از میان دانشهایی که بر غنا و باروری گنجینه ادب پارسی افزوده ، می توان از طب سنتی یاد کرد. اگر چه قرن پنجم و ششم اوج بکارگیری این اصطلاحات است ، اما شاعران و نویسندگان قرون بعد هم از آن غافل نمانده اند و با اینکه به نظر می رسد در عصر شاعرانی چون منوچهری ، خاقانی ، سنایی و انوری اهل ادب ، در فهم مضامین و تصاویر طبی با مشکل چندانی رو به رو نبوده اند ، اما اینک با گذر زمان و تخصصی شدن دانش ، برای درک آنها با دشواری و ابهام مواجه می گردیم. این نوشتار کوششی است اندک ، در گشودن برخی از ابهامات طبی در پاره ای از اشعار فارسی.
در بررسیهای انجام شده، واحد بن مایه ایِ سرکشی و تباهی طرحی داستانی را تشکیل می دهد که با پوشش بر یازده داستان شاهنامه، میزان 18/3% از داستان های شاهنامه فردوسی را به خود اختصاص داده است و از این جهت، دهمین پی رفت بزرگ شاهنامه به شمار می آید. این ساخت داستانی شامل آرامش آغازین، سرکشی پادشاه ، به زوال افتادن او و آرامش پایانی است. مضمون داستانیِ سرکشی و تباهی با پیشینه ای بسیار کهن، ریشه در اسطوره گناه آغازین داشته، نوعی آیین پادشاهی مقتدرانه در شاهنامه را نیز به نمایش می گذارد. آشکارترین جلوه تاریخی این نوع پادشاهی، در دوره ساسانی دیده می شود که از فراوانی حضور داستان های متاثر از این ساخت در عصر ساسانی شاهنامه، به خوبی دریافت می گردد. به هر تقدیر، کهنگی و گستردگی مضمون اساطیری این ساخت داستانی، از اسطوره گناه آغازین، کهن الگویی ساخته که داستان های فراوانی را در ادبیات ملل جهان تحت تاثیر خود قرار داده است.
یکی از مهم ترین شاخه های نـقـد ادبـی ، تصحیح یا نـقـد مـتـن است که به بررسی اصالت متن می پردازد. نگارنده با کشف غزلی واحد در “دیوان خاقانی“ و“کلیات شمس تبریزی“ ، در این مقاله از منظر نقد متن شناختی به این غزل نگریسته است . تتبع مولانا در اثار و اقوال پیشینیان و از ان جمله خاقانی ، سابقه حضور غزلی از سلطان ولد در دیوان کبیر ، تقدم خاقانی نسبت به مولوی ، بررسی شکل غزل ، تخلص شعر ، بررسی نسخه ها و... از جمله دلایلی است که در ردّ انتساب این غزل به مولوی, مورد استناد و استشهاد قرار گرفته است . از نتایج این مقاله می توان به تاثر مولانا از خاقانی ، خطای درج غزلی از خاقانی درکلیات شمسو استفاده از این خطا در ارائه پیشنهاد تصحیح واژه ای از غزل خاقانی اشاره کرد .
راهنمای تئوریک این نوشتار نظریه میدان تولید ادبی پییر بوردیو است. در پرتو این نظریه، سوالات پژوهشی ناظر بر ساختار زیرمیدان تولید شعر در ایران تدوین میشوند، به گونه ای که جهت گیری همه این پرسش ها به ساختار تقاطعی این زیرمیدان معطوف است. آغازگاه مقاله با مرور بسیار مختصر نظریه بوردیو همراه است که بازنمود کامل آن را در خلال نوشتار میشود جست. به هر حال، سعی شده است ساختار دوقطبی تولید شعر پیش از هر چیز در قامت نهادها و موسساتی نظیر انجمن ها و مجلات ادبی نشان داده شود. مجله ادبی دانشکده در تهران، ارگان محافظهکاران ادبی بزرگی همچون ملک الشعرای بهار، تجسم قطب وابسته است و مجله ادبی تجدد در تبریز با پیشاهنگی تقی رفعت، ارگان نوآوران ادبی، تجلی قطب مستقل در حوزه شعر است. منازعه شعر کهنه و نو در قالب رویارویی این دو ارگان قابل پیگیری است. فراز فرجامین به مطالعه موردی نخستین شاعر نوپرداز ایران اختصاص دارد که با بررسی مسیر زندگی او در این زیرمیدان سعی شده است که هومولوژی ساختاری آن با میدان قدرت نشان داده شود.
نگاره های شاهنامه ها می تواند در دستیابی به رویکرد مخاطبان شاهنامه در هر دوره راهگشا باشد. شاهنامه از کتاب هایی است که در دوره های تاریخی گوناگون مورد توجّه و اقبال گستردة مصوّران قرار گرفته است، امّا نوع تصویرگری آن با توجّه به شرایط محیطی دستخوش تغییرات شده است. پرسش این است که مخاطبِ شاهنامه در هر دوره، چه تأثیری بر نوع تصویرگری آن داشته است و آیا می توان از طریق نگاره های شاهنامه مخاطبِ خاص آن را تخمین زد؟ در این جستار با گزینش دو نسخة بایسنغری و داوری به پرسش های مذکور پاسخ می دهیم. روش ما در این پژوهش به این صورت است که نگاره هایِ این دو نسخه را از دو منظر موضوعی و عناصر تصویری مورد بررسی قرار داده، پس از آن به تبیین ارتباطِ میانِ نگاره ها و مخاطب شاهنامه می پردازیم. حاصل پژوهش بر ما روشن می سازد که نوع مخاطب بسته به این که درباری باشد یا غیر درباری، در گزینش موضوع و عناصر تصویری نقشی مؤثّر ایفا می کند.
اگرچه نقش مطبوعات بیشتر از منظر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قابل بررسی است، این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که پیدایش و گسترش مطبوعات، تأثیرات فراوان در نثر فارسی داشته که گرایش به ساده نویسی، از مهم ترینِ آنها است. بررسی ویژگیهای نثر مطبوعاتی ـ به عنوان یک نوع ادبی درتاریخ ادبیات معاصر ایران ـ نیازمند تحقیقات گسترده است. آنچه در این مقاله میخوانید، بررسی ویژگیهای نثر مطبوعات بین سال های 1357ـ1332 هجری شمسی است. علّت گزینش این دوره، یکی پختگی نثر مطبوعاتی این دوره و دیگر، رواج مطبوعات، به ویژه مجلاّت تخصّصی ادبی، است.