ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۶۱ تا ۳٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۰۶۱.

سلامان و ابسالِ فیتزجرالد جامی: بررسی بازنویسی فیتز جرالد از منظومه عرفانی جامی بر اساس دیدگاه لفویر (۱۹۹۲)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۷
این مقاله به شیوه کیفی- تبیینی و مبتنی بر مبانی بحث «بازنویسی» در «مکتب دست کاری» نشان می دهد که چگونه و به چه ترتیب فیتزجرالد با کاربست دو رویکرد بوطیقایی و ایدئولوژیکی پیشنهادی لفویر (۱۹۹۲)، روایت منظوم جامی را «بازنویسی» کرده است. بوطیقا، تبعیت از قواعد عصر و ایدئولوژیک، ناظر به نقش حامیان است. یافته ها نشان می دهند تغییرات متعدد فیتزجرالد، نه فقط به دلیل تفاوت های زبانی و بوطیقایی که به دلیل تطبیق با بافت فرهنگ و ایدئولوژی زمانه خود بوده است. ازجمله مهم ترین نتایج این پژوهش، نمایش نحوه بازنمایی فرهنگ عرفان ایرانی در بازنویسی های فیتزجرالد است. او با ایجاد تغییرات در متن اصلی، تصویری متفاوت و گاه خیال انگیز از فرهنگ و ادبیات ایرانی، به ویژه ادبیات عرفانی ارائه داده است؛ تصویری که بیشتر با تصورات و انتظارات مخاطبان غربی همخوانی دارد. همچنین، فیتزجرالد این منظومه را به گونه ای بازنویسی کرده که با سرمایه فرهنگی در شبکه های فرهنگی و اجتماعی انگلستان مطابق باشد. این بازنویسی ها شامل انتخاب واژگان جدید، تغییر ساختار جمله ها و حتی حذف یا افزودن بخش هایی از متن اصلی بوده است تا اثر نهایی برای مخاطبان انگلیسی جذاب تر باشد. درنتیجه، بازنویسی های فیتزجرالد نه فقط ترجمه ای ساده نیست که فرایندی پیچیده از بازنویسی و بازنمایی فرهنگی است که در آن ایدئولوژی، بوطیقا و انتظارات اجتماعی نقش مهمی ایفا کرده اند. این یافته ها به درک بهتر از نحوه تعاملات فرهنگی میان شرق و غرب در دوران مدرن کمک می کند و نشان می دهد که ترجمه ها و بازنویسی های ادبی چگونه می توانند وسیله ای برای انتقال و تحول فرهنگی باشند.  
۳۰۶۲.

خوانش تطبیقی کارکردهای زبانی در اشعار پایداری جابر الجابری و محمد کاظم کاظمی با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۰
عناصر سازه ای فرآیند کلامی در پیام، به عنوان نقش یا کارکردهای متفاوتی ظاهر می شوند که ماهیت و ساختار کلام را شکل می دهند. نظریه ارتباطی، یکی از منسجم ترین طرح های کنش کلامی است که توسط رومن یاکوبسن فرمالیست و نظریه پرداز روس مطرح شده است. الگوی ارتباطی یاکوبسن با شش عامل شکل دهنده در یک کنش ارتباطی آغاز می شود. وجود سه عامل اصلی فرستنده، گیرنده و پیام و سه عامل فرعی زمینه، رمز و تماس در شکل گیری فرآیند ارتباطی ضروری است. جابر محمّد عباس الجابری(مدین الموسوی) از شعرای برجسته مبارز عراقی است. محمّدکاظم کاظمی شاعر مهاجر افغانستانی است که نقش برجسته ای در رشد و بالندگی شعر مقاومت افغانستان داشته است. پژوهش حاضر بر آن است با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی کارکردهای زبانی گفتمان پایداری جابر الجابری و محمّد کاظم کاظمی با تکیه بر الگوی ارتباطی رومان یاکوبسن بپردازد تا با توجه به مؤلفه های ارتباطی در نظریه مذکور بتواند به خوانشی نوین از شعر پایداری این دو شاعردست یابد. یافته های پژوهش بیانگر آنست که نحوه به کارگیری کارکردهای ششگانه زبانی در شعر جابری و کاظمی با توجه به بافت و پیام شعری شان با هم متفاوت است. جابری و کاظمی در انتقال پیام پایداری و مبارزه به ترتیب أهمیت از نقش زبانی ارجاعی، عاطفی، ترغیبی و همدلی بهره برده اند. کارکرد ارجاعی در شعر جابری و کارکرد عاطفی در شعر کاظمی، بارزترین کارکردهای زبانی بکار رفته در گفتمان پایداری این دو شاعر هستند.  
۳۰۶۳.

بررسی تطبیقی بازتاب جلوه های مقاومت در اشعار علی الجلاوی و حامد عسگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۴
ادبیات مقاومت، تلاش های یک نسل مبارز برای آزادی سرزمین، دین، فرهنگ و سنت های خود از سلطه متجاوزان را برای همگان در بیان فخیم شعری و ادبی ترسیم می کند. آثار شاعران متعهد همچون حامد عسکری از ایران و علی الجلاوی از بحرین میراثی ارزشمند در عرصه شعر مقاومت دو سرزمین است. مضامین و جلوه های ادبیات مقاومت، پیوندى مشترک میان این دو شاعر برقرار کرده است. با توجه به اینکه مقایسه بن مایه های پایداری در اشعار شاعران زبان فارسی و عربی زمینه ساز تبیین شباهت ها و تفاوت ها بین آن ها می شود؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، به واکاوی برجسته ترین مفاهیم و مضامین مشترک این دو شاعر در عرصه ادبیات پایداری بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که درون مایه شعری دو شاعر در زمینه ادبیات مقاومت با هم اشتراک داشته و هر دو در این حوزه به انعکاس مؤلفه هایی همچون وطن دوستی، توصیف جایگاه شهدا، دعوت به مقاومت و پایداری، نفرت از جنگ و ویرانی، اشاره به نهضت عاشورا و آرمان گرایی (امید به آینده با ظهور منجی) پرداخته اند.
۳۰۶۴.

برجسته سازی های زبانی در اشعار آیینی سید حمیدرضا برقعی برمبنای الگوی زبان شناختی لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۶
مقاله حاضر برجسته سازی های زبانی در اشعار آیینی سید حمیدرضا برقعی (۱۳۶۲) را برمبنای الگوی زبان شناختی جفری لیچ (۱۹۳۶- ۲۰۱۴) بررسی می کند. اشعار آیینی برقعی به سبب برخورداری از عوامل برجسته سازی های زبانی - شامل هنجارگریزی و توازن- در بین آیینی سرایان معاصر امتیازات خاصی دارد؛ ازاین رو نگارندگان به شیوه تحلیلی توصیفی مبتنی بر متن اشعار برقعی با پاسخ به این پرسش ها که کدام مؤلفه های برجسته سازی در شعر برقعی دیده می شود، وی در به کارگیری کدام عناصر مهارت بیشتری از خود نشان داده و برجستگی های زبانی او در راه انتقال عاطفه و اندیشه های شاعر چقدر مؤثرند؟ کوشیده اند برجسته سازی های زبانی شاعر را طبق الگوی زبان شناختی «جفری لیچ» تبیین کنند. بررسی های انجام شده نشان می دهد برقعی از مؤلفه های هنجارگریزی و قاعده افزایی (توازن) در شعر خود استفاده کرده است و هنجارگریزی ها و توازن های معنایی در شعر وی بر دیگر مقوله های هنجارگریزی و قاعده افزایی افزونی دارند. برقعی از بین هنجارگریزی های معنایی به ترتیب انسان پنداری و جسم پنداری ازطریق شگردهای استعاره، کنایه و تشبیه را بیش از دیگر عناصر به کار برده است و از بین شگردهای قاعده افزایی، عناصر حاصل از مشابهت نسبت به عناصر حاصل از تضاد بسامد بیشتری دارند؛ پس می توان گفت عوامل برجسته سازی های زبانی در کنار زبان فصیح و روان شاعر، نشان دهنده برخورداری شاعر از توانایی به کارگیری قابلیت های متنوع زبانی و اعتلای جایگاه شعر اوست.
۳۰۶۵.

بررسی تصویر«بهشت» و «جهنم» در سوره غاشیه با تکیه بر نظریات فلسفه زبان، مطالعه موردی: نظریه ارجاعی و کاربردی معنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۵۶
 بحث معناداری گزاره ها مهم ترین موضوع در فلسفه زبان قرن بیستم است که با دو نظریه پربسامد روبه رو شد؛ نظریه ارجاعی و کاربردی؛ نظریه ارجاعی کلیه گزاره هایی را که غیرقابل ارجاع مستقیم به مدلول و غیرقابل آزمایش تجربی بودند را بدون معنا می دانست؛ از سوی دیگر نظریه کاربردی با دو زیر شاخه؛ «معنا به مثابه کاربرد» و «بازی های زبانی» کلیه گزاره ها را طبق منطق خود بامعنا می دانست. یکی از مهم ترین گزاره های قرآنی بحث تصویرسازی است که در این تصاویر، موضوع بهشت و جهنم از بسامد بالایی برخوردارند. پژوهش حاصل با روشی توصیفی تحلیلی سعی در بررسی معناداری گزاره های تصویری در مورد بهشت و جهنم در سوره غاشیه دارد. پس از تحلیل، مشخص شد که طبق نظریه ارجاعی، تنها دو گزاره از گزاره هایی بهشت و جهنم در سوره غاشیه بدون معنا هستند. همچنین مهم ترین موضوعی که نتیجه این پژوهش است، آن بود که طرفداران نظریه ارجاعی گزاره های دینی را بدون معنا می دانند اما تصویری که بهشت و جهنم را در سوره غاشیه ترسیم می کند  86 درصد بامعنا هستند؛ یعنی در صورت انکار گزاره دینی نیز، انکار بامعنا بودن این تصاویر و درنتیجه واقعیت آن ها غیرممکن است.
۳۰۶۶.

تحلیل روایت شناختی سوره قصص بر مبنای نظریه رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۵۹
قرآن کریم علی رغم اینکه یک کتاب هدایتگر و راهگشا در مسیر نیل به سعادت و نیکبختی انسان هاست، در سرتاسر آن، نوعی از روایت ها و حکایات مختلف به چشم می خورد؛ در ذیل بیان یک نکته مهم اخلاقی، هشدار به بندگان، منع از اعمال ناشایست، دلگرمی دادن به پیامبر(ص) و مؤمنان و... گاهی به خلاصه ترین شکل ممکن و با کم ترین الفاظ، روایتی را عرضه می دارد تا از این طریق، مقصود خویش را به مخاطب القاء کند. با توجه به فراوانی بکارگیری روایت در آیات قرآن، شناخت اینگونه از کلام و ویژگی هایش در مسیر درک بهتر آیات و چرایی کاربرد آن ها به صورت متعدد و متفاوت، ضرورت خاصی پیدا می کند. یکی از شیوه های نیل به چنین مرادی، بررسی و تحلیل روایت شناختی قرآن می باشد؛ تحلیل روایت شناسی سوره قصص در دو سطح داستان و گفتمان بر مبنای نظریه ادبی «رولان بارت» و با تبیین جزئیاتِ آن که زاویه دید جدیدی در بین روش های تحلیل ادبی است که به کشف و بررسی لایه هایی از مفاهیم سوره قصص که شاید دور از کانون توجه مانده باشد کمک می کند. روایت شناسی داستان های سوره قصص مشخص نمود که اپیزود های حاشیه ای و کوتاه ترین نمایه ها و کاتالیزور ها نقش پررنگی در فهم غرض داستان و مفهوم آیه ایفا می کنند؛ همچنین روشن می سازد که شیوه خاص داستان سرایی قرآن، گاه با کم ترین الفاظ و کوتاه ترین متن، مخاطب را بصورت هدفمند به مقصد اصلی روایت که هدایت الهی است رهنمون می سازند.
۳۰۶۷.

مطالعه تطبیقی انسجام بخشی آرایه مراعات نظیر در مراثی حسینی اشعار سید بحرالعلوم و میر عزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۶۵
رثای امام حسین(ع) و اشعار عاشورایی در ادبیات عربی و فارسی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ تاآنجاکه شاعران به زوایای مختلف آن پرداخته اند و تعزیه سرایان نیز چشمگیرترین بخش از اشعار خود را به آن اختصاص داده اند. مقاله حاضر با تمرکز بر اصل انسجام که مهم ترین معیار شکل گیری متن است و به روابط موجود در متن اشاره می کند، سعی در بررسی تناسب میان عناصر متن از طریق مراعات نظیر دارد. سید بحرالعلوم و میرعزا از این آرایه ادبی که باعث تناسب میان اجزای متن، تداعی معانی، مضمون پردازی ادبی و در نهایت انسجام متن می شود، بسیار بهره برده اند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، کارکرد صنعت مراعات نظیر و انسجام حاصل از آن را، در اشعار این دو سراینده به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار می دهد. از دستاوردهای پژوهش این است که هر دو شاعر با توجه به مضامین گوناگون (ستایش امام حسین(ع)، ماتم اهل حرم، اندوه قدسیان، عظمت روز عاشورا و...)، مراعات نظیر را از طریق تلفیق با آرایه های ادبی دیگر مانند: تشبیه، تضاد، استعاره، کنایه و تلمیح در جهت ایجاد هماهنگی و تناسب معنایی، به کار می گیرند. هر دو شاعر، متنی منسجم دارند اما اشعار میرعزا با توجه به اینکه مخاطب اشعارش از نوع عوام است، عاطفه حزن درآن نمود بیشتری دارد و ابیات نیز ساده تر و روان تر از ترکیب بند بحرالعلوم است.
۳۰۶۸.

ژست و صیرورت سوژه در غزلی از مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۲۴۵
جستار حاضر به مفهوم ژست و صیرورت سوژه در غزلی از مولوی با رویکردی پدیداری و ژستیک می پردازد. برای تبیین چگونگی عملکرد ژست به عنوان پدیدار، ابتدا تعریف و کارکرد آن در جهان هستی سوژه مورد بررسی قرار گرفته است؛ سپس ژست در جهان درونی سوژه، به مثابه پدیدار در جهان بیرونی نشان داده شده و برای این مهم از پدیدارشناسی هگل بهره گرفته شده است. مسئله و هدف این است که چگونه سوژه در فرایند صیرورتی، ساحت های مختلف را طی می کند و در این مسیر چه عاملی سبب می شود او ژست های خود را شناسایی کند و سپس آنها را بزُداید. فرض اصلی پژوهش این است که سوژه به میانجی و معیت سوژه ژستیک (دیگریِ خود) که عامل اصلیِ حرکت سوژه است، ساحت های حضور را طی می کند. بدین سیاق، از وضعیت ناآگاهی عبور می کند و در مسیر استعلا قرار می گیرد. در این مسیر سوژه با صیرورت و رخدادهای پی در پی به آگاهی و سپس به خودآگاهی می رسد. نتیجه پژوهش نشان می دهد هستی شناسی و استعلا یافتن به نقطه ای ساکن منتهی نمی شود، بلکه استعلا و شناختِ هستی منوط به صیرورت استعلایی سوژه هست مند می باشد؛ سوژه ای که در این فرایند، سه ساحت حضوری، پیشا-رخداد، رخداد و پسا-رخداد را رقم می زند. این سه ساحت حضوری، معادل ساحت های پدیدارشناسی است که مسیر نوینی در موقعیت هستی شناختی سوژه می گشاید.  
۳۰۶۹.

بازنمایی «لکه»، با تکیه بر وجه استعاری «چشم» و «نگاه خیره» در رمان شهری که زیر درختان سدر مرد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
دستاوردهای «ژک لکان» در زمینه روان کاوی ساختاری، انقلاب بزرگی در حوزه نقد پسامدرن به وجود آورده است. «نگاه خیره» و «چشم» از ایده های کلیدی لکان به شمار می رود. به عقیده او نگاه خیره میل ناممکن ناخودآگاه را می نمایاند؛ درحالی که چشم ماهیت بصری دارد و به خودآگاه اشاره می کند. امکان مرئی شدن شیء در زیر نگاه خیره، «لکه» ای را در نظم تصویری برجای می گذارد. لکه هر لحظه تصویر را به کام خود می کشد و سوژه را مضطرب می کند. از میان نویسندگان ایرانی آثار خسرو حمزوی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فهم جایگاه این نویسنده بدون بررسی رمان شهری که زیر درختان سدر مرد ، از منظر روان کاوانه میسر نخواهد شد. هدف از نگارش مقاله حاضر تحلیل رمان یادشده با به کار گیری نظریه لکان و با محوریت مفاهیم «نگاه خیره»، «چشم»، «ابژه مفقود»، «دیگری بزرگ»، «همان انگاری» و «لکه» است. طبق نتایج به دست آمده شخصیت «جریر» در قالب ابژه تماشا کارگزاری مشابه «ابژه مفقود» دارد. نگاه سوژه کیان به دنبال چیزی می گردد که در ورای تصویر گمشده است؛ ولی تصویر در زیر نگاه جریر به لکه مبدل می شود. رمان یادشده به لحاظ پیچیدگی روانی شخصیت ها قابلیت بررسی از جنبه های روان کاوانه را دارد و نظریه لکان الگوی مناسبی برای بررسی این اثر است.  
۳۰۷۰.

نقد جامعه شناسانه رمان رؤیای تبت فریبا وفی براساس الگوی پیر و. زیما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۴۰
در آغاز قرن بیستم، زنان نویسنده تلاش کردند تا از طریق نوشتن، نحوگریزی و گسیختگی در زبان، ساختارهای شکل گرفته مردسالارانه را بشکنند و زن را از ابژه به سوژه تبدیل کنند. بنابراین، در ادبیات معاصر میان زبان و نوشتار زنانه ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. رؤیای تبت اثر فریبا وفی را می توان بازترسیمی از جامعه زمان وی دانست. در رویکرد جامعه شناسی زیما، زبان نقش پررنگی در بازترسیم پدیده های اجتماعی دارد. جستار حاضر، با انجام بررسی سوسیوکریتیک در حوزه نقد ادبی، به تحلیل متن که دربردارنده ایدئولوژی معین و گفتمان اجتماعی (سوسیولکت) زنانه و نیز تأثیر متقابل آنها بر واژه، معنا و نحو می پردازد. از دیدگاه زیما محتوا و فرم اثر در یک سمت وسو قرار می گیرند و بدین ترتیب متن ادبی همانند یک نشانه در نظر گرفته می شود که دربردارنده دال و مدلول های بسیار است. در حوزه واژگانی گفتمان خاص متن از خلال دوقطبی های معنایی کلمات و مفاهیم کلیدی نمایان می شود. این گفتمان حوزه واژگانی مرتبط با شرایط اجتماعی -زبان شناختی می سازد تا جایی که زبان همانند مؤلفه ارتباطی میان متن و دوقطبی های معنایی عمل می کند که در تضاد با طبقه بندی های معنایی جامعه مردسالار قرار می گیرد. در رؤیای تبت ، ایجاد تقابل ها و دوقطبی های معنایی و مفاهیم جدید که نتیجه دوگانگی و تزلزل ارزش ها و ثمره دگرگونی هایی است که وضعیت اجتماعی به وجود آورده است، به جایگاه نامطمئن و بی ثبات راوی منتهی می شود و بدین ترتیب سوژه مورد تردید قرار می گیرد.
۳۰۷۱.

A Comparative Analysis of Birds as Archetypes in the World Literature: A Jungian study of Selected Poems by Attar, Coleridge, and Agbemabiese(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۶۹
World literature investigates literary works that circulate beyond their cultures and demonstrates what like-but-unlike is. It considers a certain motif and sees how it represents its cultural aspects. . The Jungian archetype of the bird is the common thread that has been analyzed in this comparative study. Bird’s flight sheds light on metaphysical ascendance and transcendence. Moreover, the bird archetype conveys meanings associated with death, rebirth, awareness, consciousness, enlightenment, and wisdom. This article compares the archetype of birds in the poetry of Attar’s The Conference of the Birds (1177), Coleridge’s The Rime of the Ancient Mariner (1992), and Agbemabiese’s “ Sankofa” (2008). The reason for such a choice is that, although they belong to different ages and literary heritages, all three portray a journey toward an individual’s Self-perfection.  These poets utilize the bird archetype to manifest how Simurgh , Albatross, and Sankofa, reveal their archetypal meanings in Persian, English, and African cultures. By a comparative method based on Jung’s archetypal “process of individuation”, the bird is a uniting archetype, that represents the “Self” in Jung’s terminology. Binding the poetry of these nations demonstrates that through a self-realization journey, the individual can achieve perfection or become one with the whole.  
۳۰۷۲.

Dominance of the Natural: A Comparative Reading of Thomas Hardy's Tess of the d’Urbervilles and Sadeq Chubak’s Puppetry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۷۱
The present article seeks to read Thomas Hardy’s Tess of the d’Urbervilles and Sadeq Chubak’s Puppetry (Kheymeh-Shab-Bazi in Persian) in order to demonstrate their similar treatment of both ‘the natural’ and the fate of human beings when positioned in contrast with the natural. Hardy and Chubak, despite belonging to distinctive contexts, were both under the influence of the premises of Naturalism. The present paper aims to explore these two works of fiction in order to compare the way both authors employed the Naturalist literary trend in their style of writing, characterization, and perspective. Both authors employed an objective viewpoint, pretty similar to how scientists approach their object of study; they kept their distance from their narrations, with no particular effort to interfere in or to comment on the occurrences of such narrations. This research focuses on how, through utilizing Naturalistic principles, they endeavored to expose the quivering position of human beings when exposed to the powerful impacts of the natural. The study focuses on their similar approaches towards apparently dissimilar issues which, despite the considerable discrepancy concerning the socio-cultural contexts of their works, lurked below the surface of the fiction they produced.  
۳۰۷۳.

آسیب شناسی بلاغت زبان براساس نظریه نقش گرا (با تکیه بر داستان یکی بود و یکی نبود جمالزاده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
زبان شناسی نقش گرا که نشأت گرفته از مکتب نقش گرا است، توانایی ها و خلاقیت های مؤلف در استفاده از نظام گفتاری و نوشتاری زبان، جهت نظام بلاغی و کارکردهای دیگر زبان را مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. صاحب نظرانی چون مارتینه، یاکوبسن و هلیدی برای زبان نقش های گوناگونی را بر شمرده اند.که از این میان نقش های شش گانه: ارتباطی، ارجاعی، ترغیبی، عاطفی، محمل اندیشه و آفرینش ادبی از همه مهم تر و مشهورتر است که در این مقاله در داستان «فارسی شکر است» اثر محمدعلی جمالزاده، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از این دیدگاه، جمالزاده به عنوان پیشاهنگ داستان نویسی کوتاه فارسی با آگاهی از ظرفیت های بالقوه زبان فارسی و با تسلط بر فنون روایت، توانسته به خوبی از نقش های شش گانه کلام برای ایجاد جذابیت های ادبی بهره گرفته به آسیب شناسی بلاغت زبان بپردازد. او در این داستان به شیوه هنرمندانه و به طور ملموس و عملی، مهم ترین و خطرناک ترین آسیب زبان را که بیگانه مآبی مفرط و نابه جاست به مخاطب گوشزد کرده، آن ها را به استفاده طبیعی از زبان برای بلاغت آن ترغیب می کند.
۳۰۷۴.

تحلیل گفتمان دو روایت مختلف از رویداد تاریخی جنگ قلعه دمدم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
شکل گیری ادراک و دریافت فرد از موضوعی یک فرایند نظام مند است که بازنمایی آن در زبان و نشانه ها با عنوان گفتمان مطرح می شود. روایت ها نیز به منظور بیان ادراک و دریافت افراد از پدیده ها و مسائل پدید می آیند؛ ازاین رو نسبت روایت و گفتمان به هم، این گونه قابل ترسیم است که روایت گفتمان خاصی را بازنمایی می کند. بر این مبنا گفتمان را باید عاملی درونی و زیرساختی تلقّی کرد که در جهت بخشی معنایی و حالت دهی به پیکره کلّی روایت نقش تعیین کننده دارد. از این جنبه قابل دریافت است که خاستگاه اختلاف دو روایت از یک رویداد نیز به گفتمان های متفاوتی مربوط می شود که به عنوان بافت و بستر از آنها پدید آمده اند. رویداد تاریخی جنگ قلعه دمدم نیز در تاریخ عالم آرای عباسی و رمان دمدم، اثر عرب شَمو، داستان نویس کُرد، به شکل دو روایت کاملاً متفاوت بازگو شده است؛ طوری که شخصیت اصلی به عنوان سوژه کنشگر، در این دو اثر دو هویت مختلف دارد و کنش ها و واکنش های وی در دو جهت کاملاً مختلف معناگذاری و ارزشگذاری شده است. در این پژوهش موقعیت سوژه، موضعگیری راوی و رویدادهای مهّم در دو روایت نامبرده از منظر تحلیل گفتمان بررسی شد و نتایج، دالّ بر این است که خاستگاه ارزش گذاری و معناگذاری های متفاوت در این دو روایت، به تقابل گفتمان های حاکم بر آنها مربوط می شود. روایت تاریخ عالم آرا مبتنی بر گفتمان حاکمیت محور است که رویکرد تمرکزگرایی در قدرت را دنبال می کند و روایت رمان دمدم نیز برآمده از گفتمان اقلیت محور است که خواهان تمرکززدایی از قدرت حاکمیت است.
۳۰۷۵.

ضمایرِ خاصِ تشبیهی، نادرترین شاخصه سبک شخصی بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۱
یکی از عوامل دیریابی و مغلق بودن آثار بیدل دهلوی گریز از سنّت های متعارف و رایج زبانی و دستوری و نحو ستیزی های ابهام آفرین و کاربست ساختارهای بیگانه و آشنایی زدایی شده است که منجر به شکل گیری سبک شخصی و منحصر به فرد در دل کلان سبک ها می-شود. یکی از این ویژگی های سبکی شخصی، حضور «ضمایرِ خاصِ تشبیهی» به عنوان یکی از نادرترین و ابهام آفرین شاخصه های سبکی وی است. در این نوع ترکیب ها، ضمیری که به عنوان مضاف الیه به کار می رود، دیگر متعلق به مضاف نیست، بلکه خود مضاف است. نویسندگان در این جستار، ضمایر خاص تشبیهی را در اشعار بیدل دهلوی به شیوه توصیفی و تحلیلی مورد مطالعه قرار داده اند. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی در آثار خود به شکل بی سابقه و با بسامد بالا از ضمایر شخصی جدا و پیوسته اول شخص و دوم شخص، به عنوان مشبّه و برای عینیت بخشی استفاده می کند. هدف از کاربرد این گونه تشبیهات، عینیت بخشی به بنیادی-ترین اصل عرفانی بیدل، یعنی عجز و ناتوانی نوع بشری در مقابل معشوق ازلی است و بیدل برای این منظور از عناصری نظیر: غبار، حباب، شبنم، قطره و... استفاده می کند و در این میان به ترتیب کاربست ضمایر متصل اول شخص (= َم) و منفصل (من و ما) بیشترین بسامد و ضمایر متصل دوم شخص (= َت) و منفصل (تو) و (شما) بسامد کمتری نسبت به ضمایر اول شخص داشته اند.
۳۰۷۶.

طبقه بندی و تحلیل ساحت های محتوایی اشعار میرزاعبدالله گرجی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۵۸
میرزاعبدالله گرجی اصفهانی ازجمله اطعمه سرایان شاخص قرن سیزدهم بوده که با توسل به یکی از شاخه های مرتبط با طنز یعنی نقیضه سازی، اشعار درخور توجهی سروده و از خلال آن، هم هنر طنزپردازی خود را نشان داده و هم کمبودها و کاستی های موجود در زمانه خویش را به تصویر کشیده است. نویسندگان بر آن بوده اند در وهله اول، تعریفی واحد از نقیضه ارائه دهند و به دنبال آن کوشیده اند نقیضه های گرجی اصفهانی را واکاوی کنند. هدف این مقاله بررسی ریزبینانه و جزءنگرانه نقیضه ها از طریق تحلیل محتوایی و رسیدن به اطلاعات ارزشمندی است که کمتر بدان توجه شده است. از خلال این نقیضه ها می توان به چهار ساحت بسامددار در اشعار شاعر پی برد. در ساحت «روانشناختی و فردی» شاعر با ابراز اشتیاق افراط گونه خود به خوراکی ها درصدد است تا به نوعی هم کمبودها و کاستی های عاطفی و روانی خود را ابراز کند و هم میل به خوردن را از طریق دیدن و بوییدن و چشیدن و حتی لمس کردن غذا نشان دهد. ساحت «فرهنگی و اجتماعی» اشعار میرزاعبدالله گرجی اصفهانی حاوی اطلاعات مفیدی است که در خصوص باورهای عامیانه مرتبط با خوراکی ها ارائه گردیده است. ساحت «تاریخی و اقتصادی»، معطوف به تاریخ عصر شاعر، روابط با کشورهای همسایه و اوضاع اسف بار اقتصادی و پیامدهای ناگوار آن چون فقر و گرسنگی و قحطی است. در ساحت «دینی و مذهبی» هم شاعر به انتقاد از زاهدان ریایی و تفاوت ظاهر و باطن آنان پرداخته است. بخشی از این چشم اندازها به ویژه در رویه های ظاهری اشعار، سرگرم کننده و طنزآمیز است؛ اما با نقب زدن به لایه های پنهانی این نقیضه ها طنز تلخ و جنبه های انتقادآمیزی نمایان می شود که در شناخت زندگی و زمانه شاعر بسیار حائز اهمیت است.
۳۰۷۷.

واکاویِ ریشه های میترائیسم در اسطوره شناسیِ رومانی (بررسیِ موردی زالموکسیس) بر اساس تحلیل لایه ای علت ها از مَنظرِ سُهیل عِنایت الله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۳۳۷
بیان مسئله : اسطوره رومانیاییِ زالموکسیس یکی از اسرارآمیز ترین اساطیرِ مِلل که چندان واکاویِ خاصی بر ریشه شناسیِ نامِ وی در ادبیاتِ الهی/هنری نشده (ولو نه از ضعفِ منبع که شاید عمدی هم باشد) با این مَثَل که دغدغه برای هنرمند اکسیژن است!! اساس کارمان گردید، ولی در هر حال ما با تکنیکِ تحلیل لایه ای علتها (ابداعِ سُهیل عنایت الله)، متونِ میرچا الیاده و تجاربی شخصی کوشیده تا این اسم به تجلی دیگری که میباست، برسد که نتیجه به این نام گره خورد، مِهر/میترا. هدف : همچنین سعی داشته در قسمتِ فرعی تر به اشتراکات فرهنگی 2 کشورِ ایران-رومانی نیز توجه کافی شود اما با دیدی تشویقی، نه تبلیغیِ محض. روش تحقیق : و روش کار کیفی و کاربردی، توصیفی-تحلیلیست و منابعمان هم از شیوهِ کتابخانه ای و جوانبی میدانی (تجربی) گردآوری شده. جمع بندی : پیشنه مستقیمی نداشتیم؛ اشاره میشود ولی ضمن چند بُعدی بودنمان فرجام که به تفکیک و اشتراکات فرهنگها به زبان روح هنر میپردازد لیکن این نکته را نیز برای اولین بار در تاریخ جهان معرفی داشته که تا کنون اشاره نشده است : مسیر حرکت ارتشِ مِهری/میترائیسم از ایران به جهان؛ برای فتوحاتی مهم و مبهم، امید که مفید واقع گردد..
۳۰۷۸.

گشت نُمادها در پهنه اسطوره ها (جُستاری در انگاره های نمادین اسطوره ملک جمشید و دیو سیب دزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
نماد در مفهوم عام، نشانه یا تصویری است که برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام به شکل های گوناگون و در مفهوم خاص، همانند یک تصویر خیالی، مثل استعاره مصرّحه، بر بستر عنصر ادبی تشبیه استوار است. نماد در همه انواع ادبی و ازجمله در ادبیّات عامّه و به تبع آن در اسطوره ها، البته به فراخور و تناسب، نقش ایفا می کند. اسطوره ها نیز مانند دیگر مظاهر ادبیات عامّه، بخش عمده ای از میراث ادبی و فرهنگی بشر را می سازند؛ به عبارتی مَظهر هنجارهای فرهنگی، آموزه های اخلاقی، گرایش های روان شناختی، حوادث و فراتاریخ اقوام اند و از دیرباز همزاد و همراه زندگی اقوام و ملّت ها و بخش گسترده ای از حافظه مردم بوده اند. یکی از این نمونه ها در ادبیات فارسی، اسطوره «ملک جمشید و دیو سیب دزد» از مجموعه مشدی گلین خانم است. هدف از نگارش این مقاله، معرفی بیشتر این اسطوره، با رویکردی به شناخت نمادینه ها، وابستگی و درهم تنیدگی اسطوره ها، نمادها و کهن الگوها، انواع نمادهای موجود در آن و از همه مهم تر نشان دادن کارکردها و ظرفیت های عنصر ادبی نماد در اسطوره مدّنظر است. این پژوهش به شیوه اسنادی توصیفی و تااندازه ای تحلیل محتوا انجام می گیرد و سرانجام به این نتیجه می رسد که اسطوره «ملک جمشید و دیو سیب دزد» ظرفیت های گسترده ای ازمنظر نقد و تحلیل نمادشناسی و انواع انگاره های نمادین دارد. مطالعه، بررسی و رمزگشایی نمادهای این اسطوره، به درک مفهوم و شناخت پیام آن کمک می کند؛ نیز لذت خوانش آن را می افزاید و سرانجام خوانش را با موضوع مهم رشد هوشی روانی و شخصیت مخاطب، متناسب می کند.
۳۰۷۹.

انگاره های تقدس در آیین های سوگند در فرهنگ عامه کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۹۱
فرهنگ و باورهای عامه، بخشی مهم و اساسی از تمدن هر ملتی است و به دلیل ماهیت شفاهی آن، طی قرون و اعصار، زنده و پویا به حیات خود ادامه داده و از نسلی به نسلی منتقل شده است. فرهنگ و باورهای عامه که ریشه ای دیرپا و کهن دارد، با مظاهر مختلف فرهنگی ازجمله اسطوره، حماسه، زبان و... در ارتباطی تنگاتنگ است. نگارنده در این پژوهش با روش تحلیلی و میدانی و با هدف نیل به ریشه های آیین های سوگند در فرهنگ عامه کرمانشاه، به بررسی و تحلیل ارتباط باورهای عامه آیینی و نجومی عشایر کرمانشاه (با تمرکز بر ایل های سنجابی، کلهر و گوران) با اساطیر پرداخته است. برآیند تحقیق، گویای آن است که احترام به آسمان و سوگند به آن، اعتقاد به داوری خورشید و دعا به درگاه آن، سوگند به اوقات خورشید و ماه و آیین سوگند هفت گام، اصلی ترین اعتقادات تنجیمی در ایل های مورد مطالعه است که این باورها، ریشه در اعتقادات اساطیری ایران و آیین هایی مثل زروانیسم، مهرییسم و دین زرتشتی دارد. گفتنی است که معتقدات بین النهرین نیز در شکل گیری بسیاری از این باورها تأثیر نهاده و در دوره های متأخر، تأثیر باورهای اسلامی نیز قابل مشاهده است.
۳۰۸۰.

تحول مفهوم عشق و محبت در اندیشه عارفان مسلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
تحول مفهوم عشق و محبت در اندیشه عارفان مسلمانسخن عشق به آموزه های اساطیری و ادیان می رسد ، و تنها ضیافت عشق بود که فلاسفه را گردهم آورد.عارفان مسلمان با بهره گیری از آموزه های الهی- انسانی و تجربه عشق لطائف حکمی و نکات معرفتی و ادبی مهمی در باره محبت و اسرار آن بیان نمودند. در اندیشه عرفا میل ،موافقت و ایثار از مؤلفه های سلوک عارفانه می-تواند به محبت و عشق بیانجامد. هرعشقی با معرفت توأم است خواه قبل و یا بعد آن ، با وجود ممنوعیت عشق و بیان ناپذیری و مشکلات آن اما به دلیل جاذبه ذاتی ،معرفتی ، وراز وار بودنش در اشعار و رسائل عرفا تجلی نمود.در این سیر تکاملی محبت توأم با زهد با معرفت آمیخته به تدریج جای خود را به آموزه های معرفتی عاشقانه داد، ، با آنکه صوفیان عهد اول هم به راز و رمز عشق آشنا اما در دوره متأخر این آموزه ها عرصه و مجال بیان یافت وبه اوج قله اندیشه های عارفان تبدیل و پارادایم جدید و ماندگار وحدت وجود درعرفان و تصوف شکل گرفت . در این جستاربا روایت ریشه ها ، سیر و تحول مفهوم محبت و عشق در ارتباط با معرفت در عرفان اسلامی مورد بررسی تطبیقی و تحلیلی قرار گرفته است. کلیدواژه ها: محبت، عشق ، معرفت، عارفان،وحدت وجود

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان