فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۸۰۱ تا ۱۱٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
پسوند مصدر در زبان فارسی
رمان یا قصه-رمان:
نخستین " بد یعیه " فا رسى (بدائع الأسحار فى صنائع الأشعار) قوامی مطرزی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکى از شاخه هاى علوم بلاغى "فن بدیع " است که بررسى صناعات ادبى لفظى و معنوى را برعهده دارد، اگر چه دانش بدیع تا حدودى از حقیقت و ماهیت بلاغت بدور است و لیکن از آنجاکه در شکل ترکیب کلامى و انسجام اسنادى بدون تأثیر نبو ده آن را یکى از شاخه هاى بلاغت به شمار آورد ه ا ند. تاریخ پیدایش صناعات ادبى ریشه در تاریخ موسیقى ترکیب زبان دارد و بنابراین تاریخ علم بدیع هر زبانى به تاریخ پیدایش آن زبان باز می گردد.
مضمون سازی با برخی احجار کریمه در شعر شاعران سبک آذربایجانی
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی ها و اختصاصات مهم شعری سبک شاعران آذربایجانی و ارّان کاربرد اصطلاحات و مضامین علمی و کمک گرفتن از آن ها برای مضمون سازی است؛ چنان که بیشترین مضامین و اصطلاحات علومی، مانند نجوم، طبّ، گیاه شناسی، داروشناسی، در آثار شاعران این سبک دیده می شود. در این مقاله، اصطلاحات، تشبیهات، استعارات و مضامین ساخته شده با برخی احجار کریمه (شامل الماس، پیروزه، درّ، عقیق، لعل، و یاقوت) بررسی شده و مسائل علمی و ادبی مطرح شده دربارة این احجار کریمه در دیوان های خاقانی شروانی، فلکی شروانی، ذوالفقار شروانی، مجیرالدین بیلقانی و آثار نظامی گنجوی تحلیل شده و با کتب علمی کانی شناسی قدیم، ازجمله تنسوخ نامة ایلخانی و آثاری از این دست، تطبیق داده شده است.
وای بر ما! (درود بر ما) (گزارشی از پاره ای از چنین گفت زرتشت)
منبع:
بخارا مرداد ۱۳۷۷ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
گذر از مالکیت به نمود در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در چارچوب نظریه به دستوری شدن (grammaticalization) به چگونگی بیان مفهوم مالکیت در زبان فارسی (شامل فارسی باستان، میانه و جدید) می پردازد و نشان می دهد چگونه شیوه بیان مالکیت با استفاده از فعل داشتن (مثل: پادشاه پسری داشت) جانشین بیان مالکیت با استفاده از فعل ربطی "بودن" و حالت" به ای یا برایی" (مثل: پادشاه را پسری بود) شده است. در ادامه این تحول فعل "داشتن" برای بیان نمود مستمر در فارسی امروز به کار رفته است. گذر از مالکیت به نمود تحولی است که در بسیاری از زبانها مشاهده می شود و با تکیه بر مفهوم "شستشوی معنایی" (semantic bleaching) یا استعاره توضیح داده می شود.
اقتراح (چگونه باید نوشت؟)
حوزههای تخصصی:
پژوهشی در خرد
منبع:
فردوسی بهمن ۱۳۸۱ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تیموری سیاسی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تیموری اجتماعی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تیموری فرهنگی
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات جریانها و مکتبهای عرفان و تصوف
انقلاب ادبی - ادیب انقلابی
ناگفته هایی درباره ی تکواژها
بررسی خاستگاه اسطوره ای نام در گستره ادبیات حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام پوشی یا افشای نام یکی از بن مایه های برجسته در ادبیات حماسی است. هدف ما در این جستار بررسی نام از این منظر در شاهنامهفردوسی، منظومه های پهلوانی، و طومارهای نقالی است. بدین منظور این آثار با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا واکاوی شده اند. حاصل آنکه پهلوانان در رویارویی با دشمن چهار شیوه را در پیش می گیرند؛ در بیست وپنج مورد بی محابا و آشکارا نام خود را فاش می کنند، در پنج مورد با نامی جعلی با دشمن رویاروی می شوند، در یک مورد تنها به لقب یا کنیه خود اشاره می کنند، و در نُه مورد از افشای نام و کنیه خود پرهیز می کنند. با اینکه این چهار شیوه در ظاهر تناقض آمیز می نماید، همه خاستگاهی اسطوره ای و آیینی دارند و نه تنها نقیض یکدیگر نیستند، بلکه نشان دهنده جایگاه خطیر نام در باور پیشینیان هستند؛ در گذشته عده ای چنین می اندیشیدند که نام بخشی حیاتی از وجود هر فرد است و در صورت فاش شدن آن نزد دشمن، طلسم می شوند و دشمن بر آن ها چیره می شود؛ بنابراین، از افشای نام پرهیز می کردند، یا با نامی جعلی با دشمن رویارو می شدند؛ گروهی معتقد بودند که اگر نام دشمنان را بر زبان برانند، دشمنان جانی دوباره می یابند و به یورش بر آن ها برانگیخته می شوند و از این رو، گاه اگر دشمن نام پهلوان را بر زبان نمی آورد، پهلوان خود پیش دستی می کرد و با فریاد کشیدن نامش، دشمنان را مرعوب می کرد؛ وجه سوم اینکه کنیه یا لقب برخلاف نام، جزء حیاتی وجود پهلوان به شمار نمی آمد و می توانستند در مقابل دشمن، با پرهیز از افشای نام، به کنیه یا لقب خود اشاره کنند.
جهت دستوری در سه غزل معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه بین نحو و اندیشه در زبان شناسی از طریق افعال و حالات بیان شده با فاعل، مفعول و مسند بیان می-شود و جهت دستوری فعّال، منفعل و غیره را پدید می آورد. جهت دستوری، نگرش و موضعِ نویسنده را نسبت به موضوع نشان می دهد و پژواک وضعیّت ذهنی نویسنده است. همچنین در شناخت حالات شاعر اهمّیّت دارد و وضعیّت روحی او را به ما نشان می دهد. علاوه بر آن در مقایسه حالات چند شاعر با یکدیگر مؤثّر است. در این پژوهش، نوع، تعداد و درصد جهت دستوری در سه غزل ابتهاج، نادرپور و فرّخزاد که به تقلید از یک غزل سعدی سروده شده مورد بحث و بررسی و مقایسه قرار گرفته و رابطه آن با مکتب رمانتیسم بیان شده است تا جهت دستوری غالب و نحوه موضع گیری شاعر نسبت به معشوق در سه غزل مشخّص شود. نتیجه این که بر خلاف روحیّه منفعل رمانتیک، جهت فعّال در غزل غلبه دارد و علّت آن را می توان وجود دیالوگ خیالی بین شاعر و معشوق دانست. از میان سه شاعر ابتهاج بیشترین و فرّخزاد کمترین درصد جملات منفعل را دارد، امّا نحوه به کارگیری جملات فرّخزاد از الگوی خاصّی پیروی می کند