ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۳۸۱ تا ۱۹٬۴۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۹۳۸۱.

بحران انسان در نمایشنامه ""شهرزاد"" توفیق حکیم (أزمة الإنسان المطلق والتعادلیة فی مسرح شهرزاد لتوفیق الحکیم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲۸ تعداد دانلود : ۷۰۰۸
تعتبر مسرحیة شهرزاد من المسرحیات الذهنیة التی کتبها توفیق الحکیم (1902-1987م) سنة 1934م، أی بعد مسرحیة أهل الکهف مباشرة، وتلک القضیة هی: هل فی استطاعة الإنسان أن یعیش بالعقل وحده وللعقل، وأن یکرّس حیاته للبحث عن المعرفة والتماسها فی فجاج الأرض متخلصا من نداء القلب ونداء الجسد، اللذین یرمزان للحیاة الحیة النابضة. وقد وجد توفیق الحکیم فی قصة ألف لیلة ولیلة، وعاء لمعالجة هذه القضیة، ومن المعلوم أن قصة ألف لیلة ولیلة من القصص التی قد استهوت أفئدة الکتاب والفنانین فی العالم أجمع، ولعلها أوسع المؤلفات العربیة تأثیراً فی فنانی الغرب والشرق. مسرحیة شهرزاد، تکاد جمیع مناظرها تدور حول مناقشة قضیة ذهنیة واحدة: هی هل یستطیع الإنسان أن یفلت من نداء الجسد والقلب؟ وتنتهی المناقشة بأن من یرید أن یصبح عقلا خالصا یصبح کالشعرة التی تشیب وتبیض ولایعود لها من علاج غیر انتزاعها، بینما الحکیم یطرح فیها النزاع بین الإنسان والمکان، وفی النهایة یکون الإنسان مغلوبا للمکان.
۱۹۳۸۲.

تحلیل خطاب ادبی در مقامات همدانی (تحلیل الخطاب الأدبی فی مقامات الهمذانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲۱ تعداد دانلود : ۲۹۷۵
إنّ البحث فی الخطاب الأدبی وصلته بالنقد استحوذ علی اهتمامات دارسی اللغة والأدب منذ منتصف القرن العشرین، بفضل ما قدمته الحقول المعرفیة الجدیدة کاللسانیات والأسلوبیة والسیمیائیة من مصطلحات وأدوات إجرائیة، أسهمت فی مقاربة الأثر الأدبی بعیداً عن المقولات النقدیة التی کانت مستعارة من کل الحقول إلا حقل الأدب. و هو أقرب أنواع الخطاب للتربیة و تعدیل السلوک و تعلیم الناس؛ حیث إنّه یرقی بالتفکیر و القلب و السلوک من خلال أسالیبه المختلفة، منها البیانیة کالتشبیه و المجاز و الرمز، أو الأسالیب التی تخصّ علم المعانی کالدعاء و الاستفهام و هی أسالیب تنبّه الحس الجمالیّ و المتعة فی النفوس و تحمل الفائدة المرجوّة فی ثنایا الخطاب الممتع، فتوصلها بطریقة محبّبة، بعیداً عن أسالیب الجدل الجافّ الذی لا تصبر له النفوس و لا ترغب فیه. إنّ هذا المقال یسعی إلی دراسة الخطاب الأدبی فی مقامات الهمذانی و هی خطبةٌ یمتاز الخطاب الأدبی فیها بقدرته علی إیصال محتواه إلی طبقات المجتمع علی اختلاف شرائحها؛ حیث یکثر فیها اقتران اللفظ و المعنی أو الشعور و التعبیر؛ کذلک تهدف إلی دراسة الواقع الجمالی الذی یحدثه هذا العمل الأدبی فی المتلقی و ردود فعله إزاءه، حین یتأمله و یتفکّر فیه؛ و یتّبع المقال التحوّلات و التطوّرات التی یتداولها المتلقی أو المستمع.
۱۹۳۸۳.

قرائت وحدت وجودی از آینه در غزلیات بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۵۶
هدف مقاله حاضر تبیین یکی از مفاهیم تمثیل «آینه» در غزلیات بیدل و تحلیل پیوند آن با تمثیل های به کار رفته در افکار و آراء ابن عربی است. مسأله اصلی این مقاله بررسی جایگاه آینه در غزلیات بیدل به مثابه منعکس کننده بالاترین نقطه اندیشه عرفانی ابن عربی ،یعنی وحدت وجود است. روشن نمودن این مسأله که بیدل در این چشم انداز تا چه حد، تحت تأثیر آراء و افکار ابن عربی بوده، ضرورت این بررسی را فراهم نموده است. این مقاله به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا انجام گرفته است؛ ابن عربی نقش آدمی به عنوان مرتبه جامع را با یکی از تمثیل ها، یعنی آینه، تبیین میکند و با به کارگیری این تصویر در پی توضیح سرّ «انعکاس حقیقت در آینه خیال» برمیآید. باید توجه داشت که در این تمثیل دو عامل حضور دارد، یکی آینه و دیگری ناظر یا شاهدی که صورت خود را چون شیئ ای در آینه می بیند. در این فرایند انعکاسی، انسان هم حلقه اتصالی و هم عامل شناسایی است، پس هم نماینده آینه و هم عامل شیء مشهود است. آینه، نماد انعکاس پذیری ماهیت هستی و شیء مشهود است و شاهد هم خود الله است. از این رو، ابن عربی انسان را «عین اصل انعکاس» توصیف میکند. بیدل شاعر فارسی زبان و عارف دلباختهی اندیشه عرفانی به خصوص عرفان وحدت وجودی مکتب ابن عربی است و از پیروان و سخنگویان برجسته اندیشه ابن عربی به شمار می رود و یکی از تمثیل های مورد علاقه او نیز آینه است. نتیجه ی بررسی موتیو آینه در غزلیات بیدل، افکار عرفانی او را در مورد خدا، انسان و جهان روشن می سازد، همچنین جایگاه والای او را در میان شاعران سبک هندی و چگونگی پیوند اندیشه هایش با امکانات زبان و تجربه شاعرانه را مشخص می کند.
۱۹۳۸۴.

بهمن دژ شاهنامه از اسطوره تا واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۳۷
در شاهنامه فردوسی به نام مکان هایی اشاره شده که یکی از این آن ها، دژی است اهریمنی به نام «دژ بهمن» که در اطراف اردبیل و در دوره کیانیان، وجود داشته است. نام این دژ، در داستانِ اختلافی که میان سرداران ایرانی بر سر جانشینی کاووس وجود داشته، ذکر شده که طی آن برخی از سران به جانشینی فریبرز و برخی دیگر به جانشینی کیخسرو تمایل دارند. کاووس چاره در این می بیند که از این دو نفر هر کدام که بتواند دژ جادویی بهمن را فتح نماید، جانشین وی گردد. مقاله زیر با استفاده از مطالعات باستان شناسی سعی دارد موقعیت دژ بهمن را مکان یابی نماید.
۱۹۳۹۲.

بررسی رابطه ی کتاب خوانی و رشد اجتماعی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۷۷
هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه ی کتاب خوانی و رشد اجتماعی دانش آموزان است. جامعه ی آماری این پژوهش همه ی دانش آموزان دختر و پسر پایه ی پنجم ابتدایی و سوم راهنمایی ناحیه 1 و 2 آموزش و پرورش اردبیل در سال تحصیلی 89-1388 بودند. حجم نمونه ی این مطالعه 640 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. ماهیت موضوع و اهداف مطالعه ایجاب می کرد که از روش تحقیق همبستگی استفاده شود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی محقق ساخته، آزمون رشد اجتماعی و تست ریون است. نتایج تحلیل های آماری نشانگر آن بود که در دانش آموزان کلاس پنجم مطالعه ی کتاب ها و مجلات تخیلی، تاریخی و ورزشی پیش بینی کننده ی مثبت و کتاب های پلیسی پیش بینی کننده ی منفی و معنادار رشد اجتماعی بود و در دانش آموزان سوم راهنمایی نیز کتاب ها و مجلات علمی و ورزشی پیش بینی کننده ی مثبت و کتاب های شعر پیش بینی کننده ی منفی و معنادار رشد اجتماعی بود. هم چنین تفاوت های جنسیتی نیز در مطالعه ی کتاب ها به دست آمد.
۱۹۳۹۳.

بررسی مؤلفه های ازخودبیگانگی در داستان های کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۸ تعداد دانلود : ۸۰۱
یکی از موضوع های اساسی دنیای مدرن، مسئلهی از خودبیگانگی است که در این مطالعه به بررسی این مسئله در داستآن های کودک و نوجوان پرداخته شده است. در این پژوهش با رویکردی غیر پیدایشی، مؤلفه های ازخودبیگانگی در داستان های یادشده، بررسی و روندهای ازخودبیگانگی مطرح شده در این داستآن ها مشخص شده است. هم چنین همانندیها و ناهمانندیهای داستان های دو گروه سنی کودک و نوجوان در طرح این مقوله، مورد مطالعه قرار گرفته است. برای دادهیابی، پژوهش گر از روش اسنادی و به منظور داده کاوی، از روش تحلیل محتوای قیاسی و استقرایی مایرینگ بهره گرفته است. نمونه از نوع هدفمند بوده که شش داستان را شامل میشود. نتایج نشان داد که در این داستان ها، مؤلفه های ازخودبیگانگی وجود دارد که بسامد آن در داستآن های نوجوان، بیش تر است. روندهای ازخودبیگانگی مشاهده شده در این آثار عبارتند از: گذار از روح فردی به جمع گرایی افراطی و گذار از روح جمعی به فردگرایی افراطی. در داستآن های نوجوان هر دو روند و در داستان های کودکان تنها روند نخست مشاهده میشود
۱۹۳۹۴.

دادخواهی در بیابان یا تحلیل قصه های شکار در برخی از متون و منظومه های ادب فارسی تا قرن هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۳ تعداد دانلود : ۸۸۹
در برخی از منظومه های عرفانی و تعلیمی فارسی، قصه های کوتاهی دیده می شود که از چارچوبی یک سان برخوردار است. در این قصه ها، پادشاه در شکارگاه به دلایلی نامعلوم، از همراهان جدا می ماند و در بین راه، یکی از اهالی شهرها یا روستاهای دوردست که از ستم ماموران یا والی دیار خویش به تنگ آمده است، سر راهش سبز می شود. دادخواهی او که با تیززبانی همراه است، در آغاز خشم پادشاه را برمی انگیزد؛ اما سرانجام وجدان خفته ی وی بیدار می شود و با درنگ در سخن دادخواه، به عمق نابسامانی و پریشانی اوضاع حکومت پی می برد. این گونه داستان ها که صبغه ای آرمانی به خود می گیرد، با پیامدی خجسته همراه است؛ زیرا پادشاه افزون بر احقاق حق شاکی و مجازات مجرمان، در پیِ اصلاح امور برمی آید. پراکندگی این حکایات در شعر سده های ششم و هفتم، نشان گر دغدغه ی مشترک سخنوران این دوره ها و تلاشی فرهنگی برای غفلت زدایی ارباب قدرت و بیدارسازی آنان است. نگارنده در این نوشتار، به چند و چون این قصه ها، ساختار بیرونی، اجزای درونی و علل شکل گیری آن ها پرداخته است.
۱۹۳۹۵.

نمادشناسی حکایت «بوف و زاغ» کلیله و دمنه بر پایه ی اساطیر ایران و هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۱۸۷
اسطوره ها با زبانی پیچیده و رازآمیز با انسان سخن می گویند و مفاهیمی عمیق و رازناک را با زبان خاص خود، نماد، بیان می کنند. نمادها علاوه بر بیان مفاهیمی ژرف که کشف آن ها به شناخت بیش تر بشر از خود مدد می رساند، اغلب نشان دهنده ی تضادها و پیوندها در دنیای اساطیری، افسانه ها، قصه ها و حماسه ها هستند. در برخی از اسطوره ها، تضاد و تقابل خیر و شر، روشنی و تاریکی، زمین و آسمان، باران و خشکی، خورشید و ماه و... به گونه ای نمادین، مانند جنگ خدایان و اهریمنان، زاغ و بوم، مار و پرنده، قهرمان و اژدها و... نمایان می شود. تقابل روشنی و تاریکی نمونه ای از این تضادهاست که از اصول بنیادین فرهنگ ایران باستان نیز به شمار می رود.در باب «بوف و زاغ» کلیله و دمنه نیز خویشکاری بوف و زاغ را می توان بر اساس تقابل روز و شب بررسی کرد. با توجه به داد و ستدهای فراوان فرهنگی ایران و هند به ویژه در حوزه ی اساطیر، در این پژوهش با رویکرد اسطوره ای و روش تطبیقی، تفاوت ها و شباهت های عناصر متن بوف و زاغ در اساطیر ایران و هند جست وجو، بررسی و تحلیل شده است. در این باب، بوف می تواند نماد شب، تاریکی و ماه، و زاغ نماد روز، روشنایی و خورشید باشد و حکایت پیروزی زاغان بر بومان، غلبه ی مهرپرستی را بر ماه پرستی، نشان دهد.
۱۹۳۹۶.

گونه هایی از هنجارگریزی نحوی در شعر ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸۱ تعداد دانلود : ۱۸۶۷
انحراف از قوانین حاکم بر همنشینی واژه ها و به هم ریختن نحو جمله ها در زبان معمول و معیار، روشی است که تمامی شاعران برای رسیدن به زبان شعر از آن بهره میبرند. در شعر کلاسیک فارسی، هنجارگریزیهای نحوی عموماً به منظور حفظ نظام موسیقایی شعر، مثلاً برای رعایت قوانین عروض و قافیه صورت میگیرد و از این روی، این فرایند، جزیی از «فن شعر» محسوب میشود. ناصرخسرو از جمله شاعرانی است که برای متمایز ساختن زبان شعر خود به این نوع هنجارگریزی توجه نشان داده است و میتوان در دیوان او با مصادیق فراوانی از هنجارگریزیهای نحوی روبه رو شد؛ تا جایی که باید عمدهی تلاش او را برای تشخص سبکی شعرش در همین مورد جست وجو کرد. این مقاله بر آن است که به بررسی هنجارگریزی نحوی در شعر ناصرخسرو و مقایسهی آن با شعر سه شاعر هم عصر وی یعنی عنصری، فرخی و منوچهری بپردازد و تعدادی از مصادیق آن را برشمارد. دستاورد مقاله، ناظر بر این است که ناصرخسرو در مقایسه با سه شاعر هم عصر خود، از چهارده مورد عمدهی هنجارگریزی شعرش، در هفت مورد دست به هنجارگریزی برجسته زده است.
۱۹۳۹۸.

نامگونه های عوام در شعر فارسی (گرانان، گران باران، گران جانان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۹ تعداد دانلود : ۱۵۰۶
در آثار ادبی فارسی، مردم و عوام متفاوتند. در این آثار مردم معنای مثبت انسان ها و عوام مردمان نادان و گاه آزاررسان هستند. نامگونه عنوانی است که در این مقاله برای شبه نام های برساخته توسط شاعران عارف که برای مخالفانشان به کار می رفته، انتخاب شده است. آثار ادبی که محل بروز اندیشه های عرفانی است، مملو از این نامگونه هاست. در پژوهش اصلی نزدیک به یک صد و بیست عنوان از این نامگونه ها از متون ادبی شناسایی، جمع آوری و به صورت فرهنگ تدوین شده است. در این مقاله سه نامگونه «گرانان، گران باران و گران جانان» مورد بررسی قرار گرفته اند. در سه نامگونه فوق مردمان بدخلق و خودخواه، تن پرست و کاهل، ریاکار و دنیاگرای، مردم آزار و ستمگر، سودجو و زرپرست، متبلور شده اند. مطالعه این نامگونه ها راه را برای شناخت هر چه بهتر و بیشتر مفاهیم ادبی فارسی و جوامع پیشین هموار می سازد.
۱۹۳۹۹.

بررسی تداوم زمان روایت در حکایت های فرعی کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۲۱
بررسی و تحلیل زمان در دانش روایتشناسی در سه بخش نظم (order)، تداوم (duration) و بسامد (frequency) انجام میشود. تداوم، نسبت میان طول مدت داستان و طول مدت بیان آن است که در سه شکل، نمود مییابد: شتاب ثابت؛ شتاب مثبت و شتاب منفی. گذشته از بخش «تداوم»، در دو بخش «نظم» و «بسامد» نیز میتوان ردپاهایی از عوامل ایجاد شتاب ثابت، مثبت و منفی روایت را به دست آورد. کتاب «کلیله و دمنه» - به قلم نصرالله منشی– به دلیل داشتن نثر فنی، همواره یکی از آثار مطنب دانسته شده است. بررسی حکایتهای فرعی این کتاب بر پایهی عوامل سببساز شتاب مثبت و منفی روایت، نشان میدهد از میان حالتهای سهگانهی تداوم زمان روایت، سهم عوامل ایجادکنندهی شتاب مثبت در این حکایتها، بیش از دیگر عوامل است و روایت کلیله و دمنه با وجود برخورداری از نثر فنی، همچنان رنگ و بوی ایجاز و اعتدال را در حکایتهای خود حفظ کرده است.
۱۹۴۰۰.

درباره ی برخی ابیات منتسب به رودکی سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲۹ تعداد دانلود : ۱۰۴۸
فرهنگ جهانگیری از منابعی است که در آن، ذیل برخی واژه ها، ابیاتی از رودکی برای شاهد، ضبط گردیده است؛ به همین سبب یکی از منابع دیوان بازیافته ی رودکی در تصحیح سعید نفیسی و دیگران، همین فرهنگ جهانگیری است. این فرهنگ همچنین به منزله ی یکی از نخستین کتاب هایی است که در آن شعر قطران به نام رودکی ضبط شده است. محور اصلی و اساسی این مقاله در زمینه ی بیتی منتسب به رودکی است که این بیت در فرهنگ ها به نام رودکی در جایگاه شاهد معنی «همانا و هرگز»؛ برای واژه ی «آرنگ» آمده است؛ حال آن که این بیت، بیتِ دوم رباعی ای از قطران تبریزی است که در آن بیت «از آنک (آن که)»، «آرنگ» خوانده شده و بیت نیز از رودکی دانسته شده است. قدیمی ترین سند انتساب بیت مورد نظر به رودکی، فرهنگ جهانگیری است و هم آن است که این بیت را در جایگاه شاهد معنی «همانا» برای «آرنگ» آورده و فرهنگ نویسان پس از وی نیز آن را بر اساس فرهنگ جهانگیری، واردِ فرهنگ خود نموده اند. همچنین در این مقاله برخی ابیات و رباعیات منسوب به رودکی سمرقندی را در دیوان دیگر شاعران ادب فارسی بازجسته ایم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان