مفاهیم و مجموعه ها در منطق ارسطویی دارای دو عضو صفر و یک است که در اصطلاح به آن منطق دو ارزشی می گویند. امّا بر اساس منطق فازی همان مفاهیم به مجموعه ای با بی نهایت عضو که دارای مقادیری از صفر تا یک هستند، تبدیل می شود؛ در واقع، این منطق به جای پرداختن به صفر و یک، از صفر تا یک را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد و لذا آن چه در فاصله ی پرداختنِ صفر تا یک نمود می یابد، وجود و حضور مرزهای خاکستری، هم پوشان یا بینابین است که در منطق ارسطویی هیچ تعریفی ندارند. این اتّفاق در جریان سنّت بلاغت و خاصه در بحث انواع استعاره ها نیز افتاده است. استعاره ها بر اساس منطق دو ارزشی ارسطو، یا «مصرّحه»اند، یا «مکنیه». یعنی یا این هستند، یا آن؛ حد وسطی وجود ندارد، امّا بر اساس مؤلفه های منطق فازی می توان در بحث بررسی اجزای تصویرها به گونه ای استعاره دست یافت که در بین «مصرّحه» و «مکنیه» جای می گیرند. این مطالعه که به روش مقایسه ای تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای نوشته شده است، بر اساس نظریه ی منطق فازی و غور در شعرهای منوچهری دامغانی به اثبات استعاره های دوسویه در تصویرهایی که این شاعر با واژه ی «ابر» آفریده است، بپردازد.
باورهای عامه که یکی از عناصر اساسی و قوام بخش فرهنگ جامعه به شمار می روند، با اساطیر پیوندی ناگسستنی دارند. برای ریشه یابی این گونه باورها باید به دوران اساطیری بازگردیم و اندیشه های پیشینیان را درباره پدیده های جهان هستی مرور کنیم. می توان گفت بسیاری از آیین هایی که امروزه در زندگی روزمره مردم رواج دارند، همان اعتقادات اسطوره ای اند که به مرور زمان، تغییر کارکرد داده اند و با گذر از اسطوره به آیین، با حفظ بن مایه های اسطوره ای خود، با تغییر و تحولاتی کلی یا جزئی به باورهای عامه تبدیل شده اند. ازجمله باورهای عامه ای که بن مایه های اسطوره ای پررنگی دارند، می توان به سه آیین «ازدواج با چشمه»، «شکستن تخم مرغ برای دفع چشم زخم» و «عبور بیمار از سوراخ دیوار» اشاره کرد که از دیرباز در میان اقوام مختلف ایرانی رواج فراوانی داشته اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی، سه باور مذکور را ریشه یابی و پیوند آن ها را با اساطیر تبیین کرده است. برایند پژوهش نشان می دهد که هر سه آیین یادشده خاستگاهی اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که آیین ازدواج با چشمه بازمانده باور اسطوره ای قربانی کردن برای چشمه به منظور خشنود کردن موکل آب هاست که پس از نقل مکان از اسطوره به آیین، به ازدواج با چشمه تبدیل شده است. آیین شکستن تخم مرغ نیز با اسطوره اعتقاد به تخم کیهانی پیوند دارد و می توان آن را به مفهوم باززایی آفرینش نخستین تفسیر کرد و سرانجام، عبور دادن بیمار از سوراخ دیوار، تداعی کننده بازگشت به زهدان و تکرار عمل زایش و ولادت اولیه است که از دیدگاه اساطیری به دلیل ارتباطش با صنع الهی، لحظه ای پاک و آرمانی محسوب می شود.
ششتری از جمله شاعران نامدار سده هفتم هجری در اندلس است که شعر او افزون بر درون مایه های عرفانی، از زبان و ساختاری متفاوت با سروده های سایر عرفا برخوردار است. او مضامین عرفانی و معانی صوفیانه را در قالب زجل و موشّح که ساختاری متفاوت با قصاید کلاسیک عربی دارد و زبان آن عامیانه و مورد اقبال مردم است، بیان نمود و از این رهگذر، شعر عرفانی را نه برای طبقه صوفیه که برای عامه مردم سرود. هدف از پژوهش پیش رو، بیان نقش ششتری در شعر عرفانی عربی است؛ به همین منظور، ابتدا به جایگاه ششتری در عرفان و ادب عربی می پردازیم و پس از ذکر نوآوری های او در بیان مضامین عرفانی با به کارگیری گویش های عامیانه و زبانی ساده و صریح و به دور از پچیدگی ها و رمزپردازی های صوفیه، تعریفی از موشّح و زجل صوفیانه که ششتری از پایه گذاران آن است، بیان می کنیم و بازتاب مضامین عرفانی را در نمونه هایی از موشّحات و زجل های او نشان می دهیم.