فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: با وجود تحقیقات مختلف همچنان تصویر ناهماهنگ و مبهمی از آثار تک فرزندی یا تعدد فرزندی بر والدین به ویژه مادران وجود دارد و هنوز مشکل ساز بودن تک فرزندی در تولید اضطراب مادران در مقایسه با مادرانی که بیش از یک فرزند دارند کاملاً ثابت نشده است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف اثر تعدیل کننده ی دین داری بر رابطه ی تعداد فرزند با اضطراب مادران تک فرزند و مادران دارای دو فرزند و بیشتر انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی است که به روش همبستگی صورت گرفته است. جامعه ی مورد مطالعه مادران استان البرز و تهران در سال تحصیلی 93-94 بودند که به روش نمونه گیری دردسترس 384 نفر بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. در پاسخ به پرسش ها دو گروه از مادران (جامعه ی مورد مطالعه) بررسی شدند. گروه اول مادران تک فرزند (192 نفر) و گروه دوم مادران دارای دو فرزند و بیشتر (192 نفر) را تشکیل می دادند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ی دین داری خدایاری فرد و همکاران و پرسش نامه ی اضطراب حالت-صفت اسپیلبرگر بود. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که دین داری نمی تواند متغیّر تعدیل کننده در رابطه ی بین تعداد فرزند و اضطراب مادر باشد. علاوه براین، بین تعداد فرزند و اضطراب مادران رابطه ی معناداری وجود داشت (118/0 = R)، اما بین تعداد فرزند و دین داری مادران رابطه ی معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان دهنده ی توجه بیشتر مسئولان و متصدیان عرصه ی تعلیم و تربیت و سلامت کشور در زمینه ی دین داری و تعداد فرزندان و همچنین نقش دین داری در کاهش اضطراب خانواده های ایرانی است.
رابطه مثبت نگری مادران با عزت نفس نوجوانان با توجه به دین داری مادران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال تعیین رابطه مثبت نگری مادران با عزت نفس نوجوانان با توجه به دین داری مادران بود. این پژوهش از نظر هدف جزء پژوهش های بنیادی محسوب می شود و از نظر روش کار جزء پژوهش های توصیفی همبستگی می باشد. جامعه مورد بررسی در این پژوهش 4100 نفر شامل کلیه مادران و دانش آموزان مدارس دولتی روزانه دخترانه و پسرانه متوسطه دوم که در سال تحصیلی 96 97 در شهرستان ساوه مشغول تحصیل بودند، می باشد. 144 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسش نامه دین داری گلاک و استارک، پرسش نامه مثبت نگری اینگرام و وینیسکی، پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ می باشد. در بخش استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون به منظور جهت تعیین رابطه بین متغیرها، و آزمون رگرسیون تک متغیره و چند متغیره جهت سنجش تأثیر هر یک از مؤلفه ها در متغیر اصلی استفاده شد. تحقیق حاضر نشان داد دین داری مادران در رابطه بین مثبت نگری مادران با عزت نفس نوجوان، نقش تعدیل کنندگی داشته و میزان عزت نفس نوجوانان را افزایش داده است، همچنین پژوهش حاضر نشان داد که بین مثبت نگری مادران با عزت نفس نوجوانان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و نیز بین دین داری مادران و عزت نفس نوجوانان رابطه مثبت و معناداری وجود داشته و نیز بین دین داری مادران و مثبت نگری مادران رابطه مثبت و معنی داری برقرار است.
نظریه خانواده درمانگری ساختاری و مطابقت آن با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، ارزش شناسی و روش شناسی نظریه خانواده درمانگری ساختاری با رویکرد اسلامی صورت گرفته است. در این پژوهش، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است که در آن کلمات، مفاهیم، مضامین، عبارات و جملات خاص، از درون متن یا مجموعه ای از متون، استخراج، بررسی، توصیف و تبیین می شود. یافته ها نشان داد این نظریه چه در مبانی و چه در سیر نظریه درمان، همسویی مناسبی با آموزه های اسلامی دارد هرچند در نگرش تعالی گرایانه و نقش مداخلات شناختی، رفتاری، اخلاقی و معنوی از دیدگاه اسلامی جدا می شود. با توجه به همسویی مناسب این نظریه با آموزه های اسلامی، به نظر می رسد با چارچوب بندی مجدد آن با فرهنگ اسلامی - ایرانی، بتوان شیوه مناسب تری در درمان آسیب های خانواده های ایرانی، به کار گرفت.
مهارت های گفتاری و شنیداری از منظر آموزه های دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
برخی ساحت های زندگانی بشر با پیشرفت دانش بشری آسان تر شد، این شاکله روحانی و جسمانی انسان بود که او را به سوی زندگی اجتماعی کشاند، و آنها برای بهره مندی از اطلاعات علمی و تجربیات رفتاری نیازمند ارتباط میان فردی گفتاری و شنیداری هستند. هدف این پژوهش تدوین مهارت های گفتاری و شنیداری از منظر آموزه های دینی است. روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی است و با شناسایی مبانی وحیانی با استناد به آیه های قرآن و روایات معصومین؟عهم؟ به گفت وگوکنندگان این توانایی مهارتی را می دهد تا با استفاده از راهنمایی های تخصصی پیامبر اکرم؟ص؟ و امامان معصوم؟عهم؟، ارتباط میان فردی گفتاری و شنیداری مفید و تأثیرگذاری را با یکدیگر تجربه کنند.
زیرساخت های تحوّل شخصیت فرزند از چشم انداز آموزه های اسلامی و روان شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عوامل زیستی و محیطی از مهم ترین عناصر شکل گیری و تحوّل شخصیت فرزند است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین مهم ترین عناصر و عوامل تأثیرگذار در شکل گیری زیرساخت های تحوّل شخصیت از چشم انداز آموزه های اسلامی و روان شناسی است. در پژوهش حاضر از روش توصیفی - تحلیلی و اجتهادی بهره گرفته شد و آموزه های اسلامی و روان شناختی مرتبط با فرایند فرزندپروری با تأکید بر دوره قبل از تولد، بررسی شد. عناصر مرتبط با تحوّل شخصیت فرزندان که از آموزه های اسلامی و روان شناختی استخراج شد، عبارت اند از: 1. ویژگی های زیستی و شخصیتی همسر؛ 2. مراقبت های اخلاقی و روان شناختی والدین در دوره های قبل از بارداری؛ 3. رعایت بهداشت تغذیه در دوره بارداری؛ ۴. ورزش و فعالیت های جسمانی مادر در دوره بارداری؛ ۵. بهداشت روانی مادر در دوره بارداری و نوزادی؛ ۶. پرهیز از داروهای غیرمجاز و روان گردان در دوره بارداری و شیردهی؛ 7. رعایت سنت های اسلامی درباره نوزاد؛ 8. رعایت بهداشت تغذیه و بهداشت روانِ کودک و مادر
مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرح واره های معنوی اسلامی با درمان تصویرسازی ارتباطی بر رضایتمندی زناشویی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تدوین پروتکل درمانی بر اساس ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرح واره های معنوی اسلامی و مقایسه اثربخشی آن، با درمان تصویرسازی ارتباطی در رضایتمندی زناشویی زنان دانشجو بود. جامعه آماری را زنان متأهل دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کنگاور سال تحصیلی 95-1394 تشکیل داد. از بین آنان، 42 نفر به صورت داوطلبانه و در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه گواه اختصاص یافتند. هر سه گروه، پرسش نامه رضایتمندی زناشویی جدیری را تکمیل کردند. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که در سطح خطای کمتر از 001/0 معنادار است و تحلیل واریانس تک متغیری نشان داد که تفاوت گروه ها در تمامی ابعاد متغیر وابسته در سطح خطای کمتر از 001/0 معنادار است. آزمون تعقیبی نشان داد که در این مؤلفه ها، حل تعارض، رابطه جنسی، اوقات فراغت، فرزندان و فرزندپروری گروه مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره های معنوی اسلامی با گروه مداخله تصویرسازی ارتباطی در سطح خطای کمتر از 001/0تفاوت معناداری دارد. نتایج نشان داد که مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر طرح واره های معنوی اسلامی نسبت به مداخله تصویرسازی ارتباطی و گروه گواه در افزایش رضامندی زناشویی اثربخش تر بوده است. این افزایش در مرحله پیگیری نیز حفظ شده بود.
پیش بینی افکار خودکشی بر اساس شادکامی، عزّت نفس و سلامت معنوی در نوجوانان دختر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
59-71
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: اگرچه خودکشی در بین تمامی گروه های سنی دیده می شود، اما در قشر نوجوان موجب ازدست رفتن سال های مفید عمرشان می شود که این امر دارای اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی افکار خودکشی بر اساس شادکامی، عزّت نفس و سلامت معنوی در نوجوانان دختر شهر اردبیل انجام شد. روش کار: روش اجرای پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری مطالعه تمامی نوجوانان دختر مقطع متوسطه ی شهر اردبیل در سال 96-1395 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه یی چندمرحله یی، 350 نفر از آنها برای نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای شادکامی آکسفورد، عزّت نفس کوپر اسمیت، سلامت معنوی ﭘﻮﻟﻮﺗﺰیﻦ ﻭ ﺍﻟیﺴﻮﻥ و افکار خودکشی بک استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیلی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین شادکامی (64/0-r=)، عزّت نفس (62/0-r=) و سلامت معنوی (66/0-r=) با افکار خودکشی در نوجوانان دختر رابطه ی منفی و معنا داری وجود داشت (05/0P<). همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که شادکامی، عزّت نفس و سلامت معنوی در مجموع 59/0 از واریانس افکار خودکشی را در نوجوانان پیش بینی کردند (05/0P<). نتیجه گیری: افکار خودکشی نوجوانان با متغیّرهای شادکامی، عزّت نفس و سلامت معنوی پیش بینی شدنی است؛ بنابراین پیشنهاد می شود که روان شناسان و مشاوران برای کاهش افکار خودکشی نوجوانان به نقش شادکامی، عزّت نفس و سلامت معنوی توجه بیشتری کنند. همچنین پژوهشگران، انجام مطالعات بیشتر در زمینه ی افکار خودکشی نوجوانان را توصیه می کنند.
«حیای جنسی»، «خودشفقت ورزی» و «سبک های دلبستگی به خداوند»؛ مقایسه زوجین متقاضی طلاق و عادی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه «حیای جنسی، خودشفقت ورزی» و «سبک های دلبستگی به خداوند» در «زوجین متقاضی طلاق» و «زوجین عادی» شهر گرگان انجام شد. روش تحقیق، توصیفی و از نوع پژوهش های علّی−مقایسه ای بود. از جامعه آماری زوجین متقاضی طلاق، 120 زوج با روش نمونه گیری در دسترس و از جامعه زوجین عادی 120 زوج به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های حیای جنسی−فرم خلاصه شده، خودشفقت ورزی−فرم کوتاه و سبک های دلبستگی به خداوند−فرم خلاصه شده تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مانوا استفاده شد. یافته ها نشان داد که زوجین متقاضی طلاق نسبت به زوجین عادی نمرات کمتری در آزمون حیای جنسی و سبک های دلبستگی به خداوند کسب کردند. بین دو گروه در مقیاس خودشفقت ورزی تفاوت معناداری به دست نیامد. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود در مشاوره های پیش از ازدواج حیای جنسی و سبک دلبستگی به خداوند زوجین مورد ارزیابی قرار گیرد.
امکان سنجی بسته آموزشی اصلاح رفتار بین فردی با رویکرد اسلامی در کاهش رفتار مجرمانه زندانیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی های روان شناختی نشان می دهد یکی از عوامل اصلی وقوع رفتارهای مجرمانه، وجود اختلالات و ناهنجاری ها در رفتار بین فردی است. هدف این پژوهش، امکان سنجی بسته آموزشی اصلاح رفتار بین فردی با رویکرد اسلامی، در کاهش رفتار مجرمانه زندانیان است. این پژوهش، از نوع طرح های آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل می باشد. جامعه آماری، کلیه زندانیان مرد زندان قم در سال 1396 بود که از میان آنان، 40 زندانی واجد شرایط، انتخاب و از طریق روش نمونه گیری تصادفی، به دو گروه آزمایش و کنترل واگذار شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از: چک لیست رفتارهای مجرمانه، فرم مصاحبه بر اساس پرسش نامه جهت گیری مذهبی آذربایجانی، و بسته آموزشی محقق ساخته. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آماری نشان داد که مقدار محاسبه شده F در عامل های گروه، زمان اجرای آزمون، و اثر متقابل زمان اجرای آزمون و گروه، برای کلیه رفتارهای مجرمانه، در سطح 0005/0>P، معنادار است. نتایج نشان داد که با اجرای بسته آموزشی اصلاح رفتار بین فردی با رویکرد اسلامی، رفتارهای مجرمانه گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به طور معناداری کاهش یافته است. بنابراین، برای کاهش رفتار مجرمانه زندانیان، می توان از بسته آموزشی اصلاح رفتار بین فردی با رویکرد اسلامی، استفاده کرد.
تأثیر آوای قرآن کریم بر بهداشت، سلامت روان و عملکرد فیزیولوژیک: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
136-147
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: صداها یا آواها بر روح و روان و جسم همه ی مخلوقات از انسان ها گرفته تا حیوانات و گیاهان تأثیر می گذارند. آهنگ موزون قرآن کریم و آوای دل نشین آن نوعی موسیقی عرفانی دلپذیر است. باشکوه ترین بُعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه های دل نشین و آهنگ های وزین صوتی است. به عبارت دیگر، یکی از جنبه های اعجاز قرآن که کمتر به آن توجه شده، در آوای آن نهفته است. در مطالعه ی حاضر، با هدف مرور نظام مند به بررسی پژوهش های انجام شده با مضمون آوای قرآنی و تأثیر آن بر بهداشت، سلامت روان و عملکرد فیزیولوژیک بدن پرداخته شده است. روش کار: پایگاه های اطلاعاتی مورد جستجو شامل پایگاه های اس.آی.دی، مگیران، ایران داک، نورمگز، ایران مدکس، کاکرین، گوگل اسکولار و اسکوپوس بود. برای اجرای پژوهش از کلیدواژه های فارسی آوا، صوت، قرآن، فیزیولوژیک، سلامت روان و بهداشت؛ و کلیدواژه های انگلیسیSound ,Voice ,Quran ,Holy book ,Physiologic ,Health ,Hygiene و همچنین ترکیبی از آنها با درجه ی حساسیت بالا استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: با جستجو در پایگاه های یادشده، 471 عنوان مقاله حاصل شد که بر اساس معیارهای ورود و خروج 40 مقاله ی نهایی برای ورود به چک لیست طراحی شده، پذیرفته شد. بیشتر مقالات به دلیل نداشتن اطلاعات مربوط به اعجاز آوای قرآنی و همچنین نداشتن همپوشانی دو مقوله ی آوای قرآن و بهداشت روان و عملکرد فیزیولوژیک بدن حذف شدند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از بررسی حاضر نشان داد که آوای قرآن در کاهش میزان اضطراب، بهداشت روان، شدت درد، بهبود سلامت بیماران، علائم و عملکرد فیزیولوژی بافت های مختلف بدن، سیستم ایمنی و سطح رضایتمندی بیماران به طور محسوسی مؤثر بود.
پیش بینی اضطراب با توجه به هوش معنوی و باورهای فراشناختی در دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین هوش معنوی و باورهای فراشناختی با اضطراب در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر بود. این تحقیق از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر در سال تحصیلی 95-94 بود. حجم نمونه با توجه به جنسیت و دانشکده به وسیله نمونه گیری سهمیه ای 180 مرد و 180 زن مشخص شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه های هوش معنوی عبداله زاده و همکاران، پرسش نامه باورهای فراشناختی ولز و پرسش نامه اضطراب کتل بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه به منظور قدرت پیش بینی اضطراب دانشجویان از روی نمرات هوش معنوی و باورهای فراشناختی آنها نشان داد که تقریباً 92/18 درصد از تغییرات واریانس نمرات اضطراب دانشجویان از روی نمرات هوش معنوی و باورهای فراشناختی آنها قابل تبیین است. متغیرهای هوش معنوی و باورهای فراشناختی در این معادله معنادار است.
ساخت پرسشنامه اولیه احسان در روابط میان فردی بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسشنامه احسان در روابط میان فردی بر اساس منابع اسلامی انجام شده است. داده ها با استفاده از دو روش تحلیل محتوای متون دینی و پیمایشی از آیات و روایات گردآوری شدند. بر اساس نظر ده نفر از کارشناسان علوم دینی و روان شناسی، یافته های پژوهش در بخش کیفی، برای احسان 41 نشانه را در 6 مؤلفه نظری تحت عنوان «سودمندی اجتماعی»، «روابط مثبت»، «مثبت اندیشی»، «نفوذ-مطلوبیت»، «خویشتن داری» و «تمامیت» به دست داد. بر این اساس گویه های اولیه طراحی شد و سپس بنا بر نظر ده نفر از کارشناسان مذکور، 130 گویه طراحی و در جامعه آماری اجرا گردید، پس از تجزیه وتحلیل آماری بر روی داده ها، پرسشنامه اولیه احسان با 121 گویه تهیه و تدوین گردید. با روش پیمایشی به منظور بررسی و ارزیابی روایی و اعتبار مقیاس اولیه احسان در نمونه 85 نفری از جامعه آماری، ساکنین شهرک پردیسان قم (سال 95-96) مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی روایی محتوای نشانگان و گویه ها، از نظرات ده نفر از کارشناسان خبره استفاده گردید. برای به دست آوردن روایی سازه، همبستگی (پیرسون) هر گویه با نمره کل محاسبه گردید و نتایج حاکی از روایی مطلوب بود. در بررسی اعتبار مقی اس نیز ضریب آلفای کرونباخ، 83/0 و ضریب دونیمه سازی گاتمن،90/0 و ضریب دونیمه سازی اسپیرمن- براون، 91/0 به دست آمده است.
بررسی تأثیر دوره ی کوتاه مدت دعاکردن در موقعیت سرکوب هیجان بر میزان خلق و تهی شدن من در نمونه ی غیربالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
47-63
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بر اساس مدل توانش، خودکنترلی بر پایه ی منبع انرژی محدودی استوار است که در صورت تخلیه ی آن در اثر یک عمل خودکنترلی طاقت فرسا، برای فعالیت های خودکنترلی و خودتنظیمی بَعدی فرد انرژی/منبعی باقی نمی ماند و در نتیجه، احتمال شکست او افزایش می یابد. این حالت توانش کاهش یافته ی خودکنترلی، «تهی شدن من» نام دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر دوره ی کوتاه مدت دعاکردن در موقعیت سرکوب هیجان بر میزان خلق و تهی شدن من در نمونه ی غیربالینی است. روش کار: به منظور دستیابی به هدف فوق، پژوهشی نیمه آزمایشی طراحی؛ و از طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل استفاده شد. تعداد 32 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب ؛ و در دو گروه سرکوب هیجان/دعاکردن (آزمایش) و کنترل جایگزین شدند. فرایند پژوهش به صورت انفرادی بود. پس از تکمیل پرسش نامه های سلامت عمومی، نگرش سنج دینی و تنظیم هیجانی؛ میزان خلق و عملکرد خودکنترلی فرد در آزمون استروپ اندازه گیری شد (پیش آزمون ها). سپس، برای آزمودنی نماهنگ های هیجانی منفی پخش شد و افراد گروه آزمایش (کنترل) می بایست طی آن هیجاناتشان را سرکوب کنند (آن را طبق روال عادی تماشا کنند). در مرحله ی بعد، گروه آزمایش به دعاکردن می پرداخت، درحالی که افراد گروه کنترل کار خاصی انجام نمی دادند. در آخر، خلق و عملکرد استروپ مجدداً ارزیابی شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: پس از پایان آزمایش ها، یافته ها تفاوت معناداری در عملکرد خودکنترلی دو گروه نشان نداد. همچنین، دو گروه در خلق منفی تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند؛ اما میزان خلق مثبت در گروه سرکوب/دعا نسبت به گروه کنترل بیشتر بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد کسانی که در مواجهه با هیجانات منفی، تلفیقی از راهبرد سرکوب هیجان و دعا کردن را به کار گرفتند، در مقایسه با افرادی که طبق روال عادی با هیجانات روبه رو شدند، میزان خلق مثبت بالاتری گزارش دادند، سرزنده تر بودند و همچنین آرامش و شادکامی بیشتری داشتند.
رابطه ی معنویت سازمانی با سلامت عمومی و استرس شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
23-36
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: دانشگاه های علوم پزشکی سکان دار عرصه ی بهبود سلامت و تولید علم هستند و اعضای هیئت علمی که دارایی ارزشمندی محسوب می شوند باید در محیطی دارای معنویت و سلامت عمومی و بدون استرس شغلی فعالیت کنند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه ی بین معنویت سازمانی با سلامت عمومی و استرس شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان بود. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کلیه ی اعضای هیئت علمی بود که 132 نفر به صورت تصادفی طبقه یی انتخاب شدند و پرسش نامه ها ی معنویت در محیط کار، استرس شغلی و سلامت عمومی را تکمیل کردند. داده ها از طریق روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، بین معنویت سازمانی با سلامت عمومی و استرس شغلی رابطه ی معنی داری وجود داشت (05/0>P). علاوه براین، ضریب همبستگی بین معنویت سازمانی با سلامت عمومی برابر 60/0 و استرس شغلی 39/0- بود. بدین معنا که با افزایش معنویت سازمانی، سلامت عمومی نیز افزایش؛ و استرس شغلی متعاقب آن کاهش یافت. عوامل معنادار بودن کار، احساس همبستگی و همسویی با ارزش های سازمانی نیز به ترتیب با 25/0 = β، 27/0 = β و 26/0 = β بر سلامت عمومی در سطح 5 درصد؛ و مؤلفه های معنویت در محیط کار به ترتیب با 17/0- = β و 18/0- = β بر استرس شغلی تأثیر معنادار داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که معنویت سازمانی سلامت عمومی را افزایش؛ و استرس شغلی را کاهش می دهد. بنابراین، به مدیران و اعضای هیئت علمی توصیه می شود که با اجرای برنامه های آسیب شناسی و توسعه، معنویت را در سطح دانشگاه افزایش دهند.
رابطه دینداری، مقبولیت اجتماعی و خودکارآمدی با استرس(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه دینداری، مقبولیت اجتماعی و خودکارآمدی، با استرس دانش آموزان دبیرستانی انجام شد. این مطالعه، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دبیرستانی شهر ارومیه در سال تحصیلی 94-1393 بودند. از میان آنان 360 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. آنان پرسش نامه های دینداری، مقبولیت اجتماعی، خودکارآمدی و استرس را تکمیل کردند. داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که دینداری (36/0-r=)، مقبولیت اجتماعی (29/0-r=) و خودکارآمدی (41/0-r=) با استرس رابطه منفی و معنادار داشتند (01/0p≤). در یک مدل پیش بین خودکارآمدی، دینداری و مقبولیت اجتماعی توانستند 9/40 درصد از تغییرات استرس را پیش بینی کنند. سهم خودکارآمدی بیش از سایر متغیرها بود. با توجه به یافته ها خودکارآمدی، دینداری و مقبولیت اجتماعی مهم ترین پیش بینی کننده های استرس بودند. بنابراین، توصیه می شود درمانگران و مشاوران به نشانه های متغیرهای مذکور توجه کرده و بر اساس آنها برنامه های مناسبی برای کاهش استرس دانش آموزان طراحی کنند.
ساخت و هنجاریابی مقیاس رضایت از زندگی از منظر اسلام و براساس نظریه خیرباوری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی، ساخت و هنجاریابی پرسش نامه رضایت اززندگی مبتنی بر دیدگاه اسلام انجام شده است. در همین راستا مولفه های اصلی مفهوم رضایت اززندگی به روش تحلیلی توصیفی از منابع اسلامی استخراج شد و براساس داده های به دست آمده و نظر کارشناسان، 62 گویه آماده شد. پس از اجرای مقدماتی بر 30 نفر از افراد نمونه، تعدادی از گویه ها حذف و در نهایت پرسش نامه ای 48 گویه ای با عنوان اختصاری «راز» (رضایت اززندگی)، بر روی نمونه 255 نفری مورد تحلیل عاملی قرار گرفت و سه عامل به دست آمد. این عامل ها با آلفای کل 92/0 به ترتیب عبارتند از: خیریابی رضامندانه (آلفای کرنباخ: 90/0)، عملکرد رضامندانه (آلفای کرنباخ: 84/0) و واقع گرایی رضامندانه (آلفای کرنباخ: 77/0). براساس نتایج بدست آمده، این سه عامل را می توان به عنوان سه ضلع یک مثلث در نظر گرفت که مثلث رضایت اززندگی بر روی قاعده واقع گرایی رضامندانه استوار شده است
بررسی شخصیت بهنجار از منظر روان شناسی و قرآن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
115-126
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: در اعصار مختلف انسان ها و مکاتب گوناگون به اظهارنظر درباره ی انسان سالم پرداخته اند و به صورت مکتوب، شفاهی و عملی ویژگی هایی را برای وی برشمرده اند. گروهی از این ویژگی ها را مکاتب انسانی و گروهی دیگر را مکاتب الهی فراهم کرده اند. پشتوانه ی مکاتب انسانی افکار انسانی، نیازسنجی ها و شناسایی های محدود آنها از انسان هم دوره ی خود است که با گذشت زمان کاربرد خود را از دست می دهد، هرچند در زمان معاصر خودش می تواند منافعی برای جامعه ی انسانی داشته باشد و یا مانند بعضی از نظریه ها نه تنها سودی ندارد بلکه مضراتی نیز داشته باشد؛ اما پشتوانه ی مکاتب الهی شناسایی فراانسانی از انسان توسط آفریننده ی او است که یکی از خود همین انسان ها یعنی پیامبر از جانب خداوند متعال بر آنها عرضه می کند که در آن به فهم و توانایی مخاطب یعنی انسان توجه شده و هر انسانی به اندازه ی فهم خود از آن بهره مند می شود. ازاین رو، در مقاله ی مروری حاضر به بررسی شخصیت بهنجار از منظر روان شناسی و قرآن پرداخته شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است که بر پایه ی بررسی های علمی مستخرج از منابع الکترونیک، کتاب ها و مجلات انجام شد. نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که قرآن انسان را موجودی دارای دو بُعد مادی و معنوی در نظر می گیرد و بر همین اساس الگوی شخصیت بهنجار وی را تعریف می کند. نتیجه گیری: در قرآن ضمن در نظر گرفتن سه بُعد شناختی، رفتاری و عاطفی در شخصیت انسان، تحقق استکمال و استعلای وی را در صورتی ممکن می داند که این سه بُعد وجودی در زمینه ی ارتباطی سه وجهی (خود، خدا و جهان) و بر اساس منشور طراحی شده ی انسان در قرآن که آن هم بر اساس فطرت و حقیقت است رشد و ارتقا یابد، نه در ارتباط دووجهی خود و جهان که در بیشتر مکاتب روان شناسی وجود دارد.
نقش پیوند والدینی و عزت نفس در پیش بینی سبک های هویت دینی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی نقش پیوند والدینی و عزت نفس در پیش بینی سبک های هویت دینی نوجوانان انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. بدین منظور، 338 نفر از جامعه آماری دانش آموزان دبیرستانی شهر قم در سال تحصیلی 1396-1395 به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسش نامه های پیوند والدینی (PBI)، عزت نفس روزنبرگ ((RSES و هویت دینی کراسکیان (ARIQ) پاسخ دادند. در تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین عزت نفس و دو مؤلفه واکنش پذیری و گریز عاطفی پیوند والدینی با هویت دینی موفق و هویت دینی کلیشه ای ارتباط مثبت و معنادار و با هویت دینی منع شده، هویت دینی آشفته و هویت دینی دیررس ارتباط منفی و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام نشان داد که عزت نفس، واکنش پذیری عاطفی و جایگاه من به خوبی هویت دینی موفق را پیش بینی می کنند. مؤلفه های گریز عاطفی، جایگاه من و عزت نفس نیز مهم ترین پیش بینی کننده های سبک هویت دینی منع شده می باشند. همچنین، عزت نفس و گریز عاطفی به صورت منفی و معناداری، سبک هویت دینی دیررس را تبیین می کنند. این یافته ها نقش مهم پیوند والدین و فرزندان و همچنین ویژگی شخصیتی عزت نفس را در شکل گیری سبک هویت دینی نوجوانان نشان می دهد.
عوامل زمینه ساز روابط فرازناشویی بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰
102 - 125
حوزههای تخصصی:
ازجمله مشکلات روبه افزایش در خانواده ها که آسیب ها و پیامدهای زیان باری دارد، روابط فرازناشویی است. هدف از این پژوهش، بررسی عوامل زمینه ساز روابط فرازناشویی بر اساس منابع اسلامی است. روش پژوهش، توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. واحد تحلیل در این تحقیق، جملات، واژه ها و موضوعات است و اطلاعات از طریق مراجعه به قرآن کریم و متون روایی و نیز مقالات، پایان نامه ها، کتاب ها، سایت ها و نرم افزارهای مختلف در این زمینه به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل مختلفی در وقوع روابط فرازناشویی مؤثر است. این عوامل را می توان به عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی تقسیم کرد. عوامل زمینه ساز فردی روابط فرازناشویی عبارت اند از: ضعف در ایمان، عفیف نبودن، بی غیرتی، تجربه روابط نامشروع (قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج)، پیروی از دشمنان اهل بیت:، میخوارگی (نوشیدن شراب) و غنا (موسیقی حرام). عوامل زمینه ساز خانوادگی روابط فرازناشویی عبارت اند از: بدبینی و غیرت نابه جا، نارضایتی جنسی و نارضایتی عاطفی. عوامل زمینه ساز اجتماعی روابط فرازناشویی عبارت اند از: خیانت به دیگران و دوستی یا هم نشینی با افراد خیانت کار.
ویژگی های روان سنجی پرسش نامه ی عزّت نفس معنوی با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
29-46
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پژوهش ها نشان داده است که عزّت نفس در سلامت روان نقش بسزایی دارد. از آنجایی که مقیاس های عزّت نفس موجود فاقد بُعد معنوی است، پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسش نامه ی عزّت نفس معنوی با رویکرد اسلامی و اعتباریابی آن انجام شد. روش کار: روش این پژوهش ترکیبی از کیفی (توصیفی-تحلیلی) و کمّی (میدانی) بود. ابتدا آیات و روایات مرتبط با احساس ارزشمندی و توانمندی معنوی، جمع آوری، دسته بندی و تحلیل شد و سپس سازه ی عزّت نفس معنوی به معنای احساس ارزشمندی و توانمندی در بُعد معنوی شامل 10 مؤلفه طراحی شد. مؤلفه ها عبارت بود از: باور به توانمندی و جایگاه آدمی از سوی خدا، باور به ارزشمندی خویش به واسطه ی ایمان و عمل صالح، توکل و امداد الهی، احساس نزدیکی به خدا، ارتباط کریمانه با مردم، احساس بی نیازی از مردم، خویشتن پذیری، هدفمندی معنوی، یکپارچگی معنوی و احساس کنترل. سپس کارشناسان روایی محتوایی مؤلفه ها را تأیید کردند. در ادامه شاخصه های هر مؤلفه تعیین و متناسب با هر شاخصه، گویه هایی طراحی شد. پرسش نامه ی اولیه به همراه پرسش نامه ی عزّت نفس روزنبرگ و سلامت معنوی پولوتزین و الیسون در بین 204 شرکت کننده که به صورت نمونه گیری خوشه یی تصادفی از شش دانشگاه دردسترس قم و تهران انتخاب شده بودند، اجرا شد. در تحلیل یافته ها نیز از ضریب تشخیص، دشواری، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی؛ و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان داد پرسش نامه ی نهایی عزّت نفس معنوی شامل هفت مؤلفه ی باور به توانمندی معنوی، توکل و امداد الهی، احساس نزدیکی به خدا، احساس کنترل، یکپارچگی معنوی، ارتباط کریمانه با مردم و خویشتن پذیری؛ و 25 گویه در طیف لیکرت چهارتایی است. روایی سازه به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بررسی شد که مطلوب بود (97/0 = CFI)، همچنین پایایی پرسش نامه با روش آلفای کرونباخ 897/0؛ با استفاده از روش دونیمه سازی و اسپیرمن 831/0 و به روش گاتمن 825/0 به دست آمد. علاوه براین، رابطه ی عزّت نفس معنوی با عزّت نفس (477/0) و سلامت معنوی (677/0) نیز مثبت و معنادار بود (001/0P<)؛ بنابراین روایی هم زمان پرسش نامه نسبتاً مطلوب بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، پرسش نامه ی عزّت نفس معنوی با رویکرد اسلامی شامل هفت مؤلفه است و از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است.