ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۱۶۱ تا ۱۶٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۶۱۶۴.

تحلیل ساختار روایت در رمان آفتاب پرست نازنین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۴۳
روایت شناسی شاخه ای از مطالعات ادبی است که ریشه در ساختارگرایی دارد و در پی یافتن یک دستور زبان جهانی واحد برای متون روایی مختلف است. هر یک از روایت شناسان به برخی از الگوهای تکرار شونده در متون روایی اشاره کرده اند. ژرار ژنت هم یکی از روایت شناسان مطرح ساختار گراست که طرح جامع و کاملی برای بررسی متون روایی پیشنهاد می دهد. او در نظریّات خود به بررسی سه جنبه از سخن روایی، یعنی زمان، وجه یا حالت و لحن می پردازد. این سه جنبه با بررسی ساختار زمان، کانون های روایت، فاصلة روایت با بیان راوی و انواع دیدگاه به کار رفته در یک اثر روایی مشخّص می شوند و با بررسی و تحلیل این سطوح، می توان به تحلیل دقیق و منسجم از یک متن روایی دست یافت و توانایی داستان پردازی نویسنده را در شکل دادن به نظام و ساختار روایی یک اثر داستانی سنجید. در این پژوهش با استفاده از نظریّات ژنت سطوح مختلف گفتار روایی و روابط متقابل این سطوح در رمان آفتاب پرست نازنین بررسی و تحلیل می شود. نویسنده این رمان یعنی محمّدرضا کاتب از نویسندگان مطرح ادبیّات معاصر ایران است و طی سال های أخیر به نوعی به سبک و مخاطب های خاصّ خود دست یافته است؛ سبکی همراه با پیچیدگی، تعلیق، بازی های زبانی و گرایشی به پُست مدرنیسم. امّا در آفتاب پرست نازنین این خصوصیّات سبکی اندکی تعدیل شده است و آغاز و انجام مشخصی وجود دارد و تلاش شده است تا توجّه طیف بیشتری از مخاطبان جلب شود. این مقاله به بررسی تکنیک های روایی مختلفی می پردازد که نویسنده جهت روایت داستان آفتاب پرست نازنین از آنها استفاده کرده است.
۱۶۱۶۵.

بررسی و طبقه بندی انگارة اساطیری «درخت– مرد» در قصه های عامیانة هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
تعداد بازدید : ۱۷۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۹۰
در این مقاله به منظور نشان دادن اهمیت بازخوانی ادب عامه به مثابه گنجینه ای سرشار از باورها و نمادهای کهن و اساطیری به طورعام وقصه های عامیانه هرمزگان به طور خاص،انگاره اسطوره ای «درخت- مرد» در قصه های عامیانه هرمزگان بررسی و با اشاره به نمودهای متنوع این باور، صورت های مستقیم و غیر مستقیم آن در قصه ها دسته بندی و تحلیل شده است. این پژوهش نشان می دهد که در قصه های عامیانه هرمزگان انگاره اسطوره ای درخت- مرد نسبت به انگاره اسطوره ای درخت– زن ازبسامدبسیار بالاتری برخوردار است و معمولاً به یکی از اشکال چهارگانه ازدواج دختر با درخت، بارور شدن زن به وسیله درخت، باور به حضور دیویا جن مذکر در درخت، وپیکرگردانی درخت-مرد و مرد-درخت نمود می یابد.
۱۶۱۶۶.

نقش روابط علّی در داستان پردازی تفاسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی قصص قرآنی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی عناصر داستان
تعداد بازدید : ۱۴۷۰ تعداد دانلود : ۸۰۲
داستان های پیامبران از مهم ترین بخش هایی است که در بررسی ویژگی های هنری قرآن مورد توجه قرار گرفته اند. روایت تفاسیر از این داستان ها نیز به دلیل بسط و گسترش و پرداخت نو، موضوعی است که می تواند نتایج مفیدی در زمینة داستان پردازی در ادبیات فارسی و سنت-های تفسیری در بر داشته باشد. از این رو، این مقاله با مقایسة داستان پردازی قرآن با برخی کتب تفسیری، به دنبال پاسخی برای این پرسش است که مهم ترین نقش های روابط علی در داستان پردازی تفاسیر کدام است؟ به عبارت دیگر، پژوهش حاضر بر رابطة متقابل زبان و شگردهای زبانیِ متن با مؤلفه های محتوایی و فکری مبتنی است؛ از این رو اولاً بازتاب اهداف توضیحی تفاسیر در شیوه داستان پردازی آنها و ثانیاً تفاوت این شیوه ها با شیوه های قرآنی بررسی شده است. به نظر می رسد اهداف توضیحی تفاسیر، در حوزة داستان پردازی به صورت تأکید بر روابط علّی میان رویدادها و بخش های داستانی نمود یافته است. این عامل افزون بر گسترش طرح داستان، پیامدهایی برای زمان، مکان و شخصیت پردازی نیز داشته است
۱۶۱۶۷.

آزوفا سینمایی: کاربرد فیلم سینمایی در آموزش زبان و فرهنگ ایران به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۲ تعداد دانلود : ۹۳۵
هدف مقاله حاضر بررسی و امکان سنجی کاربرد فیلم سینمایی به عنوان منبعی برای تهیه و تدوین مواد درسی در دوره های آزوفا (آموزش زبان و فرهنگ ایران به غیرفارسی زبانان) است. در مقاله به این پرسش پاسخ داده می شود که چگونه می توان بر مبنای یک فیلم سینمایی ایرانی طرحی درسی ارائه داد که نکات زبانی و فرهنگی مورد نظر در برنامه های آزوفا را داشته باشد (زرودا، 2006؛ گارن، 2012). این پژوهش که از نوع کتاب خانه ای است، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، امکان آموزش واژگان، مهارت های شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن و نیز معرفی فرهنگ ایرانی به غیرفارسی زبانان را بر اساس فیلم سینمایی رنگ خدا ساخته مجید مجیدی (1997)، ارزیابی می کند. در این راستا نقش فرهنگ و اهمیت توانش بینافرهنگی در آموزش زبان (مِیِر، 1991؛ بایرام، 1997) مبنای نظری پژوهش قرار گرفته است. بررسی نشان می دهد که فیلم سینمایی به درستی می تواند به عنوان منبعی غنی برای آموزش کارآمد زبان فارسی و فرهنگ ایرانی به غیرفارسی زبانان به کار گرفته شود. بدین منظور، انتخاب فیلم و رویکرد آموزشی مناسب باید با توجه به ویژگی های ساختاری و محتوای فیلم و نیازهای زبان آموزان صورت پذیرد. علاوه بر این، ضرورت دارد که تعداد محدود مدرسان توانای ایرانی در خارج از کشور و نبود مجموعه ای ارزیابی شده و در دسترس از فیلم های سینمایی ایرانی در طراحی برنامه درسی فیلم محور به دقت مورد توجه قرار گیرد.
۱۶۱۶۸.

تحلیل تشبیهاتِ روضه الانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۲۵۰
دکتردر مقاله حاضر، تشبیهات روضه الانوار، از جهات مختلف ساختاری،موضوعی،ارکان تشبیه،کیفیت وجه شبه، مفرد و مرکب بودن، زاویه تشبیه و...بررسی و تحلیل شده است. سپس با بررسی آماری و بسامدی مباحث، نگرش خواجو در کاربرد تشبیهات بهتر نشان داده شده است.روضه الانوار حاوی 1827بیت و839 تشبیه است، که برحسب مقایسه تعداد ابیات و تشبیهات مشخص می شود که نسبت تشبیهات به ابیات 46% است یعنی تقریبا هر دو بیت حاوی یک تشبیه است. خواجو، بیشترین مشبّه تشبیهاتش را از اوصاف انسانی(7/50%) و مفاهیم مجرد و انتزاعی(8/24%) انتخاب کرده و بیشتر مشبّه به تشبیهات را از اشیا(5/32%) و طبیعت(5/18%) اخذ کرده است. از نظر زاویه تشبیه حدود 96% تشبیهات خواجو تکراری و کلیشه ای است و تشبیهات بکر و تازه در روضه الانوار کم است، همچنین گرایش او به تشبیهات مفرد بیشتر است و از تشبیهات مرکب استفاده چندانی نکرده است.    
۱۶۱۶۹.

پایان ناپذیری شخصیّت در داستان پایانی سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۷۲
   داستان«متبرک باد خلیفه بودن انسان بر زمین، متبرک باد» آخرین داستان، از آخرین مجموعه، یعنی کتاب «انتخاب»از سیمین دانشور است؛ داستانی است که شخصیّت اصلی در مواجهه با مرگ، با ایجاد نشانگان مضمونی از سوی نویسنده در حالتی از شهود و اشراق، به باوری از پایان ناپذیری خویش و استمرار در درون و هزاره بعد در پیکره دیگر دست می یابد و هدف این پژوهش بررسی و تحلیل شگرد دانشور در چگونگی ترسیم پایان ناپذیری شخصیّت در رابطه با انتخاب مضمون ارائه شده او است. دانشور در این داستان با ایجاد بستر  ژرف ساختی متناسب با مضمون داستان، تلاش داشته است با کمک مباحث اشراقی و عرفانی اهل حق که به دونادون معتقدند چهره پایان ناپذیری از شخصیّت داستان ترسیم نماید که از این رهگذر به هم ماهیتی شخصیّت داستان با«من» نوعی در عرفان و اشراق دست یازیده است. برآیند پژوهش نشان از آن دارد که ایجاد این پیوند موجب شگردی شده است که نویسنده بتواند در ترسیم چهره پایان ناپذیری شخصیّت داستان در مواجهه با مرگ وی در داستان توفیق یابد.   
۱۶۱۷۰.

آمیختگی شطح با کاریکلماتور در نثر احمدعزیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۴۶
     احمدعزیزی (     1337) از چهره های موفق ادبیات معاصر در حوزه های شعر، نثر و روزنامه نگاری است، وی که از احیاگران شطح در دوره ء معاصر است ، با اتّکا به دستاوردهای شطح قدما و افزودن تکنیک های زبانی و تصویری وتنوّع موضوعی توانست صورتی نو به شطح قدما ببخشد و نوعی عرفان اجتماعی را مطرح کند. به گونه ای که در حوزه ء بازی های زبانی و تصویری به کاریکلماتور (کاریکاتور کلمات) نزدیک شود. امّا باوجود شگردهای متنوّع زبانی که عزیزی به کار گرفته توجّه به معنا در اوج قرار دارد و در مقایسه با کاریکلماتورنویسان خوش بینانه تر به جهان می نگرد، همچنین شطح او در مقایسه با شطح قدما  به دلیل غلبه نگاه عرفان اجتماعی ، آفاقی تر و کاربردی تر جلوه می کند. مقاله ء حاضر ، با روش توصیفی تطبیقی و استقراء تام از مجموعه شطحیّات عزیزی با عنوان «یک لیوان شطح داغ»، می کوشد تا ضمن معرفی اجمالی عزیزی و شطحیاتش ، هر سه گونه کاریکلماتور یعنی لفظ گرا ، تصویرگرا و معناگرا را با ارائه ء شواهدمتنی ، در همین مجموعه وشباهت شطح عزیزی را با  کاریکلماتور های پرویز شاپور و سایرین نمایان سازد.   واژگان کلیدی: احمدعزیزی، نثر معاصر، عرفان اجتماعی، تصویر، شطح ، کاریکلماتور. * تاریخ دریافت مقاله:24/3/91     تاریخ پذیرش نهایی: 29/3/92 1 - نشانی پست الکترونیکی نویسنده مسئول: Ldarvishalipur@yahoo.com  
۱۶۱۷۱.

بررسی دو حکایت از باب سوم مرزبان نامه بر بنیاد «الگوی کنش» گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۹۵
ساختارگرایی یکی از رایج ترین و دیرپاترین مکتب های روایت شناسی است. این دیدگاه به پیروی از زبانشناسی پایه ریزی شد؛و در پی تدوین دستور زبان داستان بود تا بتواند ساختار روایت های پایه(هسته) را توضیح دهد. بر اساس نظر گریماس(A.J.Greimas) هر داستان از تعدادی پی رفت و هر پی رفت از تعدادی الگوی کنش تشکیل شده است. مرزبان نامه یکی از آثار تمثیلی زبان فارسی است که سعدالدین وراوینی در اوایل قرن هفتم آن را از زبان طبری کهن به نثر فنی فارسی و به شیوه کلیله و دمنه ترجمه کرده است. ساختار منسجم و جنبه های روایی این اثر، سبب شده است که بتوان آن را از چشم انداز نظریه های نقد ادبی بازخوانی کرد. ازاینروی، کنش های( action) دو حکایت کنشگر محور داستان «شاه اردشیر و دانای مهران به» و داستان «سه شریک راهزن»  از باب سوم که با طرح (plot) باب سوم پیوند دارد، با رویکرد گریماس بررسی می شود. در این مقاله بر پایه  رویکرد گریماس نشان داده شده که این شیوه برای بررسی حکایت های فارسی از چه میزان توانایی برخوردار است. روشن شد که در این حکایت ها، کنشگرها مهمترین تشکیل دهنده  عناصر داستان هستند که علاوه بر شخصیّت های اصلی، مفاهیم انتزاعی، ویژگی های شخصیّتی و ظاهری شخصیّت ها را نیز دربر می گیرند.   
۱۶۱۷۲.

ترکیبِ برشده گوهر،جان و خرد در بیتی از دیباچه شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۱ تعداد دانلود : ۴۷۰
در دیباچه شاهنامه، این بیت: ز نام و نشان و گمان برتر است/ نگارنده برشده گوهر است، نهاده شده که مفسّرانِ شاهنامه از «برشده گوهر» در مصراع دوم، تعبیرهایی چون آسمان، انسان، آفریدگار و جان داشته اند. نوشتار پیشِ رو، با توجّه به این که باید اندیشه و باور فردوسی را در دو حوزه ایرانی و اسلامی سنجید، بر آن است که «برشده گوهر» را با در نظر گرفتنِ دیدگاه اسماعیلیان و همین طور باورهای موجود در فرهنگِ باستانیِ ایران، می توان بیانِ دیگری از «خرد و جان» پنداشت. در سخنانِ ناصرخسرو اسماعیلی، عقل و نفس (=خرد و جان) برتر از زمان/ آسمان پنداشته شده و از آن دو، به «جوهرِ عقل و نفس» تعبیر شده که چون نفس از عقل پدیدار گشته، گویا یک گوهر انگاشته شده است. بر این مبنا، مقصود از «برشده» در مصراع فردوسی «خرد وجان» است که در رتبت بر فراز همه آفریدگان قرار دارند و گوهر/ جوهر را در مقابلِ عرض پنداشت و مصراع را این گونه گزارش کرد: خداوند، آفریننده جوهر عقل و نفس (=خرد و جان) است که به ذات خویش قائم اند و «پروردگان دایه قدس اند در قدم». در تعبیری دیگر نیز می توان گوهر را «سنگ» پنداشت که آسمان- بنابر دیدگاهِ ایرانیان- از آن شکل گرفته؛ پس گوهر مجازاً آسمان تواند بود و «برشده» بر اساسِ سخن اسماعیلیان، کنایه از خرد و جان است که برفراز یا به سویِ آن گوهر/ آسمان در پرواز است. با توجّه به دیدگاهِ باستانی نیز «برشده گوهر» را می توان «خرد و جان» خواند. در متون پهلوی آتش از خردِ اورمزد شکل گرفته و جان هم زاده آتش است. در مصراعی دیگر از دیباچه، آتش، برشده تابناک خوانده شده است. با توجّه به این مصراع می توان «برشده گوهر» را عنصر آتش دانست که زاده خرد است و زاینده جان و آن را تعبیری از خرد و جان پنداشت
۱۶۱۷۳.

مجد همگر و نقد شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۲۹۸
در کنار رودخانه خروشان شعر فارسی در بستر زمان، نقد شعر همچون جویبار کوچکی از دیرباز جریان داشته است. این جویبار در مقطعی به مجد همگر شاعر استاد قرن هفتم می رسد که به پشتوانه ملک الشّعرائی، دست به نقد ادبی نیز زده است. مباحثی چون داوری شعر انوری و ظهیر فاریابی و نیز مقایسه بین سعدی و امامی، از مباحث مشهور در نقد سنّتی روزگاران گذشته است. به مدد این دو داوری، در بررسی تاریخی نقد شعر در ایران، مجد همگر به عنوان یکی از منتقدین ادبی قرن هفتم شناخته شده است. امّا انتقادات مجد همگر به این دو مورد محدود نمی شود و دیوان او به لحاظ دیدگاه های نقّادانه قابل تأمّل است. در این مقاله دیدگاه های انتقادی مجد در نقد فنّی، نقد اخلاقی، نقد اجتماعی و نقد بی معیار مطالعه و بررسی شده است. حاصل بررسی ها بیانگر آن است که مجد همگر در حوزه نقد فنّی، تکرار را نمی پسندد و در عین حال شاعران خراسانی و غزنین را شاعرانی نغزگوی می داند. در حوزه نقد اخلاقی به رغم نکوهش ملازمت دربارها و هزل سرایی، در مواردی به چنین توصیه ای پایبند نیست. در نقد بی معیار، نقد ذوقی را چندان قابل اعتنا نمی داند. در مجموع مجد همگر علاوه بر شاعر بودن منتقد توانایی است اگرچه خود نیز در مواردی هنجارهای نقد را زیر پا گذاشته است.
۱۶۱۷۴.

مظاهر الازدواجیه فی شعر إلیاس أبوشبکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۶۷
إنّ تأثّر الأدب بالظروف الاجتماعیه أمر یتّفق علیه کثیر من النقاد والمفکّرین؛ کما أنّ الازدواجیّه یمکن أن تکون إحدی مظاهر تأثّر الشاعر من الظروف الاجتماعیه، وهذا یعنی کلّما تتناقض آمال الشاعر ومعتقداته مع واقع المجتمع تنعکس هذه الازدواجیه فی أشعاره. لقد کان الواقع الذی یعیش فیه الشعراء المعاصرون یقدم تناقضات شدیده تنعکس فی نفوسهم ومن ثمّ فی أشعارهم. فإلیاس أبوشبکه (1947- 1903) _الشاعر اللبنانی المعاصر_ من الشعراء الذین عاشوا فی مرحله اشتدّ فیها الصدام بین المثل العلیا وبین الماضی والحاضر؛ خاصه بعد الحرب العالمیه وما وقعت فی البلدان العربیه من الأحداث السیاسیه والاجتماعیه. وهذا ما أدّی إلی ظهور التناقضات فی أشعاره. فمنجزات هذا البحث الذی تمّ بمنهج وصفی _تحلیلی توحی إلی وجود أنواع من التناقضات فی أشعار الشاعر ک ا زدواجیه الخیر، والشر، والماضی، والحاضر، والتفاؤل، والتشاؤم، والحبّ، والبغض، والرجاء، والیأس، والنور، والظلمه.
۱۶۱۷۵.

تطور الأدب و التصحیف فی آثار أبی أحمد العسکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
إنّ العلامه أبا أحمد العسکری الذی درس علی ید أبیه عاش فی عهد العباسیه وعاصر الشاعر والأدیب الکبیر صاحب بن عباد و ابن المعتز ، مع هذا إنّ أبا أحمد کان أبرع من الآخرین فی اللّغه والتّصحیف والأدب حتی أصبح علّامه فی مدینته عسکر مُکرم التی أنتجتْ علماء وشعراء وقضاه، لا بل فی کلّ أنحاء العالم الإسلامی، ولهذا اتّخذناه وآثاره والمدینه التی وُلد وترعرع فیها تحت مجهر الأدب واللّغه، فی العصر الذهبی آنذاک.
۱۶۱۷۶.

القصص الموضوعه فی العبرات؛ دراسه تحلیلیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
یعد المنفلوطی من الکتاب المصریین فی بدایه القرن العشرین وکان أجلّ اهتمامه فی کتاباته القضایا الاجتماعیه والفکریه. فربما ینبغی أن نعده مفکراً قبل اعتباره أدیبا حیث کانت مؤلفاته ولا تزال موضع اهتمام الأدباء والقراء وجل هذا الاعتناء ینصبّ علی الناحیه الفکریه والمضامین المطروقه فی قصص هذا الأدیب فأهمل الجانب الفنی لها رغم اتصاف کتاباته بحسن الصیاغه وجزاله النص وجمال التعبیر؛ و لربما کان جذور هذا الإغفال فی الرأی السائد بالنسبه لآثار هذا الأدیب أنه لا تجمع فیها عناصر القصه. فحثنا الأمر علی القیام بدراسه نقدیه تحلیلیه لطرف من قصصه فی کتابه «العبرات» فاخترنا القصص المؤلفه علی یده حیث تمکّن من التعرف علی أسلوبه ومیزات عمله الفنی. تتابع المقاله هذه باتباع المنهج التحلیلی الوصفی دراسه نقدیه تحلیلیه لهذه القصص کما تحاول الاستقصاء عن المنهج الذی اتبعه المنفلوطی فی صیاغه هذه القصص.
۱۶۱۷۷.

هاجس الغربه عند أبی إسحاق الإلبیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۲۵۲
تعتبر الغربه والشعور بالوحده من المضامین العریقه فی الأدب الذی نشأ نتیجه التّدهور فی الأوضاع السیاسیه والاجتماعیه والاقتصادیه فی المجتمعات البشریه. یستهدف البحث دراسه ظاهره الاغتراب؛ مفهومه، بواعثه وأصدائه فی شعر أبی إسحاق الإلبیری . لقد عاش الشاعر بیئه حفلت بالصراعات السیاسیه والفکریه والعقیدیه والتّزمّت الدینی مما هیّأ الأرضیه المؤاتیه لظهور هاجس الغربه والانعزال فی شعره. اعتمدنا فی البحث علی دیوانه الشعری لتحلیل الاغتراب وتمثیل نماذجه لدیه. أخیراً خلص البحث إلی أنّ العاملین الهامّین قد أسهما أعظم إسهام فی نزوعه نحو الاغتراب؛ هما الدّین والتدهور الخلقی والاجتماعی. من ثَمّ حفل شعره بالثوره والتمرّد علی الأعراف السائده دفعاً للبذخ والترف والتیّارات الإلحادیه فی المجتمع. من أهمّ أصداء الغربه فی شعره، الاغتراب الدّینی، والمکانی، والاجتماعی والروحی.
۱۶۱۷۸.

بررسی مکانیزم های دفاعی روان شناختی در رمان پل معلق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷۸ تعداد دانلود : ۸۸۸
در روان تحلیل گری سنتی و جدید بسیاری از مفاهیم و نظریه ها به طور مستقیم با مفهوم ناهشیار ارتباط دارند. در این میان مکانیزم های دفاعی فروید جهت تبیین عملکرد دفاعی دستگاه روانی در برابر اضطراب و تنیدگی معرفی شده اند. این پژوهش به بررسی مکانیزم های دفاعی روان شناختی در رمان پل معلق اثر محمدرضا بایرامی می پردازد. بیشتر آثار بایرامی سبکی رئالیستی دارد. پل معلق که یک رمان جنگی، اجتماعی و روان کاوانه است که براساس تجربه بایرامی از جنگ تحمیلی و برخورد وی با پلی ویران در منطقه تله زنگ در میان کوه های لرستان، نگاشته شده است. این اثر را می توان از جنبه های مختلف از جمله روانکاوی فروید مورد مطالعه قرار داد. از مهم ترین مؤلفه های نظریه فروید مکانیزم های دفاعی است که بیمار در مواقع اضطراب انگیز به آنها متوسل می شود. نظر به اینکه جنگ منبع عظیم استرس، اضطراب و ناکامی است؛ خواه ناخواه این مؤلفه ها در آثار جنگ نیز بروز می یابد. از آنجا که این مهم مورد توجه پژوهشگران حوزه دفاع مقدس قرار نگرفته است، در این پژوهش به تحلیل شخصیت «نادر» براساس نظریات فروید و بهره گیری از انواع مکانیزم های دفاعی در جهت بهبود اوضاع روحی وی پرداخته شده است.  با توجه به کمبود مطالعات در مورد رمان های جنگ بالاخص از دیدگاه روانکاوی، این مقاله نشان می دهد که برخی از رمان های جنگ، دارای ظرفیت های بی شماری برای تحلیل های روان کاوی به ویژه در زمینه مکانیزم های دفاعی هستند. در پایان مشخص می شود که نادر، با بهره گیری از مکانیزم های دفاعی مذکور موفق می شود بر روان رنجوری خویش غلبه یابد.
۱۶۱۷۹.

تفاوت دستور زبان داستان در دو روایت مختلف از داستان «افشین و بودلف»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۷۱۱
هدف این مقاله بررسی تطبیقی دستور زبان داستان و ساختار پیرنگ در دو روایت از داستان «افشین و بودلف» در تاریخ بیهقی به قلم ابوالفضل بیهقی، و فرج بعد الشدهًْ اثر قاضی محسن تنوخی است. به نظر می رسد اگرچه از نظر گونه روایت و نقطه دید، تفاوتی در ساختار دستور زبان دو روایت دیده نمی شود، اما در واکاوی و تحلیل ساختار دستور زبان دو روایت، از دیدگاه علم روایت شناسیِ ساختارگرا، همواره این نکته جالب ذهن نگارندگان را به خود مشغول کرده بود که با وجود شباهت دستور زبان داستانی در گونه روایت و نوع پیرنگ، و مرحله عقد قرار داد کنشگران، بین دو روایت تفاوتی موجود است؛ بدین صورت که در روایت تاریخ بیهقی مرحله عقد قرارداد بین کنشگران به صورت ملموس به زبان می آید، در حالی که روایت فرج بعد الشدهًْ، فاقد عقد قرارداد بین کنشگران است. نتایج پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی - تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای فراهم آمده است، نشان می دهد که با توجه به نظریه دو گونه روایت دنیای داستان، همسانِ متن گرا و کنشگر در هر دو روایت وجود دارد و پیرنگ آنها از نوع فرمول الگوی پیوندی (PN۱=f{s۱→s۲∩o) است، درحالی که از نظر دستور زبان داستان و مرحله عقد قرارداد کنشگران، بین دو روایت تفاوتی موجود است.
۱۶۱۸۰.

شگردهای باورپذیری در داستان های مارکز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۷ تعداد دانلود : ۷۲۰
شگرد باورپذیری اولین شرط روایت در ادبیات داستانی است. از آنجا که رئالیسم جادویی یک شیوه روایی برای نقل حوادث جادویی، خارق العاده، فراواقعی، غلوآمیز و شگفت است، طبیعی است که برترین شگرد برای آن، باورپذیری یا منطق روایت باشد. آنچه این جریان ادبی را به صورت یک شیوه روایی مستقل درآورده، از جمله، نگرشی متفاوت به عنصر «زاویه دید» و تبدیل آن به «تکنیک باورپذیری» بوده است. باوراندن ماوراء طبیعت، برترین کارکرد رئالیسم جادویی است که باید مورد توجه مروّجان مفاهیم پیچیده ای چون فلسفه، عرفان و الهیات در ادبیات داستانی قرار گیرد. رسیدن به این هدف ممکن نیست جز با مطالعه آثارِ بزرگانِ این شیوه روایی با تکیه بر شناخت هوشمندی های ایشان در نحوه هم نشانی واقعیت و فراواقعیت و دستیابی به یک واقع گرایی (رئالیسمِ) بومی. در این نوشتار با بهره گیری از شیوه تحلیلی – استنباطی نمونه هایی از به کارگیری شگرد باورپذیری به خصوص در آثار برترین نویسنده رئالیسم جادویی یعنی گابریل گارسیا مارکز بازشناسی شده است. استخراج مواردی از مهارت های باورپذیری نزد مارکز همراه با تبیین و تشریح نحوه به کارگیری آنها به صورت کاربردی مهم ترین دستاورد این پژوهش است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان