فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۲۴۱ تا ۱۶٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
نکات تازه درباره تصحیح جامع الحکمتین ناصرخسرو ( نقد تصحیح محمد معین و هانری کربن از جامع الحکمتین بر اساس تک نسخه ایاصوفیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب جامع الحکمتین(تألیف:462 ﻫ.ق) ناصرخسرو(394 -481ﻫ.ق) یکی از نوشته های فارسی در قرن پنجم هجری است. این کتاب بر پایه قصیده ای فارسی سروده خواجه ابوالهیثم گرگانی که در آن سؤالاتی فلسفی، کلامی، منطقی، طبیعی و... پرسیده، نوشته شده است. ناصرخسرو کتاب را به درخواست علی بن الاسد، امیر بدخشان نوشته و در آن سؤالات مطرح شده در قصیده را بر مبنای دیدگاه اهل دو حکمت، یعنی فلاسفه و اهل تأویل یا اهل تأیید( حکمای اسماعیلی) پاسخ گفته است. از این کتاب تا کنون تنها یک نسخه شناخته شده است که در کتابخانه ایاصوفیه در استانبول ترکیه نگهداری می شود. تنها تصحیح کتاب جامع الحکمتین نخستین بار در سال 1332 ﻫ.ش به کوشش دکتر محمد معین و پروفسور هانری کربن بر مبنای همان تک نسخه به دست آمده، انجام شده است. اکنون در این مقاله، پس از مقابله مجدد همان نسخه با متن چاپ شده، برخی نکات اصلاحی و پیشنهادهای جدید به خوانندگان عرضه می شود.
بررسی اندیشه عطار در باب معرفت و تطبیق آن با آراء گنوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین گنوسی درحقیقت کیشی عرفانی است که هرچند در دامان مسیحیت پرورش یافت، اما نمی توان آن را آیینی تنها مسیحی دانست. این آیین، نحله های گوناگونی از جمله: مانویت، صابیین مندایی، طریقه شمعون، والنتین، بازیلیدیس، مرقیون و... را شامل می شود. گنوسیان دارای دیدگاه های ثنوی بودند و این جهان را آفریده خدای شر می دانستند. پایه و اصل اساسی عقاید گنوسی این نکته است که روح انسان در این دنیا اسیر است و راه نجات و رهایی او دستیابی به گنوس یا همان معرفت نجات بخش است که توسط فرستادگان الهی و منجیان آسمانی برای انسان به ارمغان آورده می شود و راه کسب این گونه معرفت قلب است نه عقل. این عقیده در عرفان اسلامی نیز یکی از مهمترین و اساسی ترین نکات بشمارمی رود و مشابهت فراوانی در دیدگاه معرفت شناسانه گنوسی و اسلامی وجود دارد. در آثار شاعران بزرگ عارف همچون عطار می توان نشانه هایی از عقاید گنوسی یافت که از جمله این عقاید دیدگاه عطار نسبت به معرفت است.
تحلیل وجوه نمادین در داستان یوسف و زلیخای جامی با تأکید بر ترنج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان یوسف و زلیخا در قرآن و پیشتر از آن، در تورات ریشه دارد و مملو از اسرار و نکته هاست. ترنج، یکی از کلمات کلیدی و پر رمز و راز این داستان است که تاکنون دقت و توجه لازم بدان مبذول نشده است. این مقاله در پی آن است که پس از اثبات حضور ترنج در این داستان، با عنایت به تفاسیر قرآن و تورات، به دنبال منشأ راه یابی و نقش ترنج در شکل گیری آن باشد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که در باور یهود، ترنج نمادی از قلب انسان است و از آن رو که در فرهنگ اسلامی نیز قلب سلیم جایگاه عشق الهی است، می توان چنین نتیجه گرفت که حضور ترنج در داستان یوسف و زلیخا، نمادی از عشق است. از این رو بعید نمی نماید آنچه عشق زلیخا را در دیدة متشرعان، زمینی و ناپاک جلوه می دهد، در نگاه متفاوت و عرفانی جامی، به عشقی آسمانی، ماورایی و پاک مبدل شود.
نگاهی به قدرت و جنسیت از منظر ادب و بی ادبی در رمان های نوجوانانِ فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسیِ تأثیر قدرت و جنسیت در اتخاذ رویکردهای مؤدبانه یا بی ادبانه از سوی شخصیت های قدرتمند و ضعیف، و نیز مردان و زنان، در ده رُمانِ برگزیده نوجوانان فارسی زبان، بر اساس نظریه ادبِ براون و لوینسون، و نظریه بی ادبیِ کالپپر می پردازد. رمان های نوجوانانِ فارسی زبانِ منتشرشده در فاصله سال های 1391- 1381، جامعه پژوهش را تشکیل می دهد و آثار مورد بررسی بر پایه معیارهای تألیفی بودنِ اثر، گفت وگومحوربودنِ داستان، مورد تأییدبودن از سوی صاحب نظران، و . . . انتخاب شده است. داده های پژوهش با استفاده از آزمون آماریِ خی دو، مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل نشان می دهد که قدرت و ادب رابطه معکوسی باهم دارند، یعنی هرچه قدرت افراد بیشتر باشد، از استراتژی های بی ادبیِ بیشتر و هرچه جایگاه قدرت ضعیف تر باشد، از استراتژی های ادبِ بیشتری استفاده می کنند. بر همین اساس، مشخص شد که شخصیت های زن، در برخورد با شخصیت های مرد، رفتار زبانیِ مؤدبانه تری دارند و شخصیت های مرد، بیشتر از شخصیت های زن از استراتژی های بی ادبی استفاده می کنند.
دگرگونی های دستوریِ فارسی معاصر در آینه مطبوعات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان به عنوان نهادی اجتماعی که مهم ترین نقش آن ایجاد ارتباط است،به منظور برآوردنِ نیازهای ارتباطیِ سخن گویانِ خود متحول می شود. با توجه به ویژگی های خاصِ مطبوعات ورزشی، نوآوری های زبانیِ بیشتری در این نوع مطبوعات رخ می دهد. در این تحقیق سعی شده است،ضمن جمع آوری و دسته بندیِ نوآوری های دستوری در متون مطبوعات ورزشی فارسی معاصر (فارسی نوشتاریِ گونه مطبوعاتی)، این نوآوری ها،در چارچوب اصول مربوط به دگرگونی دستوری،مورد بررسی و تحلیل قرارگیرند. این مطالعه، تحقیقی داده بنیاد است که در آن متون مورد نظر بررسی و جمله هایی که حاوی نوعی دگرگونی دستوری بوده اند، استخراج شده اند. ساخت هایی به عنوان نمونه تغییر گردآوری شده اند، که در جامعه آماری به صورت متعدد ظاهر شده اند، و ساخت هایی، که بسامد معدودی داشته اند، نادیده گرفته شده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهدکه مطبوعات ورزشی، به علت اینکه کمتر در قید زبان معیارند،دگرگونی های دستوری را آسان تر درخود بازتاب می دهند و این گونه تغییر زبان به طور وسیعی در این نوع مطبوعات روی می دهد.مهم ترین نتیجه این پژوهش این است که دگرگونی های موجود در مطبوعات ورزشیِ فارسی معاصر را نمی توان صرفاً محصول عدم پایبندیِ نویسندگان به قواعد دستوریِ زبان و عدول از هنجارهای زبان دانست، بلکه این نوآوری ها نشان از تغییراتی دارد که در دستور زبان در حال رخ دادن است، اما با توجه به ویژگی های خاصِ زبان مطبوعات،در این گونه متون مجال ظهور بیشتری پیدا می کنند.
نقدی بر تاریخ الأدب العربی فی العصرین المملوکی و العثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و تحلیل انتقادی تولیدات علمی باعث شناساندن نقاط ضعف و قوت تألیفات گذشتگان گردیده، و درنتیجه اجتناب از نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، می توان گفت که رسیدن به کمال مطلوب در تدوین منابع دانشگاهی فقط پس از نقدهای سازنده میسر است. بر این اساس و به درخواست شورای بررسی متون پژوهشگاه علوم انسانی وزارت علوم، تاریخ الأدب العربی فی العصرین المملوکی و العثمانی اثر هم کار ارجمند آقای جهانگیر امیری، نقد و بررسی شده است. نتایج به دست آمده از نقد و تحلیل اثر فوق الذکر نشان می دهد که کتاب حاضر به رغم برخی نکات قوت که بارزترین آن اختصار و تسهیل برای دانش جویان است، به عنوان کتابی دانشگاهی متأسفانه نواقص فراوانی در عرصه های شکل و محتوا دارد. مهم ترین نواقص شکلی این کتاب عبارت اند از: بندهای طولانی و چندسطری، آشفتگی و فقدان و حدت رویه در ثبت ارجاعات و معرفی شخصیت ها در پانوشت. مهم ترین نواقص محتوایی آن نیز عبارت اند از: فقدان فصل بندی دقیق و عدم تسلسل منطقی مباحث در برخی فصل ها، انتخاب عناوین نا مناسب برای برخی فصل ها و مباحث، فقدان تناسب بین محتوای کتاب و سرفصل درس مربوطه، و در نهایت فقدان تجزیه و تحلیل و نقد و در نتیجه فقدان نوآوری و تولید علم. امید است نویسندة محترم با بازبینی و برطرف نمودن نواقص مذکور باعث ارتقای کیفیت علمی این اثر دانشگاهی گردد.
ضرب المثل های حافظانه، راوی درون مایة فرهنگ عامیانه
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی کارکرد مفاهیم مشترک درآثار مولاناو تولستوی (بر اساس حکایت ""منازعت آن چهار کس درباره انگور"" اثر مولانا جلال الدین بلخی و داستان ""یک خدا برای همه"" اثر لئو تولستوی)
حوزههای تخصصی:
در میان قصه های تعلیمی مولانا جلال الدین رومی در مثنوی قصه ای با عنوان منازعت آن چهار کس در باره انگور به چشم می خورد. موضوع حکایت اختلاف میان سه نفر با سه زبان بر سر ظاهر لفظ انگور است. هریک از این افراد واژه انگور را به زبان خود می خواند و از این باب، میان آن ها اختلاف به وجود می آید.داستان دوم یک خدا برای همه اثر لئو تولستوی است، در این داستان تولستوی شخصیت های مختلفی را از کشور های مختلف نشان می دهد که در قهوه خانه ای جمع شده اند و هریک بر اساس دیدگاه و باورهای خود تعریفی خاص از ذات پرورگار ارائه می دهند. هدف این پژوهش، که با روش تحلیل تطبیقی صورت گرفته است، بررسی آراء و نظریات دو فیلسوف و ادیب شهیر قرن 13 و 19 میلادی، مولانا جلال الدین رومی و تولستوی، درباره اهمیّت توجه به باطن امور و بی توجهی به ظواهر آن هاست. مولانا در داستان خود به تبیین این نظریه می پردازد که انسان ها غالباً در لفظ و ظاهر اختلاف دارند و آنجا که باب حقیقت بر انسان ها گشوده می شود اختلافات کنار رفته، صلح و آشتی جایگزین آن می شود. تولستوی نیز،در داستان خود، اختلاف میان ادیان و مذاهب را صوری دانسته و معتقد است اختلاف آن ها پایه و اساس محکمی ندارد،زیرا همگی یک خدا را می پرستند و به یک حقیقت اعتقاد دارند. بنابراین علی رغم تفاوت زمانی ششصد ساله و تفاوت های فرهنگی میاناین دو ادیب، هر دو آن ها بر این باورند که انسان ها فریب خورده جلوه های ظاهری دنیاهستند و در این میان، فقط افرادی به صلح و آرامش ...
مشخصه های ادبیات گوتیک در ملکوت بهرام صادقی
حوزههای تخصصی:
گوتیک نام یک ژانر ادبی است که در دهه 1760 تا 1820 به وجود آمد و هنوز هم به اشکال گوناگون دیده می شود. اصطلاح ""گوتیک""، در اصل، مربوط به معماری است اما رمان گوتیک یک تغییر عمده در ذوق و گرایش های روحی عصر را نشان می دهد. در داستان هاى گوتیک نویسنده ذهن شما را با رمز و راز، دهشت و حیرتِ آمیخته به اضطراب مشغول می کند و از فضایى تخیلى و مالیخولیایى برخوردار می کند که به لحاظ ساختارى قابلیت آن را دارند که در پى یک گسست، تبدیل به داستان هاى ژانر جنایى - پلیسى شوند. در داستان های گوتیک ایرانی آنچه باعث ایجاد ترس و وحشت می شود، بیشتر فضاسازی داستانی و توصیفات نویسنده از وقایع است. از داستان های مهم ایرانی ملکوت از بهرام صادقی با بسیاری از ویژگی های گوتیک همخوانی دارد و مواردی همچون زمان کشی، حوادث خارق العاده مثل جن، پیشگویی و سخن گفتن از آینده، پوچ گرایی و درگیری ذهنی بین دنیای درون و بیرون، واقع انگاری حوادث غیرواقعی، دگرگونه نمایی، شخصیت های شرور و ... به خوبی در آن تجلی یافته است.
شخصیت و شخصیت پردازی در رمان «یک عاشقانه ی آرام»
حوزههای تخصصی:
شخصیت یکی از عناصر مهم داستانی است و شخصیت پردازی از هنرهای اصلی رمان نویسان بزرگ است. شخصیت ها بار اصلی داستان را بر دوش می کشند و با کنش ها و گفت وگو هایشان روایت داستانی را به پیش می برند. رمان یک عاشقانه ی آرام،آخرین اثر داستانی نادر ابراهیمی، یک رمان برجسته و نشانگر توانایی او در شخصیت پردازی است. ابراهیمی در این اثر در چهره ی قهرمانان اصلی، زندگی و شخصیت خودش و همسرش را بازآفرینی می کند و با خلق روش های تازه ای در نحوه ی روایت و شخصیت پردازی و گفت وگوهای شخصیت ها، یک اثر ماندگار و بدیع می آفریند. او اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر خویش را به شکل نمادین و با زبانی هنری در قالب رمان روایت می کند و واقعیت تاریخی را با تخیل قوی خویش به واقعیت داستانی تبدیل می کند. قهرمان رمان، انسان مسأله داری است که در چالش سنت و مدرنیته گرفتار است. شخصیت قهرمانان بیشتر در میان گفت وگوها و مجادله های آنان بروز می یابد و رمان بیشتر گزارشگر اندیشه های آنان است تا رفتارهایشان. این اندیشه های آرمانی با بیان زیبایی طرح می شود.
О переводе русских приставочных глаголов таджикскими простыми и сложными конструкциями (на материале приставки ОТ-) (بررسی ترجمه افعال پیشوندی روسی با ساختارهای ساده و مرکب در زبان تاجیکی (براساس نمونه هایی از پیشوند от-))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ترجمه افعال روسی با پیشوند от- و معادل آن ها در زبان تاجیکی می پردازد. پیشوند от- در زبان روسی معاصر از جمله پیشوندهایی است که معانی متعددی دارد. مثال های مورد استفاده در این مقاله، مستخرج از فرهنگ روسی-تاجیکی و همچنین دو اثر لف تالستوی: آنّا کارنینا (ترجمه Рањим Њошим) و جنگ و صلح (ترجمه Њабиб Ањрорї)، می باشد. معادل های افعال روسی با پیشوند от- در زبان تاجیکی بیش از همه ساختارهای ساده و مرکب هستند. در ترجمه های بررسی شده، ساختارهای زیر مشاهده گردید: قید + فعل، قید فعلی مرکب گذشته + فعل، عدد+ فعل، عدد+ قید فعلی مرکب، عدد+ قید + فعل، عدد + اسم + فعل، قید فعلی گذشته + فعل، قید нагз+ فعل. پژوهش حاضر ثابت می کند بررسی افعال پیشونددار روسی یکی از مسائل روز و مهم زبان شناسی معاصر و بیان روش های ترجمه و انتقال آن ها به زبان تاجیکی به هنگام فراگیری زبان روسی در کلاس های تاجیک زبانان لازم و ضروری است.
بررسی وجوه روایتی در هزار و یک روز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ایهام تناسب و کارکردهای آن در غزل های سلمان ساوجی
حوزههای تخصصی:
ایهام و به خصوص ایهام تناسب نقش مهمی در هنری کردن شعر هر شاعری دارد. هدف از نگارش این مقاله نیز بررسی این صنعت بدیعی و کارکردهای آن در اشعار سلمان ساوجی است. ایهام تناسب مهمترین مختصه ی سبکی شعر سلمان است و از آن برای ایجاد ابهام هنری، موسیقی شعر، برجسته سازی معنا، گسترش زبان، تزئین هنری و انسجام بهره برده است. ایهام تناسب به گونه ای در شعر سلمان به کار رفته است که می توان هر دو معنی را مد نظر داشت یا این که انتخاب یکی از دو معنی بسیار دشوار است، این موضوع سبب ایجاد ابهام هنری در شعر وی شده است. همچنین از طریق تقابل و تناظرهای ایجاد شده از طریق ایهام تناسب، موسیقی شعر خود را غنی کرده است. با ارتباطی که از طریق ایهام تناسب در بین کلمات شعر ایجاد می کند، انسجام شعر وی نیز بسیار قوی شده است. همراه شدن ایهام تناسب با صنایع بدیعی و صورخیالی همچون تضاد و ترادف، تلمیح، تشخیص، حس آمیزی، تشبیه، استعاره، مجاز و به خصوص کنایه، موجب شده تا زبان شعر سلمان از زبان نثر فاصله بگیرد، ظرفیت زبان شعر وی برای برانگیختن عواطف خواننده بالا برود و با توجه به این که خواننده در کنش خواندن و خلق معنا مشارکت می یابد، به یک خواننده فعال تبدیل شود و در نتیجه به التذاذ هنری دست بیابد.
مقایسه شیوه پردازش شخصیت در دو اثر «ملکوت» و «مسخ»
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال سوم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
87 - 102
حوزههای تخصصی:
شخصیت عنصر مهم داستان است که هماهنگ با طرح داستان شکل می گیرد و هر یک از عناصر دیگر داستان بر محور آن عمل می کند. به دلیل اهمیت و محوریت عامل شخصیت، توانایی در امر شخصیت پردازی متناسب با طرح داستان، یکی از معیارهای سنجش توان هنری نویسنده و از عوامل جاودانگی اثر است. در این مقاله با روش اسنادی- کتابخانه ای به بررسی شباهت ها و تفاوت های دو اثر «ملکوت» بهرام صادقی و «مسخ» کافکا پرداخته شده است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد این دو اثر از لحاظ معنا و ساختار به یکدیگر نزدیک شده اند و تفاوت آن ها بیش تر در شخصیت پردازی است. تفاوت میان دو نویسنده و نیز انتخاب زاویه دید مختلف از یکدیگر در ارائه شخصیت ها، به تأثیر از معنا، مقصود و فضای متمایز میان دو اثر است که در پی آن ساختار دو متن را نیز تحت تأثیر قرار داده است
نقد تطبیقی دیدگاه فمینیستی سیمون دوبووار، ویرجینیا وولف و سیمین دانشور در آثار داستانی
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی حوزه ای از پژوهش های ادبی است که درآن آثار دو یا چند نویسنده ازدو زبان وملیت متفاوت با یکدیگرمقایسه می شوند.دراین مقاله آثار داستانی سه نویسنده زن، یعنی «ویرجینیا وولف»، «سیمون دوبووار» و «سیمین دانشور» از زاویه دید ادبیات فمینیستی و مکاتب فکری تأثیر گذار بر اندیشه آنان بررسی شده است. مطالعه و تحلیل آثارشان نشان می دهد که وجه مشترک ادبیات فمینیستی، تلاش برای احیای حقوق و نمایاندن مظلومیت زنان و شناساندن هویّت و جایگاه زن در نظام مردسالاری با توجه به نوع نگرش به هستی و انسان است. سیمین دانشور با تفکر ایرانی-اسلامی در پرتو ارزش های دینی و اخلاقی حقوق زن و مرد را برابر می داند، امّا سیمون دوبووار با دیدگاه سکولاریستی (اگزیستانسیالیستی) ویژگی های فطری زنان چون ازدواج، تشکیل خانواده و مادرشدن را مانعی در مسیر پیشرفت آنان می یابد. و ویرجینیا وولف، زنان را به کسب استقلال مالی وکوشش برای داشتن امتیازات همسان با مردان توصیه می کند.
تأثیر لحن در انتقال پیام با تکیه بر شاهنامه
حوزههای تخصصی:
در نقد متون، ناقد نخست می کوشد زمینه ای متناسب با متن بیابد تا بر اساس آن الگو به بررسی بپردازد. در پژوهش حاضر، اساس کار، بررسی تأثیر لحن بر میزان انتقال پیام در «شاهنامه» است. با این نظر که لحن مربوط به گونه های زبانی است، این پژوهش حول محور زبان به بررسی عامل لحن می پردازد. اسپیتزر(منتقد فرانسوی)، معتقد است که کاربرد هر واژه در هر متن، شکل ظهور عاطفی آن است؛ تنها باید دانست که کدام کنش زبانی این کاربرد را گریز ناپذیر کرده است. از این رو عامل لحن که بازتاب رنگ عاطفی کلام است، به نوعی بازتاب اندیشه و حتی نوع برخورد شاعر با مسائل عینی و ذهنی است. با توجه به این که «شاهنامه» فردوسی از متونی است که به شدت تحت تأثیر یک جریان فکری و نوع ادبی خاص است، عامل لحن، هم می تواند عاملی برای بیان پشتوانه ی فکری گوینده و هم طرز تلقی مخاطب از فضا، زبان و بافت اجتماعی متن باشد. از تحقیق حاضر چنین حاصل شده است که در «شاهنامه» با وجود غلبه تفکر اسطوره ای-حماسی، لحن هایی که بیانگر احساس و منش گوینده از ذکر داستان است، در جایگاه مناسب خود، نمود یافته است.