نظرات جنجالبرانگیز خیام، در سرودههای اندکش، توجه عمومی خیام پژوهان را به خود واداشته و آنها را از بررسی ساختاری و هنریِ رباعیات ،باز داشته است. کم توجهی به ساختارِهنری رباعیات، تا آنحداست که ویژگیهای سبکی و زیباییهای هنری سرودههای خیام، از چشم بسیاری از اهل ادب و اندیشه دور مانده و فرو پوشیده است. یکی از ویژگیهای بنیادی رباعیات خیام، قرینه سازیهای پیدرپی است. بیش از 90% از رباعیاتخیام،از این امکانِ بیانی سودبردهاند.میزانِبرخورداری رباعیاتخیام از این ویژگی، تا آنجاست که میتواند معیاری برای بازشناختِ سرودههای او از شعر شاعران دیگر باشد. در این مقاله، قرینههای موجود در رباعیات خیام درسه دسته زیر تقسیمبندی و بررسی شده است: 1. قرینههای تقابلی ((Antonymous symmetries 2. قرینههای تعادلی Equivalent symmetries)) 3. قرینههای ترادفی (Synonymous symmetries)
این معمایی که بیش از یک قرن ذهن دستوریان را به خود مشغول داشته ناشی از آگاه نبودن از مساله حاکمیت زبان است. منظور از حاکمیت این است که اگر یک گروه اسمی در جمله ای مرکب، هم در جمله هسته نقشی داشته باشد و هم در وابسته. و نقشها نیز متفاوت باشد، در این صورت گروهی که نقش نما دارد حاکم است. در این حل این معما به این صورت است که «ی» در جمله ای مانند:همان مردی که روزنامه می خواند، دوست من است. واژه «مردی» برای جمله روزنامه می خواند، نکره است اما برای جمله اصلی، معرفه و چون معرفه در فارسی نشانه ندارد و نکره نشانه دارد (ی)، حاکمیت با نکره است.
یکی از اشکالات عمده در حوزة نقد ادبی امروز ایران، بی شک نبود اتفاق آرا بر سر استفاده از اصطلاحات است. نقیضه که به نظر می آید اصطلاحی پذیرفته شده در برابر پارودی است، در پژوهش های مختلف با اصطلاحات گوناگونی نام برده می شود که گاه هیچ ارتباطی به نقیضه ندارد. از سوی دیگر، اصطلاحات مهمی چون پاستیش و گروتسک و ارتباط آنها با پارودی نادیده انگاشته شده است. مقالة پیشِ رو، تلاش در جهت بررسی تطبیقی اصطلاحات مربوط به پارودی و نقیضه فارسی است زیرا در بسیاری از مواقع، چنان که نمونه هایی از آن ذکر خواهد شد، در تحلیل متون، اصطلاحات مشابه امّا متفاوتی، به جای یکدیگر به کار می روند. هدف از این مقایسه و تطبیق، روشن شدن حد و مرز اصطلاحات، تعیین معادل های مناسب و نهایتاً رسیدن به وحدت و اجماع در نقد و تحلیل متون ادبی است. به مناسبت نیز در برابر هرکدام از اصطلاحات، متنی به اجمال معرفی می شود تا مصداق روشنی برای هرکدام از این اصطلاحات باشد. رویکرد تطبیقی این مقاله در شناخت بهتر معانی اصطلاحات و متون مرتبط به آنها و در نتیجه تحلیل درست آنها، مفید خواهدبود.
بر پایه اندیشه های کارل گوستاو یونگ، روان شناس سوئیسی، «ناخودآگاه جمعی» میراثی است بازمانده از دوره های نخستین نیاکان بشر که در ذهن آنان وجود داشته است. در این ناخودآگاه جمعی، «تصاویر ازلی» و مفاهیم مشترک جهانی وجود دارند که یونگ آنها را «کهن الگو» می نامد. مهم ترین کهن الگوها از نظر او عبارتند از: سایه، نقاب، خود، آنیما، آنیموس، پیر خرد و تولد دوباره. آنیما شاید مهم ترین این کهن الگوها باشد که حضور آن را در بسیاری از آثار ادبی از جمله هفت پیکر نظامی که مجموعه ای از افسانه های عاشقانه و خیال انگیز است، می توان مشاهده کرد. در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر کهن الگوی آنیما در افسانه های هفت پیکر پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هفت پیکر بستر مناسبی برای تجلّی کهن الگوی آنیما است که در رؤیاهای شیرین و کابوس های تلخ افسانه های آن به شیوه ای نمادین حضور دارد. می توان گفت که کاربرد ویژگی های زنانه در شعر نظامی، یکی از تأثیرات مهم آنیما در شعر او است. آنیما همان واقعیت ژرفی است که در موقعیت های گوناگون بر رفتار و حالات شاعر تأثیر می گذارد تا او را به پختگی و کمال برساند.
شهر کوهپبایه ای ششتمد به عنوان یکی از شهرهای توابع شهرستان سبزوار با سابقه ی حدود دو هزار سال قدمت در سی کیلومتری جنوب سبزوار و در دامنه ی شمالی کوه های موسوم به «کوه میش» قرارگرفته است. بخشی از ادبیات شفاهی ششتمد را، ترانه ها و دوبیتی های محلی تشکیل می-دهد. این ترانه ها عبارتند از: عاشقانه، گران سالی، آیینی، اجتماعی، فردی و مرثیه ها. هدف از این نوشتار بررسی محتوایی و ساختاری اشعار و ترانه های محلی مردم منطقه ی مذکور می باشد که به صورت ادبیات شفاهی و از زبان و آنچه که در سینه ی مردم منطقه محفوظ بوده، نقل گردیده است. روش جمع-آوری اطلاعات، مراجعه به افراد ازطریق گفتگو(مصاحبه) بوده است. هریک از واژه ها به جز تعریف عملیاتی، معنا و مفهوم آن نیز تا حد امکان شرح داده شده است. جامعه ی مورد تحقیق، مردم شهر «ششتمد» و روستاهای مجاور آن بوده است. بخشی از نتایج این پژوهش حکایت از رو به زوال و نابودی این اشعار و ترانه هاست. دلیل آن هم، همسو بودن داده های آماری با این کاراست.