فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۲۲۱ تا ۱۳٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
درآمدی بر تصویر
داستان نو
منبع:
کلک مرداد ۱۳۶۹ شماره ۵
شناسه برخی مقالات ادبی دینی
حوزههای تخصصی:
نقش های شش گانه زبانی در ادبیات تعلیمی با تکیه بر یکی از قصاید سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماکسیم گورکی در یک نگاه
منبع:
سوره ۱۳۷۱ شماره ۳۹
حوزههای تخصصی:
ساخت تنزیهی تشبیهی شناخت خداوند در دیباچة شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنزیه و تشبیه، یکی از مباحثی است که پیوسته متکلّمان به آن توجّه داشته اند. تنزیه، منزّه دانستن خداوند از هر گونه صفت انسانی و تشبیه، نسبت دادن ویژگی های مردمان به آفریدگار است. فردوسی در مقام تنزیه، به تعبیر نگارنده، یزدان را «خداوندِ نام» می گوید که تنها نامی از آن در میان است و در مرتبة تشبیه، او را «خداوندِ جای» می نامد؛ یعنی همان مقام شکل گیری آفرینش که مظاهر اسماء و صفات خدا در هستی گام می نهد و به این سان آفریدگار، توصیف پذیر می شود. آن چنان که از برخی متون پهلوی زردشتی، متن های مانوی و تفکّر شیعیان اسماعیلی نیز برمی آید، یزدان پیش از آفرینش، تنها نام است؛ اما پس از آفرینش دارنده جای می شود که شناسایی او را ممکن می کند. فردوسی همچنین در مصراع: «ز نام و نشان و گمان ب رت ر است» به راه تنزیه می رود؛ ولی در مصراع پس از آن: «نگارندة بر شده گوهر است» با تشبیه، یزدان را نگارگر یا نقّاش می خواند و به این گونه، تنزیه و تشبیه را همراه می کند که این دیدگاه از اندیشه های شیعی و باورهای باستانی او برخاسته است.
شطح: سرریزهای روح بر زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شطح در اصطلاح صوفیان سخنی وجدآمیز است که از اهل معرفت به اضطرار و اضطراب صادر می شود. این اصطلاح از حیث زبانی و معرفتی و دینی در معرض نقد و تحلیل های مختلفی قرار گرفته است. در این مقاله با استناد به اقوال گذشتگان درباره شطح، دیدگاه های معاصران نیز مورد توجه قرار گرفته است و به موضوعاتی از جمله: عوامل ابهام و متناقض نمایی شطح، نسبت شطح با شعر و حقیقت و تجربه عرفانی، امکان یا عدم امکان شرح شطح، عاطفی یا معرفتی بودن شطح پرداخته شده است. اگر شطح مقوله ای اعتقادی و مبین حقیقت عرفانی است، چرا شرح و تفسیر آن دشوار است؟ و اگر مقوله ای زبانی و هنری است، چرا در رد و قبولش این همه سخن گفته اند؟ به نظر می رسد ابتنای شطح بر ذوق باعث شده است که این نوع سخن هم واجد ویژگی های بیان شعری باشد و هم با آثار دینی و عرفان تعلیمی همانندی هایی داشته باشد. با این تفاوت که در اغلب موارد ابهام یا متناقض نمایی سخن شاعر قصدی و ارادی است اما ابهام شطح ناخواسته و ناگزیر است. گفتن شطح و درک آن نیاز به تجربه ها و کیفیت های روحی ویژه ای دارد. توجیه شطح بیشتر از شرح آن مورد توجه قرار گرفته است.
حافظ و طرز سخن خواجو
بحران زندگی انسان معاصر
شطح و شیوه بیان آن در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی مقوله شطح در مثنوی انجام شده است. برای این منظور به شیوه تحلیلی- توصیفی؛ نخست با مطالعه دو کتاب شرح شطحیات و تذکرة الأولیاء و برخی از کتب و مقالاتی که به این موضوع پرداخته اند، حدود و مصادیق شطح تبیین شده است. سپس با مطالعه مثنوی مولانا آن چه را که می تواند از مصادیق شطح به شمار آید با نمونه های روزبهان و عطار مورد تطبیق و تحلیل قرار گرفته است و با توجه به گوناگونی مضامین شطح، ضمن لحاظ بنیان عرفانی آن ها، از طریق یک نمودار دایره ای پیوند این موضوعات گوناگون نیز با یکدیگر مشخص شده است. این نمودار نشان می دهد که پیوند شطحیات مبتنی بر مضمون «فنا و وصال» است و موضوعات شطح در عناوینی مانند محرک وصال، راه وصال، زمینه وصال، موانع وصال، نتایج وصال و زبانِ واصلان قابل تقسیم است. این تحقیق هم چنین نشان می دهد مولانا اغلب مصادیق شطح را در مثنوی مطرح کرده است، اما شیوه بیان او که مبتنی بر تفسیر، قصه و تمثیل است، گفته های او را پذیرفتنی کرده است. بر اساس این روش، شطحیات تند تغییر ماهیت نمی دهند، اما تغییر لحن می دهند و مقبول واقع می شوند. بالأخره اینکه نباید شطح را منحصراً مقوله ای زبانی دانست؛ بلکه بسیاری از شطحیات، رفتاری بوده-اند و نوعی هنجارشکنی یا هنجارگریزی اجتماعی به شمار می آیند.
ادبیات کودکان آفریقا
حوزههای تخصصی:
سخنرانی آقای دکتر بیانی کفیل دانشگاه تبریز و رییس دانشکده ادبیات به مناسبت افتتاح موزه آذربایجان
بررسی تطبیقی شخصیت «زن پارسا»ی عطار و «ورتا»ی پرده نئی از بهرام بیضایی براساس نظریه ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون ادبی فارسی منبع مناسبی برای نمایشنامه نویسان و فیلمنامه نویسان است تا دست مایه اثری نمایشی شوند؛ لیکن فقدان مولفه ها و جنبه های دراماتیک در آنها موجب می شود یا متون درخوری به نگارش درنیایند یا کمتر مورد توجه درام نویسان قرار گیرند. بهرام بیضایی در این بین یک استثنا به حساب می آید. وی با شناخت ادبیات کهن فارسی و اشراف کامل به اسلوب تحلیل و نگارش درام، توانسته است آثار قابل تاملی خلق کند. فیلمنامه «پرده نئی» نمونه مناسبی از اقتباس ادبی از یک متن ادبی است. در این مقاله سعی بر آن است با تکیه بر آرای ارسطو در فن شعر در باب کنشگر و رابطه آن با طرح نمایش، اثر بهرام بیضایی را با اصل داستان کهن «زن پارسا» تطبیق داده شود. ارسطو با تعریف شخصیت و رابطه آن با طرح، کاربستی منطقی برای آفرینش یک شخصیت نمایشی ارائه می دهد که می توان به عنوان راهکاری مناسب در اقتباس از آن بهره برد. ارسطو رابطه میان طرح و شخصیت را کنش می داند که عاملی در راستای شکوفایی شخصیت در بستر طرح نمایشی می شود. بیضایی با بکارگیری اصول ارسطویی شخصیت مرکزی حکایت زن پارسای عطار را با تعریفی روانشناختی و اجتماعی از زنی منفعل به قهرمانی کنش مند تبدیل کرده است.
ادبیات داستانی و اندیشه گری
حوزههای تخصصی:
رابطه عشق و دردمندی با دعا در عرفان و ادب فارسی
حوزههای تخصصی:
برای دعا آداب و شرایطی است از جمله اینکه داعی باید عظمت خداوند را در نظر بگیرد ‘و راه خیر و شر را تشخیص دهد ‘ تا حاجت مشروع ‘ در زمان و مکان خاص ‘ از خداوند طلب نماید. طلب در دعا برای رفع گرفتاری تضادی با صبر ندارد ‘ زیرا ایوب (ع) با اینکه طلب دفع بلا از خدا کرد ‘ باز هم خداوند او را اوّب (بازگردنده به سوی حق ) خواند. عرفا نفس دعا را دلیل مقبولیت آن میدانند‘ زیرا حال دعا را عنایتی الهی میدانند که از جانب خداوند به داعی افاضه می شود و اگر حاجت را تأخیر می اندازد ‘ برای این است که تضرع و زاری بنده را دوست دارد و می خواهد با این تأخیر ‘ بنده بر آن تضرع و زاری بیفزاید تا دریای رحمتش به جوش آید . انس به مناجات و تنهایی جویی از نشانه دوستان خدا است . زیرا رابطه عاشقی و معشوقی که بین خدا و داعی برقرار می گردد‘ داعی را به عاشقی بدل می کند که فقط سخن معشوق ورد زبان اوست ‘ و دارای دلی شکسته می گردد‘واشک خونین می ریزد‘ تا در سایه آن اشک و سوز و گداز به انوار غیبی دست یابد
باقر کاشانی و مرثیه وی
حوزههای تخصصی:
رئالیسم ایرانی و رئالیسم شادی
حوزههای تخصصی: