در سه مرحله پیش آزمون، پسآزمون و دورهی پیگیری 3 ماهه استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون\nتحلیل شدند. نتایج نشان میدهد که تفاوت پیش آزمون و پس آزمون در کاهش افسردگی، اضطراب و استرس زنان معنی دار است این نتایج در پیگیری 3 ماه بعد همچنان تداوم داشت .(p<0/01). بنابراین برنامهی آموزش ذهن_آگاهی ساهاجایوگا به نظر .(p<0/01) می رسد به عنوان یک مداخله ی مکمل در کنار سایر روش های درمانی رایج مشکلات هیجانی به ویژه برای زنان موثر است.
میزان پاسخگویی برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی به نیازهای شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی از میزان تحقق اهداف شناختی برنامه درسی دین و زندگی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی کشور صورت گرفت. روش: روش پژوهش از حیث هدف، تحقیق و توسعه و از نوع پژوهش ارزشیابی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان کلیه مناطق آموزشی شهرستان های تهران در سال تحصیلی 89-88 بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به صورت تصادفی انتخاب شدند. جهت بررسی میزان تحقق اهداف شناختی تربیت دینی در سطوح شش گانه از آزمون های پیشرفت تحصیلی چهارگزینه ای برای سنجش میزان تحقق اهداف شناختی سطوح پایین دانش و فهم و از آزمون های تشریحی جهت سنجش میزان تحقق اهداف شناختی سطوح بالای کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی به تفکیک پایه های تحصیلی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در پایه اول و پیش دانشگاهی، هیچ یک از اهداف شناختی سطوح پایین (دانش و فهم) و سطوح بالا (کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی) محقق نشده بود. در حالی که در پایه های دوم و سوم اهداف شناختی سطح دانش، نسبتاً مطلوب و سطح فهم و سایر سطوح شناختی بالا نامطلوب بودند. نتیجه گیری: با عنایت به یافته های حاصل، در مجموع، می توان گفت که اهداف شناختی در برنامه درسی تربیت دینی دوره متوسطه و پیش دانشگاهی به نحو شایسته محقق نشده است. لذا، در پایان، پیشنهاداتی به جهت ارتقای تحقق اهداف شناختی ارائه گردیده است.
تحلیل روان شناختی نشوز و راهکارهای سه گانه قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین روان شناختی نشوز زن و با شیوه توصیفی تحلیلی انجام گرفت و به نتایج ذیل دست یافت. نشوز باعث ارضا نشدن نیاز جنسی و احتمال طلاق می شود. یکی از علل خشونت علیه زنان در خانواده ها ناکامی جنسی مرد است. نشوز علل متعدد و متفاوت جسمی، روان شناختی و ارتباطی دارد. قرآن با یک فرایند سه مرحله ای، قدرت مرد را محدود، نشوز را ریشه یابی و از خشونت ابتدایی مرد جلوگیری می کند. راهکارهای قرآن جهت رفع نشوز، شامل سه گام شناختی (علت شناسی)، عاطفی (تقابل عاطفی) و رفتاری است که هر گام متناسب با برخی از دلایل نشوز می باشد. گام سوم (در موارد دشوار مانند لجبازی و کینه توزی، تنفر از شوهر یا دل بستن به دیگری)، یک ضربه آگاهی بخش است که هیچ گونه آسیبی در پی ندارد و هشداردهنده پیامدهای دشوار تداوم نشوز است؛ بنابراین، گام سوم خشونتی علیه زن نیست و موجب حفظ کانون خانواده می شود