قرنهای 6و7و8 هجری دوره اوج شکوفایی شعرتعلیمی صوفیه است، بستر این نهضت فکری، نابسامانیهای اجتماعی ناشی ازتسلط اقوام غیر ایرانی و ایلغار طوایف ددمنش بیگانه به این سرزمین بود که منجر به کشتار وخرابی وتباهی وفساد ودر نتیجه یاس وحرمان درمیان آحاد مردم ایران زمین گردید. آنچه در این لحظه های حساس چون جان داروی نجات بخش، مردم را از سقوط رهائی بخشید، تراوشهای فکری معلمان حکمت واخلاق وعرفان وتصوف در ساختار کلام منظوم با محتوای پندو اندرز وهدایت واصلاح بود که جامعه ایرانی را با هویت معتبر خویش در برابر آن همه تباهی وسیاهی حراست نمود وآلام دردناک آنان را تسکین بخشید. دراین دوره با سه جلوه شعر تعلیمی صوفیه آشنا می شویم: حکمت عملی،حکمت نظری، حکمت رمزی، وتجلی این سه مقوله را به اقتضای فرصت در جام جم اوحدی، حدیقه سنائی، ومنطق الطیر عطار، بررسی می کنیم.
"مضمون اصلی همه آثار مولانا عشق است. عشق جوهر اصلی و کلید دیوان شمس، مثنوی معنوی و تنها سرچشمه نور، معرفت و شناخت است. مولانا که در تمام زندگی اش در جستجوی یکی شدن با خداوند بوده، عشق را تنها راه رستگاری می داند. اگر در طی قرن های متمادی،عقل و تفکر مدعی کشف اسرار جهان بوده اند، مولانا اصل وجود را در عشق می یابد. از این روست که فقط در دیوان شمس می توان در حدود پنج هزار بیت را یافت که در مورد عشق، این ((اصطرلاب اسرار خدایی)) که با هیچ چیزی مگر با خود عشق نمی توان آن را تعریف کرد سخن به میان می آورد.
از نظر مولانا عقل پس از عشق در جهان ظاهر می شود. از آنجایی که عقل محدود است، در مرگ چیزی به جز پوچی نمی یابد ولی عشق در مرگ یکی شدن با معشوق، با خداوند، را می بیند. با این همه مولانا اشکال عقل را نفی نمی کند. جایگاه عقل و به خصوص عشق در آثار مولانا کجاست؟ برای پاسخ به این پرسش، این مقاله پژوهشی است در افکار مولانا از ورای دریای ابیات این شاعر بزرگ عرفانی."
جامی ـ شاعر، عارف و متفکر بزرگ قرن نهم ـ باآنکه غالب اشعارش سرشار از اندیشههای والا و انسانساز است، همچنان که زنان پاکیزه و صوفیمنش را میستاید، و با زنان درویش حال و رنج دیده همدردی میکند، به تبعِ تفکر حاکم بر عصر خویش، اشعاری در نکوهش زن دارد که بیانگر بیاعتمادی او به این جنسِ مکمّل است. بررسی نگرش او و هم عصرانش دربارة زن، میتواند گامی باشد، هرچند اندک، در بررسی نحوة تفکر عمومی عصر وی دربارة زن؛ و شاید گوشهای از سرنوشت زن را در دورانی که اقطاعداران و زمیندارانِ بزرگ برسرنوشت مردم حاکم بودند به تصویر کشد.