فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۰۱ تا ۱۷٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
سیر تحول مفهومی «شب» در شعر فارسی؛ از نماد عرفانی تا استعارة سیاسی (به عنوان نمادی بومی)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، تغییرات زبانی در بافتار اجتماعی و بر اساس عنصر زمان تجزیه و تحلیل می شود. تحول در نقش کلمات از جمله تغییرات زبانی است که دلایل آن را باید در تغییرات ساخت اجتماعی جست وجو کرد. «شب» از جمله مفاهیمی است که تحول بنیادین معنای آن در ادبیات را می توان به مثابه نشانه هایی از تغییرات سترگ اجتماعی ایران به حساب آورد. از رهگذر به کارگیری روش تحلیل درزمانی و همزمانی، نویسندگان مقاله حاضر این تغییرات را پی جویی کرده اند. به گمان نویسندگان، چهار مرحله از تحول در واژه شب در شعر فارسی قابل بازیابی است. به نحوی که در اشعار کلاسیک بیشتر واژه شب در نماد طبیعت و به منزله نشانه ای حماسی جلوه گر شده است. با تحول بنیادین در بافتار اجتماعی به ویژه در ایران میانه، شب به مفهوم نمادین از عرفان به کار رفته شد. سپس در مسیر تاریخی جامعه ایران و با تحول بافتار در طی دوره مشروطه و بروز اندیشه نوگرایی، موضعی نمایه ای اتخاذ کرده و به معنای گردش روزگار تلقی شده است. و سرانجام در مرحله چهارم با افزایش سلطه سیاسی با تحول به نشانه ای شمایلی، استعاره ای از استبداد سیاسی در دوره جدید قلمداد شده است.
ارتباط زمانمندی و کنشگران در داستان کوتاه «مرده کشان جوزان» اثر ابوالقاسم پاینده
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر به بررسی زمان و کارکرد آن در داستان کوتاه «مرده کشان جوزان» اثر ابوالقاسم پاینده می پردازد. این عنصر اساسی در این داستان به صورت خاصی منعکس شده است. روال روایت، سیری خطی دارد که با نگاه به گذشته و خاطرات کودکی در زمان حال روایت می شود.
بسامد تعداد صفحات و توصیف کنشگران، ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارد. هرگاه نویسنده قصد برجسته کردن رذیلت های اخلاقی جامعة عصر خویش را مد نظر داشته باشد، زمان به صورت خاصی اطناب می یابد و عرصة ظهور کنشگران بیش از پیش فراهم می گردد. اما تلخیص زمان، این امکان را از نویسنده سلب می کند. گویی توصیف کنشگران نیز توأم با زمان خلاصه می شود.
نویسندگان در این پژوهش کوشیده اند تا زمانمندی روایت این داستان را بر مبنای نظریه «ژرار ژنت» در بوته نقد و بررسی قرار دهند. ارتباط کنشگران این داستان نیز در پایان بر مبنای نظریه «گراماس» طرح شده و در پایان ارتباط میان این دو عنصر تشریح شده است.
منطق روایت های ممکن در «سمک عیّار» و «داراب نامه»
حوزههای تخصصی:
سمک عیّار و داراب نامه نخستین روایت های منثور حماسی و بازمانده ی سنّت روایی گوسانان پارتی هستند؛ حجم بالا و گستردگی عناصر سازه ای روایت های حماسی و پراکندگی آن ها در جای جای سمک عیّار و داراب نامه سبب گشته، بسیاری از ویژگی های برجسته ی ادبی و حلقه های اتّصال روایی در بطن دو روایت ناپیدا و گم گردد؛ با این حال وجود برخی از مضمون های روایی در آغاز و حین جریان رویدادها، دریافت وقایع و فرجام رخدادها را برای خواننده فراهم آورده که در این پژوهش «روایت های ممکن» نامیده می شوند. پژوهش حاضر کوشیده تا گونه ی روایت های ممکن را در هفت بخش خواب و رؤیا، طالع بینی و پیش گویی، دخالت مشیّت الهی، افکار و عقاید متداول، نقش خارق العاده و اعجاب انگیز، لوحه ها و طومارهای خاص و دعا و اجابت آن، مورد بررسی قرار دهد. روایت های ممکن را در حقیقت باید براعت استهلال داستانی دانست، زیرا از طریق آن ها چارچوب کلّی رخدادهای دو روایت به صورتی مختصر و کوتاه به خواننده منتقل می گردد. ارزشمندی آثاری چون سمک عیّار و داراب نامه زمانی آشکار می شود که نخست، هنر مخاطب شناسی و روایت پردازی نویسندگان این متون نمایانده شود، که نقد و تحلیل برپایه ی شناخت روایت های ممکن، تا حدّی ما را به این گونه تحلیل ها نزدیک می کند.
مطالعة دستور نقشگرای هلیدی در ده رمان از ده داستان نویس زن ایرانی
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های بررسی تحول گفتمان زنانه در آثار داستانی زنان، تحلیل کاربرد زبان در این آثار بر مبنای نظریه دستور نقشگرای هلیدی در چارچوب « انتخابگری در زبان» است. دیدگاه های گوناگون درباره تحول و تکوین گفتمان زنانه و شکل گیری «گونه کاریردی زنان» در آثار نویسندگان زن ایرانی در دست است. در پژوهش حاضر با بررسی ده اثر از آثار نویسندگان زن ایرانی، به این فرضیه پاسخ داده شده است. روش تحلیل بر مبنای دستور نقشگرای هلیدی و در دو بخش تحلیل بر مبنای «فرانقش اندیشگانی: فرایند افعال» و «فرانقش بینافردی: وجه» است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین انتخاب نوع واژگان (فرایند افعال) و همچنین کاربرد وجه در آثار داستانی زنان در دهه های مختلف و به تبع آن تحول اندیشه، تناسب معناداری وجود دارد.
دراسه نقدیه فی توظیف الاسترجاعات فی قصه النبی یوسف(ع) (دراسه على أساس نموذج جیرار جینت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصر الزمان هو الحجر الأساس فی الحیاه عامه وفی الحیاه الأدبیه خاصه ولطالما شغلت هذه القضیه أذهان الباحثین. ومن ثمّ فالروایه هی الزاخره بالأحداث والأفعال وهما عنصران لاینفصلان عن الزمن الروائی. فهنالک نقاشات قامت لتشید بجانب من جوانب هذا العنصر الحاسم. ومن الذین شمّروا عن سواعدهم لینالوا حظاً فی هذا المیدان هو جیرار جینت الذی اقترح نموذجاً لتحلیل الزمن الروائی فی کتابه «خطاب الحکایه» ومقترحه قام على أکتاف ثلاثه عناصر؛ هی: الترتیب، الاستمرار، والتواتر.
تقنیه الترتیب تقوم بدراسه الاسترجاعات والاستباقات فی النص السردی. والاسترجاعات هی الرجوع إلى الحادث الماضوی وإعادته لأهداف خاصه. استهدفت المقاله تبیین فاعلیه الاسترجاعات ومدى تأثیرها فی قصه یوسف النبی(ع) فی القرآن الکریم وبعد مقدمه فی تبین الترتیب الزمنی وأنواع الاسترجاعات درست المقاله توظیف الاسترجاعات فی القصه واختارت المنهج الوصفی التحلیلی أساساً للدراسه. وصلت المقاله أخیراً إلى أنّ الاسترجاعات المتواجده فی قصه النبی یوسف(ع) فی القرآن الکریم تؤدی إلى انسجام هذه القصه وتواشجها والاسترجاعات الداخلیه هی من أکثر أنواع الاسترجاعات تواتراً فی قصه یوسف النبی(ع) وهذا الأمر لعب دوراً هاماً فی تکوین السرد العنقودی لهذه الحکایه حیث إنّها تتمحور حول بؤره رئیسه هی رؤیا یوسف(ع) التی تبدأ من عهد الطفوله إلى أن تنتهی القصه بتأویلها فی المشهد الأخیر. المشهد الرابع هو أکثر المشاهد دینامیه وانفعالاً فی قصه یوسف النبی(ع) کما أنّه أوسع مجالاً قیاساً بالمشاهد الأخرى، والاسترجاعات فی هذا المشهد تبرز أشد البروز وتسهم إسهاماً کبیراً فی انفکاک العقد النهائیه للحکایه، حیث لا یمکن التغاضی عن دورها الجلی.
کشاورزی در آیینه ی ضرب المثل ها و کنایات بخش خزل
حوزههای تخصصی:
فرهنگ، گنجینه ی گران بهایی ست که انسان از گذشتگان خود به ارث می برد و خود نیز برای آیندگانش به میراث می گذارد. میراثی که با مورّ ثان و وارثان خود پیوندی ناگسستنی دارد و از بطن زندگی آنان نشئت گرفته و انعکاس دهنده ی واقعیت های ساده و ملموس زندگی آنان است.
ادبیات عامّه، بخشی از فرهنگ عامّه به حساب می آید و ضرب المثل ها و کنایات منظوم و منثور نیز خود بخش عمده ای از ادبیات عامه محسوب می گردند. در این مقاله، به گردآوری و تحلیل ضرب المثل ها و کنایات رایج در فرهنگ مردم خزل پرداخته شده که موضوعش کشاورزی و به مردمانی کشاورزپیشه و دامدار مربوط است که محدوده ی کوچکی از پهنه ی وسیع الوار پیش کوه را به خود اختصاص داده اند و اکثر به اتفاق آنان به دو گویش لری و لکی تکلم می کنند.
تعامل مولانا جلال الدین` بلخی با نهادهای سیاسی قدرت در قونیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چرایی همدلی و همراهی مولانا جلال الدین محمد بلخی با حاکمان سلجوقی و دست نشاندگان مغول در آناتولی درخلال غارت پایتخت خلافت اسلامی، پرسشی است که ذهن بسیاری از دوستداران مولانا را به خود مشغول کرده است. مسئلة این مقاله بررسی رفتارهای سیاسی این فقیه و عارف پرنفوذ قونیه و تبیین مبانی نظری این رفتارهاست. برای تبیین مسئله، رفتارهای سیاسی مولانا را براساس اسناد تاریخی در سه سطح بررسی کرده ایم: الف) توصیف ساختار قدرت در قونیه و گزارشی از روابط مولانا با سیاستمداران؛ ب) تفسیر رابطة رفتارهای سیاسی مولانا با ناخودآگاه سیاسی او؛ ج) تبیین چرایی رفتارها و دلیل وجود تناقض در عمل و اندیشة سیاسی وی. مقاله نتیجه می گیرد که خرده ایدئولوژی ""الزام اطاعت از اولی الامر""، همراهی متدینان با ظلمه و تأیید آنان را توجیه می کند. نیروی عظیم ایدئولوژی مانع آن می شود که فردی چون مولوی یا جامعة او بتواند از تناقضات بنیادین خود آگاه شود. ایدئولوژی نه تنها همه چیز را توجیه می کند، بلکه تناقض ها را طبیعی جلوه می دهد.
بررسی تقابل های دوگانه در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تقابل های دوگانه در آثار هنری و ادبی توجه برخی زبان شناسان، اسطوره شناسان، روایت شناسان و نشانه شناسان معاصر را به خود جلب کرده است. آن ها بر این عقیده اند که از این منظر به درک و دریافت بهتری از آثار ادبی می توان دست یافت.
در این پژوهش با نگاهی دیگر به اشعار خواجه شمس الدین محمد حافظ، به بررسی تقابل های دوگانه یا زوج های متقابل به عنوان یکی از عناصر محوری اشعار او خواهیم پرداخت و چنان که دیده می شود، غالب غزل های حافظ از این ویژگی برخوردارند. برای این غرض 100 غزل از مواضع مختلف دیوان او انتخاب شد. در این غزل ها 637 مورد تقابل دوگانه، یعنی در هر غزل تقریباً 4/6 مورد، دیده شد. این تقابل های دوگانه در سه بخش واژگانی و لفظی (35%)، معنایی و فکری (54%) و ادبی (11%) دسته بندی شده اند. زوج های متقابل معنایی در اشعار حافظ بسامد بیشتری دارند. برخی از این زوج های متقابل زیرشاخة مفاهیم کلانی است که در دیوان خواجه کاربرد بالایی دارند، تقابل هایی نظیر زهد و شادنوشی، نقص و کمال، تهیدستی و توانگری و... . حافظ ازطریق این تقابل ها غزل های خود را تشخّص خاصی داده و سبک شعری خود را از دیگران متمایز کرده است.
تمثیل زنگیان در شعر پارسی (بررسی حکایت های تمثیلی زنگیان از سنایی تا قاسم انوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بردگان، از نژادهای گوناگون، زن و مرد و سیاه و سفید، در جوامع و در میان طبقات اجتماعی مختلف حضوری انکارناپذیر داشته اند. دراین میان، نقش چشمگیر بردگان زنگی شایان توجه است. زنگیان که در آغاز نوبردگانی بیش نبودند و زندگی معیشتی اجتماعی بسیار سختی داشتند، اندک اندک همراه با تحولات جامعه و حضور در جوامع دیگر صاحب اندیشه و منزلت اجتماعی- سیاسی شدند و به عرصه های مختلف، ازجمله حوزة ادبیات، راه یافتند. پدیدآمدن حکایات تمثیلی متنوع و ضرب المثل های فراوانی که زنگیان محور اصلی آن اند گواه این مدعاست. در این نوشتار اهمیت حضور بردگان، ساخت واژگانی- دستوری زنگی، نژاد، خاستگاه و زمینه های زندگی اجتماعی و سیاسی زنگیان مورد توجه قرار گرفته است؛ سپس نمونه هایی از ویژگی های خوشایند و ناخوشایند زنگیان در شعر فارسی بیان شده است. بخش اصلی این نوشتار به بررسی و تبیین حکایات تمثیلی دربارة زنگیان پرداخته است؛ حکایاتی که جلوه هایی گوناگون از ویژگی های جسمی- روحی زنگیان را به تصویر می کشد. برخی از این حکایات در دایرة سنّت گرفتارند و برخی دیگر با گریز از سنّت ها چهرة متفاوتی از زنگیان را مجسم ساخته اند.
بررسی تطبیقی علل پیدایش رمان نویسی در ایران و مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۶
91 - 114
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینه های پژوهشی ادبیات تطبیقی، بررسی بستر تکوینی انواع ادبی و چگونگی رشد و گسترش آنهاست. ادبیات داستانی، به ویژه رمان نویسی یکی از زمینه های جالب توجه و مهم در عرصه پژوهش های تطبیقی است. در این مقاله که به روش کتابخانه ای تهیه شده، علل پیدایش رمان نویسی در ایران و کشور مصر که مهم ترین حوزه ادبیات داستانی ادبیات عرب محسوب می شود، بررسی شده است. این بررسی به منظور پاسخ دادن به این پرسش انجام شده که آیا در بین علل شکل گیری رمان در دو کشور می توان به علل مشترک دست یافت و در صورت وجود چنین عواملی، دلایل این اشتراک چیست؟ رمان به شیوه امروزیِ آن در ایران و مصر، کمابیش، هم ْزمان و درنیمه دوم قرن نوزدهم به وجود آمده است و به دلیل شرایط یکسان سیاسی اجتماعی و شروع نهضت های تجددخواه، عوامل مشترکی در پیدایش رمان نویسی در هر دو کشور نقش داشته اند. در این جستار، علل مشترک پیدایش رمان؛ از جمله پیدایش صنعت چاپ، تأسیس مراکز علمی، ترجمه و تأثیرپذیری از فرهنگ غرب و به وجودآمدن طبقه روشنفکر، توصیف و تحلیل شده و نخستین آثار مهم در این دو بستر فرهنگی معرفی شده است.
سیمای زن در شعر نزار قبانی و فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
83 - 105
حوزههای تخصصی:
زن در جامعه بشری و از ابتدای تاریخ تا کنون، شریک زندگی مرد تلقی می شود و بخش وسیعی از اندیشه ها، احساسات و عواطف مرد متوجه زن می باشد. در همه دوره های تاریخی مختلف ادبیات عرب و ادبیات فارسی، تصویری از زن در قالب شعر و نثر ادبی دیده می شود. این مقاله به بررسی شعر نزار قبانی شاعر برجسته ادبیات معاصر عرب معروف به «شاعرالمرأه»، و هم چنین شعر فروغ فرخزاد که در ادبیات معاصر فارسی به عنوان تاثیرگذارترین «شاعر زن» تلقی می شود می پردازد. از این رهگذر می توان به تأثیر این دو شاعر معاصر در شعر و جامعه معاصر در خصوص جایگاه زن پی برد.
تطبیقی مابین عناصر زبانی سبک اصفهانی و شعر نیمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
173 - 195
حوزههای تخصصی:
بیان اندیشه در ادبیات با زبان صورت می گیرد. از این رو تجلی سبک گوینده در زبان اوست. در دوره های مختلف ویژگی های متفاوتی از زبان به عنوان ویژگی مهم یا درخور توجه، نظر افراد را به خود جلب کرده است. تحولات تاریخی و اجتماعی، و تغییراتی که در زبان هر دوره حاصل می شود، مجموعاً سبب می شود که در هر عصر شاعران یا نویسندگان به زبانی خاص سخن بگویند. در سبک هندی شاعران در تحلیل عناصر و پدیده های اطراف خود، جزئی نگر بوده و در جست وجوی معنای بیگانه، بسیاری از قواعد و هنجارهای مرسوم و سنتی را در هم شکستند. این نوآوری در بطن خود ویژگی هایی را داراست که نیما یوشیج نیز در در نوآوری هایش آنان را به کار برده است. شباهت های حاصله از سنجش این دو سبک، روابطی بینامتنی را مابین آن ایجاد می کند که در این مقاله به واکاوی این تشابهات و تناسبات پرداخته شده است.
تحلیل لمقالات مجله «دراسات فی اللغه العربیه وآدابها»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۸
9 - 37
حوزههای تخصصی:
تهدف هذه الدراسه إلی وضع المقالات المنشوره، ودراسه کمّیه لمقالات مجله «دراسات فی اللغه العربیه وآدابها» منذ عام 2010 حتی 2013 م. قد انجزت الدراسه علی أساس اسلوب تحلیل المحتوی وتحلیل الاستشهاد المرجعی لهذه المجله. وهذان الطریقان یعتبران بعلم الببلیومتریقا. تشتمل اهداف هذه الدراسه علی القسمان: قسم الاول یتناول تحدید التفرق الموضوعی حسب ملخص المقالات وکلماتها الدلیلیه لکل المقاله، وقسم الثانی یشتمل علی تحلیل الاستشهادات المرجعیه حسب المراجع والمنابع. أداه جمع المعطیات هی مشاهده الوثائق وإعداد الفهارس الاولیه. والعینه الاحصائیه لهذه الدراسه تشمل 14 أعداد من مجله «دراسات فی اللغه العربیه وآدابها» منذ عام 2010 إلی 2013، والنموذج الاحصائی لها یشتمل علی 93 مقالاً منشوراً فی هذه الأعداد من المجله.
الفکره الفلسفیه لأدب المهجر الشمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۸
49 - 64
حوزههای تخصصی:
لاشک أنّ الأدب العربی فی أغلبه قدیماً وحدیثاً، لیس أدب المواقف أو النظریات الفلسفیه المتکامله، وإنّما هو أدب اللمعات أو النبضات الفلسفیه، ما عدا الجانب الصّوفی المتفلسف حقاً لدی مدارس الحلّاج (309 ق)، و ابن عربی (638 ق)؛ تلک المدارس الممتده عبر عصور الفکر الصّوفی، سواء ما کتب منها باللسان العربی أو ما کتب باللسان الفارسی، مع أمثال جلال الدین الرومی (672ق)، و فریدالدین العطّار النیسابوری (626ق) وغیرهم. یحاول هذا المقال أن یکشف عن تلک المصادر، والینابیع التی استقی منها أدباء المهجر الشمالی فی آرائهم الفلسفیه حول الموضوعات، والمسائل المختلفه الهامّه کعقیدتهم فی الله، والانسان، والموت والعالم و ... .
صدی الوحده العقائدیه فی أدب المقاومه لحرکه البحرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۱۹
9 - 30
حوزههای تخصصی:
الصحوه الإسلامیه مجموعه من الحرکات الشعبیه التی إنطلقت من أواخر عام 2010، ومنها حرکه البحرین التی إبتدأت منذ 14 فبرایر عام 2011، ولکن هذه الحرکه کانت تختلف عن باقی الحرکات بسبب محاوله الأجهزه البحرینیه الرسمیه، ومحاوله رجال الدین و السیاسه، و کذلک محاوله الکیان الغربی علی وصم حرکه شعبها بأنّها طائفیه. إنّ هؤلاء یرمون حرکه البحرین بالطائفیه ویصفونها بأنّها حرکه الشیعه رداً علی السنّه. فقد إنعکس هذا فی أدب مقاومتها وإثر ذلک إهتم شعراء الحرکه بإبراز الوحده العقائدیه بین مسلمی البحرین من منظور الشیعه والسنّه. إنّ هذا البحث الأدبی یدرس العلاقه بین المقاومه والصحوه الإسلامیه من منظور أدبی، وکذلک کیفیه صدی الوحده العقائدیه فی أدب مقاومه البحرین.
معروف الرّصافی؛ نبذه من حیاته وأدبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۱۹
61 - 67
حوزههای تخصصی:
یعتبر معروف الرصافی أحد أربعه مجیدین من شعراء العراق المحدثین؛ والآخرون هم الزهاوی ، و الکاظمی ، و الشبیبی . ولد الرصافی ببغداد حوالی سنه 1875 م، وتعلّم القراءه والکتابه، وحفظ القرآن فی مکاتب العراق، ثمّ دخل المدرسه العسکریه، ولکنّه نفر منها، وانصرف إلی الدراسه الحرّه والمدارس الدینیه، وقد وجهه شیخه الآلوس وجهه أدبیه. کان الرصافی فقیراً فاشتغل بالتعلیم والصحافه، وعین مفتشاً للغه العربیه بوزاره المعارف، ثمّ انتخب نائباً فی المجلس النیابی، وکانت وفاته سنه 1945م. أنتج الرصافی کثیراً من المؤلَّفات ودیوان شعر کبیر، أکثر فیه من الوطنیات والوصف والاجتماعیات. کان الشاعر کثیر العطف علی البائسین، یصوّر آلامهم، ویستحثّ قومه علی الرّفق بهم، وقد برع فی هذا اللون براعه فائقه لأنه ذاق مراره العیش وقسوه الحیاه.