ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۱۲۱.

دو نظام تکیه ای و ساخت وزنی متفاوت در زبان فارسی: پدیده ای ناشی از دوزبان گونگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
در این مقاله از وجود پیوستاری از دوزبان گونگی در زبان فارسی ایران سخن گفته ایم که در منتها الیه یک سمت آن فارسی شمرده ادبی (یا شعری) و در سوی دیگرش فارسی گفتاری قرار دارد. سپس بحث کرده ایم که گونه ادبی فارسی در مقام فراگونه، و گونه گفتاری در مقام فروگونه، دارای نظام های تکیه ای متفاوتی هستند، و بی توجهی به این تفاوت و یا خلط آنها با هم در پژوهش های آواشناسان و واج شناسان باعث بروز توصیف های متناقضی از نظام تکیه فارسی شده است. این مقاله مشتمل بر سه بخش است. در بخش نخست از مشابهت های کلی تکیه در دو گونه فارسی گفتاری و فارسی ادبی از حیث محل تکیه اصلی، تکیه زیروبمی و موارد خلاف قاعده سخن گفته ایم؛ در بخش دوم براساس مدل رده شناسی متیو گوردون (2016) تفاوت های رده شناختی این دو نظام تکیه ای را شرح داده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که کلمات گونه گفتاری فارسی به رده نظام های غیرحساس به کمّیت با تکیه ثابت پایانی تعلق دارد، اما کلمات گونه ادبی فارسی متعلق به رده نظام های دارای تکیه اصلی ثابت پایانی و تکیه های ثانوی نامقید و حساس به کمّیت است. و بالاخره در بخش سوم پس از توضیح مختصری درباره مؤلفه های وزنی کلمات فارسی براساس آراءِ هیز (1981) کوشیده ایم تا در چهارچوب نظریه تکیه وزنی بروس هیز (1995) توصیفی از ساختمان وزنی کلمات فارسی در هر دو گونه این زبان به دست دهیم. در این بخش بحث کرده ایم که کلمات فارسی گفتاری فاقد پایه های دوتایی و تکیه های ثانوی هستند و هر کلمه واجی خود یک پایه مستقل محسوب می شود، اما کلمات فارسی گونه ادبی دارای ریتم آیمبی، پایه های دوتاییِ ناهم دیرش و تکرارشونده و حساس به کمّیت و راست گرا هستند.
۱۱۲۲.

Etude du rôle de la bande dessinée dans le développement de la compétence de l’expression écrite: cas des apprenants adolescents du FLE en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
L'enseignement du FLE en Iran est confronté à de nombreux obstacles, surtout quand il s’agit de l’écrit. Ces obstacles comprennent la motivation, la créativité ainsi que la difficulté à maîtriser les aspects linguistiques et discursifs de l'écriture en français . Une solution potentielle pour surmonter ces défis pourrait résider dans l'utilisation de supports pédagogiques innovants, tels que la bande dessinée, dont le présent article cherche à évaluer l'impact sur le développement de la compétence en expression écrite chez les adolescents apprenant le FLE en Iran.Pour ce faire, notre étude s'appuie sur un cadre théorique qui articule les notions de compétence de l'expression écrite, de bande dessinée et de didactique du FLE. Elle met en œuvre une méthodologie de recherche qualitative, basée sur une étude de cas menée dans une classe de niveau A2 du FLE en Iran. En conclusion, cette étude démontre que l'intégration des bandes dessinées dans l'enseignement du FLE pour les adolescents en Iran peut avoir des implications pédagogiques profondes et positives. Ces implications touchent divers aspects, de la stimulation de la créativité à la facilitation de l'apprentissage grammatical, en passant par l'encouragement à la lecture et à l'écriture. Les enseignants devraient utiliser ces supports avec d'autres méthodes et ressources.
۱۱۲۳.

پیوند ادبیات بومی و ادبیات عامه در داستان بلند باغ زیتونی چشم نوشته حسین میر کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
ادبیات داستانی وجوه و جنبه های گوناگونی دارد که یکی از وجوه آن صبغه اقلیمی است. در این گونه داستان ها علاوه بر زبان، طبیعت و تصاویر برآمده از اقلیم خاص نویسنده، همچنین افسانه های محلی، موسیقی و ملودی های بومی، باورهای عامیانه، ضرب المثل ها، آیین ها و مناسک بومی و محلی و ... بروز و ظهور دارد. فرهنگ عامه با ادبیات اقلیمی رابطه وثیقی دارد. فرهنگ عامه در تقابل با فرهنگ رسمی و نخبگانی است که برعکس فرهنگ عامه که غالباً شفاهی است،  مربوط به توده مردم و امری مکتوب است و هرگاه این عناصر در ادبیات به کار گرفته شود رنگ و صبغه خاصی به آن آثار می دهد که به آن ادبیات اقلیمی گویند. از ضرورت های فهم و تحلیل ادبیات داستانی، تحلیل و بررسی نسبت نویسنده و محیط است؛ تأثیراتی که خودآگاه و ناخودآگاه مؤلف از محیط و اقلیم خویش می پذیرد و در ساخت و معنای اثر و گسترش و پیشبرد روایت دخالت دارد. سید حسین میرکاظمی از جمله داستان نویسان معاصر است که صبغه اقلیمی شمال در داستان های او حضور چشمگیر دارد. در این مقاله سعی شده است صبغه اقلیمی یکی از آثار ایشان باغ زیتونی چشم، به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد که حاصل این بررسی حضور فراوان عناصر اقلیمی شمال ایران خصوصاً حوزه گرگان در این اثر است: عناصر طبیعت و تصاویر برآمده از آن ها، عناصر زبانی و واژگانی، باورها و آداب و رسوم، جای ها، مشاغل و ... حتی حوادث اجتماعی و سیاسی خاص که همگی در خدمت طبیعی کردن فضا و حوادث داستان و نیز حقیقت مانندی شخصیت هاست.  
۱۱۲۴.

بازنمایی اضطراب شخصیت های مجموعه داستان عزاداران بَیَل بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
کارن هورنای از جمله روان کاوانی است که بیش از فروید بر تعامل های اجتماعی به مثابه عواملی موثر بر شکل گیری شخصیت تاکید کرد. او توجه بسیار بر بسترهای اجتماعی که فرد در آن رشد می کند، دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ریشه اضطراب در رفتار شخصیت های اصلی مجموعه داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی است که بر مبنای آرای کارن هورنای به روش توصیفی- تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. مجموعه داستان «عزاداران بیل» هشت داستان پیوسته دارد که شخصیت های تمامی داستان ها افرادی روان رنجورند، که ریشه عصبیت آن ها تجربه نکردن امنیت دوران کودکی در بستر خانواده و جامعه ناب هنجار روستای بیل است. بر اساس نظریه هورنای احساس درماندگی کودکان به رفتار والدینشان بستگی دارد. حال آنکه شخصیت های زیادی در بیل پدر و مادر ندارند و در جامعه سنتی روستا جرأت نافرمانی و مخالفت نداشته اند. کودک در چنین شرایطی ناچار به سرکوب خصومت خود شده که باعث اضطراب اساسی در او شده است. اکثر شخصیت های داستان ها روان رنجور و مضطرب هستند، چرا که برای هر موضوع و مسأله ای عزاداری می کنند. خرافات و جنون در ذهن شخصیت ها رسوخ کرده و فقر و ترس های بیرونی، آنها را آزار می دهد. توسل به مقدسات مذهبی و امامزاده ها راه حلی برای کم کردن اضطراب شخصیت ها است. آنها افراد روان رنجوری هستند که به دنبال نیازهای ده گانه خود دست به رفتارهای غیرمتعارف و ناهماهنگ با محیط اجتماعی که در آن زندگی می کنند می زنند.
۱۱۲۵.

بازتاب مولفه های تئاتر روایی-تعلیمی برشت در بکارگیری حکایات مثنوی و مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
یکی از راه های شناخت غزلیات شمس و حکایات مقالات تحلیل ساختار درونی قصه های آنهاست. تحقیقاتی در این زمینه با توجه به درون مایه قصه های غزلیات انجام شده؛ اما تاکنون به ساختار قصه های شعری آن وحکایات مقالات در قالب نظام نمایش روایی-تعلیمی اصلاً توجه نشده است. از آنجا که مولوی از شمس در زمینه های گوناگون تأثیر بسیار پذیرفته و به قولی، خود «شمس دیگری» شده بوده است؛ سوال پژوهش این است، آیا قصه های شعری غزلیات (مولوی) و حکایت های مقالات شمس می تواند در قالب نمایش روایی- تعلیمی قرار گیرد؟ هدف این پژوهش بررسی محتوای این دو کار با نگاهی تعلیمی – روایی است. عناصر داستانیِ قصه ها (داستانک های) غزلیات شمس و مقالات به گونه ای ماهرانه؛ یعنی به صورت وضعیت درآغاز، میانه و پایان به کار گرفته شده که بیانگر هنرمندی مولانا و شمس تبریزی در قصه پردازی است؛ همچنین در بعضی از آنها ساختار تقلیل گرایی سبب شده است داستانک ها دارای ایجاز و جذابیت خاص شوند. یکی از راه های شناخت و بررسی ابعاد هنری آثار ادبی عرفا در گام نخست وارد شدن به دنیای حکایات و قصص آثار آنهاست و پس از آن در صورت داشتن عناصر اصلی داستان؛ یعنی شخصیت، کنش، روایت و...حکایات می تواند در قالب نمایش روایی-تعلیمی روی صحنه اجرا شود. مهم ترین اهداف پژوهش تأکید بر مضمون نمایش روایی- تعلیمی قصه های شعری غزلیات شمس و حکایت های مقالات در قالب نظام تئاتر برشت نمایشنامه نویس آلمانی است؛ در واقع در مقاله محتوای این دو اثر با نگاهی تعلیمی – روایی بررسی و برای تبیین بیشتر مسئله از هر کدام نمونه هایی ذکر شده است. گفتنی است چنین قصه هایی علاوه بر سرگرم کنندگی، اخلاقی و دربردارنده مضمون های نیک و آموزنده است؛ زیرا محتوای عرفانی، اخلاقی، دینی و تربیتی آنها مخاطب را به آگاهی و اندیشه وا می دارد.
۱۱۲۶.

بررسی و تحلیل اسکاز در اشعار روایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
بسیاری از نظریه های نقد ادبی، بر اساس دانش های دیگری چون زبان شناسی شکل گرفته و تا حدودی ماهیت میان رشته ای دارند. یکی از این نظریه ها، فرمالیسم است که تأثیر شگرفی بر مطالعات ادبی داشته است. اسکاز از اصطلاحات مهم نقد فرمالیستی است که بر تفاوت صدای نویسنده و راوی تأکید دارد و تمایز این دو را برجسته می کند. دیالوگ محوری، دو زبانی، توجه به زبان شفاهی، محدودیت افق فکری، فقدان سانسور و ابهام در زبان، از مؤلفه های اسکاز به شمار می آید. توجه به عنصر روایت و ترکیب زبان کهن و روزمره از ویژگی های شعر مهدی اخوان ثالث است که سبب شده برخی اشعار روایی او از منظر اسکاز قابل بررسی باشد. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، هجده شعر روایی اخوان ثالث بر اساس مؤلفه های اسکاز بررسی و تحلیل شده تا به این پرسش پاسخ داده شود که ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز تا چه اندازه در اشعار روایی اخوان ثالث، نمود یافته و کدام یک از ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز در شعر او غالب است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در اشعار روایی اخوان، ویژگی های ساختاری اسکاز یعنی روایت، دو زبانی، دیالوگ محوری و زبان شفاهی بر ویژگی های محتوایی آن یعنی محدودیت افق فکری، عدم سانسور و ابهام غلبه دارد.
۱۱۲۷.

مضمون سازی با عناصر بیانی و بدیعی در غزلیات نظیری نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۸
از اواخر قرن دهم هجری، حرکتی عظیم در شعر فارسی به وجود آمد و مضمون آفرینی در جایگاه وجه غالب شعر شاعران سبک هندی تحولاتی چشمگیر در ادبیات فارسی ایجاد کرد. سخنوران این سبک، با دقت و ژرف نگری در عناصر استفاده شده شاعران دوره های قبل، روابطی تازه و بدیع میان پدیده ها ایجاد کردند. این روابط تازه را در ابعاد و اسلوب های گوناگون می توان بررسی کرد که یکی از آنها بهره گیری از عناصر بیانی و بدیعی است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های مضمون آفرینی در غزلیات نظیری نیشابوری بر اساس عناصر بیانی و بدیعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد، نظیری نیشابوری یکی از پیشگامان این سبک ادبی، در آفرینش مضامین نو، نقشی برجسته ایفا کرده است. او در ساختن مضامین تازه در چهارچوب آرایه های بیانی و بدیعی، دست به ابتکاراتی زده که حاصل آن، آفرینش تصاویر شگفت انگیز و نوینی بوده است. شعر او، ضمن داشتن ویژگی های سبک عراقی و مکتب وقوع، پذیرای مختصات تازه ای است که بعدها این شگردها، دست مایه شاعران بزرگی همچون صائب تبریزی شده است. در غزلیات او، از میان عناصر بیانی، تشبیه و تشخیص و در میان عناصر بدیعی، اسلوب معادله، تمثیل، پارادوکس، حُسن تعلیل و اغراق، بیشترین بسامدها را در ساخت مضامین تازه شعری دارد و از منظر سبکی، متفاوت و برجسته تر از بسیاری از شاعران هم عصر او بوده است.
۱۱۲۸.

«کشف الاسرار و مکاشفات الانوارِ» روزبهان بقلی شیرازی؛ نقدی بر تصحیح ها و ترجمه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
کتاب کشف الاسرار و مکاشفات الانوار از مهم ترین آثار روزبهان بقلی شیرازی (522 6060 ق) و از خاص ترین نوشته های صوفیانه در فرهنگ اسلامی است. این کتاب، گزارشی از رؤیاها و مکاشفه های او یا به تعبیری زندگی نامه باطنی این عارف بزرگ است. تاکنون چهار تصحیح و ترجمه کامل و نیز یک ترجمه فارسی مستقل (بدون متن اصلی) از این اثر منتشر شده است. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به مقایسه این چهار تصحیح  ازنظر روش شناسی و دقت در انتخاب و ویرایش کلمات می پردازد. همچنین، فهرستی از برخی اغلاط موجود در ترجمه های چهارگانه ارائه شده است. درمجموع، باتوجه به اهمیت این اثر، نیاز حتمی به تصحیح دوباره این کتاب احساس می شود. بااین همه، در میان آثار موجود، تصحیح مهدی فاموری بهترین گزینه به شمار می رود. ویراستِ فیروزه پاپان متین ازنظر فضلِ تقدم و در اختیار داشتن نسخه پاریس دارای اهمیت است. تصحیح مریم حسینی هم توانسته برخی اغلاط متن را به درستی اصلاح کند. درنهایت، تصحیح محمّد خواجوی دارای کمترین اصالت است و ترجمه امیرحسین اللهیاری نیز اثری مفید اما نابسنده ارزیابی می شود.
۱۱۲۹.

سرچشمه های اساطیری رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۸
اقوام هند و ایران پیش از آن که از موطن اصلی از هم جدا شوند، مدّتی طولانی در کنار هم می زیستند و واجد یک فرهنگ، زبان، مذهب و اساطیر مشترک هندوایرانی بودند. با توجه به تأثیر فرهنگی متقابل ایران و هند بر یکدیگر، گاهی این امر امکان پذیر است که بتوان ریشه اسطوره های هندی را در ایران نیز جستجو کرد. با مروری بر داستان زال و رودابه در شاهنامه و جستجو در رمزگان هایی که در شخصیّت رودابه به صورت بارزی جلوه گر شده، درمی یابیم که این شخصیّت، در ژرف ساخت خود ممکن است به اصل و پیشینه ای اساطیری برسد. با بررسی ویژگی های این مِهین بانو و مطالعه کردارهای او در شاهنامه از یک سو و همچنین ردیابی ریشه های اساطیریِ همسان و تکراری در لایه های زیرین شخصیّتی وی، احتمالاً بتوان به یک بُن مایه کهن در جوامع مادرسالارانه عصر ماقبل تاریخ رسید که در آن ستایش و اقتدار الگویِ الهه - مادرِ بزرگ آب، باروری و عشق، قلمرو وسیعی را به خود اختصاص داده بود. آن الهه در هریک از سرزمین ها و مناطق جغرافیایی کهن با کردارها و خویشکاری های مشابه و با نام های مختلفی جلوه گر شده است. نوشتار حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد یافتن ویژگی های مشترک و همسان میان خدابانوی سرسوتی در هند و رودابه در شاهنامه فردوسی است. رودابه با داشتن ویژگی های مهم همچون: تبار بیگانه، خویشکاری مادرانه، نگهداری نطفه، نامیرایی، ارتباط با آب، ماه، مار، کوه، پرندگان اساطیری، گل نرگس و غیره این انگاره را سامان می بخشد که به احتمال بسیار، ترکیبی از بازتاب های ایزدبانوی کهن آب در هند است.
۱۱۳۰.

بررسی نوآوری در مقاله های علمی پژوهشی مرتبط با شاهنامه؛ مطالعه موردی: سال های 1386- 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۳
روند شاهنامه پژوهی از آغاز، یعنی سال 1294، تا پایان سال 1385 در چند مقاله آسیب شناسی شده است. این پژوهش ها عواملی مانند گسترش کمّی مقاله ها، دلایل فراز و فرود شاهنامه پژوهی و نقاط ضعف موضوعی، محتوایی و ساختاری مقالات را بررسی کرده اند. مطالعات یادشده، به میزان نوآوری پژوهش ها در روش تحقیق، فرضیه ها و نتایج تازه که از مهم ترین ارکان مقاله علمی است کمتر توجه کرده اند. در پژوهش حاضر، به دو شاخص اساسی مقالات علمی پژوهشی منتشرشده در فاصله سال های 1386-1390 با موضوع شاهنامه و فردوسی پرداخته شده و نوآوری در دو رکن اصلی این مقالات، یعنی مسئله و روش تحقیق، بررسی شده است. به این منظور، 210 مقاله علمی پژوهشی منتشرشده در پنج سال پایانی دهه هشتاد، براساس معیارهای علمی در نُه دسته موضوعی طبقه بندی و سپس براساس شاخص هایی، میزان نوآوری و جریان سازی آنها بررسی شده است. ازنظر کمّی، دسته موضوعی «مطالعات متنی شاهنامه»، «مقایسه تطبیقی شاهنامه با دیگر آثار» و «بررسی شخصیت های شاهنامه» نسبت به دیگر موضوعات بسامد بالاتری دارند. نتایج نشان می دهد که در مقایسه با دوره های قبل، ازنظر کیفی، نقص های موضوعی و روش شناختی در مقاله های این دوره زمانی کاهش یافته و دیدگاه های تازه و نگرش های جدیدی در شاهنامه پژوهی پدیدار شده است. در دسته موضوعی «مطالعات متنی شاهنامه»، به دلایل مختلفی نظیر انتشار متن منقح شاهنامه، تمرکز بیشتر بر نظریات ادبی و مطالعات تطبیقی و بینامتنی، مقالاتی منتشر شده که گاه جریان ساز شده اند.
۱۱۳۱.

An Analysis of Linguistics-Based Approaches to the Classification of Literary Techniques: An Interdisciplinary Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۱
Rhetorical figures correspond to what is now called "foregrounding" in linguistic studies. Extra-regularity and deviation are considered types of foregrounding. Based on the concept, and considering the distinctions, Haghshenas makes among literary modes. Safavi, in his book From Linguistics to Literature, separates verse-creating and poetry-creating tools, proposing "the rhetoric of verse" (Badi'-e Nazm), "the rhetoric of poetry" (Badi'-e She'r), and "the rhetoric of prose" (Badi'-e Nasr).The purpose of this study is to examine whether a clear distinction can be made between the tools of verse-creating and poetry-creating, meaning that we believe techniques based on extra-regularity, which operate outside of language, have no role in creating poetry, whereas techniques that operate within language always transform it into poetry. Drawing on Russian Formalism and employing a documentary method with an analytical approach, this study investigates this possibility. The arguments presented demonstrate that, since the concept of form in Formalism is an interconnected structure, separating word and meaning is inherently unfeasible. Moreover, poetry is a unified whole, and the role of each element becomes meaningful only in relation to other textual components. Thus, figures of word can also contribute to a text's poetic quality, and dividing rhetorical figures into "the rhetoric of verse" (Badi'-e Nazm), "the rhetoric of poetry" (Badi'-e She'r), and "the rhetoric of prose" (Badi'-e Nasr) does not appear logically justified. Although it is very helpful and valuable in understanding the structure of rhetorical devices and grasping the connection between language and literature.
۱۱۳۲.

نوآوری های عین القضات همدانی در مفهوم کفر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۴
از مباحث مهم مطرح شده نزد متصوفه، مسئله کفر و ایمان و پیوند آن ها با یکدیگر است. اگرچه مفهوم کفر و ایمان در سده های نخست اسلام، تقریباً مبتنی بر مبانی اسلامی است، با بررسی دقیق آثار عین القضات، درمی یابیم که نه تنها تأویل او از کفر و ایمان بدیع است، بلکه تقسیم بندی نوین و اصطلاحات عرفانی ویژه خود را نیز در پیرامون این دو اصطلاح مطرح کرده است. این مقاله بر آن است تا از یک سو ضمن بررسی دیدگاه عین القضات درباره کفر و ایمان، نوآوری های او را در این حوزه برشمرد و ازسوی دیگر با بررسی دقیق آثار عرفانی پیش وپس از عین القضات، آبشخورهای فکری او را تحلیل کند و میزان تأثیرگذاری عین القضات بر عارفانِ پس از خود را نشان دهد. در اندیشه عین القضات «کفر حقیقت» که به معنای فنای در وجود خداوند است، در بین اقسام کفر، بالاترین مرتبه را دارد. به باور او سالک برای رسیدن به «کفر حقیقت» باید از «کفر ظاهر»، «کفر نفس/مغ/جلالی» و «کفر قلب/محمدی/جمالی» عبور کند تا به «کفر حقیقت» برسد. پس از این مرحله، «ایمان» روی می نماید و سالک «مؤمن» می شود. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که برداشت بدیع عین القضات از کفر و ایمان تا حدی متأثر از جنید و حلاج است، اما طبقه بندی تازه او و اصطلاحات بدیع مطرح شده، ساخته و پرداخته خود اوست. پس از قاضی، بقلی در عبهرالعاشقین، نسفی در انسان کامل، باخرزی در اوراد الاحباب، شبستری در گلشن راز و مسعود دهلوی در مرآت العارفین از عین القضات در زمینه کفر و ایمان تأثیر پذیرفته اند.
۱۱۳۳.

بررسی مولفه های اجتماعی و فرهنگی در رمان های «شکر تلخ» و «عزاداران بیل» (براساس نظریه تکوینی گلدمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۷
لوسین گلدمن، جامعه شناس ادبی، ادبیات را بازتابی از زمینه های اجتماعی و تاریخی می داند که به درک آگاهی جمعی کمک می کند. او بر اهمیت تحلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری آثار ادبی تأکید دارد و معتقد است که اثر ادبی نمایانگر زندگی روزمره و جهان بینی نویسنده است. گلدمن رویکردی دیالکتیکی دارد و آثار ادبی را محصول تعامل بین طرحواره های ذهنی نویسنده و آگاهی اجتماعی طبقه اش می بیند. تحلیل او از رمان شامل دو مرحله "دریافت" و "تشریح" است، که در آنها ساختار اثر ابتدا درک و سپس در چارچوب ساختار اقتصادی-اجتماعی تفسیر می شود. این نظریه، که فراتر از جامعه شناسی ادبیات است، به درک پیچیده تری از رابطه بین آگاهی انسان و سازمان اجتماعی منجر می شود.در این پژوهش به تحلیل محتوایی دو اثر "عزاداران بیل" و "شکرتلخ"پرداخته شده است. در تحلیل محتوای کیفی دو داستان از مجموعه داستان های "عزاداران بیل" و "شکرتلخ"، تأکید بر فقدان امکانات، فقر، خرافات و ساده دلی است. این عوامل به شیءوارگی و بیگانگی از خود منجر شده اند. در "عزاداران بیل" با جمعیتی مسأله دار و در "شکرتلخ" با فردیت افراد مواجهیم. "شکرتلخ" ساختار اقتصادی پیچیده تری دارد و به جزئیات واقعه های تاریخی می پردازد، درحالی که "عزاداران بیل" بیشتر نمادین است. این پژوهش نشان دهنده تفاوت های ساختاری دردو اثر و نحوه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها را بر جامعه را بازتاب می دهد.
۱۱۳۴.

ارتباط شاهدبازی در اشعار شاعران برجسته فارسی زبان با عشق مجازی در رساله ضیافت افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
شاهدبازی در اشعار شاعران ایران از دیرباز محل بحث بوده است و به عبارتی برداشت های متفاوت از عشق مرد به مرد باعث شده است تا گاهی ریشه یابی فکری و فلسفی آن نادیده گرفته شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی تطبیقی، ارتباط میان دو مفهوم «شاهدبازی» در اشعار شاعران و «عشق مجازی» در رساله ضیافت افلاطون بررسی شده است. در ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی رساله ضیافت افلاطون، به ده مضمون اصلی در ارتباط با دو مضمون محوری یعنی «عشق زمینی» و «عشق آسمانی» دست یافته شد که با توجه به هدف پژوهش، به بررسی پنج مفهوم اصلی عشق آسمانی که عبارتند از: «فداکاری و ارزشمند بودن»، «مقصود، رشد دانش»، «زیباگرایی بدون هوس»، «پیر و جوان بودن عاشق و معشوق» و «مردانه بودن» پرداخته شد و سپس با ارتباط دهی این مفاهیم به اشعار شاعرانی که در زمینه عشق مرد به مرد اشعاری سروده بودند، توانستیم مشابهت هایی پیدا کنیم و به این نتیجه دست یابیم مفاهیم برآمده از اشعار شاعران که در راستای عشق آسمانی با رویکرد عرفانی بودند، در راستای همان مفاهیم اصلی مستخرج از رساله ضیافت افلاطون است.
۱۱۳۵.

راهبری نقد در دوران مدل های زبانی بزرگ (درباره نقد و داوری علمی در عصر هوش مصنوعی و پیشنهاد یک چارچوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
اهلیان قلم، غالباً به این انگاره باور دارند: «تألیف مستقل»؛ یعنی آدمی در فرایند خلق معنا شریکی برنمی تابد. البته برخی، تأثیر و تأثر متن ها را بر هم گوش زد کرده و شکافی در این انگاره درانداخته اند که هرچه هست بینامتنیت است. با این حال، هم چنان اتفاق نظری درمورد «انسانی بودن» این تألیف وجود دارد. درواقع انسان/انسان ها در تألیف خودبسندگی دارند. پس ابزارها چه؟ قلم، کاغذ، صفحه کلید، نمایشگر و... در میان این تألیفِ خودبسنده چه می کنند؟ اندام های بسط یافته بیرونی ما هستند؟ اگر چو چشم و گوش، با ما همکاری نکنند و چشم و گوش ما نباشند چه؟ موش واره را تکان می دهیم و جابه جا نمی شود، جوهر خودکار تمام می شود، قلم می شکند، ویرایشگر word بالا نمی آید، جست وجوگر گوگل درحال به روزرسانی ا ست و...، در چنین وضعیتی که ابزارها با ما همکاری نمی کنند، تألیف چگونه می تواند تحقق یابد؟ از نخستین خط های سنگ نبشته ها که دست و چوب و آهن و سنگ در آفرینش معنا شریک بودند، تا قلم که اندیشه را در مسیر خطی خود هدایت می کرد، و از ماشین چاپ که با دگرگون ساختن اقتصاد کلام، مفهوم حق تألیف را ایجاد کرد تا امروز که مدل های زبانی بزرگ هوش مصنوعی در تولید و ارزیابی نوشته ها مشارکت می کنند، ما شاهد «هم مؤلفی انسان و ابزار» و تحولی مداوم در نحوه توزیع عاملیت میان این دو بوده ایم. اگر چنین است، پس چگونه در طول سالیان دراز، کم تر متوجه آن شده ایم ؟ در یک سهل انگاری تاریخی به سر می برده ایم یا همواره با تسامح واژه تألیف را به کار بسته ایم؟ آیا بسیط بودن ابزارها باعث شده از عاملیت آن ها چشم پوشی کنیم ؟ و نیازمند ظهور ابزارهایی پیچیده بودیم که بتوانند به کنش ما واکنشی حساب شده دهند، و بدین طریق ما را متوجه خود کنند؟ هرچه هست، گستره و اثر ابزارهای دیجیتال به سطحی رسیده که دیگر نمی توان مرز مشخصی میان عاملیت انسانی و ابزارش (در این جا ماشین) ترسیم کرد. این وضعیت که نشان از گذار «انسان چاپی»1 (=انسان در دوران تسلط پارادایم چاپ) به «انسان پساچاپ» (انسان در دوران تسلط پارادایم دیجیتال) دارد، بحران ها و چالش های متعددی پیش روی ما قرار داده است.
۱۱۳۶.

حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای میرزا محمدباقر خسروی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
حقوق شهروندی و آداب اجتماعی از جمله موضوعاتی است که با توجه به بافت آثار منثور در مضامین این نو نوشته ها قرار می گیرند. مفاهیمی چون حقوق شهروندی از مصادیق تجدد و نوگرایی در عصر حاضر محسوب می شود که بیش تر متأثر از اندیشه های غربی و به تأسی از زمینه های ذهنی، تحولات سیاسی و اجتماعی در اروپا در اندیشه و فرهنگ ایرانیان هم وارد شد و نویسندگان ایرانی از این مفهوم در آثار و نوشته های خود استفاده کردند و بیش از هر چیز در آثار منثور معاصر نمود یافت. از طرف دیگر آداب اجتماعی نیز با توجه به تعامل ادبیات با جامعه بخشی از درونمایه آثار منثور را به خود اختصاص داده اند. یکی از این نویسندگان که در این پژوهش مورد مداقّه قرار گرفته است، میرزا محمدباقر کرمانشاهی، متخلص به خسروی است. هدف از نگارش این مقاله بررسی حقوق شهروندی و آداب اجتماعی در شمس و طغرای خسروی است که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل پژوهش نشان می دهد که خسروی در شمس و طغرا بیش تر بر جنبه واقع گرایی نوشته است و سعی داشته بیان واقعیت-های جامعه را سرلوحه کار خود قرار دهد.
۱۱۳۷.

بررسی و تحلیل استعاره مفهومی «خرد» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
خرد و واژه های مشتق از آن، واژه ای کلیدی و پرکاربرد در شاهنامه فردوسی است. موضوع این نوشتار بررسی و تحلیل بازنمودهای زبانی عینی و ملموس از مفهوم مجرد و انتزاعی خرد در شاهنامه است. این گفتار در تحلیل استعاره مفهومی با حوزه مقصد «خرد» در شاهنامه فردوسی، کوشش خواهد کرد با استفاده از شیوه استقرای تام و به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. در شاهنامه فردوسی حوزه مقصد خرد در قالب کدام نوع استعاره مفهومی، عینی شده است؟ 2. در شاهنامه فردوسی برای عینی و ملموس شدن مفهوم خرد از چه واژگانی استفاده شده است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که مفهوم انتزاعی «خرد» در شاهنامه در قالب استعاره های مفهومی هستی شناختی و جهت مند، ملموس شده است. در شاهنامه عینی کردن مفهوم «خرد» با منطق شعر حماسی و جهان ممکن حماسه منطبق است و شاعر، خرد را اشیایی شاهانه همچون «تاج» و «تخت» یا پهلوانی نظیر «کمان»، «رایت» و «تبر» انگاشته است.
۱۱۳۸.

تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۱۵۶
زمینه : از ویژگی های مهم متون ادب عرفانی پیوند آنها با کلام است که می تواند نشان دهنده اهمیّت مباحث کلامی از نظرگاه عارفان باشد. این پژوهش می کوشد ضمن بررسی و تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان و بازتاب مباحث کلامی در آثار علاءالدّوله سمنانی، اثبات کند که علم کلام در راستای رسیدن سالک به غایت و هدف، کمال مقدّمی و پیشینی شایسته ای به شمار می آید. روش : با توجه به این ویژگی ها در این مقاله  به روش توصیفی تحلیلی، نحوه پیوند کلام و عرفان در آثار علاءالدوله سمنانی بررسی و تبیین می شود. یافته ها : سالک با کاربرد ابزارکلام می کوشد به تدریج معارف خود را ارتقاء دهد تا از حیطه معرفت کلامی بیرون آید و به معرفت شهودی دست یابد. بررسی شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله نشان می دهد که کلام به سه صورت در مباحث عرفانی تأثیرگذار است: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 شرح و تبیین مسأله و تدارک زیرساخت های لازم؛ 3 تغییر زبان و وسعت دایره واژگانی. از سوی دیگر عرفان نیز در چهار بخش بر کلام اثر می گذارد: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 نقد آموزه های کلامی؛ 3 تبیین ابهامات و تکمیل آموزه های کلامی؛ 4 شرح و تعمیق تأمّلات کلامی در مسائل مختلف.
۱۱۳۹.

پردازش تطبیقی ربیعیات در سروده های صفی الدّین حلّی و منوچهری دامغانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۹
فصل بهار، یکی از موضوعات اصلی در حوزه وصف است که از دیرباز در ادبیّات، به شیوه هایی خلاّقانه، ظهور و بروز یافته است. صفی الدّین حلّی، شاعر ادبیّات عربی و منوچهری دامغانی، شاعر ادب فارسی در توصیف بهار، چکامه هایی ارزنده و زیبا سروده اند. آن ها ضمن آشنایی با علوم موسیقی، با بهره گیری از توانایی ستودنی خود در مشاهده طبیعت باطراوت و دنیای شگفت انگیز پیرامون شان توانسته اند مظاهر بهار را زیباتر از آنچه در واقعیّت است، به تصویر آورند. پژوهش حاضر کوشیده است تا به شیوه کتابخانه ای به تبیین جایگاه ادبی دو شاعر شهیر بپردازد و بارزترین مضامین توصیف بهار در اشعار آنان را با رویکرد تحلیلی- تطبیقی، مطابق مکتب ادبیّات تطبیقی فرانسه مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاعران، با بهره گیری از هنر و توانمندی شگفت خود در توصیف دگرگونی های بهار، تصاویری نو و بدیع آفریده اند. مفاهیمی چون رستاخیز طبیعت، ابرهای گهربار، آسمان نیلگون، رودهای خروشان، آوای پرندگان، جوانه ها و شکوفه های رنگین، گل های رنگا رنگ، نسیم خوشبو، فضای عطرآگین بوستان، در اشعار شاعران، بیشترین بسامد را دارد. به نظر می رسد منوچهری، حتّی در مدایح خود، وصف بهار را از یاد نمی برد، امّا در شعر حلّی، مدح ممدوح، گاه در میان توصیف بهار، جلوه ای پُررنگ تر دارد.
۱۱۴۰.

تلمیعات حدیثی در مناقب نبوی و علوی دیوان ابن حسام خوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۱
بیشتر اشعار محمد بن حُسام خوسفی، شاعر شیعه مذهب قرن نهم، در مناقب و مدایح اهل بیت(ع) است. دیوان او دربردارنده مجموعه ای از احادیث مهم مذهب شیعه است. او با تسلطی که بر احادیث و روایات داشته است، در اشعار خود به مقتضای سخن، احادیثی از اهل بیت (ع) را نقل کرده تا جایی که می توان دیوان او را حدیث نامه نامید. صنعت دو زبانگی که در بدیع آن را تلمیع نامیده اند آن است که شعر در دو زبان یا گاه بیشتر، سروده شده باشد. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به این سؤالات پاسخ دهد که تلمیعات دیوان ابن حسام از چه نوعی است و مترتّب بر چه مضامینی می باشد و شاعر با چه هدفی از آن بهره برده است؟ از این رو به بررسی تلمیعات حدیثی دیوان ابن حسام و کارکرد درون متنی آن می پردازد. در دیوان او از همه انواع تلمیع، سروده خود شاعر یا قرآنی، حدیثی، مَثلی نمونه هایی بسیار یافت می شود. بررسی انجام شده نشان می دهد که بیشترین تلمیع به کار رفته در دیوان ابن حسام از نوع تلمیعات قرآنی و حدیثی است. شیعه بودن ابن حسام و اعتقاد راستین او به ولایت مولا علی(ع) باعث شده تا احادیثی که به مقام والای آن حضرت و مسئله جانشینی ایشان اشاره دارد، دست مایه بسیاری از تلمیعات دیوان او باشد. تلمیعات حدیثی او حول پنج محور معنایی آمده است: 1-اوصاف پیامبر(ص) و مقام والای ایشان 2-اوصاف حضرت علی(ع) 3-مسئله جانشینی پیامبر(ص) 4-احادیث پیامبر(ص) 5-احادیث حضرت علی(ع). ابن-حسام هر کجا احساس کرده است آوردن اصل حدیث تأثیر بیشتری بر مخاطب دارد از صنعت تلمیع استفاده کرده -است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان