مبحث اشتغال در زبان عربی عبارت است از این که اسمی مقدم شود و بعد از آن عاملی واقع شود که در ضمیر راجع به آن اسم عمل کند. هرچند در منابع دستور زبان فارسی مبحثی مشابه اشتغال عربی مطرح نشده است اما نظیر این نوع کاربرد در زبان فارسی نیز وجود دارد؛یعنی در آغاز جمله اسمی می آید و بعد از آن فعلی قرار می گیرد که ضمیری به آن فعل متصل است ومرجع این ضمیر همان اسم مذکوراست.با توجه به این که در تحلیل نحوی چنین جمله هایی میان دستورنویسان اختلاف نظر وجود دارد،در این مقاله با بررسی اقسام ضمیر متصل به فعل که مرجع آن در جمله مذکور است - بویژه در متون ادبی و نیز ترجمه های قرآن کریم - جایگاه اشتغال و کاربرد مشابه آن در دستورزبان فارسی تحلیل و تأثیر بلاغی آن از منظر علم معانی تبیین شده است.
مولانا شمس الدین / کمال الدین محمد وحشی بافقی یکی از شاعران نامی ایران در قرن دهم است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق چشم به جهان گشود. ارزش شعر او بیشتر در تأثیری است که در تغییرات سبکی شعر فارسی در سده دهم بر جای گذاشته است و منجر به پیدایش و رشد سبک جدیدی شده است که به سبک بازگشت یا «مکتب وقوع» موسوم می باشد. برجسته سازی از مسایل مطرح در نقد فرمالیستی است که در بررسی ها و نقدهای مرتبط به ادبیّت متن مورد توجه قرار می-گیرد. منظور از آشنایی زدایی درشعر، مجموعه راه کارهایی است که شاعر به واسطه ی آن ها سعی می کند متن را در برابر دیدگان مخاطب، غریبه جلوه دهد، در اثر این امر دریافت معنای متن توسط مخاطب به تاخیرافتاده و متن ادبی آشنازدا می گردد. از تجزیه و تحلیل ترکیبات آشنازدای شعر وحشی می توان به نتایج زیررسید: شاعربیشتر با به کارگیری گروه های اسمی و گاه با ترکیبات اسمی ای که درجملات پیرو قابل تاویل به صفت هستند و نقش وصفی می پذیرند، سعی درآشنایی زدایی داشته است. ازطرفی گره خوردگی این ترکیبات با ایماژهای شعری ازدیگرعوامل برجسته ساز غزلیات وحشی بافقی می باشد. ازدیگرراه-کارهای زبانی وحشی، جهت برجسته کردن کلامش ، مختصرسازی و فشرده سازی هنرمندانه ی مفاهیم، کاربرد شاعرانه ی کلمات گویشی و مثل ها در شعر در سطح واژگان و نحو ، جابجایی ها و تکرارهای برجسته و سایر ویژگی هایی که به غزل وحشی هویت خاص بخشیده است.
منطق الطیر شاهکار بی نظیر عطار در بیان سیر و سلوک عرفانی است. این اثر گزارش یک سفر روحانی دسته جمعی است برای یافتن حقیقت و تجربه ی کمال. انسان امروز که از فقر معنویت رنج می برد و غلبه ی مادیت بر وجودش برایش ملال آور شده است، می تواند با مشارکت در این سفر به جستجوی معنا و حقیقت بپردازد. مرغان نماد سالکانی هستند که قصد سیر و سلوک دارند ولی مشکلات مانع حرکت آنان می شود. عطار با زبان هدهد به عذر و بهانه های آنان پاسخ می دهد و راه حل های مناسبی برای غلبه بر مشکلات سفر مطرح می کند و همراه آنان هفت وادی سلوک را طی می کند تا به درگاه سیمرغ برسند و حقیقت خویش را کشف کنند. در این مقاله موانع و مشکلات این سفر روحانی تحلیل شده و برای غلبه بر آنها راه حل های عملی و کاربردی ارائه شده است. انسان ها در یک حرکت جمعی با مشارکت مسئولانه ی همه ی اعضا و هدایت پیری دردآشنا می توانند به تهذیب نفس بپردازند و خود را برای دیدار با دوست و وصال او آماده سازند.
بازتاب پدیده «کودکان کار» در آثار هوشنگ مرادی کرمانی گستردگی زیادی دارد. از آنجا که خود مرادی کرمانی از کودکی برای گذران زندگی ناچار به کار کردن بوده است، با آسیب ها و تأثیرات مخربی که کار بر روی جسم و روح کودک دارد، آشناست. وی با بیانی ساده و صمیمی و نثری روان به روایت آزارها، چالش ها و دشواری های زندگی کودکان و نوجوانان بسیاری می پردازد که عمدتاً شخصیّت های اصلی آثار او را تشکیل می دهند. در آثار این نویسنده، توجّه ویژه ای به «کودکان-کار» شده است. مرادی کرمانی در داستان های خود به روایت آسیب پذیری کودکان در برابر کار و عوامل زمینه ساز کار کودک و نیز تأثیرات منفی اقتصادی و اجتماعی این پدیده شوم پرداخته است. نویسنده در به تصویر کشیدن بی عدالتی ها و نیز محرومیت ها و کمبودهای زندگی این قربانیان کوچک بی پناه بر روی شخصیت های داستانی اش، توفیق واالایی یافته است. پرسش کلان در این جستار واکاوی آسیب شناسانه کودکان کار در داستانهای هوشنگ مرادی کرمانی است.
حکیم ناصر خسرو قبادیانی در سال 427 ه.ق، براثرخوابی که در جوزجانان دید عزم سفرحجاز کرد. سفر او هفت سال به طول انجامید؛ کتاب سفرنامه ره آورد اوست؛ که از حیث اطلاعات معماری و شهرسازی برخی جوامع از متون معتبرفارسی است. او علم معماری و شهرسازی به معنای امروزی را نخوانده بود؛ اما طی سفر، درباره نوع استحکامات و سیستم تدافعی شهری برخی شهرها و دیه ها، هرچه راکه دیده و شنیده، درست یا نادرست،واقعیت یا افسانه وخوش یا ناخوشایند، همه را ثبت و یادداشت کرده و از مسایلی سخن گفته که در آن دوران حایز اهمیت بود. این مقاله به شیوه توصیفی و تحلیلی نگاشته شده و روش گردآوری اطلاعات آن مبتنی برابزار کتابخانه ای است، که مباحث ذیل را شامل می شود: نوع استحکام بخشی شهرها و دیه ها، نوع مصالح به کار رفته در استحکامات، جزئیات معماری استحکامات، برخی تزئینات به کار رفته در معماری آنها، تأثیر سیستم تکنیکی (و یا تاکتیتیکی) حمله و دفاع در معماری و شهرسازی
آیرونیِ زبانی (verbal irony) یکی از انواعِ شناخته شده ی آیرونی ست. این پژوهش بر آن است تا با شناخت این پدیده ی بلاغی و دقّت در تعاریفِ آن ابتدا تعریف دقیقِ آیرونی زبانی را روشن کند و سپس کرانه های آن را با تفکیک میان تعریف کلاسیک و مدرن مشخّص نماید. سپس به بررسی این پدیده ی بلاغی در کلمات روایت شده از ابوسعیدِ ابوالخیر در نوشته های مقامات نویسان بپردازد. نویسنده برآن است که بوسعید واجد اندیشه هایی ست که در تقابل با مشهورات رایج عرفانی دوران خود قرار دارد. این اندیشه ها در رفتارها و زبانی نمود یافته اند که کاملاً بازنمایاننده ی افکار او هستند.شاید هماهنگیِ اندیشه و زبان بوسعید را در آیینه ی مفهومِ آیرونی بهتر از هر مفهوم دیگری بتوان توضیح داد. نویسنده در این پژوهش برآن است تا با معرّفی و شناخت مفهوم آیرونی راهی به توضیح این هماهنگی ببرد.می توان مدّعی شد که شخصیتی که در مقامات ها از ابوسعید ابوالخیر ترسیم شده است یکی از بهترین شخصیت هایِ آیرونیک ادبیات جهان و سرآمد شخصیت هایِ آیرونیکِ ادب پارسی است. وی هم در اعمال و رفتارهای خویش و هم در سخنان و گفته های خود از رویکردی آیرونیک نسبت به جهان و هستی برخوردار است تا جایی که می توان موقعیت وجودیِ آیرونیکِ ابوسعید ابوالخیر را برخوردار از ذاتی آیرونیک دانست. لازم به ذکر است که تمام نمونه های آیرونی بوسعید ازمتن مقامات بوسعید که با عنوان«چشیدن طعم وقت» به چاپ رسیده بیرون آورده شده است.
بی شک، شاعر انقلاب در هر یک از زمینه های شعری به نوشتن و آفریدن گرایشی ذاتی داشته است و دیدش نسبت به انسان، جهان، مذهب، طبیعت و ... دگرگون گشته است. در شعر بیش از هر چیز، شاعر در پی حس کردن مفاهیم انتزاعی برای مخاطب است که در این روند از کارکردهای فراوانی بهره جسته است. مثلاً کارکرد رنگ یا تعبیرات و اصطلاحات جدیدی که با تعاملات فرهنگی نو پدید وارد شعر شده اند. در این راستا استفاده از صور خیال با بن مایه های تعلیمی اخلاقی یکی از مهم ترین دست مایه های شعرای این دوره بوده است. در این مقاله ضمن اشاره به دگردیسی ساختاری صور خیال در شعر انقلاب اسلامی، به بررسی بن مایه های آن نیز پرداخته می شود. بن مایه های تعلیمی صور خیال در شعر انقلاب را عناصری همانند باورها و اعتقادات، عناصر انقلابی، عناصر خاص فرهنگ شهادت و ... در بر گرفته است.
عقیده به تجلّی ربوبیّت در مظهر بشری، یا مطالعه جمال معنی در آینه طلعت شاهدان، شیوه برخی از صوفیّه در جمال پرستی بوده است. به عقیده این گروه، نظر کردن به نکورویان، به شرط آنکه از روی شهوت نباشد بلکه به قصد اعتبار باشد و ناظر از مشاهده شاهد، به غایب عنایت کند و جمال صانع را در صنع بیند، جایز است. سعدی نیز مانند عارفان منسوب به این مکتب، پرستش جمال صوری و عشق مجازی را راه وصول به جمال مطلق می دانست. مطالعه آثار سعدی و اشارات پژوهندگان نشان می دهد که عوامل و زمینه های متعددی سعدی را مشتاق جمال طلعت نیکورویان کرده است. او زیبارویان و حتی همه هستی را شاهد و مظهر جمال الهی می دانست. از این رو برای مشاهدانِ جمال، در صورت عنصریِ انسانی، شرایطی قایل شده و معتقد است که هر فرد کوردل و ظاهربین و بی بصری، نباید به جمال خوبان بنگرد، بلکه این نظربازی و عشق ورزی، باید عاری از اغراضِ نفسانی باشد. این جستار دیدگاه جمال پرستانه سعدی را در غزلیات وی بررسی می کند و کیفیت، شرایط و عوامل جمال پرستی را در آیینه شواهد اشعار سعدی نشان می دهد.
نگرشی کوتاه به متون تعلیمی بیان می کند که حکایت های عرفانی بایزید مانند فضای کارناوال پر از تصاویری است که بیانگر براندازی و محو مرزبندی هاست. از ویژگی های کارناوالی، برهم زدن ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده از سوی نهادهای برتری جو است. بدیهی است این هنجارشکنی، شامل نهادهای دینی، فرهنگی، اجتماعی می شود. نگارندگان برآنند تا با استفاده از این نظریه، چند حکایت بایزید را بررسی کنند و روش حکایت پردازی او را که برمبناهای کارناوالی و مبتنی بر میزان مرزبندی میان «خود» و« دیگری» است، بازخوانی نمایند. در این روش، میزان مرزبندی، به کم ترین حد می رسد. بایزید با استفاده از ظرافت های زبانی، تک صدایی حاصل از هنجارهای پذیرفته شده را ریشخند می کند و با تداخل صداها و استفاده از تمام توان واژه ها، هرگونه تک روی را به سخره می گیرد که نتیجه آن محو تمایز ایدئولوژی ها و آفرینش طنز عرفانی است.
شعر انقلاب هر چند عمدتاً در حوزه قالب های شناخته شده کلاسیک و نو حرکت کرده است اما فضاهایی تازه و درون مایه ای متفاوت با پیشینه ریشه دار خویش آفریده است. نگاه به انسان و جهان و حرکت در قلمروی اندیشه ها و مضامین مذهبی به گونه ای در شعر انقلاب دیده می شود، که هرگز تا این گستردگی و عمق در سروده های قبل از انقلاب و حتی دوره های دوردست ادبیات ما سابقه نداشته است. توجه به عناصر ارزشی، اخلاقی، تعلیمی، پیوند با تاریخ، تلمیح و تطابق تاریخی حتی خارج از مرز جغرافیایی و تکریم از انقلابیون، بنیادی ترین عوامل نوپردازی در قالب ها هستند. نوگرایی در شعر انقلاب و پس از آن تغییر در زبان و تعبیرات و تازگی مضامین و اندیشه با حفظ قالب بوده است. پیوستگی معنایی در قالب های کهن پس از انقلاب و انسجام در نظم عمومی تازگی دارد. بنیان های عقیدتی انقلاب، در قالب موجب رواج اصطلاحات رایج فرهنگ دینی شد و این امر خود راه گشای بسیاری از نوآوری ها در قلمروی تعبیرات و ارتباط های واژگانی بود.
داستان، بازنمایی از زندگی انسانی است که خواننده تلاش می کند؛ خود را در آن بیابد، خود را به آن برساند و یا خود را از آن دور سازد. در درون خود رمزها و رازهایی دارد که اگر خوب بازگشایی شود ترجمه هر کدام از آن ها، زندگی بشریت را خوب معنی می کند، و تعلیم هر یک، برگی بر باروری آن می افزاید. این نوشته می خواهد؛ داستان پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی را رمزگشایی کند. با استفاده از قواعد ساختار گرایی آن را بشکافد و با اراده تعلیمی و آموزشی، شکل و محتوای آن را تبیین و توضیح دهد. ایضاح صحنه های مختلف داستان، آشنایی با مزه تلخ و شیرین روان شناختی آن بر زاویه دید مخاطب قدرت و دقت خواهد بخشید. در مجموع نوشته هایی که در مورد این داستان ملاحظه شد، به نظر می رسد با این شیوه و فرایند، تحقیقی درباره آن صورت نگرفته باشد، امید است مقبول نظر استادان و مورد استفاده پژوهندگان قرار گیرد.
دو اصطلاح عرفانی «تحقیق و تقلید» از اصطلاحات بنیادین عرفان اسلامی هستند. این دو اصطلاح، هر چند در سیر و تطور تاریخی خود در متون عرفانی و در مواضع گوناگون کاربردهای وسیع و گسترده ای داشته اند، لیکن در معانی و مفاهیمی به کار رفته اند که بیشتر مشایخ بزرگ عرفان اسلامی در آن اتّفاق نظر دارند. این اصطلاحات بنیادین در متون عرفانی تعلیمی محصور و محدود نشدند و ضمن حفظ مفاهیم اصطلاحی خود، با مضامین نغز و شیوایی به شعر و ادب فارسی نیز راه یافتند. در این نوشته، ابتدااز متون کهن عرفانی دیدگاههایمشایخ بزرگی چون ابو نصر سرّاج، ابو عبدالرحمن سلمی، ابن عطا و مُستملی بخاری را در باب دو اصطلاح عرفانی «تحقیق و تقلید»ذکر می کنیم، سپس تعاریفی را که برای نخستین بار از سوی هجویری در کتاب کشف المحجوب در باب این دو اصطلاح ارائه شده، مطرح می نماییم و متعاقباً سیر و تطور معنایی این دو اصطلاح مهم عرفانی را در دوره میانه و در آراء و دیدگاههای عرفایی چون عین القضات همدانی، محمد غزالی، نجم الدین رازی و عزیز الدین نسفی بررسی نموده، سر انجام به نحوه و چگونگی کاربرد وسیع این دو اصطلاح عرفانی در اشعار سه شاعر برجسته عرفان و ادب فارسی، سنایی و عطار و مولوی می پردازیم.
الصحوه الإسلامیه مجموعه من الحرکات الشعبیه التی إنطلقت من أواخر عام 2010، ومنها حرکه البحرین التی إبتدأت منذ 14 فبرایر عام 2011، ولکن هذه الحرکه کانت تختلف عن باقی الحرکات بسبب محاوله الأجهزه البحرینیه الرسمیه، ومحاوله رجال الدین و السیاسه، و کذلک محاوله الکیان الغربی علی وصم حرکه شعبها بأنّها طائفیه. إنّ هؤلاء یرمون حرکه البحرین بالطائفیه ویصفونها بأنّها حرکه الشیعه رداً علی السنّه. فقد إنعکس هذا فی أدب مقاومتها وإثر ذلک إهتم شعراء الحرکه بإبراز الوحده العقائدیه بین مسلمی البحرین من منظور الشیعه والسنّه. إنّ هذا البحث الأدبی یدرس العلاقه بین المقاومه والصحوه الإسلامیه من منظور أدبی، وکذلک کیفیه صدی الوحده العقائدیه فی أدب مقاومه البحرین.