فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۱٬۳۲۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گوناگونی جزء مهمی برای توسعه شهری عادلانه است. اما آنچه در محله های گوناگون و ناهمگن به دلیل مجاورت گروه های مختلف اجتماعی-اقتصادی ساکن اتفاق می افتد، قضاوت و مقایسه های اجتماعی بر مبنای نمودهای عینی افراد است و این ارزیابی همسایگان، بر خودپنداره ساکنین تاثیر می گذارد. هدف پژوهش بررسی تاثیر ادراک شاخصه های کیفیت مسکن و محیط مسکونی در محله ناهمگن، بر عزت نفس ساکنین می باشد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری به روش تحلیل مسیر است. نمونه پژوهش دو گروه 250 نفری با سطح اجتماعی-اقتصادی مختلف در بافت ضعیف عمرانی و بافت مرفه زرگنده بوده که به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگر ساخته ادراک کیفیت مسکن و محیط مسکونی، پرسشنامه عزت نفس رزنبرگ (1965) و کوپراسمیت (1981) استفاده شد. داده ها با آزمون های رگرسیون و مدلیابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که همبستگی معناداری بین متغیرهای پژوهش وجود دارد. در محله های با سطح اجتماعی-اقتصادی پایین تر، ضرایب مسیر بین مولفه های ادراک بیرونی از یکپارچگی و جایگاه اجتماعی ساکنین (05/0p=، 199/0β=) ویژگی های گذر (تاثیر غیرمستقیم) و فضای باز و سبز خصوصی مساکن (تاثیر غیرمستقیم) با عزت نفس عمومی و اجتماعی ساکنین معنادار می باشد. در محله های با سطح اجتماع-اقتصادی بالاتر نیز، ضرایب مسیر بین مولفه های ادراک بیرونی از دسترسی به امکانات و خدمات (01/0p=، 294/0β=)، نمای ساختمان (05/0p=، 225/0β=)، تراکم ادراکی (تاثیر غیرمستقیم) و شرایط صوتی (01/0p=،270/0β=) با عزت نفس عمومی و اجتماعی ساکنین معنادار می باشد. نتیجه گیری: بطور کلی کیفیت شاخصه های مسکن و محیط مسکونی بر ادراک ساکنین و سلامت روان آنان تاثیر می گذارد. در محله های ناهمگن به دلیل قرارگیری گروه های مختلف، مقایسه ها و قضاوت های همسایگان از نمودهای بیرونی که معرف وضعیت اجتماعی-اقتصادی افراد هستند خودپنداره آن ها را شکل می دهد. بنابراین جهت زیست پذیری مجموعه های مسکونی متنوع شهری، لازم است هنگام برنامه ریزی و توسعه آن ها، به متغیرهای کالبدی و انسانی که بر ارزیابی های بیرونی و در پی آن ادراک و رفتار ساکنین با یکدیگر موثر است، توجه شود.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین فردی دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دستیابی به هدف های آموزشی و پرورشی با وجود آشفتگی های عاطفی سازشی امری مشکل و غیرممکن است، بنابراین پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین فردی دانش آموزان بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند و براساس تکمیل پرسش نامه حساسیت بین فردی،30 نفر از دانش آموزان، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. دانش آموزان هر دو گروه به سیاهه سازگاری اجتماعی برای دانش آموزان مدارس، پاسخ دادند. گروه آزمایش، به مدت دوازده جلسه، در معرض برنامه آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت، سپس در مرحله پس آزمون، هر دو گروه به پرسش نامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان، باعث کاهش حساسیت بین فردی، در گروه آزمایش در مراحل پس آزمون شد. همچنین، میزان سازگاری اجتماعی در گروه آزمایش ،در مراحل پس آزمون، افزایش یافت و مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون– پس آزمون تفاوت معناداری را نشان داد. نتیجه گیری: باتوجه به اینکه آموزش تنظیم هیجانی می تواند باعث کاهش حساسیت بین فردی و ارتقای سازگاری اجتماعی دانش آموزان شود، بهتر است که در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی جنبه های عاطفی و هیجانی دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد
تدوین الگوی رضایت از زندگی براساس ویژگی های شخصیتی و حل مساله اجتماعی با میانجیگری بی تابی روانی در افراد متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
127 - 115
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مدل یابی رضایت از زندگی ، ویژگی های شخصیتی ، سبک های حل مسئله و بی تابی روانی در افراد متاهل بود. جامعه آماری در این پژوهش افراد متاهل مراجعه کننده به سرای محله در شهر تهران در سال 97-1396 بودند ، برای مشخص شدن حجم نمونه از روش کلاین استفاده شدو تعداد 480 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رضایت اززندگی، بی تابی روانی، آزمون شخصیتی برژه و پرسشنامه تجدید نظر شده حل مسئله اجتماعی (SPSI-R )استفاده شد. برای تحلیل نتایج با استفاده از تحلیل مسیر توسط برنامه (AMOS)اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بدست آمد نتایج تحلیل نشان می دهد متغیر بی تابی روانی ارتباط بین سبک های حل مسئله با رضایت از زندگی را به صورت کامل و ارتباط بین پیوند جویی و رضایت از زندگی را به صورت جزیی میانجی گری می کند. نتایج نشان داد سطوح رضایت از زندگی فقط یک پدیده ثانویه نیست که محصول تجارب مثبت زندگی یا ویژگی های شخص و غیره باشدو باید بادید تعاملی وهمه جانبه به ان نگریست.
نقش تعدیل گری حمایت اجتماعی در رابطه بین حساسیت بین فردی و وابستگی به فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
119 - 134
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در قرن حاضر اینترنت نقش کلیدی در توسعه معاشرت های اجتماعی ایفا می کند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعدیل کننده حمایت اجتماعی در رابطه بین حساسیت بین فردی و اعتیاد به فضای مجازی بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد لاهیجان درسال تحصیلی1397-98 بود که تعداد 282 نفر از آن ها بر اساس فرمول کوکران با خطای01/0 به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای دراین طرح شرکت نمودند. پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ )1966) و حساسیت بین فردی پارکر و بایس (1989) و حمایت اجتماعی شروبورن و استوارت (1991) توزیع شد و تحلیل مسیر داده ها با نرم افزار AMOS و همبستگی داده هاSPSS بررسی شد. یافته ها: بررسی داده ها نشان داد بین اعتیاد به اینترنت و حساسیت بین فردی، اعتیاد به اینترنت و حمایت اجتماعی و بین حمایت اجتماعی و حساسیت بین فردی همبستگی مثبت وجود دارد p <0/01)). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد، مسیر حساسیت بین فردی و وابستگی به اینترنت ( 16/0=β) در سطح 05/0، مسیر حساسیت بین فردی و حمایت اجتماعی (33/0=β) و حمایت اجتماعی به وابستگی به اینترنت ( 40/0=β) در سطح 01/0 به لحاظ آماری معنادار است. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی و حساسیت بین فردی می توانند به عنوان متغیر های کلیدی نقش مهمی در وابستگی به فضای مجازی داشته باشند. درنتیجه لازم است جهت پیشگیری، برنامه ریزی های صحیح صورت پذیرد تا سلامت روان جامعه بهبود یابد.
مدل ارتباط پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی با رفتار جامعه پسند با نقش واسطه ای اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معلمان در بسیاری مواقع نقش الگو را دارند. نظریه پردازان با انجام آزمایش های زیادی نشان داده اند که رفتار جامعه پسند از طریق قرار گرفتن در معرض الگوهای مناسب، تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل ارتباط پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی با رفتار جامعه پسند با نقش واسطه ای اعتماد اجتماعی در معلمان است. روش: طرح پژوهش جزء تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان شاغل در مدارس شهر سنندج در سال 1396 می باشد که تعداد 425 نفر شرکت کننده، به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، پرسشنامه های پرخاشگری (زاهدی فر، 1375)، دیدگاه گیری اجتماعی (محققی و همکاران، 1395)، مجموعه شخصیت جامعه پسند (پنر، 2002)، اعتماد اجتماعی (صفاری نیا و شریف، 1389) را تکمیل کردند. داده های پژوهش با نرم افزار آماری AMOS و با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی روابط بین متغیرهای مذکور از برازش قابل قبولی برخوردار است. ضرایب مسیر نشان دادند پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از راه اعتماد اجتماعی با رفتار جامعه پسند در رابطه هستند. همچنین، تمامی فرضیه های پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به اثر معنادار پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی بر رفتار جامعه پسند و امکان دستکاری و آموزش این متغیرها، نتایج این مطالعه دارای کاربردهایی برای ارتقاء سلامت روان جامعه می باشد.
بررسی تأثیر ابعاد هویت فردی بر نگرش به ازدواج با میانجی گری مؤلفه های افق ازدواج در دانشجویان پسر مجرد تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
82 - 59
حوزههای تخصصی:
ازدواج یکی از انتخاب های مهم و سرنوشت ساز هر فرد است. هدف پژوهش، طراحی و تدوین مدل تأثیر ابعاد هویت فردی بر نگرش به ازدواج با میانجی گری مؤلفه های افق ازدواج بود. روش: جامعه آماری این پژوهش کلیه ی دانشجویان پسر مجرد مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه های استان آذربایجان شرقی می باشد که نمونه ای به حجم 300 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. طرح پژوهش، از نوع تحلیل مسیر است که به بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم ابعاد هویت فردی بر نگرش به ازدواج با میانجی گری مؤلفه های افق ازدواج می پردازد. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرش به ازدواج براتن و روزن، پرسشنامه فرایند هویت فردی بالیستری و همکاران، مقیاس اهمیت ازدواج بلت، مقیاس سن مورد انتظار ازدواج ویلوغبی و مقیاس آمادگی ازدواج جانسونو همکاران می باشند. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد، مؤلفه عشق هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق سه مؤلفه افق ازدواج با نگرش نسبت به ازدواج رابطه دارد. اما مؤلفه ی کار فقط به صورت غیرمستقیم و از طریق مؤلفه زمان بندی ازدواج و مؤلفه آمادگی ازدواج با نگرش نسبت به ازدواج رابطه معناداری دارد. از سوی دیگر؛ مؤلفه جهانبینی هم به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق مؤلفه اهمیت ازدواج و مؤلفه آمادگی ازدواج موجب بهبود نگرش نسبت به ازدواج می شود. مؤلفه های دیدگاه افق ازدواج نیز با به صورت مستقیم با نگرش نسبت به ازدواج ارتباط دارند. نتیجه گیری: یافته های به دست آمده از تحلیل مسیر نشان داد مدل ساختاری از برازندگی خوبی برخوردار است و همه ی روابط ساختاری مدل نهایی در سطح 05/0>P معنادار می باشد.
تاثیر هوش هیجانی و هوش فرهنگی بر مقاومت کارکنان دربرابر تغییر با میانجی گری سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
140 - 119
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تغییر تنها عنصر دائمی در زندگی و کسب و کار تلقی می شود، اما در جریان پیاده سازی فرآیند تغییر، یکسری چالش ها پیش روی سازمان ها به ویژه سازمان های دولتی قرار می-گیرد که یکی از مهمترین آنها مقاومت کارکنان سازمان در برابر تغییر است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر هوش هیجانی و هوش فرهنگی بر مقاومت کارکنان در برابر تغییر با تاکید بر نقش میانجی گری سرمایه روان شناختی می باشد. روش: این مطالعه بر روی یک نمونه غیرتصادفی 300 نفره از کارکنان دانشگاه های دولتی شهر اهواز انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی می باشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد- هوش فرهنگی انگ و همکاران (2007)، هوش هیجانی گلمن (1997)، مقاومت در برابر تغییر اورگ (2003) و سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007)- گردآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS3 استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که هوش هیجانی و هوش فرهنگی هم به طور مستقیم (37/0- ، 32/0-) و هم به واسطه سرمایه روان شناختی بر مقاومت کارکنان در برابر تغییرات سازمانی اثر منفی و معنادار (69/0- ، 63/0-) دارد. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، تقویت هوش هیجانی و فرهنگی کارکنان، مقاومت آنها در برابر اجرای تغییرات را کاهش خواهد داد. همچنین بهبود سرمایه روانشناختی باعث می شود که اثر هوش هیجانی و فرهنگی بر مقاومت در برابر تغییر با میانجی گری سرمایه روان شناختی تقویت گردد.
محیط اجتماعی و خلاقیت: بررسی تأثیر جوّ دانشگاه بر پیشرفت خلاقانه ی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش کنونی با هدف بررسی نقش جوّ دانشگاه در پیشرفت خلاقانه ی دانشجویان انجام شد.
روش: با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 362 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه مازندران انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس پیشرفت خلاقانه ی کارسون، پترسون و هیگینز (2005) و پرسش نامه ی ادراک جوّ دانشگاهی خلاق بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که جوّ دانشگاه، سهم معناداری در پیش بینی پیشرفت خلاقانه ی دانشجویان دارد و می تواند ۳۱٪ از تغییرات پیشرفت خلاقانه ی دانشجویان را پیش بینی کند.
نتیجه گیری: جوّ دانشگاه به عنوان متغیری اجتماعی، سهم معناداری در پیش بینی پیشرفت خلاقانه ی دانشجویان دارد.
مدل تفسیری شایستگی های بین فردی در ارتباطات سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی شایستگی بین فردی در ارتباطات سازمانی و نیز شناسایی ابعاد مهم و موثر بر آن و تعیین نحوه تعامل بین آنها با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توسعه ای بوده و شامل دو بخش کمی و کیفی است. نمونه آماری پژوهش 17 نفر از خبرگان سازمانی بودند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ماتریسی محقق ساخته بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد 13 بعد از ابعاد مهم و موثر بر شایستگی بین فردی در ارتباطات سازمانی عبارت انداز؛ همدلی، دیگر محوری، خودگشودگی، مدیریت تعارض، مدیریت تعاملات، انعطاف پذیری، جرات مندی، راحتی اجتماعی، بیانگری، مستقیم و بی واسطه بودن، حمایت گری، تاثیرگذاری بر دیگران و هدف محوری؛ که با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در پنج سطح تعاملی مختلف قرار گرفتند. همچنین نتایج نشان داد بر اساس تجزیه و تحلیل نمودار قدرت نفوذ و میزان وابستگی، مستقیم و بی واسطه بودن، راحتی اجتماعی، جرات مندی و بیانگری، نسبت به سایر ابعاد قدرت تاثیرگذاری بیشتری بر شایستگی بین فردی داشتند. پس از آنها همدلی، حمایت گری، دیگرمحوری و خودگشودگی که در ناحیه پیوندی قرار گرفته بودند از ابعاد مهم موثر بر شایستگی ارتباطی بین فردی بودند. سایر ابعاد نیز در ناحیه وابسته قرار گرفتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت ابعاد شایستگی ارتباطی بین فردی در سطوح مختلف بر یکدیگر موثرند و تغییر در کیفیت هر بعد موجب تغییر در کیفیت ابعاد سطوح بعدی و به نوبه خود موجب تغییر در کیفیت ارتباطات سازمانی می شود.
شاخص های روان سنجی پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
39 - 54
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی شاخص های روان سنجی پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر (1983)، انجام گرفت. حجم نمونه این پژوهش 500 دانش آموز دختر دبیرستانی بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از بین مدارس دولتی دوره دوم متوسطه شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه پاسخ دادند. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که پرسشنامه از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار است و ضرایب آلفای کرونباخ در زیر مقیاس های آن بین 87/0 تا 88/0 است. همچنین برای تعیین روایی عامل، از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلفه های اصلی، علاوه بر عامل کلی پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان ، 5 عامل (حمایت، مراقبت، کمک، اطلاعات و بازخورد) را برای پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر تایید کرد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مؤید این است که ساختار پرسشنامه برازش قابل قبولی با داده ها دارد و کلیه شاخص های نیکویی برازش مدل را تأیید می کند. یافته های تحلیل عاملی تقریباً مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی و ضرایب پایایی و روایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود؛ بنابراین با توجه به خصوصیات روان سنجی مطلوب، این پرسشنامه ابزار مناسبی برای تعیین حمایت اجتماعی همسالان از دیدگاه دانش آموزان دبیرستانی است.
پیش بینی کننده های گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان دختر: نقش بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴
183 - 197
حوزههای تخصصی:
مقدمه : پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رفتارهای پرخطر بر اساس بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود در نوجوانان دختر انجام شد. روش : طرح پژوهش حاضر همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر 16 تا 18 ساله شهر شیراز در سال تحصیلی 1398-1399 بود که از بین آن ها، 320 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه رفتارهای پرخطر زاده محمدی و همکاران (1390)، مقیاس اوّلیه دشواری در تنظیم هیجان (گرتز و رومر، 2004)، پرسشنامه خود متمایزسازی (دریک و مورداک، 2015) و پرسشنامه ابراز وجود (گمبریل و ریچی، 1975) گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و به کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام شد. یافته ها : ضریب همبستگی چندگانه، برابر با 52/0=MR بود (01/0P<) و 1/27% از واریانس مربوط به گرایش به رفتارهای پرخطر به وسیله متغیرهای مذکور تبیین شد. بر اساس نتایج این پژوهش، از بین متغیرهای پیش بین، ابراز وجود (36/0-=β، 01/0>P) و تمایزیافتگی (23/0-= β و 05/0P<) رفتارهای پرخطر را پیش بینی و در مجموع 1/27% از واریانس آن را تبیین می کنند. نتیجه گیری : یافته های پژوهش حاضر ضرورت توجه به ابراز وجود و تمایزیافتگی را به عنوان عوامل تاثیرگذار در رفتارهای پرخطر خاطرنشان می سازد.
رابطه سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه های اجتماعی با میانجیگری هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : از زمان معرفی شبکه های اجتماعی تاکنون، سرعت تحولات در زندگی دچار افزایش تصاعدی گردیده است. وابستگی به شبکه های اجتماعی می تواند، جریان زندگی انسان را دستخوش تغییرات اساسی نماید. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه های اجتماعی با میانجیگری هوش هیجانی انجام پذیرفت. روش : طرح پژوهش همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، دانشجویان استان تهران در سال 1400 بودند که 515 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای مورد بررسی قرار گرفتند. در خصوص تحصیلات، 98/13 درصد کمتر از کارشناسی، 74/48 درصد کارشناسی، 08/24 درصد کارشناسی ارشد و 20/13 درصد دکتری شرکت داشتند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه وابستگی به اینترنت و شبکه های اجتماعی یانگ (1998)، پرسشنامه سبک زندگی لعلی و عابدی (1391)، پرسشنامه نیازهای بنیادی روانشناختی گواردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه هوش هیجانی اسکات (1998) استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که بین مؤلفه های سبک زندگی، نیازهای بنیادی روانشناختی و هوش هیجانی با وابستگی به شبکه های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (P<0.01). با توجه به شاخص های CFI, GFI, RMSEA به ترتیب با مقادیر 057/0، 949/0 و 967/0 برازش مدل تأئید گردید. همچنین، نقش واسطه ای هوش هیجانی در ارتباط سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه های اجتماعی مشخص گردید. نتیجه گیری : بنابراین از طریق بهبود سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی می توان، نسبت به اصلاح وابستگی به شبکه های اجتماعی اقدام نمود.
پیش بینی ابعاد شخصیت جامعه پسند بر اساس سلامت اجتماعی و منبع کنترل در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
143 - 165
حوزههای تخصصی:
مقدمه : پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار جامعه پسند به مطالعه رابطه شخصیت جامعه پسند با سلامت اجتماعی و منبع کنترل در بین دانشجویان پرداخت. روش : روش پژوهش از نوع همبستگی است و جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین بود. گروه نمونه 100 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های شخصیت جامعه پسندِ پنر، سلامت اجتماعیِ کیز و منبع کنترل بیرونی- درونیِ راتر بود. داده ها توسط روش های رگرسیون گام به گام معکوس و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : نتایج نشان داد، تمام ابعاد شخصیت جامعه پسند با مؤلفه های سلامت اجتماعی همبستگی مثبت معنادار دارند؛ به غیر از خرده مقیاسهای مسئولیت اجتماعی و نوعدوستی خودگزارشی که با شکوفایی اجتماعی از ابعاد سلامت اجتماعی همبستگی منفی معنادار دارند و خرده مقیاس نگاه از منظر دیگران که رابطه معنادار با هیچ کدام از مؤلفه های سلامت اجتماعی ندارد. هم چنین تمام ابعاد شخصیت جامعه پسند با منبع کنترل رابطه مثبت معنادار دارند به غیر از خرده مقیاس های ارتباط همدلانه و نگاه از منظر دیگران که با منبع کنترل هیچ رابطه معناداری ندارند. تحلیل رگرسیون نشان داد، منبع کنترل و هم چنین مؤلفه هایی از سلامت اجتماعی پیش بینی کننده های مناسبی برای برخی از ابعاد جامعه پسندی هستند. نتیجه گیری : بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که ارتقاء سلامت اجتماعی و تقویت منبع کنترل درونی در افراد می تواند موجب افزایش رفتار جامعه پسند شود.
رابطه ی تعهد عاطفی با قصد و نگرش نسبت به یک رفتار منفی در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در بین پژوهشگران در مورد ماهیت نگرشی یا انگیزشی تعهد سازمانی توافقی وجود ندارد. این پژوهش برای بررسی یک مدل نگرشی از تعهد سازمانی انجام شده است که مبنای آن مدل نگرشی ایگلی و چایکن (1993) است.
روش: نمونه ی پژوهش شامل 256 نفر از دانشجویان دانشکده ی روان شناسی دانشگاه اصفهان بود که به صورت داوطلب انتخاب شدند. متغیرهای کنترل یعنی عادت، پیامد فایده گرا، پیامد هنجاری و پیامد هویت خود از طریق ویگنت بررسی گردیدند و متغیرهای دیگر یعنی نگرش به هدف، نگرش در جهت رفتار و قصد رفتار از طریق سؤال سنجیده شدند. برای تحلیل آماری یافته ها از رویکرد معادلات ساختاری، برآورد تعمیم یافته (GEE) و نرم افزار R استفاده گردید.
یافته ها: از سه مدل هم ارز معرفی شده که شاخص های برازش یکسانی داشتند، تنها یک مدل تأیید شد. نتایج نشان داد که این فرضیه که نگرش در جهت رفتار دزدی، بین نگرش به هدف (تعهد عاطفی) و قصد دزدی متغیر میانجی است، رد شد و به جای آن مدل اصلاح شده که قصد با تعهد عاطفی جایگزین شده و متغیرهای عادت، پیامد فایده گرا، پیامد هنجاری و پیامد هویت خود، نقش کنترل را ایفا می کنند؛ تأیید شد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها مشخص شد که تعهد سازمانی یک متغیر نگرشی است که متغیر ملاک برای نگرش در جهت رفتار از طریق قصد است. مدل پیشنهادی ایگلی و چایکن (1993) مورد بازنگری قرار گرفته و تعهد به هدف به عنوان متغیر ملاک جایگزین شد. به مدیران و سازمان ها پیشنهاد می شود در جامعه پذیر کردن کارکنان در رفتارهای مطلوب سازمان، اهتمام جدی به خرج دهند.
اثربخشی نمایش درمانی بر مهارت اجتماعی و کم رویی دختران 9-11 ساله شهرستان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مهارت های اجتماعی می تواند، توانایی فرد را برای برقراری ارتباط صحیح با دیگران افزایش دهد و در کاهش کم رویی و مؤلفه های آن نقش داشته باشد. هدف این پژوهش اثربخشی نمایش درمانی بر مهارت اجتماعی و کم رویی دختران 9-11 ساله شهرستان مریوان بود. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش را تمامی دختران 11-9 ساله مدرسه 22 بهمن مریوان در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل دادند که با نمونه گیری در دسترس، 30 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) و کم رویی استنفورد (1997) استفاده شد. برای گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای مداخله نمایش درمانی به صورت دو جلسه در هفته اجرا شد، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده های آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد، نمایش درمانی اثر معناداری بر مهارت های اجتماعی (150/57F=، 01/0>P) و کاهش کم رویی (91/73F=، 01/0>P) داشت. نتیجه گیری : براساس نتایج این پژوهش می توان گفت، نمایش درمانی بر رفتارهای اجتماعی مناسب، پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، برتری طلبی و اطمینان زیاد به خود و رابطه با همتایان تأثیر می گذارد؛ بنابراین نقش مهمی در کاهش کم رویی دختران دارد.
مقایسه اثربخشی برنامه آموزش جایگزین پرخاشگری و برنامه آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه می باشد. بدین منظور از بین نوجوان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران 60 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان قبل از شروع مداخله پرسشنامه تکانشگری بارات را تکمیل نمودند. سپس دو گروه آزمایشی تحت 10 جلسه 90 الی 120 دقیقه ای آموزش به شیوه "آموزش جایگزین پرخاشگری" و " ایمن سازی در مقابل استرس" قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر سه گروه پرسشنامه مزبور را تکمیل نمودند. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط و به کمک نرم افزار SPSS25 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که نمرات تکانشگری شرکت کنندگان در گروه آموزش جایگزین پرخاشگری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری را نشان می دهد، اما در نمرات گروه آزمایشی ایمن سازی در مقابل استرس در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نگردید. به علاوه در مقایسه اثربخشی دو روش آموزشی با یکدیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه می توان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری به عنوان یک روش جایگزین و یا مکمل در کنار سایر شیوه های مداخله ای برای کاهش تکانشگری و اصلاح رفتار نوجوانان استفاده نمود.
مقایسه کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : اضطراب اجتماعی یکی از ناتوان کننده ترین اختلالات اضطرابی است که از ابتدای نوجوانی نشانه های آن آغاز شده و تا دوره های بعدی تحول ادامه پیدا می کند. این اختلال در زندگی شخصی، تعاملات اجتماعی، زندگی شغلی و سایر ابعاد عملکردی فرد نابسامانی هایی به وجود می آورد. از این رو، شناسایی ویژگی های مبتلایان اهمیت ویژه ای دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا و اضطراب اجتماعی پایین بود.
روش : پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش، همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه ی مورد مطالعه 329 نفر از دانش آموزان بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور (2000)، پرسشنامه کمال گرایی هیل (2004)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (2001) و پرسشنامه نشخوار فکری هوکسما (1993) بود.
یافته ها : نتایج این پژوهش نشان داد که بین دانش آموزان با اضطراب اجتماعی بالا و پایین در کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری تفاوت معناداری (5 0/0 > p) وجود دارد.
نتیجه گیری : یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا تاکید می کند و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخله های آموزشی_ درمانی برای نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا دارد.
پیش بینی خودکارآمدی بر اساس تاب آوری، تبعیض جنسیتی ادراک شده و طرحواره های نقش جنسیتی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
73 - 88
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش پیش بینی خودکارآمدی بر اساس تاب آوری، تبعیض جنسیتی ادراک شده و طرحواره های نقش جنسیتی زنان بود. خودکارآمدی، اعتماد شخص به توانایی خود در مقابله با شرایط دشوار است. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف و نحوه جمع آوری داده ها از نوع همبستگی است. به همین منظور از میان معلمان زن شهر کهریزک 124 نفر با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های خودکارآمدی عمومی، خود تاب آوری، رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی و نقش جنسیتی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که متغیرهای تاب آوری، طرحواره های جنسیتی با خودکارآمدی رابطه مثبت و معنا دار دارند، و متغیر رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی با خودکارآمدی رابطه منفی و معنادار دارد. متغیرهای تاب آوری، رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی در طول زندگی و طرحواره نقش جنسیتی مردانه درمجموع قادر به پیش بینی 31 درصد از واریانس خودکارآمدی بودند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشانگر اهمیت متغیرهای تاب آوری، تبعیض جنسیتی ادراک شده و طرحواره های نقش جنسیتی در تبیین خودکارآمدی زنان معلم است. بنابراین طرح ریزی مطالعات بیشتر جهت ارتقای خودکارآمدی زنان معلم، با توجه به نقش خطیر آنان در پرورش دانش آموزان، توصیه می شود.